نتایج پست ها برای عبارت :

من اممشب با خدای خود مناجاتی دگر دارر

به نام خداي جهان مبین                                                                          خداوند خورشید و ماه نگین 
خداي غنی و خداي علیم 
                          خداي کریم و شفیع  مبین 
به نام خداي خزان و زمین 
                          که دارنده مور جان  قرین 
خداي حمید و خداي مجید 
                           که ملک  زمین سما و امین 
خداوند احسان و فرزانگی 
                           ز جود کرم فخر مجد برین 
خداي رحیم و خداي عظیم 
                           خداي متین و
بهترین تنظیمات بازی خداي جنگ زنجیر های آلپ اندروید که حتی برای گوشی های میان رده و پایین رده هم کار میکنه
امیدوارم کمکتون کنه
امیررضا باجلان
آدرس ویدئوی آموزشی تنظیمات بازی خداي جنگ: videoبازی درهم برهم و بازی چهار باشگاه محبوب فوتبال: استقلال و پرسپولیس و بارسلونا و رئال مادرید
تو می‌توانی ساختمانی که بوی نا گرفته،
نشست کرده، کم‌کم پایه‌اش سست شده و ناگهان پایین می‌آید را سر پا کنی. مثل
پرنده‌های له و پخش شده‌ی حضرت ابراهیم روی کوه‌ها. گناه‌های نادانسته و
ناخواسته مثل نمناکی و به بوی نا می‌مانند. کم‌کم فونداسیون ساختار ایمان آدم را
سست می‌کنند و ناگهان پخش زمینت. مثل آن پرنده‌ها خرده‌ریزه‌هایم را
به‌هم وصل کن. مثل روز ازل محکم و بی‌نقص. لیطمئنّ قلبی».
مثل وقتی که حضرت ابراهیم را به آتش
افکندند و او فقط
نوح راست
می‌گفت.
خداي ابراهیم یکتاست.
مصحفی که
از دست موسی افتاد سزاست؛ خداي هارون زر و زیور ندارد تنهاست.
مخاصمان
خداي محبّت جفاکارند؛ دانشمندان سودپرست پنهان‌کارند؛ مشایخ منفعت‌پرست پشت هم‌اندازند.
کینه‌توزان
یوسف دسیسه‌بازند.
یحیی
فرزند زکریا بود؛ خداوند یحیی همان خداي موسی بود.
راستی،
در سخن خداي محمّد انجام یافت؛ سخن پایان یافت.
خداي خضر
داناست.
نوید خداي
ایوب راست است.
خشم خداوند
به آه ستم دیدگان بسته است.
خداي عیسی وارث زمین اس
خداي من شبیه خداي جینگول شماها نیست که هر وقت صداش می‌کنید سریع می‌پره میاد کمک‌تون می‌کنه. خداي من یه پیرمرد خسته‌اس که نشسته روی صندلی و شایدم نیاز به سمعک داشته‌باشه. نمی‌دونم. گاهی‌اوقات کوچک‌ترین صداها رو هم می‌شنوه و می‌گه "کی اون‌جاست؟". گاهی‌اوقاتم هر چقدر صداش بزنی، باز غرق آب دادن به گل‌هاشه و برای خودش داره زیر لب آواز می‌خونه، صداتو نمی‌شنوه.
خداي شما همیشه حواسش به بنده‌هاش هست. همیشه آب و دون بنده‌هاش به راهه. همیشه م
ای هدهد صبا به سبا میفرستمت// بنگر که از کجا به کجا میفرستمت
حیفست طایری چو تو در خاکدان غم// زاینجا به آشیان وفا میفرستمت
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست// می بینمت عیان و دعا میفرستمت
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر// در صحبت شمال و صبا میفرستمت
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب// جان عزیز خود به نوا میفرستمت
ای غایب از نظر که شدی همنشین دل// می گویمت دعا و ثنا میفرستمت
در روی خود تفرج صنع خداي کن// کائینه خداي نما میفرستمت
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
ای ارحم الراحمین! ای غفار الذنوب ! ای خداي مشرقین و مغربین !
ای که میگفتند شکسته های دلمان که نزد بازار تو بیاید خودت با دل و جان میخریشان. کجایی؟؟
شکسته های قلبم دارد خودم را تکه تکه میکند! نفس هایم همچون طناب داری دست بر گلویم انداخته اند خدا جان! دارند جانم را میدرند!
کاش نجاتم دهی از منجلابی که در آن دست و پا میزنم، خداي تنهایی هایم، خداي خستگی هایم ، خداي  دلتنگی هایم راست بگو، دل کدام بنده ات را شکسته ام که دلم را به بند تازیانه گرفتار کرد
سوم دبستان که بودم، توی کلاسمون یه کتابخونه‌ی کوچیک داشتیم. یک کمد چوبی قدیمی و تقریبا پوسیده که از سال قبل چند تا کتاب خاک خورده و پاره‌ پوره توش جا مونده بود. اول مهر قرار شد هر کدوم از بچه‌ها کتابایی که دارن رو بیارن و کتابها رو شماره‌گذاری کنیم و تو یک دفتری ثبت کنیم و درست مثل کتابخونه‌های واقعی، امانت بگیریم و بخونیم‌شون. خانم مطهری، معلم‌مون، یک جا وسط حرفاش گفته بود:" کتاباتون رو که آوردید، یکی از شماها رو که به نظرم توانایی اش رو
آنچه لازم است در ابتدا بدانیم اینست که در وهله ی نخست بعثت پیامبر و نزول قرآن واژه ای به نام الله در این کتاب خود نمایی نمیکند.حتی آیات نخستین وحی با کلمه "ربّ" آغاز میشود:
اِقرأ باسم ربّک الذی خَلَق
بخوان بنام خدايت که بیافرید
سپس واژه الله حضورش در قرآن پررنگ تر میشود تا جائیکه تبدیل به شعار اسلام میشود:لا اِلهَ اِلّا الله
درکتاب قرآن واژه " الله " به خداوند اختصاص دارد.با وجود اینکه در قرآن اسامی متعددی برای خداوند مورد استفاده قرار گرفته ا
دلم می خواهد آرام صدایت کنم: 
      " ﺍﻟﻠّﻬُﻤـَّ ـﺎ ﺷـﺎﻫـِﺪَ ُـﻞِّ ﻧـَﺠْـﻮﻯ " 
 و   بگویم تو خود آرامشی خداي مهربانم.
_______________________________________
خداي خوبی ها،سلام!
این روزها بیشتر از گذشته دلتنگت شده ام و برای حرف زدن با تو،مشتاق تر!
دلم از تلاش های بیهوده و نرسیدن ها خسته شده،دلم یک امید می خواهد، یک حال خوب.
یک نشانه بده تا با سر این راه را ادامه دهم،مثلا حتی به افزایش ۱۰۰تایی تراز آزمونم هم، راضیم.
نشانم بده تلاش هایم بیهوده نیست، به من ب
شهر سوال - اعتکاف پرورش جسم و جان است، انسان آمیزه ای است از این دو و نیازمند پرورش
در ابعاد وجودی خود؛ انسان به دنبال سعادت و کمال است، روح انسان نیازمند
نیایش است، مناجاتی شیرین و زیبا، هم کلامی موجودی ضعیف با منشأ قدرتها. از
آغاز خلقت تا صحنه رستاخیز، راز و نیاز زیباترین هنر آدمی است.بخش سایر مسائل شهر سوال بر بال اندیشه ها
ادامه مطلب
ازقضا در این شرایط سخت تو دو روز پشت هم ناخواسته با عروسی پسرخواهرهمسر و تولد دخترجان گره خوردیم.با کلی داستان و توضیح بالاخره با یک روز فاصله تولد دخترجون رو بگیریم. فعلا همینقدر بگم که بسیار مشغولیت ذهنی جدید دارم.مهربان باشیم.خداي مهربانم مرا دریاب.
علی(ع) از قول پیامبر میفرمایند: دست خداي تبارک و تعالی رحمت را بر سر هرکسی که کار نیک او مورد ناسپاسی قرار بگیرد گسترده است!
پس اگر به کسی لطفی کردی و او ناسپاس بود ناراحت نشو, و نگو دیگه خوبی نمی کنم که خداوند ناظر و شاکر اصلی اوست
عمروبن حریث گوید قول خداي تعلی را وماننددرخت پاکی که ریشهاش بر جا  وشاحه اش سر باسمان کشیده 24 سوره14   از امام صادق ع  پرسیدم حصرت فرمود رسول خدا ص  اصل وریشه ان درخت است وامیرالمومنین ع  فرع وتنه ان و امهامان از نسل انها شاخه های ان وعلم امامان ومیوه ان وشیعیان مومن ایشان برگهای انست ایا در اندرخت چیز زیاد دیگری هست عرصکردم نه بخدا که مومنی متولد شود برگی در اندرخت پیدا میشود وچون مومنی میمیرد برگی از ان درخت میافتد شرح در این سوره مبارکه خد
 امیر المومنین علیه السلام فرمود علامت مشتاق بثواب ا خ ر ت بی رغبتی زاهد نسبت بدنیا  از آنچه خداي عزوجل  برایش از از دنیا قسمت کرده  کاهش ندهد   اگرچه زهد کند و حرص شخص حریص بر شکوفه دنیای نقد برایش افزونی  نیاورد اگرچه حرص زند  پس مغبون کسی است که از بهره  آخرت خود محروم ماند 
بسم الله الرحمن الرحیم 
کوزه ای که نباید بشکند.
با گام هایی آرام، وارد دکان کوزه گری شد. سرش را بلند و کرد و گفت یک کوزه می خواهم.
نوح کوزه ای به او فروخت.
مشتری غریبه هنوز از دکان خارج نشده بود که ترق.! صدای شکستن کوزه آمد.
مشتری عجیب و غریب نوح بازگشت و گفت: یک کوزه دیگر بده!
نوح کوزه ای دیگر به او داد و باز صدای خرد شدن سفال و شگفتی بیش تر نوح! با خود گفت یک بار حواسش نبود اما این بار چه؟
باز هم مرد غریبه کوزه ای دیگر گرفت و این بار جلوی خود نوح زد
گویند عارفی قصد حج کرد. 
فرزندش از او پرسید: پدر کجا می خواهی بروی؟ 
پدر گفت: به خانه خدايم.
پسر به تصور آن که هر کس به خانه خدا می رود، او را هم می بیند! پرسید: پدر! چرا مرا با خود نمی بری؟ 
گفت: مناسب تو نیست. 
پسر گریه سر داد. پدر را رقت دست داد و او را با خود برد.
هنگام طواف پسر پرسید: پس خداي ما کجاست؟ 
پدر گفت: خدا در آسمان است. 
پسر بیفتاد و بمرد! 
پدر وحشت زده فریاد برآورد: آه ! پسرم چه شد؟ آه فرزندم کجا رفت؟ 
از گوشه خانه صدایی شنید که می گفت: تو ب
شهر سوال ـ عبادات و تکالیفی که از جانب خداي متعال برای ما تعیین شده است،
هیچ نفع و فایده ای برای او ندارد. خداي متعال موجودی بی نهایت و دارای
تمام کمالات است و هیچ نقص و نیازی ندارد که تصور کنیم فعلی از ما، فایده
ای برای او دارد.بخش سایر مسائل شهر سوال بر بال اندیشه ها
ادامه مطلب
میگفت خشمت زیاده
غیر تنفس عمیق و.باید چیزایی که ناراحتم میکنه را به بقیه بگم مثل الان که دارم اینجا مینویسم
یه سری آدم الکی گاهی میان رو مخم یه آدمایی که سال هاس گاهی ندیدمشون و شاید مدت ها نبینمشون
ذهنم بی کاره.بی کاره بی کار واسه همینه میگرده یه چیزی پیدا میکنه که بهش مشغول بشه
به حق این ماه عزیز و روزهای پر نور خداي مهربون نور بپاش به روح و جسم این بنده ی ناشکرت تا قدر زندگی و نعمت هاشو بدونه
نشستم روبه روی کافی شاپ کتابخانه پاتوق تماس با
تمام روز های دلتنگی م را با قلمم گذراندمو به خداي احد و واحد سوگندهیچ کسی مانند قلمم این گونه به من وفادار نبود زمانی که رهایش کردم .و حتی انگاه که از شدت عصبانیت فراموشش کردم و یا حتی ان لحظه ای که تلاش برای گم کردنش داشتمچیزی از خودش ، که در قلبم به یادگار گذاشته بود . جوانه میزد و سکوت کرده بود قلمم ؛همان که میبینی نیست .دنیایی هم از او در درونم پنهان است ولی کسی نمیبیند قلمم وفا دار استوقتی دوستش نداشتم هم من را دوست داشت وبین تم
در تضرعها و دعاها، از خداي متعال بخواهید گرفتاریهای امت اسلامی برطرف شود و شر دشمنان اسلام را از سر مسلمین کم کند/ دشمنی واقعی مستکبرین و آمریکا با حقایق اسلامی است. هرچه پایبندی بیشتر به مبانی اسلام نشان دادیم، کمک خدا بیشتر شامل حال ما شد و آنجا که غفلت کردیم، چوب غفلت خود را خوردیم/ دشمنان بالاخره مجبور خواهند شد در مقابل اسلام زانو بزنند و بتوفیق الهی آنچه در آینده پیش خواهد آمد، عزت و پیشرفت اسلام و مسلمین است؛ منتها تلاش لازم دارد.
رهبرانقلاب: پرچمی که در مقابل انقلاب ایستاده، همان پرچمی است که در مقابل ابراهیم و موسیٰ و عیسیٰ برافراشته بود. آنها نابود شدند و موسیٰ و عیسیٰ و ابراهیم زنده‌اند. علّت این است که خداي متعال به حضرت موسیٰ فرمود: نترسید، دچار اشتباه در محاسبه نشوید، خدا با شما است، اِنَّنی مَعَکُما.
دلم می‌خواهد برایت بمیرم.برای این حجم از عشقی که بین تو و پرودگارت موج می‌زده است.برای  قشنگی هایت که آدم را دیوانه می‌کند.
برای تو که از مدل‌ت خوشم می‌آید.برای این که در عین حالی که در آمریکا، مهد افکار سکولاریست بوده‌ای، خداي دلت را هیج وقت گم نکرده‌ای.
برای این که چمران بودن‌ت را فراموش کردی  .و خودت را بابای همه ی بچه های جبل عامل کرده ای.
این هوای گرفته و داغان ، عجیب یکی مثل تو را کم دارد.
به بهانه ی سالگر شهادت‌ش.
#شمران_دلم
بر مُلک عدد خداي اعداد یک است


بر
مُلک عدد خداي اعداد یک است
رخسار
علی به بزم ایجاد تک است
دانی
که طعام بی نمک خوش نبُود
یعنی
که خداي بی علی بی نمک است
با جان خریده ایم
بلای حسین را
از کف نمیدهیم عطای
حسین را
سوگند بر حسین به
هستی نمیدهیم
پیراهن سیاه عزای
حسین را
مگو از عمد ما لا یعقلونیم
دچار جیم و نون و واو
و نونیم
مده پندی که در سر جا
نگیرد
که ما در آخر خط
جنونیم
هر یار که دم زِ یار
زد یار نشد
هر دل که سرای عشق
دلدار نشد
هر ماه که در وفا چو
عباس نگ
سلام به همگی 
واااای باورم نمیشه خیلیی وقته نیومدم و هیچی ننوشتم و هیچی نخوندم هعییی. یه زمانی واسه وبلاگ جونمونم میدادیم هعی:(
همه خوب هستین اون عقبیا صدا نمیاد دی:
قصد دارم به آدرس قبلی برگردم اینجا امنیت نداره دی:
+ دلم واسه تک تک بلاگر هایی که نیستن و یا در دسترس نیستن تنگ شده خیلی زیاد :(
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: پرچمی که در مقابل انقلاب ایستاده، همان پرچمی است که در مقابل ابراهیم و موسیٰ و عیسیٰ برافراشته بود. آنها نابود شدند و موسیٰ و عیسیٰ و ابراهیم زنده‌اند. علّت این است که خداي متعال به حضرت موسیٰ فرمود: نترسید، دچار اشتباه در محاسبه نشوید، خدا با شما است، اِنَّنی مَعَکُما.»
دبیر ادبیات آمد
با اخمی پر حرف
مثل قبل نبود و نشد
آن خداي همیشه لبخند
گفت بچه ها امتحان
گفتم نگفتین آقا
گفت یه شعر میخوام همین
شروع کنین به نوشتن
مانده بودیم در گل
ما کجا و شاعری کجا
گفت فقط دو بیت ساده
سعی کنین لطفا
همه سفید ماندن
با چند خط خطی درهم
اما من سیاه کردم
مثل سایه ام
(( قرق کرده دلم و
تک تیر انداز چشم تو
که بدون عرق میکشه و
حرف نمزنه مثل تو))
میگن زمانی که حضرت موسی مقابل ساحران فرعون قرار گرفت
  چشمش به مار ها افتاد دلش لرزیدترسید
پیش خودش گفت خدايا نکنه فکر کنن منم سحره کارم،نکنه فک کنن منم جادوگرم و ایمان نیارنخدا به حضرت موسی خطاب میده:موسی از چی میترسی؟ من هستمتو منو داری!
عصاتو بنداز ترس به دلت راه ندهعصا میفته به یک اژدها تبدیل میشه و تمام مارهارو میبلعه
اونوقت تمام ساحرا زانو میزنن و میگن ما ایمان آوردیم به خداي هارون و موسی:)
+قسم به لحظه ای که شکسته ای و جز خدايت مرهم
فرزندِ #شهید بودن حتما خاص است و ویژه و مایه مباهات در دنیا و آخرت است. افتخار کن و بناز و ببال که پدرت خونش را فی سبیل الله تقدیم خدا کرده و در نزد خداي مهربان زنده است و روزی می گیرد و شبانه روز به تو توجه می کند و دعایت می کند و دستش #باز است.
شاید بارها خوابش را دیده ای اما فراموش کرده ای. به زیارتش برو و او را شریک در ثواب عبادت ها و زیارت هایت کن و گاهی برایش هدایایی #معنوی بفرست تلاوت قرآن و صدقات و .که شاد می شود. هوای مادرت و مادرش را داشته ب
۱۵ مرداد سالروز شهادت شهید عباس بابائی
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: همانند شهید بابایی دل‌ها را به هم نزدیک کنید؛ درون را پاک کنید؛ عمل را خالص کنید؛ برای خدا کار کنید؛ آن وقت خداي متعال برکت خواهد داد. عباس بابایی یک انسان واقعاٌ مؤمن و پرهیزگار و صادق بود.» 
توضیح پیرامون علوم انسانی
Attention! To buy شرح و بیان برتری بن ابی طالب علیه‌السلام بر همه افراد بشر you need your second bank card.
Translate the original version شرح و بیان برتری بن ابی طالب علیه‌السلام بر همه افراد بشر along with the original text.
Click to download Word file شرح و بیان برتری بن ابی طالب علیه‌السلام بر همه افراد بشر
با استفاده از منابع خارجی پیرامون شرح و بیان برتری بن ابی طالب علیه‌السلام بر همه افراد بشر کیفیت پژوهش خود را چندین برابر نما
با عرض سلام خدمت کاربران سایت عکس سوچلما وبازدید کنندگان این سایت
چند روزیه با خبر شدم اقای رمضان خاکزاد سوچلمایی. همونی که عکسهای قدیمی روستا رو برای ما ارسال میکرد 
. در بستر بیماریه و نیاز به دعای همه شما داره
پس بیاین همه با هم دست دعا به سمت آســــمان بلند کنیم و از خداي متعال شفای ایشان را خواستار شویم
أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ
 سوچلما | وبسایت رسمی روستای سوچلما | عکس سوچلما
نام اعظم خداي یهودیان، یهوه» است که نباید بدون جهت نامش را برزبان راند. او خالق آسمانها و زمین و مافیهاست که در شش روز کار آفرینش را به پایان رساند و در روز هفتم به استراحت پرداخت.
یهوه، خدائی است غیور که هیچ گناهی مانند پرستش خدايان دیگر، خشم او را برنمی ­انگیزد. وقتی خشمگین می­شود چهره­ ای بی­رحم دارد و تا چندین نسل فرد گنهکار را مجازات می­کند. اما در عین حال بخشنده و مهربان است و هنگامی که بر سر مهر می­ آید تا چندین نسل فرد مورد رحمت را برک
(ع) : روزگاری بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانی ( قرآن خوانده میشود ولی به آن و دستوراتش عمل نمیشود ) ، و از اسلام جز نامی باقی نخواهد ماند . ((مردم خود را مسلمان می نامند در صورتی که دورتر از همه کس به اسلام هستند )) .مسجدهای آنان در آن روزگار آبادان ، اما از هدایت ویران است.مسجد نشینان و سازندگان بناهای شکوهمند مساجد ، بدترین مردم زمین می باشند ، که کانون هر فتنه ، و جایگاه هرگونه خطاکاری اند ، هرکس از فتنه بر کنار است او را به فتنه با
حاج احمد آقا می‌گفت: روزی از برادران سپاه مستقر در بیت امام درخواست کردم جلوی ایوان بیت را نرده‌ای نصب کنند. وقتی برادران مشغول کار شدند امام وارد شده و فرمودند:
احمد! چکار می‌کنی؟ عرض کردم برای حفاظت جان علی (فرزندم) که خداي نکرده پایین پرت نشود از برادران خواسته‌ام نرده‌ای جلوی ایوان نصب کنند و این کار مرسومی در همه جاست. حضرت امام فرمودند:
شیطان از همینجا سراغ آدم می‌آید، اول به انسان می‌گوید منزل شما احتیاج به نرده دارد، بعد می‌گوید
هوالرئوف الرحیم.
28م میشد 100 روزگی فسقلک. یادم رفت تا 31 م. 
صبح پاشدم کیک پختم. بعد خاله تولدیا اومدن و تولد بازی و کیک و پیتزا خوری. تمام شد رفتن.
بعد که رضا اومد جشن گرفتیم.
صبح زنگ زده بودم به رضا گفته بودم که یادمون رفته و اون گفته بود عیب نداره امروز میگیریم.
بعد کیک و چای آوردم و عکس گرفتیم و یهو رضا کادو بهش یه دستبند مدل مال یاس هدیه داد.
انقدر به چشمم قشنگ اومد کارش که نگو. چون بدون هماهنگی و از ذوق خودش رفته بود این کارو انجام داده بود.

صبح ع
دوچشمان اشک میریزدبرای حضرت باقر/جهان طوفانی غم در رثای حضرت باقر/امام پنجم شیعه نشان مصطفی دارد/به ماالطاف حق داده خداي حضرت باقر/شکافدعلم و دانشها برای عزت قرآن/ولایت برکتش باشدعطای حضرت باقر/ز نسل حیدروزهرا امام پنجمین باشد/پیام کربلا گشته ندای حضرت باقر/به زهرکین یک دشمن شده مسموم جان او/عنایات خداوندی رضای حضرت باقر/بقیع حضرت ایشان چقدرمظلوم گردیده/بدون زائری اینک فدای حضرت باقر/شده از افتخارات ومدال شیعیان مولا/تمام عاشقان اوگدای
نمی دونم چرا این روزها دست و دلم به هیچ کاری نمی ره.همین امروز دوستم پیام داد که فردا عصر با چندتا دیگه از دوست هامون بریم بیرون.منم موافقت کردم و اون لحظه خیلی خوشحال شدم و گفتم آخ جون می ریم بیرون اونم با دوست جان ها.ولی الان می بینم اصلا حوصله ی بیرون رفتن رو ندارم ولی خب قول دادم و باید برم.شاید حالا تا فردا دوباره دلم خواست که با دوست هام برم بیرون.یا بعد کنکور کلی کتاب خریدم که هنوز لای هیچ کدومشون رو باز نکردم.جالب این جاست که دوتا از این ک
همیشه سعی کن توی هر شرایطی از زندگیت ، خدا رو بخاطر داشته هات شکر کنی قطعا یک سری چیزها داخل زندگیت هست که آرزوی خیلی از آدماست .
تنها هر وقت که احساس نیاز کردی ، خدا و اهل بیت رو نبین بلکه در هر شرایطی اون ها رو ببین بخصوص لحظاتی که شاد و سرگرم هستی !
به خداي خودت ثابت کن که آدم با جنبه ای هستی ، کسی نیستی که اگه یه سری امکانات دستت بیفته همه چیز رو از یاد می بری
دیدی وقتی با کسی دوست هستی چطور ارتباطتون رو بررسی می کنی ؟
مثلا فکر کن یه دوست دار
 
یکی
شبیه تو باید برای من باشد
به وقت
عشق بیاید خداي من باشد
یکی که
بیشتر از من کنار من باشد
یکی
بیاید و تا آشنای من باشد
بیاید و
نگذارد مرا به حال خودم
یکی که
وقت نمازم دعای من باشد
یکی
شبیه تو باشد برای دلخوشی ام
در
آسمان خیالم ، هوای من باشد
کنار من
بنشیند به وقت دلتنگی
برای
قلب مریضم دوای من باشد
میان
موج بلند و پر از تلاطم غم
برای
کشتی من نا خداي من باشد
هزار و
یک شب و شعر و ترانه ام باشد
یکی که
بیشتر از من برای من باشد
                    24/8
به یاد شهدا

به یاد دو برادر شهید

"شهیدان مفید" 




"شهید احمد مفید"

شهادت = عملیات والفجر هشت

(ق ۵۳ / ر ۷۲ / ش ۱)

.

"شهید محمود مفید"

شهادت = عملیات کربلای پنج

(ق ۲۸ / ر ۴۸ / ش ۲۲)

.

.

قال الإمام زین العابدین علیه السلام
:

.

ما مِن قَطرَةٍ أحَبَّ إلی اللهِ
عَزَّوجلَّ مِن قَطرَتَینِ

قَطرَةُ دَمٍ فی سَبیلِ اللهِ و قَطرَةُ
دَمعَةٍ فی سَوادِ اللَّیل

لا یُرِیدُ بِها العَبدُ إلّا اللهَ
عَزَّوجلَّ

.

هیچ قطره ای نزد خداي عزوجل

محبوبتر از دو قطره نیست

⁉️چرا پس انداز کنیم؟ چرا به جای خوشگذرانی در امروز باید به فکر فرداها باشیم؟1 – حادثه خبر نمی کندانسان از پوست، گوشت، استخوان، خون و اندکی احساسات تشکیل شده و از قدیم به حق گفته اند که حادثه هیچ وقت خبر نمی کند.با هزینه ای سرسام آور بخش بهداشت و در مان که این روز ها سر به فلک می کشد و بیمه هایی که به گفته بسیاری از صاحب نظران جنبه تزئینی دارند اگر پس انداز نداشته باشیم کلاهمان پس معرکه خواهد بود.2 – مرگبه این فکر کرده‌اید که اگر خداي ناکرده ر
این روزایم برایم شده سرگرمی فقط برای گذراندن عمر، در کره ی بزرگ زمین زندانی شده ام .نمیدانم چگونه می توان رها شد! استرس های وجودیم مانند کلاغ هایی هستند که تخم شان را یده ام تمام وجودم را نوک نوک می کنند اما ای کاش،ای کاش دستی دراز از میان کلاغ ها به سویم می آمدونجاتم می داد از دست شان . تنهایی درونم به پهنایی دریاست .خدايا من دلتنگ توهستم هربار که از تو دور می شوم شرمسار توهستم من .من شرمسارم چون غفلت می کنم چون گناه می کنم و گستاخم چون هربا
چند روز پیش داشتم با خودم فکر میکردم راجع به خیلی چیزا . چیزایی که همیشه یه نوع دغدغه بوده . خیلی از مفاهیمی که اطرافیان به ما خوروندنش . یکم بیشتر فکر کردم . از بیرون به قضیه نگاه کردم . و در نتیجه ردش کردم . وقتی که ردش کردم احساس آزادی داشتم . اون احساس این بود خودم خداي خودم بودم . همه چیز به خودمون بستگی داره واقعا کسی نیست که ما رو به جایی برسونه و بخوایم بر اون توکل کنیم . اون خودمون هستیم هیچکی جز ما نیست . فقط خود خودمون . من به این
{اهمیت و چرایی دعا برای ظهور - شماره 30}
 
نشانه انتظار
 
در باب فضیلت انتظار و ثواب منتظر همین بس که حضرت سجاد در دعای عرفه بر منتظران درود فرستاده و برای آنان دعا کرده است.
امام رضا(ع) نیز فرموده اند: چقدر خوب است صبر و انتظار فرج؛ آیا نشنیده ای فرموده ی خداي عزوجل را که: "فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ " سوره اعراف،٧١
دعا کردن برای تعجیل در فرج، نشانه انتظار است که در بسیاری از روایات به آن دستور داده شده است.
(مکیال المکار
عروسی الف و الف در راهه و همچنین سین ولی خب من تصمیم گرفتم نرم . ظهر پدر الف بهم زنگ زد و گفت بیاین عروسی حتما  .
من واقعا تصمیم گرفتم هر دو عروسی رو نرم چون من وقتی تصمیم گرفتم بخونم پس اگه بخوام از الان هی عروسی و مهمونی و فلان برم که هیچی قبول نمیشم . باید به خودم سخت بگیرم . خانواده از الان اصرار که برو و هنوز فکر میکنن من میرم ولی گفتم نه نمیرم . هر دو عروسی سر جمع 1 هفته از وقت منو تلف میکنه . خب ارزش نداره بخاطر عروسی 1 هفته طلایی رو از دست بدم . 
صبح یعنی  ، یه سلام آبی که بوی زندگی بده. صبح یعنی،  مهر خورشید خانوم توی آسمون.  صبح یعنی ،  امید برای یه شروع قشنگ.
صبح یعنی، یه معجزه، صبح  یعنی ،یه ایمان دوباره به قدرت خداي باسلیقمون که چقدر خوشگل به هستی نظم داده.
+صبح بخیر*.*
+یادداشت شماره ۶
 
اگه علی خدا نیست بگید خداي ما کیست


اگه
علی خدا نیست بگید خداي ما کیست
دیگه
ساقی به غیر از علی شیر خدا کیست
بزن
جام و بریز مِی که دل یاغیه امشب
در
مِیکده باز و علی ساقیه امشب
هوای
تو دلم رو زد و دیوونه تر کرد
حالا
باید چجوری با دوری تو سر کرد
مِی
و جام و طهورا زیر ناودون طلاته
در
مِیخونه ی عشق جلو ایوون طلاته
زدم
دلو شکستم یه قلب دیگه ساختم
یه
روز به ساقی گفتم به تو قلبمو باختم
اگه
رِندم و مستم یه عمره دوره گردم
هزار
دفعه پریدم دوباره برمیگردم
به
چند سا ل پیش دوستم یه دفتر کاهی خوشگل بهم هدیه داد که صفحاتش خط کشی نبود و روی جلدش هم طرح ساده و زیبایی داشت
تصمیم گرفتم چیزایی توی اون بنویسم که هرگز از نوشتن اونا و بعدا اگر احیانا موند بعد از مرگم از افشا شدنش، شرمنده و یا پشیمان نشم.
این شد که دفتر دوسال خالی موند
دیدم اوراق زیبا دارن به بطالت می گذرونن
اومدم و نوشتم
گاهی خوشگل
گاهی خرچنگ قورباغه
گاهی قطرات اشک روش چکید
گاهی چیزایی نوشتم که پشیمان شدم
این دفتر عمرم که الآن اییییینهمه از ا
عید قربان در زمره اعیاد بزرگ مسلمانان شمارده می‌شود و آن را به عید اضحی نامگذاری کرده اند، چرا که اضحی جمع ماده ضحی به معنی ارتفاع روز و امتداد نور آفتاب است و هنگامی که خورشید بالا می‌آید (قبل از ظهر)، آن موقع را ضحی گویند. به همین سبب حجاج به هنگام بالا آمدن آفتاب قربانی می‌کنند، بدین سبب روز دهم ذی‌الحجه را که قبل از ظهر آن، عمل قربانی انجام می‌شود عید اضحی» می‌گویند.
عید قربان و قربانی کردن صرفا برای حاجیانی که در سرزمین الهی حضور دار
سلام در این مطلب همراه باشید با عکس نوشته زیبا با نام عبدالوهاب که معنی آن (تلفظ: Abd al Wahhab) (عربی) 1- بندهی خداي بسیار بخشنده  می باشد جملات تصویری و متن دار زیبا و جدید اسم عبدالوهاب مناسب برای پروفایل و یا لوگو در تلگرام، انواع مختلف مدل ها و طرح های قشنگ مناسب برای پروفایل و یا لوگو در تلگرام را میتوانید با کیفیت عالی و بالا دانلود نمایید.
ادامه مطلب
دیدین بعضی آدم‌ها شمارو دوست دارن و بعد که میفهمن شما هم دوستشون دارین از ریتم خارج میشن؟ خب من این حالت رو نه تنها در خیلی ها دیدم بلکه خیلی اوقات به بازی گرفتم.
خودم کمتر وقتی این جور آدم بودم. در واقع یک پوشه دارم توی قلبم از نام آدم‌هایی که حس می‌کنم دوستم دارند و برایشان اعتبار ویژه در نظر میگیرم. چون بالاخره باید فرقی بین آن‌هایی که هیچ وقت حسی به من نداشتن و بقیه باشد حتی اگر گاهی حس میکنم احمق، پیش پا افتاده یا سطحی هستند. در نهایت یک
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام):هرکس ما اهلبیت رادوست داردبایدچون ماعمل کندوجامه پارسایی برتن کند.
پیامبر(صلی الله علیه وآله):نخستین موجودی که خداي عزوجل بیافرید, ارواح مابودو آنگاه آنهارابه توحید وتمجیدخودگویا کردسپس فرشتگان راخلق فرمود.
پیامبر(صلی الله علیه وآله):شراب وایمان هرگز در درون یا دل کسی باهم جمع نمیشود.
پیامبر(صلی الله علیه وآله):شراب خوار به گوگرد می ماند.به او نزدیک نشویدکه شمارا بدبو میکند هم چنانکه گوگرد بدبو میکند.
ام
چشم که باز کردم ساعت ۴:۴۰ صبح بود ، با خودم گفتم "خو اذون که حدود ساعت ۵، یعنی اول ماه ۵ بی الان هم رفته جلوتر حتما:| " مثل جت از جا بلند شده و به سمت اشپزخانه دویدم ، ظرف عدسی که از دیشب برای سحر زیرِ چشم کرده بودم را از یخچال بیرون کشیدم،آه از نهادم بلند شد ، ظرف یخ بسته بود و گرم شدنش طول می‌کشید، چند دقیقه‌ای روی اجاق رهایش کردم بلکه گرم شود، همزمان به حیاط رفتم، هیچ صدایی به جز صدای کولرها به گوش نمی‌رسید، دوباره برگشتم، عدس را داخل یخچال بر
در کلنجار ناباوری، این منم که باز باورت را حمل میکنم 
چیدمان احساس کار عجب دشواریست وقتی باروت روشن میکنند بر باورت 
آتشی که گر میگرد تا انتهای وجودت را می کشد، خون می کشد این زالوی شیطانی 
،و چند نفر به یک نفر؟که باید داوری کند؟!
یکی ازین طرف یکی از همه طرف تار میتند به تارهای پاره ی نقابم،
گفتند رفوعش کرده اند 
باز که میپوشم پاره میشود 
می افتد از صورتم 
و چه بدزبردستی بود آن خیاط که رفوعش آنرا به تاراج برد! #باورم به خیاط
باید مهار  کرد آتش
می خواهم تنهایی بزرگی را به تو معرفی کنم که در ان تنهایی می توانی بهترین زندگی ها را داشته باشی.چون در این تنهایی بزرگ کسی هست که به عنوان بهترین یاور تو در همه جای زندگی ات خواهد بود.یعنی از ابتدا بوده است و الان هم هست و پس از این هم خواهد بود.او هست چه بتوانی با او دیداری داشته باشی و چه نتوانی.اما اگر بتوانی راه دوستی با او را بیاموزی هرگز احساس تنهایی نخواهی کرد.
این را هم بگویم این تنهایی نیست که ازاردهنده است بلکه این احساس تنهایی است که د
 عبدالرحمان بن آبی عبدالله گوید بامام صادق ع  عرصکردم منکر امر امامت از خاندان بنی هاشم و دیگران برابرند فرمود مگو  منکر بگو جاحد از خاندان بنی هاشم و دیگران ابوالحسن علی بن اسماعیل میثمی گویدمن باره فکر کردم و قول خداي عزوجل درباره برادران یوسف بیادم افتاد و قعر فهم وهم  له منکرون 58 سوره 12 یوسف آنها را شناخت واگنها یوسف را منکر بودند و نشناختند  شرح فرق منکر واحد اینستکه منکر در برابر  عارف و عالم بکار میرود یعنی کسیکه چیزیرا نشناخته ندا
ای خداي بزرگ،ای آن که علی را آفریدی
وبا آفرینش او خلقت خود را
تمام کردی
من کمال تو را درعلـــــی می بینم و علی را شاهد وجود تو می شمرم
ممکن نیست که
هر مخلوقی به این عظمت و کمال وجود داشته باشد و کمال مطلق که خداست انکار شود! 
آن چه مرا به علی نزدیک کرد،عشق و ایمان او
و دریای غم و درد او بود.در کودکی از شجاعتش لذّت می بردم و او را حماسه تهوّر و
جنگ و فداکاری می شمردم.روزگاری از علمش و سخنوریش و رهبریش و زهد و تقوایش محظوظ
می شدم و او را ستاره درخ
بسم الله الرحمن الرحیم
ما زیادی دنیارو جدی گرفتیم 
زیادی دلمونو بهش بستیم.
اخه این دنیا چی داره مگه ؟؟
دنیایی که توش براحتی بچه های بی گناه رو میکشن 
دنیایی که پر از سختیه

تواین مدت  خیلی فکر کردم دیدم این جا اصلا ارزش یه سری چیزهارو نداره نه خوشیش موندگاره و نه غمش
تنهاچیزی که برای آدم می مونه خدا و اهل بیته
تنها کسی که پشت و پناه آدمن فقط خداست و اهل بیتش.
و چقدر خداي مهربونی داریم و چقدر خدا دوستمون داره  و ما نمیدونیم
هرچن
خلق و خوی بخششی است که خداي عزوجل به مخلوقش عطا می کند برخی از آن غریزی و فطری وبرخی از ان نیت است  یعنی با تصمیم و اکتساب و تمرین پیدا میشود و غریزه و فطرت ثانوی میگردد عرض کردم کدامیک از این دو بهتر است فرمود انکه غریزه دارد و بر آن سرشته شده و غیر آن  نتواند کند و آنکه نیت دارد به سختی خود را به صبر بر طاعت و امید دارد پس این بهتر است برخی از اخلاق حمیده مانند سخاوت و حیا و غیرت و صبر در بعضی از مردم سرشته شده و فطری و ذاتی آنها است و صفات نیک دی
نمیدونم چی میشه که گاهی اوقات فکرهای ناراحت کننده و بیمار گونه میاد سراغم و بیخ گلوم و میچسبه
تا نزنم زیر گریه و دیوونه نشم و نگم خدايا نجاتم بده از دست این فکرای عذاب آور نمیرن و حتی بعدش هم نمیرن
اونقدر باقی میمونن که نابودم کنن و مثل آسفالتی بشم که انقدر آفتاب خورده و ماشین از روش رد شده وا رفته و له شده
وقتی همکارم از مادرش که سرطان گرفته حرف میزنه ناخودآگاه فکر میکنم اگر یه روز خداي ناکرده مامان منم بیمار بشه من میمیرم
یا وقتی پدر دانش آم
تو می‌توانی هر روز که از خواب برمی‌خیزی
و چشم به زنده‌گی می‌دوزی، توجیه‌های مکرر چندین‌ساله‌ات را تکرار کنی و با تلخ‌کامی
روزت را به شب برسانی و شب نیز وقتی در تاریکی‌یِ اتاق، چشم فرومی‌بندی، با توضیحِ
توجیه‌های صبح‌گاه‌ات برای خویش، به آغوش کابوس‌ها و رویاهای پراکنده فروبروی. اگر
تو هنوز می‌توانی نقش فدایی و قربانی و منجی را برای بقیه بازی کنی، خوب است! اگر
تو هنوز می‌توانی خودت را گول بزنی که چه به‌تر! من اما نه؛ دیگر نمی‌توانم
#حدیث_مهدوی
امام جواد(ع)

ابوهاشم جعفری می گوید: در محضر امام جواد علیه السلام بودیم، صحبت از سفیانی شد و این جمله بازگو شد که: امر سفیانی از حتمیات است»، به خدمت امام جواد علیه السلام گفتم: آیا ممکن است در مورد یک امر حتمی نیز برای خداي تبارک و تعالی بدا حاصل شود؟ فرمود: آری. گفتم: می ترسیم در مورد قائم (علیه السلام) نیز برای خداوند بدا حاصل شود! فرمود:القائم من المیعاد و الله لا یخلف المیعاد».ظهور قائم (عجل الله فرجه) میعاد است (یعنی: خداوند
امشب موقع برگشتن از پاساژ، ویترین یه مغازه ای که از قضا چراغاش خاموش و تعطیل بود،چشممو گرفت.رفتم پشت ویترین وایسادم اجناسِ جذابشو تماشا کردم ! مغازه ى متفاوتی بود.
انگشترای نفیس،با نگین های فیروزه و عقیق و که برق نگیناشون چشمامو میزد.اسکناس ها و سکه های قدیمی! بشقاب های نقاشی شده.سماورِ طلایی! جعبه های جواهر و قاب عکس های نفیس.مغازه،مغازه ی عتیقه فروشی بود.رفتم پشت درش تا شاید محتویات داخل مغازه رو ببینم.با دستم رو پیشونیم سایبون گرفتم و دا
میدانی خدايت کریمِ کریم هاست ولی نا امید میشوی
گیر میکنی 
و بدبختی از این جا شروع میشود
همین که با خودت دیگر روراست نباشی
زانوی غم بغل داری و کارت شده فقط که
کلمه ی نا امیدی را در ذهنت هجی کنه
ای ذات!
تو که میدانی خدايت عجیب خدايیست عآشق پیشه!
شیوه ی او بگیر و منشین 
همه ی اول و آخر همه چیز همین است که اول بدانی خدايت کریم تــــرین است و دوم ؛با این این کلمه،امیدوار شوی از هر ناامیدی
که نا امیدی توطئه است از آدم هایی که خود را دل سوز نشان میدهند و
داستانک
ماههاست منتظرم که بیایی کنارم بنشینی، دستم را توی دستهایت بگیری، زل بزنی توی چشمهایم و با مهربانی و نگرانی بپرسی:"خیلی سخت است؟" 
بعد من بغض کنم و بگویم "خیلی" و زودی بغضم بترکد و بلند بلند گریه کنم و با کلماتی بریده بریده از ترسهایم بگویم و از تمام شدنهایم و از خشمهایم .
اما خداي من! آن جمله ی احمقانه ی اشتباهی ات که "فلانی هم این روزها را پشت سر گذاشت" و آن جمله ی نفرت انگیزِ حال به هم زن ات که "نمی توانم بیایم، طاقت دیدن این صحنه ها را ن
آمرزش گناهان کبیره
دعایی که در ادامه ذکر میشود برای آمرزش هر نوع گناه کبیره ای میباشد.باید این دعا رو بنویسید و همراه خود داشته باشید.این
دعا گناهان کبیره ای که مابین انسان ها و خداي خود صورت گرفته است و نیز
دیگر گناهان  بسیار تاثیر گذار میباشد و باعث پاک شدن تمامی گناهان میشود.این دعا باید به اذن استاد و در ساعت سعد نوشته و همراه خود کنید.دعا اینست:
یا سلام المومن المھیمن العزیز الجبار المتکبر الطاھر المطھر القاھر القادر المقتدر یا من ینا
خداي بزرگ رو شاکرم که با عنایتی که داشت تونستیم امسال فقط از جزوه جمع بندی 18 سوال رشته ریاضی و 16 سوال رشته تجربی رو درست پیش بینی کنیم.
هر چند که صفر تا صدمطالب در جزوات هر فصل موجود بودن .
منتظر نتایج درخشان و درصد های بالای دوستان عزیز هستیم.
 
برای مشاهده سوالات به ادامه مطلب مراجعه فرمائید.
ادامه مطلب
خدا را شبانه روزی بابت همین دین و اعتقادی که داری شکر کن. شگر گن که در ملت اسلام و خانواده مسلمان به دنیا آمده ای. این را بفهمی همه چیز را به تو می دهند. همین که حمد خدا را بگویی بابت هدایتی که تو اسمش را می گذاری ارثی اما ایمان و هدایت قلبی است. هدایتی است از جانب خداي منان؛
الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَـذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ لَقَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ
سپاس خدايی را که ما را بدین ر
افسانه های زیبا و کهن که تقریبا همه آن را شنیده اند، داستان آدم و حواست. این یکی از داستان های مورد علاقه ی من است زیرا به شکلی نمادین چیزی را توصیف می کند که من سعی می کنم آن را در قالب واژه ها توضیح دهم. داستان آدم و حوا براساس واقعیت محض پایه گذاری شده است، که البته من در بچگی آن را درک نمیکردم. این یکی از بزرگترین آموزش ها تا به امروز است که به اعتقاد من کمتر کسی مفهوم ان را درک کرده است. اکنون این داستان را از نگاهی دیگر برایتان تعریف می کنم،
ایمان نامی رو داشتیم کارشناسی که همیشه بود. عذر میخوام به خاطر این صراحت بیان ولی هروقت میخوام ایمان رو توصیف کنم نمیتونم به عنوان اولین و مهمترین ویژگی بارزش این رو عنوان نکنم. این بشر همیشه رها و عریان تردد میکرد و ما هم روزی هزار بار  سجده شکر به جا میاوریدیم که اون یه قلم پوشش رو رعایت میکرد و مارو بیشتر از این عذاب نمیداد . پسر عجیبی بود. یه جور کولی خوابگاهی بود. خودش یه اتاق دونفره داشت ولی نمیدونم چرا همش اتاق ما پلاس بود و وقتی خیلی
#پارت_20
#متغیر
ماقراره کل روزو باهم باشیم و آیا قراره که کل روز اینقدر کسل کننده باشه؟؟؟!
بی تفاوت،به کارش ادامه داد. عصبی چاقو رها کردم
 +ای بابا
ترسیده برگشت سمتم دلم میخواست خفش کنم انگار عقده کرده بودم و باکارهای این درحال فوران کردن بود
-هیسس اروم باش دختر من فوقش تا فردا اینجا باشم.
+چی!!؟
-قانون همینه 
آهی کشید و ادامه داد باآمدن خدمتکار جدید اون قبلی میره دیگه.
 +یعیعنی من داخل این خونه که اندازه یک شهر هست تنها میشم؟! 
با سر حرفمو تا
حکمت قرار گرفتن ولادت شاه کرم 
در نیمه رمضان کریم

سلام بر مولود نیمه رمضان 
سلام بر نماد کرامت و بخشش در ماه کرامت و بخشش
سلام بر قرآن ناطق در ماه نزول قرآن صامت
سلام بر سبط اکبر در ماه ثقل اکبر 
سلام بر بر غریب مدینه در ماهی که با غربت آمیخته است

آقای عزیزم شب قدر نزدیک است.
شاید یکی از حکمت های قرار گرفتن ولادت شما چند روز ، پیش از اولین شب قدر این باشد که خداي آسمان و زمین برای قدر یافتن و یافتن قدر، چنگ زدن به دامن کریم تو را به عنوان راه می
پریشب با اهل خانه به مهمونی رفتیم برای افطار؛و بعد از آن هم برای صرف بستنی به پارک؛حس و حال خیلی خوبی بود ، خیلی وقت بود که اینجوری با شادی خانواده م شاد نشده بودم .قبل از هرچیز از خدا میخواهم که شادی و نشاط را از هیچ خانه ای دریغ نکند و بعد .
در مسیر برگشت به خانه در تمام مدت که در جاده در حال حرکت بودیم چشم دوخته بودم به ماشینی که جلوتر از ما بود؛چون تمام امید و زندگی من توی اون ماشین بود و این اولین باری بود که به خاطر داشته های زندگیم به خودم
از قبیله باران: روایتی شاعرانه و دلنشین از زندگی و احوالات شیخ مرتضی زاهد
 
از قبیله باران : خسرو آقایاری، نشر سوره مهر
معرفی:
من ازآسمان می آیم. قطره ای بارانم وجزء آیت های خداي مهربان اگر دوست داری باران باشی باید با قطره قطره هایی که از آسمان می آید همراه شوی. پس بااین قطره همراه باش.
 
بریده کتاب(۱):
میوه های درخت، هرچه دست نیافتنی تر ودور از دسترس باشند، زیباتر وتحریک کننده ترند. مردم خیلی از وقت ها به میوه های دم دستی قناعت می کنند. آنها مثل
اشکای یخی
 سیاوش قمیشی 6/8G                   Am Em  C          Bm                G               Am          C                     Bm اشکای یخی مو پاک کن      درای قلبت و وا کن       صدای قلبمو بشنو       من چه کردم با دل تو
                       [ G (X4) – F#dim7 (X6) – G (X2) – Dsus – D ]
D           G               Am     C         Bm                      G                        Am Em C      Bm            G
کاشکی تو لحظه آخر      عشقو تو نگام می خوندی        قلب تو صدامو نشنید      رفتی با غریبه موندی    
حضرت
آیت‌الله خامنه‌ای: پرچمی که در مقابل انقلاب ایستاده، همان پرچمی است که
در مقابل ابراهیم و موسیٰ و عیسیٰ برافراشته بود. آنها نابود شدند و موسیٰ
و عیسیٰ و ابراهیم زنده‌اند. علّت این است که خداي متعال به حضرت موسیٰ
فرمود: نترسید، دچار اشتباه در محاسبه نشوید، خدا با شما است، اِنَّنی
مَعَکُما.»
۱۳۹۷/۱۲/۰۷
به نام خداي انسانها وقتی داشتم به صدای زیبای منوچهر نوذری گوش میکردم که در چهره جک لمون نقش بسته بود تنها یک جمله برای همیشه توجهم را به خود جلب کرد و در ذهنم ماندگار شد "میچ !!! .میچ!!!. زندگی یعنی ارتباط بین انسانها هااا!"  .این یک جمله از فیلم سه شنبه ها با موری بود که با اقتباس از رمانی به همین نام ساخته شده بود.زمان زیادی به این جمله فکر کردم ،با این جمله خندیدم و با این جمله گریه کردم .به راستی خلاصه ای از تمام زندگی بود .هر چه عمیق تر اندیشید
 
مولا علی علیه السلام فرمودند : خداي تبارک و تعالی به موسی علیه السلام گفت  :  سفارش مرا در چهار امر گوش کن : 1. تا وقتی که گناهان خود را آمرزیده ندانی به عیوب دیگران نپرداز.
( تا وقتی که مطمئن نشدی گناهانت را بخشیده ام از دیگران عیب یابی نکن  ) 2. تا وقتی که می دانی گنج های من تمام نشده ، غم روزی مخور. 3. تا سلطنت من بر جا است  به دیگری امیدوار مباش.
( در تمام امور امیدت به من باشد و به کس دیگر امید نداشته باش ) 4. تا شیطان نمرده از مکرش ( وسوسه ) آسو
شیخ رجبعلی خیاط :
❄️در نیمه شبی سرد زمستانی در حالی که برف بشدت میبارید و تمام کوچه و خیابان ها را سفید پوش کرده بود از ابتدای کوچه دیدم که در انتهای کوچه کسی سر به دیوار گذاشته و روی سرش برف نشسته است!
باخود گفتم شاید معتادی دوره گرد است که سنگ کوب کرده!
جلو رفتم دیدم او یک جوان است!
او را تکانی دادم!
بلافاصله نگاهم کرد و گفت چه میکنی!
گفتم : جوان مثه اینکه متوجه نیستی!
برف، برف!
روی سرت برف نشسته!
ظاهرا مدت هاست که اینجایی!
مریض می شوی!
خداي ناکرد
حس می کنم روابط اجتماعیم خیلی افت کرده :))
احتمالا بابت خونه بودن زیادیه؟
بابت همین در جهت ارتقای خودم، امروز که رفته بودم بانک و یه همکلاسی دوران دبیرستان رو دیدم، سعی کردم برم جلو و معاشرت کنم! کاری که از من بعیده :)) بلکه شاید حرف و سخن جدیدی داره من بی خبرم.
وقتی میرم شهر به آدما یه جوری نگاه میکنم، که فک کنم اگه دقیق بشن متوجه میشن که عجیب نگاشون میکنم!
کلا هم حالتای خاصی بهم دست میده.
مثلا یهو میرم تو فاز یه چیز خاص. مثلا درسی. بعد اون وسط اگه
".ترجون من الله ما لا یرجون."
همین ک بشدت امیدواریم بهت 
غیرممکن میکنه گزاره های منفی رو :)
ــ
میدونی لبریزم از نور
و کاش هیچ قیدی نبود تا بی پروا باشم.
ـــ
برای بعدهای خودم:
به یاد بیار ک چشم هات اگ به اشک نشست 
همون چشم هایی هست که معجزه دیده!
به یاد بیار که لبت اگ به گلایه باز شد
همون دهانیه ک گفت "جزتویی" ندیده،و حتا در غم،
|ـبرایـ ـبعد ـهایـ ـخودمـ ـکهـ ـبهـ ـشکر ـپیشانیـ ـبهـ ـخاکـ ـمیسایمـ |
ــ
یسری چیزا انگار واژه نمیشه،
یسری مفهوم تو ذهن
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
 
چه دلنشین گفتید پدر مهربان ما  
" جوانان من "
امشب خبر بیست و سی ۱ گزارش 6 دقیقه‌ای از مناظره اینترنتی پخش کرد مناظره بین دو نفر آدم
 اینجا نمیدونم از چه واژه ای استفاده کنم  . آدم "تمدار" کسانی که "معروف شدند" کسانی که "دنبال کننده های زیادی"  دارن ؟! 

خلاصه اینکه چند اتفاق در این گزارش خبر بیست و سی افتاد اول اینکه تبلیغ یک شبکه اجتماعی خارجی شد دوم اینکه مردم و شنوندگان برای جستجوی اسم ترغیب شدند . اسم دو نفری که قبلاً آمریکا دوست بودند یکی از آنها امروز این ماه و امسال ظاهراً آم
ادمی را خونی است در رگ که حیات را بر جسم او ممکن میسازد و عقلی است که در بی رنگی همان سرخ رنگ است که جان را بر جسم جاری میسازد .بدون عقل ،انسان همچون سایر موجودات است .و عقل است که کلمه را اموخت و معانی را فرا گرفت و تعلیم دادعقل ،پلی است بین ادراک محدود انسانی و دانای مطلقی که خالق یکتاست.انسان چون به واسطه ی عقل ،فهمیدن و فهماندن را ممکن ساخت، به او اختیار عطا شد تا با انتخاب خود و بعهده گرفتن مسئولیت آن و عواقب مرتبط با این انتخاب ،بتواند خال
سلام.
امروز
سه مرداده من سرکارم و از اینجا دارم برات می نویسم.هم برای خداي مهربونم
می نویسم هم برای اونی که امروز سیزدهمین سالگرد اولین آشناییمونه.سیزده
سال گذشت از اولین روز دیدارمون. از رویش جوانه عشقمون.عشقمون شده یه درخت
سیزده ساله. با اینکه ندارمت اما امروز حس خوبی دارم. انگار جشنه.
خوشحالم.میدونی خدارو شکر میکنم که تو سر راه من قرار گرفتی چون خیلی چیزا
بهم یاد دادی. و بودنت و حتی نیودنت باعث شد من سمت خیلیا نرم و خیلی
کارارو نکنم که ب
خب.نتایج کنکور هم اعلام شد.خدايا،خداي عزیزم،راضیم به رضای تو.امیدوارم امسال دیگه اون رشته ای رو که می خوام قبول بشم.امیدوارم همه مون موفق بشیم و هرچیزی که به صلاحمونه اتفاق بیفته.الهی آمین.  .Everything happens for a reasonهر اتفاقی دلیلی دارد.  
 زهرا امروز خیلی والیبال بازی کرد. وقتی اومد خونه حسابی خسته بود. شامش رو خورد و رفت روی تخت خوابش دراز کشید. قبل از اینکه خوابش ببره با صدای بلند گفت: بسم الله الرحمن الرحیم
بچه ها، پدر ها و مادر ها خدا خیلی این کار زهرا رو دوست داره ؛برای همین موقع خواب که زهرا بسم الله می گه فرشته ای رو مامور می کنه ،که تا صبح که زهرا خوابه،براش ثواب بنویسه. 
در همین رابطه پیامبر (ص) فرمودند: هرگاه بنده ای در هنگام خوابیدن بگوید بسم الله الرحمن الرحیم ، خدا ب
 کسی نیک بیند به هر دو سرای

که نیکی رساند به خلق خداي! »
                                                                        سعدی شیرازی»
 
وقتی ما پا به صحنۀ گیتی نهادیم و هستی یافتیم، امکانات و نعمت‌های فراوانی در اختیار مان قرار گرفت که از پیشینیان به ما رسیده بود.
این امکانات مفید و لازم برای زندگی ما را، تلاش‌های آنان مهیا کرده بود.
گرچه آنها می‌دانستند که عمرشان به بهره برداری از این حاصل دسترنج‌شان نخواهد رسید؛ اما دست از کار نکشیدند.
شای
ولایت امیر المومنین علیه السلام واجبی که ترک شد (به روایت اهل سنت عمری)
ابن مردویه اصفهانی از علمای اهل سنت عمری روایت کرده است:
٤٨. ابن مردویه، عن أبی هارون العبدی، قال: كنت أرى رأی الخوارج لا رأی لی غیره، حتّى جلست إلى أبی سعیدالخدری فسمعته یقول: أمر الناس بخمس فعملوا بأربع و تركوا واحدة، فقال له رجل: یا أبا سعید، ما هذه الأربع الّتی عملوا بها؟ قال: الصلاة، و اكاة، و الحج، و الصوم- صوم شهر رمضان-. قال: فما الواحدة الّتی تركوها؟ قال: ولایة عل
مجموعه هدیه های خدا: آشنایی کودکان با نعمت های بی نظیر خداوند همراه با شعر و رنگ آمیزی
 
مجموعه هدیه های خدا : سیدمحمد مهاجرانی، نشر بهار دلها
معرفی:
نعمت های خداي مهربان و هدیه های او خیلی زیاد است.آن قدر زیاد که نمی شود آن ها را شمرد. تازه هر یک از نعمت ها را که جداگانه تماشا می کنیم آن قدر جالب و دیدنی است که گاهی نمی توانیم همه زیبایی آن را شناسایی کنیم و بشماریم.در مجموعه هدیه های خدا ما می‌خواهیم شما را با بعضی از این نعمت ها و هدیه های خارق
علیه السلام :
 یا أهلَ العِراقِ ، نُبِّئتُ أنَّ نِساءَکُم یُدافِعنَ الرِّجالَ فِی الطَّریقِ ، أما تَستَحیونَ ؟ !
▫️اى مردم عراق ! خبردار شده ام که ن شما در گذرگاه ها ، با مردان ، تنه به تنه مى خورند . آیا شرم نمى کنید ؟!»
نکات:
۱. طبق این روایت برخی از ن در زمان امیر المؤمنین علیه السلام، اختلاط با مردان داشتند و این اتفاق به عنوان مشکل اجتماعی مطرح بوده است.
۲. تهییج غیرت مردان توسط حضرت در یک سخنرانی عمومی ، نشان از نقش مثبت مر
میگن خدا خیلی وقتها ما رو تو یه سری شرایط قرار میده صرفا برای اینکه واکنش ما رو ببینه. ببینه که بعد از قرار گرفتن تو اون شرایط حالمون چطور میشه. حالمون خراب میشه یا بی تفاوت از کنارش میگذریم. چقدر باید جون سخت بود که تو اوج جوونی نسب به بعضی چیزها که مهم ترین چیزهاست ریلکس باشی. چقدر باید توکلت زیاد باشه تا به خودت توی آینه بگی من به خدا اعتماد کردم پس اکی هست. و بعد لبخند بزنی دوباره بلند شی و سعی کنی با نشاط ادامه بدی. 
گاهی اوقات زندگی خیلی سخ
این دیالوگ  عالیه:
خدا که فقط متعلق به آدم‌های خوب نیست، خدا، خداي آدم‌های خلاف‌کار هم هست و فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی‌گذارد فی‌الواقع خداوند اند لطافت،اند بخشش،اند بیخیال‌شدن و اند چشم‌پوشی و اند رفاقت است… بایستی ما یک فکری به حال اهلی‌شدن آدم‌ها بکنیم،اهلی‌کردن یعنی ایجاد علاقه‌کردن و این تنها راه رسیدن به خداست و خیلی هم مهم است…
# مارمولک
___________________________________________________
آقاجان ممنونم که دست رد به سینه ام نزدید،از ته د
چند روز است دنبال کار می گردم و البته که کاری پیدا نکردم. تنم چنان به تن پروری عقد بسته یکی هم گفت: هم نحیفی هم کار نکرده و نمی توانی! 
آنچه می خواستم بولتن کنم این است: هرچه زیر و بم می کنم حتّا یک سر سوزن، اثر لجاجت خدا، خباثت خدا، حماقت خدا، انتقام و حکمت بر باد رفته خدا، در این مسئله ناکامی وجود ندارد. 
نکته بعدی این است وقتی خدا را در علت ناکامی می جویم و اثری نمی یابم و ایضاً این کار را در کامیابی هایم نیز انجام داده ام. باز با کمال تعجب دیده
بسم‌الله.
سلام!
+
خابَ الوافِدُونَ عَلى‏ غَیْرِکَ،
نومید شدند آنان که بر دیگرى‏ جز تو وارد شدند
وَ خَسِرَ المُتَعَرِّضُونَ اِلاَّ لَکَ،
و زیان‌کار شدند کسانى که به غیر از تو رو کردند 
وَ ضاعَ المُلِمُّونَ اِلاَّ بِکَ، 
و تباه گشتند آنان که جز به درگاه تو فرود آمدند
وَ اَجْدَبَ‏ الْمُنْتَجِعُونَ اِلاَّ مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَکَ،
و گرفتار قحطى شدند کسانى که جز از فضل تو پوییدند؛
بابُکَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبینَ، 
در خانه‏‌ات به‏ روى مش
پناه به
یکتا علیمی که فرمان می‌دهد به خواندن به نام آفریننده‌ی کائنات از خوارشدگانی که تحقیر
می‌کنند به خواندن به نام قرطاس‌بازی؛ به نام عروسک‌بازی؛ به نام خون‌بازی.
پناه به
پروردگار خوش‌اخلاقی از بدعت بی‌اخلاقی.
پناه به
کرامت از لئامت
پناه به
یکتا کریمی که تکریم می‌کند آفریدگانش را با خداترسی از ناقابلانی که بهای آدمیان
را در مرکب‌نشینی بر خر قبرسی یا تکیه زدن بر کرسی دیوان‌سالاری می‌بینند.
پناه از
بغستان به دار الامان
پناه به
یک
رفتار انسانها متفاوت است ،رفتار هر انسانی نشاندهنده ی شناخت و آگاهی و معرفت اوست.به عبارت دیگر شکل رفتار هر فردی ظهور، ادراک و شناخت اوست.یعنی عمل هر انسانی نشاندهنده ی اندیشه و باوری است که او دارد .بنابراین ،رفتار انسانها بیانگر باور انهاست که از طریق رفتار خود را نشان میدهد.باور و اگاهی و معرفت انسانها دستخوش شناخت انها از سرشت و ماهیت خود است .و هر شناختی میتواند رفتارهای متفاوتی را به عرصه ی ظهور برساند.پس تفاوت رفتار انسانها ناشی از س
هومر (Ὅμηρος) شاعر و حماسه سرای یونانی در حدود 800 پیش از میلاد می زیسته است. ایلیاد و ادیسه که به شرح وقایع جنگ تروا و بازگشت اولیس از جنگ می پردازد از آثار این ادیب توانا است.
ادیسه حماسه‌ای است با محتوای تربیتی که با سه خط داستانی اولیس قهرمان داستان و چالش هایش برای بازگشت به یونان، تلماک فرزند اولیس و تلاشش برای پی بردن به سرنوشت و هویت پدرش و پنلوپه همسر اولیس و استقامتش در وفاداری در مقابل خواستگارانی سرشناس و گستاخ که در خانه ی او سالها
maryam rad:نظر مولانا در مورد دلمولانا معتقد است دل محل نور الهی ست. ارزش انسان در پرداختن به دل و صاحب‌دل بودن اوست و صاحب‌دلی انسان در تحصیل انقطاع از اغیار و متوجه کردن قلب به سوی حضرت حق است و ارباب قلوب می‌دانند که قلب با انقطاع در مقام سلوک مصداق واقعی عرش رحمان» می‌گردد. دل لطیفه‌ای است ربانی و جوهر مجردی نورانی که به قلب جسمانی نوعی تعلق و وابستگی دارد؛ اما گویی که مغز و باطن آدمی است که در مقابل ظاهر شیء قرار دارد، ظاهر شیء همیشه دال ب
به رویاهایم می اندیشم.شفاف تر از همیشه!هرچند پشت درهای بسته و محکم آینده محبوس باشندهر چند دیگران رویاهایم را اوهام بچه گانه ای فرض کنند که هیچوقت بادبادک وار در آسمان حقیقتهای آبی پرواز نخواهد کردروزهای روشن و دست یافتنی من خواهند رسیدروزهایی که میوه های نورس موفقیت را سبد سبد از زیر درختان پر بار زندگیم جمع کنم و بین تمامی اهالی محبت  و دوستی  تقسیم کنم.من از این درهای بسته امروز نمیترسم.این درهای قفل شده روزی باز میشوند و انتظ
خاطره با یک کتاب امام زمان را هدیه دادم !!!
خاطره : فروش کتاب یا هدیه ای جدید!
 
خاطره فروش کتاب یا هدیه ای جدید!آدم های مهربان را دوست دارم.او هم با مهربانی قرارداد بسته بود. . .اخلاق خوبش مشتری جذب کن بود من هم یکی از آن مشتری ها . . .اهل تلافی محبت ها هستم و از آن جا که سر و ته بنده را به کتاب بسته اند . . .
فقط یک مجهول وجود دارد:چگونه شروع کنم؟با توکل به خداي منّان سر صحبت را باز می کنم.ازشرایط جامعه و علاقه ی بچه مدرسه ای ها به کتاب های خوب و اوضاع کتا
انگار کوهی از شانه‌هایمان کم شده باشد. انگار بغضی سنگین، اشکْ نشده، بیخ گلویمان را رها کرده باشد، انگار باری به منزل رسیده باشد.
روز جمعه بود، نشسته بودیم کنارش. نه حرف می‌زد، نه صدایمان را می‌شنید و نه غذایی می‌خورد. سعی می‌کردیم سرمی وصل کنیم که جبران سه روز بی‌غذایی را بکند. موقع نماز ظهر بود. بلند شدم که نماز بخوانم و برگردم. چادرم را گرفت، دوباره زانو زدیم کنارش. تمام قوایش را جمع کرد و به هردویمان اشاره کرد و گفت، "ازتون خیلی راضیم.
یه خانومی دو سه سال پیش اومد شرکت ما برای کار. ظاهرش خیلی متفاوت بود.جوری که همه ازش فاصله میگرفتن.همون روزا یه روز من جواب یه آزمایشیم رو از اینترنت گرفتم و یهو شوکه شدم.زنگ زدم که به همسرم بگم زار زار گریه میکردم.بعد از تلفنم اون خانوم با یه لیوان آب اومد تو اتاقم و در اتاقمو بست.بهم گفت هیچ چیزی تو قانون خدا بی حکمت نیست، بیا این آبو بخور، چندتا نفس عمیق بکش.تو این فاصله با تلفنش تماسی گرفت و گوشیو داد به من.وصل شده بود به حرم رضوی.گوش
مگه وکیل وصی مردمی. دلم می خوادداشتم از یکی از خیابون های مرکز شهرمون رد میشدم دیدم دختر خانومی یه ساپورت پوشیده با یه مانتوی نخی خیلی خیلی راحتی که همه وجناتش پیدا بود، من که یه خانوم بودم خجالت میکشیدم بهش نگاه کنم.آخه خیلی جلب توجه میکردرفتم جلو و با احترام بهش سلام دادم و روز بخیر گفتم. منو دید گفت. ها!!. چیه لابد اومدی بگی که این چه وضعشه؟ مگه وکیل وصی مردمی؟ولی من بهش گفتم که نه باهات کاری ندارم خواستم بپرسم که ساپو
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب