نتایج پست ها برای عبارت :

معنی بخور بخواب کار من است خدا نگاه دار من است

دوباره باید از اول شروع کنم
یک برنامه دقیق از همونایی که باید بدویی تا بهش برسی بنویسم و خودمو عادت بدم به کار کردن
یک مدت خیلی عالی روی ریل افتاده بودم و عین چی :)) کار میکردم
الان چند وقتی هست که به زور باید کنده بشم و برم سراغ انجام کاری و مثل چی :)) در حال بخور و بخواب و گیم بازی کردن هستم
حدیث عشق تو غم را، به آسمان  بسپردشراب ناب نگاهت ، دلم  به رویا بردبه خوابهای خوش و به ابرها  بالا برداگرچه بال ندارم ،  نیستم عاشقولی بسان کبوتر به بیکران ها بردبخواب چشم خمارم ،بخواب آیه عشقکه  موجهای نگاهت  مرا به  دریا بردکجا رود دل خسته کجا کند ماواکه دین و دل بگرفت  و مرا به فردا برد
یه ﻭﻗﺘﺎ ﻻﺯﻡ ﺯﻣﻦ ﺑﺨﻮﺭ ﺗﺎ ﺑﺒﻨ ﺎ ﺸﺘﺘﻦ .ﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﺭﺷﺪﺗﻦ .ﺎ ﻣﺮﻥ .ﺎ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ ﻣﻤﻮﻧﻦ!!!
 
ﺎﻫ ﻻﺯﻡ ﺟﻮﺭ ﺯﻣﻦ ﺑﺨﻮﺭ ﻪ ﺯﺧﻤ ﺑﺸ .ﺯﺧﻤﺎﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﺑﺰﺍﺭ ﺗﺎ ﺑﺒﻨ .ﺎ ﻧﻤ ﻣﺎﺷﻦ .ﺎ ﻣﺮﻫﻢ ﻣﺰﺍﺭﻥ .ﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﺭﺩﻥ .ﺎ ﻫﻢ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﺩﻥ .
ﻫﻮﻗﺖ ﺗﺎ ﺯﺧﻤ ﻧﺸ ﻧﻤﺘﻮﻧ ﺑﻔﻬﻤ ﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﻨﻪ!!!ﺩﺳﺖ ﻪ ﺴﺎ ﻧﻤ ﻣﺒﻨ ﻪ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﻗﺴﻢ ﻣﺨﻮﺭﺩ .ﻭ ﻪ ﺴﺎ ﻣﺮﻫﻢ ﻣﺰﺍﺭﻥ ﻪ ﺍﺻﻼ ﺎﺩﺷﻮﻥ ﻧﻤﺮﺩ .ﺯﻣﻦ ﻪ ﻣﺨﻮﺭ ﻣﺒﻨ!!!
ﺎ ﺧﻮ
سلام
احتمالا شما هم بارها و بارها شنیدید که برای لاغر شدن و چربی سوزی میگن عسل و دارچین بخور، فلفل به غذات اضافه کن، سرکه سیب بخور، زیاد آب بخور و . .
نمیگم این ها تاثیر نداره اما تاثیرشون معجزه آسا نیست. این طور نیست که شما هر چی دل تون بخواد بخورید و بعد بگید سرکه سیب می خورم مشکلی پیش نمیاد!
کاهش وزن یه اصل ثابت داره؛
بدن شما در طول روز به مقدار مشخصی غذا نیاز داره، اگه میزان غذایی که می خورید از مقدار مورد نیاز بدن بیشتر باشه، شما چاق تر، و ا
خر وصیّت کرد : فرزندم ! بیا و ‌خر نباش !این همه خر بوده ای ، کافی ست ، پس دیگر نباش !
یا تلاشت را بکن با پارتی پُستی بگیر !یا فرار مغزها کن ! توی این کشور نباش !
کار کردن مثل خر در شأن ما هرگز نبود !همتی کن وارثِ این شغل زجرآور نباش !
سعی کن یا رانت خواری یا زمین خواری کنی !هر چه می خواهی بخور اما پی عرعر نباش !
آخورت را پُر کن و تنها خودت از آن بخور !بیخودی دلسوز اسب و قاطر و اشتر نباش !
از مترسک هم نترس ، اصلا به او جفتک بزن !لیک روی خط قرمزهای گاو نر نباش
  متن شب بخیرمتن شب بخیردر این مطلب مجموعه ای از جدیدترین و زیباترین متن ها و اس ام اس های جدید و ناب با موضوع شب بخیر را جمع آوری کرده ایم ، در ادامه با سایت تفریحی پارسی سرا همراه باشید.متن شب بخیرشعر شب بخیر کوتاهلالایی کن بخواب قشنگترین یارمنو از خواب غفلت کردی بیدارلالایی کن بخواب معني عشقمالهی بمونی تو سرنوشتملالایی کن شبت به خیر عزیزمتمام عشقمو به پات می ریزمشعرهای شب بخیرشب بخیر ای سبب مستی و شیدائی منشده عشقِ تو یقین، علتِ رسوائی م
خواب بد دیدم
میان تعقیب و گریز و فرار از ادم قاتل و نجات خانواده ام خصوصا مامانم ک میفته و پاش در میره و فداکاری من ک ببریدش تا من مشغولش کنم این قاتل روانی .
از خواب میپرم
میرم نزدیکش اروم دم گوشش میگم خواب بد دیدم.
هیچ عکس العملی نداره فکر میکنم خوابه یهو ت میخوره میفهمم بیداره
میگم تو بیداری و هیچکاری نکردی و خودتو بخاب زدی
روشو میکنه بهم میخنده
عصبانی میشم
دستشو میاره بغلم کنه
دور میشم
میگه خب ببخشید نشد خابالو بودم
تکرار میکنم : تو شن
بعد از حدود ۴۰ روز اومدم مرخصی.هوای عسلویه غیرقابل تحمل شده اما خوب ظاهرا مهندسی این چیزها رو هم ممکنه در پی داشته باشه.خدا رو شکر پروژه داره خوب پیش میره و مهندسین و کارگرها دارن با نهایت توان کار میکنن و چیزی که در نهایت نصیبشون خواهد شد یه حقوق بخور و نمیر ، گذر عمر ، دوری از خانواده ، هزاران مشکل عصبی ، روحی و جسمی ، نداشتن امنیت شغلی و .در سال های بعد خواهد بود و باور کنید جایی که مهندسینش به این حال و روز برسن یعنی اون جامعه داره مستقیم به
قبل از ظهر است. روی مبل سه‌نفره‌ی داخل پذیرایی دراز کشیده‌ام و کتاب‌م را می‌خوانم. باباجون سینی به‌دست و با لب‌خندِ همیشگیِ روی لب‌ش وارد پذیرایی می‌شود و می‌گوید: بیا این‌ها رو تمیز کنیم.» برمی‌خیزم و روی مبل می‌نشینم. پوستِ خربزه‌هایی است که دیشب خوردیم.
رسم دیرینه‌ی خانه‌ی باباجون و مامان‌جون این است که ناهار را زود می‌خورند. نیم‌ساعتی بعد از ناهار چای‌ می‌آورند. بعد نوبت چرتِ سر ظهر است. حدودن یک ساعتی به‌طول می‌انجامد. س
هرچقد این پهلو به اون پهلو میشمهرچی بالشتمو بغل میکنمهی پتو رو تا زیر چونم بالا میکشمو.بازم خوابم نمیبره!حالا خوبه داشتم از خواب میمیردم و تصمیم به خوابیدن گرفتم!لنتی صب شد.کنکور،انتخاب رشته،آینده،پشت کنکور موندنتفکر،تصور،تصمیم،درد،کوفت،زهرمار!بگیر بخواب نفهم. اه+ من صرفا الان حسه کامنت جواب دادن ندارمو گرنه میبینید که خیلی بیکارتر از اینحرفام! -_-
آبجی دو روز بینی‌شو عمل کرده ،صبح پیشش بودم از اونجا اومدم شرکت و بعد از تایم کاری رفتم پیشش و شب هم پیشش موندم فردا صبحش اومدم شرکت و و بعد هم رفتم خونه خودمون 
شب با هم دعوامون شد ،میگه یه ذره بهت رو بدم پررو میشی ؛گفتم نبودی محبت کنم بهت .جنبه نداری!!!
حالا بگو محبتش چی بوده،عصر رو کاناپه خوابیده بود گفتم بیا پیش ما بخواب (محبت رو داشته باش خدا وکیلی!) 
ملت کادو میخرن ،گل میخرن ،این جای خوابشو عوض میکنه من جنبه ندارم :))
 
آقای هاشمی جهت یاد آوری: شما به عنوان یه مسئول اجرایی که دهه ها شما و آشنایانتان مسئولیت در نظام داشته اند و دولت و مجلس و شورای شهر در این ادوار هم از لیست شما و ابوی مرحومتان می باشد.
 
اما یک سوال ذهن من حقیر را درگیر کرده 
 
آیا واقعا شما وقوع چنین اتفاقاتی را در سیستان می دانید و اقدامی انجام نمی دهید؟؟؟
آقای هاشمی می دانی و کاری نمی کنی؟؟؟
آقای هاشمی شب می توانی راحت بخوابی؟؟؟
 
بخواب و بخواب بزن خودت را شاید آه بلندی دامن خیلی از شما را
از همینجا اعتراف میکنم بعد از دیدن فیلم dirty dancing برا یه لحظه دلم همچین پایان عجیبی خواست:شعر و رقص و بوسهخندیدنیه خانواده ای که درک کنه!و نسبت به کسی که هستی بهت افتخار کنه یا حداقل بپذیره!+مثلا که زندگی قصه شهر پریاست(فارسی فیری تیل)_چار صب غر نمیزنن+چار صب چیکار میکنن؟_بجای فک کردن به فیری تیل و قصه بگیر بخواب+تلاش کردم_فردمنش:"روزای سختیه نه؟باز میگم نه !مثل روزای دیگستتو سرم چیزایی هستباز میگم نه !مثل چیزایی دیگستبا خودم حرف میزنماز خودما
نگاه مکعبی یا شش جهتی یک اصطلاحه؛ یعنی آدم هر عملی رو میخواد انجام بده، از چند جهت بهش نگاه کنه.
ما آدما معمولا از همون یک جهتی که اول به ذهنمون میاد کاری رو انجام میدیم یا نمیدیم، ولی در نگاه مکعبی سعی میکنیم از چند زاویه ی دیگه هم به قضیه نگاه کنیم.
مثلا دوست دارم فلان چیز رو به دوستم بگم،
نگاه مکعبی میگه:
اثراتش رو هم بررسی کن، اگه بگی، اثراتش و عواقبشش چیه؟ 
شاد میکنه یا ناراحت؟ 
یا مثلا رفتار یکی ناراحتم میکنه‌، تو ذهنم اول میگم: 
قطع راب
ببار  ابـر  بهار  ،  اینجا  سراب  استبپرسی حالِ مـا ، خیلی خراب  استبه  تاکستان   اینجا ،  رونقی  نیستزساقی هم بپرسی ، او بخواب استزمانی  باده  در خم ، رونقی داشت!کنون در جمع ما، قحطِ شراب استولی  ساقی  خمی ،  در  گنجه   داردکه عمری پشت پرده،درحجاب استبیــا   دردی کشِ  میخانـــه ها  باشکه  رنــدان  بلاکش را صواب  استشرابِ  هفت  سالـه  ،  جان  ببخشدرقیبِ   بی بدیلِ ،  جامِ   آب   استبزن  جامی ز می ،  از  غم  حذر کنکه دنیـا  بعدِ می ، مثلِ  
                                         بسم الله الرحمن الرحیم
حق الناس نخور نماز نخواندی نخواندی، روزه نگرفتی نگرفتی⁉️
تو شغلت درستکار باش حق الله را خدا می بخشد⁉️
گفت می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن⁉️
یک سئوال چه کسی چنین اجازه ای به شما داد!؟
اگر پیشوا و جلودار به شما گفته بله درسته
اگر غیر از او هرکه گفته مگه به گفته هرکسی باید ترتیب اثر داد!؟
مگه فقط اذیت و آزار مردم ممنوع و حرام
شما یا مسلمان هستید یا نیستید
اگر نیستید شما
یه روزایی بود
که ساعتها به دیوار روبروم خیره میشدم و متوجه گذر زمان نمیشدم به خودم میومدم میدیدم چند ساعت گذشته و آدمی که روبروم نشسته بود نیست و من اصلا متوجه نشدم  یه چیزایی حس میکردم ولی نمیفهمیدم اون حسه چیه؟ میرفتم بیرون برمیگشتم میدیدم اع؟ صبح شده؟ کی؟ همین الان ظهر بود میدیدم بقیه کنار سفره هستن میگفتن بیا صبونه بخور مینشستم سعی میکردم عادی جلوه کنم که بقیه ناراحت نشن بعد مثلا مامان میگفت دیشب خیلی صدات کردم بیای شام ولی نیومدی میفه
همه چی تاریکه اونقد تاریک که حتی ماه نورشو از اتاق دریغ کرده. فقط نور صفحه ی گوشی من هست که داره تاریکی اتاق رو آزار میده و این تاریکی رو از وسط متلاشی میکنه.اما من، من فهمیدم که یار غار دیوارهای اتاقم.هر شب تو تنهایی، تو سکوت، و آرامش زجرآور کارم شده نوازش دیوار های این اتاق سرد. سردتر از یخ، سردتر از غم، سردتر از دوری و تنهایی. نمیخوام حس تنفر پیدا کنن.تنفر از بودن، از سختی، از بی ارزش بودن و از همه مهم ترحس تنفر درونی از دوست نداشته شدن.که م
من باید از این واقعه ی شوم بگویم
بر هم نزن و گریه نکن این دو سه خط را
گُه خوردن از این خانه به آن خانه ندارد
بردار بخور سهمیه ی واجبی ات را!
من شاهره ی بد دهن هرزه زبانم
آداب نمانده است که اندوخته باشم
در سیطره ی خشم و جنون ، جانی و مجنون
من از چه کسانی ادب آموخته باشم؟
⁧#اشرف_گیلانی⁩
امروز کسی را دیدم که در پس عینک آفتابی‌اش در نگاه اول شبیه تو بود. همان نگاه اول وجودم را لرزاند، یادت افتادم، دلتنگت شدم ولی نبودی!
نبودنت بر تمام جانم نشست. دوباره با خودم مرور کردم که چرا نگاه تو هیچ‌گاه قسمت من نشد! سهم من از این زندگی چیست؟
بی تو چیزی برایم دوست داشتنی نیست.
بیا.
امروز زنگ زدم ب آبجی گفت طبقه بالا نشسته،دختر عمه مامانم سرزده اومده بود و برا اینکه نمی‌خواد تا ورم بینیش نخوابیده کسی ببینتش ،رفته بالا 
بهش گفتم قرص جوشان ویتامین سی و امگا سه بخر 
بعد با خودم فکر کردم ،الان من باید اینا رو براش می‌خریدم نه این‌ک بهش بکم بخر و بخور برات خوبه 
الان عذاب وجدان گرفتم از طرفی ته حسابم بیت تومن بیشتر نیس و یه ماه دیگه حقوق می‌گیرم
:\
این چه حس و حال عجیبیه که من دارم؟ خدایا تحملش برام سخته! یه چیزی تو دلم داره داد میزنه. ولی بی صدا. نمیشنومش. دلم برای یه چیزی تنگ شده که به گمونم هیچ وقت نداشتمش. به گمونم اونقدر از دو ساعت پیش تا حالا فکرای متنوع اومدن و رفتن که ذهنم خسته شده. انگار که واقعا با تک تک آدمایی که بهشون فکر کردم حرف زدم و تو تک تک جاهایی که بهش فکر کردم راه رفتم و همه اتفاقایی که بهش فکر کردم برام افتاده. تو همین دو ساعت. واقعا فکر کردن آدمو خسته میکنه. چرا فکر میکنم
زنگ زد.رسیده وین.یک ساعت و نیم دیگه پروازشه به زوریخ، اه چقد این پروازهای دو توقفه رو اعصابهالبته توقفاش کمه بازم خوبه.گفت دیگه بگیر بخواب ولی گفتم بیدارمو قبل پرواز زنگ بزنه.تازه نمی دونه میخوام بیدار بمونم تا برسه زوریخ و وقتی از زوریخ پرید دیگه میخوابممیشه چهار صبح
چهار صبح میخوابم تا دهساعت 12 میرسه.میخوام برم استقبالش فرودگاه.
ااااااااااااایز :))))
یکی نیست بگه که بشر، بگیر بخواب، مگه مجبوری پست می‌ذاری؟!
منم بهش میگم که مغزم اضافه بار داره، باید درستش کنم.
____
دلم یه کیسه بوکس می‌خواد! نه، حسش نیس. دلم اصلا چیزی نمی‌خواد، غلط کرده اصلا چیزی بخواد.
____
بزرگ‌ترین لذت این روزا که از پروژه‌های درسیم آزاد شدم، خوردن آب یخه. در این حد والا و متعالی.
____
شنبه همین هفته برای اولین بار توی چهار سال دانشگاه، به یکی از دخترهای دانشگاه سلام دادم‌. اعتراف می‌کنم که تو عمل انجام شده قرار گرفتم.
____
- هروقت منتظر شروع نماز جماعت هستم جای نگاه کردن این ور و اون ور، 70 تا استغفرالله. اگه تو سجده بگم که خیلی خوبه.
- نگاه حرام یعنی تو خیابون یا تو اتوبوس که هستی اصلا به بیرون یا حداقل پیاده رو ها نگاه نکن که ناخودآگاه چشمت به اون خانومای بی حجاب نیفته. یاعلی محمد.
 - مسخره کردن یعنی همین حرفای الکی که به رفیقات میزنی. نباید بزنی.
ان شاءا. رعایت کنم
وحشی ترین هم باشی .باز هم یکی را میخواهی که بیاید و رامت کند .تنها ترین هم باشی باز هم یکی را میخواهی تا خلوتت را پر کند .بی نیاز ترین هم باشی .باز هم یکی را میخواهی تا مرحمت باشد سالم ترین هم باشی گاهی دلت سیگار میخواهد .عاقل ترین هم باشی گاهی دلت دیوانگی میخواهد این طبیعت این دنیاست چرا بر مبنای قانون هایی بی اساس زندگی میکنی ؟فکر نکن جانا !یک بار هم که شده دلت را به دریا بزن و دیوانگی کن .جیغ بزن ، برقص ، گریه کن ، تند تند حرف بز
بند هایی در زندگی ام بوده اند ؛از کودکی احساس میکردم شان
یادم هست که تلاش میکردم برای رهاشدن؛ ولی
هرچه بزرگتر شدم اون گره ها رو که نتونستم باز کنم هیچ بلکه گره و بندهای جدیدی اضافه کردم
واما اکنون
بعد ازبیست و یک سال و چند ماه احساس میکنم اسیر این بندها شده ام
نمیدانم چرا ولی وقتی یه نگاه به بندهای ضخیم و یه نگاه به عزم و اراده خودم میندازم میترسم
میترسم از اینکه زورم نرسه؛عمرم که داره مثل برق و باد میگذره اونم به چه قیمتی؟!
به قیمت سپید
 رسیدم خانه و مام‌بزرگ با یک عالمه نان نشسته بود روی مبل و با قیچی تکه‌تکه می‌کردشان برای بسته‌بندی. کنارش روی زمین نشستم و یک‌ تکه‌ی خشکش را کندم و دندان گرفتم. دایی خانه‌ی ما بود. قرار بود شبانه راهی جاده شود برای سفری. توی آشپزخانه بود، پرسید شام می‌خورید؟ مام‌بزرگ گفت فعلا نه، تو بخور که زود راه بیفتی بیچاره نکنی من رو. دایی پرسید من شب تا صبح رانندگی می‌کنم، تو بیچاره می‌شی؟ گفتم مام‌بزرگ تا برسی نمی‌خوابه. گفت من چهل ساله دارم را
سکانس اول: دخترک شاید نمیداند و بدحجابی میکند تو که میدانی نگاه نکن
سکانس دوم: پسرک شاید نمیداند و نگاه میکند تو که میدانی خودت را بپوشان
پ.ن:
دخترجان! گناه تو نگاه پسر را به دنبال دارد
پسرجان! نگاه تو ترویج میدهد این بی حجابی را.
کل اولئک کان عنه مسئولا»
#روز_عفاف_و_حجاب
شبکه ی پویا رو نگاه می کنم، یه ه داره خودش رو معرفی می کنه به بچه ها. همینطور که حرکت میکنه میگه مرسی که با من میاید چون من اگه شنا نکنم غرق میشم:/
آخرش میگه من همه چیز میخورم،یهو میاد سمت دوربین وبا صدای خبیث میگه حواستون باشه نخورمتون:| 
خو من با این قد و هیکلم زهرم ترکید، بچه ی بینوا چجور اینو نگاه کنه خو؟+میدونستید هواپیما ها هم سرما میخورن؟ اگه نمی دونستید شبکه پویا رو نگاه کنید تا بدونید:/
زیاد خورده ام این مِیِّ جاودانم رابگیر دیگر از این دست، استکانم راتلو تلو  چو در این راه می خورم نه عجب! زیاد خورده ام و بشنو داسِتانم راخدا چرا بَدَت آید ز نوش کردنِ مِی؟که بر سرم کُنی آوار، آسمانم را؟!شبانه بر سرِ کوچه کِشَم چه عربده هاکه وهمِ عربده غارت کُنَد امانم راچو جُرعه جُرعه بنوشی مرا گَلَست شویبدونِ جُرعه بخور باده هایِ جانم رانماز و روزه یِ من بوسه کردنِ رُخِ توستقبولِ حق چو شود شاد کُن روانم راهُمایِ بخت به بامم نشست و تاراندم !
اینجا کلیک کنید
این یوتیوب چنل یکی مثل اوشو هست که حرفای جالبی میزنی و میتونید یک بعد از ظهر رو باهاش سپری کنید.

"وقتی ملت دعا میکنن و نگاه به آسمون میکنن در 99 درصد مواقع به جهت اشتباهی نگاه میکنن چون به هر حال بهشت در یک طرف این دنیا قرار داره. بعد میگه اصلا بالا و پایین چه معني میده؟ به اصطلاح around اصلا مهم نیست چیزی که درون تو هست مهمه!" 
_با اندکی تغییر 

No body knows which is down, which is up it is just a assumption*. isn't it? isn't it so?
Assuption: a thing that is accepted as true or as certain to happen, w
زاویه ی دید ؛چیزی که بیشتر انسان ها با آن تغییر کرده اند .
گاهی موقعی که زندگی میکنیم نمی دانیم که همه چیز را باید با نگاه مثبت دید بنابراین بعضی از مسائل را با نگاه بد نگاه میکنیم
ما باید خوشبین باشیم که به این می گویند دیدگاه خوب .
سعی کنیم این دیدگاه را در زندگی و زاویه ی دیدمان قرار دهیم.
خاک آب است ما بدون خاک از تشنگی می میریم بدون خاک درهم فشرده می شویم با خاک زیاد خفه می شویم خاک مثل آب آرامش می دهد وقتی آدم به خاک نگاه می کند به عظمت آن به وسعتش به بزرگیش خیره که می شود انگار آدم محو می شود مثل این است که به آسمان نگاه کنی وناگاه خود  را روی آسمان ببینی حرکت بی معني می شود من کجا حرکت مس کنم از یک طرف دل خاک به طرف دیگرش می روم ولی هنوز داخل دل دنیا هستم کویر را ببین که با آت عظمتش بادی حرکتش می دهد اتحاد دانه های شن را ببین که ا
تو شونزده سالگی برای اولین بار تصمیم گرفتم که به صورت جدی به یه مسئله از یه زاویه ی متفاوت با چیزی که همیشه بهمون گفته شده نگاه کنم ، اون مسئله هم گروهک منافقین یا مجاهدین خلق بود و طریقه ی جذب اعضا به گروه و.این کار باعث شد هر وقت چیزی شنیدم دیگه راحت قبول نکنم و سعی کنم از زاویه مقابل هم به مسئله نگاه کنم حتی در مقابله با افراد هم گاهی سعی می کنم خودم و رفتارهام را از نگاه اون ها ببینم. این کار باعث میشه گاهی به عکس العمل اون ها در مقابل رفتا
+بعضی آدمها حتی اگر بخواهند هم نمی توانند حرف بزنند.یک عمر نگاه کرده اند.
یک عمر هرجا که باید حرف میزدند نگاه کردند.
هرجا که تکه ای از وجودشان می مرد نگاه کردند.
+چرا میگه نمیترسه؟
از چی مطمئنه که نمیترسه؟
چرا انقدر راحت میتونه ذهن منو بخونه؟
چرا انقدر غیر واقعی بنظر میرسه؟
+ نمیشه ازش دور شد. به هر طرف بری به اون میرسی.
انگار میخواد مطمئن باشه که ازش فرار نمی کنی.
که اگه دنیا خالی شد تو هستی.
که دوباره قرار نیست تنها بشه.
+نگاه می کنی.
نگاه م
من را نگاه کن که دلم شعله ور شودبگذار در من این هیجان بیشتر شود قلبم هنوز زیر غزل لرزه های توستبگذار تا بلرزد و زیر و زبر شود من سعدی م اگر گلستان من شویمن مولوی سماع تو برپا اگر شود من حافظم تو اگر نگاه کنی اگرشیراز چشم های تو پر شور و شر شود ترسم که اشک در غم ما پرده در شودوین راز سر به مهر به عام سمر شود آنقدر واضح است غ بی تو بودنماصلا بعید نیست که دنیا باخبر شود دیگر سپرده م به تو خود را که زندگیهرگونه که تو خواستی آنگونه به سر شود  
راحت بخواب ای شهر ! آن دیوانه مُرده‌ست در پیله‌ی ابریشمش پروانه مُرده‌ست در تُنگ، دیگر شور دریا غوطه‌ور نیست آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مُرده‌ست یک عمر زیر پا لگد کردند او را اکنون که می‌گیرند روی شانه، مُرده‌ست گنجشکها ! از شانه‌هایم برنخیزید روزی درختی زیر این ویرانه مُرده‌ست دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش آن شمع را خاموش کن! پروانه مُرده‌ست.
شاعر: فاضل نظری
بغض نوشت:
شعر های فاضل نظری بی نظیر هستند
وقتی همه خوابیده اند.آن هنگام که دل آسمان شب برای دیدار خورشید تاریک  و تنگ شده است
ناگهان نوایی از سوی آسمان دلتنگ،  به گوش میرسد: .خدا بزرگتر است.خدا بزرگتر است.خدا بزرگتر است خدا بزرگتر است.باتمام وجود گواهی میدهم هیچ خدایی جز او نیست.
.
و ناگهان. از میان همه ی تن های خسته و بخواب رفته تنها، قلیلی بیدار میشوند.
با آب زلال گرد خواب از صورت و دست میشویند.
و می ایستند .
و میگویندخدا بزرگتر استخدا بزرگتر است گواهی میدهم خدایی جز
با اینکه اقلّیت بی دینی هم در جامعه ما موجودند، ولی اکثریّت را دینداران تشکیل می دهند. با اینهمه، همین اکثریّت دیندار نیز با شیب ملایمی به سمت سکولار شدن پیش می روند و اقلیّت کاذبی هم که رودرروی آنها قرار گرفته اند، آن دسته از دینداران ی و انقلابی هستند که انقلابی بودن برای آنها به نوعی طبقه، صنف اجتماعی و شغل محسوب می شود. اینها که همه را با یک چشم می بینند، چشم دیدن دیگران را ندارند و مفهوم انقلاب را هم در طیّ سالها به نفع خود مصادره کرد
یکی از خوبی های اپلیکیشن های شبکه های اجتماعی داخلی اینه که اعضای فعال نمونه های خارجی دیگه اینجا نیستن. ( خیلی دوست داشتم بجای کلمه فعال ازیه کلمه درخور استفاده کنم. ولی سعی کردم خویشتن دار باشم! ) اول اینکه تند تند پیام میدن. مجبوری جواب بدی. وگرنه ناراحت میشن و میگن چرا ج ن؟! دوم اینکه تو گروه ها هم پیام میدن. که هیچی به اطلاعات آدم اضافه نمیکنه؛ من که اصلا نمیخوندم. بعدش دوباره ناراحت میشن که چقدر بی احساس و بی لیاقتین! این همه پیام فرستادم. و
به خدا همین چند دقیقه پیش یه غم بزرگ داشتم چون به این نتیجه رسیدم که قیافم جلب توجه می کنه. بدم میاد جلب توجه کنم. رفتم تو آینه خودمو نگاه کردم با خودم گفتم: "خاک تو سرت شبیه **هایی" بعدم خواستم بیام اینجا بنویسم: "چرااااا انقدر قیافم غلط اندازهههههه؟!" درس می خوندم یادم رفت بیام.می دونی چیه؟ الآن متوجه شدم.گیس بستم که مو ازش رد می شه. از بازدید کننده ها کسی بخواد، عکس می دم ببینید. خیلی بامزس. اونه که جلب توجه می کنه. من نیستم.به گیسم نگاه می کنن نه
یکی از وظایف من در محل کار نوشتن متن معرفی محصولات برای سایت و اینستا است. مجموعه ما یه جمع ارزشی هست که درواقع فروشگاه اینترنتی محصولات مادر و کودک محسوب میشه که تمرکزش روی کودکان زیر دو ساله
دیروز یه قطره ویتامینه روی میزم گذاشتن و گفتن برا اینستا مطلب بنویسم. ایرانی نبود. شروع کردم سرچ کردن درموردش و ترجمه نوشته های روی جعبه اش. که دیدم عه! برای گروه سنی 4 تا 10 سال مناسبه که!
از طرفی خیلی هم درمورد این قطره تاکید شده بود که بیش از اندازه گفته
تا حالا به لیست شماره های توی گوشیت نگاه کردی؟؟؟؟هر کدوم چیو یادت میارن؟؟؟تا حالا پرسیدی چرا شماره این باید توی گوشی باشه؟؟؟فکر میکنم گاهی وقتا ما دوستامون رو موضوع بندی میکنیم.اگر نگاه اقتصادی داشته باشیم، میگیم فلان دوست موقع بی پولی میتونه قرض بده.اگه نگاه هنری داشته باشیم، میگیم فلان دوست در این زمینه میتونه کمک کنه.اگه . اگه . اگه .همش خوبه، نمیگم بد.ولی کاش لا به لای اون همه شماره، حداقل باشه شماره ای که مواقع دلتنگی و دلگیری ا
از وقتی دور برم را شناختم،  دیدم تنها کشوری که جرات کرده روبروی قلدر هفت تیرکش، دنیا بایستد ایران است.
من خوشحالم که ایرانی هستم، نه به خاطر کوروش که نمیشناسمش. حتی اگر استوانه صلحش را اولین سند حقوق ‌بشر بدانند، آخر هر قدر هم سعی کنم آن را نمی‌توانم بخوانم، چه کنم اومل هستم و اعتمادی به مترجم های انگلیسی خط میخی ندارم!
خمینی را که شناختم خوشحال شدم، که هر چند بار بخواهم، میتوانم وصیت نامه اش را بخوانم و حقوق انسان را در آن ببینم.

خوشحالم که
مدت هاست که وقت نکردم بیام اینجا.توی این دو سه ماهه اخیر مشکلات زندگیم زیاد شدن که دیگه حتی نمیتونم به یه آینده روشن فکر کنم.صبح تا شب گرفتارم و هر وقت هم بیکارم هزار تا فکر و خیال میکنم.
وضعیت مالیم ، وضعیت خانوادگیم ، وضعیت درآمدم ، وضعیت روابطم و . خیلی وخیم شده و راستش دیگه نمیکشم.میخوام از خیلی هاشون فرار کنم و دوباره برگردم عسلویه و به یه کاری شبیه به کار قبلیم ادامه بدم.قرار نیست من همه مشکلات رو حل کنم و خیلی هاش از عهده من هم بر نمیاد.ح
نذر صدوچهارده هزار صلوات.
هی فکر میکنی به ته ذکر رسیدی، به شمارنده که نگاه میکنی میبینی کلی هنو ازش مونده!
تو معنویت هم اگه مثل معصومین نبودند گمان میکردیم به ته معنویت رسیدیم، ولی وقتی به اونا نگاه میکنیم میبینیم کلی عقبیم.
و خوب برخلاف شماره اندازها، کمالات اهل بیت قابل احصا نیستند پس همیشه این حالت وجود داره و نمیرسه وقتی که انسان احساس بی نیازی نسبت به انجام اعمال داشته باشه.
صوفی چه فکر میکنه نمیدونم؟!
درمان رطوبت و خشکی بدنمراد از زیاد بودن رطوبت بدن ، زیاد شدن آب بدن است، علائم آن زیاد شدن آب دهان است به طوری که موقع خواب آب از دهان می ریزد و یا موقع حرف زدن  آب از دهان می ریزد و یا آب در دهان جمع می شود. زیادی و تکرر ادرار ، تعرق زیاد ، خواب زیاد ، سرد شدن بدن و احساس سنگینی ، از نشانه های رطوبت بدن است.هر که یکی از این نشانه ها را داشته باشد رطوبت بدن دارد.صفرا چون گرم و خشک است باعث می شود فرد مرتب تشنه شود و در نتیجه زیاد آب بنوشد و رطوبت بدنش
آموزش امنیت شبکه
هر زمانی که شبکه و ارتباطات مطرح است امنیت شبکه نیز به همراه آن مطرح می شود. در حالت کلی امنیت شبکه به مجموعه اقداماتی گفته می شود که به منظور جلوگیری از بروز مشکلات امنیتی در بستر شبکه صورت می گیرد. این مجموعه اقدامات می تواند بصورت راهکارهای متعددی در غالب سرویس های سخت افزاری و نرم افزاری پیاده سازی شوند.
 
 
دوره های امنیت شبکه
 
دوره CEH (هکر قانونمند)
هکر قانونمند CEH، متخصص کامپیوتر و شبکه است که امنیت سیستم‌ها
آموزش امنیت شبکه
هر زمانی که شبکه و ارتباطات مطرح است امنیت شبکه نیز به همراه آن مطرح می شود. در حالت کلی امنیت شبکه به مجموعه اقداماتی گفته می شود که به منظور جلوگیری از بروز مشکلات امنیتی در بستر شبکه صورت می گیرد. این مجموعه اقدامات می تواند بصورت راهکارهای متعددی در غالب سرویس های سخت افزاری و نرم افزاری پیاده سازی شوند.
 
 
دوره های امنیت شبکه
 
دوره CEH (هکر قانونمند)
هکر قانونمند CEH، متخصص کامپیوتر و شبکه است که امنیت سیستم‌ها
در نگاه اول که میبینی میگویی به به چقدر منظره قشنگی چقدر طبیعت زیبایی 
چقدر تصویر هنری قشنگی 
واقعا اصلا اینجور جاهایی هست! 
حتما خارجیه 
اما وقتی کمی با دقت به دیواره های این طاق نگاه کنی
خواهید دید اینجا یکی از بنا های ایرانی است
تنها فرقش همین است 

این شاهکار با چه چیزی پاک شدنی ست!! 
 راننده تاکسی گفت: 
بهترین شغل دنیا راننده تاکسیه،
چون هر مسیری خودت بخوای میری،
هر وقت دلت خواست یه گوشه می ‌زنی بغل استراحت می ‌کنی،
هی آدمهای جدید و مختلف می بینی، حرف‌های مختلف، داستان ‌های مختلف.
گفتم: خوش به حالتون. 
راننده گفت: حالا اگه گفتی بدترین شغل دنیا چیه؟ 
گفتم: چی؟ 
راننده گفت: راننده تاکسی،
چون دو روز کار نکنی دیگه هیچی تو دست و بالت نیست، 
از صبح هی کلاچ، هی ترمز، پادرد، زانودرد، کمردرد، 
با این لوازم یدکی گرون، یه تصادفم ب
غم مخور گر حاکمی می شود                                                 شکوه ز بی کفایتی دوران می شود
غم مخور خزانه خالی کرده است                                                  غم بخور مردمی بی خرد پرورده است
مردمان چشم بسته پای بقچه رفته اند                                          بی خیال زعلم و عالم دوران رسته اند
مردمی که بهر ان دست می زنند                                            حق شکوه و ناله زخود پر می زنند
مردمان با دست زدندحناق گیرند                     
سلام به همگی
من حسینم. 25 سالمه و توی مشهد زندگی می کنم. چند وقتی بود که درگیر سرفه های عجیب و شدیدی شده بودم. سرفه هام به حدی بود که نفسم بالا نمی اومد و از شدت درد قفسه سینه داد می زدم.
من یک ماه درگیر این سرفه ها بودم و تقریبا وسط های هفته سوم بیماریم به اوج خودش رسیده بود.
به معني واقعی کلمه داشتم هلاک می شدم.
هر کسی پیشنهاد خودش رو یه من می داد. مادر بزرگم می گفتند: زنجلیل رو با لیمو و عسل بخور پسرم چون مثل آب رو آتیشه.
خوردم، اما بدتر شدم و تقریبا
شبها و غروبها میرم پیاده روی کنار اقیانوس،
و فروب آفتاب رو تماشا میکنم،
و اینقدر پشه منو زده که تمام دستام دون دونه.
ببینین،
اینجور ادمها، آدمهایی که "پیر درون" دارن،
آدمهای خوبی هستن معمولا، خوبن، سالمن، کاملا میدونن چی درسته و چی غلطه، معمولا آدمهای تنهایی هستن،
معمولا سطح فکر خوبی دارن،
معمولا سعی میکنن خلاف جریان حرکت کنن، خیلی فکر میکنن، توی تنهاییای خودشونن،
کنار خونه شون ممکنه بهترین و زیباترین بارها و کلاب ها باشه ولی اینها اونجا
چه طوری چاق بشم _ چون لاغر مردنی هستید مسخره تان میکنند؟ خسته شده اید از بس بهتان گفته اند لاغر مردنی ؟ همش بهت میگن یکم غذا بخور چاق بشی… اینقدر از این حرفا بهت زدند که تو هم همیشه بهشون میگی:
خب بابا چیکار کنم استعداد چاقی ندارم … ولی بعدش میری توی اینترنت و کلی سرچ میکنی که بفهمی چطوری چاق بشیم … بعد میبنی اونجا کلی کامنت ملتمسانه هست که…
خیلی لاغرم چیکار کنم سریع چاق بشممیخوام یک هفته ای چاق بشمچه قرصی بخورم چاق بشمچه غذایی بخورم چا
روزی چند بار تصمیم می‌گیرم آن صفحه‌ی کپک زده‌ی متروک مانده‌ی بی‌مصرف را برای همیشه ببندم و تمامش کنم اما یک چیزی مرا به آن‌جا وصل کرده است. یک چیزی به جز تو. گفته بودم اگر مانده‌ام فقط به خاطر تو مانده‌ام، دروغ نگفتم؛ اما چیزی که نمی‌گذارد آن صفحه را ببندم، حتا اگر تو هم دیگر آن‌جا نباشی آن عدد مزخرف بالای صفحه است. ۶۵۵ پست ناقابل. ۶۵۵ عکس در شش سال که خدا می‌داند هر کدامشان چقدر وقتم را گرفته. امروز رفته بودم آن قدیمی‌ها را نگاه می‌کرد
بسم الله الرحمن الرحیم
معمولا دین داری و ثروتمندی دو امر متضاد دونسته میشه! درحالی که دین اومده منو قدرتمند کنه و همه میدونن یکی از لازمه های قدرتمندی ثروت هست. آره! ایمان به خدا هم به انسان قدرت میده ولی با پول میشه خیلی کار ها کرد. اینکه صهیونیست ها قدرت رسانه ای زیاد و در کل قدرت زیادی در کنترل افکار و سبک زندگی مردم جهان دارن همین قدرت اقتصادی بالای اون هاست. اینکه یک مسلمون پول درحد بخور و نمیر داشته باشه بدرد نمیخوره.پس ایجاد ارزش افزوده
الان داشتم ی مقاله میخوندم و فیلم مربوظ بهش رو تو یوتیوب میدیدمکه مربوط به رژسم غذایی بود و مقاله هم برای پزشکا و دانشگاهای پزشکی امریکا بوددر مورد قند و این که چجوری هر سال مصرفش زیاد میشه و تاثیرشی نگاه به خودم کردم از چند سال پیش هرروز دارم قند بیشتری میخورم خوب ی تصمیم گرفتمبه جای این که بگم تا فلان زمان باید فلان قدر کم کرده باشم به آینده اینجوری نگاه نکنممثلا من هفتع پیش شاید 3 لیتر نوشابه خوردم!من قبلا نوشابه نمیخوردم و حتی بدم میومد ا
تو سراشیبی سقوط بودم که دستمو گرفتی.
منو بردی به مهمونیه بهشت،به میزبانیه ماهه کاملت.
اما با این همه
سیر نمیشم از نگاه کردن به دستای تو.
که کارش بخشیدن و شفا دادنه.
این بغض به گلو نشسته و این اشک برای همیشه ی تو چشمای من خونه کرده.
چطور از آرزوی خواستنت کم کنم.وقتی هرروز دلتنگ ترم.
 
دلم سرگردون بین یه عالمه نگاه و خواستن و نخواستن هرلحظه هزار تیکه میشه.
تا بیام پیداش کنم و بند بزنم گم میشم بین صداهای عقلم.حالا جهنم رو ببین!
حق بده که به
تو اولین نگاه عاشق دخترک قالب وبلاگم شدم 
تو حال و هوای خودش خوشه.
کاری که من تو کل زندگیم انجام دادم و میدم
 
+خیلی دلم میخواست که از شخصیت چند سال پیشم که این وب رو ساخت فاصله بگیرم
+قالب قبلی رو خودم دیزاین کرده بودم
+ولی دیگه به روحیاتم نمیخورد
+پس هپی برد دی نیو وبلاگ
خیلی بده که چیزی که در اسلام مایه مباهات و نشونه اوج احترام به شخصیت زنه، از طرف بعضی منورالفکرها کوبیده میشه و بعنوان نگاه اقتصادی به زن قلمداد میشه!
خانما گول این حرفای بظاهر قشنگ رو نخورید.مهریه یه تلنگره به مرد که خانمتو مفت و مجانی به دست نیاوردی.
 یه لباسم بخواین بخرین باید سر کیسه رو شل کنید، اونوقت تشکیل زندگی همینجور رایگان؟ 
آقائه توییت کرده که کمپین نه به مهریه! نه به نگاه اقتصادی به زن! 
مدیونید اگه فک کنید زورش اومده مهریه بده!
من عاشق نگاه غریبانه ی تو ام
من میهمان هر شب و هم خانه ی تو ام
یک شب بیا و در شب تارم قدم بزن
من که اسیر دام تو و دانه ی تو ام
جام شراب با لب تو مست میشود
یک جرعه از شراره ی پیمانه ی تو ام
من بی تو مثل جام تهی از شرابم و
بی خود که نیست عاشق و دیوانه ی تو ام
باغی پر از طراوت گلهای لاله ای
من در هوای باغ تو پروانه ی تو ام
نیلوفرانه در دل من پیچ میخوری
مردابم و برای تو کاشانه ی تو ام
در آسمان چشم تو ابری نمیشوم
من کوله بار عشقم و بر شانه ی تو ام
وقتی که باد ز
همین حالا که پیاده کردن وویسای پاتولوژی بالاخره تموم شدن و دارم از پنجره ی کتابخونه ی خوابگاه به شاخه های تازه جوونه زده ی درختا و آسمون ابری نگاه می کنم، احساس می کنم خوشبختی خیلی دور نیست.دخترا دارن تو حیاط زیر نم نم بارون چرخ می زنن و بلند با اِبی می خونن.این روزای اوج، این روزای پر از حس.کاش تموم نشه هیچ وقت این روزا، کاش حسامون نمیرن هرگز. که بارون و درخت و جوونه و ترانه غریبه و بی معني نشن یروز.من این آخریا که حالم خوب نبود، از تاریکیا نو
حسد. تهمت. تهمت!
حسد. زخم زبون. زخم زبون!
حسد. حق رو ناحق کردن. حق رو ناحق کردن!
حسد. حق الناس. حق الناس!
حسد.
فخرفروشی!!
حسد. و . چیزهایی است که از کلاس درس اخلاق یاد گرفته بود.
حالا هم حتما" آنجا کلاس های درس شهادت است! هه. نشستم نگاه میکنم جنگی رو که میدونم برنده اش کیه نگاه میکنم و منتظرم منتظر حق ناحق شده مان منتظر کوتاه شدن دستتون از سرنوشت ما
منتظر خدا

 
دارم با خودم فکر می کنم که این عجیب نیست؟ که اینقدر به همه چیز با عشق نگاه کردن؟
به درد. به سختی. به محبت. به درخت و لیوان و سگی که ازش می ترسم. به ترس و حتی اضطراب.!
یه جایی توی زندگی گفتم که این ماییم که به زندگی معني می دیم, اینکه ماییم که اتفاق ها و هر چیز رو تعبیر می کنیم. و نه اینکه تعبیری وجود داره براشون که همونه و بس!
دنبال تعبیرهای قشنگ رفتم. روزا رو قشنگ دیدم.
نه اینکه عشق مقابل خشم باشه؛ نه اینکه نباید جهت گرفت و مقابل چیزی نایستاد. ا
آزادی های افسار گسیخته و لجام کشیده اخلاقی حاکی از این نکته اصلی است که در نگاه مردم ما دنیای غرب به چشم عبرتهاست. در دنیای غرب به ویژه آمریکا تمام آزادی های فردی موجود برای رفاه و تفریح یک انسان را با تمام امکانات کسب لذت های جسمی و جنسی فراهم نموده است لکن هنجار های اخلاقی بسیاری را لگدمال کرده است. انسان دنیای غرب در آسایش جسمی است اما تشویش در آرامش روحی، تضاد و پارادوکس فوق العاده زیادی بوجود آورده است.این راه بی راه را نباید به جامعه ایر
قسمت پنجم-جلد اول

پامو ول کرد بلند شدم جلو در یه صندلی چرمی بود، روش لم دادم و به گرگ
نگاه کردم واقعا عجیب بود، عجیبتر اینکه منو نخورد و با من به مهربانی
برخورد کرد،

به صورتش نگاه کردم. بهش زل زده بودم و تمام جزئیاتشو بخاطر میسپردم ،
سرشو ت داد و گفت :چته؟ دوست ندارم کسی بهم زل بزنه . ازش پرسیدم :تو
جای زخمامو ترمیم دادی ؟ گفت :آره زخمات خیلی جدی بودند ، و احتمال مرگت
زیاد بود .
ادامه.
وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیَاماً. 5 نساء -
و اموال خود را که خداوند وسیله ى برپائى زندگى شما قرار داده، به دست سفیهان ندهید!.
+ اگه برا اشخاص معمولی این دستور داده شده، مسئولین اقتصادی مملکت که خوب دیگه جای خود دارند.
آیا به مفاد این ایه عمل شده؟!
تصمیمات و عملکرد ناسنجیده در این حوزه که چیز دیگه ای میگن!!
+ از اوصاف خداوند قیوم است یعنی حیات دیگران بسته به اویه؛ حالا خود خدا از مال در این آیه ت
اگر چند باری پایتان به سالن های آرایشی بانوان باز شده باشد قطعا با افرادی روبه رو شده اید که به اصرار چندین بار پشت سر هم اقدام به کراتینه مو و یا دکولره کردن و رنگ و مش مینمایند. این کار به تعداد کم ایجاد مشکل نمیکند اما اگر مانند برخی از افراد تنوع طلب هستید باید بدانید که به خودتان و زیباییتان ضرر میزنید.
کراتینه در ایران یافت میشود؟
بله! گرچه قیمت آن کمی گران است، اما می توان آن را در اندازه های مختلف تهیه نمود!
کراتبنه برای کارمندان سالن ه
۱. بابام هر سال که نفرات برتر اعلام می‌شه، با یه شوق و ذوق خاصی همه‌ی نفرات رو نگاه می‌کنه… باور کنید برق توی آسمون چشماش رو می‌شه کامل دید… بعدش می‌گه: یادش به خیر! منم یه روزی مثل همینا بودم…»
[هر سال نگاه می‌کنه ها… :| حتی زمانی که من خوندم کنکوری نبودم!]
و من با شنیدن این جمله غمگین‌ترین موجود دنیا می‌شم… این که هیچ‌وقت نمی‌تونم به دخترم / پسرم همچین جمله‌ای رو بگم… :(
۲. شارژ گوشیم تموم شد و از اون جایی که کاملا گوش به زنگِ اعلام نتا
با یک نگاه اجمالی و کلی به مسائل مطروحه در معرفی ادیان در بخش های قبلی به چند نکته کلیدی برخورد میکنیم:خداانسانروح انساناعمال انسانمرگنتیجه اعمال
در واقع مجموعه اینها زندگی انسان را تشکیل می دهد.زندگی که سرنوشت انسان را رقم میزند و اساساً ادیان برای شناخت جهان،خدا،انسان و ارتقاء آگاهی های فردی در سایه این شناخت و ظهور این آگاهی در اعمال و رفتار انسان شکل گرفته اند تا بتوانند با تدوین یک برنامه متعالی ، آدم را به مقام شایسته خودش برسانند.م
روز ثبت احوال است. مقیّدم که هرساله در این روز احوالم را ثبت کنم. سال گذشته گفتم که احوالم بد نیست. امسال اما بهترم. از وقتی "جدال دو اسلام" را خوانده ام، بهترم. احوال جسمی ام خوب است. (خواننده فهیم میداند که ناثر با در نظر گرفتن این موضوع که یک یا دو بیماری داشتن در این زمانه طبیعی است این عبارت را قلمی کرده است.) احوال روحی ام بهتر از سال قبل، اما باز هم خوب نیست. احوال شهرم - سبزوار - دارد مثل شهر "ر ه ش" میشود. احوال رفقایم خوب است ظاهرا در نبود من.
کشتیها که شب در پهنه اقیانوس از کنار هم می گذرندبا هم گفتگویی کوتاه دارند:نخست به یکدیگر علامت می دهندو سپس صدایی در تاریکی شنیده می شود.چنین است در اقیانوس زندگی که ما چون دو کشتی از کنار هم می گذریمو با هم گفتگو می کنیم:نخست یک نگاهو سپس یک صداو آنگاه تاریکی و سکوت.هنری وادزوُرث لانگ فلو"Signals in the Dark"Ships that pass in the night, and speak each other in passing,Only a signal shown and a distant voice in the darkness.So on the ocean of life we pass and speak one another, Only a look and a voice, then darkness again and a silence.Henry Wadsworth Longfellowب
ی عکسی رو بچه ها فرستادن تو گروه مربوط به راهنمایی . همه بچه ها تکذیب کردن گفتن اینا ما نیستیم * اهو  دستش زیر چونشه داره افق رو نگاه میکنه !* شادی نورخورده به عینکش چشماش معلوم نیست :| (الان فهمیدم چرا میگن موقع عکس عینک نزنین )* فاطمه , بیرون کادر دوربین رو داره نگاه میکنه :|* مینا , مقنعه اش شله . :|  پ.ن: تو واتساپ عکسا رو براشون فرستادم . اکثریت گفتن بابا حذف شون کن ابرومون رفت  .شادی که گفت اینا فتوشاپه. 
از تاکسی پیاده می‌شوم و هنسفری می‌گذارم تا آهنگ گوش کنم. طبق معمول مردم و نگاه‌های آزار دهنده‌یشان. بالاخره کِی یاد می‌گیرند که آدم‌ها می‌توانند متفاوت باشند و قرار نیست که همه مثل هم لباس بپوشند؟! آه! در مسیر همیشگی دانشگاه قدم می‌زنم. راننده‌ی ماشین شاسی‌بلند شیشه را می‌دهد پایین و همزمان به سمت در خم می‌شود و من را نگاه می‌کند. نگاهم را از او می‌گیرم و به آهنگم گوش می‌کنم. حتی اگر حرفی هم زده باشد نمی‌شنوم. آه! یادم رفته بود که چه ق
سلام
امروز با آموزش Enable Keep-Alive در GTmetrix در خدمت شما عزیزان هستم.
در ابتدا بگویم که معني Enable Keep-Alive به فارسی معادل زنده نگاه داشتن فایل بین سرور و مرورگر میباشد.برای درست کردن این خطا فقط کافی هست که کد زیر رو در فولدر htaccess سایت خودتون قرار بدید.
<ifModule mod_headers.c>Header set Connection keep-alive</ifModule>
به همین راحتی این ارور را با هم درست کردیم موفق باشید :)
چه طوری چاق بشم _ چون لاغر مردنی هستید مسخره تان میکنند؟ خسته شده اید از بس بهتان گفته اند لاغر مردنی ؟ همش بهت میگن یکم غذا بخور چاق بشی… اینقدر از این حرفا بهت زدند که تو هم همیشه بهشون میگی:
خب بابا چیکار کنم استعداد چاقی ندارم … ولی بعدش میری توی اینترنت و کلی سرچ میکنی که بفهمی چطوری چاق بشیم … بعد میبنی اونجا کلی کامنت ملتمسانه هست که…
خیلی لاغرم چیکار کنم سریع چاق بشممیخوام یک هفته ای چاق بشمچه ق
 
 
 و روش های برطرف كردن آنیكی از مشكلاتی كه معمولا افراد در مورد یخچال فریرز هایشان مطرح میكنند صدای بلند و شنیده شدن صدای نویز از آن است، شنیده شدن صدای نویز از یخچال فریزر یك مسئله معمول است كه هیچ كاری برای كمتر شدن این صداها نمیتوان كرد، اما اگر صدا از حد طبیعی بیشتر باشد به معني وجود یك مشكل در آن است كه میتوان آن را رفع كرد. در ادامه این نوشته به برخی نكات برای برطرف كردن این صداها اشاره میكنیم.
نمایندگی تعمیر یخچال دووعلت صدای
استاد دانشگاهم می‌گفت: 
در حال رانندگی بودم و حواسم پرت بود. یه دفعه یک ماشین با سرعت از کنارم رد شد و با بوق ممتد داد زد و گفت: هی الاغ حواست کجاست؟! 
همانطور با سرعت رفت و پشت چراغ قرمز ایستاد. چون خیابان خلوت بود منم رفتم کنارش ایستادم. شیشه‌های هر دوتامون پائین بود. یواشکی از کنار چشمش به من نگاه می‌کرد. منم مستقیم بهش نگاه می‌کردم. 
ادامه مطلب
جلد اول …قسمت چهاردهمنقشه
اِلف ها رو میتوانستم ببینم که در حال ساخت قصر خودشون بودند.قصر درحال ساخت خیلی عظیم بود و احتمالاً تعداد اِلف ها هم زیاد بود چون قصر بزرگی به آن اندازه تعداد زیادی افراد میخواست.به دروازه تازه ساخته شده نگاه کردم واقعا اِلف ها باهوش و قدرتمند بودند که این بنای زیبا رو ساخته بودند ، با نشستن دستی روی شونم از فکر بیرون رفتم و سریع به پشت سرم برگشتم ، لوک بود به من اشاره کرد که ساکت باشم بعد به پایین نگاه کنم، ما در بال
جلد اول …قسمت چهاردهمنقشه
اِلف ها رو میتوانستم ببینم که در حال ساخت قصر خودشون بودند.قصر درحال ساخت خیلی عظیم بود و احتمالاً تعداد اِلف ها هم زیاد بود چون قصر بزرگی به آن اندازه تعداد زیادی افراد میخواست.به دروازه تازه ساخته شده نگاه کردم واقعا اِلف ها باهوش و قدرتمند بودند که این بنای زیبا رو ساخته بودند ، با نشستن دستی روی شونم از فکر بیرون رفتم و سریع به پشت سرم برگشتم ، لوک بود به من اشاره کرد که ساکت باشم بعد به پایین نگاه کنم، ما در بال
احساس می‌کنم رو لبه‌ی مرز معصومیت وایسادم. گیر کردم بینِ چشمای بی‌نهایت معصوم پ( که واقعا بی‌نهایت معصومن. ۲ روزه فراموشم نمی‌شن چون فقط یه بار بهشون دقیق نگاه کردم و اینقدر مظلوم و ساده و بی‌گناه بودن که می خواستم گریه کنم) و خودش که وقتی می‌بینتم خشکش می‌زنه؛
و بچه‌های 《 ارکستری مآب》 که گل می‌زنن و پشت سرت می‌گن 《 دختره خوب چیزیه》.
اینه که انگار، این‌جا آخرین قلمرو بی‌گناهی جهانه. امروز داشتم به سارا می‌گفتم که اینا آخرین موج معص
پیش از پیدایش خودآگاهی انسان‌ها این‌چنین عطش یافتن معني برای تمام رخدادها را نداشتند. معنای هر چیز بودنش بود. یعنی معنایش همین وجود داشتنش بود. اگر او» هم تمام پیش‌فرض‌های معناشناسانه‌ خود را دور بریزد چه می‌شود؟ اگر اصل و اساس را بر بی‌معنایی و بی‌منطقی بگذارد چه می‌شود؟ اینکه هیچ حقیقت کلانی وجود ندارد و هر انسانی معانی و حقایق شخصی خود را دارد. حقایقی که شاید برای خودش بسیار محرک و مجاب‌کننده باشد؛ اما ااما همان معني را برای سا
 یادتون میاد قدیما تو کتاب زبان یه درسی بود به اسم تیتر این پست! که
در مورد مضرات تلویزیون نوشته بود و این که چقدر خانواده را از هم دور
میکنه و اگه نباشه چقدر خانواده بهم نزدیک تر میشن
احتمالا هم دلیلش این بود که به جای این که همه ی اعضای خانواده در زمان  واحد
به سمت رو به رو نگاه کنند ، بهم دیگه توجه کنند و به جای صحبت در مورد
برنامه های اون! در مورد خودشون صحبت کنند،شایدم واسه این که وقتشون واسه
برنامه های الکی تی وی هدر نره.
الان یه پیامی ق
220

تقوا» همان وقایه» است، سپر را می‌گویند وقایه»؛ یعنی همیشه سپر در دست شما باشد که تیر به شما نخورد.

روایت
نورانی که ائمه فرمودند أَلنَّظرَةُ سَهمٌ مِن سِهَامِ إِبلِیس» (*)
مستحضرید که همه اینها تمثیلی است، تعیینی که نیست؛ اینکه فرمود: نگاه به
نامحرم - چه مرد به زن و چه زن به مرد- تیری از طرف شیطان است، این یک
تمثیل است.
ادامه مطلب
مدام بنشین حساب و کتاب کن،
سراغی از خودت نگیر، تا شاید یادت برود این روزها در خودت هم گم شدی.مگر گم شدن هم خبر می کند؟ رنگ و صدا هم که ندارد.تو از کجا میدانی گم نشده ای؟
سکوت نگار؛ که می شوی معلوم است اوضاع چندان خوب نیست. ب
از انگار، دست و دلت قدم می زند در کوچه های دلتنگی .
پیام می دهد صادقانه این است که، تنها آنچه می توان بگویمت به راستی ،به یادت هستم.
جوابی ندارم برایش؛ جز این که پیام بدهم برایش به این مضمون که: سپاس از این که بیاد کسی ه
من به عنوان نوه‌ی دوتا مونده به آخری، همیشه بین نوه‌هاش گُم بودم. از وقتی یادمه، برای صدا کردنم، احسان یا شایان یا وحید رو اشتباهی صدا می‌کرد. گاهی حتی هر سه تا رو می‌گفت تا اسم من به یادش بیاد. به یادش بود، ولی به زبونش نبود‌. مرتب اماکن زیارتی از جمله مکه، مشهد، کربلا، سوریه و غیره رو با رفت‌و‌آمدهای مکررش زخمی می‌کرد و همیشه هم سوغاتی می‌آورد و به صورت گزینشی بین نوه‌ها تقسیم می‌کرد و من بین هم‌سن و سال‌هام همیشه اولویت آخر بودم. به
چند هفته قبل رفته بودم پیاده روی کنار رودخانه فریزر،
یه رودخانه طولانیه.
سه تا کوچه قبل اینکه برسم به رودخانه،
یه اقایی رو دیدم کپی بن افلک!
با یه خانم زیبایی داشت قدم میزد.
عین مرغای فلج بهش همینجوری نگاه کردم،
و هی نگام کرد و خنده ش گرفته بود.
خود بن افلک بود.
و بعد از خجالت فرار کردم!
چند روز قبل رفتم اسکله و کنار اقیانوس،
اونجا میرم برای قدم زدن،
از هالیوود اومده بودن فیلمبرداری، 
در نتیجه بخش هایی از ساحل رو بسته بودن
یه کانکس مانند زده بود
ما چگونه به خدا میرسم؟
معمولی ترین و طبیعی ترین راه همان توجه به "اثر" و پی بردن به "موثر" است.اثر چیست؟آنچه در جهان وجود دارد.میتوانیم اسمش را "پدیده و مخلوق" هم بگذاریم.هرچیزی که نشانه ای برای تفکر و تدبر باشد.یعنی به آن نگاه کنیم و باعث ایجاد یک سئوال برای ما بشود که این چیست،از کجا آمده است؟
موثر چیست؟عاملی که باعث خلق و ظاهر شدن "اثر" شده باشد.مثلا به آتش نگاه کنیم و برای ما سئوال شود که چطور درست شده است؟عاملی که باعث ایجاد آتش شده باشد میشو
آثار سرماخوردگی هفته پیش هنوز هست و اینطور که معلومه فعلا باید فین فین و فرت فرت کنم. آریان خدا را شکر بهتره. پنجشنبه شب بعد از مدتها قسمت شد پسر خاله ام اینا رو دعوت کنم. از صبح ندا اومد کمکم و بالاخره مهمونی برگزار شد. صبح جمعه پرویز با سردرد شدید از خواب بیدار شد و کل روز رو در حال استراحت بود. از ظهر من و آریان هم رفتیم توی اتاق دیگه که سر وصدای آریان اذیتش نکنه. بچه ام هم همکاری کرد و کلی خوابید. عصر خانواده دایی پرویز اومدن خونه مادرشوهر و ما
کلمه "solus" در زبان لاتین به معني تنها» از ریشۀ هنداروپایی swe (ضمیر انعکاسی) و مرتبط با کلمۀ  se به معني خود» وارد این زبان‌ها شده: 
ایتالیایی و اسپانیایی: solo انگلیسی :sole, solo فرانسوی: seul پرتغالی: só
 
 
کلمۀ solus در زبان ایرلندی قدیم به معني روشن و شفاف» بوده  که در طی زمان به solas تبدیل شده. 
 
کلمۀ solo در موسیقی برای تک خوانی یا تک نوازی یا به طور کلی هر قطعه‌ای که یک نفر به تنهایی کلش یا بخشی ازش رو اجرا می‌کنه، گفته می‌شه. مثل violin solo 
همچنین به ط
عاشق را تا جمال و جلال معشوق، منظور و مقصود است ،قبله اش جز معنا و ظهور او نیست که هر نمازش رو به قبله ی دیگر،لب جنباندن است و به حرکتی در تحرک بودن.زیراکه دل آدمی چون در گرو مقصودی باشد،ذکر نهان و نجوتی شبانه اش همه در طلب اوست و رفتارش همه اشتیاقی است ، برای چشمی دیدن، و در نگاهی جان یافتن ،و در ماوای آوایی به اوج ارتعاش رسیدن.عاشق را همه خواب و خیال در هوای کوی او لغزیدن است ،و به رویا در رویایش سر نهاندن و در روز همه به کوی او گذر نمودن که پنج
شاید در نظر اکثر افراد یادگیری زبا ن انگلیسی یا هر زبانی به غیر از زبان مادری کار سخت و زمان بری است و هر کسی نمی تواند در یادگیری زبان خارجی موفق شود اما باید این نکنه را خاطر نشان کنیم که اصلا هم این طور نیست. جدای از استعداد و هوش، طرقه آموزش نقش بسیاری دارد چرا که اگر آموزش درستی ببینید حتی با دانستن لغات کمی باز هم می توانید گلیم خود را از آب بیرون بکشید.
یاد گیری زبان با هلو
یادگیری اصطلاحات مختلف در زبان انگلیسی می‌تواند در کوتاه مدت
دختر معني مشخصی ندارد
هر سال در این روز ها هر کس معني ای به آن میدهد، تبریک میگوید و به زندگی خویش ادامه میدهد. همین
و بعد فراموشی.
نمیدانم حالا معني دختر چیست؟
شاید دختر همانی ست که در شادی رفیق است و در ناراحتی شریک.
شاید هم همانی که وقتی رنجید صدایش در نیامد بلکه محکوم نشود به دوست داشتنی نبودن.
شاید هم یعنی مهربانی های بی دلیل.
دختر میتواند در آن واحد رفتارش را تغییر دهد
چه کسی میداند در سر او چه میگذرد؟
به نظر من نمی توان معني مشخصی بر
خیلی خوبه که این زندگی همیشه حرف جدید برا گفتن داره ، خوبه که میتونه تغییرت بده، یادت بندازه همه مث هم نیستن و میشه باهمین تفاوتا همویگرو خیلی خوب درک کرد خیلی خوب.
چیزایه زیادی از این سه شب مداوم حرف زدن با یه هم اتاقیه خوب دستگیرم شده
چیزایی که باعث شدن تاثیر مهم کلمات رو دوباره و واقعی تر لمس کنم
که این کلماتی که فل بداهه از ذهن و زبان تو میگذرن چه تاثیر زیادی میتونه تو  طرف مقابل و اطرافیانت بزاره ،این مسئولیت توعه که بدونی چه کلماتی و چه ن
نمیدونم دعای خیر کی بود که اتفاقی نیوفتاد .
هیچ وقت سوار ماشین شخصی ، آژانس  نشدم ،،، البته خیلی ها بهم گفتن آرام سوار ماشین شخصی نشیاا !
دیرم بود و مجبور شدم سوار ماشین آژانس بشم
از لحظه که من سوار شدم راننده آهنگ گذاشت ،، با خودم گفتم همه اهنگ میذارن عیبی نداره ، یه کمی گذشت  دوبار صدای آهنگ بلند کرد ،،با خودم گفتم ایرادی نداره حتما این آهنگ رو دوست داره
منم همین جوری بیرون داشتم نگاه میکردم به ماشیناو پیاده رو و آدم ها
نکته :دقت کردین
سلام
ادامه سفرنامه بنیامین جانم رو از زبان چنور میخونید .
خب داشتم می گفتم رفتیم بازار طلا فروشی ها و شاید بگم بالای 30 تا مغازه رو نگاه کردم و از تقریبا از هر مغازه ای از یه سرویس خوشم اومده بود .
یه سرویس بود خیلی قشنگ بود و یه دختر و یه مادر هم اونجا بودن که همزمان با هم به سرویسی که انتخاب کردم گفتن خیلی قشنگه ولی قیمتش زیاد بود و منم به بنی قول داده بودم جوری طلا بردارم که بهش فشار نیاد و تقریبا مشابه همون سرویس خیلی شیک تر و ساده ترش و خی
موتورسیکلت‌سازان ژاپنی، مانند هوندا» ،یاماها» و سوزوکی»، سال‌هاست
که حضور مؤثری در بازار خودروهای دوچرخ دارند و توانمندی‌های فنی و نگاه
هنری خاص خود را بر بخش وسیعی از بازار حاکم کرده‌اند، اما شباهت محصولات
آن‌ها با طراحی‌های اروپایی، به‌خصوص در سال‌های اخیر، باعث شده است جای
خالی طراحی ژاپنی در بازار احساس شود. حال دو طراح روس به نام‌های آرتم
سمیرنف» و ولادیمیر پانچنکو» با استفاده از مبادی زیبایی‌شناختی ذن»،
موتورسیکل
در روایت دارد که:
پس از آفرینش بهشت، چبرئیل گفت:
پروردگارا! کدام بشر است که به چنین مهمانخانه ای نیاید؟!!!
ندا رسید: نگاه راهش بکن.
دید در راهش گودالها و خار وخاشاکها و غول ها و. یعنی چه محرومیتهایی.
باید پانزده ساعت شکمش را بگیرد
زبانش را کنترل کند
شب کوتاه بین الطلوعین خوابش لذیذ و برخاستنش طاقت فرساست ولی باید نماز صبح را بخواند.
راه بهشت است.
باید پول را از دلش کنده باشد یک پنجم منافعش را بدهد
گفت: اگر این راه بهشت است، مشتری اش کم است!!!
همت
عنوان دومین درس کتاب علوم تجربی پایه اول دبستان، " سلام، به من نگاه کن! " می باشد. در این درس دانش آموزان با حواس پنج گانه و مباحث مرتبط با آن آشنا می شوند.
 بهتر است آموزگاران جهت آموزش این درس از پاورپوینت های آموزشی استفاده کنند. استفاده از پاورپوینت باعث می شود دانش آموزان به طور عینی مطالب را فرا بگیرند.
 در این قسمت دو پاورپوینت از درس " سلام، به من نگاه کن! " آورده ایم. این پاورپوینت ها جمعا دارای 29 اسلاید بوده و هر کدام در دو قالب معمو
فیلم سوفی و دیوانه رو دیدم و به این فکر کردم که آدم ها حق دارن از آخرین ها خبر داشته باشن. حق دارن که حداقل بتونن به چشمای کسی که خبر دارن قراره هیچ وقت نبیننش برای آخرین بار نگاه کنن یا حتی بغلش کنن.
یادمه یه نفر بهم گفته بود بازیگر خوبیم. خیلی خوب بلدم وانمود کنم آدما واسم مهم نیستن.بدم اومده بود از حرفش ولی راستش من بازیگر خوبیم. 
یه بازیگر که نقش اصلیش از الان شروع میشه.
 آغاز وانمود کردن.
+ ابتدای رقص با آهنگ های غمگین بود. باید روی ریتم حر
نگاه‌ می‌کنم و ذهنم از هجوم سئوال‌ها و جواب‌های غیر ملموسشان خسته می‌شود، احساس کسالت می‌کنم. همیشه همینطور است ، وقتی برای فهمیدن موضوعی تلاش می‌کنم و دست آخر ناکام می‌مانم، وقتی که مغزم در پاسخ به سئوال ها ارور می‌دهد احساس کسالت می‌کنم‌‌!
دوباره نگاه‌ش می‌کنم، باید ۶۰ را رد کرده باشد، پیر است و گرد بیماری بر چهره‌‌اش نشسته است اما همچنان افکارش عجیب‌ است، مثلا هنوز حاضر نیست برای راحتی خودش خلاف روش ۶۰ ساله‌اش عمل کند از ترس ا
به عصای تکیه داده به کنج اتاق نگاه میکنمعصایی که در این لحظه از زندگیم بیشتر از هرچیزی در دنیا  ازش نفرت دارمدوست دارم لهش کنمجرش بدمنابودش کنمریز ریزش کنم اما اون  خشک و بی روح به کنج اتاق تکیه داده .بهش میگم چرا زودتر به من نگفتین؟ میگه چون چیز خاصی نیست نمیخواستیم نگرانت کنیم مادر.به قدم های آهسته و سختش نگاه میکنم و با هر قدمش انگار یه نفر میکوبه به دیوار دلمبهش نگفتم که وقتی نمیگی و همش میگی همه چی خوبه و یه دفعه اینجوری میبینم
همایش از ساعت چهار تا شیش بوده بعد استارت اپ ها رو هم انداختن واسه یکی دوماه دیگه کل نمایشگاه پره بچه های برنامه نویس و طراحه همه شون دست گذاشتن رو شقیقه شون و هی زمزمه میکنن اوووف پوووف
جای بدترش اینه که شقایق خول و چل رفته هارد رو گذاشته تو ماشین پشت پنجره 
در کمال ناباوری،هارد اب شده عاغا اب شده :|
یعنی کسی هست حس مارو تو اون لحظه ها درک کنه؟![امیر گریه اش گرفته بود]
هاردی که اب شد و اطلاعات مون و ساعت هایی که باید گریه میکردم و با مشت میکوبیدم
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب