نتایج پست ها برای عبارت :

من از دیوانه ها دیدم هزاران عاقل مرده

استاد قائدی یک پستی گذاشته بود با عنوان "شهروند عاقل". دلم گرفته بود. زیر نوشته اش در بخش نظرات نوشتم: "بعضی وقتها دلم میخواهد عاقل نباشم. نه شهروند عاقل، نه همسر عاقل، نه مادر عاقل. نه فرزند عاقل و نه هیچ چیز عاقل دیگری. دلم می خواهد بی خیالِ همه ی مسئولیتهایم بروم ديوانه وار دیوانگی کنم". 
پاسخم داده است: این خودش عین عقل است .
آمدم برایت عاشقانه بنویسم
اما
بغضم گرفت
نه اینکه این روزها بغض نداشته ام اصلا نه
این روزها پر بغض می گذرد اما
خودت می دانی که چه می گویم ؟
از همان بغض هایی که یکهو می آید
دلت را خالی می کند
و آدم احساس می کند چقدر تنهاست
آمدم برایت بنویسم نشسته ام به راهت
ديدم می دانی
آمدم بنویسم دلتنگِ بودنم
ديدم می دانی
آمدم بنویسم
بیا ! شمعدانی ها دارند بی جان می شوند
ديدم کار از کار گذشته است
بی رحمی نکن بیش از این
صبر هم حدی دارد
داری می خندی لابد به این
 کانال دفینه یابی گنجگرام ( آکادمی گنج ) ویدئویی کوتاه از آموزشهای فرید باقری پیرامون نوعی خاک و ملاط که بهآن خاک مرده یا کافر گل گویند.گنجگرام آکادمی . فیلم کامل کشف راهروهای مخفی و سازه ای در زیر تپه. 105,237 مشترک فیلیمو باش و هزاران فیلم و سریال ببین. . آرشیو هزاران فیلم وسریال ایرانی و خارجی.
چرک مرده شدن یه اصطلاحیه که برای لباس ها یا به طور کلی پارچه ها به کار میره وقتی که از یه لکه ای که روی یه پارچه ست مدت زیادی بگذره و اون لکه به بافت پارچه بشینه پاک کردنش سخت تر میشه .
حالا شما قلب و روح بشر رودر نظر بگیر روزانه چقدر این اتفاق براش میافته؟  هرکدوم ما چقدر زخم های قدیمی روحمون چرک مرده شدن؟ 
خلاصه که روحتون چرک مرده نشه عزیزانم لباس فدای سرتون .
درد حجران دلم میکشد و زنده نگه میدارد
خدا مرده تنی را ز مرده دلی به میدارد
حضرت عشق بگفتا گر ديوانه شوی
تورا از همه عالم نگه میدارد
صد حیف اگر قلب مرا مرده فکندند ولی
عاشقان را به ابد زنده نگه میدارد
ای عشق بسوزان که نیرزد دیگر
او دم بی عشق را گنه میدارد
ظلام،گر همه عمر بماند بی عشق
میخانه عشق را خانه نگه میدارد
داشتم فکر میکردم یکی از بزرگترین بدبختی های اجتماعی ما بازیگران زنمون هستن نوعا بی مغز بی حیا و نخود هر آش
بعد فکر کردم چرا صدا و سیما چهارتا بازیگر خوب انقلابی تربیت نمیکنه که محتاج این افریته ها نباشه،بعد ديدم کمتر زن با حیا و درست حسابی ای حاضره بازیگر بشه!والاع
البته بازیگر زن خوب هم داریم ،کلی عرض کردم
*مرده شور اشاره به داستان مرده شوری که اینهمه مرده می‌شست و دریغ از تذکر و باد مرگ،بازیگرا هم از این جهت که اینهمه دیالوگ اخلاقی میگن و
چند مرده حلاجی؟
ریشه این ضرب المثل برمی‌گردد به ماجرای  حسین بن منصور حلاج که بخاطر عقایدش دو دستان او ،سپس چشمان  و بعد زبان و سرش را بریدند و در آخر هم به آتش کشیدند. 
امروزه وقتی از پایداری و استقامت کسی سخن می گویند گفته می شود، چند مرده حلاجی؟یعنی ببینیم تاب و توان تو چقدر است؟
من برای یکبار دیدن تو هزاران بارگریسته ام،هزاران بار غصه خوردم،هزاران بار ارزو کردمت و هزاران مرتبه ختم گرفته ام وهزاران بار به سجده رفته ام و تا نفس داشتم صدایت زدم و بارهالباس سفید پوش شدم وهفت بار دورت گشته ام وباز ازخواب پریده ام،من بارهاهنگام نمازتوراحس کردم وحس کردم درمقابلم نشسته ای وبارهاخیال کردم انجاکنارت هستم،اماباور کن دلم هوایی شده وبسویت پروازکرده اگرصدایم رامیشنوی تادیرنشده به تمام این خوابهاورویاهاودعاهاوارزوهاوخیال
دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن‌ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبودراستی تو این همه ديوانه می‌خواهی چه کار؟مثل من آواره شو از چاردیواری درآ!در دل من قصر داری‌، خانه می‌خواهی چه کار؟خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببینشرح این زیبایی از بیگانه می‌خواهی چه کار؟شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌گریه ک
وقتی‌ام خیلی غمگینی، انقدر که غم استخون بتر شده و به قول سعدی "کارد به استخوان رسد"، به این فک میکنی که خب این نهایتِ غمه و اگه امروز و فردا تموم نشه بالاخره توی یکی از همین سالای نزدیک قصش تموم میشه دفترش بسته میشه و فقط ازش یه خاطره‌ باقی میمونه برای عبرت و سرمشقِ تمامی عمر.
ولی هیچ‌وقت همه چیز اونجوری که ما میخوایم پیش نمیره. چشمات و باز میکنی و میبینی که میشه خیلی بیشتر از این‌ها غمگین بود و نمرد، میشه خیلی بیشتر درد کشید و به جای امید
سل از قدیمی ترین امراض شناخته شده بشری بوده است. قدمت بیماری سل تقریبا به اندازه قدمت بشریت
می باشد. بیماری سل می تواند به شکل های متفاوتی ظاهر شود و حتی استخوان
ها را مورد حمله قرار داده و باعث تغییر شکل در استخوان ها گردد. بافت های
سخت مانند استخوان ها می توانند باکتری را برای هزاران سال در خود حفظ
کنند، به طوری که باکتری عامل بیماری سل را می توان در اجساد انسان هایی که
در بیش از ۴۰۰۰ سال پیش در اثر سل استخوانی مرده اند، یافت. فراوانی اسکلت
با اینکه تجربه اول نیست و سالهاست که بی خبر می اید و می رود اما هر بار که می شوم بر خود میلرزم و در خود مچاله می شوم.در این جور مواقع ادم احتیاج به یک دوست صمیمی دارد که هیچ چیز نگوید و فقط بغلش کند.محکم هم بغلش کند.همان دوست صمیمی و مهربان سالهاست که مرده و وجود خارجی ندارد.ان رفیق شفیق را نمی یابم و بیشتر در خود فرو می روم.نیاز به یک غار تنهایی دارم.یاد خانه پدری می افتم.ان را سامان دادم که صومعه من باشد.تفرجگاه ادمهایی شده که روزی به خاطر
تعبیر خواب نان گرفتن از مرده
در این مطلب از سایت جسارت می خواهیم در مورد تعبیر خواب نان دادن و نان گرفتن از مرده صحبت کنیم.شاید شما هم عزیزانی را داشته باشید که در قید حیات نیستند و این خواب را دیده باشید.
تعبیر خواب نان گرفتن از مرده چیست
آن گونه که از تعبیر بزرگان تعبیر خواب بر می آید دادن هر چیزی به مرده بد است و گرفتن هر چیزی نیز خوب است.یعنی اگر ما در خواب به مرده نان بدهیم خوب نیست و گرفتن نان از مرده بسیار خوب است.
حضرت دانیال معتقد است ک
تاکی به تمنای وصال تویگانه
                                  اشکم شود ازهرمژه،چون سیل روانه
خواهد که سراید غم هجران تو یا نه
                                 ای تیر غمت رادل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول وتوغائب زمیانه
                               رفتم به در صومعه عابدو زاهد
ديدم همه را پیش رخت راکع وساجد
                             در میکده رهبانم ودرصمعه عابد
گه معتکف ديدم وگه ساکن مسجد
                             یعنی که
چندتا کوچه پایین تر از کوچه ما یه آقایی خواب میبینه پسرش تو تصادف مرده. از خواب بیدار میشه احساس بدی داره اما چیز دقیقی از اون خوابه یادش نمیاد هر چی فکر میکنه این خوابه چی بوده انقدر پریشونش کرده یادش به نتیجه نمیرسه. میره اداره میبینه رفیقاش درباره تصادف حرف میزنن متوجه میشه خوابه درباره پسرش بوده و باقی جریانات به زنش تو خونه زنگ میزنه و میگه اگه میلاد (پسرشون که 20 سال داشت) خواست بیرون بره اجازه نده. زنه میگه چرا؟ مرده هم میگه خواب بد ديدم
در این روزگاری که زمان بی برکت شده و عمر به چشم برهم زدنی می گذرد، اگر در شهرهای بزرگ زندگی می کنید و هر روز بخشی از عمر گرانمایه را در ترافیک هستید، با گوش دادن به  پادکست»، لحظه های مرده ی خودتان را زنده کنید، شکر خدا این قدر پادکست ها موضوعات متنوعی دارند که یقینا موضوعی باب طبع شما پیدا خواهد شد.
شما چه پیشنهادی برای مدیریت بهینه زمان دارید؟ 
بسم اللهمی‌خواهم به شمال مملکت بروم، سفیر #انگلیس اعتراض می‌کند؛ می‌خواهم به جنوب بروم، سفیر روس اعتراض می‌کند. ای مرده‌شور این سلطنت را ببرد که #شاه حق ندارد به شمال و جنوب مملکتش مسافرت نماید!ناصرالدین شاه قاجار(تاریخ ی معاصر ایران، سید جلال‌الدین مدنی، ص۷۱ - به نقل از حدیث پیمانه، حمید پارسانیا)
پ.ن. هیچ. دم بچه‌های  عزیز» سپاه گرم. العزة لله و لرسوله و للمؤمنین.
عاشقان را خوشدلی تقدیر نیست با چنین تقدیر بد تدبیر نیستمست ومخمور وخراب از غم شدم ذره ذره آب گشتم کم شدم آخر آتش زد دل ديوانه را سوخت بی پروا پر پروانه را عاشقی را دیر فهمیدی چه سود عشق دیرین گسسته تار وپود گرچه آب رفته باز آید به رودماهی بیچاره اما مرده بود  
الان هم جوونم نمیشه گفت وقتی جوون بودم ولی میتونم بگم دورانی که عقل نداشتم فکر میکردم تنهایی نمیتونم ادامه بده صبح تا شب دنبال یکنفر میگشتم که بیاد بشه نیمه گمشده ام شب تا صبح ام به این فکر میکردم که اگر بیاد اگر پیدا بشه چنین میکنم چنان میکنم و کلی ام عشق میکردم اصلا توی یک دنیای دیگه زندگی میکردم و فکر میکردم مهرکسی به دلم بیوفته امکان داره که همون معشوقی باشه که چند سال منتظرش بودم دلم میخواست برمیگشتم به اون دوران و یه سیلی محکم توی گوش خ
نشسته‌اند هزاران کتاب در قفسهزبون و ساکت و پر اضطراب در قفسهیکی بزرگ‌تر از دیگران؛ قدیمی‌ترملقب‌اند به عالیجناب در قفسهمراقبش دو سه گردن کلفت دور و برشکه تا تکان نخورد آب از آب در قفسهخزانه‌دار عددهای دولتش شده‌اندکتاب‌های درشت حساب در قفسهکتاب‌های مقدس، کتاب‌های ملولخزیده‌اند به کنج ثواب در قفسهکتاب‌های اصول و فروع بیدارینشسته‌اند همه گیج و خواب در قفسهنشسته‌اند دو زانو کتاب‌های دعاهزار وعده‌ی نامستجاب در قفسه کتاب فلسفه ب
سرم رو برمی‌گردونم و اون گوشه می‌بینمش. خیلی دوره، خیلی‌خیلی دور و حالا حالاها مونده تا به این نزدیکی‌ها برسه؛البته هرقدر نزدیک شه بازم اندازۀ یه دنیا ازش دورم. مثل اونایی که تا چند لحظه پیش می‌ديدم تو چشم نیست. دیگه به بقیه توجهی ندارم، سر تا پا چشم می‌شم و نگاه و حسرت. از اینجا نمی‌شه درست تشخیص داد داره گریه می‌کنه یا می‌خنده؛ اما معلومه داره می‌سوزه تا ستاره بمونه. خب خودزنی مدل‌های مختلف داره دیگه؛ ولی همه‌اش از عمق وجودمون نشئت
مردم شهر به گوشید .؟
امشب همه ی میکده را سیر بنوشید .
با مردم این کوچه و آن کوچه بجوشید .

ديوانه و عاقل همگی جامه بپوشید .
در شادی این کودک و آن پیر زمینگیر و فلان بسته به زنجیر و زن و مرد بکوشید .
امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال که بر باد فنا رفت .
نخور جان برادر به خدا حسرت دیروز عذاب است . مردم شهر به هوشید .؟
هر چه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست .
روی دیوار دل خود بنویسید خ
وقتی یه اشتباه و برای بار چندم!! تکرار میکنید!!!! نشینید به خدا غر بزنید و ناله کنید که چرا من؟؟؟ چرا دوباره؟؟؟ چرا چند باره؟؟؟ چرا همش اینجوری میشه؟؟؟ شما اگه همون بار اول درسی و که لازم بود گرفته بودین دوباره خودتونو تو همین چاه نمینداختین!! دروغ میگم؟؟؟
لطفا عاقل باشیم!!! سرسری رد نشیم حتی از مسائل به ظاهر ساده
دیشب خواب بدی ديدم. خواب ديدم تو غریبه بودی. با هم آشنا شدیم و تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم ولی کم کم تو عوض شدی. دیگه چهره‌ی اون آدم شبیه تو نبود ولی من هنوز فکر میکردم اون تویی. به اسم تو صداش می‌کردم و بهش عشق می ورزیدم. تو خواب ديدم که معتاد به کوکائین بود و من اینو میدونستم و با این وجود باهاش ازدواج کردم. تو مراسم عروسیمون هم یه لاین زده بود. بابام ازش بدش میومد. من عاشقش بودم ولی. یک هفته از ازدواجمون گذشت و شروع کرد به کتک زدن من. ترسیده بودم و
"تو مثل رودخانه‌ای ترکم کردی
برای همین است
گاهی ماهی‌های مرده در خود پیدا می‌کنم
بازگشتن‌ات، 
جوانی اَست
بازنمی‌گردد
تو از انتهای این خیابان بیرون رفتی
و آن انتها هنوز
بر سینه‌ی جهان سوراخ است
چرا نمی‌تواند برف؟
چرا نمی‌تواند برف
بر گذشته ببارد؟
چرا نمی‌تواند برف
این خیابان را ورق بزند؟
چرا 
چطور 
چگونه سفر کنم
تو مرده‌ای
و فاصله‌ات از تمام شهرها یکی‌ست
ماهی‌ها به سطح آب آمده‌اند
عید به سطح آب آمده است
عمق به سطح آب آمده است
و تنها
من ديدم،یک جوانه ی سبز رنگ برسرشاخه های درختان حیاط،مدتهابودن زیرمصیبت وسختی وسرما خفته بودند،من ديدم یک اشتیاق برای ماندن و هزاران بار سرود بهارراخواندن،من ديدم جوانه ای رو که صبح به من لبخند زد و ذرات شادی را به جان وروحم تزریق کرد،من ديدم یک روح پرقدرت و پرانرژی را در جوانه ی سبزرنگی که بعد ازاین همه مشقت هنوز زنده بودومیخندید،من ديدم ابرسیاهی که در اسمان ازشوق همین جوانه گریست،من ديدم پروانه ی کوچکی رو که پر غرور گرداگرد این جوانه می
می‌خواهم برایت بنویسم اما واژه‌ها از قلمم می‌گریزند، جمله‌ها نیمه‌کاره می‌مانند و حرف‌ها ناگفته. دیگر نمی‌توانم از چشمانت بنویسم. اعتراف تلخی است اما انگار تو در من مرده‌ای. قلبم تاریک‌خانه‌ای شده بی‌فانوس؛ می‌تپد اما گرم نیست. خیال آمدنت از سر این همواره مست بیدل، پریده. دیگر به این فکر نمی‌کنم که کجایی، دیگر به این فکر نمی‌کنم که می‌شود از خط لبخندهایت شعر نوشت، دیگر به این فکر نمی‌کنم که من چقدر کنار تو زیباترم. رهایت کرده‌ام
 

خواب ديدم خواب، اینکه مرده ام                           خواب ديدم خسته و افسرده ام

روی من خروارها از خاک بود                                    وای قبر من چه وحشتناک بود

تا میان گور رفتم دل گرفت                                 &nb
انتخاب های لحظه به لحظه ی آدم جهت خوشبختی یا عدم خوشبختی ش رو نشونه می گیره. اگر انسان عاقل باشه، چرخه ی انتخاب و عملش یه چرخه ی درست و بالا برنده میشه و اگر چرخه معیوب باشه، دست و پا می زنه و واپس رانده میشه با تقلاهاش در چرخه ی معیوبش.
آرام باش. نترس. این من هستم.
 من تو را ديدم.
آن وقت که تکه تکه ات می‌کردند و تکه هایت را طوری کنار هم می چیدند که گویی هیچگاه تکه تکه نشده بودی و تو لبخند میزدی و من شعر می خواندم.
من تو را ديدم.
وقتی که گیسوانت را به بدرقه ی باد حراج کرده بودی و فریاد میزدی کسی قاصدک ها را ربوده است.
وقتی که درد، پنجه می کشید و چشمانت در آرام ترین اقیانوس ها غرق می شدند؛ ديدم که قلبت را بین سطرهای شعر جا گذاشتی و هیچگاه پی اش نیامدی
وقتی که دستم را می فشردی و میخوا
یک خطاهایی در زمینه شماره زدن اسامی پستها رخ داده که به این دلیل شماره ها به هم ریخت که من حال ندارم درستشون کنم

پریشب یه خواب باحالی ديدم که گفتم بنویسمش اینجا
خواب ديدم یه خواستگار برام اومده، در واقع پدر پسره و خانوادش
بعد از آپشنهای پسره این بود که مقاله آی .اس. آ.ی داشتش
و اینکه از یه دانشگاه ام./ریک.ایی پذیرش داشت یا در حال تحصیل اونجا بود
که خب من با شنیدن این آپشنها با خودم گفتم خب بله رو میگم دیگه 
حالا حتی قیافه یارو رو هم ندیده بودم
یع
تواتر قسیم جهنم و بهشت بودن امیر المومنین علیه السلام
شیخ الاسلام علامه مجلسی قدس الله روحه الشریف می‌نویسد:
ولا شك فی تواترها، ولا یریب عاقل فی أن من كان قسیم الجنة والنار لا یكون تابعا لغیره ، وكیف یجوز عاقل أن یكون الامام محتاجا فی دخول الجنة إلى إذن أحد من رعیته ؟ مع أنه لا یخفى على منصف تتبع الآثار أن من تقدم علیه كانوا أعداءه ، وقد اشتمل تلك الأخبار على أنه یدخل أعداءه النار ، فالحمد لله الذی رزقنا ولایته وولایة الأئمة من ذریته الأخیا
♦ دروغ از دیدگاه بهلول :
کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ،*فیلسوف است*
کسی که راست و دروغ برای او یکی است، *چاپلوس است*
کسی که پول می گیرد تا دروغ بگوید، *دلال است*
کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد، *گدا است*
کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد، *قاضی است*
کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد، *وکیل است*
کسی که جز راست چیزی نمی گوید، *بچه است*
کسی که به خودش هم دروغ می گوید، *متکبر است*
کسی که دروغ خودش را باور می کند، *
نمایش عکس در سایز بزرگ


رها سازی لاشه گوسفند مرده در طبیعت روستای فرخزاد!در پی انتقادات شدید اهالی از بوی ناشی این لاشه در محیط روستا، گزارشی از سطح رستا به دستما رسید است که مربوط به رها سازی لاشه گوسفند مرده در محیط ورودی روستا که باعث ناراحتی اهالی و طبیعت دوستان شده بود. هم روستایی عزیز نمیدونم حالا کی هستی ولی این کار جنابعالی تنها نادانی تو و بی عرضگی دهیاری و شورای روستا را اثبات میکند! دهیاری و شورا اگه عرضه نشان بدن توی هم روستایی&nbs
در ما خونی ریخته شده که بویش دست بر گلوگاه تهوع انداخته و می فشارد و می فشارد و ما بغض می کنیم. چیزی عجیب که نمی دانم تا به حال چیزی نامیده اندش یا نه. چیزی وحشی و رام نشدنی که می بایست شکسته شود. ما چیزی را جایی گذاشته ایم و هیچ گاه به خاطر نیاورده ایم چه را و کجا!
گویی فرزندی که هیچگاه زاده نشده را در جایی که هیچگاه نرفته ای گم کرده باشی و بخواهی پی اش بگردی. همینقدر تنها و غریب.
گویی کوچه به کوچه ی آسمان را پی چیزی بگردی که خدا می نامندش و کوه ها ر
حورا چت
 
حورا چت یکی از بهترین و مدرن ترین چت روم فضای مجازی کلیک کن تا داخل
 
هزاران عضو چت روم بشید
 
بهترین رومیست ک با کلیک کردن و دعوت ودستان خود ب اینجا میتوناید آشنا بشید
 
بهترین چت روم فارسی
 
بدوبیا دیر نشه چت روم بهترین امکانات رو داره ک با عضو شدن در ان میتوانید از امکاناتش
 
استفاده کنید
 
 
 
حورا چت یکی از بهترین و مدرن ترین چت روم فضای مجازی کلیک کن تا داخل
 
هزاران عضو چت روم بشید
 
بهترین رومیست ک با کلیک کردن و دعوت ودستان خود ب
دیروز رفتم دوستم رو ديدم و کلی خوش گذشت. کلی حرف زدیم و از چیزای مختلف گفتیم و . :)
امروزم از عصر سردردم و یه نبضی توو سرم میزنه هی. فیلم شاینینگ رو ديدم، طبق معمول خیلی پوکر فیس طور. خیلی بازیگر زنش کلیشه ای بود، مرده هم خیلی مضحک بود: سعی میکردن فیلم بازی کنن و گند میزدن خب. بچهه خوب بود ولی :)
دارم به این فکر میکنم که اینو اگه با هم اتاقی های سابقم دیده بودم چقدر جیغ زده بودن و کولی بازی دراورده بودن!!

حالا به هر صورت، الان سردردم. احتمالا نتونم ب
یک عصر پاییزی بود جایی اواسط آبان ماه، عطر کیک اسفنجی (که تمام شکر توی کابینت و مصرف کرده بود و آنچنان دل خوشی ازش نداشتم) ترکیب شده با مربای آلبالو که با گذر زمان کمتر میشد، فضای خانه رو پر کرده بود. ساعت ها بود در حالی که روی کاناپه سبز رنگی که همان روزها موقع تغییر دکوراسیون گفته بودم : یه کاناپه شبیه اونی که توی فیلم "اینجا بدون من" بود، باشه اما سبز لجنی. گفته بودی: اما سبز لجنی. و جا خوش کرد بین پذیرایی دلبرانه‌ی خانه‌ی دنجی که حالا دیگر خا
صبح‌هاپشت پرده، بندری‌ستکه آواز مرغ‌های دریایی‌اش راباددر گوشِ کشتی‌ها به زمزمه می‌وزدظهرها دشتی‌،که بوی شیهۀ مادیانهاشبا علفِ تازه می‌آمیزدعصرها جنگی،که دست در دست باران‌هاش، بارها قدم زده‌ام شب‌ها ولیپشتِ پنجره‌ام کوچۀ دلتنگی‌ستکه ته‌مانده‌های روز رامیانِ صدای گربه‌ها قسمت می‌کند وفکر می‌کند فردابا صدای مرغ‌های دریایی بیدار می‌شومیا سوت کشتی‌ها. "لیلا کردبچه"ازمجموعه صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر
بزن بارانزمین لب تشنه تر از این نخواهد شدهوای خانه ات مه دارد و سرد است،بیا هم خانه ما شوبزن باران،زمین تب کرده از احوال آدمها هراسان استنشان ده روی سردت را،بیا طوفان و دریا شو
گلوی آسمان بغض است و دردش را نمیدانمسرازیر از نگاهش شو، زمین غم را خریدار استهزاران عاشق بیچاره دارد میگدازاند،برای عاقبتهاشان غمی ديوانه میخواهدسریع و بیخبر لبریز شو،فرصت ندهما همه از چترهامان دیگر گریزانیمبزن با منطق رگبار صحراییبزن باران.
نمیدانی چه دلها با
منتشر شد:


تشریح
(۵۸ غزل اجتماعی و اعتراض)
مریم جعفری آذرمانی
 پاییز ۱۳۹۷
انتشارات فصل پنجم
تلفن: ۶۶۹۰۹۸۴۷
نشانی فروشگاه: 
روبروی دانشگاه تهران. پاساژ فروزنده. طبقه منفی یک پلاک ۲۱۲ کتابسرای فصل پنجم
یک شعر از این کتاب:
سربازهای مرده، جوانند همچنان
جان‌های بی‌گناه، روانند همچنان
عقلم به هیچ معجزه‌ای قد نمی‌دهد
ديوانهها رییسِ جهانند همچنان
هر دختری به شیوه‌ای آخر عروس شد
پس مادران چرا نگرانند همچنان؟
زن‌ها دو پای له شده در ازدحام را
ب
بسم الله 
ديوانه ای پا از آب گذشت. 
داستان مجید قربانخانی بیش از آنکه برای لوطی ها و داش مشتی ها و حال خراب ها، نوید نجات و باب رهایی و امیدعاقبت بخیری داشته باشد، برای کاردرست ها و مدعیان و میدان دارها و همه چیز بلدها، تلنگر و درس دارد! 
این جوان شر و شور و بانمک و با جنم و لات و سر به هوا و دردسرساز و بی قید، مرا یاد آن بیان عجیب مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی می اندازد که: روز عاشورا این بامرام ها و داش مشتی ها بودند که بلند شدند به هواداری
✍️✍️✍️مسعود مویدی
✅  یکی از خبرهایی که در هفته گذشته تیتر یک رسانه ها شد، خبر فوت سرکار خانم مریم میرزاخانی بود!از زمانی که خبر فوت مریم میرزاخانی را شنیدم، فکر می کنم که چرا چنین موج‌ عظیمی از ایرانیان برای در گذشت مریم میرزاخانی به این اندازه  منقلب و متاثر شده اند؟بی شک هر انسان اخلاق مداری در مواجه با این خبر، بدون در نظر گرفتن جایگاه علمی وی متاثر خواهد شد!
✅ اما مگر مریم میرزاخانی کیست؟مریم میرزاخانی مادریست نمونه برای فرزندش که
بعنوان یک پرونده قتل بهش نگاه کن استیون.این حرف های مارتین درحال کشیدن پیپ بود.استیون دستی به ریش خودکشیدوگفت چجوری بعنوان یک پرونده قتل بهش نگاه کنم؟!
مارتین گفت ساده هست فرض کن به یک پسرنوجوان میزان زیادی داروی اعتیادآورتزریق شده واوراواردخیابان های شهر کرده اند.درنظربگیرکه پسرفریادرسی نداشته جزپدرش که پدرش هم به اواهمیت نمی داده.
پسر دست های خودرادردست هرفردی گذاشته تابه خانه خودبرگردد.باحال گیج ومنگ برتخت میافتد.صبح پدرازاوپذیرایی
تلگرام، اینستاگرام، کلش و. . هزاران برنامه که ساعت ها وقتمون رو با اون ها هدر می کنیم. در حالی که هزاران مشکل و ایده در ذهنمون موج میزنه. برم استخر، مطالعه بکنم، ورزش بکنم، به کارهام برسم و. . 
گوشی های امروزی یا همون گوشی های هوشمند، در این زمونه در حد یک کامپیوتر هستند واسه خودشون. تو اینترنت بگرد، بازی بکن، با دوستانت چت بکن، فیلم ببین، موسیقی گوش بده، تحقیق بکن و هزار تا کار دیگه که الان به ذهنم نمی رسه. خود منم ساعت ها میشینم با گوشی مشعو
من همون بیچاره ایم که با 86 درصد زیست و با73 درصد شیمی قراره پشت کنکور بمونم
خدایا خیلی درد داره خیلی 
خیلی درد داره 
هیشکیو ندارم کنارم باشه 
همش باید درد بکشم و درد بکشم 
انقد درس خوندم نیمه نابینا شدم 
خداا چرا انقد نفس کشیدن درد داره؟ 
چرا انقد زندگی کردن درد داره؟ 
دو سال  بدترین دردارو به جون خریدم دو سال تا مغز استخون درد کشیدم 
هنوزم ادامه داره 
همش به خودم میگم محکم باش دختر محکم باشه دیگه چیزی نمونده 
ولی حقیقتش اینه که این دردا هیچ
انسان‌تباران بیشتر از چند میلیون سال عمر ندارند و سن انسان هوشمند نهایتا
به ۲۰۰ هزار سال می‌رسد. انسان‌ها طی میلیون‌ها و هزاران سال تغییرات
زیادی کرده‌اند. ولی تا به حال فکر کرده‌اید در آینده انسان‌ها ممکن است به
چه شکلی در بیایند؟ آیا ممکن است قابلیت ابزارسازی انسان و فناوری او
بتواند تکاملش را تحت تاثیر قرار بدهد؟ وب‌سایت فیوچریزم که علاقه‌ی زیادی
به آینده‌پژوهشی دارد، با استفاده از بعضی داده‌های علمی و البته مقدار
خیلی زیادی
دختر سعدی بیا آیینه بندان کرده اماین غزل را آب و جارو طاق بستان کرده امسهم من هستی، خیالتشانه اتافسانه اتبا خیالت مرغ عاشق را سخندان کرده امفال خود را دیده ام در قهوه ی چشم تو باشوق تعبیرِ دل انگیزی که پنهان کرده امخواب ديدم خرمنت افشان به روی صورتمابن سیرین را خراب موی افشان کرده امآه ای پیغمبر شب های این شعر و شعورکافران را با شعار تو مسلمان کرده امهر چه دارم آرزو، قربانی یک تار موتمن به هر تارت هزاران بوسه قربان کرده امضرب و تقسیم نگاهت
.چباسمه تعالی
امور اجتماعی
آثار طلاق
غزل۴
آثار طلاق بس زیان آور و بی مرز و حد است
چونکه جانکاه بود، دغدغه اش تا ابد است
گر شود حاصل تزویج تو را نور بصر
نتوان کرد فراموش، چو آن کالبد است
پاره ی تن شود  از یاد نمی گردد محو
پدر و مادر فرزند، گل سر سبد است
او نیازش به پدر باشد و هم مادر خود
تا شود عاقل و بالغ، نتوان گفت بد است
گر شوی صاحب فرزند ز دیگر همسر
سخت باشد که پذیرد ورا ، تا حسد است
گر کنی ترک تو تزویج و پرستار شوی
نیست آرامش و تسکین، که آن نیز
آهک در دسته کانی های معدنی حاوی کلسیم و در ترکیب با کربنات ها اکسید ها و هیدروکسید ها می باشد .
از لحاظ ظاهری مانند پودر سفید است و کمی سوزاننده است  انواع آهک در معادن یافت می شود .
سنگ آهک نوعی سنگ رسوبی ایجاد شده از اسکلت موجودات مرده است .
آهک هیدراته یک ماده فرآوری شده سفید رنگ و دارای حالت پودری می باشد که میل ترکیبی سریعی با دیگر مواد ندارد ولی در مدت زمان طولانی و در معرض هوا و رطوبت با جذب گاز دی اسید کربن به کربات کلسیم تغییر حالت می د
دیروز موس موس ح رو کردم، امروز دوباره بلاکم کرد. خیلی خرم و این خریت حالم رو بد کرده. روز با گندی شروع شد اما نباید همینجور ادامه پیدا کنه.
پاشو دختر دنیا به آخرش که نرسیده که؟ گند زدی مثل هزاران بار دیگه و خب پا میشی.
درس بگیر همین.
پا شو برو حموم و بعد قهوه و کتاب و زندگی. هیچ وقت دیر نیست.
از کجا شروع کنم؟ 
از همینجا؟ 
که دوستم برادر حسین رو دید و چشماش برق زد و گفت حسین اینه؟ و گفتم نه داداششه خوشگله نه؟ گفت نه گفتم آره چشات داره برق می زنه 
گفتم این ۴۰ سالشه 
گفت عه! چه خوب مونده گفتم بله دو تا هم بچه داره 
چشم در چشم شده بودیم 
باباش نشسته بود 
مادرش کنارش وایستاده بود 
سلام کردم و انگار هر دوشون یا شایدم مادرش جواب داد 
اومدم نشستم که مادرش اومد جلو و احوالپرسی کرد! بعد دید به خودم نمیارم گفت کاری ندارین؟ 
که یهو گفتم بیام بب
هر کسی عاشق نشد ديوانه نبست !!!
هر که ديوانه نشد پروانه نیست .♥
در پی عشق تو دل ديوانه شد .
شمع گشتی و دلم پروانه شد♡
از لهیب عشق تو افروختم♥
عشق را به سادگی نفروختم.
ناگهان .
           ناگهان .
ناگهان در بی کسی ها گم شدم .
رفتی . رفتی و افسانه ی مردم شدم♥
♥♥♥
تاکی چشم انتظاری ؟؟؟
تاکی ؟؟؟
بس که چشم را به راهت دوختم  سوختم.
اصلا تا  به کی دیدار چشمت در خیال ؟
زندگی با آرزوهای محال♡ 
اما حیف زندگی را باختم 
زندگی را به هیچ باختم.
# اکرم  رشنو
آموزش ایمیل مارکتینگ
ایمیل مارکتینگ یکی از بهترین و ارزان ترین ابزارهای
بازاریابی اینترنتی است. با وجود اینکه خیلی ها ایمیلی ندارند یا اینکه
ایمیلشان را چک نمی کنند باز هم افرادی هستند که ایمیلی داشته باشند که هر
روز آن را چک کنند. همین افراد کمی که ایمیل خودشان را چک می کنند برای ما
کافی هستند.
مهم نیست که چند نفر ایمیلشان را در ایران باز می کنند! مهم این است که
ایمیل های ارسالی شما به دست علاقه مندان به کسب و کار شما می رسد حتی اگر
تعداد ب
دیروز یک آروزی 15 ساله و شاید هم بیشترتر من به تحقق پیوست :)
وقتی کوچولو بودم و همه میگفتن میخواهی چی کاره بشی من میگفتم نقاش! بعد دست نوازشی رو سرم می کشیدن و میگفتن آخی!
بعدها به مدد خواهر و برادرای بزرگ تر و مثلا عاقل تر فهمیدم که شغل نقاشی اصلا خوب نیست.(چرا بچه های کوچک تر خانواده دستاویز بزرگ ترها میشن، چرا آخه)
بعد هر کی میپرسید میگفتم معلم! انگار بیشتر خوششون میومد و یه بارک الله هم نثارم می کردن.
اما من همیشه نقاشیم خوب بود و ته دلم می گفتم
هر چه می‌گذرد بیشتر در خودش غرق میشود . در خودش . در من بودنی تمام ناشدنی . همه ی صفحات دفترش پر شده اند از خودش ،از ستودن خودش،وقتی از خودش میگوید آنقدر شوق و هیجان درش موج میزند که به آدم حسی شرم آگین القا میکند، انگار از شیطنت های دختر بچه ای بازیگوش میگوید یا که از نیک تدبیری های یک عاقل کامل.اگر دلسوزی ای باشد ، برای خودش است ، خودش را میبیند ، به خاطر خودش از همه چیز و همه کس میگذرد. خودش را میپرستد . حتی وقتی از زندگیش مینالد ،درحال خودستای
یک نفر دارد امید اینکه درمانش کنینوشدارویی دهی، یک بوسه مهمانش کنیهر چه بوده بین ما و مو و دست و نقطه چینبهتر است از چشم و گوش خلق پنهانش کنیکودتای مخملی یعنی تو در یک کوچه ایشال برداری و موها را نمایانش کنیاین همه اعجاز داری وقت آن است ای عزیزاین لب آتش پرستم را مسلمانش کنیدست تو زنجیر و من ديوانه ی دیوانگیدر بغل ديوانه را باید گروگانش کنی
عاقاااابسیار خوشحالمندیم خداروشکر نامه رسید بالاخرهاز هشت صبح که زنگ زدم دانشگاه تا کارمو راه ننداختن ول نکردم پدرشونو دراوردمبالاخره رسید نامه اصلا باورم نمیشد هی به مرده میگفتم خب دیگه کجا زنگ بزنم؟؟؟خداروشکر مجبور نشدم برم مرکز استانبعد عاقا عجله ای اماده شده رفتم شبکه بهداشت نامه رو دادم گفتن بدو برو بانک صادراتبعد برو بیمهرفتم بانک دو ساعت و نیم حساب و موبایل بانک و همه چیو فعال کردم اخر سر از در که میومدم بیرون ديدم عاقااا این که
چهارشنبه شب ها معمولا تنهام. داشتم آشپزی میکردم و با زهرا پیام صوتی رد و بدل میکردیم و جفری هم به شدت و قوت پشت زمینه هم پیام هام میومیو میکرد و صداش تا خونه زهرا اینا رفته بود!! کلا هم خیلی نا آروم بود و می چرخید!!
صبح ساعت ۵.۳۰ با صدای میوهای به شدت بلندش از خواب بیدار شدم. تا راهرویی که اتاق من توش هست اومده بود و تا ساعت ۶.۳۰ همچنان میومیو کرد.
بعد که رفتم غذاش رو بریزم تو ظرفش نديدمش! عجیب بود ولی خب گفتم شاید تو حیاطه!
شب من هنوز دانشگاه بودم که
یک وقت هایی با تو حرف می زنم توی اتاقم توی پارک توی خیابان اما نمی دانم چرا وقتی با تو حرف می زنم مردم طوری که انگار ديوانه دیده اند به من نگاه می کنند . آی مردم : کسی که با خودش حرف می زند ديوانه نیست او کسی را همراهش دارد که با چشم دیده نمی شود . #الهام_ملک_محمدی
هیچ کس تا کنون نتوانسته از مرده‌ای علت مرگش را بپرسد،
پس مردم این خرافات را از کجا می آوردند که میگویند:
تنهایی کسی را نمی‌کُشَد [؟!] ۰
__________________________
امشب تو دلتنگ ترین حالت ممکنم ام
__________________________
03:18
------
کاش فردا زندگیم تمومشه
امید و انگیزه ای ندارم واسه ادامش
------
#دلتنگی   #عشق 
#تنهایی.   #بی‌قراری
#بی‌هدف.  #بی‌انگیزه
#بی امید.   #دوری
#شب
-------
ساعت 03:22
-------
در کهکشان‌ها‌ی پر‌جرم، فرایند تشکیل ستاره‌ها در دو مرحله انجام شده است و ستاره‌ها بر‌اساس مواد تشکیل‌دهنده به دو دسته تقسیم می‌شوند.
کهکشان ما یک زامبی است؛ البته نه به این معنی که در کیهان پرسه بزند و مغز کهکشان‌ها‌ی دیگر را ببلعد! اما کهکشان راه شیری قبل از اینکه دوباره به زندگی باز‌گردد، یک بار مرده است. یک دانشمند ژاپنی زمانی که در مواد شیمیایی ستاره‌ها‌ی کهکشان جست‌و‌جو می‌کرد به این نتیجه رسید.
در قسمت‌ها‌ی زیادی از راه‌ش
دکتر نیستم.
اما برایت ده دقیقه راه رفتن، روى جدول کنار خیابان را تجویز میکنم،
تا بفهمى عاقل بودن چیز خوبیست،
اما دیوانگى قشنگ تر است.
برایت لبخند زدن به کودکان وسط خیابان را تجویز میکنم،
تا بفهمى هنوز هم، میشود بى منت محبت کرد.
به تو پیشنهاد میکنم گاهى بلند بخندى، هرکجا که هستى،
یک نفر همیشه منتظر خنده هاى توست.
دکتر نیستم،
اما به تو پیشنهاد میکنم که شاد باشى!
خورشید،
هر روز صبح،
بخاطر زنده بودن من و تو طلوع میکند!
هرگز، منتظر" فرداى خیالى
ساعت نزدیک هفته غروبه ولی انگار تازه سر ظهره. جمعه هم که هست مثل این که خاک مرده ریختن تو کوچه خیابون.حالا هی هر سال گرمتر میشه هیچکسم ککش نمیگزه که خودمون داریم این بلا رو سر زمین بدبخت بی زبون میاریم.حالا یه فلش بک بزنید به دوران بچگی. من که یادمه دقیقا سر ظهر همش تو کوچه بودم و بازی میکردم ولی اصلا اونوقتا گرم نبود. الان که شب هم باد گرم میزنه تو صورت ادم. 
قبل تر ها با خود می اندیشیدم که چرا مجنون بعد از مرگ لیلی عاشق شخص دیگری نشد.
یا اصلا چرا بعد از مرگ خسرو شیرین همان طور که خسرو مرده بود خودش را کشت.
حال جوابش را یافته ام.
انسان ها هیچگاه نمی توانند عشق زندگیشان را از یاد ببرند.
شیرین تا زمانی شیرین بود که خسرو در کنارش بود.بعد از خسرو دیگر چه فرقی به حالش می کرد زندگی یا مرگکاظم سعیدزاده
در دیده اشک و بر لبم لبخند بوده.
چون در کنار جام زهرم قند بوده.
زندانی عشق تو بوده جسم و جانم.
ديوانه با ديوانه ای همبند بوده.
بی تو تمام ماه های سالم ای عشق.
اسفند یا اسفند یا اسفند بوده.
جسمم اگرچه آب شد چون #برف اسفند.
روحم ولی محکم تر از الوند بوده.
سوزانده ام در پیشواز مقدم تو.
در شهر هر چه عنبر و اسپند بوده.
اینروزها نای تپیدن هم ندارد.
قلبی که بی اندازه قدرتمند بوده.
حالم شبیه حال یک بیمار قلبی ست.
که سالها در حسرت پیوند بو
قبل تر ها با خود می اندیشیدم که چرا مجنون بعد از مرگ لیلی عاشق شخص دیگری نشد.
یا اصلا چرا بعد از مرگ خسرو شیرین همان طور که خسرو مرده بود خودش را کشت.
حال جوابش را یافته ام.
انسان ها هیچگاه نمی توانند عشق زندگیشان را از یاد ببرند.
شیرین تا زمانی شیرین بود که خسرو در کنارش بود.بعد از خسرو دیگر چه فرقی به حالش می کرد زندگی یا مرگ


ادامه مطلب
پیام رسان ایتا تقریبا از حدود ماه بهمن سال قبل شروع به کار کرده است . من فقط یک بار عضو ایتا شدم و بعد برنامه آن را حذف کردم و احتمالا هیچ وقت از آن استفاده نمیکنم . چند دلیل برای این مسئله می نویسم 
اول : ایتا سنی ندارد. چند پیام رسان دیگر مثل سروش،گپ، آی گپ و بله و بیسفون هر کدام بیش از دو سال در حال فعالیت هستند و با هویت مشخص ، وب سایت مشخص ، برنامه مشخص و . یک بستر رو ساختند . اما ایتا یک بچه چند ماهه است که ممکنه زردی بگیره و بمیره .
دوم : پیام رس
خاطره ای در درونم استچون سنگی سپید درون چاهیسر ستیز با آن ندارم، توانش را نیز؛برایم شادی است و اندوه.در چشمانم خیره شود اگر کسیآن را خواهد دید.غمگین تر از آنی خواهد شدکه داستانی اندوه زا شنیده است.می دانم خدایان انسان رابدل به شیئی می کنند، بی آنکه روح را از او برگیرند.تو نیز بدل به سنگی شده ای در درون منتا اندوه را جاودانه سازی .
 
آنا آخماتووا
[متاسفانه این بار شعر معروفى رو دوست دارم از این شاعر؛ زنى که مى گوید : عاقل باش قلب من /خسته اى دیگر/
به دنبال خدا.
کوله پشتی اش رابرداشت وراه افتاد.
رفت که دنبال خدابگرددوگفت :تاقلبم ازخداپرنشود برنخواهم گشت .
نهالی کوچک کنار راه ایستاده بودمسافرباخنده ای روبه درخت گفت :چه تلخ است کنار جاده بودن ونرفتن ودرخت زیر لب گفت:ولی تلخ تر آن است که بروی که بی ره آورد برگردی ،کاش میدانستی آنچه در جست وجوی آنی ،همین جاست .مسافرگفت :یک درخت از راه چه میداند،پاهایش در گل است ،اوهیچگاه لذت جستجورانخواهد یافت.ونشنید که درخت گفت:امامن جستجو راارخود آغاز
می‌گفت هیچ فکر نمی کنیم یعنی چه که خدا این همه چیز توی زمین و آسمون آفریده واسه منِ آدم یعنی چه؟
مگه من کی ام؟چی ام؟قراره چیکار کنم که زمین و زمون واسه من آفریده شده؟
هیچ‌ فکر نمی کنیم
بدنیا میایم،غذا میخوریم ،بزرگ میشیم،واسه پول در آوردن و بقول خودمون یه لقمه نون به هردری می‌زنیم ،ازدواج میکنیم ،بچه دار میشیم و.نهایتش می‌میریم.
خب مگه بقیه ی حیوونها چجوری زندگی میکنن؟اونا هم که همینن،.
نه ،ما هیچ فکر نمی‌کنیم
درک نمی کنیم با این شصت
رویا. کابوس. کابوس. رویاکاش چیزی این وسط تغییر میکرد
کاش هیچ وقت بیدار نمیشدم
وقتی هم که بیدار میشدم مرده بودم کامل
کاش از سکوتم میخواندی
چه حرف ها که سالها نهفته داشتم
و عاقبت خواهم مرد.
حتما دور از تو
حتما تنهای تنهای تنها
باور کن حرف مسخره ای نیست.
سلام.
امشب میخوام یکم درد و دل کنم.
همش منتظرم که کارهای دانشگاهم درست بشه
خیلی خسته اماز نظر روحی.
دلم خیلی برای خانوادم تنگ شده
کارای دانشگاهم,هنوز تموم نشده و این سوهان روحمه
از هم خونم بگم که بهم دروغ میگه.درصورتی که میدونه من اونقدر باهوشم که همیشه متوجه میشم بهم دروغ گفته.ولی اون انقدر بچه اس و نفهمه که به منی که هردم بهم میگه عین خواهرشم,دروغ میگه:(
همیشه بهش میگم,صین جان من از مدل نفس کشیدنت میدونم دردت چیه,چرا به من د
علی رجب زاده (گلیل)        طیف گل جلالیطیف گل،زن شجاع و دلیرفیروزه ای،همسر حسنقلی،پسر دردی بیگ بود. پساز کشته شدن حسنقلی توسط نیروی تزاری،طیف گل به خونخواهی شوهرشبرخاست.با وجودی که دختری قنداق داشت اسلحه برداشت و جزء گروه مدافعین فیروزه شد.حجی قربان ابراهیم زاده از این زن شجاع جانبداری کرده او را با وجود هزاران خطر به بایرام قلی برد که تحویلاقوام پدریش بدهد.اما طیف گل نپذیرفت.بچه خود را به پشت خود بست،
دیروز سریالم تموم شد
قسمت آخرش زیاد جالب نبود.
فکر می کردم جان شاه میشه ولی در کل بهترین سریالی بود که ديدم، همیشه یادم میمونه
و منتظر باشین هزاران سال ازش بنویسم و بسایمتون
امروز میرم که برکینگ بد رو شروع کنم، اصلا عصر که همه خوابن و میری رو تخت لم میدی و در سکوت سریالتو میبینی دنیا یه جور خاصی قشنگه!!
یادم رفت بگم، صحنه ی مرگ جیمی و کلیگن چیز بدی بود، خیلی بد
دیر گاهی است در این تنهاییرنگ خاموشی در طرح لب است.بانگی از دور مرا میخواندلیک پاهایم در قیر شب استرخنه ای نیست در این تاریکیدر و دیوار بهم پیوستهسایه ای لغزد اگر روی زمیننقش وهمی است زبندی رستهنفس آدم هاسر بسر افسرده است .روزگاری است در این گوشه پژمرده هواهر نشاطی مرده استدست جادویی شبدر به روی من و غم میبندد.میکنم هرچه تلاشاو به من میخنددنقش هایی که کشیدم در روزشب زراه آمد و با دود اندودطرح هایی که فکندم در شبروز پیدا شد و با پنبه زدوددیرگ
پریشانی ام تمامی ندارد. انگار در طول روز کش می آید. شب میفتد روی غلتک حماقتم و رشته هایش از هم میگسلند. اما از بین نمیرود. پریشانی من پادذره ای دارد که مرده است. صبح ها توی آینه به آن لبخند میزنم. و او جوابم را با یکی از انگشت هایش میدهد. سعی میکنم پریشانی ام را لابه لای این کلمات جا بدهم، نمیشود. یک جایش میزند بیرون. نفس کم می آورد. سینه اش خس خس میکند و میفتد روی دست هایم. پریشانی ام اما نمیمیرد. هرگز.
خوش باش که آن آینه ی دق مرده است
آن عاشق سینه چاکِ  سابق مرده است

حالا  برو عاقلانه ، عمر از سر
گیر 





کآن یار بدون  درک   و منطق مرده
است

                                                                                                                                                                                       ع.شیرخانی (ابر)
آدم منافق هیچ رابطه‌ی مومنانه‌ای را آنچنان که زندگی مومنانه یکپارچگی و عزم راسخ و روح توحیدی اقتضا می‌کند نمی‌تواند شروع کند.
منافق صد سر و هزاران زبان دارد و در هر سلامی دلش رنگ می‌بازد و طلوع تا غروبش بی‌شمار حال را به دنبال دارد.
عاجزانه از تو می‌خواهم خدا، بدون یکپارچه کردن دل ما نه وارد دوستی با کسی‌مان کنی، نه به ازدواج کسی در بیاوری، نه کسی را بهمان امیدوار کنی که روز افتادن پرده‌ها فقط شرمندگی‌ می‌ماند برای خودمان.
بعد اینهمه سال هنوز وقتی اسمش میاد گوشام تیز میشه قلبم میریزه پایین اشک توو چشام جمع میشه که چند ساله گم شده و هنوز نتونستن پیداش کنن و هیچکس نمیدونه کجاس زنده س مرده س خودش رفته یا بلایی سرش آوردن
هنوز ته قلبم و ذهنم منتظرشم حتی اگه مال من نباشه
1. از این پل هوایی جدیده اتوبان که دورش پلاستیک ضخیم کشیدن ادم خودشو پرت نکنه پایین متنفرم. اگه از دست خودم خسته شدم چی؟ 
2. یه غلطی کردم به آقاهه گفتم حاجی قبل امپول بی حسی به دندون صاحاب مرده م ژل بزن دردددد داااارهههه. حالا دو ساعت نشسته برا من توضیح میده ژل تاثیر نداره، بخاطر تلقین برا بچه ها میزنیم. برو بابا. لباس مدرسه تنمه ولی کند مغز نیستم که :| پارسال که یه راست بعد مدرسه میرفتم کلاس زبان کیفمو میذاشتم تو موسسه بعد میرفتم بیرون برا خودم پ
این دل که می گویند چیست؟که گاهی تنگ می شود،گاهی سنگ و گاهی هم مرده و بی رنگ!
دل که تنگ می شود ؛ قلب میگیرد،می میرد و در آخر آتشی سخت به خود می بیند!
سنگ که شود ؛ سخت می گیرد،درد می گیرد اما، از رو نمی رد!
نفس می گیرد ؛ دل می میرد،رنگ سیه به خود می گیرد!
و اما عجب جنگی سر می گیرد!
بزودی منتظر دکلمه این متن باشید :)
بسم‌الله.
سلام!
+

زائرِ رند حاجت‌ش این است:
مرده آید، شهید برگردد.
-آقای احمد بابایی-
پ.ن:عکس را به وقتِ چهلمین روز از آخرین زیارت بچه‌های هیئت گرفتم در نمازخانه‌ی فرزانگان یک. الحمدلله بابت این که خدا به‌مان لطف می‌کند و اجازه می‌دهد که هر از گاهی از این مراسم‌ها راه بیندازیم توی مدرسه. لا موثر فی الوجود الا خودِ تو خداوند. تاثیر بده به کارِ ما :)
داشتم می اندیشیدم اگر ما را زنده زنده زیر خاک بگذارند می میریم.حتی اگر نفس هم داشته باشیم بند می آید دیگر نفسی نیست برای فریاد.امان این خاکی که از آن ساخته شدیم . و پس از عمری به آن باز می گردیم . چقدر سرد و بی روح است تا بر سر بریزند انگار جان از تو می رود و مهرت از دلها.خوب که بنگری می بینی ذرات و دانه های بی جان گیاهان به خاک که می روند جان می گیرند. اما ما در خاک جان می دهیم.نمی دانم تعبیر درستی است یا نه.اما می گویند در خاک که بگذارند مرد
اهنگ مریم چرا با ناز متن کیفیت بالا 320 و لینک مستقیم : مریم چرا با ناز و با افسون و لبخندی به جانم شعله افکندی مرا ديوانه کردی امشب چه با ناله غم از هر دیده می بارد دلم در سینه می نالد مرا ديوانه کردی مرا ديوانه .
اهنگ مریم چرا با ناز متن کیفیت بالا 320 و لینک مستقیم 
مریم چرا با ناز و با افسون و لبخندی
به جانم شعله افکندی مرا ديوانه کردی
امشب چه با ناله
غم از هر دیده می بارد
دلم در سینه می نالد
مرا ديوانه کردی مرا ديوانه کردی
رفتی مرا تنها به دست غم
دبریدمان زخم چیست
enzymatic debridement enzymatic ، یا debridement شیمیایی ، از پماد یا ژل با آنزیم‌هایی که بافت ناسالم را نرم می‌کنند استفاده می‌کند . آنزیم‌ها ممکن است از یک حیوان ، گیاه ، یا باکتری‌ها استفاده کنند .دارو یکی دو بار در روز اعمال می‌شود . زخم با یک پانسمان پوشانده شده‌است که به طور مرتب تعویض می‌شود . تعویض پانسمان ، بافت مرده را وقتی از بین می‌رود ، از بین می‌برد .اگر مشکلات خونریزی یا خطر زیاد برای مشکلات جراحی داشته باشید ، enzymatic debridement ای
نعمتت مهر است وعشقعالمی شادی و شوقنعمتت یک دوستیمحرم درد دلمنعمتت حرفهای خوبکه کند گرم این دلمنعمتت این مردم با محبت با مرامشکر نعمتهای تو،قاصر است ازاین قلمنعمتت یک صبح خوبدر دل این روستاواله و مست این دلم از نوای دلکش ،نغمه گنجشکهاروز با یادت شروعشب به شب ذکر تو هستاین همه آرامشم لطف بی حد تو هستشکر از حضورشکر از بودنت، صد هزاران شکر باد 
در گرمای خیلی زیاد طاقت‌فرسایی نشسته‌ام و برای یک
دوستی سوگواری می‌کنم. و از اینکه سیستم نرم‌افزاری شرکت نیم‌فاصله نمی‌گیرد و ما
را عادت داده است به فاصله انداختن، که حالا توی این صفحه مدام برگردم و یادم
بیاید می‌توانم نیم‌فاصله بگذارم خسته‌ام. قصه. مرثیه می‌خوانم. برای دوستی‌ای که‌
در ظاهر آرام و رونده است. خنده دارد. لباس قشنگ دارد. هدیه دارد. میهمانی و بزم
دارد اما زیرپوستش بیمار است. مرده است و این مرده بودنش خیلی واضح است. برای من
 
به دختران خود یاد دهیدقبل از ازدواج به آرزوهایشان برسند،‍‍مردان غول چراغ جادویی علاءالدین نیستند برتراند راسل

**
آقا به خانمش میگه: من خیلی بهت لطف کردم که بدون اینکه چهرتو ببینم باهات ازدواج کردم! خانمه میگه: ببین من چقدر بهت لطف کردم که چهرتو ديدمو باهات ازدواج کردم!! خب برادر من نکن این کارو !!! با زبون این خانما نمیشه درافتاد
 ** مرده زنگ میزنه خونه، میگه عزیزم من بعداز ظهر با دوستم میام خونه… زنش میگه خونه ریختو پاشه مرده:میدونم ز
یکِ خردادِ یک هزارُ سیصدُ نودُ هشت
پیش بینی یه روز به خاک رفته
برای جلسه ی استاد یه بخش اعظم کار انجام ندادم !! پر واضح است که استاد باز گند میزنه به سرتاپامون .
برای کلاس ساعت 8 صبحمون دوتا مقااله نیاز داشتیم که اونم آماده نکردیم !! باز سرکلاس  باید متوسل شیم به آیه الکرسی که استاد گیر نَدِ !!
جلد 1،2،3 بر جاده های آبی سرخ تموم کردم . یه تناقص عجیبی در کتاب دیده میشه !! میرمهنا زرت و زرت تو کتاب ی میکنه بعد آق نادر اصرار دار بگه اون دری
 

بلند شده‌اند؛ بلندتر از همیشه‌ای که مامان با یک قرچ قیچی کوتاهشان
می‌کرد. بلند شده‌اند، آن‌قدر که دستم می‌رسد که پیش بیاورمشان. همین باعث شده که
بیخیالِ پخش‌وپلاشدنِ مثل یال شیرشان بشوم و بازشان کنم و هی با خودم خوش بگذرانم.

بازشان کردم. نور لپ‌تاپ
خورد بهشان. ديدم در همان یک نگاه، بیشتر از سه / چهار موی سفید به چشمم خورده؛
موی مرده‌ی سفید. یادم آمد به دیروز که باز موی سفید پیدا کرده‌بودم و مامان گفته‌بود: دوتا؟! از صدتا هم بیشترن!»
این فیلم تاریخی و مهیج که بر اساس واقعیت ساخته شده است و در آن کریس ایوانز به ایفای نفش می‌پردازد ، در مورد همکاری عده‌ای از ماموران باتجربه و حرفه‌ای با چند اتیوپیایی برای نجات هزاران پناهنده در اوایل دهه‌ی هشتاد میلادی می‌باشد و…اپیزو فیلم | دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم
من هیچ وقت ديوانه نبودم
عاقلانه و منطقی رفتار می کردم و گاهی خودخواه و مغرور بودم
و گاهی وقار و متانتم دوستانم رو خسته می کرد
من هیس شنیدم و ساکت شدم.
من آتنها ها ديدم و ترسیدم. 
عاشقانه های شاملو به آیدا رو خوندم و باور نکردم
 قضاوت شدم و ديوانه نشدم.
و ترسیدم
من از ترس آدم ها ترسیدم
از اعتمادی که ندارم ترسیدم.
من امروز از خودم میترسم.
به من بگویید از فردای روزی که من شبیه شما ها شدم
بگویید تا دنیایتان را بشناسم
بگویید تا بگویم
بگویم از دنیایم
دانلود آهنگ شهرام شکوهی عشق ممنوع | کیفیت 320 و 128
همینک برای شما کاربران جاز موزیک ترانه عشق ممنوع با صدای شهرام شکوهی را آماده کرده ایم
Exclusive Song: Shahram Shokoohi | Eshgh Mamnoo With Text And Direct Links In jazzMusic
متن آهنگ شهرام شکوهی عشق ممنوع
ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای
دل دیوونه ای دل دل دیوونه تو که تنها نشستی کنج می خونه
توی این شهر پر از تابلو ممنوعه عاشقی جرمه واسه عاقل و دیوونه دل دیوونه
ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای
دل دیوونه دلی که خونه توی
 اگر می خواهید یک لایه برداری قوی از پوست تان انجام دهید تا به روشن شدن صورت و حذف سلول های مرده آن کمک کنید، پیشنهاد می کنیم از پوست گردو استفاده کنید. پوست گردو قابلیت های زیادی در لایه برداری و اسکراب پوست دارد.
 
 می‌توانید مقداری پوست گردو یعنی پوست چوبی آن را به‌خوبی آسیاب کرده تا به صورت پودر درآید و آن را در انواع ماسک و کرم های لایه بردار بریزید. این ماسک تمام سلول های مرده را به خوبی از بین برده و رنگ پوست را روشن می کند. همچنین باعث م
گرفته مه همه ی جاده را ـ مشخص نیستکه صاف می شود آیا هوا ؟ـ مشخص نیستچطور باید از این راه مه گرفته گذشتاز این مسیر که یک ردّ پا مشخص نیستو من چقدر در این مه به گریه محتاجمنمی شود که ببارم. چرا؟ مشخص نیستچه حسّ خوبِ غریبی ؛ به جستجوی خودتشبانه راه بیفتی . کجا؟ مشخص نیستو تا همیشه از این شهر مرده کوچ کنیو دورِ دور شوی . دور. تا . مشخص نیستدرست می روی آیا ؟ و یا . نمی دانیصحیح می رسی آیا ؟ و یا . مشخص نیست. کسی شبیه نسیم از کنار من رد شدغریبه بود
نه سری هست و نه صدایی ! 
انگار در اینجا  خاک مرده پاشیدند . نه کسی می آید و نه کسی می رود . نکند سال ها از مراسم ترحیم من گذشته و من بی خبرم.  شاید اصلا زندگی نکرده ام . ریه هایم رنگ هوا را له خود دیده اند ؟ چشم هایم غیر از چهار دیواری تنهایی چیز دیگری دیده است؟ 
شاید من در اعماق زمینم در اوج آسمان به دنبال خود می گردم ؟ 

پ.ن: 
برم دکتر حالم خیلی بد شده . این وقت روز که زمان هذیان گفتن نیست . 
تب دارم.  چشمام سیاهی میره . نکنه باید دخیل ببندم ؟ اصلا به ک
به قدر کافی بهانه برای آشفتگی داری، بحرانی‌ترین روزها را می‌گذرانی، از هر سوراخ سمبه‌ی زندگی‌ات، مسأله و دغدغه‌ای نو سر در آورده و نو به نو برایت چشمک می‌زنند.
 تکلیفت روز به روز مه‌آلودتر می‌شود، اما با این همه، فقط به دنبال یک دردی، که درمانت شود. بگیرید زنجیرم ای دوستان
که پیلم کند یاد هندوستان
کار پیلت به جایی می‌رسد که گاهی از هندوستان هم گذشته و سر از نیستان درمی‌آورد. نی وجودت می‌خواهد از شوق نیستی، در دیار خود ناله سر دهد. مست
"You know, you don't need to grow old to die. I was dying at the age of 20 as a result of no direction and no purpose.
ببین ؛ قرار نیست -ااما- پیر بشى تا بمیرى. من خودم توى بیست سالگى به خاطر بى هدفى داشتم مى مردم"
Grant Cardone
تک تک سلولای بدنم درد می کنه. اسباب کشی رو هیچ جوره نمی شه بهش با دید خوب نگاه کرد :/ از خونه تی هم بدتره لامصب.
زندگیم تو دنیای رویاها خیلی پررنگ تر شده، مثل سی کارد تو کتاب در رویای بابل :| شاید آخرشم مثل اون سرم بی کلاه بمونه. هیوای تصوراتم با خودم خیلی فاصله داره، یکی بای
رفیق و دوست خیلی فرق داره دوست میتونه همکار،همکلاسی یا هرکسی باشه ولی رفیق یه چیز دیگست!!!رفیق هرکسی نیست رفیق دنیاست❤
به افتخار3رفیق عزیزم که عاشقانه دوستشون دارم و آرزو میکنم به آرزوهاشون برسند و هزاران سال عمر با عزت و سلامتی و شادی داشته باشند❤
دوستدارتون:فاطمه
NILOFAR
FATEME
FARZANE
نیلوفر جون دوست بیانی عزیزم و بهترین دوست مجازیم که خیلی دوست دارم خیلی،با کلمات نمیتونم بگم اما همین و بدون که خیلی دوست دارمنديدمت صدات و نشنیدم ولی دوست دارم می
همه ما شاید در بخشی از زندگی خود از رفتار و هزینه بالای محصول یا خدماتی نالیده‌ایم. برخی اوقات این موضوع شکل چرخه به خود می‌گیرد. چرخه‌ای که شاید نام آن خالی کردن جیب مردم باشد.
یک صنف به نفع خود قیمت‌ها را بالا می‌برد. صنف دیگری با توجه به قیمت افزایش یافته آن صنف، به خود اجازه بالا بردن قیمت در صنف خود را می‌دهد. در جواب چرا اینقدر گران شده است پاسخ می‌گیریم چونکه فلان چیز بالا رفته است. یکی از دوستان کارمندم می‌گفت در این شرایط، ما کارمن
اهمیت و ضرورت درس پژوهی سایت معلم بلاگ در طی سال‌های اخیر باعث شده است که معلمان در شورای معلمان و یا گروه‌های آموزشی، مسأله‌ها و دغدغه‌های خود را نسبت به بعضی از دروس که دانش آموزان در یادگیری آن با مشکل مواجه هستند را مطرح می‌کنند.
با وجود هزاران معلم با تجربه در گذشته و حال، هنوز بسیاری از معلمان در آموزش بعضی از مفاهیم با مشکل مواجه هستند و هنوز بعضی از معلمان بعد از سال‌ها تدریس با الگو و روش مناسب در آموزش آشنا نیستند.
علی
نشسته بود توی تخت آبی و مطابق معمول خودزنی میکرد .شصت سال از عمرش میگذشت و هنوز موهای جوگندمیش نریخته بود.پرستار جوان آمد و روی تخت نشست. به پیرمرد باباحاجی میگفتند درست قبل از اینکه ديوانه شود توی بازار حجره داشت .آجیل و خشکبار میفروخت به خاطر وضع مزاجش هیچوقت ازدواج نکرده بود .
میگفتند دعایست و هیچکس حاضر نبود دخترش را عروس او کند .میگفتند هر چند صباحی یک بار سیمهایش قاطی میکند .اما باباحاجی مهربان بود با یک قلب بزرگ. پرنده ها و گربه ها دم حج
دور تند که میگن اینه ها!اینگار همین دیروز بود که پست قبلی رو نوشتم و منتشر کردم.
خیلیییی سرعت بالاس :)))
اینطور که معلومه هنرستان تموم شد و پاشو از روی خرخره ما برداشت!
میدونین چیه اگر ازم بپرسن کدوم دوره از تحصیل بیشتر دوست داشتی حتما میگم دوره متوسطه اول(راهنمایی)اونقدر اون سال ها شیطون و رها بودیم که تکرار کردنش غیرممکن،بچه هایی که هیچ دغدغه ای نداشتن جز اینکه چطور کلاس و درس رو بپیچونن و به بهونه درس قرار مدار باهم بذارن و قایمکی برن خرید،ا
اگرچه دست و دلی سخت ناتوان دارمتورا نمی دهم از دست، تا توان دارمسری به مستی نیلوفران صحراییدلی به روشنی باغ ارغوان دارم»اگرچه مرده ای، ای عشق! نعش نامت راهنوز هم که هنوز است بر زبان دارمچراغ یاد تو را در کجا بیاویزمکز این کبود نفس گیر در امان دارم؟میان سینه من آتشی است چون فانوساگرچه خواستم این شعله را نهان دارمعبدالجبار کاکایی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب