نتایج پست ها برای عبارت :

میمیکری زر نزنی

وقتی کار میپیچه بهم ؛ میپیچه ها ! جوری که نتونی سر سیم زندگیت رو پیدا کنی و هر وقت میای سعی کنی که این سیم زندگی رو باز کنی گره هاش رو باز کنی مرتب کنی بیشتر از قبل و بدتر بهم میپیچه ؛ این کلاف زندگی رو نمیشه انداخت دور ؛ دور انداختن کلاف یعنی مرگ یعنی خودکشی ؛ از طرفی ام خیلی دشواره از هم بازش کردن مرتبش کردن ؛ میمونه رو دستت نه میتونی ادامه بدی نه میتونی کلا ولش کنی ؛ این بلا تکلیفی به مرور از داخل مثل موریانه وجودت رو میخوره و نابود میکنه ؛ هم
امروز یارو رو زدمشا تو مترو. خدایی از خودم راضی ام گرچه واقعن بعدش دست و پام می لرزید ولی برای گرفتن حقم هرکاری می کنم. ملت گه این مملکتو بدن دست من دو روزه آدمشون می کنم مخصوصن این عوضی هایی که دست به بدن خانوما می زنن. از کنارم رد شد از رو ۳ لایه لباس دست مالید به من. من یه اخلتق چرتی هم که دارم تا دو سه ساعت حس گه تهوع برانگیز دست اون فرد یا بدنش که بهم می خوره رو روی بدنم حس می کنم. تو جمعیت یهو از مامز و دخترخاله هام جدا شدم رفتم دنبالش کول
خیلی وقت می شه که نوشتن رو کنار گذاشتم و این برام بسیار سخت بود، انگار که خودم رو فراموش کرده بودم. چراکه نوشتن برای من احساس آرامش میده و نبود این آرامش برام مثل این میمونه که خودمو و دنیامو رویاهامو فراموش کرده باشم. این حسی که به تازگی درکش کردم یا حداقل به تازگی بیشتر در موردش فکر کردم!!!
از هم اکنون نوشتن رو دوباره شروع میکنم و این به منزله شناخت بهتر خودم هست!
اونچه که در این دو سال گذشته برام اتفاق افتاد فراتر از تصوراتم بود و هیچ وقت در ز
مهربان ارباب.
برگرد ب گذشته ها
اون صفحه رو بخون 
این درد خیلی سنگین شده
میشه بپرسم چرا ب عزیزم ضد حال زدی مهربان اربابم؟
شما که میدونی من فقط یه دلخوشی دارم
و یه دنیا مخالف!
و یه حجم بزرگ ناامیدی
میشه اینبار ضد حال نزني به عزیزم؟
هر چند که شما مهربان اربابی ضد حال نمیزنی اما.
مراقب روح و قلب عزیزم باش مهربان ارباب.
میدونی که یه دنیا با ما مخالفن
میدونی که ما هیچکسو نداریم
امید عزیزمو ناامید نکن
ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن.

راستش را بخواهی عزیز دلم .گاهی بدجور از دست عکس هایت کفری میشوم .انقدر که دوست دارم بکوبمشان به دیوار و به لبخند وامانده ات که هیچ وقت از جایش تکان نمیخورد بدو بیراه نثار کنم ‌.چطور میتوانی به من زل بزنی و بخندی و پلک هم نزني .چطور میتوانی گونه های خیسم را با خنده های آدمکشت به مسخره بگیری ؟؟؟واقعا چطور؟؟؟توی یکی از منفور ترین هایشان با آن کلاه لبه دار و دست هایی که همیشه به سینه میزنی به وسعت تاریخ لبخند ز
بعضی روزها کلا جمعه ان .
یعنی اصلا ربط نداره اول هفته باشه یا وسطش یا اخرش ، بعضی روزها کلا بوی جمعه میدن
روزهایی که مثلا اصلا انگار دلت نمیخواد از تختت کنده شی ، یعنی انگار دلت میخواد فقط تو تخت خنکت بمونیو از این پهلو به اون پهلو بری ، از اونایی که دلت میخواد ژولیده باشی موهاتو شونه نزني ، اتاقتو مرتب نکنی . 
کلا بعضی روزها جمعه ان مثل او روزهایی که بدون دلیل کم حرف میشی ، غمگین میشی !
 نه اینکه واقعا ناراحت باشیا نه !
انگار دلیلی برای خندید
سلامی به خوشی های کودکانه
امروز 24 تیرماه 98 روز دوشنبه است. دیروز ولادت حضرت رضا (ع) بود.
دیشب خونه کمیل دعوت بودیم . به همراه بابا .
طاها جون خیلی پسر خوب و آرامی بودی بابایی. دوست داشتی با وسایل دکوری و پارچ شیشه ای بازی کنی . با اینکه روی عسلی مبلمان گذاشته بود ولی چون اجازه ندادم دست نزدی . یاد گرفتی وقتی چیزی نباید دست بزنی ، دست کوچکت را مشت می کنی و با انگشت اشاره ی باز شده دستت را تکان میدی و خودت را قانع می کنی که دست نزني. البته این رفتار در
بسم الله

Casino
1995
وقتی زمانش را دیدم گرخیدم. خب به نظرم کمتر فیلمی می‌تواند آنقدر جذاب باشد که سه ساعت پایش بنشینی و غر نزني. و حتی از دیدنش منصرف نشوی. ولی به یادِ JFK افتادم که من را صبور نگه داشت برای دیدنش.
وقتی زمانش را دیدم گرخیدم، ولی می‌دانستم رابرت دنیرو در آن بازی می‌کند و می‌توانم باز هم دقایقی کاریزمای عجیبِ این مرد را در نقش‌های گوناگون ببینم و لذت ببرم.
، فیلمی با مدت زمان 2 ساعت و 58 دقیقه. قصه‌ی فیلم روایتِ یک است و م
با عین بحثم شده بود، وسط بحث پتوی مچاله شده وسط اتاق را برداشتم و بلند شدم که بروم پی کارم، اعصابم برای ادامه‌ی یک جدل دوستانه_دشمنانه نمی‌کشید!هنوز دو قدم نرفته بودم که گفت:
_ تو همینجوری؛ وقتی که چیزی مطابق میلت نیست بلند میشی و میری، گور بابای استدلال و بحث و صحبت کردن!
کفری شده بودم، کفری که بشوم صورتم مثل گوجه سرخ و تُن صدایم بالا می‌رود، در یک کلام آمپر می‌چسبانم! برگشتم، نفس عمیقی کشیدم تا آرام شده و به خودم یادآور شوم که فرد روبرویم
صبح قشنگتان
بخیر و روزتان مملو از شادی و خوشبختی. عشق و‌ زیبایی طبیعت گوارای
وجودتان باد و گذرثانیه های عمرتان توام با آرامش باشد. گل را برای
زندگیتان و کوتاهی عمرش را برای غم هایتان آرزو می کنیم. با آرزوی آغاز
روزی بی نظیر و پر از انرژی برای تک تک شما خوبان ، اس ام اس صبح بخیر زیبا
و عکس نوشته صبح بخیر جدید را برای شما عزیزان آماده کرده ایم که می
توانید در ادامه مطلب مشاهده فرمایید.

یکی بیاید به دُنیا بفهماند ؛ زنگ ساعت ها ، جایِ صُبح بخیر
عزیزدلم ؛ سلام.
در دوریت توانا نیستم. باور کن این حرفم را. الان مدت زیادیست که چشمم به چشمانت نیفتاده و دستم در دستانت گره نخورده است. روز شماری می‌کنم برایِ آن لحظه که دوباره بیینمت و جلویِ هر کس که باشد، در آغوش بگیرمت. در دوریت همچون آدمی بی پناهم و سرگردان . همچون آدمی تنها در دلِ اقیانوسی بی انتها؛ خسته از تلاش و تکیه داده به گوشه‌ای از قایق چوبی‌اش. در خیالم نشسته‌ای و مثل همیشه می‌خندی. دلم برای نشستن در کنارت در گوشۀای از رواقِ دارالم
چگونه ساکت باشیم؟ 
 امروز در جمع خانواده و فامیل سر سفره نشسته بودیم و جای شما خالی داشتیم غذا میخوردیم .در همین حین بحثی باز شد که حتی یادم نمیاید موضوعوش چی بود فقط این را میدونم که اگر چند کارشناس با سابقه بالا در آنجا نشسته بودند اینگونه آنالیز و تحلیل نمیکردند.بماند که زمانی را به غیبت و معایب دیگران و حسن انجام کارها توسط خودشان صحبت کردندباورتان بشود یا نه من برای تک تک حرفای آنها جواب های درست و قانع کننده داشتم ولی 1) جوابای من مناسب
سلاااااامممم ^__^ 
خوبید؟ یکم بیاید حرف بزنید دلم پوسید بابا '_' 
● دبیر هندسه/گسسته‌مون اومد ۵شنبه و خب واقعا واقعا هزاران‌بار ترسناک بود :/ فکر کنید اومد تو و در همون لحظه اول یکی رو بیرون کرد :| اینقدر جو سنگین بود که خدا میدونه :/ حتی یکی از بچه‌هامون که آریتمی قلبی داره بعد کلاس کارش به اورژانس کشید :| منم سردرد و سرگیجه گرفتم :| جرئت نداشتم آب بخورم :/ ولی خا بسی دبیر میه و بالاترین درصدها همیشه برای اون بوده! ولی خا ترسناکه :/ هزاران بار تر
چه طوری چاق بشم _ چون لاغر مردنی هستید مسخره تان میکنند؟ خسته شده اید از بس بهتان گفته اند لاغر مردنی ؟ همش بهت میگن یکم غذا بخور چاق بشی… اینقدر از این حرفا بهت زدند که تو هم همیشه بهشون میگی:
خب بابا چیکار کنم استعداد چاقی ندارم … ولی بعدش میری توی اینترنت و کلی سرچ میکنی که بفهمی چطوری چاق بشیم … بعد میبنی اونجا کلی کامنت ملتمسانه هست که…
خیلی لاغرم چیکار کنم سریع چاق بشممیخوام یک هفته ای چاق بشمچه قرصی بخورم چاق بشمچه غذایی بخورم چا
اون
کچله منم. بیست و هفت سال پیش. وقتی فقط سیزده سال داشتم. اونی هم که پشت سرم
ایستاده اَسبَمه؛ که هیچ وقت نداشتمش. همیشه دوست داشتم می خریدمش و توی حمام خونه
مون نگهش می داشتم، اما چون پولِ خریدش رو نداشتم توی تعطیلات عید با هماهنگی آقا یاورزاده؛ معلمِ هنرمون، رفتم مدرسه و با رنگ روغن روی
دیوار مدرسه کشیدمش. آقا حبیبی؛ مدیر مدرسه، وقتی فهمید که دیگه کار از کار گذشته بود و
من عشقم رو به همه بچه های مدرسه معرفی کرده بودم.

عشق
من به اسبم قدیمی تر
چه طوری چاق بشم _ چون لاغر مردنی هستید مسخره تان میکنند؟ خسته شده اید از بس بهتان گفته اند لاغر مردنی ؟ همش بهت میگن یکم غذا بخور چاق بشی… اینقدر از این حرفا بهت زدند که تو هم همیشه بهشون میگی:
خب بابا چیکار کنم استعداد چاقی ندارم … ولی بعدش میری توی اینترنت و کلی سرچ میکنی که بفهمی چطوری چاق بشیم … بعد میبنی اونجا کلی کامنت ملتمسانه هست که…
خیلی لاغرم چیکار کنم سریع چاق بشممیخوام یک هفته ای چاق بشمچه ق
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب