نتایج پست ها برای عبارت :

میلاد راستشو کجایی دیگ نمیکشه مغزم کجایی با چشام دیدم مردم خدایی

بهم گفت میشه منو یادت نره و فراموشم نکنی،؟گفت از اینکه فراموش بشم و از یاد آدم ها برم و منو یادشون نیاد میترسم.گفتم آره چرا نمیشه.گفت دروغ میگی،!!خنديدم و نتونستم جواب تو دل و ذهنمو بهش بگم با همون حالت خنده گفتم حافظه ی قوی ای دارم و تموم شد.ولی ماجرا این بود که ترس اون رو من ثانیه وار با حرکت عقربه ها و گردش خورشید تجربه کرده بودم.اما اون نمی‌دونست که من رنگ رژ لب همیشگی شو با اون قوس ابروهاشو حتی آشفتگی و موج ریز موهاشو توی تک تک سلول های خاک
[In reply to My music]
Mehraad Jam
Shiko Pik
#MehraadJam
تورو دیده رد داده قلبم 
نباشی میمیرم حتماً
آخه یه جایی از قلبموُ زدی
که نزده بود هیچکی قبلاً
دلم می خواد یه جای شیک و پیکو 
تو باشی و تو باشی و من و یه موزیک هیتو
زبونم بگیره بخوام بگم می خوامت!
میمیرم من بی بی تو
هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
همین دیشب بازم خوابتو ديدم 
چشام قفلی زده بازم رو عکسات
نیاد روزی که چشماتو نبینم
هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
همین دیشب بازم خوابتو ديدم 
چشام قفلی زده بازم رو عکسات
دانلود آهنگ جدید شایع و خلوت به نام کجايي دادا
دانلود آهنگ جدید شایع و امیر خلوت به نام کجايي دادا
Download New Music Shayea Ft Amir Khalvat Called Kojaee Dada
دانلود آهنگ کجايي دادا از شایع و خلوت
| اطلاعات بیشتر در ادامه مطلب |
این آهنگ یکی از ترک های آلبوم فرکانس میباشد

ادامه مطلب
امروز صبح بعد از سلام و صبح بخیر یهو ديدم رفت. گفتم چی شد؟ کجايي؟ بعد از چند دقیقه یه ویس فرستاد که مهراد بابام حالش بد شده من بعدا بهت پیام می دم. از بغض ته ویس اشک تو چشام جمع شد. هی خدا خدا می کردم که اتفاقی برای پدرش تیوفته. تا ساعت دوازده که پیام داد "به خیر گذشت" من مُردم و زنده شدم. 
لعنت بر این دوری  کی تموم می شه این فاصله 
خیلی نگرانش بودم خیلی 
|•وقتی بهش میگفتیم
چرا گمنام کارمیکنے میگفتــ :
ای بابا همیشه کاری کن 
کہ اگہ خـــدا تو رو دید 
خوشش‌ بیاد نہ مردم . (:
 
شهید ابراهیم هادے. 
+یه متن ديگه آماده کردم اما تا اینو خوندم دلم نیومد نزارمش:) 
++باید این متنو هزار بار بخونم تا قشنگ بره تو مغزم
نتونستم بخوابم حتی یک ذره. فقط درد داشتم و درد. جسمی و روحی.
سرمو میزاشتم رو بالش اشکال مختلف بهم حمله میکردند. همون شکل های قدیمی که نمیدونم مغزم از کجا میارتشون. یادمه شروع نقاشیم اینجوری بود که بتونم این اشکال رو بکشم. ولی هنوز موفق نشدم هنوزم حس میکنم از نقاشی بدم میاد. ولی مجبورم یاد بگیرم. من چجور هنرجوی گرافیکیم نمیدونم! خب ولی بوده زمان هایی که عشق کردم از طراحی کردن.
اشکال رومیگفتم ، حالتای عجیبی دارند مثلا ساده ترین حالتش یک دایره ا
چون خسته ام. چون رو پله برقی مدام آرنجم رو میذارم رو دسته هاش و پشت دستمو رو پیشونیم. چون خیلی وقته حتی تو سررسیدمم ننوشتم! چون خسته ام. انقدری که مثل قدیما نمیرم بشمرم ببینم چند روز میگذره که تو سررسید چیزی ننوشتم. 
راستشو بگم؟ چون ترسیده ام. دارم نگران خودم میشم. به بدنم نگاه میکنم و باورم نمیشه این همه چاق شدم! راستشو بگم؟ برگشتم چون ترسیدم!
به تصویر زمینه گوشیم نگاه میکنم. خیلی خوب افتادم تو اون عکس! دماغم قلمی و سمت چپش اون چال ریز لپم. 
 دلم
بعد از دوسال انتظار منو همسر شب ولادت امام رضا ع به هم محرم شدیم :) و چند هفته بعد امام رضا طلبیدن و به اتفاق همسر و خانوادش رفتیم مشهد 
راستشو بگم خوش نگذشت به جز یه قسمت های کوچیکی :) 
بیشتر ناراحتی ازش به یادگار موند (با همسر همه چی اوکی بود مشکل از جاهای ديگه بود )
حالا که دومین سالگرد محرمیتمونه کاش دوباره امام رضا بطلبن و چند هفته بعد مشهد باشیم خیلی دلم هوای زیارتو کرده :(
چندشب پیش خواب ديدم میخواستم برم مشهد اما جور نمیشد ،  اینقدر ناراح
پر پرواز که گشتیتو که پروانه نبودیتو که در جهان عاشققدمی نگذاشته بودیتو که از عاشقان گریزانپی عمر رفته بودیتو که نامه ها نخواندهغزل نهان نخواندیتو به آسمان کجاييبه زمین ریشه کردیتو که با حدیث مردمهمه زندگی بکردیبرو ای غزل سرایمغزلی دگر بخوان توکه برای ما در عالمبود آسمان ديگر. 
دیشب تو بیداری رویای حسین رو ديدم 
بعد که رفتم خوابیدم نمی دونم خواب چه چیزیو ديدم اما خیلی خوب خوابیدم و وقتی بیدار شدم فکر می کردم رو بهارخواب خونه مون هستم 
وقتی هم راه افتادم صبح بیام خونه باز هم رویای حسین باهام بود 
رویای قشنگی بود 
گرچه که تو کلش گریه می کردم اما همین که بغلم کرده بود و من همه ی دلخوریامو بهش می گفتم و میخواست از دلم دربیاره خیلی خوب بود 
کجايي تو؟ چی کار می کنی؟
دومین پست امروز
+ من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم؟!
- خسته است. شبها دیر میخوابه!
× آدم فقط تو آغوش مادرش تنها نیست!
+ حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم.
× دیالوگ حمید جبلی‌ـه!
- سرش شلوغه!
+ شب و روز در خیالی و ندانمت کجايي.؟!
- ولی خدايي بیکاره! بی کار، بی عار، خسته، مشغول.!
× پ بده!
- حالا یهویی همین وسط؟! دارن نگامون میکنن!
+ پروانه‌ی او باشم و او شمع جماعت.
~ استعاره است.
- پِ یا پَ ؟!
+ تو ز ما فارغ و 
ما از تو پریشان
تا چند؟!
~ تا نیمه‌ی شب!
- زدی تو کار نو
خداحافظی کردیم خداحافظیمون از این خداحافظی های با دعوا بحث و جدل نبود خیانتی هم تو کارنبود یه قدم اون یه قدم من برداشتیم همینطور هی دورتر و دورتر شدیم تاجایی که دست ت دادن خداحافظیمون هم ندیدیم فقط قدم هامون رو شمردیم تا رسیدیم تهش وقت اضافه ای هم تو کارنبود خودمون سوت پایان رو زدیم من میگم مساوی شدیم آخه اگه بگم اون باخت خود خواهیه ولی یکی از اون بیرون نگاه میکرد جریان رو میگفت آره اون باخت چون معلوم بود چقدر من بیشتر دوسش دارم حتی بگه چ
آخر سالی افتادم به جون وبلاگ و همه عکس های پست های قبلی رو پاک کردم. جدیدا بیشتر رمان می خونم و به این نتیجه رسیدم که زیباترین تصاویر آنهایی نیستند که با چشم میبینیم بلکه اونایی اند که نویسنده برامون تصویر سازی کرده.
این نتیجه گیری جدید سبب شد که من ديگه عکسی توی وبلاگ منتشر نکنم و صرفا فقط بنویسم و بنویسم و این نوشتن رو هم برام سهل تر میکنه. ديگه دغدغه گرفتن عکس و ادیت کردن و بارگذاری و قس علی هذا وجود نداره و راحت تر هر چی به مغزم میرسه انجا جا
وقتی این روزها اوضاع مملکت را می‌بینم یاد "قلعه" بازی کردن خودم می‌افتم، یاد صدای روی مُخ آن مردک وراج که پشت سر هم می‌گفت:" سرورم آذوقه کم است ؛ سرورم مردم گرسنه هستند ؛ سرورم رعایا دست به شورش زده‌اند؛ سرورم از انبار ی شده است، سرورم." البته چندباری هم به خاطر دارم که گفت "سرورم مردم راضی هستند؛ سرورم مردم بسیار شما را دوست دارند، سرورم." و از این دست حرف‌های تخیلی که فقط مختص بازی هستند!امشب هر چقدر به مغزم فشار اوردم نتوانستم جملاتی
ساعت 02:50 شبه.
من هنوز بیدارم
و خوابم نمیبره
چشمام خیلی خستس و خودمم خیلی خوابم میاد
اما فکرم خیلی درگیره
مغزم نمیذاره بخوابم
هزارتا تب تو مغزم باز شده ، به هزارتا چیز باس فک کنه، واس همین هنگ کرده
و کلا ديگه نه میتونه فکر کنه نه بخوابه
نمیدونم چجور ذهنمو آزاد کنم
حس جنسی منسیم هم رفته چن وقته
کلا خیلی بی‌حسم
روزا هم منگم
همه صداها انگار بم شدن
نمیتونم رو هیچی تمرکز کنم
رو هیچی
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
کاش شب تموم شه سریع
~~~~~~~~~~~
گاهی یه چیز تو ذهنم بم میگه ک
ریا نباشه به هرچی فکر میکنم بعد مدت کمی جوابش میاد جلو چشام خیلیم واضح و شفاف
فکر میکردم چطور آدما یهو ازین رو به اون رو میشن؟؟؟ چطور یهو اعتقادات و افکارشون ناگهان تغییر میکنه؟؟
خیلی ساده اس کم کم هیچ کی یهو عوض نمیشه و هرکیم عوض نشده معنیش این نیست که اگه شرایط براش مهیا بشه هم همونی که هست میمونه!
سرزنش نکنید کسیو حتی تو دلتون اگه سرزنش کردین مطمئن باشین تا زنده این سرتون میاد
و مهمتر از همه چیز و همه کس فقط خداست
آدم نباید به خودش مغر
یه فامیل جالبی دارم ، سه بار منو تو این سال 98 دیده هر سه بار هم پرسیده که چه رشته ایی میخونم ، میگم فلان ، میگه : عه همینجا ؟ میگم بله ، میگه فلان دانشگاه اینجا ؟ میگم بعله ! بعد تو هر سه دفعه من علامت تعجب شدم که چرا اینجوری میکنه ! واقعا یادش میره یا نه یه مردم ازاریی داره تو وجودش!
. حوصله ی هیچی جز خواب رو ندارم ، کی تموم میشه این دانشگاه یکم بگیرم بخوابم ! به تحویل پروژه فکر میکنم مغزم داغ میکنه |:  
یه فامیل جالبی دارم ، سه بار منو تو این سال 98 دیده هر سه بار هم پرسیده که چه رشته ایی میخونم ، میگم فلان ، میگه : عه همینجا ؟ میگم بله ، میگه فلان دانشگاه اینجا ؟ میگم بعله ! بعد تو هر سه دفعه من علامت تعجب شدم که چرا اینجوری میکنه ! واقعا یادش میره یا نه یه مردم ازاریی داره تو وجودش!
. حوصله ی هیچی جز خواب رو ندارم ، کی تموم میشه این دانشگاه یکم بگیرم بخوابم ! به تحویل پروژه فکر میکنم مغزم داغ میکنه |:  
دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی بنام خداحافظ با بالاترین کیفیت










Download New MusicAli Lohrasbi – Khodahafez
ترانه: ميلاد فلاح , موزیک و تنظیم: محمد لطفی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

 










 
متن آهنگ جدید علی لهراسبی بنام خداحافظ  :
دستم از دستای تو دور موند چون چشم دنیا شور بود خنده هام بعد تو بی روح شد درد تو قد یه کوه شد چه شدش بی معرفت کی تورو اینجوری دیوونه کرد اون قلب سنگیه بی رحم بی درد هی تورو هی دور و دورتر میکرد برس به دا
یکی از استادامون برامون کتابی گرفتن که از خود نویسنده به دست ما رسیده؛ که از قضا خود ایشون داخل کتاب یه چیزایی یادداشت کرده؛ برای من خیلی هیجان انگیز بود که یادداشت مستقیم نویسنده رو بخونم. بنابراین اون کتاب که دست نوشته نویسنده رو داشت خودم برداشتم. و خدا رحم کرد که خودم برداشتم؛ چون یکی از همکلاسی هام گفت من اگه باشم پاکش میکنم خودم مینویسم. فکرشو کن میخاست دست خط نویسنده کتابو پاک کنه!!!! 
یه رسم خیلی خیلی خوبی تو کشورهای اروپایی هست که نو
سلام
امروز سردردم بهتر شده
چند ساعتی با دوستم بیرون بودم
راستشو بخواید لذتی نمی برم منتهی چون حواسم رو پرت میکنه دوس دارم
نمیدونم شایدم اشتباهه
در درون و تفکر خودم دارم تغییرات و تفکراتی حس میکنم 
چیزهایی که باعث پیشرفتم میشه
به دعای تک تک شماهایی که شابد این مطالبم رو میخونی نیاز دارم
زندگیم عجیب به یک اتفاق خوب نیاز دارد
کاش میشد برم مشهد
بیخیال
میخوابم
خدا نگاهم میکنی؟؟
شب بخیر
دانلود آهنگ جدید علی اصحابی بنام عاشق قدیمی با بالاترین کیفیت











Download New MusicAli Ashabi – Asheghe Ghadimi
ترانه: اشکان جعفر نژاد , تنظیم: شاهین طاها
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید علی اصحابی بنام عاشق قدیمی :
دلم عاشقه قدیمیته خرابه چشمای مشکیته دوست دارم مگه حالیته آخه دیوونه فقط با تو عاشقی میشه اگه تو بیای چی میشه بی تو مگه زندگی میشه آخه دیوونه دونه دونه نم نم بارونه دل کندن از من چرا واست آسونه برگرد خو
پس از
تصویر سوت ممتدی که از شب قبل آمده بود روی تصویر تلویزیون، برنامه کودک شروع می‌شد.
ساعت پنج عصر با آن پیش‌پرده کارتونی بَگ بَگ بَگ بَگ.». پنج عصر شاید تاریک‌ترین
ساعت روز باشد. تابستان‌ها گرچه‌ روشن است، ولی چنان عقربه‌ها بیهوده جلو می‌روند
که حس انفعال و مرگ را منتقل می‌کنند. برای همین بهتر است خواب باشید پنج عصر
تابستان. زمستان‌ها هم که واقعا شب است. اگر از مدرسه آمده باشی که ديگر بدتر.
معلم کلی مشق ابزود ریخته سرت در این حد که از
توی دوران دبیرستانم هر قدر از دوست دورو و مسخره ام "ح"  ضربه خوردم
حالا توی دانشگاهم ديدم دوستی که انتخاب کردم "ی" همونقدر احمق و عوضیه ، همونقدر منفعت طلبببب و حریص ، حسود و واقعا غیردوست 
غیردوست
هرچی هست  ، دوست نیست واقعا ناراحتم که چرا این دو ترم توی اکیپ مسخره ای بودم که تمام گفته هاشون یا غیبت پشت همديگه بود یا پشت پسرای مردم و واقعا متاسف شدم برا خودم ک اینجور ادمای چیپی دور و ورمن و من؟ من دو ترم دانشگاهمو با اینا گذروندم 
من اییینقد ب
ینی از ما بی جنبه تر فکر نکنم وجود داشته باشه :))تا ته این سریالرو درنیاریم که ول کن نیستیم خواب و خوراک و از خودمون گرفتیم سه تایی چشامون شده کاسه خون انقد که به تی وی زل زدیم :)))البته که این عادت زشت نه تنها برا فیلم و سریال تو من عین کرم میلوله راجبه کتاب و رمانم صدق میکنه اصن تا یچیزی تا تهش نرم ول کن نیستم همین روزاس که ایشالا چشام دراد :/ بسکه به گوشی و لپ تاپ و تی وی و کتاب نگاه میکنم :)))گفتم لپ تاپ ;((خداکنه درست شه :((
اصلا فکرش را هم نمیکردم نمره ی کافی را بیاورم. ولی وقتی صدایم کردند و گفتند برو اتاق 101. با ترس و اشتیاق رفتم. اتاق خالی بود و خانمی روی یک صندلی روبروی یک مونیتور نشسته بود. در را باز کردم و لبخند زدم، نمیدانستم باید بگویم سلام یا های! در بستن را لفتش دادم که گفت های! نفس راحتی کشیدم و گفتم های!. نشستم، سوال اولش سخت نبود پرسید از خانواده ی بزرگی می آیم یا کوچک. گفتم کوچک، من فقط یک داداش دارم. خانم گویا که موضوع خوبی پیدا کرده بود گفت راجع برادرت
سکوت
تفرقه کوتاهیست از تاریکی در تره ی سیاهی شب ، این روزها و شبها آرامش معنای ديگری دارد و سکوت نجوای بی کسی است .
بی هدف در بیابان ، در خیابان و در کوچه ها پرسه میزنم شاید ای نگار من 
یکی از این شبها بتوانم
در ره مهتاب رویت را ببینم .
کاش امشب یا شب های ديگر تو باشی و من همچنان در جستجوی تو و در عطر بوی تو غرق باشم .
ای نگار راستین من ای مهربان من و ای زیبا ترین ترانه ی سکوت من در کدامین کوچه ها آرمیده ای ؛
من در این تاریکی و در این شب و در این سکوت ب
خیلی بهم ریختم امشب.خیلی.ولی خوبم الان.حالم بهتره.+گاهی وقتا یه حرفایی هرچقدر هم كه ساده باشه بدجور دل ادم میشكنه.خیلی دلم شكست امشب.اشك تو چشام جمع شد.ولی با وجود همه اینا یه خوبی كه وجود داشت این وسط این بودش كه ديگه مُرد واسه من.+امشب ارزو كردم واسه همیشه دور شم از این شهر.اونقدر دور شم كه دست هیچكس بهم نرسه. 
چندوقته موقع نماز خوندن به خودم میگم یه نماز قشنگ  بخونم امروز حالم خوب شه،
الله اکبر،بسم الله الرحمن الرحیم،الحمدالله رب العالمین.
و بعد
به خودم میام و میبینم دارم سجاده رو چمع میکنم
چه بد که انقدر بی حواس باشه ادم وقت نماز
ازتو چیزی به یادگاری بردنبا دو خورشید در دل اما دلسرد!چند سال است که تو را ندیدنتو را در پیاده‌روها گشتندر توهم مه‌آلود یک روز بارانیشکل ديگرانی که می‌آیند و می‌روندنزدیک‌تر می‌آیند!دیوانه‌وار از پیشم رد  می‌شوندو ديگر تو نیستی!در این خراج پاییزی افسوس!چه کسی می‌تواند جای ما را گرفته باشد!؟چگونه می‌توانم برگردم  به خانهاز بدرقه‌ی قطاری که رفته استچگونه می‌توانم برگردمو راه خانه را گم نکنمچگونه می‌توانم آیا، اما نمی‌توانم!نمی‌د
خوشحالم که یک وبلاگ دارم.
خوشحالم که این وبلاگ رو دارم.
مغزم خسته است. اطلاعات ورودی پرفشار و پرحجم وارد مغزم شده. فرصت فکر کردن نداشتم. الان که خلوتم برگشته، تحلیلشون سخته. ای کاش می‌شد یه‌جوری بدون حرف زدن حرف زد.
دیالوگ برام سخت شده. سوال می‌پرسن درست جواب نمیدم. این چند روز زنگ می‌زدن برنمی‌داشتم.
افسردگی گرفتم.
بهت عجیبیه.
+ فکر کنم واضح شد که ناراحتی غلبه‌ی خیلی بیشتری داشته. گرچه پشیمانی در کار نیست.
+ هیچ قصد نداشتم در مورد این حجم از
بگذار مردم بگویند کفر می گوید.
گفتم مردم ؟ اصلا من را چه به مردم!
من را همان خدا که چشمانِ تو را آفرید تا من دیوانه ات شوم کافیست ! همه چیز زیرِ سرِ همین خداست
که تو را بی هیچ دلیلی آنقــــدر برایِ دلِ من عزیز کرده که حتی به وقتِ دلگیری دلتنگت باشم.
همین خدايي که می داند تو گذرت هم به این حوالی نمی خورد؛ اما باز کلمات را مجبور به نوشتن برای تو می کند.
من ؛
جای تمام کسانی که کنارت هستند.
جای تمام کسانی که تو را می بینند.
جای تمام کسانی که در قابِ
ابن سیرین گوید:اگر بیند که عالم یا فقیه شد و بیننده جاهل بود دلیل است بر زبان مردم افتد به بدی و اگر عالم بود علم او زیاده گردد.کرمانی گوید:اگر بیند که مردم را علم می گفت و بیننده عالم نبود به حیله مردم آن دیار را مسخره خود گرداند و اگر بیند بیننده عالم بود جاه و بزرگی یابد.اگر بیننده به واسطه علم از مردم عطا بستد دلیل است از مردم رشوه ستاند.حضرت امام صادق(ع)می فرماید:اگر بیننده این خوابها عالم بود بر چهار وجه بود،اول بزرگی دوم عز سوم قبول مردم چ
بعد اینهمه سال هنوز وقتی اسمش میاد گوشام تیز میشه قلبم میریزه پایین اشک توو چشام جمع میشه که چند ساله گم شده و هنوز نتونستن پیداش کنن و هیچکس نمیدونه کجاس زنده س مرده س خودش رفته یا بلایی سرش آوردن
هنوز ته قلبم و ذهنم منتظرشم حتی اگه مال من نباشه
بالاخره طلسم پارک ملت و بستنی متری هم شکست . از کی تا حالا میگفتم ها . آدم از هرچی بستنی عه اشباع میشه !سین امروز توی تست صدا پذیرفته شد و من خیلی براش خوشحالم :))) راستی رفتیم پارک !بابا کجايي که دخترت فوتبال بازی کرد !دروازه بان بود . تازه 6 تا گل هم خوردم! سر تا پام هم خاکی شد !ینی اون موقع بابا تو ترافیک بود و نبود ببینه شاهکار دختر شو ! یه دفتر طراحی گل گلی میخوام ! میخرم !
امروز محی اومد پیشم حرفایی که فاطمه یکی از دوستای قبلنم که از صافی رد نشد بهم نشون داد:))
سردرد شدم از چرتو پرتایی که راجبم گفته بود و سعی داشت ذهنیت بهترین دوستمو نسبت بهم خراب کنه و خودشو خوب جلوه بده
باورم نمیشد کسی که یکسال دائم پیگیر کارام بود و بهم میگفت تنها و بهترین دوستشم اینجور کاریو بکنه
میدونین من همیشه سعی کردم حقیقتو بگم حتی اگر برام بد بشه ولی خیلی از اونایی که باهامن اینقد ک من صادقم صادقو راستگو نیستن
حالا میفهمم چطور چند نفر
ساعت چند شب شده؟ 
بیقرارتر از من توی این شهر نیست بخدا. چطور سر کنم؟ نه سر نمیشه.نهبی تو به سر نمیشود
پیشم نیستی .تو گلوم گیر کرده نفسمو میگیره
جون داد زدن هم نیست
این شبا دلم مردن میخواد.وقتی اومدی صدام کن زنده بشم
نه
نه
طاقتم نیست. 
بیا بغلت کنم.  آروم بگیرم
بیاکه چشام و دلم و دنیام
تو چطوری هونم؟
همیشه از بچه گی دنبال شغل آیندم بودم، یادمه اول دوم دبستان بودم که به خاطر کشیدن دندونم رفتیم دندان پزشکی انقدر از اون دندان پزشکه خوشم اومده بود که تصمیم قطعی گرفتم حتما بزرگ شدم دندان پزشک ماهری بشم، اما بعدش از بین صحبت های بزرگترا فهمیدم دندان پزشکی شغلی است پر درامد اما باید جرعت اینکه دستتو بکنی تو حلق ملت رو داشته باشی، که فهمیدم اصلا نمیتونم جیغ داد های دخترکی چند ساله زیر دستم که به خاطر درد دندانی که من بهش دارم وارد میکنم رو تحمل
نمیدونم چرا هنوز تو مغزم نرفته که با فلانی ديگه همه چی تموم شده،مغزه لعنتی هرازگاهی میگه هی تو به فلانی اینو بگو الان،هی تو الان این عکسو واسش ارسال کن،هی تو الان بهش فکر کن فکر کن فکر کن.مغزم چشه؟چرا نمیفهمه فلانی ديگه نیست چرا نمیخواد بفهمه فلانی دل خوشی نداره ازش.
میرسیم به سعدی که:

.ای مسلمانان به فریادم رسید
کان فلانی بی‌وفایی می‌کند
کِشتی عمرم شکسته‌ست از غمش
از من مسکین جدایی می‌کند.

+حالا اگر زرتشتی،بودایی،مسیحی و ديگر ادیان هم
مغزم، دلم، روحم، جسمم مدام طعنه می‌زنند که ۲۸ام هم گذشت، پس چه شد آن وعده و وعیدها و من خودم را به کوچه علی چپ زده و طعنه‌ها را بی پاسخ گذاشته و به باقی کارهای مانده مشغول می‌شوم. به "خود" قول داده‌ام، تیر نگذرد، جهادیِ تیر نگذرد.تا یار که را خواهد!
معاون اول رئیس جمهور گفت: من در برخی از مواقع در جایگاه خود از مردم عذرخواهی کرده‌ام چراکه واقعا همین حالا هم شرایط مردم سخت است، اما با وجود تمام فشار‌هایی که برای ما در نظر گرفته شده بود اقتصاد ایران از هم نپاشید و از تلاطم عبور کرد. 
در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می‌کردند.فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می‌برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد، تا اینکه فکری به سرش زد.به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت: قیمت جهنم چقدر است؟کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!مرد دانا گفت: بله جهنم.کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه
ادامه مطلب
عکس ميلاد کی مرام و پدرش
عکس ميلاد کی مرام و پدرش
ميلاد کی مرام بازیگر خوب سینما ، تلویزیون و تئاتر ضمن تبریک روز پدر و ولادت (ع) ، عکسی از خود و پدرش منتشر کرد ، برای مشاهده این تصویر در ادامه با پارسی سرا همراه باشید.
ميلاد کی مرام در کنار پدرش
ميلاد کی مرام با انتشار تصویر بالا نوشت : عشق جان، اسطوره ، تکرار نشدنى روزت مبارک. روز مرد ، روز پدر ، روز بزرگى و معرفت مبارک. ميلاد حضرت على مبارک. پ ن : خدایا تو این روز عزیز تورو به على قسمت م
مردم میخوابن که استراحت کنن، من میخوابم که تو خواب سوالای فلسفی طرح کنم :||
تو خواب دیشبم با چند تا از فوامیل :| که کاملا رندوم و بی ربط انتخاب شده بودن زدم به کوه و بیابون و کاملا بی هدف هر جا که جاده خراب تر بود،اون میشد مسیر ما:/
بعد ماشینو پارک کردیم وسط جاده وتصمیم گرفتیم پیاده بریم و از وسط زمین کشاورزی های گِلی رد بشیم.
وسط راه خسته شدیم و تو گٍل ها خوابیدیم و بسی کیف کردیم.
بعد انگار که به مقصدمون رسیدیم فهمیدیم روزه ایم و باید افطار کنیم ول
این چند روز خیلی فکرم درگیر بود بخشی از این درگیری مربوط به قسمت آگاه مغزم بود و خودم میفهمیدمش بخش ديگه اش هم تو اون قسمت نا خود آگاه مغزم بود که بیشتر از همه CPU مصرف میکرد و کلا باعث خستگیم شده بود . امروز تقریبا به مرز جنون رسیدم البته قبل از اینکه ادامه PHP رو کار کنم . باید بتونم افکاری که تو ناخودآگاهم هست رو شناسایی کنم تا اینقدر ازم انرژی نگیره . از ساعتا 10 تا همین الان درگیر یادگیری PHP بودم . این چند روز با اینکه این افکار لامصب هجوم
آدمای خوب هم در شرایطی کارای بد انجام میدن ،
گرچه یه روزایی هم میتونن بد باشن و کارای خوبی بکنن ،
وقتی در میانه ی همه حرفای نگفته ام به گلایه هام میرسم اونا رو تو خیسی چشام حل میکنم و به خودم میگم ،
تو که همه جوره از تقدیر طلب کاری  اینم روش ،:
و این منم 
که ديگه  حتی با خودمم دردودل نمیکنم به گمانم غم وغصه هم از دست من عاصی شده ،
خیلی ها فکر میکنن چون کسی دور و برشون نیست یا با هیچ کس رفت و آمدی ندارن ،
تنهان 
ولی تنهایی رو کسی میفهمه که شلوغی دورو
به نظرتون چه شکلی میشه که پسری از دختری که ازش بزرگتره خواستگاری میکنه؟؟؟برای یکی از آشناها پیش اومده مغزم داره همینطور ارور میده!
دارم به این اتفاق فکر میکنم و بیسکویت ساقه طلایی سق میزنم و نوشته روی جعبه بیسکویت بدجور مخمه .ساندویچی و نرم!خیلی دوست دارم تعریفشونو از نرم بدونم.!
همین 
دانلود اهنگ هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم همین دیشب بازم خوابتو ديدم (مهراد جم) کیفیت 320
دانلود اهنگ مهراد جم هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
دانلود هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
دانلود آهنگ مهراد جم شیک و پیک (هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم) | کیفیت . دانلود آهنگ جدید مهراد جم شیک و پیک ♫ دانلود اهنگ تورو دیده ردداده قلبم ♫ آهنگ دلم میخواد یه جای شیکو پیکو از مهراد جم به همراه تکست و بهترین .دانلود آهنگ مهراد جم به نام شیک و پیک - رز موزیک
سرم گذاشتم روی بالشت اشکم اومد پایین دلم خواست میتونستم و میشد به ژینو پیام بدم و بگم امشب واقعا از ته دل برای اولین بار احساس دلتنگی شدیدی نسبت بهت کردم،اونقدر که اشکم ریخت بعد اون تابستون لعنتی امشب اولین بار بود که بغض کردم بابت اینکه ديگه دوست نیستیم و ازت بدم میاد.
واقعا چی میشه که این میشه؟دلم تنگ شده واسه خیلی چیزا خیلی چیزا هیچکس نمیتونه بفهمه چقدر اشک دلشون میخواد بریزن پایین از چشام،بچه شدم میبینین؟.من خیلی چیزا از دست دادم که هنو
آقا امروز تصمیم گرفتیم پاشیم بریم الکامپ و این حرفا
صبحش پاشدم داداشمو بردم کلاس فوتبال و قرار شد ورش دارم بیارمش خونه بعد برم (چون کسی خونمون نبود این وظیفه خطیر افتاد گردن من :| )
ساعت یازده بود که دیننننننگ گوشیم زنگ خورد :|
کیه؟ بعله پدر هستن
جواب دادم و فهمیدم این بچه با نیم متر قد پریده هد بزن کله ش خورده تو تیرک شیکسته :|
هیچی ديگه رفتم آوردمشو این حرفا حول و حوش ساعت 2 بود زدم بیرون که برسم ببینم بالاخره چی داره
چشتون روز بد نبینه
اینقد ذهن
15 آذر "ملت عشق"رو برداشتم و گذاشتم رو همون میز همیشگی.کلی تعریف و انتقاد ازش توی مغزم بود و فقط اماده بودم که شروعش کنم،شب 24 صفحه ازش خوندم و خوابیدم،روزه بعد یعنی 16 آذر هم تا صفحه ی 63 و امروز هم تا 112حدودا 399 تا صفحه س اگر اشتباه نکنم!.تا اینجا بد نبود و احساسات الا برام قابل درکه.تو این روزا از سال با وجود پودمان ها و امتحانا با کتاب خوندن اینگاری روی طناب راه رفتم.همیناش جذابه ديگه مگه نه؟.
موبایل‌های هوشمند امروزه یکی از رایج‌ترین دوربین‌هایی هستند که مردم استفاده می‌کنند. به راحتی ‏می‌توان فهمید چرا؟ چون جمع و جور هستند و اکثر مردم هر زمانی در روز که بخواهند به یکی از آن‌ها ‏دسترسی دارند؛ انگار آن‌ها به مردم وصل شده‌اند و از آن‌ها جدا نمی‌شوند. ‏روستای جوروند
عکس نوشته تبریک ميلاد امام رضا ع و دانلود عکس نوشته های باحال و جذاب ميلاد امام رضا (ع) با لینک مستقیم
بهترین و جذاب ترین و قشنگ ترین و جالب ترین و باحال ترین عکس نوشته های تبریک ميلاد امام رضا ع با کیفیت عالی و خوب
عکس نوشته تبریک ميلاد امام رضا ع با کیفیتهای عالی و خوب و دانلود رایگان عکس نوشته های ميلاد امام رضا (ع)
زیبا ترین و جالب ترین و قشنگ ترین و باحال ترین عکس نوشته تبریک ميلاد امام رضا ع با کیفیت های عالی و خوب
دانلود جدید ترین و بهترین
هی سارا ؛ می بینی چه قدر ازت رد شدم؟! از کجا اومدم کجا؟!از اون جایی که توی زل آفتاب نشسته بودم رو نیمکت حیاط و تو اومدی کنارم و بدون این که خیلی نگام کنی باهام حرف می زدی ؛ می خواستی ببینی چمه. همه چیز هم با سپیده ربط داده بودین به رومینا. البته که ربط داشت ؛ اون روز خیلی همه چیز روی اعصابم بود؛رومینا بیش تر . رومینا یه روز اومد و فرداش ديدم رابطه داره کجا می ره؛بست فرند سیو بود به جانِ شما ؛ نمی دونم چی شد تهش دستاش قرمز شد.خیلی جالبه که اگه همین رو
متوکل بن هارون که در مقدمه صحیفه سجادیه به عنوان راوی اصلی صحیفه معرفی شده است می گوید: روزی یحیی بن زید بن علی (ع) {نوه امام سجاد (ع)} را بعد از شهادت پدرش دیدار نمودم. یحی بن زید از من پرسید آیا تو پسر عمویم جعفر بن محمد { امام صادق(ع)} را ملاقات کرده ای؟ گفتم: آری. گفت: آیا از او شنیدی که عاقبت کار من چه میشود؟ 
گفتم: امام گفت تو نیز مانند پدرت به دلیل قیام علیه بنی امیه کشته می‌شوی. پس چهره‌اش دگرگون شد. به او گفتم: فدایت شوم، من مردم را ديدم ک به پس
عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده است؟ چرا لحظه باران نرسیده است؟ به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده است بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است، چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است، دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد زمان بر سر دوشش غم و اندوه ب
خیلى چیز مزخرفیه که تصمیم میگیرم کلا فضاى مجازى رو بریزم دور و همون هفته ى اول مجبور میشم توى چهار تا گروه مدرسه عضو بشم ، اما خب اگه بخوام راستشو بگم خیلى بد نشد سوال میزارن دبیرا حل میکنیم بحث میکنیم :)
دبیر فیزیک : یادتان باشد فهمیدن یک پروسه هست که به اتفاق شیرین میرسد ، عه اهان
تا الان تنها دبیرى که باهاش حال نکردم دبیر ادبیات بوده البته فکر کنم هر دبیر ديگه اى بود که اولین جلسش رو مجبور بودیم توى یه کلاسى ادغامى بدون کولر بدون برق بگذرونی
به کسی بیشتر از دو بار زنگ نزنو به پیام دادن ادامه ندهکجايي؟نگرانت شدم!یه بار فرستادی کافیه.با هیچ کس بیشتر از یه بار زمانی که آنلاینه چت نکن.اگه می خواست باهات حرف بزنه سرگرمه یکی ديگه نمیشد.دنبال اونایی که بدون مقدمه یهویی رفتن نرو!اگه میخواستنت پیشت میموندن.به کسی اسرار نکن که به صحبت کردن با تو ادامه بده چون اگه می خواست خودش باهات صحبت میکرد!به کسی که فروختت هیچ وقت فرصت برگشت ندهتو بازیچه دست هیچ کس نیستی!با کسی که بهت بدی کرد به خا
مغزم با سرعت وحشتناکی کار میکنه
باید خیییلی بنویسم این روزها خیلی خیلی اما نمیشه تا میام بنویسم پریده یا اینقدر میگذره که یادم میره نوشتن و موضوع.
الان که در یه وضعیت عجیبی نسبت به مصطفی قرار گرفتم قشنگ حس میکنم ترسم رو از نزدیک شدن آدمها بهم، از اینکه تو چشمشون بزرگ دیده بشم آدم مهم پرثمر اثرگذار خفن ال و بل
ترسم از کم آوردن تو دوستی
از انتهای خیابان‌های پاییز زده تا ابتدای کوچه‌های بهاری تو را می‌خوانم ، در برکه‌ی نقاشی روی دیوار ، کنار ماهی گلی‌های سرخ نشسته در حوض تو را می‌بینم که آرام در آرامشِ حوض آب را نوارش می‌کنی!
تو از نسل کدام فصلی ، زاده‌ی کدام ماهی ، اهل کدام سرزمینی که شوق پرواز را در قلب کوچک پرستو‌ها و امید رویش را به جان برگ‌های خزان زده می‌بری؟ 
تو از کجا آمده‌ای که عطر سیب و گل‌های بهارنارنج می‌دهی؟
پاییز رسیده، کجايي؟ 
عصرهای سرد عاشقانه سلام م
نمیدونم هنوز هم میتونه منو دوست داشته باشه و تحمل کنه یا نه. دلم برا خنده های دلبرونه ی سارا تنگ شده. برای خال شاه عباسی گوشه لباش. برای شیطونیاش. برای ذوق و علاقه اش. برای صداقت و پاکیش. برای منطقی بودنش. برای همه وجودش.با اینکه شیش ماه گذشته و با هم هیچ صحبتی نکردیم. ولی هنوزم وقتی فکر نداشتنش تو وجودم میفته چشام مثل همین الان پر اشک میشه و کیبور رو به زور میبینم.درست میگن که عشق هیچوقت کافی نیست. اگر اونقدر آدم مستقل و پولداری بودم خان
وقتی دوسِت داشته باشم؛هندزفریمو باهات شریک میشم و هر آهنگی تو دوس داری وگوش میدیم. کاری که واسه هیچکس انجام نمیدم.اجازه میدم تمامِ وسایلمو زیر و رو کنی و هرکدومو دوس داشته باشی واسه خودت برداری.
همه ی حرفایی که روی برگه باطله هام مینویسم و میدم بخونی بعدشم همشونو خط خطی میکنیم که کسِ ديگه ای نخوندشون.
دفترچه ی کوچولومو که هیچکس از نوشته های داخلش خبر نداره رو باهم پر میکنیم.
همه ی بستنیا و کاکائو ها و تخمه آفتابگردونامو میدم به تو اگه دوس داش
امدم خونه . شروع کردم به بازنویسی مقاله با ل. نفهمیدم کی و چطور هوا تاریک شد . نفهمیدم چند ساعته تو تاریکی مطلق تو اتاق دارم با کامی می نویسم. فقط عشق می تونه این کارو با ادم بکنه . اینکه این مقاله به این مرحله تقریبا قبولی رسیده خیلی روحم رو اروم تر کرده. چقدر دلم در اسمونهاست جلوی مغزم رو نمی تونم فعلا بگیرم. و راستش دوست دارم ازادش بذارم تا چه شود. 
طی چند هفته ی اخیر وقتی موبایلم زنگ میخوره تمام دلشوره ی عالم به قلبم فشار میاره.انگار منتظر خبر بدی باشم.مدام گوش به زنگم و میترسم تلفنم رو خاموش کنم.دلهره ی این رو دارم که کسی بخواد خبری بهم بده و نتونه پیدام کنه
وقتی دوستی برام مینویسه"سلام،کجايي"،نمیتونم به روال سابق لوکیشن خودم رو اعلام کنم و اول با دلشوره مینویسم"چی شده?"
توی روانپزشکی این علائم مهم هستن.اما نه.نه.من فقط کمی خسته ام،فشار زیادی روی دوشمه،خوب میشم.
*بعد از اونهمه
مغزم درد میکنه، انگار دارم توو مه راه میرم، جلوی چشمام تاره، فشار اقتصادی، وضعیت زندگی
صد میلیونی که باید جور کنیم تا پول زمین رو تسویه کنیم
بچه ی نق نقو و اعصاب خرد کن
دیشب خواب ديدم موهام شپش گرفته و برادر علاقه داره میتراشدشون
یه زندگی راحت میخوام، یه زندگی بدون فکر و خیال
پارسال جوابا ساعت نزدیک 12 شب اومد، من خودم نمیدونستم و دوستم زنگ زد ک اومده برو ببین، بعد ب فاصله 5 دقیقه ک من تازه فهمیدم خاله ام زنگ زده ب مامانم ک سارا چیکار کردو ديگه از فرداش هم زنگ و اس ام اس همه شروع شد و کلی سوال و جوابامسال تعداد نفراتی ک منتظرن جواب های من بیاد بسیار بیشتر از پارساله!!! و راستشو بخواید نگران این نیستم ک خیلی صریح بهشون بگم: به تو چه! ک خب قطعا نمیگم ، اما ترجیحا نمیذارم تماسی برقرار بشه ک کسی چیزی بپرسه!اینستا ک ندارم کل
دانلود آهنگ جدید افشین آذری بنام به یارم بگید با بالاترین کیفیت










Download New Music Afshin Azari – Be Yaram Begid
موزیک: افشین آذری , ترانه: مصطفی ربیعی , تنظیم: مجید الماسی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

 










 
متن آهنگ جدید افشین آذری بنام به یارم بگید :
آشفته در خانه خانه ی ویرانه با دل دیوانه چشم انتظاری این قلب بیچاره تشنه ی دیداره حتما خبر داره ما در چه حالیم به یارم بگید خوب من محبوب من آخه با تو من چه کردم به یارم بگید بی کس
بسم‌الله.
سلام!
+
امروز که این نوشته را می‌نویسم، اواخر تیر ماه است و یک ماه از تابستان رفته. این روزهای من پر از اتفاقاتِ جدید است. از کارِ جدی‌تر از قبل در مدرسه و چشم‌انداز جدی‌تر کاری گرفته تا خریدهای عجیب و غریبی که همیشه ازشان فراری بوده‌ام! مثلاٌ گمان کنید چهار ساعت و نیم بین پاساژها و مغازه‌های میدان شوش دنبالِ سرویس چینی‌ای بگردید که ایرانی باشد و آن قدرها هم سنگین نباشد و گل‌های صورتی‌ش هم به اندازه باشد!
این تابستان بچه‌های
یک وقت هایی با تو حرف می زنم توی اتاقم توی پارک توی خیابان اما نمی دانم چرا وقتی با تو حرف می زنم مردم طوری که انگار دیوانه دیده اند به من نگاه می کنند . آی مردم : کسی که با خودش حرف می زند دیوانه نیست او کسی را همراهش دارد که با چشم دیده نمی شود . #الهام_ملک_محمدی
مدح وسرود امام زمان ع ویژه عروسی
 بریز  ساقی دمادم می به جامم    مست مستم 
ازآن می که تولایش بنامم
مست،،،
که حُبّش برده از سر عقل هوشم،،،مست،،،
که مادر شیر به عشقش ریخته کامم
مست،،،

نخورده مست مستم،،بگیر مولا تودستم
شده عمری سر راهت نشستم  
مولا مولا حق پرستم
عزیزم زاروبیمار توهستم
جونِ جونم
بیا مولا هوادار توهستم
جون،،
ببخشا گر گنه کردم کم وبیش‌
جون،،
توگل باشی ومن خار توهستم
جون جونم
نخورده مست مستم،،بگیرمولا تودستم
شده عمری سرراهت نش
به نظر شما خدا عین کل چیزای طبیعی یا خدا جدا از طبیعت محسوب میشه؟ من با اولی موافقم که نظر اسپینوزاست. من میگم کل طبیعت خداست. خدا تو همه چیز هست حتی توی بدترین جاها. کثیف ترین جاها همه جا همه جا. خدا همه چیز هست. خدا نا متناهی. ممکن نیست خدا بیرون طبیعت باشه. بیرون از جهان بیرون از هر چیزی که هست.
بگذریم. 
امروز باز نشد چهار بیدار بشم ساعت هشت اینطورا بود چشام باز شد ديگه نشستم تو بالکن دارم میخونم فعلا کنج دنجمون اینجاست حتی با این که گرمه راحت ت
سلام دوستان :)
آماده شدم که برم سر کار
سوار ماشین شدم و مجبور شدم برای ورود به خیابان اصلی دنده عقب برم .
یه دفعه ديدم " پیل تن" داره از عرض خیابان رد میشه
( پیل تن یکی از دوستان و بچه محل های خیلی خوب منه ولی خیلی لاغره و ضعیفه منم به شوخی بهش میگم پیل تن .:)
اومدم اذیتش کنم و با سرعت برم سمتش تا بترسونمش که یهو .
بقیه ماجرا رو بصورت شعر بخونید :
نمودم زین ، چو رَخش صف شکن را
عقب راندم ، من آن اسب کهن را
چو پا روی پدال گاز بردم .
میان راه ، ديدم "پیل تن"
عکس پروفایل ميلاد امام رضا علیه السلام و دانلود با لینک مستقیم عکس های حرم مطهر امام هشتم امام رضا (ع)
زیبا ترین و قشنگ ترین عکس نوشت های حرم امام رضا و عکس پروفایل ميلاد امام رضا علیه السلام با کیفیت های عالی و خوب
دانلود جدید ترین و قشنگ ترین عکس های کبوتر های حرم امام رضا (ع) و دانلود عکس پروفایل ميلاد امام رضا علیه السلام
عکس پروفایل ميلاد امام رضا علیه السلام با کیفیت های عالب و خوب و دانلود رایگان عکس نوشته های ولادت امام رضا
بهترین و جذا
هوای کوفه بدجوری گرفتهنفس اینجا برام عین عذابهچشام می‌ترسه از بارون ِ نیزهتوو روزی که توو خیمه قحط آبهمن و تنهایی و این کوچه‌گردیعجب بی‌دین و بی‌آیینه کوفهبه هرکی رو زدم رومو زمین زدامون از غربت سنگین کوفهدلم می‌خواد که برگردم مدینهديگه بغضم توو سینه جا نمیشهچرا کوفی نمی‌فهمه توو دنیاديگه مثل حسین پیدا نمیشه؟::با چشمای خودم توو کوچه‌بازارديدم خط و نشون نیزه‌ها روبا چندتا کیسه‌ی زر، این جماعتشکستن حرمت آل عبا روتوو شهر مُرده‌ها، م
ارباب ده سال‌هاست که مالک تنها آسیاب آبادی است و مردم را استثمار
می‌کند. او از ساخته‌شدن آسیابی که بتواند منافع مردم را تأمین کند
جلوگیری می‌کند. مدت‌هاست که مردم ده سنگ عظیمی را برای آسیاب تراشیده و
آماده کرده‌اند، اما برای حملش آدمهای ارباب همیشه مانع شده‌اند. بالاخره
یک کولی به ده می‌آید. ورود کولی به روستا احساسات فروخفتهٔ مردم را
بیدار می‌کند؛ ولی اکثریت او را همراهی نمی کنند و بی‌تفاوت با
سخنانش روبه‌رو می‌شو
فرماندار آستارا در نشست با سازمان های مردم نهاد این شهرستان گفت سازمان های مردم نهاد با مطالعه دقیق بیانیه گام دوم رهبر معظم انقلاب می توانند در توسعه و پویایی هرچه بیشتر انقلاب اسلامی و جامعه ایران سهیم باشند.آستارالی نیوز
اوایل بهم می گفت آجی
بعد شد مامان
بعد تر آله
فکر می کنین چند وقته چی صدام می زنه؟ نامه!
 
+تو خونه ما، آدم بزرگا هم مثل بچه ها حرف میزنن.حالا گفت و گوی  این چند وقت  اخیر این طوری صورت می گیره:نامه یه چای میریزی برامون؟ نامه میای بریم بیرون؟ گوشی رو بده به نامه.نامه کجايي؟نامه کجا میری؟!
*نامه صورت ديگری از فاطمه است که خواهرزاده ی دو ساله ام مرا صدا میزند :)
++اون یکی خواهر زاده ام که بزرگتره بهم میگه: خاله فاطمهاما وقتی خیلی دوستم داره و میخواد
Alireza Fateh
Ye Shab Bishtar Bemon (Ft Cy)
#AlirezaFateh
بعد من که اون بوس که اروم رفتی سمت فرودگاه
بغضم قورت دادم که نگیره دلش تو راه
دستام یخ میزد بی اون چشام خط بی جون
میخواستم بهش بگم بمون چاره ایی نبود
میگفتی دیوونمی میگفتم عاشقم شو
مگفتی عشق چیه بمون  دارم باور عشقو
ولی وقتی داشت میرفت خودم میديدم اشکاشو پاک میکرد
ولی وقتی داشت میرفت دلش نمیذاشت بره هی برمیگشت
به نام او.
به طرز خیلی فیلسوفانه‌ای سلول‌های مغزم خسته است.
چیزی که از من دیده می‌شود دویدن است و دویدن، چیزی که واقعاً درون من است دردیست آغشته در تنهایی های مکرر و پیاپی که از پس تمام شلوغی‌های اطرافم سر بیرون می‌آورد.
آنچه که باقیست یک من با یک دنیا سکوت و فهمیده نشدن است.
/:
به طرز خیلی فیلسوفانه‌ای ذهنم بسیار نادان و نافهم،گوشه ای کز کرده است!
دو هفته است تصمیم گرفته‌ام این فوق لیسانس لعنتی که دوسال وقت براش صرف کرده‌ام رو رها کنم و برم دنبال آینده‌ای نامعلوم. تو این مدت کتاب زبانای عزیزمو خریدم، یه مسافرت کوچولو رفتم و کلاس فوتوشاپ رو هم شروع کردم. همه‌ی کارایی که با وجود پروژه‌های سنگین دانشگاه فکر کردن بهشون غیر ممکن بود.
 قاعدتا الان باید خیلی خوش‌حال باشم ولی راستشو بخواین بیش‌تر ترسیده‌‌ام و یه روز درمیون هم پشیمون می‌شم.
شاید تصور کنید رها کردن درس یا کاری که دوستش ن
مردم خوبی که خدمت می کنند
رو به سوی فجر و رحمت می کنند
هر که اندر هر لباسی خائن است
در قیامت حکم  وحشت می کنند
آن جماعت کو نشان بندگـــــــــــی
آل طه (ص) هم شفاعت می کنند
امر معــــــــروفی که بر مردم شود
منکران  را هم برائـــــــــت می کنند
خدمت جمعی که مخلص بهر حق
اجتماع را بر سعـــــــادت می کنند
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی-اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
 
 
 
می‌خواهم برایت بنویسم اما واژه‌ها از قلمم می‌گریزند، جمله‌ها نیمه‌کاره می‌مانند و حرف‌ها ناگفته. ديگر نمی‌توانم از چشمانت بنویسم. اعتراف تلخی است اما انگار تو در من مرده‌ای. قلبم تاریک‌خانه‌ای شده بی‌فانوس؛ می‌تپد اما گرم نیست. خیال آمدنت از سر این همواره مست بیدل، پریده. ديگر به این فکر نمی‌کنم که کجايي، ديگر به این فکر نمی‌کنم که می‌شود از خط لبخندهایت شعر نوشت، ديگر به این فکر نمی‌کنم که من چقدر کنار تو زیباترم. رهایت کرده‌ام
دانلود مداحی جواد مقدم بابا ببین به دام غصه ها اسیرم
شهادت امام جواد (ع) 95هیات بین الحرمین تهراننوحه واحد
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیبابا ببین به دام غصه ها اسیرمرو خاک حجره سر میذارم و میمیرمجوونم اما داغ زهرا کرده پیرمزهر جفا آتیش زده بال و پرم روهی زیر لب صدا میکردم مادرم رومیکشیدن رو خاک حجره پیکرم روسوز زهر کینه به قلب من نشستهراه نفس رو بسته خیلی دلم شکسته
متن مداحی بابا ببین به دام غصه ها اسیرم جواد مقدم
میسوزه تمو
‌‌
 #وظیفه_منتظران
 
✨دعوت کردنِ مردم به امام زمان(عج)
✨و شناساندنِ حضرت ؛ 
هرکس به میزان علم و دانش خود، باید مردم 
را به سوی امام دعوت نماید و مردم را به ایشان 
نزدیک نماید و نشر معارف مهدویت از جمله 
این کارهاست. شخص دعوت کننده باید علاوه 
بر حکمت علمی، دارای حکمت عملی بوده و 
بصورت عملی مردم را با حضرت آشنا نماید 
زیرا تاثیر بیشتری دارد. 
امام معصوم میفرماید: 
همانا عالِمی که به مردم معارف دینشان را 
یاد میدهد و ایشان را به امامشان دعوت
‌شب‌ها به پشت می‌خوابید روی خنکی سرامیک‌های کف اتاق، دست‌هایش را زیر سرش قلاب می‌کرد و زل می‌زد به نورهای متحرکی که از پنجره می‌افتاد روی سقف. به سایه‌هایی که بلند می‌شدند و کوتاه می‌شدند و از بین می‌رفتند. چند ساعت تمام کارش همین بود که زل بزند به سقف و گوش بدهد و صدایی نیاید. شب‌ها نمی‌توانست بخوابد. به چیزی فکر نمی‌کرد. سرش تهی بود. بلایی داشت سرش می‌آمد یا آمده بود، اما نمی‌دانست چه بلایی. کسی را نداشت برایش حرف بزند. کسی برای
مردم ما زندگانی را از صدای باد میگیرند
مهربانی و محبت را
از پرستو یاد میگیرند
مردم ما، با صدای اب
غصه را از قلب میشویند
چشمه را وقتی که میبینند
یک سلام گرم میگویند
مردم ما شاپرکها را مثل گلها دوست میدارند
روی سنگ کوه هم حتی
دانه های عشق میکارند
مردم ما دوستی ها را
مثل بوی یاس میدانند
با گروه کبک ها در کوه همصدا آواز میخوانند
مردم ما مهربان هستند
در ده ما زندگی زیباست
مثل شبنم روی یک گلبرگ
آسمان در چشمشان پیداست
جعفر ابراهیمی
 
دیوار اشعار  هر
همین‌جا بمانم.همین‌جا بمان.من تنها هستم.تو تنها نیستی.من دارم نگاهت می‌کنم.فقط همان‌جا که هستی بمان.من باید همین‌جا منتظرش بمانم.چرا داری گریه می‌کنی؟چرا دارم گریه می‌کنم؟کجايي؟من کجایم؟دستت را بلند کن.من باید دستم را بلند کنم.دست به هرچه می‌زند دور می‌شود.دست به من نزن.به چی فکر می‌کنی؟من نباید فکر کنم.خفه شو.اگر هر دو همزمان گلوی هم را بچسبیم،فشار دهیم،قول می‌دهی زودتر خفه نشوی؟من از تنهایی می‌ترسم.تو تنها نیستی.همیشه چشمی هست که
دعا كردن برای ديگران، كاری است كه نجات دهندهٔ ما خدا را خشنود می‌سازد، زیرا او مشتاق است كه همهٔ مردم نجات یابند و به این حقیقت پی ببرند كه خدا واحد است، و میان خدا و مردم، انسانی وجود دارد به نام عیسی مسیح كه جان خود را فدای تمام بشریت كرد تا با این كار، خدا و انسان را با یكديگر آشتی دهد. این پیغامی است كه خدا در زمان مناسب به جهانیان داد؛
اول تیموتائوس 2:3 - 6
کذب الوقاتون
کذب الوقاتون
کذب الوقاتون
از همون اواش، هرچی تاریخ اعلام کردن تهش اشتباه از آب درومد!! و بلخره امروز شد!!
نمیدونم چی بگم. راستشو بخاید حسی ندارم. فقط یه غم عجیب غریبیه.
اندوه بزرگیست!
اینکه کلن حسی نباشه وقتی قراره مهم ترین نتیجه ای ک تالا توو زندگیم بوده اعلام شه.
باعث میشه حس بدی داشته باشم ازین بی حسی!
و بدتر از هممم ی اینا اینه ک بست فرندم ک جای خواهر بزرگمه، چند روزه نیس!
و من امروز ديدم کامنتشو اینجا و حسابی ب هم ریختم!
.
.
.
مختار: بن کامل صاحبان قدرت اغلب خودشان به خودشان خنجر میزنند
از خودم مثال میزنم تا باورش برایت ناگوار نباشد اگر روزی شنیدی امیر مختار به مختار خیانت کرده تعجب نکن!
+باور نمیکنم ابو اسحاق ایمان امیر ابگینه نیست بشکند از سنگ سخت تر است از الماس برنده تر
همیشه در برق نگاه امیر نفس اماره را ذلیل دیده ام
مختار: پس هنوز شیطان را خوب نشناخته ای رفیق
او مرا به لذت و قدرت وسوسه نمیکند میداند شیفته ی عدالتم ؛ نقاب عدالت خواهی به چهره زده امیر مختار ر
چند وقت پیش، بالاخره سکوتشو شکست و برام از اینکه رابطه اش با همسرش چقدر به بن بست خورده گفت. از تمام جزییات آزار دهنده. چند روز بعدش یجا یهو وسط مکالمه ای صدام لرزیده بود که تو باید خوشحال باشی، باید مراقب خودت باشی. که خدایا بس بشه ديگه لطفا. دخترک معصومی که کلاس اول بغل دستم مینشست و دوستیمون ۱۵ سال به طول کشیده باید حالش خوب باشه.  امروز بعد مدت ها این پیام رو برام فرستاده:"نمیدونم الان کجايي و داری چیکار میکنی فقط خواستم بگم همه چی خوبه, حتی
اینکه ندونی دنبال چی هستی و چی میخوای حقیقتا خیلی ترسناکه،شازده کوچولو رو خیلی وقت پیش چندبار خونده بودم و بلاخره فرصت اینکه ببینمش پیدا شد،نشستم پای انیمیشن.اون تیکه ای که خلبان رو بردن بیمارستان،با دیدن استوری های اینستاگرام ف.ح و اسکرین شات چتش با فلانی همزمان شد.دلم یهو ریخت و چیزی که از چشام میومد پایین شبیه اشک بود ولی میشست و میبرد و پهن میکرد اندوه جدید رو.
اونقده مثال جورواجور زدم واسه ی خودم تا راحت تر فراموشت کنم،فراموش کردن تو ی
از احوالات خودم عرض شود که :دو نمونه کرم تولید کردم من حیص المجموع (اگر درست نوشته باشم!) ک یکیش برای جوشه یکیش نرم کننده ست. به قول ن ک میگه هیچی نشدیم ولی دکتر شدیم.یعنیا اوضاع خرتو الاغیه. اینقد افتادیم تو  کار تولید محتوا ک حس تولید کردن کاف هم بهم دست داده. خلاصه ک روزای سختیه. واسه پر کردن ویترین هنوزززز یه عالمه کارهست ک بقشیش همین محصولات میشه.ب هم رفته بود دنبال مجوز گفته بودن ی مدت پخش کنید همینجوری تا بعدا. فعلا ک رو خودم امتحان کردم هم
ورق برگشته بود اما ورق اولی نبود .مثل همیشه نبود و نمیشد سراغش رو گرفت.بی تابی و هیاهو نبود.حتی ديگه سراغ گرفتن از همديگه نبود و نمیشد با هم کنار هم نشست وخوند و خندیدو گفت.سعی کردم نباشم اما دلم اجازه نداد و مغزم همونکاری رو که دلم دستور داد انجام داد.اینقدری که ديگه مطمئن شدم هیچ خبری از روزای اولی نیست و من نمیتونم به خوب گذشته باشم.نمیدونم اینقدر پرت و پلا گفته بودم که همچی و همچی بهم ریخته بود و زمان میخواست تا ورق برگردد.کمی سخت بود اما غ
اونقدر خسته بودم هرچی میخوندم توی مغزم نمیرفتبا ح تصمیم گرفتیم بریم سینما یکم استراحت کنیم بعد چند هفته امتحانو فشارای امتحانی که رومون بود
با اینکه فردا امتحانم داشتیم ولی رفتیم:))
با اینکه تقریبا اکثر بازیگرای خوب رو دور هم جمع کرده بودن توی این فیلم ولی اصلا اونجور که انتظار داشتم نبود بلکه خیلی بد بود سرو ته که نداشت محتوایی هم نداشت قسمتای طنزش خیلی کم بود طوریکه یکبار نشد کل جمع حاضر تو سینما بزنن زیر خنده
خلاصه که فقط خستگیمون در شد م
رهبرانقلاب:
در منطق حکومت علوی اگر کسی به خاطر مسئولیتش دارای امتیاز و احترامی شد، این موضوع نباید اخلاق و رفتار او را با مردم تغییر بدهد و او را از مردم دور کند.
۹۷/۷/۲۳
پ‌ن: با این معیار، تشخیص مسئولین #علوی و #اموی از یکديگر کار سختی نیست.
مردم با فقر اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ اما دغدغه‌های جناحی
و توجه به مسائل ديگر سبب شده مشکلات مردم شنیده نشود یعنی خود ما هم از شرایط سخت
زندگی مردم آن طور که باید و شاید مطلع نیستیم.» شاید باورپذیر نباشد، اما این
جملات متعلق به یک نماینده مجلس است! پروانه سلحشوری»!
ادامه مطلب
میخام آهنگ وبو عوض کنم بهش حساس شدم موندم چی بزارم باید حسابی بگردم مغزم خستسسس خیلی میخام بخوابم دو سه ساعت ديگ باید با ن و میم بریم بنکداران قیمت بگیریم . من اما هنوز بیدار و مشغول دری وری نویسی و یاداوری عشق مرحومم . الهی ک بمیری کاف ک منو کشتی با این اخلاق نکبتت. خاک خاک خاکبعد این رضا صادقی این قسمتش ک میگه خنجری تو پشتمونه !دقیقا منظورش کجاست.!باید عوضش کنم. خیلی بی ادب شده ديگه. باید اشوان بزارم. اصن فکنم غیرخودم هیچکس گوش نمیده. منم ک یهو
خبر کوتاه و سوزاننده بود، تنها پروگرمی که تو اون آزمایشگاه اسکولارشیپ نداره همونی بود که من واسه‌ش اپلای کردم و پذیرش گرفتم. کاش تا مطمئن نشده بودم به پدرم نگفته بودم، امید واهی دادم. یا کاش درست و حسابی توضیحات همه‌ی پروگرم‌ها رو خونده‌بودم. و بزرگترین کاش: کاش دوران کارشناسی مثل آدمیزاد درس خونده‌بودم.
به طور خلاصه الان مغزم در حال ه!
14:30 - می‌دونید چی بیشتر از همه ذهنم رو آزار می‌ده؟ تو ذهنم محاسبه می‌کنم الان 25 ساله هستم، اگه ا
بسم الله مهربون :)
 
1. یه نوع قرص میخورم، دونه ای 35 هزارتومن. دوازهم هرماه که میشه ( چون خوردن قرص رو از دوازدهم شروع کردم) شرمنده ی خونوادم میشم. البته ایرانیش هم هست که ده تاش میشه پنج هزارتومن! ولی دکتر برای من خارجیش رو نوشته، دوازدهم که میشه 30 تا میخرم دونه ای 35 تومن! چقدر هم به بدختی پیدا میشه. 
 
2. به خاک و خون کشیده شدم تا یه مانتویی پیدا کنم که دکمه داشته باشه، بلند باشه، آزاد باشه، جینگول پینگول نباشه و برای دانشگاه مناسب باشه! یعنی هر مغ
اخیرا به طور رسمی خودم رو با سریال خفه کردم. سه تا سریال همزمان شروع کردم، البته قرار بود که چهار تا باشه اما چون نت نداشتم و مغزم ديگه نمیکشید همون سه تا شد.
Peaky blinders
The Society
The OA
سریال چهارم هم قرار بود Dark باشه، که بعد از تموم شدن اینا شروعش میکنم.
 یه لیست نوشتم از سریال هایی که تا آخر تابستون باید کامل شن، و خب خیلین، خیلی 
شت
وزیر اطلاعات: تأمین رضایت مردم با امکانات مادی میسر نیست، اما می‌توانیم خوش خُلق باشیمسیدمحمود علوی، وزیر اطلاعات: نقطه شروع بحران از اقدامات دشمنان نبود بلکه دامن زدن به نیتی‌ها موجب بروز حوادث گشت که با همکاری و همدلی دستگاه‌های امنیتی انتظامی و اطلاعاتی برطرف شد. مردم به خاطر امیدهایی که به نظام دارند از همراهی با اغتشاشگران!! پرهیز کردند، اما دشمنان و بدخواهان نظام با بزرگنمایی آشوب‌ها در صدد انتشار اغتشاشات به همه کشور بودند
و اینقدر یُسر ِ مع العسرَت را در چشمم فرو نکن،از خودم شرمم می آید !:)
 
به وقت خنده های شیرین ِ ۲۸ / ۳ / ۹۸ ، پس از گریه های تلخ ِ ۲۷ / ۳ / ۹۸
+هرچند ما به تقدم و زیادت ِ عسرت واقفیم اما شما آنقدر خدايي ، که با یسرهای هرچند کم و کوچکت جانمان را تازه میکنی،قلبمان را راضی میکنی.و چه خوب که شما اینقدر خدايي،به رغم اینهمه نابندگی ِ ما!:)
مختصر شنا (swimming)
نحوه دانلود شنا (swimming) با لینک مستقیم و رایگان.
How will I get more information when I buy شنا (swimming) from this website?
با پرداخت اینترنتی می توانید به راحتی مقالات و پایان نامه های راجع به شنا (swimming) را تهیه نمایید.
We will place this new package شنا (swimming) soon on this page.
مطالب مرتبط با مقاله شنا (swimming) در سایت معتبر ما.
توضیح درباره علوم انسانی
دانلود شنا (swimming) برای موبایل با لینک مستقیم.
در این قسمت از سایت شما می توانید شنا (swimming) را پیدا کنید.
به کانال تلگرام فروش مق
بیا ببین ای برادرم خواهرت آمدزیارت ِ این تن ِ جدا از سرت آمدچهل منزل به دنبال سرت بودمپناه گریه های دخترت بودم (۲)من. به زبان ذکر یاعلی، امااو. فقط هرشب: کجايي ای بابا؟ (۲)یا ثارالله . اباعبدالله::برایت از شام غم فراوان سخن دارمهزار سوغات از این سفر بر بدن دارمدر این ره ماه شبهای حرم بودیولی چون سایبان، روی سرم بودی (۲)تو. به لبت آیه های قرآن بودمن. به دلم داغ چوب و دندان بود (۲)یا ثارالله . اباعبدالله::میان این خاک پربلا، ناله ها کردمکه هم عب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب