نتایج پست ها برای عبارت :

همخونه مغرور

به پاهای خودت
موقع راه رفتن نگاه کن
دائما یکی جلو هست و یکی عقب .
نه جلویی بخاطر جلو بودن مغرور میشه .
نه عقبی چون عقب هست شرمنده و ناراحت .
چون میدونن شرایطشون دائم عوض میشه.
روزهای زندگی ما هم دقیقا همین حالته.
دنیا دو روزه ؛
روزی باتو ، روزی علیه تو ؛
روزی که با توهست، مغرور نشو .
روزی که علیه تو هست، ناامید نشو .
 
هر دو میگذره.
دانلود رمان عاشقانه همخونه از مریم ریاحی



دانلود رمان عاشقانه همخونه از مریم ریاحی


در
این مطلب از سایت کافی نت ونوس ، رمان عاشقانه دیگری را برای دانلود شما
دوستان قرار داده ایم . رمان همخونه یکی از رمان های زیبای عاشقانه نوشته
خانم مریم ریاحی است


 


 





نام کتاب : همخونه


نویسنده : مریم ریاحی


تعداد صفحات : ۲۲۹ صفحه


زبان کتاب : فارسی


موضوع : رمان عاشقانه


نوع فایل : PDF
همیشه واسه شروع پست دادن مشکل داشتم مثلا میدونستم وسطش چی باید تایپ کنم یا اخرش اما اولش رو نه.
دیشب به اصرار های زیاد مادر مجبور شدم برم و توی مراسم هایی که اقوامش تدارک دیده بودن شرکت کنم
اونجا اونقدر زمان زیادی برای گریه کردن و ضجه زدن به مردم داده بودن که تونستم حدود 50 صفحه باقی مونده از کتاب "شیطان و دوشیزه پریم" رو بخونم.
کتاب خوبی بود و طبق معمول نتونستم عکس خوبی هنگام مطالعه ازش بگیرم
تنها بودن این مشکلات رو هم داره
نه یه همجنسِ همخونِ
اینروزا در بین خانواده ی 7 نفره ای زندگی میکنم ک ساکن یکی از شهرستانای لندنند. همخونه شدن با این آدمها گاهی انچنان مات و متحیرم میکنه ک یادم میره تمام روز نت ندارم و دلم خوشه همین حس های کوتاهه. حسی ک خیلی زود جاشو ب تموم اون ساعات کسل کننده ی سابق میده.فعلا دلم خوشه ب همین خوشیای کوچیک.#هعی
سلام
یکی از همخونه ای هام میخواست بره پیش یکی از دوستاش تو خونه اون زندگی کنه ولی چون قراردادش تا آپریل سال بعد بود، باید به یکی اجاره میداد. وقتی برگشتم از ایران، دیدم یه آقای 40 ساله کچل با تاپ و شلوارک مشکی، کلا یه وضع ترسناکی اون اتاق رو اجاره کرده. در گام اول میخواستم همخونه ای رو خفه کنم چون انتظار داشتم به دانشجو اجاره بده. ولی خب کم کم دیدم آدم خوبیه. 
داستان این رو بخوام بگم، با دوست دخترش(29ساله) تو شهر Quebec که نمیدونم، فکر کنم 6 ساعت با ای
 آبونمان جعلی از حضرت باقر  ع  حیث کند که فرمود ای بونعمان مردم تو را بخوردت مغرور نکنند و با مدح و ستایشت تو را از خودت غافل تکانند زیرا  سرای کار وارداتی بتو رسد نه بانها ورودت را چنین و چنان یعنی سخنان بیهوده بپایان مبر زیرا بات و کسی هست که کردار تو را بر تو نگهدارت و یاد داشت کند و نیکی کن و زیرا من ندیده ام چیزی را برای تدارک گناه گذشته و کهنه بهتر و شتابگر از کردار نیکی که تازه باشد
و چنین بود که تمامی وبلاگ های فارسی زبان سطح کشور .پر از ناله نوشته های نتایج کنکور کنکوری های ۹۸ شد .
بیخیال بابا!وارد دانشگاه که بشین .رتبه یکش با رتبه ۱۰ هزارش هییییییییییییییییییییچ فرقی نمیکنن.!
حتی از نظر اساتید .
البته که شاید اونایی که رتبه های بهتری دارن تا چن وقت مغرور باشن جلو خودشون و منفور باشن جلو چشم بقیه‌شایدم امتحان ترم یک رو از همه بهتر بدن اما از ترم دو همه عین چی تو چی گیر میکنین.به راحتی !
تجربه یک رتبه برتری رو جدی ب
غرورِ کاذب، مگر غرور صادق و کاذب دارد؟ غرور یک خصلتِ اخلاقیِ بد است که هر چه هم رنگِ زرد رویش بپاشی قناری نمی‌شود. یک آقایی که با ما سرِ دعوا دارد دائما حرف از غرور کاذب و صادق می‌زد و حتی ابایی هم نداشت که بگوید: آره من مغرورم، چون این قدر کتاب خوندم»
آقای محترم که نمی‌خواهم اسمت را ببرم چون سعی می‌کنم اسمت را حافظه‌ام پاک کنم لازم است به شما عرض کنم که (ع) در نهج البلاغه می‌فرماید: اگر غرور خوب بود خداوند به پیامبرانش می‌گفت مغرو
ریا نباشه به هرچی فکر میکنم بعد مدت کمی جوابش میاد جلو چشام خیلیم واضح و شفاف
فکر میکردم چطور آدما یهو ازین رو به اون رو میشن؟؟؟ چطور یهو اعتقادات و افکارشون ناگهان تغییر میکنه؟؟
خیلی ساده اس کم کم هیچ کی یهو عوض نمیشه و هرکیم عوض نشده معنیش این نیست که اگه شرایط براش مهیا بشه هم همونی که هست میمونه!
سرزنش نکنید کسیو حتی تو دلتون اگه سرزنش کردین مطمئن باشین تا زنده این سرتون میاد
و مهمتر از همه چیز و همه کس فقط خداست
آدم نباید به خودش مغر
جوجه‌کشی یکی از فعالیت‌های پول‌ساز در ایران می باشد که افراد زیادی را به خود جذب کرده است. اساسا افراد برای بالا بردن راندمان ترجیح می‌دهند که این فرآیند را با استفاده از دستگاه جوجه‌کشی به انجام برسانند.

این امر باعث شده تا کمپانی‌های بسیاری در زمینه تولید انواع ماشین جوجه‌کشی فعالیت نمایند. درآمدزایی از این فعالیت به حدی افزایش یافته است که برخی مجموعه‌ها انواع دستگاه جوجه‌کشی خارجی را وارد بازار ایران می‌کنند تا کاربر بتواند از
میدونم واقعی نیست. میدونم شدنی نیست. میدونم وقتی با خدا شوخی میکنم اون صدای خنده فقط توو ذهن خودمه. میدونم گرفتن دستت توو خواب نشونی بر دوست داشتن من نیست. میدونم وقتی به گربه ی شل و یه چشم خرابه بغل مارکتی که همیشه وقتی میگی سایز کوچیک دستکش ظرفشویی میخوام، سایز بزرگشو میده، میگم "به خدا نمیخوام اذیتت کنم" نمیفهمه چی میگم.میدونم وقتی به گنجشکهای گرسنه تووی تراس گفتم فردا بیان قول میدم براشون برنج بذارم، نباید انتظار داشته باشم بیان.مید
تفریح خانواده ها با کمک محصولات چیکن هچ :

اگر به دنبال تفریحی سالم در کنار خاوناده خود هستید !

اگر خواستار خانواده ای گرم و صمیمی هستید !

به طبع باید اسباب تفریح فرزندان خود را تهیه نمایید ! شما با کمک پرورش حیوانات خانگی میتوانید تفریحی سالم برای خود و فرزندان خ9ود ایجاد کنید

فرونشگاه چیکن هچ با کمک دستگاه جوجه کشی خانگیخود که قیمتی بسیار مناسب دارد این شرایط را برای شما و فرزندانتان محیا میسازد .

برای کسب اطلاعات بیشتر به وب سایت https://ch
من هیچ وقت دیوانه نبودم
عاقلانه و منطقی رفتار می کردم و گاهی خودخواه و مغرور بودم
و گاهی وقار و متانتم دوستانم رو خسته می کرد
من هیس شنیدم و ساکت شدم.
من آتنها ها دیدم و ترسیدم. 
عاشقانه های شاملو به آیدا رو خوندم و باور نکردم
 قضاوت شدم و دیوانه نشدم.
و ترسیدم
من از ترس آدم ها ترسیدم
از اعتمادی که ندارم ترسیدم.
من امروز از خودم میترسم.
به من بگویید از فردای روزی که من شبیه شما ها شدم
بگویید تا دنیایتان را بشناسم
بگویید تا بگویم
بگویم از دنیایم
نمی‌دونم تازگی‌ها من دارم زیاد ناراحت می‌شم یا ناراحتی‌هام به جاست!مسئله‌ این‌جاست که با شخصی که باعث‌ش شده هم حرف نمی‌زنم،اصلا نمی‌دونم این مشکله یا درسته؟به‌هرحال الان از یه سری اشخاص به دلایلی ناراحتم،باهاشون حرف نمی‌زنم باهام حرف نمی‌زنن چون قطعا متوجه ناراحتی‌م نیستن.
این‌ها همه به‌کنار،چه‌قدر بدم می‌آد از شوعاف و چه‌قدر بدم میاددد که یکی بیاد به‌جای من این‌کارو بکنه [اصلا نمی‌دونم ساختار جمله‌م درسته یا نه ولی خب.]
شاید زمان آن رسیده باشد که بنشینیم و برای آدمِ رفته آرزوی خوشبختی کنیم.بگذاریم شبیه عشاق دنیای ادبیات، برای هم از روسِ اصیلِ مغرور و بارانی‌های انگلیسی بگویند و جعبه‌ی کوچک کادوپیچ شده‌ی توی جیب چپش و قاصدک‌هایی که به امید رسیدن به هم فوت می‌کنند.
می‌دانی چیست؟ احساس دختربچه‌ی پنج شش ساله‌ای را دارم که ناگهان از دنیای کوچک و رنگی رنگی زیبایی که خودش با دستان کوچکش برای خودش ساخته، بیرونش انداخته‌اند و پرتش کرده‌اند توی دنیای خاکست
عید غدیر بر تمام محبان
مولی موحدین علی ع مبارک.
در حضور هفت گروه هفت کار را مخفی کن تا سعادتمند شوی :
در حضور فقیر دم از مال و منالت نزن _ در حضور بیمار سلامتی ات را به رخش نکش _ در حضور ناتوان قدرت نمایی نکن _ در برابر غصه دار خوشحالی نکن _ در برابر زندانی ازادی ات را جلوه نمایی نکن _ در حضور افراد بی بچه از بچه هایت تعریف نکن _ در برابر افراد یتیم از پدر و مادرت نگو .
هر گاه از کسی سوالی شد درباره ی چیری که جواب ان را نمیداند از گفتن نمیدانم خجالت نک
خیلی خنده داره . یعنی راستش خیلی خنده داریم ؛ کارامون ، حرفامون ، نگاهمون ، رفتارمون ، قضاوت کردنامون ، یا حتی غرورموناین چند وقته اینقد اتفاقات جورواجور و دلخراش افتاده ، که آدم نمی دونه به کدومش باید فکر کنه ، از کدومش باید درس عبرت بگیره ، مواظب کدوم یکیش باشه 
واقعا آدم چی باید بگه به این جوون هایی که بدون گواهینامه و کلاه کاسکت ، با سرعت بالای مرگ از سمت چپ خیابون چپی بلوار حرکت می کنند !!! آخه این همه اشتباه و خطا مگه می تونه توی یه آدم جم
عن الرضا علیه السلام عن أبیه موسی بن جعفر علیه السلام قال کتب الصادق علیه السلام إلی بعض الناس، إن أردتَ أنْ یختم بخیر عملُک حتّی تقبض و أنت فی أفضل الأعمال فعظّم للّه حقَّه أنْ لاتبذل نعماءه فی معاصیه و أن تغتر بحلمه عنک وأکرم کل من وجدته یذکر منا أو ینتحل مودتنا ثم لیس علیک صادقا کان أوکاذبا إنما لک نیتک و علیه کذبه
عیون اخبار الرضا علیه السلام، للشیخ الصدوق، ج2، ص4، باب فیما جاء عن الرضا علیه السلام من الأخبار المنثورة، ح8

از امام رضا علی
حس می کنم روابط اجتماعیم خیلی افت کرده :))
احتمالا بابت خونه بودن زیادیه؟
بابت همین در جهت ارتقای خودم، امروز که رفته بودم بانک و یه همکلاسی دوران دبیرستان رو دیدم، سعی کردم برم جلو و معاشرت کنم! کاری که از من بعیده :)) بلکه شاید حرف و سخن جدیدی داره من بی خبرم.
وقتی میرم شهر به آدما یه جوری نگاه میکنم، که فک کنم اگه دقیق بشن متوجه میشن که عجیب نگاشون میکنم!
کلا هم حالتای خاصی بهم دست میده.
مثلا یهو میرم تو فاز یه چیز خاص. مثلا درسی. بعد اون وسط اگه
می‌گویند : با یک مداد معمولی می‌توان ۵۸ کیلومتر خط کشید.
برای همین بعضی از نوشته‌هایم را با مداد می‌نویسم، چرا که می‌خواهم بدانم چند کیلومتر کاغذ خط خطی کردم!
و این باعث امید‌واری است که آدم بداند چندین کیلومتر نوشته است، وقتی مقیاس اندازه‌گیری بزرگ باشد و عددی بزرگ کنارش باشد آدم احساس می‌کند که به جایی می‌رسد و موفقیت در انتظارش است و فقط باید کمی صبر و تحمل داشته باشد، موفقیت خود به سویش می‌دود.
البته حواسمان باشد که مغرور هم نشویم!
فاطمه ترانه ی معین گذاشته ، آهنگی که میگه ( برات بهترین ها رو میخوام ،واسه اولین بار فهمیدمت و.) منم یخورده دلم گرفته ! 
اصلا معلوم نیست دقیقا داستان چیه و با خودم چند چندم ! 
برای اولین بار غرورم گذاشتم کنار احوال فرهاد پرسیدم ! نه اینکه خیلی برام مهم باشه نه فقط چون فرهاد خیلی اقاست ، گفتم ببینم این بشر دو پا کجاست که نیست ! میدونین وقتی حرف میزنه آیه نازل میشه انگار ، همه سکوت میکنیم و هرچی فرهاد بگه ،حرفش میشه حجتی که بر همه تموم میشه در این
دانلود آهنگ جدید و زیبا امیر اکی با بالاترین کیفیت Download New Song Farsi From Amir OK Called Hamkhone  دانلود با بهترین کیفیت + پخش انلاین پخش شده از : جم موزیک / بروزترین سایت پخش و دانلود آهنگهای ایرانی خارجی
جم موزیک|رسانه جم موزیک|موزیک ایرونی|آهنگ ایرونی|موسیقی ایرونی|کرمانج موزیک|بیا توکرمانج|بجنورد موزیک|دنگ کرمانج|جم موزیک
تصمیم گرفتم بیوگرافیمو بنویسم،البته خلاصه و بیشتر حالات روحیمو بگم:)
این قسمت خاطرات قبل از دبستان:
با اینکه دختر بودم اما بیشترِدوستام پسر بودن و بازی های پسرونه رو به خاله بازی و عروسکام ترجیح میدادم، رییس محله بودم و همه ی پسرای محله چند بار ازم کتک خورده بودن و حسابی ازم حرف شنوی داشتن.
با پسرای محل،مسابقه میذاشتیم که کی میتونه مسافت بیشتری رو با دوچرخه تک چرخ بره و من همیشه برنده بودم،این وسط خیلی میفتادم ولی انقد مغرور بودم که بلند می
آدم کمی که به خود می‌آید، می‌فهمد چه
خسارت‌هایی بارآورده و هرروز چه‌مایه در حال ضرر دادن است. حکایت صاحب کارخانه‌یی
که سرمایه‌ی چندصد میلیاردی را به او سپرده‌اند، اما نه‌تنها از بازارش خبری
ندارد، بل‌که خوش‌خیال و مغرور از وجود این‌همه دم‌ودست‌گاه، روزها و ماه‌ها و سال‌هایی
را بدون تولید مستمر و مفید، به بازی و سرگرمی پشت سر می‌گذارد؛ با کارگرانی که صدای
اعتراض‌شان بلند شده، از جهت عقب افتادنِ حقوق و مزایای‌شان. دستِ آخر هم که
داشتیم از دردسرهایی که وبلاگ نویسی برامون ایجاد کرده بود کامنت میذاشتیم براش، انتظار داشتم بیاد مثل همه بگه آقا چیکار داری کی چی میگه، تو وبلاگتو بنویس، اونقد بنویس تا چشش درآد، اما خیلی راحت گفت توصیه میکنم کلا ننویسی! حتی تاکید کرد به این قضیه فک کنم. فک کردم دیدم خیلی هم حرف بدی نیست! اینکه من چیکار کردم و چیکار میخوام بکنم مگه برا کسی مهمه؟! یه جورایی اینکار شبیه همون استوری گذاشتن های اینستا میمونه!
اصلا دنیای وبلاگ یه جورایی مثل همون
سلام بعد از
یه مدت بی مطلبی به این نتیجه رسیدم که به
بعضی از رذائل اخلاقی بپردازم و کمی جنبه
های این رذیلت ها را مورد بررسی قرار بدم!
اولین
موردی که به ذهنم رسید که بگم غرور»
است.
مغرور
بودن آفت بد هر انسان آزاده ای است اینکه
کسی خودش رو بالاتر از بقیه بدونه اینکه
فکر کنه من منم و همه هیچ اند و وقتی بهش
مسئولیت می دهی میگوید ال می کنم و بل
میکنم ولی فی الذات هیچ نمی کند و وقتی
کوچکترین کاری می کند با خوشحالی می گوید
من کردم و به همان افتخار می کند
نمیدونم ولی چرا احساس میکنم که به جایی داره میرسه
از نشانه هاش حدس میزنم از اینکه یه اتفاقی ان شاء الله که خیر ! قراره بیوفته
از سنگ اندازی ها از سردرگمی ها از لنگیدن کار میفهمم
از اینکه شرایطی دارم قرار پیدا میکنم که به قول جمله ی معروف یا الان یا هیچ وقت دیگه
حالتی که دیگه برام حجتی داره باقی نمیمونه نزدیک خیلی نزدیک
حالتی که اگه توکل نکنم عجله کنم دقت نکنم خسرانشو خواهم دید شاید تا اخر دنیا که وقتی همه جمع بشن
که این برام بزرگترین کابوسه
یه سری آدمها،
پیر درون دارن.
یعنی از یه سنی به بعد، احتمالا از مثلا 20 سالگی به بعد، یهو پیر میشن، و پیر میمونن.
بالغ ترن، آینده نگرترن، سنگینن. معمولا باوقارتر به نظر میرسن.
جدی تر میشن.
این ادمها مغرورتر میشن، یه دنده تر، گاهی خودخواه تر، عصبی تر.
در اصل چیزایی که میگن خیلی وقتا درسته.
ولی لحنشون بده و بقیه ازشون فراری میشن.
چون فکر میکنن کارشون درسته و باتجربه ن، پس باید هم مثل ادمای باتجربه و پیر و فرتوت کم حرف باشن هم اینکه خب اتومانیک بقیه ا
راه مستقیم

هر نماز گزار در طول شبانه روز چندین بار از خداوند در خواست هدایت به راه
مستقیم را تکرار می کند(اهدنا الصراط المستقیم) در اینجا این سؤال پیش می آید که مگر
نماز گزار در راه مستقیم نیست که چنین در خواستی را هر روز و شب تکرار می کند ؟
پاسخ آن است که راه مستقیم مانند هر راه دیگری ، نقطه ی شروع و آغاز و نقطه ی
پایانی دارد ، از این رو ممکن است کسی در آغاز در مسیر مستقیم باشد ولی در ادامه
از راه مستقیم منحرف و خارج گردد ، بنابراین نماز گزار با
 
حالا تو هی بیا بگو مردها پررو میشوند من می گویم، زن اگر زن باشد، باید بشود روی عاشقیش حساب کرد که باید عاشقی کردن بلد باشد که جا نزند، جا نماند، جا نگذارد  که بداند، مرد هم آدم است دیگر گاهی باید لوسش کرد گاهی باید نازش را کشید و گاهی باید به پایش صبر کرد حتی من میگویم زن اگر زن باشد، از دوستت دارم گفتن نمی ترسد تو میگویی خوش به حال زنی که عاشق مردی نباشد، بگذار دنبالت بدوند، و من نمیفهمم این که ازش حرف میزنی، زندگی است یا مسابقه اسب
یه وقتی حلیم با گوشت بوقلمون بود و حاصلِ پختن تا له شدن و قوام اومدن گندم‌ها. یه وقتی کوبیده غذای اعیونی بود و با گوشت و دمبهء درجه یک، که هرجایی هم نبود. یه وقتی توت‌فرنگیا نه خیلی درشت بودن نه ریز، اما عین ادکلن‌های اصل، عطرشون تمام اتاقو می‌گرفت. وقتی همه‌چیز کم‌کم عوض شد، وقتب دیگه حلیم‌ها شدن با آرد و گوشتِ مرغ، وقتی خبر رسید کبابی‌ها زیاد شدن و گوشت‌ها گرون، و حالا دیگه گوشتِ خیلی چیزا رو می‌شه تو کوبیده پیدا کرد، وقتی توت‌فرنگیا
به مثنوی که میرسیم پر از داستانهای زیبا و دلنشین و گاه تلخ و غمگین است . اما مثل همه چیز در دنیا ، این داستانها هم یک ظاهری دارند و یک باطنی . در نگاه اول ظاهر داستان به چشم میاد  و اگر در ظاهر بمانیم شاید داستانهای هزارو یک شب بسی جذابتر از داستانهای مولانا باشند اما بقول خود مولانا اساس کار باطن داستانهاست که باید رمز گشایی شوند چرا که گفته :بشنوید ای دوستان این داستانخود حقیقت نقد حال ماست آندفتر اول ، اولین داستان حکایت شاهی عادل است  که عا
دانلود آهنگ جدید مهدی جهانی بنام دوست دارم این هوارو با بالاترین کیفیت










Download New Music Mehdi Jahani – Doost Daram In Havaro
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
 











 
متن آهنگ جدید مهدی جهانی بنام دوست دارم این هوارو :
تورو دیدم دلم از دست رفت آخه زیباتر از تو مگه هست مگه میشه رو تو چشمامو بست تو یه احساس نابی تو دلم من مغرور به تو عاشق شدم دیگه نیست حرفام دست خودم گرفته شهرو بارون من و تو و خیابون قشنگه خنده هامون دوست دارم این هوارو
از مذکر های
عصبی
کله شق
یک دنده
لجباز
بچـه
خودخواه
مغرور
جاهل عرف پرست
خودشیفته مامانی
بی ملاحظه
بدم بدم بدم بدم بدم بدم بدم میاد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
:|

پ.ن : اینا رو که میبینم میخوام خفشون کنم :| دلم میخواد قاتل شم !
پ.ن2 : اینا رو که میبینم میگم خدایا اینم جنس بود تو افریدی ؟ :|
پ.ن3 : اینا رو میبینم میگم خاک تو سر اون دیوانه ایی که به اسم سازش داره تورو تحمل میکنه و تهشم به خودش بابت این صبر
بی انتهاش افتخار میکنه :| مثلا چند سال زودتر پیر و چروک میشه :
به یاد امام و شهدا

به یاد پاسدار نهضت خمینی کبیر

بسیجی معلم

"شهید حاج محمد ابراهیم همت" 




(عکس تاریخی)

حضور رزمندگان و شهدای اهل سنت

در تشییع پیکر مطهر شهید حاج همت

.

.

اگر می خواهی حاج همت را

واقعی و درست بشناسی

با دقت به این عکس نگاه کن

.

این عکس

سند فرماندهی بی نظیر

حاج همت است

.

حاج همت

در پاوه و غرب کشور

با عمل به دستورات اهل بیت {ع} پیامبر {ص}

با محبّت و بصیرت، فرماندهی و مدیریت می
کرد

.

حاج همت، بازی ی و جناحی نمی کرد

جان
از بس ماشالا هوش و حواسم سر جاشه از دو هفته قبل زده بودم توی تقویمم: نهم مرداد قرار با دکتر شارمین امیریان که فراموش نکنم!
بچمون خیلی محتاط ( شما بخونین ترسو!) بود. هی بهش میگم بوخودا من همون هوپِ گوگولیِ بلاگستانم، بوخودا دخترم، نترس! بیا ببینیم همو هی منو ارجاع میداد به منشی اش که برو وقت بگیر! آخر فکر کنم دیگه در برابر اصرارم کم آورد یا شایدم دلش سوخت واسم که قبول کرد بعد از چند سال آشنایی ببینمش. ظهر روزی که قرار داشتیم گفتم بذار بهش یه زنگ ب
  سلام خوبید ؟بعد از مدتها دست به قلم قدیمی خود میبرم نمیدانم قرار است از چه بگویم ؟از پسرک مغرور که حتی برا درخواست جزوه غرورش را نمی شکند یا ازخودم بگویم ؟
  دلگیرم سخت دلگیرم از بی وفایی دنیا ولی شادم از همراهی خدا انگار باتمام قدرتش بزرگیش کمکم میخورد دل شادم از خودم از دنیا .بعد مدتها اومدم یه خبر مهم بدم ولی برا شنیدنش یا بهتر بگم نوشتنش یه شرط دارم .بهم پیام بدید اگه دنبالم میکنید واقعا وشاید حرفایی بزنم به شمام کمک کنه .
  مدت هاست شعر
  دوبله 






ژانر : خانوادگی | عاشقانه | فانتزی
محصول کشور : آمریکا 
کارگردان : Bill Condon
ستارگان : Dan Stevens, Emma Watson, Luke Evans
یک شاهزاده مغرور پس از اینکه مورد طلسم قرار گرفته و تبدیل به دیو ترسناکی می شود، مجبور است باقی عمر خود را در قصر زیبایش با خدمتکارانش که قوری، ساعت و… هستند سپری نماید. تا اینکه پس از گذشت سالها دختری زیبا و مهربان که برای نجات پدرش به قصر آمده را ملاقات میکند
DOWNLOAD  
تعبیر خواب پر طاووس
خواب پر طاووس یکی از خواب های معمول است.اگر شما هم پر طاووس در خواب دیده اید و دنبال تعبیر خواب پر طاووس می گردید می توانید در این مطلب از سایت جسارت براحتی تعبیرخواب پر طاووس را مطالعه نمایید و متوجه شوید خواهر چه تعبیری دارد.
ممکن است بعد از خواندن این مطلب به تعبیر خواب خود نرسید توصیه ما به شما عزیزان این است که ممکن است تعبیر خواب شما در تعبیر خواب طاووس و یا تعبیر خواب پرنده باشد ، با کلیک بر روی لینک آبی می توایند وار
لاوین مووی دانلود فیلم و سریال
اگر شما هم از اون دسته آدم هایی هستین که روزانه سریال های جدید و فیلم های بروز سینما رو دنبال میکنید حتما اسم لاوین مووی رو با ادرس wWw.LavinMovie.org شنیدین.
لاوین مووی یک سایت دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم است که کیفیت کار بالایی نسیبت به سایر سایت های همکارش دارد. اگر تا به حال به این سایت مراجعه نکردین حتما یک بار بازدید کنید، مطمعنا دست خالی بر نمیگردین. اما اگه به کیفیت اهمیت میدین و دوست دارین فیلم ها و سریال
 پدرم پنجشنبه شب گذشته آمد به دیدن عمومامه.
 روز جمعه با پدرم، عموحسن، عمه طاووس و خیلی های دیگر جمع شدیم خانه ی عمومامه.
 بی صدا، سر جایش دراز کشیده بود. تشکچه و لباسش را عوض کرده بودند. انگار دهانش قدری کج شده بود.
عمه دستش را گرفته بود و هر از گاهی آرام گریه می کرد. من طرف دیگرش نشسته بودم و به صورتش نگاه می کردم. مثل روز قبل، در حالی که ابروهای عمو را آرام بالا می زدم، خودم را کنترل می کردم. ابروهاش بلند شده بود و روی طاق چشم های چال افتاده اش ژ
   
  
یک ماهی میشه چیزی ننوشتم.
و ننوشتن میتونه دو تا علت داشته باشه: یا اینکه چیزی برای نوشتن نداشته باشی و یا اینکه چیزایی که میخواستی بنویسی زیاد بودن و نمیدونی چی بنویسی.
این ننوشتن یک ماهه منم دلیلش مورد دوم بوده در واقع.
هی میگفتم امروز برم اینو بنویسم و یا اینقد خسته بودم و بی حال که نشده یا اینکه کلا فراموش کردم.
ماه رمضون بود و بیشترین مشکل بحث خواب بود. برای سحری خوردن که بیدار میشدم تا میمومدم دوباره بخوابم باید بیدار میشدم که برم سر
18) خداوند ید و چهار کتاب فرستاده است:پنجاه صحیفه بر شیث و سی صحیفه بر اخنوخ و ده صحیفه بر ابراهیم و قبل از تورات بر موسی نیز ده صحیفه و سپس تورات و انجیل و زبور و قرآن را نازل فرموده است.
19) صحف ابراهیم همه اش پند و حکمت بود:ای پادشاه مغرور و به خود گرفتار و بر دوش مردم سوار!من ترا برانگیخته ام تا از طرف من داد مظلوم را بستانی.و از اینگونه مثل ها در آن بود:خردمند را ساعاتی است:ساعتی که در آن پروردگارش را نیایش می کند و ساعتی به حساب خودش در پیشگ
اژدها موجودی خوش خط و خال است که سرشار از نیرو و شور نشاط زندگی می‌باشد و تا وقتی که جان در بدن دارد از پستی، ناجوانمردی، دورویی و شایعه‌پردازی فاصله می‌گیرد. در وجود او نشانی از حیله‌گری و دسیسه‌پردازی پیدا نمی‌شود. با این وجود فکر نکنید که او به بی آلایشی و معصومیت خوک است! افزون بر این با وجود این‌ همه خط و خال به سادگی فریب می‌خورد، ولی در عین حال شهامت پذیرش اشتباه و اعتراف به آن را دارد.متولدین سال اژدها غالباً خود را در بدترین شرایط
#بگو_سیب 
#دل_نوشت_ناب
#پارت_بیست‌و‌نه
گیر ماشین و زد و سری برام ت داد.هردو از عرض خیابون گذر کردیم و نگاه پوریا موقع چرخیدن و صدا کردن یکی از بچه ها روی من نشست.عینک آفتابی شو از روی چشماش به روی موهاش سر داد و چند قدم فاصله ی بینمون و طی کرد٬ لیلی دستمو از هیجان فشرد و سر زیر گوشم کرد: یعنی کوفتت بشه٬ بگو خب.
برای این که اذیتش کنم خندیدم و جواب دادم: خب‌.
نتونست چیزی بگه ٬ چونپوریا راد بهمون رسید و با اون نگاه همیشه مغرور اما موقرش بهمون س
اولین باری که مُردم، ۱۸ سالم بود. حدود یک سال طول کشید و این خیلی زیاد بود. مردن به خودی خود پروسه‌ی سنگینی هست و وقتی به اندازه‌ی یک سال کش پیدا کنه واقعاً فرساینده می‌شه. بعد از اون یک سال درگیر چیزی شبیه به برزخ بودم تا دوباره متولد بشم. تصور کِرمی که درگیر خلاص شدن از پیله‌ست و در نهایت به شکل پروانه‌ای زیبا پر می‌کشه به سمت بالا، بیش از حد رویایی و به دور از واقعیته. آدمی که از ۲۰ سالگی متولد بشه، وضعیت ناجوری داره. نداشتن هویت، تجربه‌ی
چگونه هتل مناسب رزرو کنیم؟
برای رزرو هتل باید موارد بسیاری را مد نظر قرار دهید. اولین پارامتری که این مهم را پر رنگ جلوه می‌دهد هدف شما از مسافرت است. اگر به قصد یک پروژه کاری به سفر می‌روید نیاز است یک هتل ارزان برای خود رزرو کنید. حال اگر قصد شما یک سفر لاکچری با خانواده و دوستان است به شما هتل خوب و با قیمت مناسب را پیشنهاد می‌کنیم. برای این منظور از طریق وب سایت جوتریپ می‌توانید هتل های متفاوتی را که به صورت آنلاین خدمات ویژه به شما ارائه
مجموعه از فیلم های زیبای ماورایی و رازآلود که همراه با توضیحی درخور مطالعه و لینک دانلود است. 
 
1 -    فیلم جذاب دکتر استرنج
فیلم سینمایی دکتر استرنج محصول سال ۲۰۱۶ یکی از جدیدترین فیلم های ابرقهرمانی برگرفته از کتاب های کمیک است که رده سنی آن +۱۳ هست. داستان فیلم درباره جراح موفقی است که مهارت دست بالایی دارد و به توانایی اش مغرور شده است، او در یک حادثه ناتوان میشود و دیگر قادر نیست از دست های خود به راحتی استفاده کند، از درمان
#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضای اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهای بالای صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واین دین بزرگ را از خود ساقط کنند  /\   /\
 
103-  و من خطبة له (علیه السلام)>فی التزهید فی الدنیا<أَیُّهَا النَّاسُ انْظُرُوا إِلَی الدُّنْیَا نَظَرَ اَّاهِدِینَ فِیهَا الصَّادِفِینَ عَنْهَا فَإِنَّهَا وَ اللَّهِ عَمَّا قَلِیلٍ تُزِیلُ الثَّاوِیَ السَّاکِنَ وَ تَفْجَعُ الْمُتْرَ
الخامسَة عَشَر: مُناجات اَّاهدین»


مناجات پانزدهم: مناجات پارسایان‏

اِلهى‏ اَسْکَنْتَنا داراً حَفَرَتْ لَنا حُفَرَ مَکْرِها،
خدایا ما را در خانه ‏اى جا داده ‏اى که سر راه ما گودال هاى نیرنگ را کَنده
وَعَلَّقَتْنا بِاَیْدِى الْمَنایا فى‏ حَبآئِلِ غَدْرِها،
و در دامهاى فریب خود ما را به چنگالهاى مرگ آویخته
فَاِلَیْکَ نَلْتَجِى‏ءُ مِنْ مَکآئِدِ خُدَعِها،
پس به سوى تو پناه آوریم از دامهاى فریبش
وَبِکَ نَعْتَصِمُ‏ مِنَ الْأِ
از دیروز هی میخواستم درس بخونم و نمیشد!
امروز صبی پاشدم یکم درس خوندم.بعد شروع کردم فرندز دیدن!
اصن فاز درس نداشتم!
این وسط رفتم یه سر به یوتیوب بزنم دنبال یه کلیپ بودم!
سه سال پیش بود!که روزخوش یه کلیپ برام فرستاده بود که اسمش life بود!اون شده بود انگیزه من واسه درس خوندن و کنکور!
به قول خودش معجونی که صب به صب مصرف میکردم!خلاصه پیداش نکردم!
تصمیم گرفتم یه سر به بلاگش بزنم!
خب یه ماهه که دیگه هیچی نمینویسه!و عنوان اخرین پستش اینه خشم و قهر!
بازم رن
حال تنهایی رفتن را نداشتم. ساعت 4 بود که حامد زنگ زد. گفت کجایی؟ گفتم خانه. می‌خواستم از خانه بزنم بیرون. ولی حالش را نداشتم. از آن عصر پنج‌شنبه‌ها بود که لش کرده بودم و نیاز داشتم یکی به اندازه‌ی 30 سانت من را جابه‌جا کند تا به زندگی برگردم. تلفن حامد همان 30 سانت جابه‌جایی بود. حامد گفت دارم می‌روم برنامه را. بیا برویم. گفتم باشه. 
هفته پیش بهم گفته بود. راستش برایم خود سخنرانی جذابیتی نداشت. من از شنیدن در مورد سفر و فواید سفر اشباع شده‌ام. و
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب