نتایج پست ها برای عبارت :

نیلوفر منصوری کجایی است

روز 11 مرداد محمد باقر منصوري به علت ایست قلبی در بیمارستان سیدالشهدای ارومیه به دیدار باقی شتافت.
برای مشاهده ی ویدئوی نادیده شده ی وصیت محمدباقر منصوري روی لینک زیر کلیک بفرمایید.
وصیت محمدباقر منصوريحجم: 14 مگابایتتوضیحات: ویدئوی وصیت مرحوم محمدباقر منصوري
از مرز خوابم می‌گذشتم،
سایه تاریک یک نيلوفر
روی همه این ویرانه فرو افتاده بود.
کدامین باد بی پروا
دانه این نيلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟

در پس درهای شیشه‌ای رویاها،
در مرداب بی ته آیینه‌ها،
هر جا که من گوشه‌ای از خودم را مرده بودم
یک نيلوفر روییده بود.
گویی او لحظه لحظه در تهی من می‌ریخت
و من در صدای شکفتن او
لحظه لحظه خودم را می‌مردم.

بام ایوان فرو می‌ریزد
و ساقه نيلوفر برگرد همه ستون‌ها می‌پیچد.
کدامین باد بی‌پروا
دانه این نيلوفر
به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی تنهاوتاریک خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن،ای روشن تر از لبخند
شبم راروز کن در زیر سرپوش سیاهی ها
دلم تنگ است
بیا بنگر چه غمگین وغریبانه
در این ایوان سرپوشیده
وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام با این پرستو ها وماهی ها
واین نيلوفر آبی واین تالاب مهتابی
بیا ،ای هم گناه من در این برزخ
بهشتم نیزو هم دوزخ
به دیدارم بیا ،ای هم گناه ، ای مهربان بامن
که اینان زود میپوشندرودر خواب های بی گناهی ها
ومن می مانم و بیداد
زیر نظر دکتر پروانه منصوري  متخصص جراحی عمومی ( پلاستیک – گوارش)
دکتر پروانه منصوري در سال ۱۳۷۳ دکترای حرفه ای پزشکی را از دانشگاه تهران دریافت نمود و پس از آن در سال ۱۳۸۱ موفق به اخذ بورد تخصصی جراحی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی بابل شد. دکتر پروانه منصوريدر حدود ده سال در بیمارستان های بابل در زمینه درمان بیماری های ی فعالیت داشتند و پس از آن نیز در بیمارستان میلاد تهران در زمینه درمان بیماری های فعالیت می نمایند. در حال حاضر هم
همون طور که با مَغی حرف می زدم شامم رو می خوردم که سر و کلۀ آقایون تازه وارد پیدا شد. ابوبکر، یه مراکشی تازه وارد، و یه نفر دیگه به اسم یزید، که نفهمیدم کجايي بود، هم توی آشپزخونه بودن. اون دو تا با ورود مردان غریبه رفتن جلو و سلام و علیک کردن. با لهجۀ غیلظ و حروف حلقی عربی داد می زدن و صحبت می کرن. این به اون می گفت: عمر .» اون به این می گفت: یزید .» عمر! . یزید! . ابوبکر! . یزید! . عمر! . و من که از حرفاشون هیچی نمی فهمیدم احساس می کردم دارن نقشه
زندگی سخت بود؛ سخت‌تر شد. رنگش طوسی بود؛ نوک‌مدادی شد. اما آدم باید میان مرداب هم برای خودش نيلوفر پیدا کند. مثلا یکی از نيلوفرهای زندگی من این است که آدم‌ها را در ذهنم با جملاتی از قبیل فلانی که در ریاضی نفهم است» و او که قشنگ می‌خندد» و فلانی که صدایش خوب است» به یاد نمی‌آورم. به‌جایش با خودم می‌گویم استعدادش در ریاضی یواش است»، خنده‌هایش بوی سیب گلاب می‌دهد» و در گلویش انگار سهره نشسته». این‌جور نگاه کردن به آدم‌ها قشنگ‌تر نی
دانلود آهنگ جدید علی اصحابی بنام عاشق قدیمی با بالاترین کیفیت











Download New MusicAli Ashabi – Asheghe Ghadimi
ترانه: اشکان جعفر نژاد , تنظیم: شاهین طاها
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید علی اصحابی بنام عاشق قدیمی :
دلم عاشقه قدیمیته خرابه چشمای مشکیته دوست دارم مگه حالیته آخه دیوونه فقط با تو عاشقی میشه اگه تو بیای چی میشه بی تو مگه زندگی میشه آخه دیوونه دونه دونه نم نم بارونه دل کندن از من چرا واست آسونه برگرد خو
کتاب آشنایی با خطاهای گوگل وبمستر تو و راهنمای رفع آن‌ها تألیف مهران منصوري فر، به بررسی خطاهای وبمستر تو یا کنسول جستجوی گوگل و اقدامات لازم برای رفع و رجوع آن‌ها جهت پیشرفت و کسب رتبه‌ های بهتر در نتایج جستجو می‌پردازد. ابزار Webmaster دارای ویژگی های مختلف Search Appearance ،Search Traffic ،Google Index ،Crawl و Labs است.
طبقه بندی ویژگی ها بر اساس مراحل مختلف جستجو مانند رصد کردن، اندیس کردن و ارائه نتایج انجام می شود. علاوه بر این ویژگی های دیگری نیز م
پس از
تصویر سوت ممتدی که از شب قبل آمده بود روی تصویر تلویزیون، برنامه کودک شروع می‌شد.
ساعت پنج عصر با آن پیش‌پرده کارتونی بَگ بَگ بَگ بَگ.». پنج عصر شاید تاریک‌ترین
ساعت روز باشد. تابستان‌ها گرچه‌ روشن است، ولی چنان عقربه‌ها بیهوده جلو می‌روند
که حس انفعال و مرگ را منتقل می‌کنند. برای همین بهتر است خواب باشید پنج عصر
تابستان. زمستان‌ها هم که واقعا شب است. اگر از مدرسه آمده باشی که دیگر بدتر.
معلم کلی مشق ابزود ریخته سرت در این حد که از
سکوت
تفرقه کوتاهیست از تاریکی در تره ی سیاهی شب ، این روزها و شبها آرامش معنای دیگری دارد و سکوت نجوای بی کسی است .
بی هدف در بیابان ، در خیابان و در کوچه ها پرسه میزنم شاید ای نگار من 
یکی از این شبها بتوانم
در ره مهتاب رویت را ببینم .
کاش امشب یا شب های دیگر تو باشی و من همچنان در جستجوی تو و در عطر بوی تو غرق باشم .
ای نگار راستین من ای مهربان من و ای زیبا ترین ترانه ی سکوت من در کدامین کوچه ها آرمیده ای ؛
من در این تاریکی و در این شب و در این سکوت ب
چندوقته موقع نماز خوندن به خودم میگم یه نماز قشنگ  بخونم امروز حالم خوب شه،
الله اکبر،بسم الله الرحمن الرحیم،الحمدالله رب العالمین.
و بعد
به خودم میام و میبینم دارم سجاده رو چمع میکنم
چه بد که انقدر بی حواس باشه ادم وقت نماز
ازتو چیزی به یادگاری بردنبا دو خورشید در دل اما دلسرد!چند سال است که تو را ندیدنتو را در پیاده‌روها گشتندر توهم مه‌آلود یک روز بارانیشکل دیگرانی که می‌آیند و می‌روندنزدیک‌تر می‌آیند!دیوانه‌وار از پیشم رد  می‌شوندو دیگر تو نیستی!در این خراج پاییزی افسوس!چه کسی می‌تواند جای ما را گرفته باشد!؟چگونه می‌توانم برگردم  به خانهاز بدرقه‌ی قطاری که رفته استچگونه می‌توانم برگردمو راه خانه را گم نکنمچگونه می‌توانم آیا، اما نمی‌توانم!نمی‌د
http://minyoung-minho.blog.ir/
دوستان این وب نيلوفر هست که هم نيلوفر و فاطمه توش رمان کره ای میزارن با تصویر به نویسندگی خودشون و کیم یاسی هم پستای کره ای میزاره لطفا حمایت کنید در1من پست از بی تی اس هم هست آرمی ها لطفا همونطوری که از این وب حمایت کردید از این یکی وبم حمایت کنید به عشق کیوتامون اعضای بی تی اس❤

http://army-bts.blog.ir/
اینم وبه دوستم یاسی و لیسا و هانیه هستش^^ممنون می شم به وبشون سر بزنینو دنبالشون کنین^^
بالاخره طلسم پارک ملت و بستنی متری هم شکست . از کی تا حالا میگفتم ها . آدم از هرچی بستنی عه اشباع میشه !سین امروز توی تست صدا پذیرفته شد و من خیلی براش خوشحالم :))) راستی رفتیم پارک !بابا کجايي که دخترت فوتبال بازی کرد !دروازه بان بود . تازه 6 تا گل هم خوردم! سر تا پام هم خاکی شد !ینی اون موقع بابا تو ترافیک بود و نبود ببینه شاهکار دختر شو ! یه دفتر طراحی گل گلی میخوام ! میخرم !
دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی بنام خداحافظ با بالاترین کیفیت










Download New MusicAli Lohrasbi – Khodahafez
ترانه: میلاد فلاح , موزیک و تنظیم: محمد لطفی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

 










 
متن آهنگ جدید علی لهراسبی بنام خداحافظ  :
دستم از دستای تو دور موند چون چشم دنیا شور بود خنده هام بعد تو بی روح شد درد تو قد یه کوه شد چه شدش بی معرفت کی تورو اینجوری دیوونه کرد اون قلب سنگیه بی رحم بی درد هی تورو هی دور و دورتر میکرد برس به دا
+ من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم؟!
- خسته است. شبها دیر میخوابه!
× آدم فقط تو آغوش مادرش تنها نیست!
+ حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم.
× دیالوگ حمید جبلی‌ـه!
- سرش شلوغه!
+ شب و روز در خیالی و ندانمت کجايي.؟!
- ولی خدایی بیکاره! بی کار، بی عار، خسته، مشغول.!
× پ بده!
- حالا یهویی همین وسط؟! دارن نگامون میکنن!
+ پروانه‌ی او باشم و او شمع جماعت.
~ استعاره است.
- پِ یا پَ ؟!
+ تو ز ما فارغ و 
ما از تو پریشان
تا چند؟!
~ تا نیمه‌ی شب!
- زدی تو کار نو
پر پرواز که گشتیتو که پروانه نبودیتو که در جهان عاشققدمی نگذاشته بودیتو که از عاشقان گریزانپی عمر رفته بودیتو که نامه ها نخواندهغزل نهان نخواندیتو به آسمان کجاييبه زمین ریشه کردیتو که با حدیث مردمهمه زندگی بکردیبرو ای غزل سرایمغزلی دگر بخوان توکه برای ما در عالمبود آسمان دیگر. 
راه های یافتن بهترین دکتر بواسیر, پزشک بواسیر, متخصص بواسیر یا هموروئید با رشد روزافزون فضای مجازی کاری سخت نیست. تقریبا همه دکترها و پزشکان متخصص بواسیر در اینترنت برای خود وب سایتی دارند.  با مراجعه به آنها و بررسی سوابق و کارنامه پزشکان می توان بهترین دکتر بواسیر, پزشک بواسیر, متخصص بواسیر یا هموروئید را پیدا کرد. پس بدون هیچ نگرانی و خجالتی با  دکتر بواسیر, پزشک بواسیر, متخصص بواسیر یا هموروئید که انتخاب کرده اید
قیامت است خدایا؟،صدای صور کجاست
تمام زنده ذلیلیم ، دلِ جسور کجاست
به زخمه ی چه کنم های شهر گم شده ام
کجاست کوی صفا، خانه ی سُرور کجاست؟
شدند خیلِ خلایق مرید گوساله
کجاست موسیِ عمران و راه طور کجاست
چقدر یوسف ما زخمی یهودا شد
زِ چاه تا به زلیخا پلِ عبور کجاست
صدای تیشه ی فرهاد را کسی نشنید؟
کجاست عزتتان!؟شوکتِ غرور کجاست؟!
شبِ سمور نخواهم در این هجومِ بلا
برای یک شب راحت، لبِ تنور کجاست ؟*
مرا چنین منگر ! روزگار بد تا کرد.!
ملامتم مکن ای ی
عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده است؟ چرا لحظه باران نرسیده است؟ به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده است بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است، چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است، دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد زمان بر سر دوشش غم و اندوه ب
به کسی بیشتر از دو بار زنگ نزنو به پیام دادن ادامه ندهکجايي؟نگرانت شدم!یه بار فرستادی کافیه.با هیچ کس بیشتر از یه بار زمانی که آنلاینه چت نکن.اگه می خواست باهات حرف بزنه سرگرمه یکی دیگه نمیشد.دنبال اونایی که بدون مقدمه یهویی رفتن نرو!اگه میخواستنت پیشت میموندن.به کسی اسرار نکن که به صحبت کردن با تو ادامه بده چون اگه می خواست خودش باهات صحبت میکرد!به کسی که فروختت هیچ وقت فرصت برگشت ندهتو بازیچه دست هیچ کس نیستی!با کسی که بهت بدی کرد به خا
دیشب تو بیداری رویای حسین رو دیدم 
بعد که رفتم خوابیدم نمی دونم خواب چه چیزیو دیدم اما خیلی خوب خوابیدم و وقتی بیدار شدم فکر می کردم رو بهارخواب خونه مون هستم 
وقتی هم راه افتادم صبح بیام خونه باز هم رویای حسین باهام بود 
رویای قشنگی بود 
گرچه که تو کلش گریه می کردم اما همین که بغلم کرده بود و من همه ی دلخوریامو بهش می گفتم و میخواست از دلم دربیاره خیلی خوب بود 
کجايي تو؟ چی کار می کنی؟
دومین پست امروز
از انتهای خیابان‌های پاییز زده تا ابتدای کوچه‌های بهاری تو را می‌خوانم ، در برکه‌ی نقاشی روی دیوار ، کنار ماهی گلی‌های سرخ نشسته در حوض تو را می‌بینم که آرام در آرامشِ حوض آب را نوارش می‌کنی!
تو از نسل کدام فصلی ، زاده‌ی کدام ماهی ، اهل کدام سرزمینی که شوق پرواز را در قلب کوچک پرستو‌ها و امید رویش را به جان برگ‌های خزان زده می‌بری؟ 
تو از کجا آمده‌ای که عطر سیب و گل‌های بهارنارنج می‌دهی؟
پاییز رسیده، کجايي؟ 
عصرهای سرد عاشقانه سلام م
دوست خوبم، هاتف، به مناسبت روز وبلاگ نویسی فارسی با من یه مصاحبه انجام داده که امیدوارم بشنوید و لذت ببرید:)
این مصاحبه به من که خیلی چسبید و کلی کیف کردم، خوشحال میشم بشنوید و نظر بدید.
+ من سعی کردم برای همه آدرس جدید رو بفرستم، اگه کسی رو فراموش کردم، بگه تا براش بفرستم، چون احتمالا جمعه این وبلاگ رو کامل میبندم.
++تیتر از سید علی صالحی
+نيلوفر جان نمیتونم ایمیل بفرستم،اگه میشه یه راه دیگه بذار تا آدرس رو برات بفرستم.
مرحوم سیمین دانشور در گفتگو با هوشنگ گلشیری به فضای تیره و سیاه و دلگیر ادبیات ما در دهه چهل و پنجاه اشاره میکند و آن را نقد می‌کند:
_
ببین عزیزم، ادبیات ایران داره به سمت یک ادبیات دپرسیونی پیش میره در حالی که آدمیزاد باید فوق دپرسیون، فوق افسردگی قرار بگیره. اگر ساعدی ادبیات دپرسیونی مینویسه، اگر آوارگان اش پر از دپرسیونه ساعدی حقشه. پا شده رفته اون سر دنیا، با آن همه سرخوردگی و غم غربت. اما اسماعیل فصیح که وضعیت آخر را به آن خوبی ترجمه کر
طی چند هفته ی اخیر وقتی موبایلم زنگ میخوره تمام دلشوره ی عالم به قلبم فشار میاره.انگار منتظر خبر بدی باشم.مدام گوش به زنگم و میترسم تلفنم رو خاموش کنم.دلهره ی این رو دارم که کسی بخواد خبری بهم بده و نتونه پیدام کنه
وقتی دوستی برام مینویسه"سلام،کجايي"،نمیتونم به روال سابق لوکیشن خودم رو اعلام کنم و اول با دلشوره مینویسم"چی شده?"
توی روانپزشکی این علائم مهم هستن.اما نه.نه.من فقط کمی خسته ام،فشار زیادی روی دوشمه،خوب میشم.
*بعد از اونهمه
 تکلیف نوشتن با داستان نوشتن بسیار فرق دارد. یک نویسنده می نویسد، مهارت های زبانی و نوشتاری هم اگر به سطح خوبی برسد توقع یک نویسنده ی خوب چیز عجیبی نیست. اما داستان یا شعر یا مراحل بعدی نوشتن را چطور باید طی کرد؟
 می شود مقداری خوب نوشت و نویسنده شد. مثلا مقاله نوشت یا جُستار یا یادداشت. حتا می شود با همین شیوه کتاب هم نوشت. چون کتاب یک معیار کمی دارد و یک معیار کیفی. فعلا معیار کیفی را می گذارم کنار و می روم سراغ معیار کمّی. اگر معیار کمّی مثلا ب
مثل نيلوفر اسیر خواب مردابم هنوز
یا که آن مرداب پیری در تب خوابم هنوز
شاید آوای شباهنگی میان جنگلم
یا شبیه آسمان در دست مهتابم هنوز
یا که شاید تکه ابری سرد و بارانی شدم
یا که در دریای چشمی مثل گردابم هنوز
ماهی ام ، فکر فرار از تنگ های شیشه ای
در تمنای خیال رود پر آبم هنوز
رودم اما، یک مسافر، میروم تا مرز عشق
مثل نیزاری ولی در فکر تالابم هنوز
موجهای خسته ی دریا کنار ساحلم
بی قرار خواهش دریای بیتابم هنوز
هر کسی باشم و یا در هر کجای این جهان
من به د
کار مانیست شناسایی "راز"گل سرخ.
کار ما شاید این است
که در "افسون"گل سرخ شناور باشیم.
پشت دانایی اردو بزنیم.
دست در جذبه یک برگ بشوییم وسر خوان برویم!
صبح ها وقتی خورشید.در میاید متولد بشویم.
هیجان را پرواز دهیم
بوی ادراک فضا .رنگ.صدا.پنجره گل نم بزنیم.
ریه را از ابدیت پر وخالی بکنیم.
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم.
نام را باز ستانیم از ابر.
از چنار.از پشه.از تابستان!!
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم.
در به روی بشر ونور وگیاه وح
دلم که می گیرد، قلاب را برمیدارم و شروع به بافتن میکنم.
همینطور می بافم و می بافم تا غصه هایم کمرنگ تر شوند.
یک وقت هایی زیر لیوانی می بافم.
یک وقت هایی شال گردن، یک وقت هایی هم رومیزی و چیزهای دیگر.
بعد می نشینم زل میزنم به چیزی که بافته ام.
و با خودم فکر میکنم یک فرش گرد باید غم بزرگی بوده باشد.
| نيلوفر نیک بنیاد |
می دونی که؛ فرانسه یه کشور لاییکه.» 
این دیگه مسخره تر از همۀ اونای قبلیه! من کسی رو که توی قرن 21 هنوز نفهمیده خدا وجود داره نمی فهمم. حالا تصور کن این بشه قانون! زندگی وسط همچین اجتماعی برای من غیرممکنه.»
+ خاطرات سفیر - نيلوفر شادمهری
اوایل بهم می گفت آجی
بعد شد مامان
بعد تر آله
فکر می کنین چند وقته چی صدام می زنه؟ نامه!
 
+تو خونه ما، آدم بزرگا هم مثل بچه ها حرف میزنن.حالا گفت و گوی  این چند وقت  اخیر این طوری صورت می گیره:نامه یه چای میریزی برامون؟ نامه میای بریم بیرون؟ گوشی رو بده به نامه.نامه کجايي؟نامه کجا میری؟!
*نامه صورت دیگری از فاطمه است که خواهرزاده ی دو ساله ام مرا صدا میزند :)
++اون یکی خواهر زاده ام که بزرگتره بهم میگه: خاله فاطمهاما وقتی خیلی دوستم داره و میخواد
 در فیلم لیلا ، وقتی هووی لیلا با لباس عروس، وارد خونه میشه ، لیلا چادر سیاه سر می کنه و می دود تو خیابان .
تو تاریکی .و برنمی گردد تا اخر فیلم که عروس رفته و کودکی مانده
حالا من لیلام .که دلم می خواهد چادر سیاهم سر کنم و تو سیاهی گم بشم .
 تصور اینکه روزها و شبهایی که دارم اشک می ریزم ،میم و  خانوده اش تو مهمونی های بعد عقد خواهرش شادند.دلم را اشوب می کنه.شاید دارم حسود می شم ولی من صدای داد زدن های خواهرش را فراموش نمی کنم.عکس هایی که از میم
 همین چند دقیقه پیش یه پست نوشتم؛ در حالیکه اصلا نیومده بودم در مورد اون موضوع بنویسم. بعد از پیش نویس کردنش، به تمام نوشته های یک سال اخیرم نگاهی انداختم. دو برابر تعداد این پستهایی که اینجا هست، پیش نویس دارم. هر پست تل خاطره و حس های گذشته بود. اگرچه که "گذشته"، گذشته اما برای من تمام احساساتش زنده و نزدیکه. یک رویا و حس پنهان مدتهاست که در من زندگی میکنه. تلاش کردم شفافش کنم، پیش نیازهاشو بسازم و تحقق ببخشمش. شفاف نشد. تنها دستاوردم برای کشف
می‌خواهم برایت بنویسم اما واژه‌ها از قلمم می‌گریزند، جمله‌ها نیمه‌کاره می‌مانند و حرف‌ها ناگفته. دیگر نمی‌توانم از چشمانت بنویسم. اعتراف تلخی است اما انگار تو در من مرده‌ای. قلبم تاریک‌خانه‌ای شده بی‌فانوس؛ می‌تپد اما گرم نیست. خیال آمدنت از سر این همواره مست بیدل، پریده. دیگر به این فکر نمی‌کنم که کجايي، دیگر به این فکر نمی‌کنم که می‌شود از خط لبخندهایت شعر نوشت، دیگر به این فکر نمی‌کنم که من چقدر کنار تو زیباترم. رهایت کرده‌ام
دانلود مداحی جواد مقدم بابا ببین به دام غصه ها اسیرم
شهادت امام جواد (ع) 95هیات بین الحرمین تهراننوحه واحد
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیبابا ببین به دام غصه ها اسیرمرو خاک حجره سر میذارم و میمیرمجوونم اما داغ زهرا کرده پیرمزهر جفا آتیش زده بال و پرم روهی زیر لب صدا میکردم مادرم رومیکشیدن رو خاک حجره پیکرم روسوز زهر کینه به قلب من نشستهراه نفس رو بسته خیلی دلم شکسته
متن مداحی بابا ببین به دام غصه ها اسیرم جواد مقدم
میسوزه تمو
همین‌جا بمانم.همین‌جا بمان.من تنها هستم.تو تنها نیستی.من دارم نگاهت می‌کنم.فقط همان‌جا که هستی بمان.من باید همین‌جا منتظرش بمانم.چرا داری گریه می‌کنی؟چرا دارم گریه می‌کنم؟کجايي؟من کجایم؟دستت را بلند کن.من باید دستم را بلند کنم.دست به هرچه می‌زند دور می‌شود.دست به من نزن.به چی فکر می‌کنی؟من نباید فکر کنم.خفه شو.اگر هر دو همزمان گلوی هم را بچسبیم،فشار دهیم،قول می‌دهی زودتر خفه نشوی؟من از تنهایی می‌ترسم.تو تنها نیستی.همیشه چشمی هست که
.
.
.
مختار: بن کامل صاحبان قدرت اغلب خودشان به خودشان خنجر میزنند
از خودم مثال میزنم تا باورش برایت ناگوار نباشد اگر روزی شنیدی امیر مختار به مختار خیانت کرده تعجب نکن!
+باور نمیکنم ابو اسحاق ایمان امیر ابگینه نیست بشکند از سنگ سخت تر است از الماس برنده تر
همیشه در برق نگاه امیر نفس اماره را ذلیل دیده ام
مختار: پس هنوز شیطان را خوب نشناخته ای رفیق
او مرا به لذت و قدرت وسوسه نمیکند میداند شیفته ی عدالتم ؛ نقاب عدالت خواهی به چهره زده امیر مختار ر
چند وقت پیش، بالاخره سکوتشو شکست و برام از اینکه رابطه اش با همسرش چقدر به بن بست خورده گفت. از تمام جزییات آزار دهنده. چند روز بعدش یجا یهو وسط مکالمه ای صدام لرزیده بود که تو باید خوشحال باشی، باید مراقب خودت باشی. که خدایا بس بشه دیگه لطفا. دخترک معصومی که کلاس اول بغل دستم مینشست و دوستیمون ۱۵ سال به طول کشیده باید حالش خوب باشه.  امروز بعد مدت ها این پیام رو برام فرستاده:"نمیدونم الان کجايي و داری چیکار میکنی فقط خواستم بگم همه چی خوبه, حتی
شاید او درست میگفت که من بیهوده زمانم و انرژیم رو تلف میکنم که برای او مینویسم.آیا واقعا م هیچ کاری دیگه جز نوشتن برای اون نداشتم؟چه لذتی داشت که برای او مینوشتم؟چه میدونست که من میتونم بین کلمه ها آروم بگیرم و میتونم تمام خود بودنم رو براش تعریف کنم؟شاید او خبر نداشت که من بیشتر از هر چیزی یا هرزمانی که برای او مینویسم اول برای خودم مینویسم و میخوام به خودم بگم که ذهنم خالی شده و جای برای زمانی هست که بتونم به خودم بیام و بتونم از پس کلمه های
این غزل در تاریخ 31/4/1377 و در زمان دانشجویی آقای حسن سعیدی خادم خالدی ، در گوهر دشت کرج سروده شده  و در رومه ی رایزن جوان کرج منتشر شده است .
چشمم نشسته در خون ای ماهرو کجايي صیدی اسیر بندم ، به دیدنم نیایی ؟ 
از خون شراب سازم گر عزم مِی نمایی جانم فدات سازم در خانه ام گر آیی
چشمم به در سیه شد ، شاید ز در درآیی حالی ز ما بپرسی ، مهری به ما نمایی 
عمری در انتظارت ، سر کرده ام که شاید با تو به سر نمایم ، ایام بینوایی 
خوار و زبون ز عشقت ، گردیده ام
چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی!چقدر هم تنها .خیال می کنمدچار آن رگ پنهان رنگ ها هستیدچار یعنیعاشقو فکر کن که چه تنهاستاگر که ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشدچه فکر نازک غمناکی.و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه استو غم اشاره ی محوی به رد وحدت اشیاستخوشا به حال گیاهان که عاشق نورندو دست منبسط نور روی شانه آنهاست.نه، وصل ممکن نیست،همیشه فاصله ای هست.اگر چه منحنی آب بالش خوبی استبرای خواب دل آویز و ترد نيلوفر،همیشه فاصله ای هست.دچار باید بودو گر
دانلود سریال ممنوعه
فصل 2 قسمت 13 اضافه شد.
کارگردان : امیر پورکیان
تهیه کننده : علی اکبر نجفی و مهدی یاری
نویسنده : علی اصغری و مهرداد کوروش نیا
 
بازیگران : امیرحسین آرمان, علیرضا استادی, خاطره اسدی, بهاره افشاری, پژمان بازغی, آتیلا پسیانی, امیر جعفری, هادی حجازی فر, الهه حصاری, آناهیتا درگاهی,نيلوفر رجایی فر, لیلا زارع, نیما شعبان نژاد, نیکی کریمی, مجید مظفری, نسرین نکیسا, شیدا یوسفی, شهرام قائدی, فاطمه گودرزی, مصطفی قدیری, سوگل خالقی ، میلا
اگردر سایت های فارسی کمی درباره تابلو مونالیزا جستجو کنید مطالب متنوع زیادی را خواهید دید…به همین دلیل از تکرار مطالبی که در وبسایت های ایرانی آمده خودداری میکنم.هر آنچه که در بالاست همان است که در پایین است و هر آنچه که در پایین است همان است که در بالاستاین جمله ای است که در میان دستنوشته های داوینچی پیدا شده است…همچنین اگر این جمله را در کنار علاقه داوینچی به روش آیینه ای نوشتن بگزاریم احتمالا روش کار محققین برای بررسی رازهای مونالی
بیا ببین ای برادرم خواهرت آمدزیارت ِ این تن ِ جدا از سرت آمدچهل منزل به دنبال سرت بودمپناه گریه های دخترت بودم (۲)من. به زبان ذکر یاعلی، امااو. فقط هرشب: کجايي ای بابا؟ (۲)یا ثارالله . اباعبدالله::برایت از شام غم فراوان سخن دارمهزار سوغات از این سفر بر بدن دارمدر این ره ماه شبهای حرم بودیولی چون سایبان، روی سرم بودی (۲)تو. به لبت آیه های قرآن بودمن. به دلم داغ چوب و دندان بود (۲)یا ثارالله . اباعبدالله::میان این خاک پربلا، ناله ها کردمکه هم عب
جعبه در دست روی صندلی پایه بلند گوشه‌ی پذیرایی می‌نشیند، نگاهش روایتی است از حسرت و لبخندش تلاشی عاجزانه برای انکار !
فضای سنگین بینمان را "خب! به سلامتی کی میری؟" سبک‌تر می کند.
مشغول خوردن پرتقال آبدار توی بشقاب از هفته‌ی پر مشغله و برنامه‌های سفرم می‌گویم؛ ناگهان نگاهم که به مردمک‌هایش می‌افتد مسافری را می‌بینم کوله بر دوش، سال‌ها دورتر از امروز؛ با آهی عمیق به گوشه‌ی میز خیره می‌شود :《 ما هم قرار بود یه روز بریم ، دو نفری! همیشه می
گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی بساط عیش خودش جور می شود
گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
گه جور می شود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
دانلود رایگان سریال هشتگ خاله سوسکه
قسمت 15 افزوده شد
کارگردان: محمد مسلمی
ژانر: فانتزی، موزیکال، کودکانه
سال تولید: 1397
تاریخ انتشار: 1397
مدت زمان هر قسمت: 60 دقیقه
کیفیت ویدئو: عالی
فرمت: MP4
تهیه کننده: حسن مصطفوی
 
بازیگران:
بهاره کیان افشار، امیرحسین رستمی، ارژنگ امیرفضلی، الناز حبیبی، امیر کربلایی زاده، شهین تسلیمی، لاله صبوری، صفر کشکولی، بهزاد رحیم خانی، نيلوفر رجایی فر، محمد مسلمی، لیلا بلوکات، سعید امیر سلیمانی و الهام حمیدی
خستم ! 
خیلی خسته ! اصلا دیگه حوصله خودم ندارم ! 
+ ای کاش اینجوری نبود دنیا :(،
+ خدایا چرا بابا جی الان پیش ما نیست
+ خدایا نتیجه کنکور چی میشه ‌‌
+خدایا دیگه حوصله هیچ کس ندارم نه این جا نه اونجا .
+ دوست دارم حذفش کنم بره ولی  نمی تونم بهش معتاد شدم میدونم! 
+ خدایا دلم گرفته از همین دوستان بیانی 
+ دلم گرفته از همین دوستان مجازی 
+ خسته خسته خسته  حوصله سریال دیدن ندارم. 
+ حوصله نقد و داستان ندارم 
پ.ن: هنوز همون سه تا سریالم تموم شون نکردن
اگه سه شنبه ازم میپرسیدن چهارشنبه ساعت هفت شب کجايي احتمالا مبگفتم خونه ولی سر از کنسرت رضا صادقی درآوردم
ساعت چهار پنج بود که احسان بهم پیام داد یه بلیط کنسرت رضا صادقی دارم برای ساعت هفت میتونی بری؟
همین قدر یهویی و اتفاقی
خواستم بگم بعضی وقت ها چه قدر یهویی اتفاق های جالب تو زندگی میوفته و آدم سر از جاهایی درمیاره که فکرشم نمیکرده
امروز صبح بعد از سلام و صبح بخیر یهو دیدم رفت. گفتم چی شد؟ کجايي؟ بعد از چند دقیقه یه ویس فرستاد که مهراد بابام حالش بد شده من بعدا بهت پیام می دم. از بغض ته ویس اشک تو چشام جمع شد. هی خدا خدا می کردم که اتفاقی برای پدرش تیوفته. تا ساعت دوازده که پیام داد "به خیر گذشت" من مُردم و زنده شدم. 
لعنت بر این دوری  کی تموم می شه این فاصله 
خیلی نگرانش بودم خیلی 
برشی از کتاب پرنده خارزار (مرغان شاخسار طرب)
 
پرنده خارزار - متن کامل 
نام کتاب : مرغان شاخسار طرب
نویسنده: کالین مک کالو
مترجم: مهدی غبرائی
ناشر: نيلوفر
قیمت: ۶۵,۰۰۰ تومان 
در افسانه ها آمده است که پرنده ای است که تنها یک بار در عمر خود میخواند . آنگاه در میان شاخ های وحشی آواز سر میدهد بر درازترین و تیزترین خار می نشیند و در حال مرگ زیباترین آوازش را می خواند . آوازی آسمانی که به بهای جان او تمام می شود. داستان مهاجرت و زندگی یک خانواده و ا
دانلود آهنگ جدید افشین آذری بنام به یارم بگید با بالاترین کیفیت










Download New Music Afshin Azari – Be Yaram Begid
موزیک: افشین آذری , ترانه: مصطفی ربیعی , تنظیم: مجید الماسی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

 










 
متن آهنگ جدید افشین آذری بنام به یارم بگید :
آشفته در خانه خانه ی ویرانه با دل دیوانه چشم انتظاری این قلب بیچاره تشنه ی دیداره حتما خبر داره ما در چه حالیم به یارم بگید خوب من محبوب من آخه با تو من چه کردم به یارم بگید بی کس
یه چیزی رو می دونی . از روزی که تو با یقین گفتی از اون آب نَباتا نمی خوری، چون ژلاتین خوک توشه، من هم دیگه نخوردم!» 
موضوع مال چند شب پیش از اون بود که یکی از بچه ها بهم از این آب نبات کِشدارا تعارف کرد و چون توش ژلاتین داره و ژلاتین اروپا هم معلومه از چی تأمین می شه، من نخوردم. وقتی امبروژا ازم پرسید که چرا نمی خورم، خیلی جدّی بهش گفتم چون خدا دستور داده.
تعجب کردم. گفتم: اما اون دستور مال مسلموناست. تو چرا نمی خوری؟» 
گفت: مگه تو نگفتی این رو
وای آمپول درباره خانواده آمپول‌ چی می باشد که تولید کننده آمپول هستند . آنها با وحشت فرزندان‌ شان از آمپول مواجه می‌ شوند ولی در نهایت ورزش فوتبال و انتخاب برای رده‌ های قهرمانی به کمک فرزندان‌ شان می‌ آید و … . از بازیگران اصلی این فیلم سینمایی می توان به هوشنگ حریر چیان، شهرام قائدی، علی صادقی، رضا شفیعی جم، حدیث فولادوند، سارا روستاپور، مسعود غزنچای، محسن روشن، سعید کاظم زاده، پارسیا شکوری، ژیار محمدزاده، سارینا صانع پرور، ملیسا ا
Ehaam
Taab o Tab
#Ehaam
امشب از دیدنمان 
همه انگشت به دهان می مانند
همه خوب حال مرا 
حالو احوال  مرا میدانند
گل نيلوفر من آتشی تازه بیا برپا کن
من که در تابو تبم تو بتابانو شبم زیبا کن
بیا در شهر دل من پادشاهی کن
این توو این دل من هر چه تو خواهی کن
ای امان ای امان ای امان از منو حالم
وای عجب ماهی
تو چه دلخواهی
تا ابد با من بگو همراهی
عاشقی باتو دردسر دارد
دل تورا امشب زیر سر دارد
به چه شبی بگو امشب مارا می طلبی
بگو همچون من در تابو تبی در تابو تبی
تاج سرم مگ
سبک زمینه حضرت زهرا(س)---------------------------تو کوچه غم نصیبی،مادر و طفل غریبیدارن مـیرن سمـت خونـه  باروی نیـلـیحسـن  داره  ورده  زبــونکجايي بابا شد نیمه جونمـادرم از ضـرب سـیلی وغـریبـی تـو ، تـو شهرمون((  امان از غریبی(۳) وای  ))

با یـه قـد خمیـده ، با رنـگ روی پریدهخونه رو جارو میزنه،به دیوار تکیه میدهزیـنـب می بینه مـادرشوبا دست میگیره پـهلوشوچنددفعه توی خونه دیدهمی گیره از علی رو شـو((  امان از غریبی(۳) وای  ))


تو تاریکیه دل شب ، پیچیده صدای
دانلود رایگان فیلم خارجی پاپیون با دوبله فارسی Papillon 2017 BluRay
فیلم پاپیون با لینک مستقیم و کیفیت 1080p & 720p & 480p
نام فیلم: پاپیون – Papillon | ژانر: جنایی، درام، معمایی | محصول آمریکا | تاریخ انتشار: 2017
زبان: دوبله فارسی + انگلیسی | مدت زمان: 02:13:33 | زیرنویس فارسی: دارد
حجم: 2.4 گیگابایت + 1.3 گیگابایت + 617 مگابایت | امتیاز: 7.1 از 10
خلاصه داستان: پاپیون (با بازی چارلی هونام) کسی است که جرمش را قبول ندارد و به همراه دوستش لوئیس دگا (با بازی رامی ملک) که به تازگ
شهید سید جعفر حجازی نمونه کامل از اخلاص بود.


او می گفت : روزی از پله های دبیرستان ابن سینا در همدان که بالا می رفتم ،لحظه ای تردید مرا گرفت ؛ نمی دانم به خاطر چه بود .گفتم :خدایا اگر می گویند قادری و بدون اذن تو هیچ کاری انجام نمی شود ، همین الآن نگذار از این پله ها بالا بروم.در همان موقع بود که پاهایم در زمین میخکوب شد و توان کوچک ترین حرکتی را در خود ندیدم .


پس از شهادت او، بچه ها دفتر خاطراتش را از کوله پشتی اش بیرون آوردند در آن نوشته ب
همه ی حروف را درست نوشتم 
نقطه ها ، دندانه ها را 
اشتباهم کجا بود ؟ 
کجا بودی ، کجايي ؟ 
در کدام نقطه ی تاریکخانه پنهانی 
که هیچ خطی و صدایی 
هیچ نقشی از تو زنده نیست ؟
ببین تا کجا زشت بودی 
ناامن بودی 
همه ی پروانه ها در خواب تو مردند
پرستوها از سرمای آغوشت 
یخ شدند سپید شدند
من در دام تو افتادم و تو 
در دام هستی 
پر و بال شاهین بختت را تو سوزاندی ، 
مشق های زندگی را .
تو ! 
تو بی سایه !
تو سرگردان آسمان بی ستاره 
این روزا روزای خوبی ندارم


این روزا روزای خوی ندارم
روزگارم بی تو داره میگذره
باورت میشه تموم عمرمو
بیقرارم بی تو داره میگذره
فکر اینکه نبینم تورو یه وقت
مثل یک خوره به جونم افتاده
نکنه نیای نبینم نباشم
ترس و دلهره به جونم افتاده
. یابن الحسن کجايي ، کِی میشود بیایی .
فکر اینکه نبینم تورو یه وقت
مثل یک خوره به جونم افتاده
نکنه نیای نبینم نباشم
ترس و دلهره به جونم افتاده
اگه دنیا هم به کام من بشه
کمِ بی تو زیادم نمیشه
اگه اینجوری بخوای تموم ب
خانم باربارا بیتز ۱۲۲۷ صفحه‌ کتاب نوشته با عنوان " معاینات بالینی و روش گرفتن شرح‌حال" که وقتی بخوانی اش _ تازه اگر کامل بخوانی _ یاد میگیری که چه طور از روی ظاهر مریض به مشکل درونی‌اش پی ببری. البته صرفا "یاد میگیری" و اینکه "بتوانی" هم خودش یک پروسه‌ی طولانی چند ساله‌ی سر و کله زدن با بیمارها را می‌خواهد. آن وقت ما ، انتظار داریم همه‌ی آدم‌های اطرافمان_بدون اینکه کتابی در مورد چگونگی شناخت ما خوانده باشند!_ از روی چهره‌مان بفهمند که دردما
باز بهار آمد، اما بی تو،در دلِ یلدای تاریک زمان،هنوز زمستان بی داد میکند…باران، جلوه ی رحمت است و بهاران مژده رهایی .اگر در عصر اندوه زمین، تنها خرسندی انسان آمدن تو باشد،تداعی شیرینِ حقیقت جاوید بهار، یعنی تو .و ما در تمامی بهارهای زمین،و در هر روز فروردین،به رویت اردیبهشت عاشقی که،نگاهت را به ارمغان بیاورد؛ به انتظار نشسته ایم.و چنین است که علی الدوام، این همه بی تویی را تاب آورده ایم.برآی، ای آفتابِ ناب و ای حُسنِ بی بدیل.ای خورشید
.
نمی‌دانم آبی به زبان تو چه کلمه‌ای است اما احساس می‌کنم که اسم من در زندگی قبلی‌ام همین کلمه بوده.
زمان زیادی از هیچ اتفاقی نگذشته. مدت‌هاست که زمان میلی به گذشتن ندارد. ماه‌ها و سال‌ها عبور می‌کنند بی این که زمانی بگذرد. حالا بی‌دلیل دلم دریاچه‌ای از نيلوفر آبی می‌خواهد. شبیه همان طرحی که با سختی زیاد روی شیشه کشیدم، تو که می‌دانی دست من همیشه مقداری می‌لرزد، اما بعد حس کردم که این خود من هست که از سر انگشتانم روی شیشه نقش بسته. بدون ه
سلام دوستان :)
آماده شدم که برم سر کار
سوار ماشین شدم و مجبور شدم برای ورود به خیابان اصلی دنده عقب برم .
یه دفعه دیدم " پیل تن" داره از عرض خیابان رد میشه
( پیل تن یکی از دوستان و بچه محل های خیلی خوب منه ولی خیلی لاغره و ضعیفه منم به شوخی بهش میگم پیل تن .:)
اومدم اذیتش کنم و با سرعت برم سمتش تا بترسونمش که یهو .
بقیه ماجرا رو بصورت شعر بخونید :
نمودم زین ، چو رَخش صف شکن را
عقب راندم ، من آن اسب کهن را
چو پا روی پدال گاز بردم .
میان راه ، دیدم "پیل تن"
عمر، که تا اون موقع فقط گوش می داد، خیلی مؤدب گفت: من یه حرفی دارم . خیلی دیده م که شیعه ها از اماماشون چیزی طلب می کنن یا درخواست شفاعت می کنن؛ در حالی که بخشش فقط مخصوص خداست. خدا خودش گفته از من بخواید تا جوابتون رو بدم. اما شیعه ها خیلی وقتا از ائمه طلب می کنن. این از نظر اسلام اشکال داره.» سعی می کرد مؤدب صحبت کنه.
گفتم: این کار به این معنی نیست که این افراد یا مثلاً پیامبر جایگاه خدایی دارن. شما این مسئله رو کامل متوجه نشده ید. این کار به نو
یهو ریاض پرسید: پس گفتید که چیزی دربارۀ حکومت عدل عمر ابن خطاب نشنیده ید؛ نه؟»
گفتم: نه، یعنی حکومت عادلانۀ معروفی که من شنیده م منسوب به عمر ابن خطاب نیست.»
رشید: پس منسوب به کیه؟»
گفتم: حضرت علی علیه السلام.»
پرسیدم: عمر ابن خطاب چطور از دنیا رفت؟»
ریاض جواب داد: موقع نماز صبح با شمشیر به سرش ضربه زده ان و فرقش رو شکافته ان. این رو که حتماً خبر داشتید؛ نه؟»
واویلا . عجب اوضاعی! غیر از این مورد، دربارۀ چند تا داستان معروف تاریخی دیگه ه
ای ارحم الراحمین! ای غفار الذنوب ! ای خدای مشرقین و مغربین !
ای که میگفتند شکسته های دلمان که نزد بازار تو بیاید خودت با دل و جان میخریشان. کجايي؟؟
شکسته های قلبم دارد خودم را تکه تکه میکند! نفس هایم همچون طناب داری دست بر گلویم انداخته اند خدا جان! دارند جانم را میدرند!
کاش نجاتم دهی از منجلابی که در آن دست و پا میزنم، خدای تنهایی هایم، خدای خستگی هایم ، خدای  دلتنگی هایم راست بگو، دل کدام بنده ات را شکسته ام که دلم را به بند تازیانه گرفتار کرد
حتماً دربارۀ عدل عمر ابن خطاب شنیده اید.»
ریاض، انگار یهو مطلب مهمی برای گفتن یادش اومده باشه، با خوشحالی گفت: می گن عمر ابن خطاب داشته توی یه کوچه راه می رفته که الاغی از اون کوچه رد می شه و پاش می ره توی یه چاله و می لنگه. عمر گریه می کنه و می گه خدا توی اون دنیا از من سؤال می کنه چرا در زمان تو حیوونی پاش توی یه چاله رفته و چرا اون راه چاله داشته و .»
گفتم: خدا از عمر ابن خطاب می پرسه که چرا در زمان تو پای یه حیوون توی چاله رفته، اما نمی پرسه چ
آقا امروز تصمیم گرفتیم پاشیم بریم الکامپ و این حرفا
صبحش پاشدم داداشمو بردم کلاس فوتبال و قرار شد ورش دارم بیارمش خونه بعد برم (چون کسی خونمون نبود این وظیفه خطیر افتاد گردن من :| )
ساعت یازده بود که دیننننننگ گوشیم زنگ خورد :|
کیه؟ بعله پدر هستن
جواب دادم و فهمیدم این بچه با نیم متر قد پریده هد بزن کله ش خورده تو تیرک شیکسته :|
هیچی دیگه رفتم آوردمشو این حرفا حول و حوش ساعت 2 بود زدم بیرون که برسم ببینم بالاخره چی داره
چشتون روز بد نبینه
اینقد ذهن
دانلود قسمت ششم سریال ممنوعه 2 فصل دوم با کیفیت 4K Ultra HD
سریال ممنوعه فصل ۲ قسمت ۶ به کارگردانی امیرپورکیان
دانلود سریال ممنوعه 2 قسمت 6
کارگردان: امیر پورکیان | ژانر: اجتماعی | سال تولید: 1396 | تاریخ انتشار: زمستان 1397
تعداد قسمت ها: 13 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: 60 دقیقه | کیفیت: UHD
فرمت: MP4 | حجم: متفاوت با هر کیفیت | تهیه کننده: علی اکبر نجفی
خلاصه داستان:
سریال ممنوعه سه نسل را به صورت همزمان و پیوسته روایت میکند، از دغدغه
های امروز جوانان تا آسیب مسائل
من فکر می کنم دین برای یاد گرفتنِ چطور زندگی کردن» اومده. اگه پوشش تعریف شدۀ یه دین برای زندگی عادی نیست، چطور اون دین جوابگوی سایر مسائل زندگی عادی باشه؟ کسی که می خواد یه زندگی عادی داشته باشه، چطور دیندار باشه؟ به نظر من این خیلی عالیه که شما می خواید خدا رو به مردم معرفی کنید؛ اما، اگه امروز جایی برای دین توی زندگی مردم وجود داشت، شما مجبور نبودید به من مسلمون خدا رو معرفی کنید! این برای اینه که توی وضعیت فعلی باز هم هیچ کس بیشتر از یه مس
دانلود قسمت 13 سریال هشتگ خاله سوسکه
دانلود قسمت سیزدهم سریال هشتگ خاله سوسکه با کیفیت 4K Ultra HD
هشتگ خاله سوسکه قسمت 13 سیزدهم به کارگردانی محمد مسلمی
قسمت سیزدهم سریال هشتگ خاله سوسکه
کارگردان: محمد مسلمی | ژانر: فانتزی، موزیکال، کودکانه | سال تولید: 1397 | تاریخ انتشار: 1397
تعداد قسمت ها: نامشخص | مدت زمان هر قسمت: 60 دقیقه | کیفیت ویدئو: اچ دی
فرمت: MP4 | تهیه کننده: حسن مصطفوی | حجم: متفاوت | محصول ایران
خلاصه داستان:
شهر افسانه ها توسط دیو بزرگ دچار طلس
قسمت ششم 6 سریال ممنوعه با کیفیت 4K Ultra HD 2160p
قسمت ششم 6 سریال ممنوعه به کارگردانی امیر پورکیان
دانلود سریال ممنوعه قسمت شش
کارگردان: امیر پورکیان | ژانر: اجتماعی | سال تولید: 1396 | تاریخ انتشار: تابستان 1397
تعداد قسمت ها: 26 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: 60 دقیقه | کیفیت: UHD
فرمت: MP4 | حجم: متفاوت با هر کیفیت | تهیه کننده: علی اکبر نجفی
خلاصه داستان: “ممنوعه” داستان سه نسل را به صورت همزمان و پیوسته روایت می کند، از دغدغه های امروز جوانان تا آسیب مسائل
داشتم به ۳۰ سالگی ام فکر میکردمبه یک روز معمولی ام،که صبح بلند میشوم،میروم به دفتر انتشاراتم سر میزنم.دور میزها میچرخم و کارها را با ظرافت انجام میدهم.با اینکه تا نیمه های شب بیدار میمانم و مینویسم هنوز عینک به چشمهایم ننشسته.عصرها کنار کسی که عاشقانه میپرستمش روی صندلی راحتی لم میدهیم،من برایش از روزهایی میگویم که سرم باد داشت و دنبال دردسر میگشتم،یک دانشگاه را از دست خودم آسی کرده بودم.او میخندد و میگوید که هنوز هم بزرگ نشده ام.من شده ام
فیلم سینمایی مرداد به کارگردانی بهمن کامیار با کیفیت Full HD
فیلم مرداد با لینک مستقیم و کیفیت 1080p & 720p & 480p
دانلود فیلم مرداد
نویسنده و کارگردان: بهمن کامیار | ژانر: اجتماعی | سال تولید: 1395 | تاریخ انتشار: 1397
مدت زمان: 75 دقیقه | نوع: سینمایی | مخاطب: بزرگسال | کیفیت: WEB-DL
فرمت: MP4 | حجم: متفاوت با هر کیفیت | تهیه کننده: محمود فلاح
خلاصه داستان: زوج جوان پرستاری بعد از سال‌ها زندگی مشترک میخواهند صاحب فرزند شوند اما به علت سابقه ی سقط جنین از نظر پز
دانلود قسمت سیزدهم 13 سریال ممنوعه با کیفیت 4K Ultra HD 2160p
قسمت سیزدهم 13 سریال ممنوعه به کارگردانی امیر پورکیان
دانلود سریال ممنوعه قسمت سیزدهم
کارگردان: امیر پورکیان | ژانر: اجتماعی | سال تولید: 1396 | تاریخ انتشار: تابستان 1397
تعداد قسمت ها: 13 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: 60 دقیقه | کیفیت: UHD
فرمت: MP4 | حجم: متفاوت با هر کیفیت | تهیه کننده: علی اکبر نجفی
خلاصه داستان: “ممنوعه” داستان سه نسل را به صورت همزمان و پیوسته روایت می کند، از دغدغه های امروز جو
 
 
درصورت نیتی عوامل منتشر این فیلم حذف خواهد شد
تماشای آنلاین فیلم مرداد
دانلود با کیفیت 480p
دانلود با کیفیت 720p
دانلود با کیفیت 1080p
نام فیلم : مرداد
ژانر : اجتماعی
مدت زمان:-- دقیقه سال ساخت: ۱۳۹۶ کارگردان: بهمن کامیار بازیگران: محمدرضا فروتن , رعنا آزادی ور, اندیشه فولادوند, مهتاب کرامتی , بهنوش بختیاری, بابک بهشاد, لیلی فرهاد پور, پروین ملکی, علی گل زاده, عاطفه للهی, نيلوفر مولایی. خلاصه داستان: چه مردادی شود بهمن کنار تو، من از غو
دانلود فیلم شبی که ماه کامل شد داستان فیلم شبی که ماه کامل شد بازیگران فیلم شبی که ماه کامل شد تیزر فیلم شبی که ماه کامل شد نقد فیلم شبی که ماه کامل شد موضوع فیلم شبی که ماه کامل شد دانلود رایگان فیلم شبی که ماه کامل شد عوامل فیلم شبی که ماه کامل شد
خلاصه‌‌‌‌‌فیلم دانلود فیلم شبی که ماه کامل شدشبی که ماه کامل شد» روایت دختر جوانی از مناطق جنوب شهر تهران است که درگیر عشق جوانی شهرستانی می‌شود و این در حالیست که دختر به دلایلی مجبور به مهاج
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخکار ما شاید این استکه در افسون گل سرخ شناور باشیمپشت دانایی اردو بزنیمدست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویمصبح ها وقتی خورشید در میاید متولد بشویمهیجان ها را پرواز دهیمروی ادرک؛ فضا؛ رنگ؛ صدا؛ پنجره؛ گل؛ نم بزنیمآسمان را بنشانیم میان دو هجای هستیریه را از ابدیت پر و خالی بکنیمبار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریمنام را باز ستانیم از ابراز چنار؛ از پشه؛ از تابستانروی پای تر باران به بلندی محبت برویمدر به
قسمت دوازدهم 12 سریال ممنوعه با کیفیت 4K Ultra HD 2160p
قسمت دوازدهم 12 سریال ممنوعه به کارگردانی امیر پورکیان
دانلود سریال ممنوعه قسمت دوازدهم
کارگردان: امیر پورکیان | ژانر: اجتماعی | سال تولید: 1396 | تاریخ انتشار: تابستان 1397
تعداد قسمت ها: 26 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: 60 دقیقه | کیفیت: UHD
فرمت: MP4 | حجم: متفاوت با هر کیفیت | تهیه کننده: علی اکبر نجفی
خلاصه داستان: “ممنوعه” داستان سه نسل را به صورت همزمان و پیوسته روایت می کند، از دغدغه های امروز جوانا
آوریلجلو شومینه، تلفن دم دستم است. سمت راست، دری که به سالن و راهرو باز می‌شود؛ و در انتهای راهرو، در ورودی. او ممکن است یکراست بیاید و زنگ ورودی را بزند. کی است؟» و بگوید منم.» و یا به محض ورود به دایرهء ترانزیت تلفن بکند: من برگشته‌ام، و حالا برای انجام برخی تشریفات در هتل لوتسیا هستم.» از علائمی هم که نشانهء ورودش باشد خبری نیست. ممکن است تلفن کند، یا سرزده برسد. احتمال همین چیزها می‌رود. به هر جهت می‌آید. او یک مورد استثناء نیست. دلیل خ
روزی از روزها بود
فرشته ای از غروب احساسم در من طلوع کرد
به روشنایی خورشید، به پاکی باران، و به تقدس یک خیال کودکانه
با یک سبد واژه های شیرین
به نگاهی به وسعت آسمان
و یک بغل لاله های سرخ و زرد و ارغوانی
و ذهن خسته من
پر از تردید
در ازدحام پرغبار بی قراری ها
به غروب نزدیک می شد
شراره های گیسوانش بر روح یخ بسته ام می تابید
و لطافت دستانش خراش جانم را مرهم بود
دستانی به نرمی شاعرانه ها
که آرام، آرامه‌ی جانم شد
.
در سکوت به پرواز پرستوها خیره می شدی
تو ای گلبرگ نيلوفر
که می لغزی و می تابی
بر این مرداب
 آبی تر
صلاح صلح انسان باش
به صبحی روشن از امید
یاری تر!
از سروده صلاح صلح ماهشهر ع-بهار
در باره صلح طلبی و نه
به جنگ!
آموزش است که انسان را صلح طلب یا جنگ طلب بار می آورد هیچ
انسانی متعصب و کینه ورز پای بر هستی نمی گذارد آنچه به  ما انسانها سیرت مهر
یا کین می دهد همانا آموزش هایی ست که در مدرسه و اجتماع بدست میاوریم.هانا ارنت
فیلسوف ضد جنگ اعتقاد دارد که روحیه جنگ طلبی به این علت است که ما صلح
مدح وسرود امام زمان ع ویژه عروسی
 بریز  ساقی دمادم می به جامم    مست مستم 
ازآن می که تولایش بنامم
مست،،،
که حُبّش برده از سر عقل هوشم،،،مست،،،
که مادر شیر به عشقش ریخته کامم
مست،،،

نخورده مست مستم،،بگیر مولا تودستم
شده عمری سر راهت نشستم  
مولا مولا حق پرستم
عزیزم زاروبیمار توهستم
جونِ جونم
بیا مولا هوادار توهستم
جون،،
ببخشا گر گنه کردم کم وبیش‌
جون،،
توگل باشی ومن خار توهستم
جون جونم
نخورده مست مستم،،بگیرمولا تودستم
شده عمری سرراهت نش
 واویلا. خودش بود؛ قتلگاه من! قلبم سر جاش بالا و پایین می پرید. بعد،
یهو تپشش رو توی زانوی پای چپم و بعد توی پاشنه پای راستم حس کردم. اون قدر
موضوع مهم برای فکر کردن داشتم که این یکی خیلی هم مهم نباشه.وارد
اتاق استادان شدیم. خانوم فراندون معرفی فرمودن: این هروه است، استاد
راهنمات. پاتریک و هانری هم از استادای ما هستن. این هم لورانس منشی دوم
لابراتوره.» و با هیجان خاص و لبخند چشمش رو دوخت به د َستای جماعت!هروه،
پاتریک، هانری و خانوم منشی
دانلود فیلم شبی که ماه کامل شد داستان فیلم شبی که ماه کامل شد بازیگران فیلم شبی که ماه کامل شد تیزر فیلم شبی که ماه کامل شد نقد فیلم شبی که ماه کامل شد موضوع فیلم شبی که ماه کامل شد دانلود رایگان فیلم شبی که ماه کامل شد عوامل فیلم شبی که ماه کامل شد
خلاصه‌‌‌‌‌فیلم دانلود فیلم شبی که ماه کامل شد«شبی که ماه کامل شد» روایت دختر جوانی از مناطق جنوب شهر تهران است که درگیر عشق جوانی شهرستانی می‌شود و این در حالیست که دختر به دل
ممکنه خیلی از شما پیش از قبلا این نامه را خوانده باشید اما نامه به حدی زیباست که هرچی بخونید از خوندن اون سیر نمی شوید و پی به شخصیت والای چارلی چاپلین میبرید چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با "اونا اونیل" ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که ژرالدین نام دارد استعداد بازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدر
بهتون یه کتاب معرفی میکنم. چون واقعا
دوستتون دارم. حتما بخونیدش. خصوصا دانشجو ها بخونند.
متن اش دلنشین و عالیه. من که وقتی
تمومش کردم بلند بلند گفتم ، کاش تموم نمیشد! کاش سری دوم داشت! خیلی خوب بود.
انگار با آدم هاش قشنگ زندگی می کنی
و عشق میورزی بهشون. یا از رفتاراشون تعجب میکنی ، یا حس نفرت و . واقعا همش رو تجربه می کنی.
کوتاهه تقریبا کتابش! من که یه هفته ای تمومش کردم.

کتاب (خاطرات سفیر ) از خانم نيلوفر  شادمهری هست.
واقعا بخونید و به هم هدیه ا
از جنگل ک اومدیم اونقدخسته بودیم ک تا ظهر خوابیدیم و مامان ناهار بادمجان خورش درست کرد رفتم تواینستا دیدم خاله استوری گذاشته ک تولد پدربزرگمه ب مامان گفتم و تعجب کرد یادش رفته بود بعد ب دایی زنگ زد و برنامه ریختیم ک شب بریم خونه پدربزرگ وایزش کنیم کیک و میوه واجیل وخرت و پرت خریدیم ک بریم منم رفتم ی دوش گرفتم و حاظر شدیم ک دایی بیاد و بریم ابجی قبل اینک دایی شون بیان با .بابا رفت تا توی شهر دیدم دوتا پلاک و زنجیر خریده اسم انگلیسی خودم و
یادمه که مانتوی بلند رنگ سیاهی تنم بود که نقش های سرخابی داشت که به رنگ شالم میومد. وقتی رسیدم ایستاده بود جلوی کافه اوریانت. شاید چند دقیقه دیر کرده بودم و همین چند دقیقه باعث شده بود استرس بگیره. بلوز سفیدی به تن داشت و کاملاً شبیه تصوراتم بود. رفتیم نشستیم اون صندلی ای که علی مصفا و مهتاب کرامتی روش نشسته بودن. پروک سفارش دادیم و من رسیده بودم به آخراش اما چون اون فقط یه کمیش رو خورده بود احساس خجالت کردم و شیرینی ام رو تموم نکردم. آهنگ رو
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم


بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم



الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد

مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم


جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد

که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم


ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل

بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم


جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی

که سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم


اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست

حرامم باد اگر من ج
اینم یکی از اون پستاییه که با یه پست دیگه یادم اومد.نمیدونم شما هم همینطورین که با پستای یکی دیگه،موضوعی به ذهنتون میاد یا نه :|
اصولا آدمیم که ارتباط برقرار کردن با بقیه در فضای واقعی واسم سخته و با هیچ کس هم چرخ نمیخورم و معمولا اکثر کسایی که خودشون میان سمتم نمیدونم از چه قراره که حداقل یه مصرف سیگاری (سیگار نه آ ،سیگاری) دارن،حتی دوستای قدیمیم.(یه کم زبان هم یادتون بدم: سیگاری اینورا بهش میگن ماتور (موتور) و تهرانیا بهش میگن گاری :)) ) درصورتی
1_ می‌گفت:《 گفتم گناه دارن اومدن مسافرت که مثلا تفریح کنن ولی اینجوری آواره شدن، زن و بچه‌ام رو فرستادم خونه‌ی پدر زنم و خودم رفتم چند نفر از کنار ساحل پیدا کردم اوردم خونه، بهشون گفتم همین‌جا استراحت کنید و نگران نباشید، سه روز موندن و من هر سه وعده صبحانه، ناهار، شام براشون آماده می‌کردم و کلی عزت و احترام براشون گذاشتم، صبح روز چهارم بلند شدم و رفتم نونوایی نون گرفتم ، بعدش هم آش خریدم و برگشتم خونه، درِ حیاط که رسیدم دیدم از توی پارکین
  زمان اضافه شدن ,والیبالیست‌های تیم ملی جوانان به تیم نوجوانان مشخص و اعلام شد.


 
بخش تور و توپ مجله خبری ورزشی اسپورت‌استار
 
به گزارش خبرگزاری فارس و به نقل از روابط عمومی فدراسیون والیبال، با اعلام محمد منصوري سرپرست تیم نوجوانان ایران، بازیکنان حاضر در تیم جوانان که موفق به کسب عنوان قهرمانی جهان شدند، باید خود را تا ساعت 20 پنج‌شنبه 10 مردادماه به کادر فنی تیم نوجوانان معرفی کنند.
 
امیرحسین توخته، سهیل کمال‌آبادی، مهدی جلوه، بردی
جرئت نداشت به پتی سانسر برگردد، شاید چون خیلی هوسش را داشت. به نحوه‌ی فکر کردن خودش به نلی بدگمان و متوجه خطر بود.
پیش او به کنترل رفتار خود نیاز نداشت، راحت بود. پیچیدگی‌های میدانچه‌ی سباستین‌ـ‌دواز ناپدید می‌شد و اهمیت خود را از دست می‌داد، یا به نظر عجیب می‌رسید. 
اگر جلو خودش را نمی‌گرفت بالاخره به ماندن در آنجا عادت می‌کرد و هر بار میلش می‌کشید مشروب می‌خورد و عشقبازی با نلی را می‌چشید.1 
متن بالا داره دربارۀ شخصیت مرد داستان، ا
رفیق و دوست خیلی فرق داره دوست میتونه همکار،همکلاسی یا هرکسی باشه ولی رفیق یه چیز دیگست!!!رفیق هرکسی نیست رفیق دنیاست
به افتخار3رفیق عزیزم که عاشقانه دوستشون دارم و آرزو میکنم به آرزوهاشون برسند و هزاران سال عمر با عزت و سلامتی و شادی داشته باشند❤
دوستدارتون:فاطمه
NILOFAR
FATEME
FARZANE
نيلوفر جون دوست بیانی عزیزم و بهترین دوست مجازیم که خیلی دوست دارم خیلی،با کلمات نمیتونم بگم اما همین و بدون که خیلی دوست دارمندیدمت صدات و نشنیدم ولی دوست دارم می
یا شریف
ماندالای جدید شروع کردم :))
+تو عصر جدید، حدس نمیزنم محمد زارع بره بالا. فک میکردم حتما شکوفه برنده است. البته پارسا رو حدس میزدم. چقدر با ادبه این بچه :)
+دارم آبنبات دارچینی میخونم. تا اینجاش که خوب و جذاب پیش رفته.
+میخواستم بهش پیام بدم، حالش رو بپرسم.
از اونجایی که واکنشش رو میتونم حدس بزنم که نهایتا میگه ممنون و جواب درستی نمیده به آدم، دو دلم برای پیام دادن!

+چگونه به سرعتِ چند اسب بخار اطرافیانمان را فراموش کنیم و از این کار حتی عذا
دانلود آهنگ جدید ایهام تاب و تب 
دانلود اهنگ وای عجب ماهی تو چه دلخواهی به نام تاب و تب با صدای ایهام ( مازیار لشنی )
Download New Mp3 Music Ehaam – Taab O Tab

متن اهنگ تاب و تب ایهام
امشب از دیدن من همه انگشت به دهان میمانندهمه خوب حال مرا حال و احوال مرا میدانندگل نيلوفر من آتشی تازه بیا بر پا کنمن که در تاب و تبم تو بتابان و شبم زیبا کنبیا و در شهر دل من پادشاهی کناین تو این دل من هر چه تو خواهی کنای امان ای امان ای امان از من و حالم …وای عجب ماهی تو چه دلخواه
عاشقتونم بخدا

خواهری نيلوفرم(تو پست قبل همه چی و گفتم)

خواهری فاطمه گلم(تو پست قبل)

خواهری فرزانه(پست قبل)

خواهری پیشولم(این پست مخصوص خواهری پیشول خواستم بزارم واسه
مهربونیاش ولی نمیشه دیگه خیلی پست بزارم ولی بدونید بیشتر بخاطر پیشولی گزاشتم)

خواهری هانیه عزیزم(ممنون بابت کهره ای یاد دادنت گلی)

خواهر سنا عزیزم

خواهر رها که خیلی کم  پیدایی
دلم برات تنگ شده

خواهر فاطمه(وبلاگ عشق من دونگی)کجايي خواهری دلم برات تنگ شده؟


 

خواهر پیشولم که
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نه‌ای جان من خطا اینجاست
 
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید
تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست
 
در اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
 
دلم ز پرده برون شد کجايي ای مطرب
بنال هان که از این پرده کار ما به نواست
 
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
 
نخفته‌ام ز خیالی که می‌پزد دل من
خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست
 
چنین که صومعه آلوده شد ز خون
به مامان بزرگ مامانم میگیم : مادرمن انقدر دوسش دارم ک حد نداره،ازون مامان بزرگ ریزه میزه هاست و موهاش کامل سفیده،دست و پاشو حنا میبنده و دوست داره بری خونه اش و بهت خوش بگذره:) 84 سالشه قربونش برم و وقتی ازش بخوای برات خاطره تعریف میکنی حتی از بچگش هاش و انقدر قشنگ میگه ک براش ضعف میکنی، الان دندون نداره و لثه هاش طوریه ک نمیتونه دندون مصنوعی بذاره و سر سفره معمولا هوس ته دیگ میکنه!یه موبایل کوچیک داره ک شماره هارو براش سیو کردن و گفتن هر شماره
اشعار سهراب سپهری
اشعار سهراب سپهری
در این مطلب مجموعه ای برگزیده از اشعار زیبای شاعر بزرگ ایرانی سهراب سپهری را جمع آوری کرده ایم ، برای مطالعه این شعرهای کوتاه و بسیار زیبا در ادامه با سایت تفریحی پارسی سرا همراه باشید.
اشعار سهراب سپهری
شعر کوتاه سهراب سپهری
هر که با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام ترین خواب جهان
خواهد بود
عاشقانه سهراب سپهری
بهترین چیز
رسیدن به نگاهی است
که از حادثه عشق تر است
اشعار زیبای سهراب
نیست رنگی که بگوید با م
امروز بسیار مستقل و آرام گذشت.
با غروبی بس زیبا.
چند تا چیز جالبش رو میگم تا یادم نرفته.
۱. دیروز توی افتتاحیه مراسم با چند نفر حرف زدیم.نکته جالب این بود که بدون اینکه کسی از من بپرسه تو اهل کجايي همه میگفتن ایرانیا فلان.همه میفهمیدن من مال کجام.
همونجا دو تا محقق یه شرکت بودن که توی سنگاپور کار میکردن و در اصل هم مال همون ورا بودن.خیلی مهربون بودن و یکیشون هم اومده بود ایران و خیلی میدونست در مورد ایران.بعد که با من و دختر هنگ کنگیه کلی
الف:
اون روزا که میومدم میگفتم کنکورم تموم شه میام اینحارو میترم و یادتونه؟؟؟اقا اشتباه کردم انگار.ینی قشنگ اسباب کشی من و جلچو شما ضایع کرد.خلاصه شبا که میخوابم هی خواب میبینم پست کشدار گذاشتم شمام اومدین نوشتین اوووه سحححرررر چخبرهههه بعد من غرغر وار یه پست دیگه گذاشتم غر نرنین
ب:
ینی اینجا تایم پرواز میکنهاصلا گلاب به روتون یه دسشویی وقت نمیکنم برم.از یه طرف که باغ و باغچه ی وسیعممممم هی تِر تِر علف هرز درمیاره من با دستکش خیلی س
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب