نتایج پست ها برای عبارت :

هه استغفرلله ببخشید پرسیدم چون شده معضل همه

علیه السلام :
 یا أهلَ العِراقِ ، نُبِّئتُ أنَّ نِساءَکُم یُدافِعنَ الرِّجالَ فِی الطَّریقِ ، أما تَستَحیونَ ؟ !
▫️اى مردم عراق ! خبردار شده ام که ن شما در گذرگاه ها ، با مردان ، تنه به تنه مى خورند . آیا شرم نمى کنید ؟!»
نکات:
۱. طبق این روایت برخی از ن در زمان امیر المؤمنین علیه السلام، اختلاط با مردان داشتند و این اتفاق به عنوان مشکل اجتماعی مطرح بوده است.
۲. تهییج غیرت مردان توسط حضرت در یک سخنرانی عمومی ، نشان از نقش مثبت مر
سلامت | نیمی از کودکان کار کاملا بی‌سواد هستند
30 بار اجرای طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان و 30 بار شکست پشت شکست اما باز هم پافشاری بر تکرار تجربه‌ سال‌های قبل، تمام آن‌چیزی است که سازمان‌های مسئول به عنوان نسخه حل معضل کودکان کار ارائه می‌کنند.
در ادامه مطلب بخوانید .
پرتال جامع ترولیا | سرگرمی، طنز، کلیپ، دانلود، فونت، سلامت، عکس، آشپزی
راز ساعت های مخفی در طول روز
شما در طول روز به افرادی بر میخوید که همیشه از کمبود وقت گله و شکایت میکنند . البته شاید با نگاهی به خودتان هم متوجه شوید که این معضل کمبود وقت گریبان شما را هم گرفته است .
حال این سوال پیش می آید که آیا واقعا زمان محدود است ؟ و ما به تمام کارهایمان نمیرسیم ؟
 
ادامه مطلب.
چرا عده‌ای با خوردن "آب" هم چاق می‌شوند + راهکارهای لاغریچرا عده‌ای اصلاً چاق نمی‌شوند و عده‌ای هم به‌قول خودشان با خوردن آب چاق می‌شوند؟ بهترین راه‌ لاغرشدن بدون بازگشت، خارج‌کردن رطوبت از بدن و در نتیجه تحصیل سلامتی است. در دنیای امروز، کاهش وزن و درمان چاقی برای بسیاری به یک معضل تبدیل شده است؛ بسیاری از بیماری‌ها رابطه مستقیم با ازدیاد وزن دارند که از جمله می‌توان به کبد چرب، دیابت، فشار خون، درد مفاصل، تنگی نفس، برخی از مشکلات گ
من همیشه به این معروفم که خیلی خوش خوابم و هیچ قضیه‌ای مانع خواب من نمیشه. نه برک آپ، نه حتی عروسی خودم. بقیه نمیدونن تمام رنج‌هایی که اونا از بی‌خوابی میکشن من توی خواب میکشم. تمام چیزایی که ازشون میترسم توی خواب و به فرویدی‌ترین حالت ممکن بهم حمله میکنن. صبح که میخوان ازم بپرسن خوب خوابیدم یا نه فقط میپرسن خواب دیدی یا نه؟ من شب‌ها همیشه توی خواب گریه کردم، توی خواب دعوا کردم، توی خواب ترسیدم و توی خواب در حد مرگ ناراحت شدم. تازگی‌ها خواب
کتاب اژدها به همت انتشارات لوح سبز چاپ شد.
کتاب مهار اژدها، پاسخی است به سؤالات مهم درباره معضل خود ئی» یا به تعبیر فقهی استمناء»؛
هنجاری که متاسفانه در بین نوجوانان و جوانان و برخی بزرگسالان شایع است و تبعات ناگوار آن، روح و  روان و زندگی آنان را تحت الشعاع قرار داده است.
ارائه راهکار برون رفت از این هنجار، از ویژگی های مهم این کتاب است.
 نویسنده محترم تلاش کرده برای خروج از این بحران، با روش های ساده و علمی، راهنمایی هایی را
 پیش روی
یک بحث داغ در مورد افزایش ظرفیت پزشکی و معضلات دکترا در تلویزیون مطرح شد و یک کارشناس هم که مدرک علوم ی داشتن ( #دکتر مجید حسینی ) حسابی ما پزشکا رو شستن و پهن کردن رو بند رخت .  خیلی خوبه که به معضل کنکور که بواقع یک معضل بزرگ برای ما هم بود اشاره کردن، ما هم مثل همه از این مسابقه ی پر استرس که برای بعضیا منبع درامد شده گذشتیم. اونقدرا پولدارم نبودم که هی این کلاس و اون کلاس برم بعد از عید روزی ۱۲ تا ۱۳ ساعت درس می خوندم. اونقدرم استرس داشتم و
سلام . با توجه به وظیفه ذاتی که ما مسلمان برای آگاهی بخشی به بقیه مردم داریم تصمیم گرفتم که یک جزوه 8 صفحه که شامل سخنان استاد وحید جلیلی است را بین دوستان جوان و نوجوان مسجدی توزیع کنم . از اونجا که می دونستم متن های طولانی در فضای مجازی جذابیتی بین دوستانم ندارد ، بر چاپ روی کاغذ اصرار داشتم . جزوه " ایران در هجوم دیمنتور ها " شامل هشت صفحه سخنان استاد وحید جلیلی درباره مشکل و معضل این روزهای ایرانی ها در سیاه نمایی و احساس بد داشتن نسبت به همه
نمایشگاه صنعت و ساختمان در خراسان رضوی مشهد در حال برگزاری است و در این مدت از زمان شروع اطلاعات بسیار زیادی در خصوص اجرای پروژه ها و برنامه های مختلف در این خوزه دیده شده است .
در دل این هیاهو و ارتباط و بازار یابی هایی که در این نمایشگاه و اینگونه نمایشگاهها در جریان است شرکت ها و کارآفرینان نوکاری که در این صنعت با محصولات جدید وارد شده اند نیز دیده میشود .
در این بازدید که به عنوان مسئول ارتباط با مشتریان و مدیر روابط عمومی شرکت فنی و مهندس
در دنیای امروز از زباله ها بعنوان یکی از معضلات شهری نام برده می شود. اما می توان با بازیافت کردن، همین معضل را به ثروت ملی تبدیل کرد.
همه ما بارها کلمه بازیافت را شنیده ایم. ولی شاید به درستی ندانیم؛ بازیافت چیست و چه فرآیند آن چگونه است.
در این قسمت دو تحقیق در مورد بازیافت کردن زباله ها آورده ایم.
این دو تحقیق جمعا دارای 16 صفحه بوده و هر یک در دو قالب ورد و پی دی اف آورده شده و امکان ویرایش آن ها توسط دیگران وجود دارد.
تحقیق اول شامل 7 صفحه ب
در دنیای امروز از زباله ها بعنوان یکی از معضلات شهری نام برده می شود. اما می توان با بازیافت کردن، همین معضل را به ثروت ملی تبدیل کرد.
همه ما بارها کلمه بازیافت را شنیده ایم. ولی شاید به درستی ندانیم؛ بازیافت چیست و چه فرآیند آن چگونه است.
در این قسمت دو تحقیق در مورد بازیافت کردن زباله ها آورده ایم.
این دو تحقیق جمعا دارای 16 صفحه بوده و هر یک در دو قالب ورد و پی دی اف آورده شده و امکان ویرایش آن ها توسط دیگران وجود دارد.
تحقیق اول شامل 7 صفحه ب
روابط دولت – ملت
وتاثیر آن در ساختار حکومت
هر جامعه در طول حیات خود گرفتار مشکلاتی می شود که اگر راه حلی برای آنها
پیدا نشود جامعه رو به زوال خواهد رفت .
یکی از معضلاتی که در عصر معاصر ایران با آن مواجه شد رابطه دولت و ملت بود .
دردوران  قبل از مشروطه رابطه دولت - ملت
مبتنی بر مناسبات رعیت پادشاه بود ،رعایا مثل برده هیچ دخالتی در سرنوشت خویش
نداشتند ،جان و مالشان در دست شاه بود . اما در اواخر دوره قاجاریه به دلیل افزایش
ارتباط با غرب گروه های جد
"غدیر کربلای عوام بود و کربلا غدیر خواص"،
22 بهمن 9 دی عوام بود و 9 دی 22 بهمن خواص،
روز قدس نیز "روز نکبت" عوام است و روز نکبت روز قدس خواص.
***
اوایل انقلاب مسلّماً اشتباهاتی داشتیم،
ولی
اوّلاً اشتباهات قبل از انقلاب که بیشتر بوده
ثانیاً اصل انقلاب که اشتباه نبوده؛
پس در تعریف "ارتجاع" بازنگری بفرمایید.
***
معضل این نیست که بانک‌ها ربا می‌خورند،
این است که -فراتر از آن- مردم را به رباخواری ترغیب می‌کنند.
***
مقدونیان با اینکه رفتند امّا فرهنگشان تا
دیگران را ببخشيد
بی عقلی، تهمت ها، خیانت و بی ادبی
نشانه عدم بلوغ روحی انسان هاست. 
انسان های نارس این موارد را زیاد دارند؛
شما انسانی رسیده باشید!
با سبکبالی و بدون اینکه قضاوت یا سرزنش کنید،
و بدون اینکه از این حرفها ناراحت شوید… 
از کنار این ها رد شوید …
اگر هوای دلتان ابری شد و چشمهایتان باریدند،
بگذارید این اشک ها باران رحمت و بخشش باشند.
برای انها که نمی دانند و زمین دلشان خشک شده است.
اینجاست که دل بخشنده شما چشمه جوشانی می شود.
که ب
-آیییییییی
چرا لپمو می کشیییییی
+این چه وضعه درس خوندنته
-خب ببخشيد آقاییییییییییی
+ببخشيد شد کار
-خب داشتم واست زرشک پلو که دوست داشتی می پختم الان هااااا
+شاید بشه این بار فراموشش کرد
- آقایی شکمو
*** .
-آیییییییی
چرا دوباره می کشی لپمو
+چون دوست دارم خانومیییییی
#راحیل
#عاشقونه #نقاشی #سرگرمی #متفاوت #دلبرانه
#art #paint
خواب بد دیدم
میان تعقیب و گریز و فرار از ادم قاتل و نجات خانواده ام خصوصا مامانم ک میفته و پاش در میره و فداکاری من ک ببریدش تا من مشغولش کنم این قاتل روانی .
از خواب میپرم
میرم نزدیکش اروم دم گوشش میگم خواب بد دیدم.
هیچ عکس العملی نداره فکر میکنم خوابه یهو ت میخوره میفهمم بیداره
میگم تو بیداری و هیچکاری نکردی و خودتو بخاب زدی
روشو میکنه بهم میخنده
عصبانی میشم
دستشو میاره بغلم کنه
دور میشم
میگه خب ببخشيد نشد خابالو بودم
تکرار میکنم : تو شن
دختره اسم پروفایلش جوجو بود!دو ساعت باهاش فک زدم.آخرش ازش پرسيدم چن سالته؟میگه ۴۹ سالمه! ‌ ‌خب لامصب جوجو چیه؟!تو الان یه شتـرمرغ بالغـی :)))))))))))))))))))) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
خب باید بگم که ورود خودمو به جمع کنکوریای 99 خوش آمد میگم :/
بعععله دوستان بازم پشت کنکوری و بازم درس ولی دیگه سال آخری که اینکار میکنم چون بعدش نه دیگه واسه نظام قدیما کنکور برگزار میشه نه من دیگه توان اینو دارم که یک سال دیگه بشینم .
فقط و فقط همین 1 سال رو وقت دارم بجنگم بعدش دیگه تماااااام .
نمیخوام به نشدن فکر کنم فقط میخوام به شدن و رسیدن فکر کنم .
زندگی من گره خورده به این کار .
همه حرف و حدیثا رو به جون میخرم ولی بازم تلاش میکنم .
یه روز بالاخر
بسم رب الشهدا والصدیقین
تلفن امین برای بار چندم زنگ خورد روی صفحه نوشته بود پ حاج رضا.
پرسيدم :کیه چکارت داره.
گفت:رفیقم رضا رحیمی دنبال وامه که انگشتربخره ببره برا نامزدش عقد کنن و بیاره خانومشو
گفتم :اخی ان شا الله جوربشه.
گفت؛باید یحور جورش کنم اخه رضا تنها ضامن وام ازدواجمونه .
گفتم:عه دستش درد نکنه جبران کنیم.

حاج رضا ببخشيد نشد جبران کنیم اما شما  به خوبی خودت ببخش و ضامن 
اون دنیامون هم بشو
.
شهید رضا رحیمی متولد1376.
شهید ح
ریزش ابرو به چه معنایی است؟
ابرو های زیبا و کشیده همواره یکی از ملاک های زیبایی مخصوصا برای بانوان به حساب می آمده و به همان نسبت مراجعه به کلنیک ها و مراکز زیبایی برای داشتن ابرو ها کشیده و پر افزایش پیدا کرده است چرا که کنار معضل ریزش مو، ریزش ابرو نیز رو به افزایش رفته و بازار درمان های عجیب دارو ها و . را بسیار داغ کرده است . اگر شما نیز از آن دسته افرادی هستید که نیاز می دانید ابرو های خود را درمان کنید و یا صرفا به قصد زیبایی این تصمیم را د
پسر دلبند من
یک ماه است در بستر درد افتاده ای و با این معضل غیر مترقبه ک برایت اتفاق افتاد، دست و پنجه نرم می کنی.
یک ماه است بقول خودت آن تصادف لعنتی، تو را از زندگی عادی ساقط نموده.
یک ماه است با درد فریاد می کشی و می سوزی و هوار می زنی.
یک ماه است بقول خودت نه پزشکان معجزه ای می کنند نه از دست کسی کاری ساخته است تا تو را از این درد جانسوز وارهاند.
می بینی؟
می بینی گاهی وقتها انسان چقدر در برابر درد ضعیف و ناتوان می شود؟
می بینی گاه یک درد چگونه یک
کلاس درس دانش آموز مدرسه انگلیس آموزش یک مقام آموزشی در انگلیس هشدار داد: والدین نباید با واگذاری مسئولیت خود به مدارس انتظار داشته باشند که مدارس تمامی مشکلات عمده پیش روی فرزندانشان را حل کنند.

"آماندا اسپیلمن"، رئیس اداره استانداردهای آموزشی، خدمات و مهارت‌های کودکان انگلیس (Ofsted) در مداخله‌ای شدید علیه بار سنگینی که بر دوش معلمان قرار گرفته است با بیان این که مدارس نمی توانند علاجی همه‌جانبه برای تمامی بیماری های اجتماعی باشند، برخی
روزمرزه نویسی بیش از حد من رو ببخشيد.
و بعد از هر اردیبهشت ماهی خرداد ماهی هم هست که انتظار تاآخر شب بیدار موندن و کارای تحویل پروژه و امتحانات سنگین مارو میکشه؛
بیاین حالا دیگه دست به دعا شیم زودتر تموم شه که ستون مهره هام و بدنم از بیخ و بن درد میکنه.
ساک دستی پارچه ای
با دوام و عمر طولانی جزو هدایای تبلیغاتی به شمار می آید و در ابعاد و
طرح های متنوع با رنگ های شکیل در اختیار مشتریان قرار میگیرد.این نوع از ساک دستی پارچه ای
قابلیت چاپ دارد و در زمانی معین و بهینه ساخته شده و تحویل مشتریان
میگردد .این نوع از ساک دستی در گرماژ 60 و 90 موجود میباشد و دارای دسته ی
موزی یا زنبیلی میباشد .دسته ی این کیسه تبلیغاتی در هنگام ساخت بر روی آن
نصب میگردد و به همین سبب معضل نصب دسته توسط مشتریان حذف میگرد
سلام دوستان گلم
ببخشيد که چند روزی نبودم ، نمیدونم شاید بازم چند روزی نباشم . . . O_o
خلاصه اینکه منو از یاد نبرید . . . به زودی باز میگردم . . . ^_^
سعی میکنم تا بیام حداقل جواب نظرات رو بدم . . . به پست هاتون سر بزنم . . . @_@
دوستتون دارم ، بای
راستش اصلا نمیتونم دیگه به هیچ پسری اعتماد کنم اصلا وقتی میگه دوست دارم خندم میگره 
ببخشيد ولی بران غیر قابل باور شدن
مهر پارسال یادتونه مریض شدم ۲۰ روز من همش بیمارستان بودم
امسال هم همینجوری شدم
اصلا من هر موقع میخوام درس بخونم اینشکلی میشم
چ خبرا دوستان؟؟
بسم رب القلم
این متن مربوط به این پست عزیز دل هست.
پست
.
+من که چیزی نمیفهم !
برا خودت
-نامرد!
+وا! ، منکه مردونه اعتراف کردن :/
-راست میگی :)
+خوب؟
-آها
راستش، نمیدونم قصد و غرضی بود یا نه!
اما سوالش چه قشنگ بود بسی.
اما عزیز دل برادر این سوال رو بدون جواب نمیپرسن!
 راستی چی پرسید؟
+ سوال: دین من  میگه من اجازه ندارم این کار رو انجام بدم!
-جواب: خوب اشکالی نداره، عقاید هرکس برای خودش مهم و قابل احترامه!
+فقط خودش؟
-خودش و هرکس که هم عقیدشه!
+کسی که هم عقی
دهیدراسیون و اسهال از مهمترین ریسکهای مادران باردارو شیرده است ، روزی از استادم پرسيدم ایا مادران اچ ای وی مثبت باید به نوزادشان شیر دهند یاخیر واو پاسخ داد حتما باید بدهند زیرا خطر ابتلا به ایدز و مرگ ومیر ان از اسهال و دزییدراسیون کمتر است.
ادامه مطلب
قبل از اینکه شروع کنم خواستم خواهش کنم که حتما حتما حتما نظراتتون رو برام بنویسید :)
بچه ها یکی از موضوعاتی که مدتیه ذهنم رو مشغول کرده ازدواجه! چون توی فامیلی زندگی میکنم که میدونم همه تا یکی دوسال دیگه برام عقل کل میشن و میخوان آستین بالا بزنن. تصور کنین بهم میگن لاغر شو وگرنه ازدواجت سخت میشه این هم برای من تنفر برانگیز ترین فکر ممکنه !دو نفر بدون شناخت و صرفا به واسطه ی آشنایی خانواده ها مجبور بشن سالهای سال درکنار هم زندگی کنن! این برای من
پراید ماشین همگانی ایران است و خیلی از مردم ایران این ماشین را به عنوان آخرین راه ماشین دار شدن خود برمی‌گزینند. همین موضوع سبب شده است پراید تا سالی چهارصد هزار دستگاه تولید و عرضه شود. داشتن ماشین می‌تواند برای همه ما اسباب راحتی باشد اما خود ماشین هم باید راحت و دوست داشتی باشد، تا ما با آن به احساس راحتی و آرامش برسیم.  صندلی و روکش صندلی نرمی فرمان و دنده‌هایی که به خوبی جا برود همه و همه می تواند در تجربه کاربری ما از ماشین مؤثر
ساعت ١١:٣٠ زنگ زد بهم و یه ربع صحبت کردیم. بهش گفتم بیدارى این موقع؟ گفت آآآره گفتم آخه معمولا زود میخوابیدى صداى ماشین میومد، گفتم پشت فرمونى؟
گفت آره، آبادان بودم و دارم میرم خونه، تولد مامان بزرگ بود.
کلى صحبت کردیم، حتى از وقتى که اومده بودن تهران بیشتر!
آخرش پرسيدم چقد دیگه میرسى خونه؟ گفت رسیدم
زنگ زده بود که پشت فرمون خوابش نبره
#بابا
دیگه خیلی وقته که از چالشی که وبلاگ مونولوگ(تسنیم) راه انداخته بود گذشتهاین پستم به خاطر این که گفته بودم شرکت می کنم،گذاشتم.
+ هم اکنون یه همچین خونه ای که برای خودم باشه تا بتونم هر بلایی که می خوام سرش بیارم رو از خداوند بزرگ خواستارم. :)
+ ببخشيد عکس هم بی کیفیت شد.
" میم " یه چهل خطی برام کامنت نوشتهنصف کامنتشم بلاگفا خوردهو من با کامنتش اشکم در اومد قشنگ :))میم عزیزمخیلی ممنونم ازت ولی بدون من انقدر قدرتشو نداشتم که همون اول بگم " خدایاشکرت "فقط پرسيدم خدایا چرا.من خیلی زندگی و تلاش کردن رو دوس داشتماما الان فقط یه چیزی دوس دارم که فکر میکنم خودت بدونیو لازم نباشه دوباره به زبون بیارمش.من ضعیف شدممن امروز ته کشیدمتموم شدم!نمیدونم دوباره کی خوب میشم.هیچی نمیدونم.
بازم مثل همیشه سرماخوردمبه مامان که داشت کابینتا رو تمیز میکرد نگاه کردم:مامان دسمال کاغذی نداری؟مامان از آن نگاه هایی که یعنی تو این اوضاع که جعبه ها رو هنوز باز نکردیم که وسایلو بدونم کجاست بهم کرد  و رفت کابینت بعدی رو بازکردمتعجب برگشت بهم نگاه کرد و گفت:دلت خیلی پاکه ها ماجدهبعدم ی مشنبا داد دستم و ی لبخند کاشت رو لبم.
بابا  لای خرید هاش خیار هم خریده بودمگه میشه بدون نمک خورد؟:/رفتم سمت جعبه ها و درشونو باز کردم.رو بودجعبه بعدی
-----------------------------------------------------------------
همه می دانیم که صنعت توریسم و #گردشگری بخش اقتصادی مهم و در آمدزایی برای هر منطقه و کشور محسوب می شود.
اما صنعت گردشگری هم مثل هر بخش و صنعتی، جنبه تاریکی هم دارد که تا به حال به آن توجه زیادی نمی شد. این بخش تاریک و منفی، #اُوِرتوریسم (Overtourism) نامیده می شود که به معنای ازدحام بیش از حد و مخربِ گردشگران در یک مکان و منطقه است.
در سال های اخیر بحث اورتوریسم به معضل جدید و جدی صنعت گردشگری تبدیل شده و کشورهای مخ
یهو ریاض پرسید: پس گفتید که چیزی دربارۀ حکومت عدل عمر ابن خطاب نشنیده ید؛ نه؟»
گفتم: نه، یعنی حکومت عادلانۀ معروفی که من شنیده م منسوب به عمر ابن خطاب نیست.»
رشید: پس منسوب به کیه؟»
گفتم: حضرت علی علیه السلام.»
پرسيدم: عمر ابن خطاب چطور از دنیا رفت؟»
ریاض جواب داد: موقع نماز صبح با شمشیر به سرش ضربه زده ان و فرقش رو شکافته ان. این رو که حتماً خبر داشتید؛ نه؟»
واویلا . عجب اوضاعی! غیر از این مورد، دربارۀ چند تا داستان معروف تاریخی دیگه ه
 واویلا. خودش بود؛ قتلگاه من! قلبم سر جاش بالا و پایین می پرید. بعد،
یهو تپشش رو توی زانوی پای چپم و بعد توی پاشنه پای راستم حس کردم. اون قدر
موضوع مهم برای فکر کردن داشتم که این یکی خیلی هم مهم نباشه.وارد
اتاق استادان شدیم. خانوم فراندون معرفی فرمودن: این هروه است، استاد
راهنمات. پاتریک و هانری هم از استادای ما هستن. این هم لورانس منشی دوم
لابراتوره.» و با هیجان خاص و لبخند چشمش رو دوخت به د َستای جماعت!هروه،
پاتریک، هانری و خانوم منشی
آقا یه هفته مونده
من قلبم داره منفجر میشه!
از استرس
آره دیگه
همین



برام دعا کنین خوب بدم!
خاسدین برا حال روان پریشمم دعاکنین ولی من همینجوری بیشتر میپسندم ک خب صد البته نظر شما ام برام مهمه!
چی دارم میگم
نمیدونم آقا ولم کنین فلن تا آخر همین هفته
ایشالا خوب میشم.
بعدم اینک
چرا انقد این پستای اخیرم رو عصاب بوده!
رو عصاب شماهاعم بوده؟!
ببخشيد خلاصه!
خب دیگ من برم استرس دارم✋
1.دختر کم حوصله:
تو اینستاگرام باهاش پیجش اشنا شدم،دختر با نمک و کول و همسن و سالم بود.تحصیل کرده و اجتماعی.اتفاقا جواب سوالی که اونروزا تو ذهنم میچرخید از تو یه پستش معلوم بود که دستشه!(تو ذهنشه).معلم بود سوای در مورد معلمی و روش کار و اینچیزا پرسيدم (تو کامنتا)فراتر از حد انتظارم با حوصله و قشنگ و کامل جوابمو داد.خوشحال شدم و تشکر کردم.فالوش کردم و لایک و این حرفا.
دو سه هفته بعد یسری سوال دیگه هم در ارتباط با اون موضوع قبلی پیش اومد و پرسيدم و
کلی اتفاق افتاد که دلم نیومد ننویسمشون،عروسی م.ع هم تموم شد(24 م) و به چشم همزدنی گذشت،نه آرایشگاه رفتم نه زیاد وقت گذاشتم روی آرایشم،راستش خیلی بی حوصله بودم حتی چندبار به سرم زد که نرم مراسم و بگم مشکل پیش اومد‌.اما کم کم بهتر شدم و اماده شدم و رفتم،قشنگ شده بود =) کاش زندگی مشترکش هم مثل چهره ش قشنگ باشه و خوشبختی حس کنه.
آخرای شب پیام های باب به ف.ح رو خوندم،غمم گرفت،عکس پارتنرش رو واسش سند کرده بود،یادم رفت بگم فلانی!گفتم باب!ببخشيد.
ف.ح لحظ
شنیده ها حاکی از اونه که همه فک میکنن من از مرز ازدواج گذشتم و در واقع خیلی وقته که رد کردم.دلم به حال خودم میسوزه از اینکه اینجا تو چنبن فرهنگی بزرگ شدم .آخه ببخشيد ها قرار نیست هر .از اون ور اومد باهاش وصلت کرد که.به جهنم که هم خونه داره هم ماشین هم شغل پر درامد !!!دیوانه شدم از دست این زندگی. دم خدا گرم که تنهایی رو برا خودش پسندید.اقا ایهاالمردم!! منو به حال خودم بزاریدشما ول کنید من زندگی میکنم .یه خورده به کار خودتون رسیدگی کنید به خدا اون دن
داشت فیلم می دید. پسره زل زده بود به دختره. دختره دید انگار یکی داره نگاهش میکنه. سرش رو آورد بالا. دلش ریخت فکر کنم. دو ساعت و نیم بعدش ازش پرسيدم "چی شد؟ پسره نگاهش رو ید؟"گفت "نه. نگاهش کرد همچنان."نتونستم لبخند نزنم. از پنج موردی که تووی فیلم ها پیدا کردم، تووی سه تاشون پسره نگاهش رو کج نکرد یه طرف دیگه. و اینکه واقعا دوست داشت دختره رو هربار.یادته؟ اون روز. سرمو گرفتم بالا. دلم ریخت. مچت رو گرفتم. ولی تو عین خیالت نبود. نگاهت رو نگرفتی ازم. به
بارها دوست داشتم قسمتی از کتابهای موراکامی رو بخونم و حسم رو در لحظه به شکلی که کاملا قابل درک باشه منتشر کنم.
من رو بابت صدای گوش خراش و نپخته م ببخشيد.
محضِ ثبتِ لحن و خاطره و سبکِ مطالعه در این زمان.
Your browser does not support the audio element.
قسمت پنجم-جلد اول

پامو ول کرد بلند شدم جلو در یه صندلی چرمی بود، روش لم دادم و به گرگ
نگاه کردم واقعا عجیب بود، عجیبتر اینکه منو نخورد و با من به مهربانی
برخورد کرد،

به صورتش نگاه کردم. بهش زل زده بودم و تمام جزئیاتشو بخاطر میسپردم ،
سرشو ت داد و گفت :چته؟ دوست ندارم کسی بهم زل بزنه . ازش پرسيدم :تو
جای زخمامو ترمیم دادی ؟ گفت :آره زخمات خیلی جدی بودند ، و احتمال مرگت
زیاد بود .
ادامه.
روزهایى که قراره personal statment آماده کنند یا یک نامه رسمى بنویسند یا نزدیک امتحان هست و توى فهم مطالب دچار مشکل شدن به این صورته: خاتون تو چقدر خوبى من رو شرمنده کردى واقعا نمیدونم لطفت رو چجورى جبران کنم! 
روزهایى که به مشکل بر نخوردن: ببخشيد دو هفته بود خیلى درگیر بودم متوجه تماست نشدم!
+ آیا این آدمها لیاقت سطل زباله را دارند؟ یا چى؟
اسکار های سرماخوردگیاسکار بدترین صدا میرسه به وقتی که سرماخوردی اب دهنتا قورت میدی گوش ات صدا میده دقیقا همون صدای گوش.تو قسمت درد دوتا اسکار داریم:
یکی درد گلو که تا گوش میره
یکی ام درد پا
اسکار بدترین قسمت سرماخوردگی ام میرسه به وقتی که لرز کردی شش تا پتو روته بدنتم گرم بعد دستشویی ات میگیره تازه عمق فاجعه اون لحظه است که فقط اب سرد دارین.
اسکار وقت نشناس ترینم میرسه به عمه جان که زنگ زده میگه خوبی میگم نه افتضاحم میگه ببخشيد  متین فردا ت
مضرابهایی که پارسال از بهارستان خریدم سیاه شدند. از سازنده اش در اینستاگرام علت را پرسيدم گفت:" اکسید شده اند با پنبه کمی پماد جلاسنج بمالید رویشان با دستمال پاک کنید مثل روز اول خواهد شد"
استاد عیسی روی مضراب زدن روان بسیار حساس است. جلسه ی گذشته به مریم گفت مضراب رو به قدری باید شل نگه دارید که از دستتان بیفتد. به بی صداترین حالت ممکن ساز بزنید انگار همه خوابند و مواظبید کسی بیدار نشود با این نگرش مضراب رو شل گرفته و آرام بر سیمها میزنید و سپ
.
یه بار یه اتفاقی برام افتاد که با سکوت کردنم فقط حس خیانت به خودم داشتم.اونروز هرچقدر خواستم حرف بزنم همه حرفام تبدیل شد به سکوت و سکوت و سکوت.انگار کلمه ها مثل بغض تو گلوم بودن ولی كلمه ای پیدا نمیشد.از اون روز هروقت به اون ماجرا فکر میکنم حس بدی بهم دست میده.امروز یه اتفاقی افتاد.ناراحتیم بروز دادم برعکس همیشه که ناراحتیمو تو دلم دفن میکردم و به خاطرش عذاب میکشیدم.باهم قهر کردیم ولی به خاطر برخوردم اصلا ناراحت نیستم.باید متوجه شه که
دانلود طرح توجیهی پرورش گـاو شیری فرمت فایل دانلودی: .zipفرمت فایل اصلی: wordتعداد صفحات: 15حجم فایل: 27قیمت: 5000 تومانبخشی از متن:عنوان فایل:پرورش گـاو شیری تعداد صفحات:15فرمت:wordخلاصه طرح:موضوع طرح :پرورش گاو شیری ظرفیت : بیست راسمحل اجرای طرح : قابل اجرا درکلیه مناطق روستایی کشور سرمایه گذاری کـل: 73/381 میلیون ریالسهم آورده متقاضی: 73/41 میلیون ریالسهم تسهیلات: 340 میلیون ریالدوره بازگشـت سرمایه: 28 ماهمیزان اشتغال زایی : 7 نفـرمقدمه:    جمعیت جهان که
این تکنیک های کلیدی هنگام پرورش فرزندان مفید است.
توصیه ها برای والدین اغلب تغییر می کند، طوری که احساس می کنید هر کاری انجام می دهید اشتباه است.اما دکتر لورا مارکام  نویسنده کتاب پدر و مادر صلح جو، کودکان خوشحال، راهنمایی های خاص خود را دارد که هیچ وقت قدیمی نمی شود. همه آنها مربوط به رابطه شما با فرزندتان است.
متصل بودن10 دقیقه زمان ویژه در هر روز برای هر کودک کنار بگذارید.
آن را زمان مریم” یا زمان سعید” بنامید، بدین صورت آن ها می دانند ک
 
بسم الله الرّحمن الرّحیم»
قبلاً در نوشته‌ای سؤالی درباره‌ی تناسب ادعیه یا آداب زیارتی با وضعیت افراد پرسيدم و در نوشته‌ی دیگری سؤالی که درباره‌ی تأکید بر خواندن دعای جوشن کبیر در شب قدر برای عموم برایم پیش آمده بود مطرح کردم. از این پرسيدم که برای بهره گرفتن از یک دعا یا عمل عبادی رسیدن به سطح آن چه‌قدر لازم است؟ دوستان بزرگوار هم لطف کردند و پاسخ‌های خوبی دادند. چند روز پیش، کتاب بشنو از نی» از استاد علی صفایی حائری را یافتم که محتو
داشتم الان چت می‌کردم. یکی سنم رو از من پرسید و من اشتباهی گفتم بیست سالمه. بعد درستش کردم. از طرفم پرسيدم اون چند سالشه. جواب داد هجده. اون لحظه به این فکر کردم که خب تازه مدرسه رو تموم کرده.بعد نگاهم به سن خودم افتاد. یهو فهمیدم حداقل شش سال از این بیست و یک سال بیخودی تلف شدن. چه چیزها که می‌شد توی این مدت یاد گرفت و هیچکس نتونست، چه کتاب‌ها که می‌شد خوند و خونده نشد، چه آهنگ‌ها که میشد گوش داد و چه رویاهایی که می‌شد دنبالشون کرد و حداقل بر
سلام
حال و روز این روزها خوب است، برای خود سرخوش هستند و برای من سرمست. غروب‌های زمستان را دوست دارم، نمی دانم چه تعلق خاطری به آن دارم، ولی همین قدر می دانم روزهای بچگی را برایم زنده می کند. باور کن بی راه نگفتم.
وقتی آسمان رنگ می بازد دوست دارم در آن لحظه در اوج آسمان پرواز کنم و خورشید را بدرقه کنم، ولی چه کنم که بی بال هستم.
راستی، کی نوبت من می شود؟، خیلی وقت است منتظر هستم. هر بار که پرسيدم جوابم را با سکوت دادی. بنظرت وقت آن نشده که تمامش کن
سلام خودم
هوا گرگ و میشه و ساعت حوالی 6 صبح  پروژه تحلیل همین الان تموم شد
دلم یجوریه نمیدونم چرا آخه .
این روز هارو با سال پیش مقایسه میکنم میبینم همه چی عوض شده  وای چقدر تقییرات داشتیم خیلی ادما از زندگیم رفتن و خیلی اندک وارد شدن
جدا خیلی زمان همه چیزو درست میکنه  گذر زمان حوبه کی گفته بده واقعا خیلی خستم ولی خوابم نمیاد نمیدونم چرا
فکرم درگیر بود خیلی الان اروم شده خدارو شکر
خدا خودش کمک کنه  کارام به روال پیش بره تا همه چیز حل بشه
خدا
همیشه قبل اینکه فحش بدیم اگه به چندتا چیز فکر کنیم میبینیم اون فحش داریم به خودمون میدیم ینی چی؟ ینی اینکه من اگه به عشقم فحش بدم دارم به خودم فحش میدم یه مثال کوچولو میزنم (ببخشيد) مثلا وقتی من بهش بگم "آشغال" خودم زیر سوال میرم چطور؟ من دارم با همین "آشغال " زندگی میکنم باهاش خوشی و بدی میگذرونم همسرمه . همین آشعال پدر بچه هامه خلاصه که هرچی توهین کنیم به خودمون کردیم.
یه مشاور میگف حتی با همسرتون جلو بقیه یا تو پارک بگو مگو نکنین بزارین تو خلو
چندروزی بود که داشت یکنواخت میرفت جلو. به دور از هیچگونه خبر جدید. دوروز هرچی انتظار کشیدم که زنگ بزنه، نزد. دیروز بعدازظهر زنگ زدم به گوشی خاله که با خالم حرف بزنم. یهو محمد جواب داد. قلبم هری ریخت پایین. گفتم سلام خوبی؟ گفت گوشی الان خاله جونت میاد. گفتم یه لحظه صبرکن خب، بذار باهات حرف بزنم، گفت ببخشيد من کار دارم، باید برم. قلبم به درد اومد. اونقدر بغضم گرفته بود که نتونستم بیش از یک دقیقه حرف بزنم. از این طرز برخورد کردن
باورم نمیشه اردیبهشت دوست داشتنی هم داره تموم میشه
زیباترین فصل بهار ب نظرم اردیبهشت 
خصوصا امسال برای منی ک3 سال کنکور دادم و خونه بودم امسال خیلی لذت بخش بود
فصل خرداد دوست ندارم حقیقتا 
از موقعی ک یادم میاد همیشه امتحان بود فصل خرداد
و اما تصمیمی ک دارم شروع ی هنر جدید 
بعد گرون شدن دوربین عکاسی 
و مردد بودن ب اینکه ب موسیقس علاقه دارم یا نه 
میرم سراغ نقاشی و آبرنگ 
ی مغازه ای هست نزدیک خوابگاه مون ک ی اقای مسن تابلو میکشه و میفروشه
و داخ
دررویاهایم دیدم که باخدا گفتگو می کنم.خداپرسید:پس تو میخواهی با من گفتگو کنی ،من در پاسخش گفتم :اگروقت دارید.خدا خندید وگفت:وقت من بی نهایت است.
در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی ؟پرسيدم:چه چیزبشرشماراسخت متعجب می سازد؟خدا پاسخ داد:کودکیشان
این که آنهااز کودکی شان خسته می شوند،عجله دارندکه بزرگ شوند وبعد دوباره پس از مدت ها ،آرزو می کنند که کودک باشند. این که آنهاسلامتی خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند وبعد پول شان رااز دست می
ناودانها شر شر باران بی صبری است آسمان بی حوصله ، حجم هوا ابری است کفشهایی منتظر در چارچوب در کوله باری مختصر لبریز بی صبری استپشت شیشه می تپد پیشانی یک مرددر تب دردی که مثل زندگی جبری است و سرانگشتی به روی شیشه های مات بار دیگر می نویسد : " خانه ام ابری است "
از قیصر امین پور

بعد نوشت: چند ساعت پیش حس میکردم احساساتم خیلی پیچیده و سنگین شده
بعد فکر کردم خب چرا این حس طراحی نکنم
بعد از کلی چونه زدن با خودم طراحی نکردم
اگه قرار بود احساس های سنگین
#پارت29((هیوا))با صدای گوشیم از خواب پاشدم یه روز نکبت دیگهبا خودم مرور کردم که امروز چیکار دارم در اخر به این نتیجه رسیدم که بیکارم و فقط باید برای دعوت امیر چند ساعت بیرون خونه باشم پس فرصت خوبی بود برای جمع جور کردن خونه البته اونم بعد برگشتنمیه دوش یه ربعی گرفتم و نشستم رو به روی اینه اتاقم و موهامو شونه زدم و بافتم رفتم تو اتاق هلن برشین بیدار بود و زل زده بود به مامانش/=چون هلن دعوت بود به قول خودش این مایع عذام باید میبردیم قلقلیمونو بغ
دو عدد فیش حج تمتع ثبت نام تاریخ ۹ یا ۱۰/۸۶ خریدارم
 
با بالاترین قیمت ۲ فقره فیش حج تمتع اعزم ۵ یا ۶ سال دیگه با سود سپرده بانکی از استان تهران و البرز خریدارم
فقط فروشندگان واقعی فیش حج تمتع با این تاریخ که ذکر شد با این شماره موبایل تماس بگیرند ۰۹۱۹۹۵۱۸۰۰۲
با توجه به استانی شدن انتقال فیش حج کسانی که فیش حجشان ثبت نام استان تهران و البرز نیست لطفا تماس نگیرند.
عزیزان از پاسخگویی به پیامک و تلگرام معذورم ببخشيد، فقط تماس جوابگو هستم.
فیش حج ت
کاربردی ترین روش تعیین ساعت حضور و غیاب
ساعت حضور و غیاب برای همه ی شرکت ها، اداره ها و سازمان ها یک جزء از فرآیند و چرخه ی کاری محسوب می گردد. ساعت حضور و غیاب از اهمیت بسزایی برخوردار است زیرا بر کیفیت عملکرد فعالیت های منابع انسانی بسیار تاثیر گذار است. همان طور که همه ی ما می دانیم منابع انسانی یکی از مهم ترین دارایی های هر سازمانی می باشد. تمامی فرآیند ها شامل جذب و استخدام نیروی کار، حضور و غیاب، جبران خدمات، تعیین پاداش، آموزش و . با من
میون این همه جایی که کار کردم کمتر . یا بهتره بگم هیچ جا این محیط کار رو تجربه نکردم
جایی که میتونی با یکسری ادمها حس هم خانواده بودن پیدا کنی 
میتونی درددل کنی و درددل بشنوی 
کمک کنی مشکلات حل بشه و حتی اگر حل نشه میتونی همراهی کنی و کمی از درد مشکل رو تو به دوش بکشی!
امشب با یکی از بچه ها صحبت میکردم و هماهنگ میکردم بره سر نمایشگاه وایسه که یهو عصبی گفت الان نمیتونم تصمیم بگیرم تمرکز ندارم
فکر کردم برای درسهاش هست گفتم خب پس ولش کن خودم می
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
هانیه ژونم یک ماهیت مبارک
(البته بیشتر از یماهه ولی به خاطر دلایلی.ببخشيد دیگه باید زود تر میبود)























ادامه مطلب
حدیث 83 ابوعبیده جدا گو،ید از امام باقر  ع راجع استطاعت ورفتار مردم در آن باره پرسيدم حصرت این آیه را تلاوت نمود و مردم  پیوسته مختلف خواهند بود از لحاظ عقیده جز انکه را پروردگارت ترحم کند  و بر اه حق هدایتش فرماید و ایشانرا برای ترحم آفریده 119 سوره12  و فرمود ای ابوعبیده مردم در رسیدن بقول حق مختلفند وهم گی در هلا کند حق را کنار گذاشته از بطالتها پیروی میکنند من ع رصکردم خدا می‌فرماید و جز کسیرا که پروردگارت ترحم کند فرمود انهاشیعیان ما هستن
دیروز ظهر تو شرکت وقتی داشتم با حرص و عصبانیت درباره‌ شوهرم مطلب میذاشتم زنگ زد و گفت عصری مامان می‌خواد واسه بابا تولد بگیره ساعت پنج میگیره ک کارگرشونم باشه آخه واسه باباش شکلات نذر کرده بوده کارگرشون 
گفتم جشن رو اگ آبجی بزرگه‌ت میگیره نمیام ،گفتش نه مامان داره جشن برگزار میکنه
پرسيدم یعنی کیک رو فاطی نمیپزه؟ گفتش نه مامان پول داده بخرن کیک 
رفتیم و کیک رو آبجی بزرگه‌ش خریده بود و مراسم، مراسم آبجیش بود .
با اینکه از اول میدونستم دروغ
به قول دوستی: ارتباط اسامی متن به افراد واقعی، همان‌قدر واقعی است که ارتباط آغاسی تنیسور به آغاسی لب کارون»
می‌دانستم که شب راهی‌ست. چند ساعت بعد برای دفاع از پروژهٔ کاری‌اش راهی اصفهان بود. سفری یک روزه و سخت. اما می‌شد فهمید چیزی بیش از این سفر او را از درون می‌جود، آن روز مدام دور خودش می‌چرخید.
سهراب از بچه‌های خوب خواب‌گاه است، کافی‌ست چند ساعت کنارش باشی تا ببینی چقدر یک پسر می‌تواند احساس داشته باشد. شعر می‌گوید، برای ماه نامه
شرمسار یک نظر گشتیم و هست از چشم تو
یک نظر دیگر توقع شرمساران ترا
دیوار اشعار  هر روز یک شعر از من و یکی یک شعر در همین موضوع هم از خواننده ها این طوری کلی شعر و کلی درس زندگی یاد میگیریم
خیلی ممنون که سعی میکنید این دیوار اشعار را تمیز نگه دارید و چیزی رو ش نمی نویسید ولی لطفا روش بنویسید این طوری خیلی قشنگ تره
خوبه کمی هم بسط و بحث اضافه کنید
ببخشيد اگه گاهی مطلب من در دیوار نخواستنی می‌شه
 خودتون دست به کار اصلاحش شید
موضوعی بخوانید .
ابتدا کمرو بودن خود را بپذیرید و سپس با چند گام موثر به موفقیت در مقابله با آن برسید‎
بسیاری از ما برای مقابله با کمرویی‌مان هیچ وقتی نمی‌گذاریم چون ترجیح می‌دهیم آن را دور بزنیم! همین امر باعث اتلاف انرژی ما می‌شود. لازم است ابتدا کمرو بودن خود را بپذیرید و سپس با چند گام موثر به موفقیت در مقابله با آن برسید.
 
کسی نیست که بشود گفت ذره‌ای کمرویی در وجودش یافت نمی‌شود!
همه ما در زمینه‌هایی کم‌رو هستیم. اگرچه شدت این کم‌رویی به عوامل زیاد
بعد از آندوسکوپی با زانوانی که لرزش داشت و به سختی با کمک خواهر بزرگ بزرگه  مقابل دکتر ایستاده بودم،خودم را آماده کرده بودم که در مقابل ممنوعیت هایی که دکتر ردیف میکرد سخنرانی غرایی تحویلش بدهم که " شکلات خط قرمز من است!حق من از این دنیای لعنتی،شیرینی شکلات است!هردفعه بعد از خوردن شکلات میتوانم دلیلی برای تحمل کردن تلخی های زندگی داشته باشم پس مرا محروم نکنید!" اما همیشه همه چیز طبق تصورتمان پیش نمیرود،وقتی با صدای لرزان و چشمانی اشکبار بعد
قبل‌ترها هرگز کسی رو بیشعور فرض نمیکردم و تمام ناکامی‌های روابط اجتماعی رو به‌پای هرچیزی میذاشتم جز معیوب بودن فرد مقابل.این باعث میشد بیشتر بار روابط رو روی دوش خودم بذارم. توی این حالت اگه ناکامی‌ای پیش میومد نقد رو به توانایی‌های خودم وارد میکردم.امروز اما به یک‌باره خیلی چیزها تغییر کرد. بیشعوری رو به نحوی آشکار دیدم که جای هیچ انکاری براش نمونده. سخت میدونین چیه؟ اینکه بیشعورها خیلی به ما نزدیکند، همین بغل گوشمون‌.باورم نمیشه من،
سوالات شهریور را خواسته اند آن هم برای یک پایه.
 پرسيدم:" بقیه ی درسهایم چه؟" 
 گفتند:"میروند پایگاه تابستانی. آنجا برایشان کلاس تقویتی گذاشته اند و همانجا هم آزمون میگیرند"
 این روشی است که چند سالی است باب شده است. دانش آموز تابستان هم هزینه میکند و نمره ی ۱۰ مستمر را به او می دهند کافیست حداقل نمره اش ۷ باشد و قبول شود و برود پایه ی بالاتر.
 اینها به کنار.
 اگر به هر دلیلی آزمون شهریور را نداد، هیچ اشکالی ندارد تا قبل از فارغ التحصیلی وقت دارد
اوه، بر من ببخش لب های کثیفم را، کلمات تلخ و زشتم را، خاطراتِ سیاهم را. بر من ببخش ک نبودم آدمِ توی خیال پردازی های ـت، اگر دهانم بو می داد، نگاهم اذیتت می کرد و کوه متحرکِ معذب بودم. بر من ببخش موهای خلوت شده ام را، لباس کهنه شده، چشم های غبار نشسته ام را. ببخش ک تجسمِ صحنه ی زیبای توی خاطرت نبوده ام، صدایم طنینِ دیالوگِ شاهکاری را نداشته است و اگر کلمات اشتباهی را انتخاب می کرده ام. ببخش، ک توی دنیای نفرت انگیزت، آن جزیره نجاتی بودم ک نا امیدت
ب رو میشناسید؟ ب همون دختر خاله امه که یه کمی مشکل ذهنی داره و دقیقا همسن منه.
مادر ب یک ماه قبل خونه کلنگی رو سپرد به بساز و بفروش که براشون بسازه .وقتی کل اسباب کشی تموم شد و مستقر شدن بابای من تو خیابون دیده بودشون که دارن خرده ریز میبرن بالاخره گفته بودن آره یهویی شد دادیم خونه رو بساز بفروش بسازه برامون! 
خواهر ب ما رو عروسیش دعوت نکرد.خواهر ب ما رو برای جشن سیسمونی و جهازش دعوت نکرد. ب وقتی تازه رفته بود سر کار هر وقت سراغش رو میگرفتیم ماما
خب سلام به روی ماهتون 
بالاخره ستاره سهیلتون به اغوش گرمتون برگردید . 
بعد از یه غیییییییییبت طولانی خجالت اور برگشتم !‌ببخشيد دیگه نتونستم اپ کنم حالا با قسمت اخر در خدمتتون هستم 
لطفا لطفا لطفا حتما حرفای ادامه ی مطلبو بخونید و بعدش برید سراغ خوندن قسمت اخر داستان 
این شما و این هم اخرین قسمت داستانم !

ادامه مطلب
تازه رسیدیم خونه.میم رفته جایی و دخترها دارن نقاشی میکشن و حرف میزنن.دارم به امروز فکر میکنم و حس میکنم چقدر طولانی بود.صبح پنج و ده دقیقه بیدار شدم و میم رو بیدار کردم و صبحانه خوردیم و رفت سرکار.خوابیدم تا هفت و نیم که دخترها بیدار شدن و من هشت پا شدم دیگه.کارهای اول صبحمون رو انجام دادیم و با هم صبحانه رو آماده کردیم و دخترها جلوی تلویزیون خوردند.کارهایی که باید انجام میشدن رو یادداشت کردم روی برگه و مرغ گذاشتم برای نهار و شروع کردم و تا دوا
بی هدف روی صفحه کلید ضربه میزنم و فکر هایی که تو ذهنم این روزها رژه میرند واژه به واژه کنار هم قرار میگیرند و جمله هایی میسازند که فقط خودم میفهمم
میدونی گاهی وقتا  اون چیزی نمیشه که میخوای اون چیزی میشه که اونا میخوان. حتی اگه با تمام وجود تلاش و ایستادگی کنی.
دیشب موقع نماز مغرب یه حرفی زدم که خودم هم قبولش نداشتم ولی گفتم اما تا امروز ظهر همه چی دست به دست هم داده بودند که یادم نره خدا با منه 
که یادم نره خدا حواسش به  منه. که یادم نر
توی یادواره شهدا یک خادم واقعی بود، شنیده بودم نه تنها کمک حال برگزارکنندگان بود بلکه از نظر مالی هم کمک قابل توجهی کرده بود، یک روز ازش پرسيدم چقدر کمک مالی به یادواره کردی؟؟
معلوم بود نمی خواهد بگوید،  حرف را عوض کرد، مسئول کمک های مردمی یادواره آمد و گفت وحید آقا کمک خوبی کرده اند، دوست داشتم بهش بگم که چقدر به داشتن چنین برادری افتخار می کنم.
شهید وحید مرشدی از مرزبانان ناجا19اردیبهشت 1396 درهنگ مرزی بانه در درگیری باگروهک تروریستی پژاک ب
روزی خبرنگار جوانی از ادیسون پرسید: آقای ادیسون شنیدم برای اختراع لامپ تلاش های زیادی کرده ای، اما موفق نشده ای، چرا؟ پس از ۹۹۹ بار شکست همچنان به فعالیت خود ادامه می دهی؟ ادیسون با خونسردی جواب می دهد:ببخشيد آقا من ۹۹۹ بار شکست نخورده ام، بلکه ۹۹۹ روش یاد گرفته ام که لامپ چگونه ساخته نمی شود.»
+ قبلن ها باز یه چیزی به ذهنم میومد اینجا می نوشتم الان هیچی. 
پله ها را یکی یکی اومدم بالا،نزدیک درب خونه بودم که صداش شنیدم،کلید  درآوردم و درُ باز کردم، با چنان ذوقی به مامان گفت :عمه اومد ،با سرعت  نور پرید بغلم،کیفم انداختم روی زمین و محکم بغلش کردم، همش یه روز ندیده بودمش،صدای قلبش میشنیدم، همینطور که دستش دور گردنم بود نشستم روی کاناپه نگاش کردم و پرسيدم:کی اومدی؟ برمی گرده سمت آشپزخونه  واز مامان می پرسه :مادر من کی اومدم؟؟مامان هم در جوابش گفت:۲ ساعتی میشه.
بعد تموم شدن حرف مامان،خودش هم میگه:
باشید.
اگر شما نیز دنبال تغییر و نو آوری در سایت و وبلاگ خود هستید بهتر است با هایپرتمپ باشید. تیم کدنویسی هایپرتمپ با استفاده از تکنیک های کدنویسی و css برای شما عزیزان یک قالب شیک طراحی کرده است تا با استفاده از آن نوآوری را به سایت های ببخشيد. این قالب شامل چند کارت با طراحی متریال و گرادینت میباشد که مناسب برای تبلیغات، اطلاعیه، دوره ها و . است. این کارت ها به شکل دورو طراحی شده اند تا شکلی جدید را برای شما به ارمغان آورد. این کارت های طوری ط
.
#شهیدانه_۴
.
یکبار مشغول کار بودیم که تلفن روح‌الله زنگ خورد. نمیدونم چه کسی پشت خط بود که روح‌الله با دیدن شماره‌اش سریع تلفن رو جواب داد. حرکاتش را زیر نظر داشتم.
خیلی شمرده شمرده و با احترام کامل صحبت می‌کرد.
برایم جالب شد بدونم چه کسی پشت خطه که روح‌الله اینقدر محترمانه با او صحبت می‌کنه. آن شخص رو شما» خطاب می‌کرد و معلوم بود خیلی برایش عزیز است که اینطوری با او صحبت می‌کند.
تلفنش که تموم شد پرسيدم کی بود؟
گفتم: بابام
خیلی تعجب کردم.
خاطره ای از شهید ابراهیم همت از زبان همسر ایشان یک روز از شهید همت پرسيدم :چگونه می شود که شما در این همه جنگ های خونین ؛ حتی یک بار موردی پیش نیامده که کم ترین خراشی یا جراحتی برداری ؛در حالی که همیشه خط مقدم جبهه ای ؟.
با نوای کاروان
کــــتـــــــــاب 
نـــکــــرونومـــــیـــکـون
لازم به ذکر است؛ بیشتر توضیحاتی که 
درباره این کتاب داده شده به دلیل 
 * ترجمه فارسی  *
احتمالا بیشتر ترجمه ها اشتباه باشد و ترجمه فارسی
نتواند** مفهوم **را به خوبی برساند
لذا خواهشمندیم اگر مشکلی در این پست و در کتاب وجود داشت
به بزرگی خودتان ببخشيد(:
این کتاب برای کسانی که به احضار ارواح اعتقاد
دارن میتواند مورد توجه قرار گیرد. 

ادامه مطلب
اول سلام و سال نو مبارک اعیاد تون خیلی خیلی مبارک
دوم بچه ها ببخشيد من تقریبا تا 16 نت درست حسابی نداشتم 
و اینکه اگه می تونید یذره صبر کنید تا فصل 7 کتاب رو pdf شده براتون میذارم اگه نه که براتون پارت پارت بذارم؟؟؟؟
پ.ن: اشتباه از من بود که فصل 2 از دسترس خارج شده بود 
یه روزایی بود
که ساعتها به دیوار روبروم خیره میشدم و متوجه گذر زمان نمیشدم به خودم میومدم میدیدم چند ساعت گذشته و آدمی که روبروم نشسته بود نیست و من اصلا متوجه نشدم  یه چیزایی حس میکردم ولی نمیفهمیدم اون حسه چیه؟ میرفتم بیرون برمیگشتم میدیدم اع؟ صبح شده؟ کی؟ همین الان ظهر بود میدیدم بقیه کنار سفره هستن میگفتن بیا صبونه بخور مینشستم سعی میکردم عادی جلوه کنم که بقیه ناراحت نشن بعد مثلا مامان میگفت دیشب خیلی صدات کردم بیای شام ولی نیومدی میفه
به غیر از عشق، دوستی و زیبایی‌های هنر، چیز قابل توجه دیگری نمی‌بینم که بتواند به زندگی معنا بدهد .
         ظرافت جوجه تیغی
             موریل باربری
+چیز قابل توجه دیگه ای میبینی؟
_ نه،هیچ چیزی نیست. یه سوال.به نظرت بعد مرگ هم تنهایی انقدر آزار دهنده است؟
+ به نظرت بعد از مرگ کلا چیزی آزار دهنده است؟ :(
_ اگه روحمون نمیره‌آره
+ خب پس اگه اینجوریه لابد تنهایی ام آزار دهنده است دیگه‍♀️
_ اوهوم، تنها دلیل خودکشی نکردنم همینه:(
 حداقل الان کتاب و
صبح که وارد جلسه شدم،تو خواب و بیداری صندلیم رو پیدا کردم چون شب قبلش، بی خوابی داشتم و ۴صبح خوابیدم.
قبل از آزمون،از یه نفر راجع به کلاس های کنکوری اینجا پرسيدم،یه جایی رو معرفی کرد گفت اساتیدش پروازی ان و هر کلاس حدود۸۰ نفرن:/
هیچی دیگه کلا از کلاس رفتن پشیمون شدم، چون من باید همش سوال بپرسم از استاد و خب مسلما تو یه کلاس۸۰ نفری همچین چیزی امکان نداره.باید بگردم یه آموزشگاه دیگه پیدا کنم.
سوالا رو تا حدی که بلد بودم جواب دادم و خواستم از جلسه
سلام
روزتون بخیر
امروز با یکی دیگه از سری آموزش های گل آرایی در خدمتتون هستم
با آموزش هنر گل آرایی میتوانید در هزینه ها صرف جویی کنید 
و نیز با تغییر مدل گل های قدیمی که در خانه دارید
گلدانها و سبد های گل زیبا و جدیدی را خلق کنید و
رنگ و بویی تازه به محل کار و زندگیتان ببخشيد
انجمن بانوان هنرمند مهگل
بسم الله الرحمن الرحیم

 مسئله خیلی مهمی که خیلی جاها به گوشم خورده و برام عجیب بوده مسئله ازدواج و آگاهی های اونه!
استاد شجاعی توی یکی از سخنرانیاشون خیلی جالب به این قضیه اشاره کردن که توی دنیا همه چیز بر طبق معادلات و قوانینه! یعنی چی یعنی اینکه برای یه ازدواج موفق شما نیازمند آگاهی هستی،این آگاهی نباشه نتیجش شکسته! بی برو برگرد!
متاسفانه متاسفانه انقدر این شناخت کمه،که خودش دلیل اصلی این ازدواج های نا موفقه،بازم طبق صحبتای استاد تنها کم
دانلود آهنگ جدید  به نام تردمیل
متن آهنگ جدید  به نام تردمیل
ببخشيد من فارسیم یکم ضعیف شده
یه وقتایی هم بحث نیازه یه چی مثل غذا
شماره یک بیداره بیدار ترین آ
بگو از خونه ی گرم و بهشتیمون منو از خود سنگینم بکش بیرون
بگو دنیا وزنشو از من برداره بزار برسم به هوا و حرف عشقمون
بگو خسته ام از تکرار این درسا بگو که تیکه پاره ام من زا این بحثا
من از دلشوره و دلتنگی مرده ام دلم لک زده واسه گرمیه دستات
منو یه عالمه از بودنت
به همراه دوستش سوار اسنپ شدند و از درسهایشان صحبت میکردند
مسیر تقریبا چهل دقیقه ای طول میکشید و دیگر چیزی به مقصد نمانده بود،راننده مرد
جوانی بود

**************
ناگهان:
+ببخشيد خانوم ،شما امسال کنکور دادید؟
- بله

+ببخشيد ،ریاضی یا تجربی؟
- ریاضی

+ حالا هدفتون چی هست تو انتخاب رشته؟؟

- دبیری (عشق به رشته اش در چشمانش موج میزد)

+ هعی،  ما دانش
آموز زرنگا رفتیم ریاضی خوندیم ،با درس عالی ،مهندس شدیم و الآن راننده اسنپم .
اشتباه کردید ، حداقل کنکور تجرب
زیبا،مهربان و نجیب بود
چشمانش همانند طلوع آفتاب در میان کوهی زیبا بود،لبخندش گلی سرخ بود که در میان گاری از لبخد مردمان میدرخشید و من همیشه ی همیشه ی همیشه برای بدست آوردن آن لبخند میکوشیدم.وزش باد در میان موهایش زیباترین نقشی بود که میدیدم و صدایش زیباترین سمفونی بود که گوش هایم را نوازش میداد.
دوستش داشتم، ولی جرعت گفتنش را نه
با خود میگفتم:فردا بهش خواهم گفت. و شب را با خیال به آن که چگونه به او ابراز کنم میگذراندم.
حال در فردایم اما دخت
مراسم معارفه شهردار جدید قائم شهر در سالن اجتماعات شهرداری برگزار شد.
به گزارش مازنی خبر ، مراسم معارفه مهندس صالح زاده شهردار جدید قائم شهر با حضور حضرت آیت الله معلمی نماینده مردم مازندران در مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه شهرستان قائم شهر، دکتر رضیان و دکتر ادیانی نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، دکتر محمد دامادی نماینده مردم ساری و میاندورود در مجلس شورای اسلامی ، مهندس رازجویان معاون هماهنگی امورعمرانی استانداری مازندران، مهند
آدم باید چقدر قوی باشه که جا نزنه ؟ اینو از خودم پرسيدم وقتی تو راه برگشت به خونه بودم. آدم باید چقدر قوی باشه و چقدر کلمه داشته باشه که برای خودش از امید بگه ؟ بگه که زندگی سیاه نیست درحالی که وسط تاریکی وایستاده! یجوریم که انگار رو لبه‌ی دره موندم و ت که بخورم مقصدم مرگه . ولی نمیتونم از کنار پرتگاه بیام کنار. اونجا موندم و به خودم میگم که زندگی سیاه نیست ، آدما سیاه نیستن، قلبت سیاه نیست . بعد میخوام که این حرف‌ها رو باور کنم . باورم میکنم .
چیزی که خیلی توی متن‌های من مشخصه، ایده‌ی عدم اعتماد به نوع بشر»ست. اعتقادی که با هر ثانیه زندگی بیشتر در مورد صحت‌ش مطمئن می‌شم. 
سال گذشته از یکی از دوستانم که دانشجوی سال آخر حقوقه خواستم یک وکیل درست‌درمون به‌م معرفی کنه. اون یکی از اساتیدش ُ معرفی کرد و ما هم پرونده رو سپردیم دست‌ش. وکیل به‌مون گفت که این پرونده 90 درصد برنده‌ست و اون 10 درصد هم می‌ذاره پای این که مامور به انجامه و نه نتیجه و ال‌وبل. 
حالا به هرحال مبلغ نسبتاً قابل ت
امروز بیکار بودم و خواستم با سایت های معتبری که خودم شروع به کسب درآمد کرده ام را برای شما معرفی کنم.
باید بگم که خیلی گشتم تا این سایت های معتبر رو پیدا کردم ، تحقیق کردم ، از اینو اون پرسيدم.
خلاصه اینکه فکر میکنم بهترین هستند و برای شما هم پیشنهاد میکنم.
کسب درآمد از سایت اپیزو ، کوتاه کننده لینک

کسب درآمد از سایت پارس رنک ، کسب درآمد اینترنتی ، بازدید رایگان ، بهبود حرفه ای رتبه الکسا

کسب درآمد از طریق سایت هاست نگار با 13 سال سابقه ، از طری
امیر المومنین علیه السلام ریسمان محکم الهی محکم
ابی نصر عیاشی رضوان الله علیه عالم و مفسر بزرگ شیعه روایت کرده است:
۱۲۲- عن ابن یزید قال: سألت أبا الحسن علیه السلام عن قوله: واعتصموا بحبل الله جمیعا» قال: علی بن أبی طالب علیه السلام حبل الله المتین.
عمر بن یزید بیاع السابری گفت: از امام کاظم علیه السلام پیرامون آیه همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید» پرسيدم؛ آن حضرت فرمودند: آن ریسمان محکم علی بن ابی طالب (علیهما السلام) است.
تفسیر
بعد چهار سال امسال باز فرصتی بود که در باغ دخترداییم در کنار اقوام سیزدهمون رو بدر کنیم ولی متاسفانه خوشی بودن در اون جمع تنها یکساعت طول کشید و با افتادن محمد و شکستن دستش ماجرای سیزده بدر ما یه جور دیگه رقم خورد. آرنج دست چپ بطرز عجیبی خرد شده و از اونجا که تو شهرستان کوچک ما در اونروز متخصص ارتوپدی نداشتیم با آتل ثابتش کردن و بر خلاف اصرار من به برگشتن خونه آقا سماجت کردن که دو روز دیگه برگردیم.در نهایت این تاخیر باعث هماتوم دست و ورم شدید
خیلی خنده داره . یعنی راستش خیلی خنده داریم ؛ کارامون ، حرفامون ، نگاهمون ، رفتارمون ، قضاوت کردنامون ، یا حتی غرورموناین چند وقته اینقد اتفاقات جورواجور و دلخراش افتاده ، که آدم نمی دونه به کدومش باید فکر کنه ، از کدومش باید درس عبرت بگیره ، مواظب کدوم یکیش باشه 
واقعا آدم چی باید بگه به این جوون هایی که بدون گواهینامه و کلاه کاسکت ، با سرعت بالای مرگ از سمت چپ خیابون چپی بلوار حرکت می کنند !!! آخه این همه اشتباه و خطا مگه می تونه توی یه آدم جم
چند روزه کلی مشغول دیدن سریالای پیشتازان فضای جدیدم!!
خیلی جذابه!!خیلی!!

کلیییییی امتحان ریخته رو سرم!!شنبه امتحان دیفرانسیل دارم!!
سه شنبه امتحان فیزیک دارم!!چهارشنبه هم فیزیولوژی
 میپرسه!!!

بچه های اتاق دیگ هر وقت یه رخداد نجومی و هر چیزی
 که کلا به آسمان مربوطه میبینن زود میان به من میگن بیا
 از این چیزا که دوست داری ببین!!
دیشب داشتم پیاز خورد میکردم تو آشپزخونه یهویی یکی
 از بچه ها اومد 
گفت بدووو بدووو ببین این چیه؟؟؟!!!
من گفتم یه سوسکی چ
حرف اضافه: فردا آزمون عملی ویرایش دارم، امیدوارم خوب بشه. می‌شه.
امروز با تلگرام موسسه داشتم با یه عزیزی دربارۀ همکاری صحبت می‌کردم، حالش رو که پرسيدم گفت خدا رو شکر، از خوب بهترم؛ و من احساس کردم این همه حال خوب از کاریه که با علاقه و پشتکار به اینجا رسونده.
دیروز یکی از مشتری‌ها بهم گفت یه ادارۀ دولتی دنبال یه ویراستار متعهد و محجبه با مدرک ادبیاته؛ منم اصلا به روی خودم نیاوردم و گفتم براتون پرس‌وجو می‌کنم. احساس دختری رو داشتم که دلش پی
آهنگ جدید ایرانی
با دو کیفیت ۳۲۰ ،۱۲۸ و پخش انلاین و متن آهنگ  از رسانه داب موزیک
Download New Music Afshin Azari | Sio Chand Sale
ترانه : میترا مهری پور , تنظیم : افشین آذری , پرکاشن : مهران فرشباف میکس و مسترینگ : احسان جوادی گیتار : عظیم , کلارینت : هادی جداری

 
متن آهنگ جدید افشین آذری بنام سی و چند ساله :
به روت نیاوردم دروغاتو هی تو خودم ریختم سکوت کردم
با چنگ و دندون پای تو موندم شاید عوض شی کم شه از دردم
با چنگ و دندون پای تو موندم شاید عوض شی کم شه از درد
وقتی یکی ناراحتم میکنه فکر می‌کنید اونی که میره عذرخواهی کنه کیه؟
من!
خیلی ببخشيد که دلمو شکستی، معذرت میخوام که ناراحت شدم :| اصلا سپاس به خاطر هرچه که کردی! 
بعد جالب اونجاست که طرف جوری با غرور و چشم نازک شده برخورد میکنه که انگار اگه میخواد ببخشه همش از سر لطف و کرمشه و خیلی بزرگواره که میخواد جوابمو بده:/
خدایا شعورمونو بالا ببر
آمین یا رب العالمین 
در گویش طالقانی‌ها یک اصطلاحی هست که می‌گوید فلان چیز مزه
کَری می‌دهد. و در موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که غرق در خوشبختی از تصور داشتن آن‌چیزی
هستید که در حال حاضر ندارید اما قرار است بیاید. حالا اگر یک کسی یا یک اتفاقی به
شما بفهماند که دیگر نخواهید داشتش، شما یک غمی توی دلتان پا می‌گیرد که سیاه و
غلیظ و ج است. با دردش مدارا می‌کنید تا بدن هوشمند و روح هوشمندترتان به صورت
غریزی آن همّ را پشت سر بگذارد و به جاده اعتدال روانی برگردید. کس
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب