نتایج پست ها برای عبارت :

هر جا هستی یاد من باش

.ماهنوش وَ قتی تو #هستيشیر ین و ز یبا می شَوَ د #دنيادَ ر مَن گُلِ آرا مِش و اِحسا س #می رو یَد .می #خواهم اَت با آ ن چه هستيمی #جویَم اَت ،می #بویم اَتبا آ ن که #فرسنگ ها دو ر اَ ز مَن #نشستی #ماهنوشـمنشی زاده❤️
خدایا؛تو تنها روزنه ی امیدی هستي که ؛ هیچگاه بسته نمی شود.تو تنها کسی هستي که ؛ با دهان بسته هم می توان صدایش کرد.تو تنها کسی هستي که ؛ با پای شکسته هم می توان سراغش رفت.تو تنها خریداری هستي که ؛ اجناس شکسته را بهتر برمی دارد.تو تنها کسی هستي که ؛ وقتی همه رفتند ، می ماند.تو تنها کسی هستي که ؛ وقتی هم پشت کردند ، آغوش می گشاید.تو تنها کسی هستي که ؛ وقتی همه تنهایت گذاشتند ، محرمت می شود.وتو تنها سلطانی هستي که ؛ دلش با بخشیدن آرام می گیرد ، نه با تن
با توامای لنگر تسکین!ای تکان‌های دل!ای آرامش ساحل!با توامای نور!ای منشور!ای تمام طیف‌های آفتابی!ای کبود ارغوانی!ای بنفشابی!با توام ای شور ای دلشوره‌ی شیرین!با توامای شادی غمگین!با توامای غم!غم مبهم!ای نمی‌دانم!هر چه هستي باش!ای کاش.نه، جز اینم آرزویی نیست:هر چه هستي باش!اما باش!
هستي!
خواه ناخواه هستي!!
بخواهی نباشی، تنها هستي ات را آلوده ساخته ای!!!!
.
.
.
+ بنظر آمار خودکشی داره دیگه نگران کننده میشه!
امام باقر علیه السلام:
مومن به هر بلیه ای گرفتار می گردد و به هر گونه مرگی میمیرد الا اینکه خودکشی نمیکند!
 از تو می‌پرسم، ای اهورامی‌توان در جهان جاودان زیست؟(می‌رسد پاسخ از آسمان‌ها)‌:- هر كه را نام نیكو بماند،                            جاودانی است از تو می‌پرسم، ای اهوراتا به دست آورم نام نیكوبهترین كار در این جهان چیست؟(می‌رسد پاسخ از آسمان‌ها)‌:- دل به فرمان یزدان سپردنمشعل پر فروغ خرد راسوی جان‌های تاریك بردن از تو می‌پرسم، ای اهوراچیست سرمایه رستگاری؟(می‌رسد پاسخ از آسمان‌ها)‌:- دل به مهر پدر آشنا كندین خود را به مادر ادا كن ای پدر، ا
گاهی چیزهایی را جدی میگیریم و خودمان را میکشیم که به آن برسیم،  اما وصالش که دست میدهد شوق و اشتیاقش هم میرود!  این یعنی آنچه میجستی و خودت را در هوایش میکشتی آنی نبود که تصورش میکردی و میخواستی. 
آدم ها، مکان ها، شأن ها، کارها و. این گونه اند. گاهی همان را که داری باید بچسبی و بخواهی و توسعه و تعمیقش بدهی که موفقیت و رشد و فرج تو در آن است.  اما خستگی ها، تلقین ها، جو گیری ها و تحولات دیگران تو را به هیجان و ریسک میکشاند و رها میکنی آن چه را که د
همیشه سعی کن توی هر شرایطی از زندگیت ، خدا رو بخاطر داشته هات شکر کنی قطعا یک سری چیزها داخل زندگیت هست که آرزوی خیلی از آدماست .
تنها هر وقت که احساس نیاز کردی ، خدا و اهل بیت رو نبین بلکه در هر شرایطی اون ها رو ببین بخصوص لحظاتی که شاد و سرگرم هستي !
به خدای خودت ثابت کن که آدم با جنبه ای هستي ، کسی نیستی که اگه یه سری امکانات دستت بیفته همه چیز رو از ياد می بری
دیدی وقتی با کسی دوست هستي چطور ارتباطتون رو بررسی می کنی ؟
مثلا فکر کن یه دوست دار
چه دنیای کوچیک و عجیبیه! فکر نمیکردم دوسال از پست یکی مونده به اخرم گذشته باشه فکر نمیکردم بازم دوسال از زندگیمو حروم کرده باشم منی که هربار با خودم عهد میبندم. عزیزم شش سال زمان کمی نیست نمیدونم حسم بهت چیه به تویی که تاحالا یه بارم لمست نکردم به تویی که تو ذهنم بوی عطری یه بوی عطر تند که اصلا دوست ندارم، به تویی که سرتا پا تفاوتی با من به تویی که یه نقطه نظر مشترکم نداریم، نمیدونم چرا دوستت دارم نمیدونم چرا هربار میبخشمت نمیدونم چجوری يادم
 Dayê hêsîrêای مادر مظلومDayê hêsîrê pir jar û mest îای مادر مظلوم بسیار ندار و مستی Te por spî , hê jî bindest îمو سفید کردی هنوز هم تحت ستم هستي Ne mest temam î te min hilgirtîنە کاملا مست هستي، مرا در آغوش گرفتیBi êş û alam boy min helgirtîبا درد و سختی ها مرا در آغوش گرفتیŞîrê te yî spî dayê naçe ji bîra minشیر سفیدت ای مادر فراموشم نمی شود 
همین‌جا بمانم.همین‌جا بمان.من تنها هستم.تو تنها نیستی.من دارم نگاهت می‌کنم.فقط همان‌جا که هستي بمان.من باید همین‌جا منتظرش بمانم.چرا داری گریه می‌کنی؟چرا دارم گریه می‌کنم؟کجایی؟من کجایم؟دستت را بلند کن.من باید دستم را بلند کنم.دست به هرچه می‌زند دور می‌شود.دست به من نزن.به چی فکر می‌کنی؟من نباید فکر کنم.خفه شو.اگر هر دو همزمان گلوی هم را بچسبیم،فشار دهیم،قول می‌دهی زودتر خفه نشوی؟من از تنهایی می‌ترسم.تو تنها نیستی.همیشه چشمی هست که
[19تیر96؛ رمز برداشته شد]
طرف مرده.به نظرت do i even give a fuck ؟نهپس بهم نگوهیچکس دیگه‌ای رو هم ندارم که بهش بگم
نباید بهت میگفتم.چیو؟هیچی. چرا هیچوقت برات مهم نیستم؟چرا این تصورات مزخرفتو واسه خودت نگه نمیداری؟یعنی مهمم؟خودت چی فکر میکنی؟you حتی don't give a fuckپس هر جور دوست داری فکر کن
خیلی زودتر باید بهم میگفتی که اینقدر نزدیک نشمنشدینشدم؟ببین علی داری دوباره همه چیو به هم میریزیهمه چی به هم ریخته. خیلی قبل‌ـتر از ایناپس پافشاری نکن که درستش کنیاگ
تلاش نکنیم چیزی را برای دیگری اثبات کنیم، زیرا همین تلاش برای اثبات چیزی ،بدین معناست که آن چیز در شما وجود ندارد و شما در تقلای اثبات چیزی هستيد که نیستید.يادمان نرود که بهار و جنگل و دریا و باران و خورشید و.در تقلای اثبات خود نیستند بلکه فقط هستند و این بودنشان خود ،بهترین اسبات برای چگونه بودن انهاست.اثبات وقتی پیش میاید که ادعایی صورت گیرد، و ادعا وقتی شکل میگیرد ،که ما بخواهیم جلب توجه ای بکنیم، و تایید دیگران را کسب نماییم.وقتی که ادع
دانلود آهنگ جدید دهناد تو هستي
دانلود آهنگ دهناد به نام تو هستي کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده تو هستي با صدای دهناد از جوان ریمیکس
Download New Music Dehnad – To Hasti

ساخته جدید خواننده نوظهور، تو هستي نام گرفته است.
این موزیک در تاریخ ۸ مرداد منتشر شد.
اثر در سبک پاپ قرار دارد.
جهت دانلود آهنگ جدید دهناد به انتهای مطلب مراجعه کنید.
شنوندگان آهنگ پربازدید شادمهر را می توانید از لینک زیر دانلود نما
دیگه اینجا هم راحت نیستم،اینگار وسط خیابون چهارزانو زده باشم!هرلحظه ممکنه یه خودرو بزنه بهم و بمیرم.ولی مردن قشنگ تره تا خورد شدن غرور.مهرت داره از دلم میره و خودم خوووب میفهمم،نمیتونم بگم چه آسون مهرت رفت،چون آسون نبود،برای من آسون نبود اما برای تو فکر کنم از هرکاری توی دنیا آسون تر و بی اهمیت تر بود،مثل در اوردن جوراب از پات و پرت کردنش یه جایی که مهم نیست کجاس.همون روزی که میوت نوتیفیکیشن ت کردم فهمیدم تموم شدی برام،کی باورش میشه من همون
داشتم یه فیلم می دیدم ، توی فیلم دختری بود که علاقه ای به ازدواج نداشت و عاشق پسری شده بود که دوست داشت ازدواج کنه و خانواده تشکیل بده.با اینکه هردوشون می دونستن با هم تفاوت دارن با هم بودن اما این قضیه آزارشون می داد.یه جایی دختره که خیلی ناراحت بود حرف خیلی جالبی زد: به پسره گفت تو آدم عادی هستي چون می خوای ازدواج کنی اما فکر می کنی من عجیبیم و مدام باید برای اینکه نمیخوام ازدواج کنم برات توجیه و بهونه بیارم اما تو ومی نمبینی بخوای اینکار ب
الان یهو دلم خواست تو رو با موهای سفید واون لبخندی که همیشه به لب داشتی میدیدم حیف وصد حیف که نمیشه اما شاید بعده ها فیس اپ رو نصب کردم ویه عکس از پیرشدنت رو به دیوار اتاقم بزنم و فکر کنم که هستي .
پ ن:برای مهدی
دیگه هیچ وقت نمیتونم ببینمت 
خیلی ها هستند، توی زندگی آدم ها می آیند و می روند. ذوب میشوند و حل، و دریغ از ذره ای که دیده شوند. تمام بودن و عظمت و بزرگی آنها، خلاصه می شود در پشتِ خاطراتی که بعدها هر بغض کال را به اشک می رساند و عطر خیس گونه های تبدار را، در خلوتِ شبانه های تار، به التماسِ بارانی آسمان آشنا می کند. و در میان این همه رفته هایی که رفته اند، هنوز مانده عطر تو ، توی خانه، توی کوچه، توی تمام روزگارِ من.گاهی می اندیشم، گرچه رفته ای اما هنوز که هنوز است، هست تر ا
سلام ریچارد عزیز!
امروز سالگرد تولدت بود. صد و یکمین سالگردِ تولدت، اگر بخوایم دقیق باشیم. صد و یک سال از روزی که به این دنیا پا گذاشتی می‌گذره. امروز توی نوشته‌ها به عنوان فیزیکدانِ افسانه‌ای» ازت ياد می‌کنن. اگر بودی؛ می‌دیدی که چطور الکترودینامیکِ کوانتومی‌ای که توسعه‌ش دادی هنوز با قدرت پدیده‌های طبیعت رو توجیه می‌کنه. چطور بعد از اون سخنرانیِ تاریخیت؛ توجه‌ها به ابعاد کوچک معطوف شد و نانوتکنولوژی رونق گرفت. دیاگرام‌هایی که تو
دو نفر بیان تو اتاقتون کردی حرف بزنن، فکر کنن نمی‌فهمی. نگاه‌های سرخوشانه‌ی تو رو هم به شِر شیت* بودن تعبیر کنن.
بعد وسط حرفشون نظر بدی:
منظورش از دالاهو همون کِرِنده که یه آبشار خوشگل وسطشه. چجور کردی هستي تو؟
* یعنی: گیج، خل.
درجه‌ی زشت بودنش ولی دیگه نمی‌دونم چقدره |:
 
دانلود پاورپوینت هم خوانی" مادرم زهرا"
 
دانلود پی دی اف هم خوانی " مادرم زهرا"
 
 
 
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
دخترت هستم و مهربان مادری
دست من، دست تو، تو بهشت منی،جانم
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
هستي­ام حسینو دل دهم دست تو
تا ظهور مهدی، مأنم هستي تو، جانم
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
منصوره، معصومه، زکیه، حکیمه
دخترت هستم و مادری فاطمه، جانم
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
ــــــــــــ
ساده بگویم
نگاه زاده ی علاقه است
اگر دو چشم روشن عشق به تو نگاه کند
دگر تو از آن خود نیستی زمان می گذرد و زمانه نیز هم
کودک می شوی، جوان هستي و جوانی نمی کنی، می گذری
پیر می شوی، می مانی
با هم مثل همیشه در پی گمشده ای هستي
که با تو هست و نیست باز در پی آن علاقه ی پنهان
آن نگاه همیشه تازه هستي باز آن دو چشم روشن عشق را
در غبار بی امان زمان جستجو می کنی
غافل از اینکه او دیگر تکه ای از تو شده
سایه ای خوش بر دل تو گوشه، گوشه ی این دل خراب
سرشار از عطر نگاه
از غم دوست در این میکده فرياد کشم‏‏‏دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم‏‏‏داد و بیداد که در محفل مارندی نیست‏‏‏که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم‏‏‏شادیم داد غمم داد و جفا داد و وفا‏‏‏با صفا منت آن را که به من داد کشم‏‏‏عاشقم عاشق روی تو نه چیز دگری‏‏‏بار هجران و وصالت بدل شاد کشم‏‏‏مردم از زندگی بی‌تو که با من  هستي‏‏‏طرفه سری است که باید بر استاد کشم‏‏‏سالها می‌گذرد حادثه‌ها می‌آید‏‏‏انتظار فرج از نیمه خرداد کشم‏
مدت هاست چیزی ننوشتم، حالا هم که گره از زبان قلم گشودم به موجب سخن از مفهومی ست که لحظه لحظه ی زندگیی و هستي مان در گرو آن است: خدا، پروردگار، خالق، باقی، حق.
به حق که سخن از جهان بی اشاره به خالق در ذهن زمینی نگنجد شاید شما دلیل های بسیار بیاورید برای نظم آفرینش و طبیعت و . اما من تنها یک دلیل و حقیقت موجود می بینم و آن مفهوم خدا ست.
دانسته و ادراک من قطعا محدود است اما به استناد آنچه که می دانم خدا نور آسمان و زمین است، خدا همه چیز هست و یک مفهوم
شب بخیر باکلاس
شب بخیر شعر
شب بخیر دوستان عزیز
شب بخیر فلسفی
شب بخیر غمگین
شب بخیر عارفانه
شب بخیر رسمی
پیامک شب بخیر زیبا

نمایندگی پیامک صوتی


آسمان شب زندگی من فقط یک ستاره دارد و آن تو هستي
. شب بخیر عزیزم.

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

شب بخیر به شیرین ترین رویای من، زیباترین فانتزی، زیبا ترین فکر و همسر عزیزترینم


-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

یک دایره ضعیف از زندگی وجود دارد که هرگز نمی خواهم از آ
شب بخیر باکلاس
شب بخیر شعر
شب بخیر دوستان عزیز
شب بخیر فلسفی
شب بخیر غمگین
شب بخیر عارفانه
شب بخیر رسمی
پیامک شب بخیر زیبا

نمایندگی پیامک صوتی


آسمان شب زندگی من فقط یک ستاره دارد و آن تو هستي
. شب بخیر عزیزم.

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

شب بخیر به شیرین ترین رویای من، زیباترین فانتزی، زیبا ترین فکر و همسر عزیزترینم


-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

یک دایره ضعیف از زندگی وجود دارد که هرگز نمی خواهم از آ
پنجره را باز می کنم و هوای سرد پاییز دلم را با خود به میان برگ های ناخوش احوال می برد. حالمان ناخوش است مثل برگ های محتضر که با هر نسیم غزل خداحافظی از شاخه می سرایند. در دل تاریک شب به دنبال چشمه ی حیات هستيم، فانوس را باد خاموش کرد و ماه در پس ابرهای سیاه اسیر شد. خورشید تو هستي، طلوع کن.
امام سجاد(علیه السلام):چنانچه واردبازار شوم ودرهمی داشته باشم وبا آن برای خانواده ام گوشتی بخرم که بدان رغبت کرده اند, برای من محبوب تر است ازاینکه بنده ای را آزادکنم.   وسایل الشیعه
امام باقر(علیه السلام):هرگاه خواستی که بدانی اهل خیروصلاح هستي نگاه کن به قلبت که اگرازته قلب دوست میداری اهل طاعت وفرمانبران اوامرخدا را و دشمن میداری گناهکاران را , پس تو اهل خیروصلاح هستي وخداوندتورا دوست میدارد.ولیکن اگردشمن میداری اطاعت کنندگان خدا را
هر انسانی با اندکی اندیشیدن درون
خود و تفکر در سامان هستي به نظام یکتای گردون یقین پیدا می‌کند.
گویی دستگاه هستي یک پیکره‌اند که
از فرمانی واحد پیروی می‌کنند. چنانچه در کنجی از کاینات پدیده‌ای مایه‌ی
ناسازگاری با آرایش یکتای حاکم بر هستي شود؛ در گوشه‌ای دیگر کمبود آن برمی‌گردد. چنانچه
بدسلوکی به بی‌قرینگی کشیده شود، درازدستی به سیطره‌ی مخلوقات شمرده می‌شود و
گواهی بر تکثر در وحدت آفرینش خداوند سبحان قلمداد می‌شود و به تباهی بخشی از
اولش یه جوی بود که ما رو گرفت رفتیم پیش استاد که آهای استادِ جان ،فلان کنفرانس در دیارم برگزار میشه یه مقاله بدیم دورهمی و بریم  شهرمون . استاد یه نگاه عاقل اندر سفیه به من کرد و گفت : جوجه فکلی دو هفته دیگه بیشتر وقت نمونده چه جوری وقت میکنی برو رد کارت (صد البته که استاد زیباتر گفتن ولی اینجانب مضمونش فرمودم). خلاصه ما رفتیم رد کارمون . 
یه هفته به انتهای تایم ، استاد ایمیلی زدن که فلانی جویای مقاله ی کنفرانس شهرتون ، بیا که برات یه سورپر
هیزم‌های دلم را روی هم می‌چینی و به آنی و اراده‌ی خفیفی، شعله‌ورش می‌کنی
آتش زبانه می‌کشد
دلم را می‌گیرد
سرم را
رویم را
همه‌ی وجودم را
همه‌ی عمر و هستي‌ام را
و تو تماشا می‌کنی
خوش می‌سوزم
خوش‌تر زبانه می‌گیرم
از شوق نگاهی که داری.
پ.ن: با همین کلمات، استغاثه می‌کنم به درگاهت. با همین کلماتی که تو مثل یک مادر مهربان نسبت به جوجه‌های کرک و پر به هم چسبیده‌ی ناتوانش، توی دهانم گذاشتی.
پ.ن دو: الهی! رضا برضاک. و تسلیما لامرک. لا معبود س
یه زمانی امام فرمودند: خرم شهر باید آزاد گردد . . .
و مشتی برو بچه های انقلابی و مومن ، خون ریختن و آزاد کردند . . .
زنده باد يادشان . . .
دهه 50 آمریکا رو از کشور انداختیم بیرون . . .
دهه 90 آمریکا رو از منطقه انداختیم بیرون . . .
و میرسه روزی که تقاص میگیریم و از دایره هستي محوشان میکنیم . . .
اسرائیل بیخ گوشتیم ^-^
سلام به همه بچه های بیانی،و غیر بیانیحالتون چطوره؟خوبید خوشید سلامتید؟
تابستون چطوره خوش میگذره؟اگه گرمای هوا رو در نظر نگیریم به نظرم خوبه :)
خب بچه هااااوووو من خیلیاتونو به اسم نمیشناسم از عکس پروفایل و قالب وبلاگ میشناسم.بعد یه مشکلی دارم که میام یهویی میبینم عکس و قالب وبلاگ رو عوض کردید منم کلا يادم میره شماها رو از بس حافظه ام قویه :)
خب بنابراین خیلی فکر کردم،تصمیم گرفتم یه پیوند جدید اون بالا☝ایجاد کنم اسمشو بزارم
تو کی هستي؟من ک
 
روز جهانی قدردانی از دوست بود ،
بپاس چند سال دوستی و قدردانی از اینکه هستي
 تقدیم :
قدردانی میکنم ای دوست ، من
از تو ای زیبا گلَ دانای من
آبرو هستي برایم ، اعتبار
بر بدیهای من هستي پیرهن
عیبهایم را نمی بینی شما
می دهی عشق فراوانی به من
مهر تو زیباتر از هرباغ گل
سایه سارِ تو نیاز این چمن
تو چو خورشید فروزانی رفیق
میکنی روشن شب تاریک من
دوستت دارم و با يادت خوشم
می درخشی نازنینِ خوش سخن
دلخوشم با مهربانیهای تو
شاخه ای زیباتر از رُز ، یاسمن.
#احم
نمیدانم حضور دوباره ات را در زندگیم به فال نیک بگیرم یا 
هستي و من عجیب حس خوبی دارم 
نمیدانم آیا چیزی که در ذهن دارم یک نتیجه گیری قطعی است یا نه ولی وقتی سه فرصت خوب بریدن بود ولی چیزی بریده نشد اگر این معنایش بودن نیست پس چیست
خدایا ممنون
دلم میخواهد دفعه دیگری که بخواهم بنویسم در شهر محبوبم باشم و مشکلم حل شده باشد خدایا می شود این محال را ممکن کنی جان من
خواستم بگویمت سادات خانم، لطفا روی توحید در قلبت کار کن. خدا را، با تمام هستي‌ات بخواه و قبل از این که وارد این مرحله‌ی حساس از زندگی‌ات بشوی، بخواه چشم و گوش و عقلت را آن جور که لازم است و خوب می‌داند روشن و بیدار کند. زن سکان‌دار عاطفه‌ی کل جهان است. سکان‌دارهای ورزیده، کشتی را اگر وسط طوفان باشد هم هدایت می‌کنند. این ورزیدگی را از قادر مطلق و حافظ و بصیر مطلق بخواه.
یک بار گفت مخالفم با حضور ن در ورزشگاه وهنوز هم کنایه های وطنی و غیر وطنی به سمتش روانه میشه.میخوام بگم،با قدرت بگم سحرخانوم هنوز انقدر زن هستي که منقلب بشی و این حس رو بفهمی،اما زنهایی هستند که انقدر زياد منقلب شدن که دیگه يادشون رفته این منقلب شدن چه حسیِ و به تمسخر میگیرن.میگن مرد اگر تحریک نشه مرد نیست،شنیدین؟زن اگر منقلب نشه زن نیست.
چشم هایم را بستم و در خیالم، به چیزهای لذت بخشی که این روزها لازمشان دارم، جان بخشیدم . تخیل! چه حس سرشار خوبی داشت. ناخودآگاه یکی از آن لبخندهای کجِ تو، وقتی در خوابی، بر لبم نشست. پس ماجرای خنده هایت این بوده! پسرم فقط پنج روز است از راه رسیده ای اما با قدرت، در کارِ چیز ياد دادن، به مامان هستي. از حالا دلم برای تمام لحظه های دیگری که قرار است از تو، جورِ دیگر زندگی کردن را بیاموزم غنج می زند .
- هروقت منتظر شروع نماز جماعت هستم جای نگاه کردن این ور و اون ور، 70 تا استغفرالله. اگه تو سجده بگم که خیلی خوبه.
- نگاه حرام یعنی تو خیابون یا تو اتوبوس که هستي اصلا به بیرون یا حداقل پياده رو ها نگاه نکن که ناخودآگاه چشمت به اون خانومای بی حجاب نیفته. یاعلی محمد.
 - مسخره کردن یعنی همین حرفای الکی که به رفیقات میزنی. نباید بزنی.
ان شاءا. رعایت کنم
بارَش زيادی سنگین بود و سربالایی زيادی سخت.

دانه گندم روی شانه های نازکش سنگینی می کرد.نفس نفس می زد. اما کسی صدای نفس هایش را نمی شنید ، کسی او را نمی دید.

دانه از روی شانه های کوچکش سُر خورد و افتاد. خدا دانه ی گندم را فوت کرد.مورچه می دانست که نسیم نَفــَس خداست

 مورچه دانه را دوباره بر دوشش گذاشت و به خدا گفت : " گاهی يادم می رود که هستي! ، کاشکی بیشتر می وزیدی"

خدا گفت :"همیشه می وزم ، نکند دیگر گمم کرده ای !"

مورچه گفت: " این منم که گم می شوم ب
آنگاه که، شکوفه از شاخه های خشک دمید،و از میان ذراتِ خاکِ زمین،بهار، سر برکشید.کاش رویای روشن تو،چون خورشید بر هستي من می تابید.افسوس که،در فراقِ بهاری که بی تو رسید.گویی دگرباره روح امیدهمچون تمام  سالی که گذشت؛پر کشید.
دانلود آهنگ جدید حمید عسکری به نام رفت دلم
Download New Music Hamid Askari - Raft Delam
متن آهنگ رفت دلم حمید عسکری
امون از اون چشمای بی همتات ببین چه کارایی دستم داد عاشق شدم رفت دلم از دست یه لحظه که چشمم به تو افتاد امون از اون موهای صافت دل منو میبره دریا امون از اون احساسی که دارم شبیهش نیست تو همه دنیا دوست دارم آی دوست دارم تورو دوست داشتن شده کارم دوست دارم آی دوست دارم چه حال خوبی با تو دارم چشمای سیاه تو منو داره میکشه آره من دوست دارم به همین دلم خوشه م
مثل یه عروسک خوشگل توی رختخوابت خوابیدی، دز آغوش کشیدنت برای من به عجیب ترین و شیرین ترین در آغوش کشیدن ها تبدیل شده.
عشق من به تو، عطیه ای الهی به من و توست
به من از حیث اینکه فرصت مادری کردن و رشد در این عرصه رو پیدا میکنم با اون
و به تو از این حیث که طفلی هستي که مهرت با گوشت و خونت مادرت عجین شده، جوری که بی منت به پست ترین کار های تو تن میده و بالیدن تو از خوشی خودش براش شیرین تره، و در طفولیت تو رو مورد رحمت قرار داده
زحمتی شبیه آنچه نزد خدا ه
جوانی وارد مارکت شد ومشغول خرید بود که متوجه کسی شد که سایه به سایه تعقیبش میکنه رو برگرداند زن مسنی را دید که زل زده وی را نگاه می کرد جوان پرسید: مادر چیزی شده که مرا اینطور دنبال میکنی خانم با اشک گفت: تو شبیه پسر مرحومم هستي وقتی مرا مادر صدا زدی خاطرات پسرم را تجدید کردی جوان گفت: خانم این روزگاراست وسنت حیات، یکی میره یکی مياد شما هم خودتو ناراحت نکن.
ادامه مطلب
مادر

سلام ؛ سلام میدهم برای سلامتی ات ، برای پایدار بودنت برای استوار بودنت
سلام عزیزتر از جانم ،
ملکه ی ، قلب تپنده ام ،
خوب میدانم ، که میدانی ، دوست داشتنم ، عشقم ، در هیچ کلمه ای گنجانده نمیشود ،
پس حرفی نمیزنم ،
فقط میخواهم بدانی که این روز ، روز شادی من است 
اخر میدانی؟ قلب من به قلب تو متصل است ، لبخند که میزنی ، قلبت که شاد میشود ، در قلب من هم همهمه ای از شوق برپامیشود
بر قلبم همیشه فرمانروایی کن، که فرمانروایی، بهتر از تو ، هیچ
معلم عزیز ، استاد بزرگوار، تو را به چه مانند کنم . دل دریاییت لبریز از آرامش است همچون
کوه استوار از حوادث روزگار ایستاده ای و همچون ابر، باران پر شکوه معرفت بر چمن های
دشت دانش آموختگی فرو می ریزی . خورشید نگاهت گرمابخش وجود ما وحرارت کلبه ی
سرد یأس و ناامیدی و ارمغان شور و شعف است . غنچه ی تبسمی که از گلستان لبهای
تو می روید، طراوت لحظه های ابهام و زیبا یی بخش خانه ی وجود ماست . کلام روح بخش
و دلنشین تو موسیقی دلنوازی است که بر گوش جان می نشیند و
نمیتوانم قول بدهم
کـه تـو تنها دختری هستي
کـه در زندگی‌ام عاشق‌اش خواهم بود
چون چند سال دیگر
یک دختر دیگر بـه زندگی‌ام وارد خواهد شد
کـه تـو را مادر صدا می زند
پیامک عاشقانه برای همسرم با عکس
 
وقتی با تـو هستم
بـه چیز دیگری نیاز ندارم
مـن فقط با تـو احساس کامل بودن میکنم
 
**********
 
هیچوقت بـه نیمه‌ی گمشده اعتقادی نداشتم
اما، از وقتی با تـو آشنا شدم
یقین پیدا کردم کـه مـا برای هم ساخته شده‌ایم
 
**********
 
دلم می خواهد
لحظه‌هایی راکه با تـو می
دانلود آهنگ عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای mp3 با لینک مستقیم همراه با متن موزیک زیبای عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای
دانلود آهنگ عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای
شب به کوی عشقم و روز هم به هر ویرانه ای
دل همی گوید بیا باهم بسازیم خانه ای
عاشقان کی خانه دارن
عاشقان کی خانه دارن
دل مگر دیوانه ای
وقتی با خیال تو
تک و تنها میشینم
به تو که فکر میکنم رنگ عشق و میبینم
به تو که فکر میکنم رنگ عشق و میبینم
به تو که فکر میکنم
لحظه ه
از تنهاموندن تو خونه، بیزارم ولی خب این راهیه که خودم انتخاب کردم.
شب ها و روزهای اول خیلی سخت می گذشت اما دلم گرم بود به همسایه ای که گفته بود حواسش به خونه ی ما هست و هر وقت احتیاج داشتم کافیه یه زنگ بزنم، دلم گرم بود برای دوستی که گفته بود با یه زنگ خودش رو میرسونه.
امروز باز هم نوبت تنهاییمه، اما دلم گرم نیستهمسایه و دوست هر دو رفتن به خانواده هاشون سر بزنن و این یعنی تنها خونه ی دیوار به دیوارمون خالیه:(
امشب با دلگرمی شما و کتاب هام باید ص
خجالت آوره که 45 دقیقه دیگه کلاسم شروع میشه ولی با خیال راحت روی کاناپه لم دادم و میخوام راجب کتابی که اخیرا(همین چند دقیقه پیش)تمومش کردم بنویسم و حتی برای رفتن آماده نیستم!بلافاصله بعد از گلایه از خودم وقت نمیکُشم و میگم که؛
حس های خاص،خلسه،احساسات مطلوب،پایین اومدن اشک،غم و کلی حس دیگه رو با این کتاب تجربه کردم.
"ساحره ی پورتوبلو"بیشتر از هرکتابی نیاز داشت جای ساکتی خونده بشه.
مثل همیشه لذت بردم.
و يادم نمياد به کسی بابت خوندن یه کتاب اصرار
نمی تونم زندگی بدون تو رو تصور کنم. تو دلیل بودن من هستي
******
متن رمانتیک
زمانی که به آسمون شب با هزاران ستاره نگاه می کنم، چشمای تو رو يادم می ياد، بخاطر اینکه اون ها مثل ستاره ها می درخشنوقتی که به خورشید نگاه می کنم، ياد تو می افتم، چون تو روشنایی بخش زندگی من هستي
******
در تمام سختی ها عشق تو به من انگیزه زندگی می ده شوهر عزیزم
******
خانم اکسیژن!
عینک میزنی اما همیشه تاکیید میکنی که نمره چشمت خیلی پایین نیست و فقط برای مطالعه میزنی!اما من از وقتی دیدم که روی چشمت هست.بله نمیخوای نشان دهی نقصی داری.بله کمال گرا دوست داشتی.
هر دفعه باید عذر خواهی کنم بابت همان دفعه که با تنه زدن و با کلیشه ی همیشگی ایرانی اشنا شدن دو جوان سه ثانیه چشم در چشم شدیم.شاید بازوی نحیفت درد گرفته بود اما از روی غرور خم به ابرو نیاوردی بلند نشدی و فرياد بزنی سکوت کردی و من دستپاچه تر از ان بودم که بتو
مرشد و پیری که چشمان کم سویی داشت روزی از یکی از مریدانش، خواست که از طرف او به معشوقش نامه ای بنویسد ،مرید هر چه که استاد در وصف معشوق گفت را نوشت، فردا بازهم از او خواست همین کار را انجام دهد، اما نامه عاشقانه تر از روز قبل بود ، این کار روزها پشت سر هم تکرار شد.آنچه مرید را به تعجب وا می داشت آن بود که استاد نامه ها را در گوشه ای نگاه می داشت و آنها را به معشوقش ارسال نمی کرد، اما  روزی رسید که استاد دیگر از شاگردش نخواست تا برایش نامه بنویسد،
دیشب اونقدر پکر و درب و داغون رفتی گرفتی خوابیدی که یه آن دلم لرزید که نکنه بیش از حد غصه بخوری و زبونم لال یه بلایی سرت بياد 
شنیدن صدات از توی اتاقم  درحالی که دیشب یه ساعت خوابیدم و دارم زیر فشار کتابهام له میشم مثل آب روی آتیشه . شاید ندونی چقدر عاشقانه دوستت دارم همین که صدای ریش تراش قرمزت رو می‌شنوم یعنی من هنوز خیلی خوشبختم 
خداروشکر که هستي لطفا‌ حالا حالا ها باش
روزهای سخت میگذرن بالاخره ولی تو دووم میاری ، ما دووم میاریم و از این ط
امروز تولدم است. روزی که به شدت دوستش دارم؛ نه به خاطر جشن تولد و کادو و این جور چیزها. فقط به این دلیل که روز تولد روز شکسته شدن مرز نیستی و آغاز یک هستي بی پایان در من است و اگر بخواهم کمی فیلسوفانه نگاه کنم باید بگویم:
برای یک ممکن الوجود چیزی بهتر از این نیست که وزنه ی علتهایی که وجودش را واجب می کنند، 
سنگین تر از وزنه علتهایی شود که وجودش را ممتنع می سازند و آن وقت در هستي اتفاق بیفتد!

امسال دلم خواست روز تولدم، که برایم روز متفاوتی است،
در راستای متنی که النای عزیز گذاشته بود،از دل چیزهای بد،چیزهای خوب بیرون کشیدن
من چند سال پیش با یک اقایی دوست بودم.
اولین دوس پسرم بود و خوب من اون موقعها فوق العاده احساستی و فوق العاده احمق بودم.اره. احمق؛ که با تمام بی حرمتیا و رفتارهایی زشتی که با من داشت من صرفا این رابطه رو ادامه میدادم چون مثلا دوستش داشتم.
باید بگم این داستان مختوم به یک ماه ،دو ماه یا سال نیست.۴ فاکینگ سال!
۴ فاکینگ سال من در افسردگی شدید به سر میبردم بابت رفتارهایی ک
از همینجا اعتراف میکنم بعد از دیدن فیلم dirty dancing برا یه لحظه دلم همچین پایان عجیبی خواست:شعر و رقص و بوسهخندیدنیه خانواده ای که درک کنه!و نسبت به کسی که هستي بهت افتخار کنه یا حداقل بپذیره!+مثلا که زندگی قصه شهر پریاست(فارسی فیری تیل)_چار صب غر نمیزنن+چار صب چیکار میکنن؟_بجای فک کردن به فیری تیل و قصه بگیر بخواب+تلاش کردم_فردمنش:"روزای سختیه نه؟باز میگم نه !مثل روزای دیگستتو سرم چیزایی هستباز میگم نه !مثل چیزایی دیگستبا خودم حرف میزنماز خودما
همیشه برام سوال بوده که وقتی یه کتابی تموم میشه وقتی یه فیلمی تموم میشه داستان اون آدم ها هم همونجا تموم میشه؟اصلا این آدما وجود دارن؟
وجود داشتن؟
یا داستان زندگیشون نشونه ی رویاهای دفن شده ی خالقشونه
رویاهایی که هیچوقت نتونسته بهشون برسه یا نخواسته که برسه.
نمی دونم اما میدونی؟ خیلی سخت میشه غیر واقعی بودن داستان هایی رو باور کنی که توشون غرق شدی
با شخصیت ها خندیدی و گریه کردی.
سخت میشه باور کرد که وجود ندارن.
و درست تو اون نقطه سردرگم
اوایل ک میاوردمش دانشگاه میگفتم میخام برم پیش استادم دکتر فلانی
با تهجب میگفت یعنی استدت آمپول داره دکتره؟؟
و براش توضیح میدادم ک نه اون دکتر امپول نیست
چندباری هم ک همراه من ب جاهای علمی اومده دیده که منو صدا زدن خانم دکتر
دیشب یهو وسط ی سریال ک داشتیم میدیدم ذوق زده شد و انگار چیز جدیدی کشف کرده مثل ارشمیدس
 یهو گفت آها مامان من دکتر ستاره هاست دکتر ماه دکتر شهاب سنگ

زدم زیر خنده بهش میگم چی میگی
میگه مامان دکتر تلوزیونم هستي یا مثلا دکتر
زندگی من؟الهی قوربونت بشم؟ الان که دارم این پست را تایپ میکنم ساعت 4:16 دقیقه صب نمیدونی خانمم چقدر الان عالیم دورت بگردم زندگیم؟ وقتی پیشم هستي اروممممم و وقتی واسع چن ساعت نیسی نا اروممممم به شدت الهی قوربونت بشم نازنینم خواب های قشنگی ببینی. .شبت بخیر زندگی من عاشقتمممممممممممممممممم خانممعشق بی همتای من؟ بهزادت دیونته و این بار هزارم قطعا دارم میگم از گفتنش خسته نمیشم الهی قوربونت بشم نازنینم تا فردا عاشقتمممممممممممممم
آنان که از اتفاقات ناگوار زندگی خود چیزی نمی آموزند ،
وجدان هستي را مجبور می کنند تا آن اتفاقات را
تا آنجا که نیاز باشد تکرار کند تا
به فرد آن چیزی را که آن اتفاقات ناگوار می خواهند
آموزش دهند، ياد بگیرد !
آنچه که انکار می کنید ، شما را شکست میدهد !
آنچه که قبول می کنید ، شما را تغییر می دهد!
ادامه مطلب
یه روز یکی میگف ساعت و دقیقه که یکی میشه یعنی یکی به يادته.
مسخره ترین حرف عالم بود حرفش میدونم.
ولی ما باورمون شد همین جوری الکی.
میدونی که دنیا همونیه که باور داشته باشی نه؟
میخوام بگم حالا که ساعت گوشیم خود به خود رفته رو طاعت دمشق و هر بار که نگاهش میکنم ساعت و دقیقه ش یکیه ته دلم قرص میشه واقعنی.
میدونی که دنیا همونیه که ته دلت بگه مگه نه؟
ته دل من این روزا آشوبه که تو کی هستي که از دمشق به ياد منی.
میدونی حاجتم چیه.
میدونی خدا گفته بخوانید ت
فرعون خوشه ای انگور در دست داشت و تناول می کرد. ابلیس نزدیک او آمد و گفت: هیچ کس تواند این خوشه انگور تازه را مروارید سازد؟» فرعون گفت:نه!» ابلیس به لطایف سِحر آن خوشه انگور را خوشه مروارید ساخت. فرعون تعجب کرد و گفت:عجب استاد مردی هستي!» ابلیس سیلی بر گردن او زد و گفت: مرا با این استادی به بندگی قبول نکردند، تو با این حماقت دعوی خدایی چگونه می کنی؟»
برگرفته از جوامع الحکایات
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرِینَپیامبر و مؤمنان می گویند: پروردگارا، اگر دستورهایت را فراموش کردیم، یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه نکن. پروردگارا، تکلیف دشواری را بر دوش ما نگذار؛ هما
در اتاق عمل قلب بودیم چند لحظه ایی مانیتور بی هوشی را رها کردم و روی چهار پایه ایستادم نگاهم به قفسه ی سینه ی بیمار دوخته شد که جراح با چه ظرافتی آن را باز میکند و قلب نمایان میشود ،این اولین باری است که در اتاق جراحی قلب هستم،چشمانم پر از برق میشود
جراح میگوید پزشک هستي یا دانشجو؟
_من دانشجوی رشته ی بی هوشی هستم دکتر 
جراح توصیه میکند که درسم را خوب بخوانم تا بتوانم پرسنل بی هوشی اتاق قلب شوم به راستی که چشم ها هیچ گاه دروغ نمیگویند!!!
انگار جر
متن های رمانتیک زیبا برای بیو پروفایل
دنیا هم که از آن تو باشدتا زمانی که درون قلب یک زنجایی نداشته باشیتا درون آوازهای عاشقان زنیزندگی نکنی و سهمی ازدلشوره های زنی نداشته باشیفقیرترین مردی …
******
متن رمانتیک برای تبریک تولد همسر
امروز یک انسان فوق العاده خاص متولد شده و آن شخص تو هستيتولدت مبارک مهربانم …
******
متن رمانتیک برای تبریک سالگرد ازدواج
روزی که تو همسرم شدیشادترین روز زندگیم بوددوستت دارم آرام جانمسالگرد عشقمون مبارک!
******
می خ
 
صدای شیرین تو می تواند هر ناراحتی را از من دور کند و لبخند تو به من امید می بخشد این تصور که من و تو قسمت همدیگر بوده ایم برایم یک احساس شگفت انگیز است مهم نیست که چقدر طول کشید تا به زندگی ام وارد شدی، من واقعا قدردان خوشی و نعمتی هستم که تو به زندگی ام آوردی تو آن لبخندی هستي که بر لب دارم از تو بابت همه چیز متشکرم عزیزمن :)
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مرو
دستت را روی جلد همه شان کشیدی . این ها سوگولی هایت بودند . سهراب ، کتاب های مهدی و فاطمه ، سقوط ، سیزیف ، بیگانه ی عزیزت . روی این یکی مکث کردی ، آنقدر که يادت رفت بروی سراغ صدسال تنهایی . تو مگر چه بودی ؟ چیزی جز آمیزش بی رحمانه ی کلمات ؟ شاید حاصل تجاوز صفحه ای به صفحه ای دیگر و یا جیغ های مقدمه در شبی تاریک و گریه های پیچیده در اتاق و کودکی که سهراب به آغوش کشیده بود
تو واژه ی ادراک » بودی در شعرهای سهراب ، تو ؛ آقای مورسو ، تکرار آئورلیانوها و ی
به همکارم میگویم:
آثار افسردگی رو بعد از این ایامی که خلوتم را از من گرفته در خودم احساس میکنم.
خودم رو میشناسم. یکی دو روز خلوت میخوام. به دور از همه.
گفت: میخوای خونه فامیلمون رو توی جاسب برات رزرو کنم بری اونجا؟.
گفتم: دلم میخواد چادر مسافرتی رو بردارم برم توی ارتفاعات جاسب. و شب رو توی اون ارتفاعات بیتوته کنم
و چند ساعت توی تاریکی شب فقط صفحه محدّب نگاه من باشه و صفحه مقعر آسمان با تمام ستارگانش.
و او چه میدانست من از اتحاد آینه محدب
دو سه هفته ست یه باشگاه جدید میرم، صاحب باشگاه آدم دست و دلبازیه، یه مرده هر روز مياد بطرای پلاستیکیو‌ جم میکنه و میبره معمولا یه پسر ۸ ۹ ساله هم باهاش مياد، از اون آدمای بدبختن ک هیچی ندارن، نکته بدترش اینه که امروز با یه پسر دو سه ساله اومده بود، آخه تو که نه پولی داری نه کاری داری نه هیچی داری از همه بدتر معتادم هستي چرا باید بچه داشته باشی :/فقر و بدبختی ازشون میباره اما حداقل دو تا بچه کوچیک داره، اون بچه ها چه آینده ایی دارن، دلم واسه پسر
جاهای مزخرف دنیا رو خیلی نمیشناسم . اما در لیست من اولین آن آرایشگاه نه است .(حیف که اجبارا باید گاهی بروم).وقتی  در آرایشگاه هستي شاید تنها نکته مثبتی که دستگیرت بشود این باشد که بفهمی چقدر خوشحال هستي از اینکه جای دیگران نیستی . آنجا باید بدانی  که آرایشگر درست مثل دکتر است یعنی باید برایش از سیرتا پیاز هرچیزی که میپرسد رو تعریف کنی .مگر اینکه از همان اول به او نشان بدهی که لالمانی داری ( کاری که من میکنم ) که البته آنها هم ترفند ه
بنام خالق هستي
موضوع : بالاترین درجات معرفتمتاسفانه عدم  مراجعه به کتب حدیث اهل بیت و تحقیق نکردن عمیق در معارف دین باعث شده برداشت های نادرستی از برنامه های دین شودبنظر شما بالاترین معرفت چیست؟؟؟این سوال را امیرالمومنین جواب میدهدامیرالمومنین مولای متقیان میفرمایند :بالاترین معرفت معرفت به عیوب خود استتکرار میکنم» بالاترین معرفت  معرفت به عیوب خود استدرضمن اینجا ممکن است که یک سوء تفاهم پیش بياد و ان اینکه کسانی ممکن است مدعی شوند ک خ
کریستف نه تنها با گفتگو ، بلکه با سکوت و حتی با نگاه خود در دیگران اثر می گذاشت . بعضی انسانهای نیک نفس با صفای درونی خود فضای اطرافشان را روشن می سازند . کریستف نیز روشنایی قلب و روح خود را در اطراف می پراکند و این روشنایی مثل حرارت جانبخش بهار ، حتی از دیوارها و درهای بسته ی خانه ها می گذشت و در دل و جان کسانی که اندوه تنهایی و ناتوانی آزارشان می داد تاثیر می گذاشت و راستی که انسانها چه قدر می توانند در همدیگر تاثیر بگذارند . هم کسی که اثر می گذا
می خواستم بگویم
چـه اندازه دوستت دارم
اما برای بیانش
واژه‌های مناسبی پیدا نمی کنم
متن عاشقانه 1398 برای همسرم با عکس
 
مـن بین خودم و تـو
صمیمیت بسیار زيادی احساس میکنم
درست از همان دیدار اول
این یعنی مـا باهم در زندگی
زوج موفقی را نیز تشکیل خواهیم داد
 
**********
 
امروز مـن بسیار از تـو دورم
ولی قلبم و شور و اشتیاقم
باتو و در کنار توست، امروز و برای همیشه
تولدت مبارک، عشقم
 
**********
 
مـن هرگز بـه تـو آسیب نخواهم زد
چون تـو قلب مـن هستي
اگر بـه تـو
 صاحب باشگاه آدم دست و دلبازیه، یه
مرده هر روز مياد بطرای پلاستیکیو‌ جم میکنه و میبره معمولا یه پسر ۸ ۹
ساله هم باهاش مياد، از اون آدمای بدبختن ک هیچی ندارن، نکته بدترش اینه که
امروز با یه پسر دو سه ساله اومده بود، آخه تو که نه پولی داری نه کاری
داری نه هیچی داری از همه بدتر معتادم هستي چرا باید بچه داشته باشی :/
فقر
و بدبختی ازشون میباره اما حداقل دو تا بچه کوچیک داره، اون بچه ها چه
آینده ایی دارن، دلم واسه پسربچه ۲ ساله کباب شد واقعا، زندگ
رنگ پر ریختهٔ الفت گار توایم
جسته‌ایم از قفس خویش و گرفتار توایم
خاک ما جوهر هر ذره‌اش آیینه‌گر است
در عدم نیز همان تشنهٔ دیدار توایم
مرکز دیده و دل غیر تمنای تو نیست
از نگه تا به نفس یک خط پرگار توایم
اشک و آه است سواد خط پیشانی شمع
همه وا سوختهٔ سبحه و ر توایم
پیش ازین ساغر الفت چه اثر پیماید
می‌رویم از خود و در حیرت رفتار توایم
دامن عفو حمایتکدهٔ غفلت ماست
خواب راحت نفس سایهٔ دیوار توایم
جنس موهوم هوس شیفتهٔ ارزش نیست
قیمت ما همه این
تو این دوره از زندگی‌م چند برابر دوران دانشجویی و دانش‌آموزی ياد گرفتم؛ البته این ياد گرفتن از روی تجربه بوده و به طبع سخت‌تر و پررنج‌تر! مثلا وقتی چندین روز از مصاحبه کاری گذشته و منتظر تماس هستي و خبری نیست، شروع می‌کنی به مرور حرف‌هایی که تو جلسه زدین:
-محکم و با اعتماد به نفس نبودم، خودم رو کمتر از اون‌چه که هستم نشون دادم.
-آهان اینجا سر حقوق به توافق نرسیدیم احتمالا!
-اینجا سوتی دادم، نباید چنین حرفی رو می‌زدم.
-نباید حقوق قبلی من رو
امروز دیدمت، بی آن که دیده شوم.
دست خودم نبود، تو تنها کسی هستي که هیچ‌گاه چشمانم از پیداکردنش در میان شلوغی باز نمی‌ایستد. باورت نمی‌شود اما حس کردم که چقدر دلم برای نداشتند تنگ شده. احمقانه نیست دل برای نداشتن کسی تنگ شود؟ دل‌تنگِ نبودنِ کسی هم مگر می‌توان بود؟ نمی‌دانم، فقط می‌دانم که اندازهٔ لغتی که در هیچ لغت‌نامه‌ای نیست دل‌تنگ شدم. سنگین از ثقل کلماتی که حتی نمی‌شود یک‌جا برای یک‌نفر تعریفشان کرد. قلبم برای باز شدن از این دل‌
امروز صبح یکی از روزهای قشنگ زندگیم بود.
البته نمیشه گفت صبح، ولی.
اول از همه برامون آش امام حسینی نطلبیده آوردن؛ وقتی از آش خوردم گفتم خدایا همه را به مراد دلشون برسون!
بعد خودم از حرف خودم خنده م گرفت، با خودم گفتم ببین دختر خوب! حالا ببین! اینقدر تو زندگیت بی دغدغه و مشکل هستي، که به یک آش ساده می گویی مراد دل! 
خنده داره نه؟؟!!! به نظر من همه ی ماها همینیم، کلی گله و شکایت از زندگیمون می کنیم و از دغدغه ها و مشکلات نداشته ی زندگیمون می نالیم ک
چشم زیبای تو شلتاقی رگبار بهار
می زند سلسله ی موی تو عشّاقت دار
خوش تراشیده تر از سنگ برلیان هستي
سرخوشی میوه ی چشمان تو در هر دیدار
قامتت طعنه به راش کهن جنگلهاست
می کند لرزش اندام تو شهری ناکار
قرص زیبای قمر هستي و مهتاب شبی
میگذارد ز تماشای تو غم پا بفرار
بت افسونگری و میل پرستش داری
از تو لات و هبل اکنون شده اند بیمقدار
می رسی میبری همراه خودت دل ها را
شده عشّاق تو خارج ز شمار و آمار
نازنین لعبت طنّاز محل ، زیبائی
خفته هر خانه جوانی ز خیالت
عرفان چشمچشم آدمی شباهت بسیار عجیبی به کهکشان دارد؛شاید از این روست که عرفا، انسان را نسخه کوچکی از عالم هستي می دانندو به انسان مردمک چشم» می گویند و معتقدند خداوند از دریچه مردمک چشم انسان، به جهان نظر می کند.مردمک که سوراخ کوچکی در نقطه میانی عنبیه است، تمام اسرار درون آدمی را با کاهش و افزایش قطرش فاش می کند.چشم انسان مراتبی دارد و معانی بلندی که نگاه»، رؤیت»، ادراک»، چشم های چند بعدی»،چشم دل»، چشم برزخی »و. همه از مواری است که
224
در بحث های قبلی که گفتیم علم، دینی است.

یک وقت علمِ انسان در این است که من چه کار کنم،
مثل سینما که علم آن‌ها این است که من چطور بازی کنم؛ من بازی کنم یا هنرنمایی کنم،
این می‌تواند دینی باشد، می‌تواند غیر دینی؛ برای اینکه درباره فعل انسان بحث می‌کند.

اما علوم دیگر، فیزیک، شیمی، ریاضی، تمام علوم تجربی
و تمام علوم انسانی، این‌ها درباره حقایق خارجیه است.

در جهان هستي چیزی جز فعل خدا نیست؛ در جهان هستي
خدا هست و اسما، اوصاف، افعال، اقوال و
خدا، شیطان، فرشته، بهشت، جهنم و روز داوری تمام فکر‌ش را به خود مشغول کرده است. حال آن‌که همه از دریچه مرگ می‌گذرند. اما چرا به این سادگی از کنار خود این دریچه (مرگ) می‌گذرد و به دنبال چیزهایی است که شاید در فراسوی آن باشد؟ چرا به نفس بودن چنین دری توجه نمی‌کند در حالی که تنها حقیقت ملموس و قطعی جهان است که بر تمام هستي جهان سایه افکنده است. از مرگ ستارگان و کهکشان‌ها گرفته تا مرگ گیاهان و جانوران روی زمین تا فرسایش سنگ‌ها و کوه‌ها تا مرگ و ف
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخکار ما شاید این استکه در افسون گل سرخ شناور باشیمپشت دانایی اردو بزنیمدست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویمصبح ها وقتی خورشید در میاید متولد بشویمهیجان ها را پرواز دهیمروی ادرک؛ فضا؛ رنگ؛ صدا؛ پنجره؛ گل؛ نم بزنیمآسمان را بنشانیم میان دو هجای هستيریه را از ابدیت پر و خالی بکنیمبار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریمنام را باز ستانیم از ابراز چنار؛ از پشه؛ از تابستانروی پای تر باران به بلندی محبت برویمدر به
ساعت ۱۰/۵ شب است و دو تا وروجکها با همه ستاره های چشماشون ربع ساعتی میشه که خوابیدند.دیشب هم راس ساعت ۱۰ خواب بودند. 
 دو شب که وروجک دوم از برنامه شیر شب واسه خواب استفاده نکرده وامروز روز دوم از خداحافظی با دنیای شیرش بود، خدا رو شکر به خیر سپری شد و اینگونه وی نیز به دنیای استقلال از شیر مادرپیوست.خاطرات  و لحظات قشنگی بود و ممنونم از پروردگار و خالق هستي.
همین دیگه سفینه  پنجره هاشو نصب کردم شب به خیر دنیا
تموم شد بالاخره راحت شدم کنکورو دادیم رفتتتتت
دیشب به زوررررر خوابم برد بدخوابی از استرس گرفته بود منو دیگه با گوش دادن به این لالایی یکم تونسم بخوابم ⬇⬇تازه اونم با هزار بدبختییییییی












متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلی
او بین پوچ» و هیچ» فاصله ظریفی قائل است. از نظرش پوچ یعنی چیزی وجود دارد که در درونش چیز دیگری نیست. اما هیچ یعنی از ابتدا چیزی وجود ندارد که بخواهد ببیند محتوای چیز دیگری هست یا خیر. به زبان دیگر پوچ روی نبود مظروف تاکید می‌کند اما هیچ روی نبود ظرف. برای مثال پوچ به خالی بودن یک لیوان اشاره می‌کند که شکل و اندازه مشخصی دارد و برای مخاطب معرفه است؛ اما هیچ به نبود لیوانی می‌پردازد که شکل و اندازه‌ای ندارد و برای مخاطب نکره است. حال پرسش ضمن
× با دانشگاه تهران حرف یه همکاریهایی شده، اگر خدا بخواد فعالیت‌هام رو اونجا باید کم کم شروع کنم. هفته ی بعد با اهرایی ها قرار دارم، با استادم، قرار شد برای استاد دیگری تولد بگیریم و سورپرایزش کنیم و بعد بشینیم در مورد طرحی که قراره آغاز کنیم، صحبت کنیم. البته با حفظ موقعیت در تربیت مدرس. ياد حرف آن استاد بزرگوار در شهید بهشتی میفتم که میگفت تو یک اهرایی نفوذی هستي.
×× مامان رفته پیش دکترش و دکتر بهش گفته که سرکار خانمممممممممممممم چه
.چباسمه تعالی
امور اجتماعی
آثار طلاق
غزل۴
آثار طلاق بس زیان آور و بی مرز و حد است
چونکه جانکاه بود، دغدغه اش تا ابد است
گر شود حاصل تزویج تو را نور بصر
نتوان کرد فراموش، چو آن کالبد است
پاره ی تن شود  از ياد نمی گردد محو
پدر و مادر فرزند، گل سر سبد است
او نیازش به پدر باشد و هم مادر خود
تا شود عاقل و بالغ، نتوان گفت بد است
گر شوی صاحب فرزند ز دیگر همسر
سخت باشد که پذیرد ورا ، تا حسد است
گر کنی ترک تو تزویج و پرستار شوی
نیست آرامش و تسکین، که آن نیز
به مناسبت سال‌مرگ محمود درویش (2008-1941)
عبده وازن: وقتی در رام‌الله هستي، آیا احساس می‌کنی واقعا در وطنت، فلسطین، هستي؟ وطنت به قطعه زمینی در درونت، شعرت و حافظه‌ات تبدیل شده است؟
محمود درویش: احساس و زبانم بسیار شرمنده است. خیلی احساس در ـ وطن ـ بودن نمی‌کنم. احساس می‌کنم در زندان بزرگی هستم که در سرزمین و وطنم ساخته شده است و، گویی، از تبعیدگاهم رهایی نیافته‌ام. آن‌کس که در تبعیدگاه، وطن را به‌همراه داشت، اکنون تبعیدگاه را در وطن با خو
معرفی ده کتاب پیشنهادی:
فلسفه ی تنهایی/لارنس اسونسن
جنس ضعیف/اوریانا فالاچی
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد/اوریانا فالاچی
بار هستي/میلان درا
حرف هایی برای امروزی ها/محمدرضا سرگایی
من ملاله هستم/ملاله یوسف زی
جاناتان مرغ دریایی/ریچارد باخ
عصبیت و رشد آدمی/کارن هورنای
روانشناسی ن/کارن هورنای
تحلیل رفتار متقابل/اریک برن
میلاد محمدی/مرداد98
 السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْإِمَامُ الْعَادِلُ وَ الْبَدْرُ التَّمَامُ وَ اللَّیْثُ الْهُمَامُ وَ الْبَطَلُ الضِّرْغَامُ وَ الْفَارِسُ الْقَمْقَامُ وَ مَنْ فَضَّلَهُ اللَّهُ عَلَى سَائِرِ الْأَنَامِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ وَ عَلَى آلِکَ الْکِرَامِ أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صِدْقاً وَ حَقّاً
أَنَّکَ وَصِیُّ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ الْخَلِیفَةُ مِنْ بَعْدِهِ وَ وَارِثُ عِلْمِهِ لَعَنَ اللَّه
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستي،کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست،تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت ،نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ،
ازجمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
وچون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزو مندم که دشمن نی
✍✍✍
زندگی کن مرا.

قلم که آوردم   و دواستکان کمرباریک  چای ؛ بیابنشین ، تا باهم ؛ خاطره بنویسیم.
تو  بگو ، تا من بنویسم ، تو   يادآوری کن  تا  من سیاهه کنم !
يادت هست ؛ 
وعده داشتیم با خِش خِش خسته ی خیابان های آذر ؛ با ؛ بی چتر زدن به کوچه های نمناکِ کنگ ؟
با بلعیدن  بی دریغِ بوی هیزم و آتش ، با   دویدن از میان آبگیرهای کوچکِ میان رود ؟
چطور يادت نیست؟ شوق گذاشتنِ اولین رَد ؛ روی برفهای دست نخورده ی تا  صبح باریده را ؟ 
خیره شدن به چشم های تو و
بعد مدت ها اومدم وبلاگ.چقد زندگی آدمو درگیر میکنه روز به روز مشغله هام زيادتر میشه فکرم زيادتر کلی کار واسه انجام دادن داریم و اصلا حوصله یاری نمی کنه.هوووووووووف.تا آخر ترم هم نمیشه برم خونه.از دست فیزیک.از دست این زندگی.انشالله این ترم هم به خیر و خوشی بگذره و بازم شاگرد اول بشمخیلی برام مهمه دست خودم نیس والا.دو سه روزیه حالم خوب نیس فقط حرف زدن با تو آرومم میکنه تو هم که پیشم نیستیهی روزگار.اینم سرنوشت ماست.امیدوارم عشقم حالت
مناسبت های خوب می آیند و می‌روند و تو همچنان نیامدی. استاد می‌گوید: تقدیر ازدواج از آنهایی است که به هیچ وجه عوض نمی‌شود؛ مگر تحت شرایط خیلی خاص. یعنی قبلا یک بار در آسمان عقد کرده ایم؛ منتها يادمان نمی آید. 
بی ربط نیست اگر بگویم: 
آقایی دارم خوجگله        فرار کرده ز دستم! 
دوریش برایم مشکله       کاشکی اونو می‌بستم! 
البته استعداد شعر ندارم. از سرودهای عمو گ کش رفتم. اولش را فقط تغییر داده ام!
میدانی، توی مخاطبین گوشی ام یک مخاطب خاص
همیشه با نگاهی مرا خریده ای، بی اینکه خوب و بدی را اینجا به حسابم
بنویسی!که اگر میخواستی حساب کنی، همین جا حساب من با این اعمال یکسره بود!
آن هم مستقیم اعماق آتشت.
اما بخت یار است و من مسافر تمام فصل هایی هستم که تو مرا می نگری. و
سرمست از رُخ به رُخ شدنم با تو، همچون کودکی سرخوش از مهر مادر، تا تو
نگاه می کنی بساطِ دلم را جمع می کنم و می آورم درست، کنار آسمانت پهن می
کنم.
نه! خوب میدانم باز هم اشتباه از من است، و تو داری نگاه می کنی و من
آنقد
**این متن از کانال تلگرامی آقای فهیم عطار کپی شده است **
 
عزیزم!
امروز
دوباره یکی از سینه‌سرخ‌های حیاط پشتی خودش را کوباند به شیشه‌ی پنجره. تا حالا
هزار بار این اتفاق افتاده است. تقصیر بهار است. یک جایی خوانده‌ام که رگ عاشقی
سینه‌سرخ‌ها در بهار به تف بند است و راه به راه عاشق می‌شوند. عاشق همه‌ی سینه‌سرخ‌های
شهر. حتی وقتی که تصویرشان را توی شیشه می‌بینند، عاشق خودشان هم می‌شوند. درست
مثل همین سینه‌سرخی که امروز خودش را توی شیشه خانه‌ د
خیلی سخته ندونی چی شده و بی خبرت بذاره. اره عشقم دلم ازت گرفته دلم خیلی ازت گرفته.
خیلی سخته هیچ راهی نداشته باشی که بهش بگی چه حالی هستي.اره عشقم راهی نذاشتی ک ازت خبر پیدا کنم.
خیلی سخته بفهمی مرهم زخماش حسابت نمیکنه. اره عشقم مرهم زخمات نیستم وگرنه اینجور بی خبرم نمیذاشتی.
خیلی سخته.خیلی سخته واسه دختر احساساتی که بی خبرش بذاری
خیلی سخته که تو تاوان اتفاقایی رو بدی ک مسولش نیستی.
اره خدا جونم دستت دردنکنهپس دوستم نداری؟ اره حق
ذات رفتن دلهره آوره است؛ مضاف برآن مقصدت هم معلوم نباشد. صبح برمیخیزی بی هیچ برنامه ای، شب خودت را درحال میابی که مشغول کوله بستن هستي، برای رفتن، برای جاری شدن. سر به سنگ زدن هایم بیشتر شده است، مقصدهایم نامعلوم تر. فردا را نمیدانم چشم هایم چه منظره ای میبیند شاید یک دشت شاید یک مه شاید هم یک دره. هر روز در رفتن زندگی کردن اما کار من نیست من نمیتوانم هر روز جاری شوم. برای جاری شدن باید بین مبدا و مقصد اختلاف پتانسیل برقرار باشد پس س هم جزئی
نیگا نارنجیا رو، نیگا نارنجیا رو، به زبان حال با انسان سخن میگه! پادشاه فصل‌ها پاییز! اگه پاییز اینقدری که تو میگی خوبه، چرا همه رفته بودناشون رو میذارن واسه پاییز! پاییز همه‌ش شبه دیگه، نصف روز غروبه! پس کدوم رنگا قراره حال ما رو خوب کنن ما مرخص شیم بریم پی کارمون! لبت کجاست که خاک چشم به راه است؟! آدم به دلش چجوری حالی کنه که اشتباه شده اونم وقتی نشده! کنار دیوار تکیه داده خیره به روبرو! وردار یه نارنجی بزن رها کن این حرفا رو! بلند شو بریم تو
بهترین من.امروز برای تو مینویسم.برای تو که دنیای من بودی.هستي.خواهی بود. هم نفس لحظه های عاشقی.مرا دریاب آنگاه که در غمگین ترین اوقات زندگی هستم.مرا دریاب.آنگاه که نگاه رقت انگیز زندگی به عشقمان چشم دوخته است و آنگاه که کفتار های بی سر و پا درحال پوزخند زدن به حالمان هستند. این تویی که حال مرا خوب میکنی. این منم که عاشق تو شدم.این زندگی همان زندگی است که انتظارش را داشتیم
پ.ن:خداروشکر واسه عشقمون. واسه بهم رسیدنمون. .❤❤❤❤❤
چه دارد برای تو، تنهاییِ کبریا؟
خدایا! اگر هستي از عرش پایین بیا!
وطن کو؟ که عشقی بِوَرزم به سیما»ی آن
که بیزارم از دین و تاریخ و جغرافیا
خدا! این‌همه قارّه! جا مگر قحط بود؟
چرا سرزمینِ من افتاده در آسیا؟
غزل را کتک می‌زند ناظمِ محترم
ببین ترکه و خط‌کش افتاده دستِ کیا!
پر از گوشِ مخفی‌ست این چاردیوارِ شعر
بله! شعر؛ این سازمانِ همیشه سیا»
پدرخوانده‌ی مرده‌ام بس که خط خورده‌ام؛
که میراث‌داری ندارم در این مافیا
مریم جعفری آذرمانی 
۱۹ اسفن
حدیث مهمی نقل شده و جزء وصایای حضرت امام مجتبی (ع)  نیز آمده است به این مضمون : " وَ اعْمَلْ لِدُنْیَاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لِآخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَدا »: برای دنیایت چنان باش که گوئی جاودان خواهی ماند و برای آخرت چنان‌ باش که گوئی فردا می‌میری .این حدیث معرکه آراء و عقائد ضد و نقیض شده است: 1.برخی می‌گویند مقصود اینست که در کار دنیا سخت نگیر و بگو " دیر نمی‌شود " ولی نسبت به کار آخرت همیشه بگو وقت بسیار تنگ است. 2. در
در گذشته‌های کهنه‌بوی، مردمان در اعتقادات خویش زمین و انسان» را مرکز عالم تفکر می‌آمدند امّا امروزه از شدّت آن کاسته شده است و سُفره علم، آگاهی‌های نو بنیانِ بسیاری را از گستردگی و عظمت جهان هستي مهمانی دارد. البته همچنان بسیاری از عوام، خلقت جهان هستي را متمرکز بر انسان نگارش می‌خوانند که گویی جهان ساخته شده تا در جهت خلقت انسان شکوفا باشد و منفعت اربابان نیز تایید آن را در مزرعه کشت می‌کند. انسان‌ها با این پیش‌فرض قادر هستند بسیاری
وقتی کسی از نزدیکان که ازقضا چهارده سال از شما کوچکتر است، در جمع به شما بی احترامی کند و شما را مسخره کند، و شما یک بار بخندید و چیزی نگویید و دوبار به روی خودتان نیاورید و منتظر تذکر والدینش شوید و سه بار رعایت جمع را بکنید، ولی آخر از کوره در می روید! نمی روید؟
حالا عکس العمل مادرش چیست؟ "بچه های این دوره و زمونه به حرف آدم گوش نمیدن" و وقتی بگویی "این همه بچه دورمان هست که آدم از ادب فراوانشان انگشت به دهان میماند!" بگوید: "خود تو به آن یکی فرزن
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب