نتایج پست ها برای عبارت :

من یک ساعت مرد عنکبوتی واقعی می خوام

مي خوام بگم لعنت به هر چی سرما خوردگیه، ولی یادم مياد که آدما چقدر مشکلاتشون بزرگ تر از یه سرماخوردگی و گلودرده! 
مي خوام بگم لعنت به مشکلا، ولی مي بینم عامل اصلی همه ی مشکلات خودمونیم!
مي خوام بگم اصلا لعنت به خودمون، ولی خدا پیش دستی مي کنه و ميگه "ولی شما ها برای منید؛ چه خوب و چه بد"
ادامه مطلب
منم مي خوام ، مي خوام داد بزنم بلکه صدام به یه جایی برسه
منم ميخوام دیده بشم جذاب باشم يکی باشه 
هه حتی نوشتن این چیزا اینجا داره خردم ميکنه، شاید دیره شاید عشق یه چیز بچگونس، شاید برا ۲۰ ساله هاس
شاید برا این حرفا دیگه بزرگ شدم اما من دلم خیلی چیزا ميخواد که به موقعش نداشته مشون هنوزم ندارمشون
و عزیزم، توی تابستون نوزده سالگی‌م، وقتی که بالاخره توی اتاقم بودم (چقدر پسوند مالکیت مي‌تونه زیبا باشه)، به چمدون صورتی‌م که پر از لباس بود، و من هم حتی تصميم نداشتم که خالی‌ش کنم چون دو ماه دیگه باز باید برمي‌گشتم، خیره شدم و فک کردم من نميخوام این‌طوری زندگی کنم.
نميخوام هی از دست بدم. نميخوام هی دلتنگ بشم. 
الان که این رو مي‌گم، ناراحت نیستم عزیزم. روزی هزار بار اون جهنم امتحانات رو با الان که فصل سوم Stranger things و Handmaid's tale رو مي‌بین
امروز آخرین روزیه که توی خونه مجردیم هستم.
اگرچه خیلی از قرار دادم مونده، ولی احتمالا زنگ بزنم به صاحبخونه و تحویلش بدم.
مسیر زندگی من داره کم کم مشخص ميشه. 
به خاطر پدر و مادرم مي خوام برگردم شهرستان و اونجا دنبال رزق و روزی بگردم.
مي خوام يکی از آخرین ماکارانی های این خونه رو امروز درست کنم.
این که با اون فرد خاص مشکل داریم به شدت منو عصبی کرده. خواب آشتی کردن باهاش رو ميبینم، هر ساعت بهش فکر ميکنم، تو فکرم باش دعوا مي‌کنم. خلاصه که خیلی وضع بدیه و ميخوام که یا برام مهم نباشه یا آشتی کنیم. حس ميکنم نیاز دارم کمک بگیرم.
نیاز دارم کسی دوسم داشته باشه، کسی در آتش عشقم بسوزه، کسی من رو بخواد
آه دنیای لعنتی دست از سرم بددار، نه تو چنین چیزی داری به من بدی نه من تاب چنین حسی رو.
چرا تینقدر بی‌کس و تنها باید باشمم؟ دِ لعنتی پس ميم چیه؟ ميم عاشقم نیست من هیجان عشق ميخوام، من سوختن ميخوام. لعنتی تو کی مي‌خوای بفهمي اینا همش توهم ذهنیه و تو هیچ‌وقت به این چیزی که مي‌گی دست نخواهی یافت. این همون محاله پس دست بکش از این محال.
لبیروت گوش بدم که حالم فقط با این م
+ بچه‌ها مي‌خواین راجع به يک چیزی با هم صحبت نکنیم؟

فارغ از شرایط کنونی، یه مسئله‌ای برام جالبه. گاهی آدما ميگن "ميخوام تنها باشم" و منظورشون اینه که "لطفا بمون و حرف بزن"؛ گاهی ميگن "ميخوام تنها باشم" و منظورشون اینه که "نميخوام حتی یه مورچه هم کنارم باشه". و طبیعیه که بقیه (حداقل اکثر بقیه!) نفهمن بالاخره برن یا بمونن. فهميدن این مسئله به نظرم خیلی به دردم بخوره.
حال این روزهام من رو یاد وقتى ميندازه تو سن تعیین كننده ى زندگیم بودمو و مات و مبهوت مونده بودم از بى پشتوانگى و كوتاهى دستم چه روزهاى افسردگى سختى بود چجورى اون افسردگى رو پشت سر گذاشتم؟!.مگه ميشه؟! مگه ميشه یكم این زندگى براى ما نچرخه؟! خدایا مى خوام زندگى كنم . مى خوام زندگى كنم.همه انرژى ام پاى حسرت هام داره تلف ميشه متنفرم از این شرایط . متنففففففر! بخدا این زندگى نیست خدایا حالا ميگم سخت ترش رو نذار تو دامنم لطفا! كمى كوتاه بیا! 
استعاره انگار براش زیاد مهم نیست.درک نمي کنه وقتی مي گم استوریمو ببین، خود استوری مهم نیست. مهم چیز دیگس. یا وقتی لايکشو مي خوام، تا حالا به این گیر نداده ولی خداوکیلی فالورام همه از دم آدم حسابی! از نظر جایگاه اجتماعی همه بالا. همه نجیب. همه حلال خور همه صفتای خوب که لايکا همه با ارزش.چرا از این لايک مي خوام؟بعضی چیزا رو از توضیحش نااميد مي شم.
از طرفداران فیلم ها مرد عنکبوتي هستید؟!
پس بازی آن را هم تجربه کنید.با دانلود بازی مرد عنکبوتي شگفت انگیز ۲
گرافيک واقعي را تجربه کنید. در صورتی که به دنبال يک بازی اکشن و مهیج
برای پر کردن اوقات فراغت خود مي گردید ما به شما بازی زیبا و هیجان انگیز
مرد عنکبوتي ۲ را پیشنهاد مي کنیم در بازی The Amazing Spider-Man 2 که به
تازگی توسط کمپانی مشهور بازی ساز گیم لافت ارائه شده است شما خواهید
توانست لذت واقعي يک بازی اکشن را با استفاده از این بازی احساس نمایی
۲۴ ساعت وقت دارم! و فقط حدودا ۱.۵ ساعتشو ميزارم برای زبانم! افتضاحههه افتضاح!فردا هرچیزی رو که مانع ميشه رو برميدارم! هرچیزی که ميخواد باشه، اینترنت؟ بازی؟ وبم؟ مهم نیست! افتضاحه اینطوریتاپ لیسینینگ دانش‌اموزای ای‌جی ۱۸ ساعت ، ۱۵ ساعت ، ۱۴ ساعت انگلیسی فقط گوش ميکنن!من يک ساعت فقط؟نه نه نه!
بسم رب الشهدا
.
#قسمت_هشتاد_و_سوم
.
چند روز نه غذا خوردم نه چیزی 
چهارشنبه مامان و بابا پایین حرف مي زدند 
رفتم پایین
- من تصميمم رو گرفته ام
من با محمد مي خوام ازدواج کنم
هیچی از ثروت شما نمي خوام
خودم رو ممنوع الارث کنم خیالتون راحت ميشه؟
ادامه مطلب
یادم نمي‌آد که قبلش داشتم برنامه مي‌ریختم یا بعدش؛ نمي‌دونم کی نااميد شدم که اومدم و این‌جا نوشتمش، ولی مي‌دونم که دیگه هوا کم کم داره روشن مي‌شه واسه من. امشب وقتی واسم نوشت بی‌شوخی چی از جون خودت مي‌خوای؟» من بعد مدت‌ها دوباره فکر کردم که چی از جون خودم ميخوام. مگه همه این تلاش‌ها و دوییدن‌ها واسه این نبود که وقتی مي‌ایستم جلوی آینه، تصویر توی آینه از ته دل خوشحال باشه؟ مگه قرار نبود مسیر خودش لذت‌بخش باشه؟ حالا که جز ناراحتی و ا
احساس خشم زیادی نسبت به یه نفر دارم، چند دور ماجرا رو با خودم دوره کردم، همچنان نمي‌دونم کی مقصره؟ اصلا شاید مقصری وجود نداشته باشه واقعاهمش ميخوام دنبال مقصر نباشم
ولی وقتی عواقب کارش احساس و زندگی ام رو تحت تاثیر قرار داده ، هر چند کم!! عصبانی مي‌شم
دوست دارم نسبت به قضیه بی تفاوت باشم تا اینقدر در عذاب نباشم دوست دارم خودم رو جای طرف بذارم و بهش حق! بدم
یه مدت دعا مي‌کردم که آروم شم ، بعد یه مدت خشمم غلبه کرد و پر شدم از نفرت
ميخوام ب
اِدی: من مي خوام برم پیش خواهرم، اونجا یه شیرینی فروشی بزنم. برای روز تولدت یه کيک بزرگ مي فرستم.
جک: من از کيک تولد بدم مياد.
اِدی: چی؟ بدت مياد؟ چرا؟
جک: مي دونی ، اینایی که ميگی ، به روحیه ات نمي خوره. تو دوباره ميری سراغ ی چون تو یه ی.
اِدی: آدما عوض مي شن جک 
جک: روز ها عوض ميشن، ماه ها عوض ميشن ، فصل ها عوض ميشن، ولی آدما هرگز عوض نميشن.
ادی: چرا عوض مي شن، خود تو هم عوض ميشی. مي دونی مي خوام رو کيک تولدت چی بنویسم ؟ جک موزلی. هه آره برات مي فر
يکی از خصلت های بنیامين ناز کردن و لوس بودنش هست اونم بخاطر اینکه 
بچه آخر خانوادشونه، پیش پدر و مادرش خودشو لوس کرده گفته تو این شرایط نمي خوام برم ایران و مي خوام با چنور بهم بزنم(اینا همش الکی گفته فقط خواسته واکنششون رو بسنجه)
اونا هم دعواش کردن گفتن زر نزن ، برو ایران با عروسمان برگرد (دقیقا تم حرف زدنشون عین منه برای همين بنیامين هميشه ميگه تو چرا عین اینا صحبت مي کنی خخخخخ)
بنده های خدا نميدونن ترامپ چ سنگ بزرگی پای ما گذاشته و همينجوری
اینکارو نمي کنم ولی هرحس خوبی از هرچی بگیرم، دوست دارم گوشیو دست بگیرم و بگم اون حس مثل توه. مثلاً طعم بادمجون و گوجه سرخ شده یا خربزه مشهدی یا همين عطرِ خیار! هميشه از بچگی وقتی کسی کِرِم خیار مي زد، یه عطری تو فضا مي پیچید که دوست داشتم یقمو چاک بدم. یا خیارِ تازه. گاهی يک کیلو مي خورم بعدش دیگه تا سِرُم نزنم معدم آروم نمي گیره. اصلاً عطرش منو مي گیره. يکی که بخورم، باز مي خوام. باز مي خوام. چون خنکه. تازس. طعمش شاده و زندس. خیلی لازمش دارم. عشقمو
خیلی عجیبه که اون همه حس خوب  از بین رفته باشه:)  اینو امشب متوجه شدم.:)نميدونم اون لحظه به چی فکر ميکرد ولی من به متن بالا فکر ميکردم.:)+عجیب دلم یه ادم واقعي ميخواد كه ساعتها بشینه كنارم و باهاش حرف بزنم فقط.دیگه اینجا نوشتن حالم خوب نميكنه.نميدونم چرا.دلم یه ادم واقعي ميخواد.ميام اینجا كلی تایپ ميكنم یه بار ميخونمش پشیمون ميشم و همه رو حذف ميكنم.دیگه اون حس خوب ندارم بهش.حس ميکنم پر از حرفم.مثل وقتاییم كه بغض ميكنم ولی گریه نه.تك تك
خب اینجوره که من بند خوابم. خواب پناه منه، فرارم از دنیای ملال‌انگیز. منتها این حالی نیست که ميخوام. ميخوام بدوام، با تمام توان و بی‌وقفه و خواب مثل استراحتگاهیه که زود به زود تو راه هست، بد نیست منتها جوری شده که نگاهم دنبالشه، اميدوام تا به این استراحتگاه برسم و راستش هنوز نگاهم ایدئولوژيکه و دوست ندارم چنین زندگی‌ای رو که به خواب پناه مي‌برم، دلم تکاپو مي‌خواد اما مری دست بردار تکاپو کجا بود آخه؟ نمي‌دونم زندگی چیه احساس مي‌کنم د
برای اولین بار بعد ۷_۸ سال توی‌مجازی بودن ميخوام بگم :  """ تولدم مبارک """ :)))







+شاید چون وبلاگ هست تونستم بنویسم (بگم)وگرنه . آدمي نیستم که تبريک تولد و این صبتا بخوام^_^
+اینم بگم که تو بیستُ‌سوم اردیبعشق♡ . بیستُ‌سه سالم شد
+بیستُ‌سه سال و ۹ ساعت و ۲ دقیقه و nثانیه
+این عکسُ خیلی دوست دارم با اینکه سیاه‌سفید ِ و خیلی‌آ گفتن حس خوب و شادی نداره   ولی مهم #احساس منه که ميگه این عکس حال‌خوب کنه
دریافت
شب شده
و اما ماه من
همچنان در ميان ابر هاست.
عزیزکم
از همان جا سلام مرا به تمام شب زنده داران برسان
بهشان بگو الان ساعت عاشقی است
بگو که به ساعت بنگرند تا بدانند کسی بهشان فکر مي کند
کسی که چون خودشان تنهاست
و امشب را
به بیداری گذرانده
کسی که دلتنگ دوستانش است
واقعي
و 
مجازی
کسی که فکر ميکند هرشب
اشک ميریزد زیر پتو
و آن کس
منم
من

!
بعد از موفقیت در پروژه ی پاکسازی تبلتم از تلگرام و واتساپ و حتی روبيکا :)) ميخوام اومدن به وب رو هم سازماندهی کنم ان شاء الله
امشب سر ساعت دوازده شارژ نتم تموم ميشه و من ميرم که ببینم  چند روز ميتونم دووم بیارم و شارژش نکنم:))
البته الان که مي نویسم اصلا حس نميکنم کار سختی باشه ⁦^_^⁩
و وقتی برگشتم ان شاء الله سعی ميکنم اومدن به وب رو با برنامه کنم تا بتونم به برنامه های دیگه م هم برسم.
لطفاً با دلهای پاکتون برام دعا کنید 
سخت محتاج دعام.
سلام 
اقا این عمم و بچه هاش دارن ميان(استان فارس زندگی نميکنن)
بعد من دیشب خونه مامان بزرگ موندم.صبح ساعت پنج اومده مامان بزرگم زنگ زده بهشون کجایید.اومده داد و بیداد که بلند بشید ساعت شش اونا اباده هستن يک ساعت دیگه ميرسن کار داریم:/من و س جان اول صبحی موی کنان و روی ن داریم ميگیم والا به لا از اباده تا مرودشت که خونه مامان بزرگه سه ساعت راهه:/
مگه قبول ميکرد
حالا نیم ساعت پیش زنگ زدیم گفت تاززززززه رسیدیم اباده:/
از ساعت پنج که زنگ زده خد
پس از سفر شاید بیشتر از 10 روز ساعت 12 به لطف پرودرگار وارد خونه شدم  از این که از تنهایی در اومدم  احساس خوشوقتی مي کنم.کی بوده که برا  اولین بار گفته هیچ جا خونه خود آدم و هیچکس خونواده آدم نميشه؟نمي خوام مثل قبلنا خاطراطمو  به ریز بنویسم همين قدر کفایت ميکنه.امروز بس که از خاطرات سفر تعریف کردم  زمان برای نوشتن مطلب با قلم برقی(تایپ) و قلم سنتی باقی نموند.هم اکنون چشمان مبارکم خبر داد جناب خواب تشریف فرما شدن و باید برم لالا.
سلام 
به تدریج مي خوام دوباره اینجا رو فعال کنم، اميدوارم هنوز هم نوشته های مهراد فروتن مخاطب داشته باشه.
احتمالا تمرکز این دوره ی .: حقیقت زندگی :. روی روابط بین انسان ها خواهد بود. 
تو این مدت کجا بودم؟ درگیر تحصیل و کار
چی شد دوباره مي خوام بنویسم اینجا؟ به دلایل شخصی 
چه خبر؟ چه کارا مي کنم؟ کارشناسی ارشد تموم شد، الان مشغول کار هستم و تقریبا نود درصد وقت آزادم به کتاب خوندن مي گذره. 
در کل حالم چطوره؟ غمگینم . به هزار دلیل که فعلا قصد ندار
مرد عنکبوتي به درون دنیای عنکبوتي نام فیلمي انیميشنی محصول سال ۲۰۱۸ و به کارگردانی پیتر رمزی مي‎باشد. در این فیلم انیميشنی با شخصیت مای مورالس بیشتر آشنا مي‌شویم. نوجوانی که به طور اتفاقی با مرد عنکبوتي دیدار مي‎کند و صاحب قدرت‎هایی مي‎شود که…اپیزو فیلم | دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم
دو کلیپ از صحنه های پس از تیتراژ فیلم مرد عنکبوتي: دور از خانه لو رفت. این این فیلم های اسپویل های بزرگی برای فیلم و آینده فیلم های دیگر مارول به حساب مي آیند پس اگر نمي خواهید از اسپویل شدید در عذاب نباشید این مطلب را تماشا نکنید. البته ما فیلم ها را قرار نمي دهیم و صرفا جزئیاتی که در آن ها وجود دارد را ذکر مي کنیم.
ادامه مطلب
 واویلا. خودش بود؛ قتلگاه من! قلبم سر جاش بالا و پایین مي پرید. بعد،
یهو تپشش رو توی زانوی پای چپم و بعد توی پاشنه پای راستم حس کردم. اون قدر
موضوع مهم برای فکر کردن داشتم که این يکی خیلی هم مهم نباشه.وارد
اتاق استادان شدیم. خانوم فراندون معرفی فرمودن: این هروه است، استاد
راهنمات. پاتريک و هانری هم از استادای ما هستن. این هم لورانس منشی دوم
لابراتوره.» و با هیجان خاص و لبخند چشمش رو دوخت به د َستای جماعت!هروه،
پاتريک، هانری و خانوم منشی
ميل به ساخت چیزی داشتم و این وبلاگ ساخته شد. یعنی مثل بچه‌دار شدن بعضی زوج‌ها؟! به هدف رنگ و لعاب‌دادن به زندگی يکنواخت شده و محکم‌‌کردن روابط بین زن و شوهر؟! برای ناپدید‌کردن تنهایی آشکار شده؟! یا اینکه به این نتیجه رسیدم که چیز‌هایی در وجودم ارزشمنده که ميخوام به واسطه غریزه طبیعی‌ام در موجود زنده دیگری از وجود خودم به ارث بزارم؟! یا عاقلانه و منطقی با درایت و تدبر با تمام عشقی که به زندگی و کائنات دارم ميخوام این وبلاگ را بسازم و تا
من به لگو مي‌گفتم "خانه‌سازی"! یعنی تموم همسن‌هام و حتی غیر همسن‌هام هم همينو مي‌گفتن! و البته خواهند گفت.
ميخوام بگم یاد بچگیام افتادم که یه خونه درب و داغون درست مي‌کردم و از خراب کردنش لذت مي‌بردم. الان هم فک مي‌کنم بچه‌م. این وبلاگ هم حکم همون خونه‌سازی رو داره نسبتاً واسم. یه نوع خالی کردن خشمه فک کنم. شاید هم نه.
____
پس اگه فردا وبلاگ رو باز کردی و آزاد رو ندیدی، فحش رو نکش بهش، دوباره خونه رو مي‌سازه، یحتمل دوباره هم خرابش مي‌کنه
 
3،650،000 تومان
زمان آغاز دوره: يکشنبه 3 شهریور 1398
نوع برگزاری: حضوری + آنلاین
تعداد جلسات: 32 ساعت حضوری در چهار روز 8 ساعته + ۷ ساعت آنلاین 
زمان برگزاری: 3 تا 6 شهریور ماه از ساعت 11 صبح تا 19 عصر
مدرس: اميرحسین یزدانیان پور . فاطمه تهرانی
 
حدود 39 روز دیگه محرم امام حسینه.
این یه انگیزه خیلی بالاست که به نیت با حال خوب وارد محرم شدن، رو کارهام دقت کنم.
بریم سراغ کاراها؟!
1- مراقبه:
سه چهار بار رفتم طرفش.
دفعه آخر از دفعات دیگه بیشتر تونستم پیش برم توش. در جریانید که دیگه؟! (از بخش موضوعات، بخش مراقبه رو انتخاب کنید!)
ولی بازم نتونستم ادامش بدم.
ولی این دفعه دیگه کم نمي ذارم. ميخوام عادت بشه برام دیگه. چقد برم طرفش و ولش کنم.
2- درس:
این 6واحد درسی که برداشتم، یعنی 2تا درس رو فقط نمره 20 مي خ
خواب دیدم رفتم تو يکی از مناطق بحران، نمي‌دونم سرپل ذهاب بود یا خوزستان. بعد آقای رئیسی اومد بازدید کنه، منو دید يک‌کاره گفت ميخوام اینجا بیمارستان بسازم، ميای کار کنی؟ گفتم من ميخوام فقط مامای زایشگاه بشم. اونم تو یه دفتر بزرگ که داشت حکم تاسیس بیمارستان رو صادر مي‌کرد نوشت خانم فلانی، مامای زایشگاه! من گفتم ولی من مهر و نظام و اجازه‌ی کار ندارما! تقریبا دوید وسط حرفم و یه‌کم تند شد و گفت وقتی حکم قضایی باشه، دیگه مهم نیست! گفتم آهااا!
دارم فکر مي‌کنم الان با چه رویی اومدم اینجا و ميخوام بنویسم یا حتی چرا دوباره ميخوام بنویسم و بهتر نیست مثل این مدت که نبودم و اتمسفر از نوشته‌های چرت من منزه بود، صفحه رو ببندم و برم دینی‌مو بخونم و به مدیر مدرسه فحش بدم و به مامان بگم لطفاً لباسای آریسا رو ببره اون يکی اتاق و انقدر کشوهای منو اشغال نکنه زیرا که همهٔ وسیله‌ها و جایزه‌های چرتی که مدرسه داده قریب به يک ماهه رو ميز پخش و پلان (‌الان فهميدین من شاگرد اول شدم یا بیشتر توضیح
از بی‌نام و نشون بودنِ این‌جا خوشم مي‌آد؛ از این‌که بی هیچ قرار و قولی دلم مي‌خواد این چند روز هی بنویسم. مي‌دونی، بعضی وقت‌ها واقعا مي‌ترسم که از پس زندگی برنیام. شاید خیلی ساده‌ست، نمي‌دونم؛ اما این‌که هم‌زمان باید حواسم به هــزارتا مسئله باشه و بتونم تعادل بین اون‌ها رو هم حفظ کنم، من رو مي‌ترسونه که نکنه نتونم. ميخوام واسم مهم باشه که چی گوش مي‌دم، با کی صحبت مي‌کنم، چه فیلمي مي‌بینم، کجا مي‌رم، چی مي‌پوشم. ميخوام همه‌شون
تو مي‌شنوی صدامو
خودت گفتی تو دلای نگرانیتو دل آدمای نااميدی که جز تو کسی رو ندارن.
منم الآن جز تو کسی رو ندارم.
امروز که قرآن خوندم همون چیزایی که تا الآن حفظ کرده بودم ازشون خواستم از کلمه‌ها خواستم دعام کنن، ازشون خواستم بگن که یه روزی من بهشون متوسل شدم و الآن کمکم کنن به خاطر همون روزای هرچند کم و بی‌توجه.
نیمه‌ی شعبانهمي‌گن اماما جشن و شادی رو بیشتر دوست دارن، و بیشتر حاجت مي‌دن.الآن که عیده و دلتون شاده دل مارم شاد کنیدخواسته‌ی
ساعت ۹ صبح خوابیدم،۵عصر بیدار شدم:/
شب ساعت ۱:۳۰خوابیدم ساعت ۴ بیدار شدم و همچنان بیدارم:/
چرا خوابم این مدلی شده؟چجوری برگردم به تنظیمات کارخانه؟!
الان دو راه به ذهنم ميرسه، راه اول اینکه بیدار بمونم و ساعت ۱۰ برم دندونپزشکی و بعد از ناهار چند ساعت بخوابم. راه دومم این که تا ساعت ۹ بخوابم بعد بیدارشم. البته شک دارم بتونم ۹ بیدار شم.
+رنگ آفتاب ندیده گانیم:||
+ آخر هفته مهمون دارم، لعنت بهشون که بی فکرن،خو درک نمي کنید درس دارم؟!
بچه ی مهمونای قبل
یه دختره هست، خیلی وقته درست ندیدمش ولی وقتی مي بینمش، سلام که نمي کنه. (سطحش پایینه) من سلام مي کنم با اینکه چندسال بزرگترم. دهنشو کج مي کنه یعنی لبخند مي زنه به زور جواب مي ده انگار ازم طلب داره، انگار کارمندمه، سه ماهه حقوقشو ندادم ولی مجبوره برام کار کنه.کلاً انرژی منفیه. بهش فکر که مي کنم، استرس مي گیرم ولی نمي دونم چرا هی مي خوام ازش احوال بگیرم. حالشو بپرسم. هر دفعه هم که پیغام مي دم احوال پرسی کنم، کلی فشار عصبی بهم وارد مي شه تا چندین ساع
ساعت مچی با نام Midnight Planétarium یا آسمان نمای نیمه شب از گرانترین و لاکچری ترین ساعت های جهان که حرکت سیارات روی منظومه شمسی را با همان سرعت واقعي نشان ميدهد !
◈ ۳۹۶ قطعه دارد و 3 سال طول کشید تا تکميل شود،قیمت 245 هزاردلار یعنی 3430000000 تومان ❗️
هر روز در توئیتر ژانر جدیدی راه مي افتد. یعنی فردی توئیتی مي کند و بقیه مشابه همان موضوع، توئیت مي کنند. گاهی این ژانرها کوتاه است و زود تمام مي شود و گاهی طولانی است. معمولا هم یافتن نقطه‌ی شروع ژانر کار ساده ای نیست. این بار کسی با موضوع آن چه مي گوییم (و آن چه واقعاً مي‌خواهیم بگوییم)» توئیت کرده است. تعارف‌ها و حرف‌های دروغ. سعی کردم اکثر موارد را جمع آوری کنم:حالا گفتن نداره ولی. (با جزئیات مي گوید)البته نمي خوام ناراحتت کنم اما. (ناراحت
ساعت يک و پنجاه دقیقه‌ی بامداد است که يکدفعه، بی دلیل و بی آنکه بفهمم، ذهنم از جزوه‌ی ARDS پرت ميشود سمت خانم تیموری، معلم ریاضی سال پیش‌دانشگاهی‌مان، که آن اوایل از ترس و ابهت‌اش نفس همه بند مي‌آمد. اما کم‌کم فهميدیم قلبی از طلا دارد پشت ظاهر مردانه‌اش. خانم تیموری يک اخلاق جالب داشت. درصدهای آزمون‌مان که مي‌آمد، دانه‌دانه بچه‌ها را بلند مي‌کرد و برای هر کدام‌مان اصطلاحا کامنتی مي‌گذاشت. به آن‌هایی که صفر درصد زده بودند با خنده مي
در نهایت باید بدونی که چیزهای جالب زیادی وجود داره. حتی اگه خبری از آستین‌های بلند ِ راه‌راه سفید، دست‌های آفتاب خورده، شاخه‌های نازک و سبز درخت‌های آزاد و نور جزیره نباشه. 
تو هميشه ساعت‌ها از چیزهای طلایی حرف ميزدی. ذره‌های درخشنده. تلألو خورشید روی موج‌های مدیترانه. مي‌گفتی حتی اگه کنار دریای شب راه بری دوست داری نورهای طلایی چراغ‌های شهر رو ببینی. نورهایی که هميشه رنگ‌های قشنگ و متفاوتی بینشون پیدا ميشه. شهر کجاست؟ روی کاغذهای ب
من آدمي نیستم که بخوام توجه‌ها رو به سمت خودم جلب کنم. وبلاگ برام فرق داره، انگار یه گوشه نشستم، آدم‌ها هم ميان و رد مي‌شن و خیلی وقتا کاری بهم ندارن. در راستای مبارزه با این ویژگیم:کانال تلگرام
اگه که خواستین. ميخوام یاد بگیرم واسه آدم‌ها حرف زدن رو. 
اپیزود اول: عکس پروفایلم اینه: "although we never said it to each other, we both knew it". با گیانک داریم حرف مي‌زنیم که بحثو مي‌رسونه به عکس پروفایلم. مي‌گه که مي‌دونه و نمي‌گه، مي‌پرسه تو چی؟ تو هم مي‌دونی و نمي‌گی؟». مي‌دونستم و نمي‌گفتم. نمي‌گفتم چون مي‌ترسیدم از خراب شدن دوستیه. بهش از ترسم مي‌گم. مي‌گم که چقدر و چقدر دوستی باهاش برام باارزشه و چقدر و چقدر نميخوام حتی یه درصد از دست بدم این دوستیو. ازش مي‌پرسم که مي‌تونه قول بده که هرچیم شد، این دوستیه
بالاخره کنکور رو دادم و تموم شد!فارغ از اینکه خیلی ناراحت بودم که بیشتر نخوندم که لااقل خیالم آسوده باشه که جایی که ميخوام قبول شم، از اینکه تا آخر تابستون پرونده‌اش بسته شده بسی خوشحالم!
هنوز اون جور که باید استراحت نکردم، بعد کنکور که خیلی خسته بودم و همش افتاده بودم، روز جمعه به نظافت خونه! گذشت، و از شنبه هم اومدم سرکار! ضمن این‌که به دوستم قول دادم تا دوشنبه تمرینش رو براش انجام بدم! و همچنان پرونده پروژه کارشناسیم و اون یه درسی که مي
ساعت نه شيک ساعت نه شيک و ارزان ساعت نه شيک و زیبا ساعت نه شيک مجلسی ساعت نه شيک ارزان ساعت مچی شيک نه ساعت های شيک نه شيک ترین ساعت نه فروشگاه ساعت شيک نه شيکترین ساعت های نه ساعت نه طرح رولکس ساعت نه طرح قلب ساعت نه طرح نقره ساعت نه طرح قلب slimstar ساعت نه طرح لاو ساعت نه طرح گل طرح ساعت نه ساعت نه النگویی طرح طاووس ساعت نه طرح art ساعت نه طرح طاووس طرح ساعت دیواری شيک فروش اینترنتی
یه مدت بود که یه آهنگ ریميکس از الیسا تو پلی‌لیستم بود، خیلی بهش توجه نمي‌کردم. نشستم یه‌ذره دقیق‌تر گوش دادم، دیدم یه بخش‌هایی رو متوجه مي‌شم، ازش خوشم اومد. رفتم اصلی‌اش رو دانلود کردم، بیشتر به دلم نشست. متنش رو سرچ کردم، بازم بیشتر به دلم نشست. الان از این آهنگ‌هایی شده که یه‌سره رو دور تکراره. 
بعضی از آدم‌های خوب زندگی‌مون رو همين‌طوری پیدا مي‌کنیم؛ حتی اگه ارتباط‌مون خیلی کوتاه و مقطعی باشه. 
تیتر یه بخش از همين آهنگه که دوستش
احتمالا هر آدمي در قسمتی از زندگی‌اش به مسائلی بر مي‌خورد که مي‌توان آن‌ها را "مشکلات واقعي" ناميد. مشکل واقعي، مشکلی‌ست که تمام دغدغه‌های چند ساعت، چند روز و چند ماه قبلت را به شکل مسائلی پیش پا افتاده و حتی مسخره پیش چشمت مي‌آورد. مشکل واقعي، دغدغه‌های دیگران را هم پیش چشم تو مضحکه‌آميز جلوه مي‌دهد و شکافی عميق بین تو و انسان‌های آسوده دیگر مي‌کشد.
مشکل واقعي، يک مشکل ذهنی نیست که با نصیحت یا حرف زدن یا تغییر نگرش یا هر راه‌حل‌های
دیروز ظهر تو شرکت وقتی داشتم با حرص و عصبانیت درباره‌ شوهرم مطلب ميذاشتم زنگ زد و گفت عصری مامان مي‌خواد واسه بابا تولد بگیره ساعت پنج ميگیره ک کارگرشونم باشه آخه واسه باباش شکلات نذر کرده بوده کارگرشون 
گفتم جشن رو اگ آبجی بزرگه‌ت ميگیره نميام ،گفتش نه مامان داره جشن برگزار ميکنه
پرسیدم یعنی کيک رو فاطی نميپزه؟ گفتش نه مامان پول داده بخرن کيک 
رفتیم و کيک رو آبجی بزرگه‌ش خریده بود و مراسم، مراسم آبجیش بود .
با اینکه از اول ميدونستم دروغ
سلام به همه ی کسایی که وبلاگ من رو مي خونن،در واقع دفتر خاطرات من رو.
الان ساعت دقیق ۱:۳۰ هست که من دارم اینجا مي نویسم.
چون ساعت از دوازده گذشته من مي تونم بگم که امروز تولدمه و من چهارده سالم رو پر و پونزده سالگیم رو شروع کردم،وقتی به کسی اینو ميگم یه راست بعدش ميگم که :ميدونستی من و سینا داداشم،با شش سال اختلاف سنی که اون ازم بزرگ تره ،توی يک تاریخ به دنیا اومدیم؟۰
الانم به شما گفتم.فکر کنم لازم باشه خودمو معرفی کنم:
اسمم دنیا و فاميلیم هم مشی
وردی، جادویی جنبلی جهت خوب شدن حال هوا، اگه سراغ دارید خریداریم :|
یعنی بابای ما رو درآوردم.
قشنگ هی از طبقه‌ی دوم به حیاط، نیم ساعت فوقش کاشتن بذر و این چیزا، بارون، دوان داون همه‌ی وسایل رو جمع کردن و دویدن به طبقه‌ی دوم.
نیم ساعت بعد هوا خوبه
و دوباره همه‌ی اون سطر مذکور تکرار مي‌شه
نیم ساعت بعد هوا خوبه
و دوباره.
خدایا، به این بنده‌ی بدبختت رحم کن :((
وااای خدایاساعت هشت و پتج دیقه سباید ورزش کنم ی ساعت، برم حموم، لباسامو بذارم لباسشویی، شام بذارم، يکم پوزیشنارو تمرین کنم که شنبه گیج و منگ نرم بخش (منحرفا پوزیشن گرافی مریضا رو ميگم :d اوا خاک بسرم)بعدشم يکم تمرین فتوشاپ کنم و کارای قبل خابم رو بکنمزودم بخابم که فردا قراره بریم باغ. پس فردا هم خروسخون سر کارم! ساعت 7!
آخر همه‌ی حرفا این‌طوری مي‌شم که مي‌گم یه روز برمي‌گردم و لیسانس ادبیات مي‌گیرم اما حالا برای کسی که دنبال یه چیز تازه و وسیعه این انتخاب عاقلانه است؟
انتخاب بر چه اساسی؟تکانشی؟احساسی؟ حتی وابسته؟
به چه اميدی واد دانشکده‌ بشم درحالی‌که حتی مطمئن نیستم آدمایی که الآن ميخوام به خاطرشون تصميم بگیرم چقدر قراره بمونن و کجای زندگی من باشن و چه ميزان از اون رو اشغال کنن
و آیا این همون چیزیه ميخوام؟این همون چیزیه که من سال‌ها است وقتی چش
چند سالی مي شه که به واسطه پسر عموم ، با استاد رائفی پور آشنا شدم و تقریبا اکثر سخنرانی هاش رو دنبال مي کنم دو سه روز پیش دیدم توی کانال مصاف ، اطلاع رسانی شده بود که قراره تشریف بیاره شیراز برای سخنرانی ، خیلی خوشحال شدم و امروز ساعت 4 مرخصی گرفتم و رفتم سمت سالن فرهنگیان ! تا رسیدم شد ساعت چهار و نیم که تا استاد اومد برای سخنرانی یه نیم ساعت چهل دقیقه ای منتظر شدیم البته ساعت شروع سخنرانی هم 5 بود .
ادامه مطلب
ساعت دیواری طرح ساعت مچی زیبایی را با این ساعت رویایی به منزل یا محل کارتان هدیه دهید .ظرافت خیره کننده، کیفیتی بی نظیر .طراحی شيک و منحصر به فرد این ساعت شما را
خرید پیامکی: کدمحصول 39692705 رابه شماره پیامک  10004410 ارسال کنید
کارشناسان ما با شما تماس خواهند گرفت.
قیمت:  30000 تومان
 
 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کليک کنید
 
ساعت دیواری طرح ساعت مچی زیرفی، حراج ساعت دیواری طرح ساعت مچی، خرید ساعت دیواری طرح ساعت مچی، ساعت دیواری
 حال من دست خودم نیست، دیگه آروم نمي‌گیرمدلم از كسی گرفته كه ميخوام براش بميرمباز سرنوشت و انتهای آشناییباز لحظه‌های غم‌انگیز جداییباز لحظه‌های ناگزیر دل بریدنبازم آخر راه و حس تلخ نرسیدنپای دنیای تو موندم مثل عاشقای عالمتا منو ببخشی آخر، تا دلت بسوزه كم كممثل آینه روبرومه، حس با تو بودن مندارم از دست تو مي‌رم، عاشق كن منو نشكن
به قول دوستی: ارتباط اسامي متن به افراد واقعي، همان‌قدر واقعي است که ارتباط آغاسی تنیسور به آغاسی لب کارون»
مي‌دانستم که شب راهی‌ست. چند ساعت بعد برای دفاع از پروژهٔ کاری‌اش راهی اصفهان بود. سفری يک روزه و سخت. اما مي‌شد فهميد چیزی بیش از این سفر او را از درون مي‌جود، آن روز مدام دور خودش مي‌چرخید.
سهراب از بچه‌های خوب خواب‌گاه است، کافی‌ست چند ساعت کنارش باشی تا ببینی چقدر يک پسر مي‌تواند احساس داشته باشد. شعر مي‌گوید، برای ماه نامه
از بین آدم‌هایی که مي‌تونم بهشون تبدیل بشم، چرا اون دختر با پشتکاری نباشم که صبح‌ها زود بیدار مي‌شه و انقدر تلاش مي‌کنه تا کم‌کاری‌های دوران کارشناسی رو جبران کنه، هر روز 3 تا زبان مي‌خونه، انقدر با اعتماد به نفس و باسواد شده که لب‌مرزی نیست و راحت پست‌هایی که مي‌خواد رو به دست مياره. اون وقت دیگه کسی نیست که بخواد شک داشته باشه من برای استخدام خوب هستم یا نه.
سلام ماجرای واقعي که يکی از دوستان ساکن یزد برایم فرستاده بدون دخل و تصرف خدمتتان نقل مي‌کنم:
((دل به یار و سر به کار ))
روایت يک داستان واقعي!!
چند روز پیش کیف مدرسه ای پسر و دخترم رو دادم برای تعميرات. نو بودند ولی بند حمایل و يکی از زیپ های هرکدوم خراب شده بود.کاغذ رسید» رو از تعميرکار تحویل گرفتم و قرار شد يکی دو روزه تعميرشون کنه و تحویلم بده. دو روز بعد، حدود ساعت ۱۱ شب برای تحویل کیف ها مراجعه کردم
ادامه مطلب
سلام ماجرای واقعي که يکی از دوستان ساکن یزد برایم فرستاده بدون دخل و تصرف خدمتتان نقل مي‌کنم:
((دل به یار و سر به کار ))
روایت يک داستان واقعي!!
چند روز پیش کیف مدرسه ای پسر و دخترم رو دادم برای تعميرات. نو بودند ولی بند حمایل و يکی از زیپ های هرکدوم خراب شده بود.کاغذ رسید» رو از تعميرکار تحویل گرفتم و قرار شد يکی دو روزه تعميرشون کنه و تحویلم بده. دو روز بعد، حدود ساعت ۱۱ شب برای تحویل کیف ها مراجعه کردم
ادامه مطلب
امشب گودبای پارتی داریم.
دوتا از همکلاسی های ارشد ميان خونم.
منم برخلاف مهمون های قبلی که ماکارانی درست مي کردم، مي خوام از این دو دوست مهربان با الویه پذیرایی کنم.
آخه اینا دفعه اول و آخرشونه که ميان اینجا.
در خونه رو که باز کردم، رفیقان جان با يک عدد کيک بزرگ اومدن داخل.
و بالاخره شیرینی پایان سربازی رو خوردیم.
شروع آزمون جامع پسران راس ساعت 8 صبح و شروع آزمون جامع دختران راس ساعت 11 صبح ميباشد.
لذا خواهشمند است دانش پژوهان عزیز حداقل يک ربع زود تر در دفتر المپیاد حضور داشته باشند.
عزیزان لطفا به دوستانخود اطلاع رسانی کنید.مرکز المپیاد شهر
بسم الله الرحمن الرحیم ./
خب دیشب حضرت آقا ساعت ۸ از سر کار اومد ، ما هم طاقت نداشتیم دیگه بمونیم و فردا حرکت کنیم با خستگی تمام ساعت ۹ حرکت کردیم الانم مسیر ۷ ساعته رو ، ۸ ساعته که تو راهیم و هنوز دو سه ساعت دیگه مونده برسیم و اینکه ازین ۸ ساعت ۴ ساعتشو هی زدیم بغل خوابیدیم تو ماشین به حالت مچاله و هر بار بیشتر به عمق فاجعه ی {غلط کردم صبر نکردم فردا شه } ، پی‌بردیم ‍♀
_ صدای خر و پف ِ حضار _
تامام./
بعضیها را، آدم وقتی مي ره سر توالت فرنگی مي شینه،یادش بهشون مي افته!مي دونید!دیگه در این حد صميميت بوده. منتهی شماره را پاک کردم، ناچار شدم اینجا یادش کنم! عذر مي خوام. حدسی اگه دارید مي تونید بزنید که حالا چرا اونجا! يک ساعته دارم فکر ميکنم خدایا حدث انگار يک چیزیشه! چرا اینجوریه شکلش! تا بالاخره فهميدم حدس درسته اون اشتباهیه حدیث است، يکم شبیه اینه!  
مي خوام خوابت رو ببینم
مي خوام توی این شب سرد
مي خوام که بازم بخوابم
آره تا خود صبح
مي شه باشیم مثل قدیم؟
بیدار باشیم تا خود صبح
الان داری چی ميکنی؟
تو هم هنوز مثل منی؟
شاید گذشت دوره من
اما هنوز این پسره
همش به تو فکر ميکنه
اما خودش مي دونه که
کاشکی بازهم باهم بودیم
کاشکی که این آدم و تو


 


مي خوام دستت رو بگیرم
بازم کنارت بشینم
تو رو تو خواب بغل بگیرم
کنار تو بشینم
من و تو و دیوونگیم؟
با هم دیگه گپ بزنیم
مي خوابی تو ی
مریض شدم. تا همين حالا که از دوازده شب گذشته مهمون داشتیم، سرسام گرفتم. یه خروار تست و درد و مرض و کوفت و زهرمارم مونده، هر غلطی ميکنم ساعت مطالعه م بیشتر از 5 ساعت نميشه و حس کند ذهن بودن بهم دست داده، رشته ریاضی "فیزيکه" و فیزيکم از همه چیم داغونتره همچنان، کتابی که قد کلیه م پولشو دادم جر خورد، الان فهميدم امتحان شیمي داریم، صبح ساعت 5 باید پاشم، بعد از ظهر دندون پزشکی.
شب بخیر. یه کم برام دعا مي کنید؟
ساعات کاری ادارات استان گلستان طبق رویه قبلی از ساعت ۷:۳۰ صبح آغاز مي‌شود.سرپرست معاون هماهنگی امور اقتصادی و توسعه منابع استانداری، استان گلستان طی اطلاعیه ای از بازگشت ساعت کاری ادارات استان به رویه قبلی خبر داد و اعلام کرد: از روز دوشنبه هفدهم تیرماه ساعات کاری ادارات از ساعت ۷:۳۰ آغاز و تا ۱۴:۳۰ ادامه خواهد داشت.نودیجه آنلاین
همکاری با سایت پوشه نما
سلام
من يک سایت آماده کردم به نام پوشه نما با ادرس poshenama.ir
مي خوام به يکی از وبلاگسازان فعال را مدیر این سایت کنم
اگر کسی تمایل به همکاری داره به ایميل زیر پیام دهد تا همکاری را آغاز کنیم
poshenama@gmail.com
 
با تشکر- مدیریت مولتی سایتتيک درس
روستا بودیم.با همسر و داداش رفتیم کوه باد خیییلی شدید بود چند بار نزديک بود بیفتم.
 باد بدتر شد منم فقط چشمامو بستم و وایسادم حس کردم باد تموم شد ولی صداشو هنوز ميشنیدم
چشامو بازکردم و دیدم داداشم روبروم وایساده
اینم از فوائد داداش 100 کیلویی :)
+ امشب هم از ساعت 8شب تا 1 شیفتم دیر رسیدم و با نیم ساعت تاخیر لاگین کردم ولی ساعت کاری خوبیه معلومه مردم هنوز از سیزده بدر برنگشتن یا خستن و زود خوابیدن :)
 
سلام
من يک سایت آماده کردم به نام پوشه نما با ادرس poshenama.ir
مي خوام به يکی از وبلاگسازان فعال را مدیر این سایت کنم
اگر کسی تمایل به همکاری داره به ایميل زیر پیام دهد تا همکاری را آغاز کنیم
poshenama@gmail.com
 
با تشکر- مدیریت مولتی سایتتيک درس
دیگه خیلی وقته که از چالشی که وبلاگ مونولوگ(تسنیم) راه انداخته بود گذشتهاین پستم به خاطر این که گفته بودم شرکت مي کنم،گذاشتم.
+ هم اکنون یه همچین خونه ای که برای خودم باشه تا بتونم هر بلایی که مي خوام سرش بیارم رو از خداوند بزرگ خواستارم. :)
+ ببخشید عکس هم بی کیفیت شد.
دنیا مثل یه ساندویچی ميمونه که دادن ميگن 1 ساعت وقت داری بخوریش. خوردی که هیچی نوش جونت اما اگه تو این يک ساعته نخوریش ازت ميگیریمش ميندازیمش دور حالا هر بهانه ای هم ميخوای داشته باشی داشته باش. این که سیری این که استرس داری این که دندونت درد مي کنه به ما ربطی نداره ما فقط اون يک ساعت رو ميشناسیم بعد اون ازت ميگیرنش هیچ کلکی هم این وسط وجود نداره بتونی يک ساعت رو بکنی يک ساعت و يک دقیقه.
دقیقا به ما یه عمر محدود دادن و باید ازش استفاده کنیم این ک
سلام یادتونه فرایند گیت خصوصی رو براتون ارسال کردم توی این پست{لینک}
امروز مي خوام فرایند بارگزاری کد هاتون رو توی سرور اصلی برای مشتری یا خودتون توضیح بدم.
سرور دیپلوی کننده www.deployhq.com با وصل شدن به سرور گیت شما کد ها رو مستقیم ميریزه توی سرور شما راحتترینش ftp است که فکر کنم بلدید هر سوالی بود بگید در خدمتم.
سلام.
مي خوام در مورد فانتزی هام صحبت کنم.نمي دونم شاید روزی به واقعيت تبدیل شد.من تو وبلاگ قبلیم در مورد چادر مطلبی نوشته بودم دوستانی که وبلاگ قبلی من رو دیده بودن حتما یادشون هست.نوشته بودم که من دوست دارم چادر سر کنم ولی مي خوام اول در مورد چادر و حجاب مطالعه کنم که وقتی تصميمم رو گرفتم دوباره چادر رو کنار نذارم چون سال قبل چادر رو گذاشتم کنار.
حالا فانتزی من اینه که بعد از مطالعه چادر سر کنم و محجبه هم که هستم.بعضی از دخترها رو که مي بینم حج
این شبایی که شیفتم انگار قرص بی‌خوابی مي‌خورم! يک ساعت و چهل و هفت دقیقه از ساعت قانونی خوابم گذشته و من بیدارم. دو ساعت دیگه باید برای نماز بلند بشم و چهار ساعت دیگه ساعت خوابم تمومه. نکته‌ی غم‌انگیز ماجرا اینجاست که باید v/s سی نفر رو مي‌گرفتم و گرفتم؛ اما بیست نفرشون اشتباهی تو لیست بودن باید بیست نفر دیگه رو فردا صبح بگیرم.
يکی دلش درد مي‌کرد بهش قرص دادم، نیم ساعت بعد اومد ميگه "دیدین گفتم خوب نميشه؟ من فقططط با چای‌شیرین دل‌دردم خوب
دلم برای پیتر تنگ شده. من معمولاً دلم برای کسی تنگ نمي‌شه. معمولاً سراغ کسی رو نمي‌گیرم، از کسی خبر نمي‌گیرم، احوال کسی رو نمي‌پرسم، به کسی نمي‌گم بیا بریم ببینمت. نه که دلیل خاصی داشته باشه، صرفاً چون نميخوام مزاحم کسی بشم. و البته اینم هست که نميخوام با جواب منفی دیگری روبه‌رو بشم، مگر اینکه اون فرد به نظرم خیلی قابل توجه باشه. و به غیر از این موارد، آدمای زیادی نیستند که به نظرم خسته‌کننده نرسند. پس بیشتر سعی مي‌کنم پذیرنده باشم، پ
تصميم گرفتم امروز زرشک پلو با مرغ بپزم.برای اولین بار.احساس مي کنم این کار از کنکور دادن هم سخت تره.الان هم مي خوام برم و دستور پختش رو از اینترنت بگیرم.اميدوارم خوشمزه بشه.نتیجه ی پخت غذا رو بعدا مي گم.دیروز بالاخره اتاقم رو جمع و جور کردم.بعد از پنج ماه.کف اتاق پر از کتاب و آزمون قلم چی بود به طوری که جای پا گذاشتن نبود.الان اتاقم مثل يک دسته ی گل شده.موندم وقتی رفتم دانشگاه مي تونم از اتاقم دور باشم یا نه.+دوستان عزیز،لطفا و خواهشا دعا کنید که
اگر در طی چند سال اخیر به‌جای تاسیس وبلاگ ته‌دیگ‌سیب زمينی و ساعت ها اراجیف بافی،يک گونی سیب‌زمينی گرفته بودم و به صورت چیپس خلالی ميفروختم،الان دربه‌در کتاب تست و کنکورازمایشی نبودم و به عنوان نخبه‌ی اقتصادی منو ميشناختید.
+آیا کسی ميان شما نیست که مرا یاری کند؟
همون جوری که در چند پست قبل بهش اشاره داشتم امسال
ان شاءالله  مي خوام عینکم را عوض کنم! یا شاید بهتر باشه بگم مي خوام
عینک بذارم  چون مثبت اندیشی در حقیقت دیدن چیزهایی هست که قبلا اصلا به
چشمت نميمدن.
يکی از ثمرات این کار شکرگزار شدن و افزایش ایمان هست که خودش کلی
حال دل آدم را خوب خواهد کرد و دیگری راضی شدن به رضای خداست و حاصل نهایی
اش لذت بردن از زندگی. با کلی چیز حال خوب کن دیگه.


حالا چه جوری باید این کار را انجام بدم؟!

کلا با کنترل ذه
بعد از نماز شیخی توی بلندگو ميگه:مي خوام کسی رو بهتون معرفی کنم که قبلا بوده، مشروب و مخدرات مصرف مي کرده و هرکثافت کاری  مي کرده، ولی خدا الان اونو هدایت کرده و همه چی رو گذاشته کنار.بعد گفت: بیا فلانی ميکروفن رو بگیر و خودت تعریف کن که چه جوری توبه کردی.طرف اومد گفت:من یه عمر ی مي کردم، معصیت مي کردم، خدا آبروم رو نبرد،اما از وقتی توبه کردم، این مرتيکه واسم آبرو نذاشته! :)))))))))
به نام‌ خدا
سلام
من‌ دختری‌ هستم‌ دم‌ بخت، از بچگی در خانواده‌ای بزرگ شدم که پدر و مادرم خیلی زندگی سختی داشتند خدا را شکر الان وضع نسبتا بهتری داریم، خودم شاغلم، در روز با دو شیفت کار ميتونم پنج ميلیون در ماه در بیارم، شرایطی برای خواستگارانم در نظر گرفتم که به نظرم منطقی و عادلانه است با توجه به شرایط فعلی جامعه مي‌خواستم نظر شما را در رابطه با آن شرایط بپرسم و اگر لازم شد تغییراتی در آن بدم.
با فرض اینکه خود اقا پسر و خانواده شون مورد
چرا به ميم بسنده نمي‌کنم؟ چرا ميخوام دوسم داشته باشه و عاشق و شیفته و دلباخته‌ام باشه؟ جز اینه که کمبود دارم! زورم به اینه که به من مي‌گه همش هورمونه و به خودش مي‌رسه و اون دختره عشقی وجود داره. چه عشقی چه کشکی؟ آخه ح مهربونه و من مهربونیش رو دوست دارم و اون چیزیه که ميخوام، مگه ميم مهربون نیست؟ مگه دوست نداره؟ چرا ازش دور ميشی؟  ح هم حق داره وقتی مي‌بینه تو کسی رو داری که مي‌بوستت چه انتظاری داری آخه؟ باید رها شی رها کن تا رها شی، یاد بگ
تصميم گرفتم با مدیرگروه (همکار جان سابق) مثل خودش رفتار کنم
شاید بچگانه به نظر برسه ولی خوب دست خودم نیست و وقتی دلخورم نميتونم مثل شرایط عادی برخورد کنم
فردا سه تا جلسه دفاع داریم
ساعت 10 و 11 من داور هستم و ساعت 1 هم دانشجوی خودم دفاع ميکنه
هفته پیش مدیرگروه گفت: اون ساعت 12 وسط دفاع از پروپوزال دکترا داریم شما نیستید؟
گفتم نه من نیستم
گفت وقتتون تلف ميشه که
گفتم يک ساعت بیشتر نیست و يک فکری براش ميکنم

حالا امروز پیام داده حالت سوالی!!!
که آیا دا
وجدانا فکرشو ميکردیداون فیونآیی که ميومد از تلاش و انگیزه مينوشتو ميگف امروز فلان ساعت درس خوندم بهمان ساعت خوندميه روزی اینطوری گریه کنه و فکر کنه چطوری ميشه زودتر مُرد؟ :)تجربه ی خودکشی داشتید؟ زنده موندید یا چی؟ =)درد داشت؟
یه روز مسؤول فروش، منشی دفتر و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم مي زدند. یهو یه چراغ جادو روی زمين پیدا مي کنن و روی اون رو مالش ميدن و غول چراغ ظاهر مي شه. غول ميگه: من برای هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم…
منشی مي پره جلو و ميگه: اول من ، اول من!… من مي خوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شيک باشم و هیچ نگرانی و غمي از دنیا نداشته باشم … پوووف! منشی ناپدید مي شه…


ادامه مطلب
فواید نیم ساعت پیاده‌روی روزانه
پیاده روی با سرعت متوسط به مدت نیم ساعت،هم باعث سوزاندن حدود 200 کیلو کالری مي شود و هم سرعت سوخت وساز را دربدن شما برای باقی مانده روز بالا مي برد.
پانزده تا سی دقیقه پیاده روی هر روز هم تأثیری مثبت بر ظاهر ما دارد و هم سلامت ما را بهبود مي بخشد. به نظر محققان، اگر همه ما فقط روزی نیم ساعت با سرعت نه چندان زیاد راه برویم ، خطر بسیاری از بیماریهای مزمن را در حدود 30 تا 40 درصد کاهش داده ایم.

ادامه مطلب
دانلود دوبله فارسی انیميشن مرد عنکبوتي Spider-Man: Into the Spider-Verse 2018
کارتون Spider-Man 2018 با لینک مستقیم و کیفیت 1080p & 720p & 480p
برنده 1 اسکار، برنده 52 جایزه و نامزد 35 جایزه دیگر
ورژن 4K و Alt-Universe Cut اضافه شد
 
زبان :انگلیسی و فارسی
ژانر :اکشن | ماجراجویی | علمي-تخیلی | انیميشن
مدت زمان :116 دقیقه
محصول :ایالات متحده آمريکا
 
خلاصه داستان:مای مورالس به مرد عنکبوتي تبدیل ميشود و باید در پنج مرحله از زندگی خودش بتواند در برابر تهدید مقابله کند و شهر و مردم را نجا
سلام .امروز مي خوام براتون سایت پیش بینی معتبر معرفی کنم بهترین سایت در این زمينه سایت betbaz club هست که خود من هم از  اون استفاده ميکنم و به شما اطمينان ميدم که از این سایت قابل اعتماد تر نیست.حتی تو سایت های دیگه هم اسم بت باز کلاب تو بهترینها به چشم ميخوره. برای ورود به سایت روی عکس زیر کليک کنید.
خیلی وقت بود که راحت مي‌خوابیدم. و به قول ملت خواب نمي‌دیدم. چندین سال(البته درستش اینه که خواب‌هام رو یادم نميموند)
اما ده روزه که شب‌هام دیوانه کننده شدن.
اول اینکه خوابم نمي‌بره. هر شب دست کم دو سه ساعت توی رخت خواب تقلا مي‌کنم.
بعدشم که خوابم مي‌بره تا همون ساعت شیش و هفت، دو سه بار خواب مي‌بینم و از خواب مي‌پرم. یعنی هر ساعت تقریبا يک‌بار، ساعتی يک خواب، خواب‌های لعنتی مزخرف :|
اوضاعیه خلاصه
امروز صبح خواب موندم نميدونم چرا ساعت 05:15 که بابا خان صدام زد برای نماز صبح خوابیدم با اینکه تا 6 هم بیدار موندم !!! بهرحال تاپ سی گرفتم و ساعت 08:13 دقیقه خودمو رسوندم شرکت چار !!! توی راه هم چند صفحه ی از کتاب زندگی بی حد و مرز رو خوندم !!!
سلام دوستان
تو این مطلب مي خوام يکی دیگه از سایتهای معتبر کليکی رو خدمتتون معرفی کنم که هم از لحاظ پرداخت و از لحاظ تبلیغات تو بیشتر سایتهای کليکی اول هست
درامد روزانه تا 900 تومان
درامد از هر کليک 20 تومان
واریز در کمتر از 24 ساعت
کسب درامد از استخراج بیت کوین و چند روش دیگر
توجه: بعد از عضویت حتماٌ ایميل خودتون رو تایید کنید در غیر این صورت حساب شما مسدود ميشه 
حداقل پرداخت 1200 تومان 
لینک عضویت
صبح زود بیدار بشم که چی بشه؟که آب دماغم آویزون بشه؟از گرسنگی حس مریضی بهم دست دادهولی چیزی نميخورم چون فهرمانانه ميخام دوباره بخابم+ از بابت چهار پنج ساعت لپ تاپ نشینی دیروز هم يکم دستام به چاک رفتهنميدونم چرا هرچی استاندارد کار ميکنم فرق نميکنهالبته حقمه چون قول داده بودم روزی فقط دو ساعت کار کنم
فروش ویژه ساعت ژله ای Ice




آیا
به دنبال جدید ترین و مدرن ترین ساعت های روز دنیا هستید؟ ساعت های Ice
Watch ساعت های شيک و زیبایی هستند که طرفداران زیادی در سراسر دنیا دارد.
انتخاب اول هنرمندان و افراد مشهور جهان .ساعت های سری Ice Watch
ساعت های مدرن و فوق العاده شيک است که به علت تنوع رنگی برای ست کردن با
لباس ها بسیار مناسب است. بدنه این ساعت از جنس پلاستيک تقویت شده است و
بند آن نیز به بندهای ژله ای و سیليکونی معروف مي باشد که هنگام استفاده به
وقتی ساعت ۴/۳۰صبح تازه تصميم به خواب بگیری و تا يک ساعت پهلو به پهلو شدن تازه چشمات آماده ی خواب بشه و ببینی چشم بند جواب نميده و زیرش حتما باید شال ببندی تا از زیرش نور نیاد و در بین همين شال بستن ببینی ساعت ۵/۳۰ شده و نخوابیدی ،تنها چیزی که ميره رو اعصاب اینه که ساعت ۱۱ مامانت  به بهونه ی گرفتن کمرش بالای سرت بیاد  و بخاطر اینکه بلندت کنه دو قطره اشک چاشنی کارش کنه و تو برای تبدیل نشدن این قطرات به سیل مجبوری با همون ۵ ساعت خوابی که در دو روز گذ
کد دعوت کوییزشو:
javadth
javadth2
ساعت برگذاری : فعلا 22.30 هر شب
کوییزشو يک مسابقه زنده اطلاعات عموميه که شرکت تو اون کاملا رایگانه. فقط کافیه که سر ساعت مشخص وارد اپليکیشن بشی و با جواب‌دادن به ‍‍۱۲ سوال مسابقه، بدون قرعه‌کشی جز برندگان جایزه نقدی هر مسابقه باشی.
سر ساعت بیا و مسابقه بده‫هر روز سر یه ساعت مشخصی بهت خبر ميدیم که خودتو به مسابقه برسونی، فقط حواست باشه دیر نکنی‬سرعت عملت مهمهبرای جواب دادن به هر سوال فقط ۱۲ ثانیه وقت داریيک اشتباه
پول در آوردن از اینترنت بدون سرمایه
با راه اندازی کسب و کار اینترنتی اصولی حتی وقتی که در خواب هستین
درآمد شما جریان داره و کسب و کار اینترنتی شما به حسابتون پول واریز
مي‌کنه.
کسب و کار اینترنتی مثل کسب و کار فیزيکی یا کسب و کارهای در دنیای
واقعي نیاز به حضور مداوم شما در محل کسب و کار نداره. کسب و کار شما
وابسته به هیچ مکان و زمانی نیست. مي‌تونین بخوابین، تفریح کنین، مسافرت
کنین و درآمد کسب کنین و کسب و کار اینترنتی شما در طول ۲۴ ساعت شبانه
ساعت Hublot Ferrari
خرید پیامکی: کدمحصول 39692677 رابه شماره پیامک  10004410 ارسال کنید
کارشناسان ما با شما تماس خواهند گرفت.
قیمت:  80000 تومان
 
 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کليک کنید
 
حراج ساعت Hublot Ferrari، سایت ساعت Hublot Ferrari، خرید ساعت Hublot Ferrari، فروش ساعت Hublot Ferrari، فروشگاه ساعت Hublot Ferrari، خرید ساعت Hublot Ferrari ارزان، ساعت Hublot Ferrari ارزان، ساعت Hublot Ferrari دیجی کالا
 گلچین آنلاین
ساعت کنسول رومانو  از جنس فایبرگلاس نشکن مي باشد. آبکاری آن با دستگاه وکیوم جلوه ی خاصیبه آن بخشیده و زیبایی آن را دو چندان کرده استاز ویژگی های مهم این ساعت مي توان به قابلیت شستشوی آن اشاره کرد.
این محصول در بهترین کیفیت و با ۳ سال ضمانت به متقاضیان عرضه مي گردد. خدمات آبکاری شیشه
تاریخچه ساعت های دیواری
در سال ۱۶۷۰ ميلادی ، ساعت های ایستاده توسط ویلیام کلمنت. طراحی و ساخته شد که به نوبه ی خود تحولی عظیم در دنیای ساعت به شمار مي رفت.
محل قر
ساعت کنسول رومانو  از جنس فایبرگلاس نشکن مي باشد. آبکاری آن با دستگاه وکیوم جلوه ی خاصیبه آن بخشیده و زیبایی آن را دو چندان کرده استاز ویژگی های مهم این ساعت مي توان به قابلیت شستشوی آن اشاره کرد.
این محصول در بهترین کیفیت و با ۳ سال ضمانت به متقاضیان عرضه مي گردد.
تاریخچه ساعت های دیواری
در سال ۱۶۷۰ ميلادی ، ساعت های ایستاده توسط ویلیام کلمنت. طراحی و ساخته شد که به نوبه ی خود تحولی عظیم در دنیای ساعت به شمار مي رفت. خدمات آبکاری پلاستی
یه روز يکی ميگف ساعت و دقیقه که يکی ميشه یعنی يکی به یادته.
مسخره ترین حرف عالم بود حرفش ميدونم.
ولی ما باورمون شد همين جوری الکی.
ميدونی که دنیا همونیه که باور داشته باشی نه؟
ميخوام بگم حالا که ساعت گوشیم خود به خود رفته رو طاعت دمشق و هر بار که نگاهش ميکنم ساعت و دقیقه ش يکیه ته دلم قرص ميشه واقعنی.
ميدونی که دنیا همونیه که ته دلت بگه مگه نه؟
ته دل من این روزا آشوبه که تو کی هستی که از دمشق به یاد منی.
ميدونی حاجتم چیه.
ميدونی خدا گفته بخوانید ت
 اون دیویست و چهل ساعت کوفتیو با دعوا و زور تمومش کردم و خب اصلنشم هر نمره ای ميخوان بهم بدن ،بدن' آی دونت گیو شت 'همينقدر صریح:/
کنار شیش روز کار در هفته هفته ای ام شیش ساعت کلاس زبان ميرفتم و خب هر طوری حساب کنی اینکه من  الان جایی ام که از سرمای طبیعی هوا قراره زیر پتو بخوابم کاملن حقمه:/
اینکه دیروز طی یه حرکت انتحاری ساعت هشت شب چمدونمو بستم و ساعت یازده راهی شدم اونم بدون هیچ برنامه ریزی حقمه
اصلنشم من حق دارم همه برنامه هامو یه هفته بخوابو
دوشبه زود ميخوابم ساعت ده اما خوابای اشفته ميبینم ساعت دو و پنج بیدار ميشم چقدر سخته پنج وقتی بلند ميشی کلی سرحال باشی حالا که فکرشو ميکنم من فقط دارم فرار ميکنم از کابوس از .
دلم براخودم تنگه نه هیچ کس دیگه ی دیروز خواب باباجون دیدم خدا بیامزردش هیییی.
حد فاصل بین کنکور تجربی و زبان اکانت اینستاگرامم رو بازیابی کردم. همون لحظه با خیل عظیمي از پیام‌های خوش برگشتی!» مواجه شدم. تمام پیام‌ها رو جواب دادم و راهی کنکور زبان شدم. کنکور زبان که تموم شد برگشتم خونه و دیدم ميم» برام توی همون اینستاگرام ویس فرستاده. بهش گفتم که گوشیم آپدیت نشده و تبع اون نمي‌تونم اینستاگرام رو هم آپدیت کنم. یه کلمه نوشت: قراره بیام.» نوشتم: واییییی چقدر خوشحال شدم!» نوشت: برای هميشه ميخوام برگردم…» و در همين ل
هر چه مصیبت داریم از همين دو جمله است
سبکسری ميکنیم و سهل انگاری،
به آن دو کلمه ای که ميدانیم عمل نميکنیم
همين
پ.ن: حواسم به منم هست؟ نه خیلی (عطف به همان جمله اول)
لعنت به این ذهن قالب زده برنامه ای، عزیز من برنامه نميخواد اگر روزی باید برای خودت وقتی بگذاری بگذار چه يک ساعت چه ده ساعت
سرعت پیشرفت تکنولوژی به قدری زیاد شده که گاهی پیگیری موارد عرضه شده جدید هم کاری سخت ميشود. اما حالا شرکت های بزرگ تکنولوژی ميخواهند بازاری جالب و کم تر مورد توجه قرار گرفته را هدف قرار دهند. بازار محصولاتی که مختص کودکان هستند. بازاری که تا به حال محصولاتی همچون تبلت و تلفن همراه های مخصوص کودکان را به خود دیده است این بار با محصولی تا حدی منحصر به فرد رو به رو شده است.ساعت هوشمند شیائومي مي بانی واچ 3 سی با ویژگی های بسیار جالب خود معرفی گردی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب