نتایج پست ها برای عبارت :

من تی اسیری دور رفیق جدایی دور

 حال من دست خودم نیست، دیگه آروم نمی‌گیرمدلم از كسی گرفته كه می‌خوام براش بمیرمباز سرنوشت و انتهای آشناییباز لحظه‌های غم‌انگیز جداييباز لحظه‌های ناگزیر دل بریدنبازم آخر راه و حس تلخ نرسیدنپای دنیای تو موندم مثل عاشقای عالمتا منو ببخشی آخر، تا دلت بسوزه كم كممثل آینه روبرومه، حس با تو بودن مندارم از دست تو می‌رم، عاشق كن منو نشكن
حال خوب یعنی .
دوست و رفيق شفیق دبیرستانت که پیش دانشگاهی ازدواج کرد .
همین الان بهت پیام داده باشه و گفته باشه؛
"خاله شدنت مبارک عشقم "

و من به هواااااا پرواز میکنم واسه نی نی کوچولوت .خواهر خوشگلم .مامان کوچولوی جذاااااااب .
امروز سین کنکور ریاضی داره و ما همه از دیروز کلی استرس داریمدو روز پیش امتحانم تموم شد و برگشتم خونهحالام که از شیش صبحه بیدارمبچه‌ها لطفن براش دعا کنید تا موفق بشههمه بچه‌های کنکوری موفق بشن و نتيجه زحمتاشونو ببینن.خدایا همه این کنکوریا رو کمک کن.خب بریم یکم بخوابیم ببینم میشه یا چی؟
همه جا حرف از رفاقت و دوست داشتنه،گاها پسری رو به زندگیمون راه میدیم که عاشقانه دوسش داریم،ولی من خودم مث نخود پریدم وسط زندگی یه پسر که رفاقتانه بدجوووور دوسش دارم و هواشو دارم،مهم نیس کی چی میگه ولی خوش صدا ترین رفيقِ جانِ منه،تو سختيا.شادیا.خنده ها.گریه ها.جدايي هاااا تو همشون پیشم بوده و به راحتي میگم از همون درجه یک های روزگاره،پسر طوسیمون که عادت به قهوه ای کردن ملت داره،اسکل پلشت دوست دارم دیوونهههههشب تولدته و حقیقتا فاصله دست
به نام خدا
چند سال پیش بود؟
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، یازده، دوازده، سیزده، چهارده، پونزده سال پیش. 
یه دختری پاشو گذاشت تو این دنیا. 
چند سال بعد از اون بود؟
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش سال بعدش. 
اون دختره پا شد رفت کلاس ژیمناستيک. حواسش به تمریناش بود و دختری که از اون ور کلاس با چندش نگاهش می‌کرد رو نمی‌دید. نمی‌دونست دختره داره تو سرش می‌گه اییییی، این چه‌قدر لوسه! وقتي داشت تو مدرسه ثبت‌نام می‌کرد نمی‌دونست قراره هم
- میدونی کی آمادگی ساختن آینده ات رو داری؟
+ از کجا بدونم؟ لابد هروقت ماهی رو از آب بگیری تازه است. از همین الان؟!
- نههه لحظه ای که با گذشته ات احساس رفاقت کنی و محکم بغلش کنی. مهم نیست اگه پر از اشتباه بودی مهم نیست اگه سردرگم بودی مهم نیست هر چی بودی به خدا مهم نیست چون گذشته در گذشته. با گذشته ات رفيق باش و با ساختن آینده رفيق های بهتری برای خودت دست و پا کن 
مهم نیست چجوری! بلند شو!با همین جمله که توی ذهنم میچرخید،زنگ زدم به رفيقِ عزیز و شرط و شروط گذاشتم که یه سه‌شنبه رو خالی کنیم برای هم.که اگه قرارِ سینما بریم،نریم!که اگه قرارِ بشینیم درس بخونیم،نخونیم!که اگه قرارِ تا لنگِ ظهر بخوابیم،نخوابیم!گفتم این روزهای آخریِ پاییز،بیا به قولی که بهت دادم،عمل کنم.بیا بریم یه کوچه که کُلی برگ‌های زرد و نارنجی پهنِ زمینش شده.بیا بریم خش‌خش کنیم رفيق!شال و کلاه کردیم و رفتيم.روی برگ‌های خشک و نیمه‌جون
به این رفيق ما دختر می دید؟ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:به این رفيق ما دختر می دید؟ - cclip.irیک سوال تکراری اما جواب های عجیب از مردم شمال . نظر شما چیه؟ میشه با چنین پسری ازدواج کرد؟ به این رفيق ما دختر می دید؟ . اس ام اس برای تشکر از دوست و رفيق (به سلامتي دوستان)اس ام اس برای تشکر از دوست و رفيق و به سلامتي دوستان, جملات زیبای تشکر و قدردانی, شعر کوتاه برای سلامتي دوست و رفيق, نوشته کوتاه تشکر و محبت, اس ام اس رفاقتي باحال, متن تشکر
 
عجب سرماییگاهی دلگرمی یک رفيق معجزه ای می کندکه گویی خداروی زمین کنارت لبخند میزند


•در حنجره‌ام شور صدا نیست رفيق / یک لحظه دلم ز غم جدا نیست رفيقبگذار که قصه را به پایان ببرم / آخر غم من یکی دو تا نیست رفيق


جملات زیبا در مورد رفيق
•سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیستگر در این خلوت بمیرم، هیچ کس آگاه نیستمن در این دنیا به جز سایه ندارم همدمیاین رفيق نیمه راهم گاه هست گاه نیست


جملات زیبای رفيق فابریک


بگذار بند کفش هایت را م
رفيق خوب اونیه که در تمام لحظه های غم و شادی کنار تو باشه
حرفت رو بخونه قبل از اینکه خودت بخوای چیزی بگی
و حالت رو بهتر کنه فقط با بودن کنارت
روزتون مبارک قشنگای من :))
حنای عزیزم روزت مبارک عشقولم
ایمانی نمیدونم میخونی یا نه ولی روزت مبارک رفيق قشنگم
ماجده و یگاانه دوست داشتنیم روزتون مبارک
ارام و فائزه عزیزم روز شماهم مبارک ☺
مریم عزیزمم روز تو ویژه مبارک ☺
پریسا سادات گل ملینای عزیز روزتون مبارک
نیلو جان بهار جان روزتون مبارک
محمد جواد
آیا شما نیز معتقد به این هستيد که هدیه دادن عطر و گرفتن جدايي می آورد؟
 منشاء و چرایی باور غلط  عطر و جدايي
اما آنچه که مشخص است بوی بد و آزار دهنده افراد، عامل مهم جدايي، تنفر و فاصله گرفتن است تا رایحه خوش! انسانها رایحه خوش و این نوع هدایا را بیشتر می‌پسندند تا پذیرش بوی بد دیگران! و بدیهی است بوی دلنشین عطر ها و صدای خوش آهنگهاست که در یاد ها می ماند و خیلی از اوقات یادآور خاطرات اند!
بهتر است کمی بیشتراز فکرمان کار بکشیم و برای هر چیزی که ا
امروز روزم قشنگ بودبه قشنگی وقتي که به ایده‌ی تو دیوانه‌وار میخواستم پاهایم را در شن‌های کویر و خنکیِ آب‌های دریا فرو ببرم.به قشنگی وقتي که دل بستم به لقبِ شبدر سبزِ چهاربرگِ سحرآمیزی‌ که تو به من تحفه کردی.به قشنگی وقتي که کوفته‌های خاصِ دست پختِ دلپذیرت را زیر زبانم فراموش‌نشدنی دیدم.و به قشنگی وقتي که تو را دیدم.جیغ بزنم تا احساساتم دنیا را فرا بگیرید؟!من با دیدنِ تو،با خودم و‌ دنیا رفيق‌تر شدم و حالا چیزِ ارزشمندی برای محافظتي
به نام او.
چشماش مثل آسمونِ شب بود که برعکسش کرده باشن، یه سیاهی وسطِ یه آسمونِ سفید، انگار که آسمون شب تو چشماش وارونه شده باشه، همیشه هم ماهِ سیاهِ وسط آسمونِ سفیدش مثل بلورای دخترِ تازه عروسِ همسایه برق می‌زد، از این بلور فرانسه‌ها که هر چی به گفتم کالای ایرانی بخر شاید برقش کمتر باشه اما عزت و شکوه برای کارگر ایرانیه، گوشاش بدهکار نشد.
چشماش خیلی قشنگ بود و براق
منو غرق کرد تو آسمونش، همش فک می‌کردم بهترین هدیه از طرف خداس
همیشه معتقد بودم و خواهم بود که بدترین عذابی که یه نفر می‌تونه متحمل بشه، فرزند اول بودنه.خیلی سخته که همه ازت توقع داشته باشن که سنگ صبور خواهر برادارای کوچیک‌ترت باشی، اما خودت ندونی سنگ صبور چیه. ازت بخوان تکیه‌گاه باشی واسشون اما خودت پشتت خالی باشه. محرم راز باشی در حالی‌که همه نامحرمن واست. مرهم زخماشون باشی در شرایطی که وقتي خودت زخمی می‌شی، جای زخمو بیشتر فشار می‌دی تا انقدر خون بیاد که بالاخره بند بیاد. رفيق باشی وقتي رفيق خودت
آدم ها موجودات مسخره و عجیبین! 
+ آیا می دانستيد تحت هر شرایطی من اینجا می مونم؟ 
اینجا جزیره منه و هیچ چیزی اون قدر مهم نیست که بخوام خونه مو ترک کنم 
+ اینجا برای خودم می نویسم
+ فکرای خوب دارم
+ ضعف و اشک و آه هم دارم اما هیچ وقت مثل این روزهام قوی نبودم 
تموم این یک سال گذشته، خیلی زیرزمینی تلاش کردم قوی بشم 
و حالا؟ 
بزرگ شدم چون خشمی ندارم و دنبال خون و خون ریزی هم نیستم. کسی رو هم نمیخوام تحقیر یا بی ارزش کنم. من اشتباهات خودم را می پذیرم
+ وق
با اینکه تجربه اول نیست و سالهاست که بی خبر می اید و می رود اما هر بار که می شوم بر خود میلرزم و در خود مچاله می شوم.در این جور مواقع ادم احتياج به یک دوست صمیمی دارد که هیچ چیز نگوید و فقط بغلش کند.محکم هم بغلش کند.همان دوست صمیمی و مهربان سالهاست که مرده و وجود خارجی ندارد.ان رفيق شفیق را نمی یابم و بیشتر در خود فرو می روم.نیاز به یک غار تنهایی دارم.یاد خانه پدری می افتم.ان را سامان دادم که صومعه من باشد.تفرجگاه ادمهایی شده که روزی به خاطر
من اعتراض دارمو تا وقتي "روز جهانی خنده های تو" رابه تقویم اضافه نکنندمن امسال را تحویل نمی دهمعید باید روز خنده های تو باشدو آن روز به خانه ام بیاییو آغوشت را به من عیدی دهیو چنان سخت در آغوشم گیریو هوای خنده هایت برَم داردکه #جدايي در تقویم جهان بمیرد. .
دانلود کتاب سه 3 رفيق از ماکسیم گورکی pdf دانلود بصورت رایگان از سایت ونوس نت. دانلود رمان سه رفيق

گورکی در سه رفيق، به همانگونه که در
رمانهای دیگر خود، چه در ارائه احساسات جمعی و چه در ارائه احساسات
قهرمانان رمان، نشان می­دهد که از مهارت شگفت­ انگیزی برخوردار است.



بخشی از متن کتاب:
در هر جماعت یکی هست که خود را در محل و
موقع مناسب خویش احساس نمی‌کند، و این وماً به این معنا نیست که او بهتر
یا بد‌تر از دیگران است. لازم نیست که شخص فکر
امروز خونه‌ام و تنها. میم یه دوره آموزشی رفته و من که فکر می‌کردم امروز می‌تونم با ح بتشم الان تنهام. خیلی خوش نمی‌گذره اما بد هم نمی‌گذره.
چرا اینا رو می‌نویسم؟ برای اینکه بگم جدايي از ح به هیچ جام نیست. واقعا هم که نیست اون یه سرگرمی بود فقط.اما از اون روزی می‌ترسم که عشقش بزنه بالا و ذهن من رو هم مبتلا کنه. همیشه همین‌جا گیر می‌کنم باید ذکری چیزی دست و پا کنم
یادمان باشد؛به حرمت ناچیزترین لحظه های خوبمانهنگامی که به بن بست می رسیموقت جداييطبعمان آنقدر بزرگ باشد کههمدیگر را به لجن نکشیم!یادمان باشد؛هرچه بودیمانتخاب هم بودیم.رفاقت حرمت دارهیا دست رفاقت نده و دست نگه داریا تا ته خط، حرمت این دست رو نگه دار.
بهش میگم ما خیلی تنهاییم رفيق .  ما حتي خودمون و هم نداریم. میگم من افسردگی ندارم فقط غمگینم . ای کاش افسرده بودم ولی روان درمانی و دارو بود لااقل یکم امید داشتيم به بهبود اما این روزا نمیدونم دقیقا کی قراره این غم بره کنار .بهش میگم شدم شبیه اون نهنگه که امواج صوتي شو بقیه آبزی ها نمیتونن بشنون و حس کنن و اون تنها میمونه .
یادمه . اخرهای تابستون سال ایکس بود- سالی که از ایر رفتم. از سردرگمی درامده بودم و تصمیم جدی بود. می دونستم موندنی نیستم و دلیل موندن نداشتم . اکثر وقتها ساعت ۵ در می امدم می رفتم یا می دویدم برسم کلاس زبانم و روزهایی هم بود که کلاس نداشتم و با سرویس شرکت می رفتم خونه- شب می شد یا نزدیک غروب بود. اهنگ کریس د برگ گوش می دادم: اسمان تنها. چه شعری داره زیبا زیبا زیبا. من همیشه در حرکت بودم و از اونجا که در پی یادگیری و پیشرفت بودم همیشه دلم گرفته بود
آهن ربا دیدن خبر از ایجاد یک رابطه یا آشنایی مهم می‌دهد و جذب کردن چیزی با آن نشانه این است که چیز با ارزشی را از دست می‌دهد و اگر بیننده باشد به کسی دل می بندد و اگر خود فرد اجسام را جذب کند نشانه جدايي یا فاصله‌گیری از چیز  مورد علاقه می باشد.تعبیر تيوب | بزرگترین سایت تعبیر خواب
رفيق و دوست خیلی فرق داره دوست میتونه همکار،همکلاسی یا هرکسی باشه ولی رفيق یه چیز دیگست!!!رفيق هرکسی نیست رفيق دنیاست❤
به افتخار3رفيق عزیزم که عاشقانه دوستشون دارم و آرزو میکنم به آرزوهاشون برسند و هزاران سال عمر با عزت و سلامتي و شادی داشته باشند❤
دوستدارتون:فاطمه
NILOFAR
FATEME
FARZANE
نیلوفر جون دوست بیانی عزیزم و بهترین دوست مجازیم که خیلی دوست دارم خیلی،با کلمات نمیتونم بگم اما همین و بدون که خیلی دوست دارمندیدمت صدات و نشنیدم ولی دوست دارم می
کاغذتم رفيقسردت شد بسوزونمدلت گرفت خط خطیم کنگریت گرفت باهام اشکاتو پاک کناگه سردت شد باهام خودتو باد بزناگه حوصلت سر رفت باهام قایق درست کن و بزارم روی آباگرم از دستم خسته شدی باهام موشک درست کن و پرتم کن یه جای دورز-امینیبا اندکی تضمین
چه جالب است !!!
ناز را می کشیم .
آه را می کشیم .
انتظار را می کشیم.
فریاد را می کشیم .
درد را می کشیم .
ولی بعد از این همه سال آنقدر نقاشی خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم 
از هر آنچه که آزارمان می دهد .
آخر یکی نیست به او بگوید ما که می دانیم دوستمان نداری پس چرا 
با حرف ها و نگاه هایت کنایه مان میزنی 
اما خدایا گله ای دارم گناه من چیست ؟
خودش اول نگاهم کرد خدایا
به خواهش صدایم کرد خدایا 
گناه این غم و جدايي گردن اوست
که او آخر رهایم کرد خدایا
#
نمیدونم چی شد که حس کردم باید وبو یه مدت بزارمش کنار ، البته یجورایی حس میکردم کسی اینجارو بخونه که اشنا باشه .یه مدتم درستش کردم کد قالب مشکل داشت و من اونقدر بی حوصله بودم و ذهنم درگیر بود که نگاهشم ننداختم فکر میکردم بیان مشکل بهم زده .
خب خاطره های خوب و بد قبل هنوز کم و بیش دارم برا نوشتن .
اکیپمون که رسما نابود شد ، با رفيق صمیمی هام کات کردم البته از طرف اوناست ، مرغ و خروس عاشق رابطشون بعد کش و قوس های فراوون داره جدی میشه ! کلی براشون دعا
در هنگام گذشتن از پل نوجوانی با ان کوله پشتي نه چندان پر کم کم می فهمی باید در سر راهت چیزهایی به کوله پشتي اضافه کنی.اما باید حواست باشد که زیاد سنگینش نکنی.این پل سرزمینی است که نوجوانی ات را روی ان می گذرانی و نوجوانی دورانی نیست که بخواهی تنها باشی و تنهایی این سفر را ادامه بدهی.بالاخره چند تا رفيق پیدا می کنی و دوستي را و دوست داشتن را تمرین می کنی.اما باید حواست باشد که رفيق بازی مرز دارد.گاهی رفيق بازی های بی حد و مرز کوله پشتي ات را سنگین
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلجَلیسُ الصّالِحُ خَیرٌ مِنَ الوَحدَةِ، و َالوَحدَةُ خَیرٌ مِن جَلیسِ السّوءِ؛
همنشین خوب، از تنهایى بهتر است و تنهایى از همنشین بد بهتر است.1
به احتمال زیاد تقریبا همه ی ما این حدیث مبارک رو شنیدیم ولی بیاید یکم بیشتر روش فکر کنیم.
فکر! باور کنید فکر کردن هم عرضه میخواد.خیال بافی نه! همه بلدن! ذهنو ولشو کنی خیال بافی میکنه اصلا کاری نمی خواد بکنی ولی برای فکر کردن باید ذهنتو در اختيار بگیری و بهش دستور بدی.مثل یک ام
امروز از صبح تا شب مشغول عکاسی و فیلمبرداری بودیم و تمام این مدت با کفش پاشنه بلند سرپا بودیم و خب بذارید از تاول های کف پام چیزی نگم.
عکسهامون عالی شدن.خوشحالم که دست از لجبازی برداشتم و تصمیم گرفتم برم جشن.مطمئنم یک روزی حسرتش رو میخوردم.
*همکلاسی مون رضا گفت یه عکس دوتایی از من و گلی بگیرین?!بچه ها شاکی شدن که چرا با گلی?گفت میخوام سال آینده وقتي نتایج دستياری اومدن بذارمش اینستاگرام و بهش تبریک بگم و بنویسم رفيق منه دیگه.این حرفش خوشح
+ من اصول شخصی زیادی دارم.
که هروقت حوصله‌ام سر برود حاضرم تک‌تکشان را زیر پا بگذارم.
_____________________
+ آدما وقتي حوصلشون سر میره فک میکنن دل تنگ شدن
_____________________
+ من واقعا به داشتنه دوست و رفيق نیاز ندارم
این حس فقط یه توهم در اثرِ شدتِ بیکاری بود
رفيق اینجوریه که وقتي نداریش حس میکنه باید باشه
اما وقتي هست روزی صد بار آرزو میکنم
که بره خلاص شم از شرّش
_____________________
+ دارم یه مجموعه مقاله کوتاه مینویسم از تجربه هام:
    _ راهکار های خلاصی از حسِ کاذب ت
دل شده مهمان عشق ، معجزه آغاز شد 
در شب پایان درد ، سوز دلم ساز شد 
از لب یارم رسید ، باز نویدی  
دگر 
کلبه ی احزان دل ، خانه ی دلباز 
شد 
از شب تارم گذشت ، ماه جهانتاب 
من 
نور به من هدیه داد ، مه رخ طناز 
شد 
بوی شقایق رسید ، باد صبا از 
کجا ؟!
از تن دلدار بود ، غنچه ی دل باز 
شد .
فصل خزانم تمام ، فصل جدايي 
ز غم ،
همدم شبهای من ، اله ای ناز
شد 
تا به فلک پر کشید ، عرصه ی سیمرغ دید،
بال خیالم کبود ، او پر پرواز  
شد 
میکده ها بسته بود ، ساغر من پر
عطش
رضا تجربه‌ی تماشا کردن و صبوری است، تجربه‌ی هیچ کار بزرگی نکردن و اصلا نخواستن عمل کردن، تجربه‌ی یک سفر درونی و عقب‌رونده. فیلم روایتي است از مردان و ن امروز که در بندهای عشق و روابط و جدايي‌ها و پیوستگی‌ها دست‌وپای بیهوده نمی‌زنند. یک درام عاشقانه که بی‌شتاب، بدون هدف‌ها و خواسته‌ها و کنش واکنش‌های بزرگ و جدی؛ چون امر جدی این‌جا چیزی‌ست پیرامون یک مکاشفه در گذشته و پیشروی به سوی اکنون، بدون در نظر گرفتن آینده.
در همان سکانس آغا
ملت کی میخوان بفهمن وقتي به من پیام میدن و سین نمی کنم
یعنی دوس ندارم سین کنم
لازم نیست بیان اس هم بدن که برو فلان کوفت رو چک کن
بهمان درد رو چک کن
اومده پیام داده فلانی واس تولدت فلان چیزو استوری کنم؟
قبلا یه بار گفتم نمیخوام اصلا کسی استوری و اینا بذاره
بعدم الان انتظار داره مثلا چی جوابشو بدم ؟
وای آره خوبه دستت درد نکنه خیلی خیلی ممنونم؟
خدایا من چرا انقدر در همه زمینه ها ریدم
اگه بی منته دیگه گفتنش چیه؟
بعد میگین مثبت درمورد شون فکر کن و ف
چخوف یه معلم نیست نمیخواد چیزی رو که نمیدونستي بهت درس بده* یا چیزی رو باهات در میون بذاره که هیچکی تا حالا  نگفته ،ولی یه رفيق ِ همدرده! دستش رو می ندازه دور گردنت و باهات همدردی میکنه و حتي گاهی اگه خوب به داستاناش دل بدی میتونی صدای گریه هاشو بر درد های مشترکتون بشنوی . 
*اصلا اگه درد ها و حرف های اصلی ای که میگه رو تا قبل این نچشیده باشی داستاناش برات یه مشت مزخرف میشن و مطلقا فایده ای برات ندارن اما اگه باهاشون جان آشنا باشی.
بسم الله الرحمن الرحیم قربة الی الله گفت:خوابش رو دیدم خواب محمود رضا رو؛با لباس کار.لباس رزم.لباس سبز.لباس سبز لجنی،مهربون بود، مثل همیشه؛خندون بود، مثل همیشه؛.گفتم محمودرضا وقتي رفتي رو تله ی و زخمی شدی اذیت شدی؟
گفت:آرهاما بخاطر خدا تحمل کردم و از اون مرحله رد شدمچون واقعا میخواستم شهیدبشم و شهادتو دوست داشتم.گفت:و این یک رویای صادقه بود.
محمودرضا،این غزل رو به یادت، با صدای خودت میخونم داداش،تو گوشم زمزمه کن رفيق 
 آهن در خواب نشانگر قدرت اراده ی مقاومت و همچنین تحت شرایطی مقاومت در مقابل نقشه های خود شخص است. آهنگری کردن به معنی دعوا کردن و آهن سرخ نشانه عشق و محبت و دیدن آهن زنگ زده جدايي از دوست است کتک خوردن با آهن خبر از غصه و اندوه ذوب کردن آهن دوستي و محبت ورقه آهن شخصیت پایدار نرده آهن  وجود موانع زنجیر آهنی نشانه آینده ای نامعلوم و حلقه آهنی شرکت کردن در چهلمین سالگرد ازدواج کسی یا خود بیننده.تعبیر تيوب | بزرگترین سایت تعبیر خواب
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتي تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






param name="AutoStart" value="False">












با اینکه چشمانش آبی نیست اما گاهی آسمان را در چشمانش می بینم
خون در قلبش سرخ است اما قلبش م
این لحظاتِ به ظاهر خاص رو در تنهاییِ خوبی سپری میکنم.
برعکس هر سال که دم دمای عید خبر از یه آدمی میرسید امسال عید جدايي بود.
برعکس همیشه ی عمرم آخرای امسال نگاه ها رو روی خودم حس کردم.
نگاهای شیرینی که بوی نجات میدن.
یک بار میگم سال بدی بود یک بار میگم خیلی خوب بود!! دروغ هم نمیگم.
من بدترینِ خودم بودم امسال ولی بقیه باهام بهترین ها بودن.
شکر.
امیدوارم توی سال جدید حال امام زمانمون رو نگیریم.
امیدوارم حال به شیطون ندیم.
امیدوارم راه سوم رو که
ای که جز خانه تو خلوت ما نیست که نیستهر چه گشتيم دراین میکده جا نیست که نیستمن که جز نام تو نامی نشنیدم بی شکجز صدای تو در این دهر صدا نیست که نیستکاسه ای اشک و دو جرعه نفسی با یادتشهر ما را به جزاین آب و هوا نیست که نیستصبح در شهرتو یک مشت گدا آمد و شبهرچه گشتيم ندیدیم، گدا نیست که نیستبسکه اخبار غدیرت همه جا پیچیده استخبری جز خبرت هیچ کجا نیست که نیستبر جهاز شتران حرف پیمبر این بوددست بالاتراز این دست خدا نیست که نیستآنکه محمود صدا کرده صدا ب
متن آهنگ جدید روزبه نعمت الهی به نام بلد است تقدیم به کاربران موزیک تونز
Roozbeh Nematollahi - Balad Ast
ترانه : جلیل صفربیگی ؛ موزیک : روزبه نعمت الهی ؛ تنظیم : علی نیا
متن آهنگ روزبه نعمت العی بلد است :با این همه مستمیخورم امشب هماز جامِ الستمیخورم امشب همبنشین سرِ میزِ هر شب ای عشقِ عزیزمن از تو شکست میخورم امشب همتو آرزوی محالِ من باش رفيقمن مال توام تو مالِ من باش رفيقدلتنگِ دلتنگِ دلتنگِ تواملطفا نگرانِ حالِ من باش رفيقهم راه به محرابِ دلم رو بلد استه
میدونی؟
- فک میکنه یهویی رفتن باعث راحت رفتنه :)
+آره، به بقیه که فکر نمیکنه، بزار راحت باشه!
-یعنی خودخواهه؟
+نه، نمیشه اینطوری گفت، شاید دست خودش نباشه
-نچ، قبول ندارم، فقط وقتي عزرائیل بیاد، رفتنت دست خودت نیست
+راست میگی، اینم حرفیه:(
-بخند :) ، خودخواهی و قول هاش برای خودش
+نچ، نمیشه، داغونم:(
-هععععععی، امان امان امان
+اوهوم، راستي سکوت!
-جانم؟
+الان که شکسته، میدونم مث تو جز سکوت هیچی بهتر نیست!
-آره رفيق، مال من خیلی وقته که شکسته:)
+:(
-:)
سین سک
بعضی وقتا اتفاقات انقدر سریع پشت سر هم میوفتن که آدم نمیدونه باید چه عکس العملی نشون بده هنوز تو شوک برای یه اتفاقه که اتفاق بعدی مثل یه پتک تو سرش میکوبه  :/
 حوادث پیش میاد و تو میمونی و دنیای جدیدی که زندگی جلو پات گذاشته اصن ادم نمیفهمه از کجا خورده ! خو یخورده یواش تر چتونه؟
ــ  یه بُل لِلَکی :یهویی
اینو از رفيق بهبهانی یاد گرفتم  :ّ)
موهایم را به پهنای صورتم ریخته ام دست هایم را با لرزشی خفیف درهوا میچرخانم و با حرکتي خلاف و گاها در جهت عقر
جدیدا آدمهای زیادی هستن که به نوعی تمایل دارن منو بشناسنیا باهام حرف بزنن.و من به هر نحوی سعی میکنم مکالمه رو قطع کنم و اونهارو از خودمدور کنم.ولی بعد از اینکه به نوعی ازم دلخور میشن و دور میشن منم دلخور میشم:/الان مثلا ناراحتم سه تا پسرو از خودم به فیلسوفانه ترین شکل ممکندور کردم و حسی که دارم الان خیلی دردناکه.اصلا حس جدايي از معشوقی رو دارم که مدتها اذیتم میکردهگونه ای از رهایی و تنهایی دردناککه مثلا خدایا چرااا منننن :(من خیلی ادمهارو به
دختر معنی مشخصی ندارد
هر سال در این روز ها هر کس معنی ای به آن میدهد، تبریک میگوید و به زندگی خویش ادامه میدهد. همین
و بعد فراموشی.
نمیدانم حالا معنی دختر چیست؟
شاید دختر همانی ست که در شادی رفيق است و در ناراحتي شریک.
شاید هم همانی که وقتي رنجید صدایش در نیامد بلکه محکوم نشود به دوست داشتنی نبودن.
شاید هم یعنی مهربانی های بی دلیل.
دختر میتواند در آن واحد رفتارش را تغییر دهد
چه کسی میداند در سر او چه میگذرد؟
به نظر من نمی توان معنی مشخصی بر
دانلود مداحی جواد مقدم بابا ببین به دام غصه ها اسیرم
شهادت امام جواد (ع) 95هیات بین الحرمین تهراننوحه واحد
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیبابا ببین به دام غصه ها اسیرمرو خاک حجره سر میذارم و میمیرمجوونم اما داغ زهرا کرده پیرمزهر جفا آتيش زده بال و پرم روهی زیر لب صدا میکردم مادرم رومیکشیدن رو خاک حجره پیکرم روسوز زهر کینه به قلب من نشستهراه نفس رو بسته خیلی دلم شکسته
متن مداحی بابا ببین به دام غصه ها اسیرم جواد مقدم
میسوزه تمو
رفيق.
اون چیزی که تو داری
آرزوی منه
و اون چیزی که من دارم
آرزوی توئه❤️
من نگاهم به داشته های توئه
و داشته های خودمو نمیبینم!
و توام نگاهت به داشته های منه
و داشته های خودتو نمیبینی.
بعد یهو همونی هم ک داشتي از دست میدی
و غر غر میکنی
پس اگه، تا وقتي داریش بابتش شکرگزاری نمیکنی!
حق نداری وقتي از دستش دادی غر بزنی
ریاست جمهور دو دوره که:
 یارانه
مسکن مهر
سهام عدالت
سفرهای استانی 
 سهمیه بندی بنزین
ساده زیستي
مردمی
پوپولیست
متمَرّد
و.
واژگانی جدايي ناپذیر از ند!
 امروز بابلسر ( رودبست) میزبان این میهمان با ویژگی های منحصر به فرد است!
 
 
سلام رفيق جان!❤️
چطوری؟
رو به راهی؟ رو به رشدی؟
میگما.
تاحالا دقت کردی به بچه ها؟
مثلا.
وقتي بچه رو باباش میندازه بالا.
میخنده و شاده!
ولی اگه یه غریبه بچه رو بغل کنه
حتي گریه میکنه (چون واسش غریبه اس و میترسه ازش)
ادامه مطلب
هروقت یک سال از ازدواج دونفر با همدیگه میگذشت مامانم میگفت خدارو شکر زندگیشون رو قلتک افتاده. یعنی بنظر مامانم و خیلی آدمای دیگه، آدما یک سال اول زندگی مشترکشون رو طبیعیه که با تنش سپری کنن و اگر بتونن اون مرحله رو پشت سر بذارن به یه ثبات نسبی میرسن و احتمال تغییر یا جهش ناگهانی در یکی از طرفین خیلی کمتر میشه. از این تغییرا که یهو یکیشون میگه احساس میکنم دیگه دوستت ندارم یا بدتر از اون، اینکه میگن من خیلی دوستت دارما ولی نمیتونم تحملت کنم و ک
گوشی زنگ خورد ، تازه حرف زده بودیم ، عجیب بود نمایش اونم برای یک موضوع خیلی خیلی پیش پا افتاده ،یهو گفت: مبهم نامه رو خوندن!
گاهی هوا برای نفس کشیدن کم میشه ، خدا خیلی دوستم داشت که رفيق جان و الف رو رسوند و گرنه دیشب از شدت اضطراب می مردم.
اینکه چی میشه نمیدونم.
اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد نمیدونم.
فقط الان دیگه اطمینان دارم که کارم درست بود .
واسه‌شون قصه تعریف کردم. من همیشه قصه تعریف می‌کنم. تفت می‌دم. حتي گاهی برای خودم هم قصه تعریف می‌کنم. گفتم که یه بار ما می‌خواستيم خودکشی کنیم. انگار که یه بار مثلا یکی بخواد بره نون بگیره، یا یکی بخواد بره زیارت، یا هر چیزی. منظورم اینه که خودکشی کردن ما هم یه چیزی توی همین مایه‌ها بود. یعنی مسئله‌ی خاص و مهمی نبود. خیلی معمولی، تو یه روز عادی. خب؟
بعد یه رفيقی هم داشتيم، نشستيم مغزهامون رو ریختيم رو هم و گفتيم به چه رو‌ش‌هایی می‌شه خود
تو دوره لیسانس کلاسمون 25 نفره بود و راحت میشد تغلبی کرد ولی تو دوره ارشد که 4 نفر بیشتر نبودیم یه کم سخت شد. به همین دلیل از دوست که 7 سالی از من بزرگتر بود گفت از دسشویی دانشگاه استفاده کنید. دیگه منم به دوستام گفتم که این کار رو کنیم . از ما 4 نفر فقط من و یه رفيق شیرازی اهل تقلبی نبودیم. اخه من خیلی تغییر کردم از دبیرستان به بعد. میخواستم درس بخونم و جواب زن وبچه بدم در اینده. به دوستم گفتم یه جزوه در دسشویی بالای دیوار بزارید و موقع دسشویی ازش اس
مدت طولانیست که متنی ننوشتم،نه اینکه حرفی برای گفتن نداشته باشم،نه، اتفاقا گاهی انقدر جملات توی ذهن پخش و پلا هستند که یک فرمانده ی جدی نیاز داری برای به خط کردنشان!!!
نخواستم احوالاتِ پریشان را ثبت کنم و شما را شریکِ ملال این روزهایم.
حال با خوشحالی و مسرت نیامدم بگویم که "رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند" اتفاقا این غم مثل همزادیست که بیخیال ما نخواهد شد و هردوره ای از شکلی به شکلِ دیگر رخ می نمایاند!
سعی دارم طرحِ رفاقتي با او بریزم،هووووم
مشکلات فرزندان طلاق
هشدارهایی درباره مشکلات فرزندان طلاقبه گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری میزان، خانواده یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین نظام‌هایی است که اغلب انسان‌ها از ابتدای
 زندگی، آن را تجربه می‌کنند، اما گاهی مشکلاتي پیش می‌آید که باعث ازهم‌گسستگی اعضای خانواده می‌شود، مثلا پس از جدايي والدین بچه‌ها نیز مجبورند یکی از 
والدینشان را انتخاب کنند یا اینکه خواهر و برادر‌ها از هم جدا شوند. در مورد این مسائل و راه‌های برخورد با آنه
.
.
.
مختار: بن کامل صاحبان قدرت اغلب خودشان به خودشان خنجر میزنند
از خودم مثال میزنم تا باورش برایت ناگوار نباشد اگر روزی شنیدی امیر مختار به مختار خیانت کرده تعجب نکن!
+باور نمیکنم ابو اسحاق ایمان امیر ابگینه نیست بشکند از سنگ سخت تر است از الماس برنده تر
همیشه در برق نگاه امیر نفس اماره را ذلیل دیده ام
مختار: پس هنوز شیطان را خوب نشناخته ای رفيق
او مرا به لذت و قدرت وسوسه نمیکند میداند شیفته ی عدالتم ؛ نقاب عدالت خواهی به چهره زده امیر مختار ر
چند وقت پیش، بالاخره سکوتشو شکست و برام از اینکه رابطه اش با همسرش چقدر به بن بست خورده گفت. از تمام جزییات آزار دهنده. چند روز بعدش یجا یهو وسط مکالمه ای صدام لرزیده بود که تو باید خوشحال باشی، باید مراقب خودت باشی. که خدایا بس بشه دیگه لطفا. دخترک معصومی که کلاس اول بغل دستم مینشست و دوستيمون ۱۵ سال به طول کشیده باید حالش خوب باشه.  امروز بعد مدت ها این پیام رو برام فرستاده:"نمیدونم الان کجایی و داری چیکار میکنی فقط خواستم بگم همه چی خوبه, حتي
روابط عاطفی درازمدت از عمق خاصی برخوردارند! بی آن که بدانیم پاره مهمی از زندگیمان می‌شوند!
دور که هستيم با آرامش تصمیم به پاره کردن این رشته‌های الفت می‌گیریم؛ خیال می‌کنیم بی‌صبرانه منتظر لحظه جدايي هستيم. اما وقتي زمان آن فرامی‌رسد، سراپا وحشت می‌شویم؛ و عجیب این که قلب پست ما برای ترک کسی که در کنارش دیگر هیچ لذتي نمی‌بریم هم پاره پاره می‌شود .
بنژامن کنستان / آدلف
+ هشیاری و آگاهی از تاثیر عمیق روابط درازمدت روی ناخودآگاه میتواند
امشب چشمامو رو همه چی بستم و فقط نشستم به روزای ازدست رفته ای که میشد به بهترین شکل با مشکات بگذرونم و نشد فکر کنم. فقط به این فکر کردم که من هنوزم چقد مشکاتو دوست دارم. فقط به فکر این بودم که ما بخاطر یه موضوع کوچولوی کوچولو که از همون اول میتونستيم حلش کنیم چقد دور و دورتر شدیم ازهم.آتيش گرفتم وقتي یچیزایی رو شنیدم. اصلا نمیدونم چرا این اتفاقا افتاد. همش از همونروز لعنتي شروع شد. البته حالاکه تموم شده ست.عادتمه، اینموقع هرسال نابود با
منتظر بودیم تا پسرک کفشش را بپوشد. گفته بودیم داریم تا سر کوچه می‌رویم و زود برمی‌گردیم. خواسته بود همراهمان بیاید. چندبار تلاش کرد تا کفشش را زودتر بپوشد و نتوانست. نگاهی به ما که بالای سرش ایستاده بودیم انداخت و دستش را برد سمت دمپایی‌اش و گفت، "دمپایی بپوشم، زود برمی‌گردیم". خندیدیم.
ناخودآگاه به یاد بخشی از دیالوگ "خداحافظ رفيق" افتادم که می‌گفت "اینا رو نگاه! چه بازی رو جدی گرفتن! عجب بتنی خرج این مسافرخونه می‌کنن!". انگار پسرک فهمیده
با ح به تفاهم رسیدیم که من خودم رو کنترل کنم، کمتر باهاش ارتباط داشته باشم و فقط یه رفيق معمولی برای هم باشیم. حالا رفتم تو توییترش و دیدم دوباره اون دختره هی لایکش کرده و اون هم حالم خراب شده خیلی. چرا انقدر حسودم؟ چرا نمی‌تونم ببینم کسی رو دوست داره یا کسی اونو دوست داره؟ چرا با من اینجور نیست که با اون هست؟ چون من می‌خوام گریه کنم . لعنت به من. لعنت به این زندگی. هی دارم می‌گم گند نزن خودتو نگهدار هی می‌گم آدم باش نمی‌تونم الان
.در کوچه ای که نام جدیدش عدالت است نام فروشگاه بزرگش صداقت است اجناس آن به قیمت روز است و از قضا جنسی که هیچ وقت ندارد، خجالت است از این فروشگاه کلاهی خریده امروی سرم کلاه گشادم چه راحت استبر سردرش نوشته: تمام فروشگاه مال شما، نه مال من بی بضاعت استالبته گفته اند رییس عزیز آناز مجریان طرح سهام عدالت است بیگانه با سواد و کتاب است و گفته است: در زندگی مطالعه دل غنیمت است! حتي کتاب هدیه نگیرد چرا که اوطبعی کریم دارد و اهل مناعت است سگ نه، شغال بود
اینکه وسط روز، توو لحظه ای ک حتي فکزشم نمیکنی.
صدای پیامک گوشیت بیاد و از طرف دیوونه ای باشه ک دلتنگ دیوونگیاته.
دیوونه ای ک دوره. ولی یادش همین نزدیکیاس.
یه جمله ی یهویی مث  "خوبی؟"  "چطوری رفيق؟"  "دلتنگتم."
یه جمله ک نشون بده حواسمون ب هم هست.
و یواشکی. وقتي دنیا و مشغله هاش حواسشون نیس. یاد رفاقتمون و خاطراتمون میوفتيم.
بودنمونو یاد آوری کنیم ب کسایی ک دوسشون داریم.
ب کسایی ک بودنمون براشون مهمه.
شاید معجزه نکنه ولی.
یه حس عجیب و غر
جادو کی قدیم کتاب کتاب سحر و جادو قدیمی که
توسط باوادیال نگاشته شده است و برای انواع موارد خیر و شر جدايي، دوستي،
محبت، رزق و روزی،کارگشا،زبان بند ،تيربند ، تيغ بند،چشم بندی و انواع
طلسمات قدرتمند خفیه و قویه ساحران پاکستانی است اصل این کتاب بسیار قدیمی و
مربوط به 7 قرن پیش میباشد
ادامه مطلب
سلام سلام امیدوارم حال دلاتون خوب خوب باشه
بقول رفيق جان عیدمون مبارک
من بین ماه های قمری از همه بیشتر رجب_ شعبان_ رمضان _ذی الحجه_ محرم) خیلی دوست میدارم (الان رفقا میگن بگو چی رو دوست نداری )
ازدواج دو دسته گل بهشتي اقا امیر المونین و خانم حضرت زهرا به همه همه تبریک میگم
دوست دارم امشب درباره ازدواج دخترا و پسرا بیشتر بنویسم
 نمی دونم چقدر اهل مطالعه پژوهش هستيد 
طبق کتابایی که من خوندم و طبق پژوهش هایی که انجام شده 
ازدواج یک عمر شیرین لذت ب
ادم باید یک بار هم که شده اونی که رفته و گند زده به زندگیش را دوباره ببیند !مهم نیست کجا باشد و چطوری اما بهترست در یک قرار باشددرست وسط یک کافی شاپ نه گوشه باشید نه دور از دیدهمونجایی که هیچکس نمی نشیندو همیشه صندلیهایش خالیه خالی ست!خلاصه اش کنم باید حرف بزنی گریه کنی ضجه بزنی فحش بدی داد بزنی !اما بلاخره یک بار هم که شده باید حرفهایت را بزنی همون حرفایی که هیچ وقت نگفتي و کینه شد لامصب همون حرفهایی که هر شب اشک شد و ریخت و مُردآری باید حرف بزن
علت شکست نور در منشور چیست؟
شکست نور در منشور اثبات می‌کند که هر چه طول موج کمتر باشد، نور بیشتر می‌شکند. یعنی نور بنفش، بیشتر از نور قرمز می‌شکند. دلیل این موضوع این است که ضریب
شکست مواد شفاف مختلف مانند شیشه، دقیقا مقدار معینی نیست و تا حدی به طول موج امواج نور بستگی دارد.
 
شکست نور در منشور نور‌ سفید یا همان نور مرئی، از چند رنگ تشکیل شده است که جدايي این رنگ‌ها، به وسیله منشور ممکن می‌شود. قرمز، آبی، نارنجی، زرد، سبز و بنفش رنگ‌های ت
حالا درست یک هفته شده که صدایت را نشنیدم بابا جانم اما همچنان خوشبختم که چشمانت را دارم.
بغضم بند نمی آید. تحمل نمی کنم. این انتخاب من است! قبلا هم گفته بودم. تو خط قرمز منی. همان نقطه ضعفی که آدم ها اگر با آن امتحان شوند کم می آورند. به خودت هم گفته بودم که تو همانی. تعجب کردی و جدی نگرفتي درست مثل اینکه دارم مزخرف می گویم. یادت هست؟ حالا که این همه در سکوتي حرف هایمان یادت می آید؟ 
-"خدا غول چراغ جادو نیست که هر چه تو می خواهی بدهد"
عزیزم من دلم م
باشگاه استقلال پس از جدايي پاتوسی سخت به دنبال جانشین وی به عنوان هافبک بازیساز و خلاق است.
گفته می‌شود گزینه مدنظر استراماچونی برای تقویت خط میانی استقلال کریستين پاسکواتو هافبک 30 ساله باشگاه لژیا ورشو لهستان می‌باشد، این بازیکن در پایان این فصل پس از پایان قرارداد 2 ساله‌ش با لژیا ورشو بازیکن آزاد محسوب می‌شود و آبی‌پوشان فقط با پرداخت حقوق وی می‌توانند این هافبک خلاق و بازی‌ساز را به خدمت بگیرند.
این هافبک که هم وطن استراماچونی می
یه پسره بود که باهم رفيق بودیم چند سال قبل ماشین زد به مادرش و فوت کرد، این دیه مادرشو گرفت و یه مغازه طلافروشی زد، البته نه فروش طلا و جواهر، از این مغازه هایی که طلای دست دوم میخرن و این چیزا.خلاصه بعدا فهمیدم این اصلا کار طلا نمیکنه، از کسایی که پول لازم دارن طلا میگیره و بهشون پول نزول میده، از اونجاییم که میگن سود طلافروشی ۷ درصده، پولو با بهره ماهی هفت درصد میداده به مردم، پارسال بهم گفت بیا یه مغازه یه جای پرت تو پاساژ بگیر که اجاره مغ
دنیایم بزرگ شده و بسیار محدود انتظارم انقدر پایین آمده که حدی ندارد مثل سال گذشته پرشور نیستم مقل سال گذشته دلم پر امید نیست امیدم شده همان دانشگاه همان درسها همان هایی که فقط برایم مانده دوستانم دوستانی که هنوز رفيق رده هستند کسانی که از بودنشان حرف زدنشان آرامش میگیرم و کتابهایم وقتي بی قرارم و راهی بدای ارامش نیست پناهم میشوند و خدایی که کنار تگ تک لحظه هایم هست وقتي بی صبرم و فریاد میزنم چرا کسی میگوید ارام باش ارام یگیر چه بیقرار باشی
گاهی فکر می کنم انیجا دنبال چیزی می گردم که اینجا نیست ، اما هنوزم منتظرم . یک ، دو ، سه ، چهار نفر تا حالا شمردم . نمی دونم چرا هرکی میاد طرف ما زود سیر میشه ! دوستان حقیقی که کمن ، این رفيق ما هم یه چند روزیه کم پیداست . گفتم شاید بتونم اینجا دوستان خوبی پیدا کنم .
بعضی از مجازی ها هستن که خیلی دوست دارم باهشون دوست بشم . بعضیاشون کلا سالی یه بار سر میزنن به وبلاگشون . چند تاشونم که نمی دونم چرا تا رفتم تو وبلاگشون و یه کامنت گذاشتم و سلام و احوال
سه شب است که نمی‌توانم درست و حسابی بخوابم. خوانده بودم که وقتي خوابت نمی‌برد، در خواب کس دیگری بیداری. یعنی رفته‌ای در خواب یک بنده‌خدایی.کابوس یا رویایش شده‌ای. 
سه شب است که کابوس یا رویای کسی شده‌ام. 
دلم می‌خواهد که این سه شب در خواب تو بیدار بوده‌ باشم. 
دقیق‌تر بگویم دلم می‌خواهد این سه شب را رویای تو بوده باشم. 
مثلا با یک لبخند در خوابت بر بالینت بیدار بوده‌ام و تو را نوازش می‌کرده‌ام. 
یا مثلا کنارت بیدار نشسته بوده‌ام و یک ق
دانلود آهنگ جدید افشین آذری بنام به یارم بگید با بالاترین کیفیت










Download New Music Afshin Azari – Be Yaram Begid
موزیک: افشین آذری , ترانه: مصطفی ربیعی , تنظیم: مجید الماسی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

 










 
متن آهنگ جدید افشین آذری بنام به یارم بگید :
آشفته در خانه خانه ی ویرانه با دل دیوانه چشم انتظاری این قلب بیچاره تشنه ی دیداره حتما خبر داره ما در چه حالیم به یارم بگید خوب من محبوب من آخه با تو من چه کردم به یارم بگید بی کس
بنام خالق بی همتا
نقل است شما را
کلوخ است کلاغ را
بلوغ است طلا را
فروغ است ماه را
سیاه است زغال را
سفید است کاغذ را
نحیف است نی را
شمس است امام را
کار است مدیر را
راه است صراط را
جاوید است نهان را
باقی است حیات را
نجیب است اسب را
وفا است سگ را
لباس است متقی را
مفید است گاو را
شناس است علیم را
قوی است دلیر را
معین است یار را
رفيق است کتاب را
بلند است دیوار را
عمیق است چاه را
گودال است چال را
ریز است مور را
باریک است موی را
شور است سر را
دور است بلا را
حیدر. مرو تو را به جان زینب::حیدر.پس از تو کوفه سوت و کور استز دست ِ رحمت ِ تو دور استتمام کودکان، گرسنه!غروبِ کوچه بی‌عبور است::حیدر. مرو تو را به جان زینب::حیدر.جواب خوبی تو تيغ استکه زخم فرق تو عمیق استاگرچه کوفه دشمنت شدولی خدا تو را رفيق است::حیدر. مرو تو را به جان زینب::حیدر.تو را ز روی کینه کشتندبه یاد زخم سینه کشتندحسن برای خواهرش گفتتو را همان مدینه کشتند::حیدر. مرو تو را به جان زینب::::حیدر.تو را به روی شانه بردندببین چه عاشقانه برد
برخلاف خیلیا که میگن نباید دل به غم و غصه داد چون دنیا دو روزه و عمر کوتاهه، من هربار که تصمیم گرفتم حال خودمو خوب کنم و  توی باتلاق افسردگی و سیاهی نمونم استدلالم این بوده که زندگی به طور میانگین طولانی تر از اونیه که بتونم تمام مدت اون فشارهارو تحمل کنم و له نشم. هربار فکر کردم اگه مثلا شیش ماه بود یه چیزی، ولی اومدیم و سی چهل سال دیگه عمر کردم! اون وقت چی؟ قراره چهل سال عذاب بکشم؟
خلاصه که اگه خواستيد محرکی باشید واسه یکی مثل من،  بهش نگید دن
 بهار که می گویند دلم سبک می شود و اما دلتنگی آمدنش همیشه آزارم می داده.از کودکی دوستش نداشتم بوی عید را می گویم.دلتنگی عجیبی سالهاست هر اسفند من را به بهار بی باران می خواند .و بغض کال آخر اسفند که روز های آخر سال می رسد به اشک.و تو فقط دوست داری تنهایی و فرو شکستن بغضت را .بی بهانه دنبال جایی هستي تا برایت بشود بهانه اشک.و این روز ها بهانه ها کم نیستند.نروی دنبال قطره های چشم زلالی اش تو را به بزمی دعوت می کند تا بر گونه هایت سرازیر شود و
میلرزم به خودم.
از بغض تو، از ترس خودم.
از اینکه فردا همین بغض گلومو بگیره و من جوری دلم تنگ شه که نفهمم کجا نگاهشو جا گذاشتم.
از روزای امروز تو،از فردای خودم.
من دارم سخت میلرزم
.
.
.
من دعا میکنم.چون تنها حربمه.
اما جوری ترسیدم که میخوام بعضی دعاهامو پس بگیرم.
تو رفيق تو.داشتنتو بذار تو اولویت که من از بی تویی سخت میترسم!
.
.
♫ حالا بذا برات بخونم که:
طاقت ندارم دور شی از من این آدما از درد من دورنقلبم تویی بغضم ولی دریاست دریا رو با دریا
تهران که بودم رفته بودم دیدنشان. یعنی آنها دعوتم کردند و من رفتم. قد یک قرن مهربانی‌شان گرمم کرد. آخرین باری که فرصت شد خداحافظی درست و حسابی کنم را خوب یادم هست. اشک جای خودش را به بغض داد. بغض سنگینی که راه گلویم را بسته بود. گفتم فراموشم‌ نکنین و بغض از گوشه چشمهام چکید روی سنگفرش‌های سرد پیاده روی بهشت زهرا.
چند ماه گذشت. من نرفتم. آنها آمدند.این همه راه تا کرمانشاه را. صدایم کردند، یک جورِ آشنا و مهربان. رفتم که جواب بدهم، دلم را لابلای
نمیدونم چرا هنوز تو مغزم نرفته که با فلانی دیگه همه چی تموم شده،مغزه لعنتي هرازگاهی میگه هی تو به فلانی اینو بگو الان،هی تو الان این عکسو واسش ارسال کن،هی تو الان بهش فکر کن فکر کن فکر کن.مغزم چشه؟چرا نمیفهمه فلانی دیگه نیست چرا نمیخواد بفهمه فلانی دل خوشی نداره ازش.
میرسیم به سعدی که:

.ای مسلمانان به فریادم رسید
کان فلانی بی‌وفایی می‌کند
کِشتي عمرم شکسته‌ست از غمش
از من مسکین جدايي می‌کند.

+حالا اگر زرتشتي،بودایی،مسیحی و دیگر ادیان هم
《تو که یه پات لب گوره دیگه چرا؟!
خجالت داره بخدا !》
به پیرزنی داشت میگفت که موهاش بیرون بود.
گفتم اینجا رو اشتباه اومدی رفيق!
این بنده خدا کل روسریشو هم از سرش برداره حق عتابشو نداری!!
در واقع یه معذرت خواهی بزرگ بهش بدهکاری!
تعجب کرد.
حجاب فلسفه داره حجاب برا عفافه برا سلامتي روان جامعه ست برا سود رسانیه و این اون وقتيه که خانم جوون باشه
پیر فرتوتي که دیدن نداره حجابم نداره
بله اون که میگن از توی پیر دیگه بعیده اینجا نیست. اخلاقیات و گذشت و سن
گاهی هوا یه جوریه که انگار بهاره و همون لحظه به هزار دلیل نامعلوم غمگینی تلنبار شنیدن یک واقعیت شرم اور حتي به شوخی، مهمونی های ناخوانده و عقب ماندن از برنامه، جا ماندن گوشی همسر جان و رفتنش به ماموریت، به صدا دراومدن زنگ خانه و باز هم عقب ماندن، دلتنگی برای همسر، دلتنگی برای یک دل سیر بازی با بچه ها،  دلتنگی برای یه دل سیر حرف زدن با رفيق جانم، بهانه ها و تزهای من دراوردی مهد بچه ها و چه و چه و چه جمع میشوند که من همه اشان را با تفت دادن زرشک ت
حال خوش، در گرو فیض سحر داشتن است
قرب حق، لازمه اش دیده ی تر داشتن است
آی کنعانِ پر از غم شده، حق یعقوب
گاه، حدّ اقل از یار خبر داشتن است
امرِ معشوق رقم خورده جدايي، یعنی
سهم عشاق فقط چشم به در داشتن است
بند اگر بندِ نگار است پرت را بشکن
گاه گمراه شدن حاصلِ پر داشتن است
اولین مرحله ی بنده ی مهدی بودن
همه جا خاطرِ او، مد نظر داشتن است
این که لبخند رضایت بنشانی به لبش
دوره ی غربت او، اوج هنر داشتن است
یار او نیستم و امر فرج می طلبم!
شرط، در امرِ ظهور
هر کسب‌وکاری، بزرگ یا کوچک، در معرض ریسک و خطراتي قرار دارد. ریسک جز جدايي‌نا‌پذیر هر کسب و کار است. تغییرات به سرعت اتفاق می افتند و فشار زیادی بر کارآفرینان برای بهبود به‌موقع مهارت‌ها و فایق آمدن بر این خطرات وجود دارد. کارآفرینان برای اینکه بتوانند به‌موقع بر این ریسک‌ها غلبه کنند، باید درک درستي از آنها داشته باشند.
در این مطلب، ۱۰ مورد از رایج‌ترین ریسک‌هایی که هر کارآفرین ممکن است در طول مسیر کارآفرینی‌اش ب
اولین بار که تو را دیدم ، یازده سالم بود . مرا از آن مدرسه‌ی شلوغ و بی نظم آورده بودند به شاهد نمونه‌ی استان. آن هم اواخر سال . 
آمده بودند دنبالم ، زنگ سوم بود . گفتند می‌رویم جایی . بعد نشانده بودنم وسط آن کلاس قشنگ . چند بچه‌ی مؤدب . معلمی که خوب درس میداد و نمیشد مسخره اش کرد و یک مشاور سمج .
آن سال شروع سرکشی های من بود پسر . از فرار کردن هر روزه از مدرسه بگیر تا داد و بیداد های هرصبح که نمی‌ روم . از دعوا با بچه‌های مدرسه تا اعتراض علنی به اجبا
درد درد ، بعد از کمرنگ شدن هم آثارش را ابدی میکند ، شاید نمیخواهد فراموش کنیم که چقدر محکم و قوی تر از ماست اگر دردی نابودمان نکند، مقاوممان میکند، اما لحظه ای غرورش را زمین نمیگذارد و جای درد را ترمیم نمیکند ، آثارش را برای همیشه در زندگیمان به یادگار میگذارد و می‌رود ، اما این پایان یک رفتن نیست ، انگار پای ماندن دارد ،شاید هم چیزی بین این دو وجود دارد ، یک چیزی بین ماندن و رفتن ، چیزی که احساست را به دوگانگی میگیرد و درد کمرنگ شده ات را ز
به نام خالق عالم، به حق حضرت سرمد
بیا که سینه ی ما پُر شد از مصیبت بی حد
اگرچه قسمت این دل، همیشه بوده جدايي
زبان به شکوه ندارم، هر آنچه یار بخواهد
رسیده ام به ته خط، ولی برای رضایت
نشد دلم به خلاصیِ از گناه، مقید
همیشه نامه ام آزرد قلب فاطمی ات را
ولی دوباره نکردی مرا ز خانه ی خود، رد
نشسته ام به دو چشم پُر آب تا که بمیرم
به پای روضه ی جانسوز جعفر بن محمد
رئیسِ مکتب حق باشی و غریب؟! بمیرم
نه زائری، نه رواقی، نه گنبدی و نه مرقد
خیال کن سرِ پیری میا
در فصل گذشته فرانک ریبری ستاره کهنه‌کار و با سابقه بایرن مونیخ اعلام کرد که در پایان فصل به طور رسمی از این تيم جدا خواهد شد.
پس از انتشار این خبر، تيم‌های همچون شفیلدیونایتد که به تازگی به لیگ جزیره صعود کرده است و همچنین السد قطر علاقه خود را به جذب این بازیکن نشان داده‌اند.
و حالا با افشای خبرگزاری‌های فرانسوی، لیورپول نیز پس از اعلام خبر جدايي ریبری از بایرن یکی از تيم‌های بوده است که شرایط وی را زیر نظر داشته اما با توجه به آنکه قرمزه
به یاد مسافران آسمان در عملیات والفجر هشترفتند با شوق یاران تا شهر نور و رهاییماندند در سینه ها با گلهایی از آشناییهر نیمه شب با صدای اشک و مناجات آنهابرخاست پلک سپیده وا شد در روشناییهر صبح با خاطرات سبزی از آن سینه سرخان شرمنده میمانم ازخود شرمنده از بیوفایی
آری چه آسان گذشتند ، آنانکه از جان گذشتندماندم ولی بر نگشتند ماندم ز بی دست و پاییدر آسمان خیالم صدها ستاره فروزانصدها ستاره همه سبز در اوج بی انتهاییآن شب چه آهسته می رفت مردی که با
حضرت امیر علیه السلام مردمى را در مرگ یکى از آنان تعزیت گفت و فرمود:
این کار نه با شما آغاز گردید، و نه بر شما به پایان خواهد رسید. این رفيق شما به سفر رفته کنون او را در یکى از سفرهایش بشمارید، اگر نزد شما بازگشت چه خوب و گرنه شما روى بدو مى آرید.
مرگ مقوله‌ای است در خور اندیشه و تفکّر عمیق! مرگ چیزی نیست که یقه‌ی یک نفر را بگیرد و دیگری را رها کند. مرگ مثل زندگی در همه‌‌ی خون و گوشت و پوست و استخوان ما جریان دارد. حضرت ما را به تفکّر وا می‌دارد
بیوگرافی و زندگینامه سرنای ساریکایا
بیومیو : سرنای ساریکایا به انگلیسی Serenay Sarıkaya در 1 ژوئیه 1991در آنکارا، ترکیه متولد شد.
سرنای تا هفت سالگی با پدر و مادر خود در آنتالیا اقامت داشت اما بعد از جدايي آنها، ش زندگی کرد.
قد او 176 سانتيمتر است.
ثروت او حدود 5 دلار می باشد.
سرنای در سن 15 سالگی در یک رقابت زیبایی شرکت کرد و جایزه ویژه ای دریافت کرد. اولین نقش اصلی او در سریال باغ لیمو رقم خورد.
سرنای در مسابقه دختر شایسته ترکیه در سال 2010 دوم شد. باز
از تهران آمده بودند! لهجه‌ـشان با اکثریت مدرسه،بجز تعداد محدودی -شامل خودم،از زمین تا آسمان فرق میکرد!تازه تنها دوقلوهای مدرسه بودند! مادرشان هم با خانمِ کَرَمی(معلم‌ـمان)،رفيق های گرمابه و گلستان بنظر می آمدند و همیشه با هم بودند! کلا حس میکردم موجود فضایی اند! یا چیزی شبیه خانواده‌ی کالن! به هیچ وجه جرات برقراری ارتباط نداشتم! تازه همان زمان‌ـها بود که فهمیدم محبوبیتِ من هم رو به افول است! من که تا قبل از ورود آنها،کانون توجهات بودم؛حال
دانلود بیت پاپ شاد شیشو هشت به همراه تکست پاپ شاد برای اجرا , که امیدوارم این بیت پاپ شاد مورد استقبال شما هنرمندان قرار گیرد . از ویژگی های این بیت پاپ می توان به :


به همراه تکست پاپ شاد
تنظیم در سبک الکترونیک
فضای شاد و پر انرژی
سرعت ضرب بالا
لید های ملودیک


اشاره کرد . که می تواند زمینه مناسبی برای تکست های پاپ شما باشد .
همچنین یک تکست پاپ مناسب جهت اجرا بر روی این بیت پاپ در اختيار شما
عزیزان قرار می گیرد , در ادامه با دانلود بیت پاپ با ما هم
نمی دونم چی میشه که گاهی دلم نمی خواد توی این وبلاگ بنویسم و مدتها بی خیالش میشم . ولی بعد یه موقعی هم هوس می کنم بیام اینجا بنویسم . 
مشغله های زندگیم خیلی زیاد شده . خیلی خسته میشم . توانم کم شده . دیگه انگار حوصله و توان روحی هم ندارم برای خیلی از مسائل . 
چند روزه که اصلا توی یه حال عجیبی هستم . از روز اخر خرداد ریختم به هم . هی سعی می کنم بی خیال باشم و غرق بشم توی همین روزمره های زندگی . ولی گاهی به خودم میام میبینم یه اندوه عمیق و عجیبی
بعضیا از تنفر حرف میزنند اما نمیدونند نفرت از کجا میاد 
و عده ای از عشق میگن که نمیفهمن عشق چیه ؟
 وقتي شدت و صمیمیت عشق، بیش ازاندازه میشه، عشق میتونه بستری مناسب برای بروز تنفر باشه. 
در چنین موقعیت هایی که همه درها و راه ها بسته میشن، تنفر کانالی ارتباطی میشه برای حفظ نزدیکی قوی رابطه که هم وصال و هم جدايي در آن غیرممکن میشه، 
 بدون تردید، عشق می تونه بی اندازه خطرناک باشه  
و عشق و نفرت می تونند به صورت همزمان وجود داشته باشند، 
کمی سخته
برایش در مدت ۴ دقیقه و ۳۳ ثانیه توضیح دادم که اهل تلاش برای نگه داشتن چیزی نیستم.نمونه خواست.دفتر یادداشت‌هایم را مثال زدم.توضیح بیشتر خواست.یه دخترک بیماری هست که همیشه میاد اینجا.اتفاقی ساعتامون تنظیم شده.عاشق درست کردن هواپیمای کاغذیه(آ،معتقد است اسم صحیح این شی موشک کاغذیه).و اغلب ش دعوا دارن.چون دخترک میخواهد از مجله‌های روی میز هواپیمای کاغذی(آ،معتقد است اسم صحیح این شی موشک کاغذیه)بسازد،اما به اعتقاد مادرش این کار بی‌تربیت
. گفتم که تلویزیون زیر نویس میکرد دحو الارضه. بابا خسته تر از اونی بود که مفصل جواب مو بده ولی گفت همون روزیه که زمین این شکلی شد :) منم اندک سرچی کردم و دیدم بله نوشته روزی عه که زمین گسترده شد و اینا . به بابا میگم من که روزه ی قضا دارم تو روز مستحب روزه بگیرم به درد عمم میخوره روزه گرفتنم؟ میگه دقیق ترش اینه که به درد شوهر عمت میخوره . گفتم از م و اینکه کسی نیست . خیلی سر بسته به لبخند گفتم !داشتم میمردم از خفقان . گفت نه :) همین که
در یکی از بهترین شب های خدا هستم.شبی که از هزار ماه بهتر است یکی از شب های مبارک نزول قران. یکی از شب های ماه مهمانی خدا .بهترین ماه خدا.شب قدر.هستم،هستم،هستم. اما نیستم.در عین اینکه هستم،نیستم و متحیرم.گیجم.گنگم.
میخواهم دعا کنم ولی انگار کن که لالم.میخواهم ضجه بزنم ولی انگار کن که سنگم.میخواهم عین ابر ببارم اما  تو انگار کن کویرم.
دلم به اندازه ی همه ی این بوی نمی که توی کوچه های این شهر پیچیده گرفته.هوس کرده ام همه ی شب را زیر نو
دانلود سریال نهنگ آبی قسمت بیست و سوم با لینک مستقیم
دانلود قسمت 23 سریال نهنگ آبی با کیفیت عالی 1080p
لینک دانلود قرار گرفت
گروه فیلم : معمایی
سال تولید : 1397
کارگردان : فریدون جیرانی
بازیگران: لیلا حاتمی, ساعد سهیلی, ماهور الوند, ویشکا آسایش, حسین یاری, آزاده صمدی, پریوش نظریه, مجید مظفری, حمیدرضا آذرنگ, الهام کردا, ستاره پسیانی, دیبا زاهدی, مصطفی زمانی, فرهاد آئیش
خلاصه داستان :آرمین دانشجوی تيزهوش و درونگرای رشته امنیت شبکه است که بیشت
الان 2 روزه که بازی کامپیوتریم به دلایل نامعلومی خراب شده و بالا نمیاد و منم هرچی بازی رو پاک و نصب میکنم فایده نداره. حوصله هم ندارم ویندوز عوض کنم.
و در آخرین حرکت نمی‌دونم کی و چه موقع دستم به چه دکمه‌ای خورده ولی یه دفعه دیدم rosseta stone بعد از چند ماه اجرا شده. قشنگ لپ‌تاپم داره در نقش motivator عمل می‌کنه.
دوست عزیز چندین و چند ساله‌ام. می‌دونم نگرانی، خودم هم نگرانم دیگر اطرافیانم هم نگرانند :)) به هر حال قدردانی می‎کنم و تشکر می‌کنم بابت تما
اول این‌جا را بخوانید: http://mmdarvishi.blog.ir/post/1
این متن دومین مطلب آزمایشی من است که برخلاف نظر سامانه وب‌نوشت‌نویسی بلاگ بیان، به زودی آن را حذف نخواهم کرد.
زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربردهای علمی قابل تصور برای ,بلاگ ها است.
همچنین وبلاگ نویسی
بشین رفيق، بشین بخندیم به ریش این زمونه که هر روز صبح ما رو با وعده های خوشکل راهی میکنه و شب به ریش خوش باوری ما میخنده
دیالوگ سریال شهرزاد
+تازه فصل اول شهرزاد رو تموم کردم. مه. یه سریال بی نظیر ایرانی! برعکس تمام سریال های وقت گذران بی مصرفی که تو این چندساله ساخته شده
+ بچه های دانشگاه اصرار دارن که بیا اینستاگرام، ولی بهشون میگم من یه بلاگ دارم که خیلی بیشتر از این مضخرفات دوستش دارم!. به همین صراحت!
+ چندماهه که ذهنم درست کار نمیکنه،
بسم رب الشهدا والصدیقین
تلفن امین برای بار چندم زنگ خورد روی صفحه نوشته بود پ حاج رضا.
پرسیدم :کیه چکارت داره.
گفت:رفيقم رضا رحیمی دنبال وامه که انگشتربخره ببره برا نامزدش عقد کنن و بیاره خانومشو
گفتم :اخی ان شا الله جوربشه.
گفت؛باید یحور جورش کنم اخه رضا تنها ضامن وام ازدواجمونه .
گفتم:عه دستش درد نکنه جبران کنیم.

حاج رضا ببخشید نشد جبران کنیم اما شما  به خوبی خودت ببخش و ضامن 
اون دنیامون هم بشو
.
شهید رضا رحیمی متولد1376.
شهید ح
هر روز از کنار درخت شاه‌توت گوشه‌ی حیاط عبور می‌کنم اما تا همین صبح امروز شاه‌توت‌‌های تازه متولد شده‌اش را ندیده بودم، برگ‌های سبز گلدان خشک‌شده‌ام را هم، حتي گل‌های زرد و گوجه‌های کوچک بوته‌های گوجه‌ی مادر که حالا بزرگ و زیباتر شده‌اند را هم ندیده بودم، اصلا انگار بوی بهارِ درختان حیاط به مشامم نرسیده بود! 
حالا اما یک گوشه نشسته‌ام و در وزش آرام بادی که خبر از آمدن بهار می‌دهد به جوانه‌های سبز شده‌ی باغچه‌ها نگاه می کنم و از
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب