نتایج پست ها برای عبارت :

وقتی همدیگر رادیدیم

یادمه یكی بهم میگفت تو خیلی صبوری هر كی دیگه ای بود اینطوری ریكشن نشون نمیداد یادمه همون ادم كاری كرد كه خرد شدم اما بازم صبور بودم مثه خودش نتونستم رفتار كنم یادمه وقتي عذر خواهی كرد ازم بابت هر چیزی كه سرم اورده بود وقتي منتظر كلمه ی بخشیدم بود حرفی نزدم تنها ادمی كه هنوز نبخشیدم همون ادمه ادم كینه ای نیستم ولی نمیتونم ببخشمش یادمه ی نَفَر دیگه هم میگفت هر اتفاقی كه بیوفته من فقط تو رو باور دارم یادمه اونم گذاشتو رفت باورت نداشت به من همون
یک سری حرف و حدیث هست که آدم تا با چشم خود نبیند نمی تواند باورش کند. یعنی هیچ رقم توی مخ آدم نمی گنجد. وقتي هم که با چشمان خودش می بیند باز هم باورش نمی شود. مگر می شود ساعت یازده شب دختری با پسری که هیچگاه او را ندیده قرار بگذارد، همديگر را با نشانی و کلی زحمت پیدا کنند، بعد از این وصال شیرین از هم با فاصله بنشینند و از هم خجالت هم بکشند؟! به خداوندی خدا تا همین دو شب پیش فکر می کردم همه این حرف ها چاخان است! اصلا دختر بد، بابای لعنتی این دختر کدام
در اواخر جنگ جهانی روستایی به تصرف نیروهای آلمانی در می آید . پس از استقرار نیروهای آلمانی فرمانده ی جوان متوجه می شود مردم روستا به علت وجود رودخانه ای خروشان بین روستا و مرکز شهر با سختی های فراوانی روبرو هستند .
پس از مرگ یک زن باردار به خاطر نبود امکانات پزشکی ، وی تصمیم می گیرد تا با امکاناتی که در اختیار دارد پلی جهت عبور و مرور بروی رودخانه بسازد .
در این بین چالش ها و روابط عاطفی بین اشغالگران و مردم روستا بن مایه داستان را تشکیل می دهد .
ماه بانوی عزیزم
چقدر ما دو تا انحصار طلب بودیم مگر می شود تمامیت یک شخص را متعلق به خود دانست؟
ما دو نفر تمامیت خواه بودیم بدون کمترین گذشت و ایثار
با وجودیکه شیی نبودیم که کسی بخواهد تملکمان کند ما تنها به دنبال تملک همديگر بودیم و این خاصیت عشق است
ما با تمام وجود عاشق هم بودیم با تمام جان همديگر را می خواستیم باید ابرها را می شکستیم و با هم به آسمانها می رفتیم.
اصلاً زمین جای مناسبی برای عشق نیست خالق زیبائیها وقتي من و تو را می آف
16 سال بود که میشناختمش.
چندین سال با هم پشت یک میز و نیمکت می نشستیم. یار دبستانی ام بود.
همديگر را یک مدت طولانی گم کردیم و وقتي دوباره دست هم را گرفتیم، سعی کردیم به هم کمک کنیم.
من یه کار برایش در شرکت خودمان پیدا کردم و او هم مرا به دنیای شگفت انگیزی که آرام آرام برای خودش می ساخت راه داد. راه پر از تلاش و کوشش برای ساختن آینده.
می دانستم که عاشق آمریکا بود. یعنی اینطور بگویم، آمریکا مدینه فاضله اش بود! و چون برادرش هم آنجا زندگی میکرد، دوست د
خرید تضمین كالا در تجارت بین الملل - بررسی موضع حقوقی آلمان ، انگلیس ، ایتالیا ، فرانسه ، ایالت متحده و ای
تنوع کار قدرت انتخاب شما را بالا می برد. ما در این وبسایت مقالات متنوعی درمورد تضمین كالا در تجارت بین الملل - بررسی موضع حقوقی آلمان ، انگلیس ، ایتالیا ، فرانسه ، ایالت متحده و ای عرضه نموده ایم.
بروزترین پایان نامه ها و تحقیقات تضمین كالا در تجارت بین الملل - بررسی موضع حقوقی آلمان ، انگلیس ، ایتالیا ، فرانسه ، ایالت متحده و ای با فرمت doc
دیشب خواب دیدم.
گویا مامانم با همه فامیل برنامه شام چیده بود ب منم قول داده بود داداشتم هست، من هرچی نگاه می‌کردم نبود. عصبانی شدم و با همشون دعوا‌کردم که کو داداشم؟ چرا نیست» بعد مامانم گفت تو اتاق خوابه، رفتم بیدارش کردم و سفت بغل کردیم همديگر رو.
چقد دلم برا بغلش تنگ شده!
یادمان باشد؛به حرمت ناچیزترین لحظه های خوبمانهنگامی که به بن بست می رسیموقت جداییطبعمان آنقدر بزرگ باشد کههمديگر را به لجن نکشیم!یادمان باشد؛هرچه بودیمانتخاب هم بودیم.رفاقت حرمت دارهیا دست رفاقت نده و دست نگه داریا تا ته خط، حرمت این دست رو نگه دار.
" از راه های پایداری و عمیق شدن محبت این است که محبت، خودخواهانه نباشد
شاید جنبۀ شعاری داشته باشد. اما
اگر دو نفر، هر دو عاشق و دلدادۀ یک ذات با عظمت باشند، به نحوی که آن عظمت دلِ این دو را برده باشد و خودخواهی را از این دو گرفته باشد، در این صورت آن دو به همديگر علاقه ای پایدار و ماندگار و عمیق پیدا خواهند کرد."

پ.ن: به روزگار که هیچش وفا میسر نیست
حدودا دو سال پیش بود که به لوزان آمدم. سوییس. تجربه زندگی در خارج از کشور داشتم اما در اروپا نه. چند ماهی شیفته نظم و انضباط آنان شدم. سعی کردم شبیه آنان منظم زندگی کنم. اما هر چه بیشتر جلو می روم دلم برای وطنم تنگ تر می شود. مردمان اینجا به شدت دنیازده و عاشق رفاه هستند. انگار هیچ بویی از آرزوهای دور و دراز و ساختن جامعه انسانی نبرده اند. اساتید و متفکران جامعه نظریه پردازی می کنند و شاید در زندگی مردم اثر بگذارند اما کلیت مردم تلاشی برای پیشرفت
وقتي می رویاین خودنویس یادگاری ات را هم با خودت ببروقتي می رویاین عطر رااین همه خاطره رااین یاد تو را که همیشه با من است .وقتي می رویاین دوستت دارم را .این بوسه را هم .با خودت ببرمی روی ! برو ولی وقتي میرویمن را هم با خودت ببر !
یادگاران (کتاب بروجردی): بعضی آدم ها را باید مدام یادآوری کرد. جان پای دین داده اند.
 
یادگاران (کتاب بروجردی) : عباس رمضانی
بریده کتاب(۱):
یکی می خواست بیاید تهران، نمی دانم وزیر دفاع آمریکا بود یا نماینده سازمان ملل. گفتند شاه گفته هیچ اتفاقی نباید بیفته» همین حرف برای محمد کافی بود. گفت: باید بیفته»رفیقی داشت توی اصفهان. اسمش سلیمان بود. توی این جور کارها با همديگر بودند. خودش هم که تهران بود. درست همان وقتي که قرار بود هیچ اتفاقی نیفتد، یک
چند وقت پیش بود که نشسته بود کنارم . به اقتضای نسبت سببی خویشاوندی و اختلاف سنی 12ساله سعیم همیشه بر این بوده که احترام را نگه دارم . در بعضی موارد یا گاها خیلی از موارد با او اختلاف نظر دارم . وقتي نظرش را میگوید اگر نظرم همان باشد تایید کوتاهی میکنم چون نظر یکی است و توضیح بیشتر بنظرم بیهوده است ! اگر نظر مخالف باشد سکوت میکنم یا شاید پیش بیاید که خیلی کوتاه نظرم را بگویم و باز هم ساکت شوم چون بنظرم توضیح در اکثر موارد بیهوده است و هرکسی نظری دا
ازدواج یک زوج که بالای صد سال سن دارند سوژه رسانه ها شد . داماد و عروس قبل از آن دو ازدواج دیگر نیز داشتند و حالا در زمانی که هردویشان بالای صد سال سن دارند تصمیم به ازدواج باهم گرفتند .زن و مردی که بیشتر از 100 سال عمر دارند برای سومین بار در عمرشان ازدواج کردند
جان و فیلیس کوک، شروع زندگی جدیدشان را در اوهایو جشن گرفتند. جان یکی از افسران جنگ جهانی دوم است که اخیرا ۱۰۰ ساله شده و فیلیس هشتم آگست، ۱۰۳ ساله می‌شود.
می‌توان گفت فیلیس به صورت ژنتیک
تصمیم گرفتم که فراموشت کنم.اما نه کامل.نه برای همیشه.فراموش نکن که تو در اعماق قلب من فرمانروایی میکنی.
خود را به دست سرنوشت خواهم سپرد،زیرا اگر سرنوشت بخواهد مطمئنا روزی در جایی همديگر را ملاقات خواهیم کرد و من برای رسیدن این روز هر ثانیه انتظار میکشم‌ ،هر ثانیه
در مجلسی به اتفاق جمعی از دوستان به مناظره  نشته بودیم که یکی از دوستان قرار بود در همان لحظه وارد شود . جهت خنده و مزاح به دوستان گفتم هم اکنون یکی از دوستانمان به جمعمان خواهد پیوست و همگی او را می شناسید . 
پیشنهادی دارم کمی با هم خنده کنیم . 
چطور است وقتي دوستمان وارد شد به او بگوییم چه شده است تو را . رنگ و روت پریده  مریضی مشکلی داری  
و خواهید دید که خودش را ببازد و به گفتهایمان باور شود . 
وقتي وارد شد هر کداممان حرفی به او گفتیم . یکی می گف
خیلی روز است که سعی کردم یا بهتر است بگویم سعی کردیم همديگر را فراموش کنیم.من از پسش برآمدم درست یا غلط زندگی جدیدم رو شروع کردم. زندگی که واهی نیست واقعی واقعی است همه حرف ها و اشارت ها و قول هایش. مانده خودم که به سامان برسانم خودم را رویاهایم، کارم،سوادم و خیلی چیزهای دیگر را
سلام . از امروز تغییری کوچک در وبلاگ ایجاد میکنم و مطالب رو به سبکی دیگه می نویسم در واقع تصمیم جدید برای زندگی گرفتم و سعی میکنم چیزایی که در این مسیر یاد می گیرم رو باهاتون به اشتراک بزارم . 
متاسفانه بنده اشکالاتی دارم و در زندگیم نقص هایی دارم . آدم خوبی نیستم اما میخوام آدم خوبی باشم ان شاالله . . . 
هرچی که یاد بگیرم برای تو در وبلاگ می‌نویسم تا با همديگر خوب باشیم 
وقتي سالها تنها میشی
وقتي با تنهایی خو میگیری
وقتي به همه دردات عادت میکنی
وقتي هیچ چیزی دیگه بیشتر ازین غمگینت نمیکنه
غمگین ترین لحظت
میشه لحظه دیدن پیک آخرت توی لیوان مشروبت
آخ که چه دردیه دیگه این آخری
انگار فرو ریختن آخرین دیوار قلعه ت میون یه جنگ نا برابر
رهبر انقلاب: برگزاری مراسم عقد در هتل‌ها کار بسیار بدی است/  مراسم عقد را در خانه بگیرید و مردم را دعوت کنید
بعضیها می‌گویند که ما عقدمان را در فلان سالن گرفتیم. البته حالا که متأسفانه مرسوم شده است در هتلها می‌گیرند؛ که کار بسیار بدی است. حتّی گاهی شنیده یا دیده می‌شود، بعضی افرادی هم که از آنها توقع نیست، برای تفاخر به همديگر، مراسم عقد خود را در هتلها و سالنها می‌گیرند! نه، مراسم عقد را در اتاق خانه و حیاط منزل خودتان و یا همسایه‌تان ب
من فکر می‌کنم آدم شاید نباید خیلی دغدغه‌هایش را و خاطراتش را و آنچه را می‌فهمد فریاد بزند، حتی بین دوستان و نزدیکان و شاید خانواده. فکر می‌کنم اگر آدم خیلی خیلی خود حقیقی‌اش را برملا کند،‌ یکسری دغدغه‌ها و مسایل هست که مال خود خود آدم است،‌ درون یک جعبه‌‌ی اسرار درون سینه‌ی آدم یا جایی در قلب یا چنین جایی که انقدر شخصی است که وقتي بازشان می‌کنیم اصلا برای هیچ‌کس به جز خودمان معنا ندارند. اطرافیان حالا فکر می‌کنند که آنچه می‌گوییم اص
لپ‌تاپ مامان را قرض گرفتم و نشستم روی تخت. بالشت را در حالتی قرار دادم که بتوانم به آن تکیه بدهم. 
سعی کردم فکر نکنم و هر چیزی که به ذهنم می‌آید را مکتوب کنم. 
انگشتانم با سرعت زیادی روی کیبورد می‌رقصیدند.
فکر نمی‌کردم  و فقط می‌خواستم از سرم باز کنم. تمام شود و ذهنم درگیرش نباشد.
تند تند نوشتم از اینکه اتصال فلان با بهمان نتیجه نمی‌دهد و کف هیدروژن پراکسید معیار خوبی برای قطع و‌ وصل نیست و هزارتا حرف دیگر که مطمئن بودم فاقد ارزشند اما این
امیرالمومنین علیه السلام :
کسی که اعتدال را رعایت کند، هرگز به هلاکت نمی افتد / بحارالانوار
حواسمان باشد وقتي در حال تعریف از صفات پسندیده کسی
هستیم. وقتي در حال تمجید از ویژگی های دلپذیر کسی هستیم. وقتي در حال
تحسین خصوصیت های مطلوب کسی هستیم. وقتي در حال توصیف رفتار های شایسته کسی
هستیم، فقط و فقط یک لحظه به این بیندیشیم که هیچ چیز از هیچکس بعید
نیست!. نباید کسی را با دیدن اندکی کار نیک تا عرش آسمان بالا ببریم و در
مدح و ستایشش مبالغه و در ا
از من قول گرفته که بود سیر تا پیاز ماجرا را برایش تعریف کنم. بعد از ماه‌ها بود که همديگر را می‌دیدیم. یک جا بین حرف‌هایش که در حال قدم زدن بودیم گفت: من خودم اگه دختر بودم به هیچ عنوان با این پسرا وارد رابطه نمی‌شدم! چون دوستای خودم هستن دارم می‌بینم دیگه! همه از لحاظ عقلی تعطیلن! من که دوستشونم حاضر نیستم با اون پسر دو ماه حرف بزنم چه برسه به اینکه آدم دختر باشه و باهاش بره توی رابطه! کاملا از لحاظ روانی به گا میره آدم، همونطور که تو رفتی!» خن
وقتي هادی فضلی گزارش درگیری از نزدیک را می‌داد گفت که نیروهای مقابلشان آرم سازمان منافقین را روی ماشین‌هایشان داشتند و به زبان فارسی همديگر را صدا می‌کردند.
   تلخ‌تر از خبر آمدن دشمن از مرز تا عمق ۱۵۰ کیلومتری خاک ایران، خبر رویارویی با دختران و پسرانی بود که فارسی حرف می‌زدند. 
   این تلخی با شیرینی حضور مجاهدین عراقی از ذائقه‌ام رفت و به فضلی گفتم: هادی می‌بینی تقدیر الهی را که ایرانی‌ها در جبهه صدام می‌جنگند و عراقی‌ها در جبهه م
786

دوستی بین زن و شوهر

از بین رفتن دشمنی و ایجاد دوستی بین زن و شوهر و نامزد و معشوق

اگر
در زندگی مشترک بین شما و همسرتون دچار مشکل شده اید و بین شما سردی و
دشمنی بوجود آمده است و اینکه بین دو شخص که همديگر را برای ازدواج
میخواهند و بین آنها دوستی و مهر و محبت از بین رفته و مهر و محبت در قلب
آنها کم شده است و تمایل دارند این دوست داشتن برگردد و در کنار همديگر با
مهر و محبت باشند و زندگی سعادتمندی داشته یا شروع کنند باید دعای ذکر شده
در ادامه ر
من وقتي می‌گویم کسی صاف و ساده است و روح و وجودش انگار جلا داده شده است، به خاطر این است که چشمانش دریچه‌ی قلب و روحش هستند.
 یعنی هنوز زنگار روزگار لایه لایه مانعی بین روح و چشمانش نشده‌اند.
مثلا وقتي می‌خندد، تمام صورتش می‌خند و چشمانش لبخند را در خودشان منعکس می‌کنند.
این‌ها را از وقتي که از آدم‌ها عکس می‌گیرم بیشتر درک می‌‌کنم. حتی در همان عکس هم واضح است که چشمانشان مستقیم وصل است به روح و قلبشان.
دکتر لگز به صندلی اش تکیه می دهد، دست هایش را روی پاهایش قفل می کند  و سکوت من را با سکوتش پاسخ می دهد. پدر و مادر آن طرف در، منتظر می ماندند و ما هر هفته در سکوت کامل، روبروی هم می نشستیم. 
این باعث شد به موسیقی دانی که آرون یک بار برایم تعریف کرده بود فکر کنم؛ کسی که یک قطعه ی موسیقی بدون نُت نوشته بود. وقتي قطعه اجرا می شود، یک موسیقی دان به صحنه می آید، پیانو را باز می کند، زمان را تنظیم می کند و چیزی نمی نوازد. آرون گفت اولین باری که قطعه اجرا ش
وقتي کار ها روی هم جمع میشه آرامشم به هم میریزه . باید هر چه سریع تر از یک جا شروع کنم و ذهنم رو خلاص کنم از این همه فایل ! اما وقتي که کارهایِ روی هم انباشته شده رو نمی تونم انجام بدم دیگه تا مرز دیوانگی پیش می رم . خیلی بده وقتي باید کار هایی انجام بدی اما دستات بسته است .
+ وقتي ظرفم از اتفاقات خیلی کوچیک پر میشه و خستگی توی چهرم نمایان میشه ، احساس می کنم هنوز برای بزرگتر شدن به وقت بیشتری نیاز دارم .
همه ی ما وقتي برای اولین بار مدرسه رفتیم آرزو کردیم که از 7 سالگی سریع برسیم به 12 سالگی
وقتي 12 ساله شدیم، آرزو کردیم کِی میرسیم به 18 سالگی تا بتونیم گواهینامه بگیریم
وقتي کنکور دادیم، آرزو کردیم کِی دانشگاه تموم میشه تا بتونیم تو جشن فارغ التحصیلی شرکت کنیم
وقتي دانشگاه مون تموم شد تقریبا سقف آرزوهای مربوط به بزرگ شدنمون هم تموم شد
ولی حالا هم میتونیم آرزوی پیشرَوی عمرمون رو کنیم؟
اصلا جرأت ش رو داریم؟
خودخواهی آنقدرها هم سخت نیست؛کافی است حرف کسی را نشنوی، حال کسی را نفهمی، حس کسی را درک نکنی، ذهنت فقط و فقط به خودت فکر کند و جز راحتی خودت را نخواهد.وقتي در همه چیز و همه حال و همه جا و همه کار، فقط خودت را دیدی - چه خودآگاه و چه ناخودآگاه- خودخواهی.وقتي از خودت نگذشتی برای کسی، وقتي همیشه و در هرجا و در هرحال خودت را در اولویت خواستی و هوای خودت را داشتی و غیر خودت را ندیدی و نفهمیدی، خود خواهی.به همین راحتی!
زندگی سخت بود؛ سخت‌تر شد. رنگش طوسی بود؛ نوک‌مدادی شد. اما آدم باید میان مرداب هم برای خودش نیلوفر پیدا کند. مثلا یکی از نیلوفرهای زندگی من این است که آدم‌ها را در ذهنم با جملاتی از قبیل فلانی که در ریاضی نفهم است» و او که قشنگ می‌خندد» و فلانی که صدایش خوب است» به یاد نمی‌آورم. به‌جایش با خودم می‌گویم استعدادش در ریاضی یواش است»، خنده‌هایش بوی سیب گلاب می‌دهد» و در گلویش انگار سهره نشسته». این‌جور نگاه کردن به آدم‌ها قشنگ‌تر نی
بسم‌الله.
سلام!
+
من به واسطه‌ی رفت‌وآمدم توی مدرسه و گاهی مشق معلمی کردن و هیئت عقیله‌ی عشق دوستانِ دانش‌آموز زیاد دارم. تعداد خوبی‌شان دهه‌ی هشتادی اند.
اولین برخوردم باهاشان برمی‌گردد به سفر مشهد هیئت عقیله‌ی عشق. به خاطر این که یک سال مسئول برگزاری بازارچه‌شان بودم، بچه‌های هیئت به این نتیجه رسیدند که من مسئول یک گروه‌شان باشم.
تجربه‌ی سخت ولی عزیزی بود.
حالا بعد از کمی بیش‌تر از یک سال وقتي جنسِ دغدغه‌هاشان، نوع نگاه‌شان به م
 کسانی که از کودکی زبان خوانده اند و سر کلاسهای زبان رفته اند برای این رشته ها ایده ال هستند. انتخاب رشته کنکور سراسری برای این دسته چندان سخت نیست ولیکن گاهی پیش می آید که داوطلبان سایر گروهها رتبه های خوبی در این کنکور می آورند و رتبه نسبتا خوبی نیز در کنکور اصلی خود می آورند. بهتر است خیلی منطقی تر باشید. بازار کار رشته های زبانهای خارجی خوب است و از طرفی کسانی که یک زبان دیگر را به خوبی بلندند دیگر یک نفر حساب نمی شوند و حالا دو نفر شده اند.
فریب‌کاری نام فیلمی کمدی و جنایی محصول سال ۲۰۱۹ و به کارگردانی کریس آدیسون می‌باشد. در خلاصه این فیلم آمده است ، پنی  و جوزفین دو هنرمند ورشکسته هستند که تصمیم می‌گیرند با همديگر یک مسابقه را آغاز کنند. اما این رقابت یک قانون جالب دارد و آن هم این است که هر کسی که بازنده این مسابقه شود باید از شهر خارج شود و این باعث می‌شود تا مسابقه به جاهای باریک بکشد و…اپیزو فیلم | دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم
تماشای آنلاین فیلم سوختن Burning 2018 با دوبله فارسی
دانلود فیلم سوختن Burning 2018 با دوبله فارسی
نام فیلم: سوختن – Burning ژانر: درام، معمایی محصول کره جنوبی تاریخ انتشار: 2018 مدت زمان: 02:28:13 خلاصه داستان: دو دوست دوران کودکی که در یک مزرعه‌ی روستایی در خارج سئول بزرگ شده‌اند، به‌طور اتفاقی یکدیگر را ملاقات می‌کنند. آن‌ها سال‌هاست که همديگر را ندیده‌اند و باهم بیرون می‌روند و یاد خاطرات گذشته را زنده می‌کنند و …ایران پارس وید
من مث چیز ادا درمیارم. براى قوى بودن! براى مثلا قوى بودن. ادای آدمی که خیلی داره حال می کنه با اوضاع، وقتي بی نهایت ترسیدم. ادای آدمی که اعتماد به نفس خوبی داره، وقتي از شدت اضطراب حتی صدامم داره می لرزه. ادای آدمی که خوشحاله وقتي دارم دق می کنم و بغض به گلومه. ادای آدمی که خوشبخته، وقتي حسرت های تصور نشدنی ای تو ذهن و قلبش داره. چهره ام یه دختر بشاشِ بااعتماد به نفسِ مغروره، درونم یه دختر تنهای مضطرب که دلش می خواد بعضی از آدما گاهی بغلش کنن به
786
دوستی بین زن و شوهر

از بین رفتن دشمنی و ایجاد دوستی بین زن و شوهر و نامزد و معشوق
اگر در زندگی مشترک بین شما و همسرتون دچار مشکل شده اید و بین شما سردی و دشمنی بوجود آمده است و اینکه بین دو شخص که همديگر را برای ازدواج میخواهند و بین آنها دوستی و مهر و محبت از بین رفته و مهر و محبت در قلب آنها کم شده است و تمایل دارند این دوست داشتن برگردد و در کنار همديگر با مهر و محبت باشند و زندگی سعادتمندی داشته یا شروع کنند باید دعای ذکر شده در ادامه را ب
786
دوستی بین زن و شوهر

از بین رفتن دشمنی و ایجاد دوستی بین زن و شوهر و نامزد و معشوق
اگر در زندگی مشترک بین شما و همسرتون دچار مشکل شده اید و بین شما سردی و دشمنی بوجود آمده است و اینکه بین دو شخص که همديگر را برای ازدواج میخواهند و بین آنها دوستی و مهر و محبت از بین رفته و مهر و محبت در قلب آنها کم شده است و تمایل دارند این دوست داشتن برگردد و در کنار همديگر با مهر و محبت باشند و زندگی سعادتمندی داشته یا شروع کنند باید دعای ذکر شده در ادامه را ب
رفاقت‌مان چندین ساله است، از سال‌های مدرسه و دوران راهنمایی تا امروز! 
خیلی وقت بود که تلاش می‌کردیم دوباره ۳ نفری دور هم جمع شویم و هربار نمی‌شد،انقدر درگیر زندگی و مشکلات خودمان شدیم که از جمع دور افتادیم، مریم ولی از من با معرفت‌تر بود،خبر ازدواج پری را زودتر فهمید، خبر بچه‌دار شدنش را هم، این ۲ ساله ۴،۵ باری هم به خانه‌اش رفته بود، من اما نمی‌شد، یا من نبودم یا موقع بودنم با مریم جور نبود.
این روزها هم پدرم سکته کرده و چند روزیست بیم
از شدت ناراحتی با خودم صحبت میکنم وقتي به اوجش میرسه صدام بلند میشه بعد یادم میاد نباید بلند صحبت کنم
نفسم
میگیره وقتي کسیو ندارم درمورد چیزایی که دوست دارم صحبت کنم باهاش وقتي
کسی رو ندارم وقتي ناراحتم بهش بگم ناراحتم ینی از بچگی این شکلی بودم
مجور بودم تمام احساساتم رو مخفی کنم
زندگی کاملا عادلانس اما
مهم منم که فعلا فشار روحی رومهدوس دارم گوشیمو پرتاپ کنم به افراد
خانواده بگم متنفرم ازتون بعد بلندشم برم برای خودم زندگی جدیدی بسازم
روزهای قدیم،حتی میترسیدم که به برداشتنِ یک هندوانه با دو دستم فکر کنم!ترس از اینکه همان یک هندوانه‌ی در دسترس را بلند کنم و همان هندوانه با ضعف و دست و پاچلفتی‌‌بازی‌هایم،لیز بخورد و جلوی چشمانم و در یک لحظه، روی زمین متلاشی شود!اما در روزهای جدید این ترس تقریباً از بین رفت.واقعیتش،روزهای جدید هیچوقت نیامدند و من همان روزهای دود گرفته‌ی قدیم، دست بکار شدم و سعی کردم آجرهایش را بیشتر به سلیقه‌ی خودم،آرام و با دقتِ نسبی روی همديگر بچینم
پست میهمان از پرتقال دیوآنه
سبز پوشیده بود. ابتدای سی و سه پل مکث کوتاهی کرد و دیدم که وقتي دوباره به راه افتاد؛ چشمانش را به سرعت به چپ و راست حرکت میداد. به گمانم چیزی را میشِمرد. داخل سی و سومین دهانه بزرگ شد و سیزده ستون در جهت مخالف به پیش رفت و ایستاد. نگاهی به ساعتش انداخت و نشست لب پل و پاهایش را آویزان کرد. زل زده بود به آزادی. بعد از چند دقیقه با کلافگی بلند شد و در سایه ایستاد. به گمانم گرمش شده بود. اطراف را نگاهی کرد. پیرمرد و پسری چند م
وقتي موهایتروی صورتت می افتدحتما دلشانبرای دیدن چشمهایتتنگ شده وقتي خمیازه میکشیو دستت جلوی دهانت میرود حتما انگشتانتدلشان برای عطر نفست تنگ شده وقتي حرف میزنیحتما گوشهایت دلشان برای صدایت تنگ شدهحالا بگو من بدون "تو"چگونه زنده بمانم؟؟؟؟؟؟
من زودتر رسیدم. اولین ملاقات. آدم‌هایی که بدون هدف راه نمی‌رفتند. ساعت 8:45 دقیقه‌ی صبح بود. چهره‌های خسته و غمگین. معلوم نیست آخرین باری که به ارگاسم رسیده‌اند چه زمانی بوده. لباس‌های تکراری. آدم چرا باید وسط تابستان شلوار لوله‌ای بپوشد؟ لباس‌های مشکی. مردهایی که کیف در دست دارند و پیراهنشان را کرده‌اند توی شلوارشان. خط شرت یکی از آن‌ها را می‌شد دید. چقدر هم شل و ول راه می‌رفت. سر ساعت همديگر را دیدیدم. صبحانه خوردیم. قدم زدیم. برنامه عوض
احساس مریضی می‌کنم. مثل وقتایی که غم بزرگی درگیرم کرده باشد. دلم میخواهد بخوابم. سنگینم. گرمم. انگار که مریض باشم. احساس خامی می‌کنم. نمی‌دانم دفعه‌ی قبلی که این اتفاق برایم افتاد کی بوده. نمیدانم آخرش چطور شد. اما این شرایط برایم سخت است. آستانه‌ی تحملم در برابر اتفاقاتی که خارج از برنامه میافتند و برنامه‌ام را خراب می‌کنند قریب به صفر است. زندگی دارد یادم میدهد آدم باشم. بفهمم که همه چیز همیشه طبق برنامه پیش نمی‌رود. دارد یادم میدهد همی
امروز روزم قشنگ بودبه قشنگی وقتي که به ایده‌ی تو دیوانه‌وار میخواستم پاهایم را در شن‌های کویر و خنکیِ آب‌های دریا فرو ببرم.به قشنگی وقتي که دل بستم به لقبِ شبدر سبزِ چهاربرگِ سحرآمیزی‌ که تو به من تحفه کردی.به قشنگی وقتي که کوفته‌های خاصِ دست پختِ دلپذیرت را زیر زبانم فراموش‌نشدنی دیدم.و به قشنگی وقتي که تو را دیدم.جیغ بزنم تا احساساتم دنیا را فرا بگیرید؟!من با دیدنِ تو،با خودم و‌ دنیا رفیق‌تر شدم و حالا چیزِ ارزشمندی برای محافظتی
یکی از معضلات زندگی من اینه که وقتي دارم کنار خیابون در جهت عکس حرکت ماشین ها راه میرم ( جایی که پیاده روها اشغالن) مدام تاکسی ها واسم بوق میزنن و همیشه با این سوال مواجه میشم که چرا وقتي دارم در جهت عکس راه میرم تا به جایی برسم، دلم بخواد سوار تاکسی شم تا با سرعت بیشتری از مقصدی که دارم به سمتش میرم دور شم؟ :|
+ خوشم میاد وقتي ایستادی تا از خیابون رد شی، تاکسی ها هی وایمیستن بوق میزنن ولی تا بفهمن میخوای از خیابون رد شی، به قصد کشتنت گاز میدن تا م
آدم ها کنار تو قیمتی میشن
من اگه حالم خوبه،چون هنوز دخترتم
چون خدا گفته بدترین گناهه ناامیدی
من وقتي میدونم تو هنوز دوستم داری، وقتي غلط میرم زودی بلد میشم.
اشتباه کردم ولی همین که پیشمی یعنی قوت قلب.
حضرت زهرای خدا.
سلام.
خوبین؟
مانده ام ! 
شاید دقیق ترین واژه همین " ماندن " باشد
آنروز که آشنا شدیم و تو حرفهای مرا تکرار میکردی  .  من اخم کردم و گفتم تو چرا حرفهای مرا تکرار میکنی ؟ گفتی حرفهای تو نیست که ، تکه کلام های خودم است
آن روز که میرفتی میدانستم  که برای داستان ساختگی ات زیادی پایه ریزی نکرده ای ، من هم گفتم باشد برو  من که نخواستم تو را اذیت کنم هیچوقت!
اما الان چطور میشود که اینقدر احساست میکنم، تو حرفهای مرا میزنی چطورست که کوچکترین اشارات تو به هر چیز همانی
 وقتي فکر می کردم که مام وقتي فهمید چطور بخاطر حرف دیگران . بهرحال . اتفاقات زندگی همه بهانه اند برای ایجاد تغییر در زندگی ما. نه صرفا در اون زمینه در زمینه های دیگه حتی. جوتی دوستی بوده که تا الان من رو درک کرده. وقتي گفتم ۲=۳هفته . وقتي یادش امد قصه برادرش دیگه نکرد. دیروز زیر بارون شدید شهر مقاله ولادمیر امد. و مثبت بوده اما هنوز جواب نهایی نیست. بعد هم دارم مقاله جن رو زور می نویسم تموم کنم. اما تنم درد می یاد. چقدر شاد بودم اون ۱.۵ ماهی که حا
سلام دوست دارم بنویسم
از حال و روزم بگم
ولی وقتي می بینم هیچ تغییری نکردم
وقتي می بینم هر روز یه مدلم و حالم دگرگونه
از خودم بدم میاد
دوست ندارم بنویسم و یه عده رو ناراحت کنم
یه عده رو به این فکر بندازم که با خودشون بگن این عفت اصن معلوم نیس باخودش چند چنده
برام دعا کنید حا دلم خوب بشه
چهار روز است که از دوستم خبری ندارم. لابد باز دلخور است. به همان دلایل عجیب خودش که من نمی‌فهمم. من هم از او سراغی نخواهم گرفت. چون دلخورم. به همان دلایل عجیب خودم، که او نمی‌فهمد. صبر می‌کنم. به سراغش نمی‌روم. به هر حال او تنها کسی است در دنیا که مرا دوست دارد. باید تا جایی که می‌توانم عذابش بدهم. حتی اگر خودم بیشتر عذاب بکشم.
پیش خودم فکر می‌کنم، وقتي که آمد، با او درباره آخرین‌ باری که دیدمش، حرف می زنم. می‌گویم که من حتی اگر کنار دخترخاله‌
هفت سال مردم شناسی خواندم؛ در کنار آدمهایی که ته کلاس به مژه هایشان ریمل میزدند و رشته شان را مسخره میکردند، و در کنار آدمهایی که فیلم خوب می دیدند و کتاب غیر درسی می خواندند و رشته شان را دوست داشتند.
هفت سال از آدم های خارج از دانشگاه شنیدم: حالا یعنی مردم رو میشناسی؟» هفت سال لبخند زدم و هفت سال مودبانه جواب دادم: اِی.» و هفت سال جواب شنیدم: حالا بگو ببینم،من چه جور آدمی ام؟» هفت سال سکوت کردم.هفت سال دیگر هم سکوت خواهم کرد.و حتی هفت سال د
 
دریافت فایل
 
جامع ترین فایل پاورپوینت کتاب حسابداری پیشرفته1 (شرکت تضامنی) 366 اسلاید
دانشجویان و کاربران گرامی فایل حاضر کامل ترین و جامع ترین فایل پاورپوینت کتاب حسابداری پیشرفته1 (شرکت تضامنی) می باشد. این فایل شامل 366 اسلاید زیبا ،آموزنده ، پر محتوا و قابل ویرایش می باشد و در غالب فرمت ppt تهیه شده است که هم اکنون آماده دانلود می باشد. امیدواریم که سودمند بوده و مورد استفاده شما عزیزان واقع گردد .در صورت تمایل می توانید این فایل ارز
همه فک میکنن خودزنی کردم
همه میگن دیوونست
بعضیا میگن این زخمای رو دستش واسه جلب توجهه
هیچکس لمسش نمیکنه
اینا خلاصی از درده
دردی که زیر پوست من آتیشم میزنه
وقتي رگامو پاره میکنم انگار دارم یه درد عمیقو از زیر وجود سیاهم میکشمش بیرون میکشمش رو پوستم
یه درد غیر قابل تحمل رو به یه درد قابل دیدن تبدیل میکنم
بزار حداقل لمسش کنم
اینجوری سبک میشم وقتي دردشو حس میکنم حداقل این قابل لمسه
وقتي قابل لمس میشه قابل تحمل میشه
وقتي رسیدیم فلکه دوم گلشهر آقا رضا منتظرمان
بود. اتوبوس اسکانیایی آمده بود کنار میدانچه پارک کرده بود. تعجب کردم که اتوبوس
به این گندگی چطور از کوچه های تنگ و باریک آمده این جا. تا به حال همديگر را حضوری
ندیده بودیم. نشانه ی من کاپشن آبی ام بود و این که روبروی مسجد ابوالفضل کنار در
سمت شاگرد این اتوبوس ایستاده ام. پیدا کردیم هم را و سلام و احوالپرسی.
آقا رضا هم فردا راهی سفر بود با همان اتوبوس به
سوی شلمچه و کربلا. گفتیم اربعین تمام شد که. گفت چه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنایی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس برای افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه های کامپیوتری فعالیت دارند خیلی مهم و ضروری است. مخصوصا برای برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی های استخدام برنامه نویس شرکت های بزرگ و تیم های مهم یکی از شرایط ذکر شده تسلط به این سیستم عامل قدرتمند می باشد. از این روی آموزش لینوکس یکی از مه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنایی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس برای افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه های کامپیوتری فعالیت دارند خیلی مهم و ضروری است. مخصوصا برای برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی های استخدام برنامه نویس شرکت های بزرگ و تیم های مهم یکی از شرایط ذکر شده تسلط به این سیستم عامل قدرتمند می باشد. از این روی آموزش لینوکس یکی از مه
به مشغله هایم که نگاه می‌کنم، آنقدر ها هم الکی نیستند که بگویم هزار تا کار بیخودی دارم، که وقت نمی‌کنم دستی به سر و گوش اینجا بکشم. گرفتاریم، و امیدوارم این دوندگی ها روزی به نتیجه برسد و دیگر آنکه از پیش به آن اشاره شده بود، سفر، خوب است! در رابطه با افسردگی مطالعه کردم و دیدم پوووف پسر، من آدم افسرده‌ای هستم! آن هم به شدت. خوشبختانه چندی‌ست با اکیپی آشنا شده ام که حس بدی نسبت به‌شان ندارم و خوشبختانه تر آنها هم همینطور، و همديگر را پذیرفت
وقتي میمیریمما را به اسم صدا نمیکنند و درباره ما میگویند: جسد کجاست ؟و بعد از غسل دادن میگویند: جنازه کجاست؟و بعد از خاک سپاری میگویند: قبر میت کجاست؟
همه لقب ها و پست هایی که در دنیا داشتیم،بعد از مرگ فراموش میشه؛مدیر، مهندس، مسؤول، دکتر، بازرس. زخاک افریدت خداوند پاک پس ای بنده افتادگی کن چو خاک
پیرو چله نشینی آمیرزا، منم سعی کردم یه چله برای خودم پیدا کنم که بلکه کمی خودمو اصلاح کنم
بدین منظور، بنظرم واجبترین چله برای من، عصبانی نشدن از دست علیه.
مثلا وقتي که همین الان خونه رو جارو زدم، و میاد همه ی آردسوخاری ها رو از تو کابینت پخشِ کفِ آشپزخونه میکنه.
یا وقتي دارم با کامپیوتر کارمیکنم و یهو میاد دکمه ی پاور رو میزنه یا کیبورد رو از جاش میکَنه و میبره.
یا وقتي دارم آشپزی میکنم و میاد به اجاق گاز آویزون میشه.
در همه ی این اوقات، بای
منشور چیست؟
هنگامی که باران می‌ آید همه‌ی ما گاهی با پدیده‌ رنگین‌ کمان رو به ‌رو شده‌ ایم
رنگین‌ کمان پدیده‌ی زیبایی است که در آن نور خورشید به رنگ‌های مختلفی در آمده و ما نواری با رنگ‌های مختلف در آسمان می‌بینیم. توضیح علمی، برای ایجاد این پدیده منشور
است. در این بخش منشور و شکست نور توضیح داده می‌شود.
 منشور جسمی از جنس بلور یا جنسی دیگر است که نور پس از عبور از آن تجزیه می‌شود. منشور محیط شفافی است که به دو سطح صاف و شفاف غیر موازی خ
تصور کنید یه نوری بتابه روی قلبتون.
و همه جارو روشن تر از قبل کنه.
نسیم ملایم بهاری گونه تون رو نوازش بده و خنکیش رو حس کنید و عطر گلارو بیاره براتون
.
قشنگه وقتي داشتید دسته جمعی تصمیم می گرفتید روزم رو جشن بگیرید
قشنگه وقتي داشتید بادکنکای رنگی رو باد می کردید، شربت درست می کردید، کیک و جمله ای که قراره روش نوشته بشه رو انتخاب می کردید شاید همونجا تصمیم گرفتید بستنی هم باشه تو برنامه تون و بقیه هم موافقت کردند
قشنگه وقتي فشفشه رو دادید دس
معمولا وقتي آسانسور در حال نصب می باشد، یا وقتي که سرویسکار یا تعمیر کار برای انجام خدمات یا تعمیرات از طریق ایستادن بر روی سقف کابین، قصد انجام فعالیتی را داشته باشد عملکرد جعبه رویزیون آسانسور معنی پیدا می کند.
ادامه مطلب
دیروز،2شنبه دهم مرداد نود و شش،در راه برگشتن از چشمه بودیم که وقتي از روستای هونجان در حال گذر بودیم با بانوانی مواجه شدیم که چادرهای مشکی به سر کرده و مثل قدیم ها،دسته جمعی سر کوچه و دم خانه ها نشسته بودن.برایمان جای سوال داشت که چه اتفاقی افتاده؟!
ادامه مطلب
سلام 
سلام میکنم به اندازه تمام سال های دوری
با اینکه دوتا بچه دارم اما ته خوابهای خوشبختیم خواب بچه گی هامه
 
خواب وقتي که بچه بودیم،وقتي همه چیز چرخ میخورد تا به زمین برسه
فقط تو خداب بچه گی هامه که ضربان قلبم گلوم گلوم حس میکنم
اینکه گاهی دریافت عجیب و بزرگی از یک کتاب نداشته باشی و باز هم حس دوست داشتنت نسبت به آن روان باشد، چیز عجیبی نیست. من عاشق تکه های پازلم. عاشق کنجکاوی کردن و تصویرسازیِ ذهنی. مجموعه نامه هایی که راه طولانی رو طی میکنند و دوستی رو برقرار میکنند با بوی صفحات کتاب. کتابی که جمله هایی که بخواهی زیرشان خط بکشی و برای دیگران نقل قول کنی نداشت اما حس داشت.محض رضای خدا، من باید با یک کتاب فروشی شروع کنم به مکاتبه ی کاغذی. تمبر، پاکت نامه، صندوق پستی، پ
بسم الله
دوست دارم فیلم ایرانی ببینم. آنقدر فیلم غیرایرانی دیدم که یادم رفته چطور باید به چشم‌هایت خیره شوم. این خارجی‌های دو دقیقه‌ای که نمی‌فهمند دو ساعت و نیم دست دست کردن برای یک چشم در چشم شدنِ طولانی، چه زحمتی دارد. راستش را بخواهید این را حتی فیلم‌های ایرانی هم نمی‌دانند. آنقدر از بدجنسی‌ها و خیانت‌ها و طلاق‌ها و بدبختی‌ها فیلم ساخته‌اند که یادشان رفته هنوز هم می‌شود دل بست و بازش نکرد. دوست دارم فیلم خودم را بسازم. فیلم اضطراب
من  فهمیدم مردهایی وجود دارن که مذهبی نیستن ولی با زنهای مذهبی ازدواج میکنن تا خیالشون راحت باشه زنشون با مردی در ارتباط نیست و بعدخودشون…
یع عده مردهای مذهبی هم هستن که با زنهای غیر مذهبی ازدواج میکنن چون میگن میخوان با کسی زندگی کنن که باهاش حال کنن  ولی احترامی برای زنشون قائل نیستن و با زنهای مذهبی دیگران دوست دارن صحبت کنن درددل کنن بهشون کمک کنن
یه سریها هستن هردو طرف مذهبی نیستن یک سریها هم هر دو طرف مذهبی هستن که بهترین نوع ازدواجه
 وقتي میدانید یک نفر دوستتان دارد وقتي میدانید حضورتان مهم است، حتی در حد چند ثانیه.وقتي میدانید اگر بی خبرش بگذارید خود خوری میکند.وقتي همه ی این ها را بهتر از خودش میدانید، پس چرا یکهو غیبتان میزند؟چرا میروید و دیگر خبری ازتان نمیشود؟!پیش خودتان چه فکری میکنید؟!لابد میگویید مشکل خودش است ، میخواست دوست نداشته باشد.اینطور که نمیشود جانم! مثل این میماند که تو با هزار امید و آرزو پیش دکتر بروی بعد دکتر بگوید من کار دارم میخواستی مریض ن
پست فطرت و اشغال یعنی  آدمی که وقتي میبینه یه زن قصد طلاق داره و میخواد از شوهر معتاد و بی عرضه و کثافتش طلاق بگیره و راحت بشه ، میگه حتما زن کسی رو زیر سر داره. 
احمق و بیشعور یعنی کسیکه وقتي یه مرد با انواع همخواب میشه، فقط   رد هرزه خطاب میکنه و مرد رو مبرا از هر گناهی میدونه 
خدایا آدمات چرا اینقد حال منو بهم میزنن هوووم؟ 
راهکار , ترسیم نقشه راه , چشم انداز ,هم خودش میاد وقتي مقاومت باشه صبر باشه
ابهامات با رجوع به محقق شده های قبلی
با ایمان به مسیری که اومدیم
اینده رو میشه با امید
رفت وقتي که فقط
به نشانه ها
توجه کنیم
خودش راه رو رسم میکنه

من میدونم باید چیکار کنم تمام ریز مسیر رو
اما باید زمان اقدام و تاییدش رسیده باشه ماه فرصت ماه اقتدار انسان هم رفت تا سال دیگه .
پ .ن :چه کسی میداند اینها را برای چه کسی و چه چیز مینویسم

متنی که شبیه نکته های کار تشکیلاتی و
عناصر بصری (قسمت اول)
 
 نقطه (اولین عنصر بصری)
تعریف نقطه در هنر تجسمی: چیزی است دارای تیرگی یا روشنی، اندازه و گاهی جرم و در عین حال قابل لمس و قابل دیدن.
تعریف نقطه در ریاضیات: موضوعی ذهنی است که در فضا یا بر صفحه تصور می شود، بدون این که قابل دیدن و لمس شدن باشد. مانند؛ نشان دادن مرکز یک دایره یا محل تقاطع دو پاره خط.
نکته: اگر بخواهیم بر یك صفحه خطی ترسیم کنیم، اولین تماس ابزار ما با صفحه، یک نقطه خواهد بود.
 نکته: اثر یک وس
همه ماها خاطره هایی داریم خاطرات خوب یا بد ولی برای من فقط یک خاطره خوب بود که مثل معجزه وقتي توی بدترین و سخت ترین موقعیت تمام عمرم اومد دنیامو رویایی کرد
واز وقتي که رفته یادم نمیاد هیچ چیزی از زندگیمو انگار همش یک خواب بوده
لطفا ناراحت نشو، دارم کاری میکنم که روح و ذهنم بفهمه که تنهاشدم و باور کنه
این کارو میکنم که بلند بشمچ
وقتي یه ماشین مدل بالا از پشت میاد می‌چسبونه به ماشینم،
تمام وجودم بهم میگه پاتو یهو بذار رو ترمز که بزنه بهت!
وقتي خدا تومن پیاده شد و خسارت منو خودش رو داد و قیمت ماشینش نصف شد، میفهمه که باید فاصله طولی رو رعایت کنه!!

+قول میدم تمام تلاشم رو بکنم که هیچوقت این کار رو نکنم!
اینجور برایم جا افتاده است که سکوت کنم! و قضایا را داخل خودم حل کنم. و این سکوت مقوله‌ی سنگینی‌ست و کار راه انداز، با سکوت می‌شود به حقایق رسید، با سکوت می‌شود نسبت به آدم ها شناخت بیشتری پیدا کرد! اصلن حواس انسان اکولایزر طور است! وقتي چشمانت را ببندی، بهتر می‌شنوی، وقتي دهانت را ببندی، بهتر میبینی و به همین شکل.
بسیاری از اشتباهاتی که زوج‌های جوان مرتکب می‌شوند، به دلیل چند مشکل اصلی است که اتفاقا خیلی ساده شروع می‌شوند. همه‌ی ما می‌دانیم که اعتماد و ارتباط، رمز موفقیت در زندگی مشترک است.
اما در ماههای اولیه‌ی زندگی مشترک، ایجاد ارتباط و اعتماد کار سختی است زیرا دو طرف هنوز دقیقا نمی‌دانند چگونه ارتباط برقرار کنند و چگونه به همديگر اطمینان کنند یا چطور از هم انتقاد کنند. اشتباهات زیر را مرتکب نشوید تا راحت‌تر و زودتر به کلید ارت
عاشق شدن، دوست داشتن نیست.
بسیاری از مردم با کشش و جذبه به همديگر مواجه شدند اما از آن به بعد شادتر زندگی نمی کنند چرا؟ چون بیشتر آنها کشش را با معنی عشق اشتباه گرفتند.وقتي کسی را دوست دارید ارزش زیادی برای آن شخص قائلید چون انتخابی کرده اید و برای افزایش این علاقه و عشق راههایی را پیشنهاد می کنید. همچنین آسایش و پیشرفت را در بالاترین الویت انتخاب دوست و عشقتان قرار می دهید. زمانی که عشق می ورزید زندگی و شادی را بالقوه تجربه می کنید.
زمانی که ع
استاد ما می‌گفت من حتی وقتي یک مگس روی دستم می‌نشیند، از خودم می‌پرسم علتش چیست و این مگس برای چه کاری آمده؟
و من اضافه می‌کنم خدا بسیار مربی خوبی ست. همه‌ی حرف‌ها را مستقیم نمی‌گوید. گاهی آدم‌ها و حادثه‌ها را می‌کند آینه‌ای که خودت را تویش ببینی.
گاهی حرف را خودش می‌زند و یا تبدیلش می‌کنم به یک سوال و می‌گذاردش در دهان دیگران.
گاهی پیش می‌آید که می‌بینی قشنگ برای روزت سناریو چیده! از آدمی که توی کتابخانه در گوش بغل دستی‌اش پچ پچ می‌
غریب است دوست داشتن 
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن
چه بد ایم ماهایی که وقتي می دانیم کسی دوستمان دارد ونفس هاو صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده
به بازیش می گیریم و هر چه  او عاشق تر ما سرخوش  تر ، و هر چه او دل نازک تر ما بی رحم تر .
ولی میدانی  تقصیر ما که نیست
وقتي درد او را نمیبینیم چه فرقی می کند چه می کشد 
ما اینگونه به گوشمان خوانده اند هر چه بی رحم تر  او عاشق تر 
به قول شاعر :
آن کسی را که تو می جویی 
کی خیال تو به سر دارد 
بس
بخون من که اشکم در اومد
وقتي یک سالت بود مشغول شد به غذا دادن و شستنت.
و تو با گریه های طولانی   شب از او تشکر کردی.
وقتي دو سالت بود مشغول شد به اموزش دادنت به راه رفتن 
اما تو با فرار از ان هنگامی که صدایت میکرد از او تشکر کردی

 ☺وقتي سه سالت بود مشغول شد به غذاهای خوشمزه برایت پختن
و تو با ریختن غذا بر روی زمین ازش تشکر کردی
وقتي چهار سالت بود مشغول شد به دادن مداد به دستت تا نوشتن را یاد بگیری
و تو با خط خطی کردن روی دیوار از او تشکر کردی
همیشه معتقد بودم و خواهم بود که بدترین عذابی که یه نفر می‌تونه متحمل بشه، فرزند اول بودنه.خیلی سخته که همه ازت توقع داشته باشن که سنگ صبور خواهر برادارای کوچیک‌ترت باشی، اما خودت ندونی سنگ صبور چیه. ازت بخوان تکیه‌گاه باشی واسشون اما خودت پشتت خالی باشه. محرم راز باشی در حالی‌که همه نامحرمن واست. مرهم زخماشون باشی در شرایطی که وقتي خودت زخمی می‌شی، جای زخمو بیشتر فشار می‌دی تا انقدر خون بیاد که بالاخره بند بیاد. رفیق باشی وقتي رفیق خودت
خدایا؛تو تنها روزنه ی امیدی هستی که ؛ هیچگاه بسته نمی شود.تو تنها کسی هستی که ؛ با دهان بسته هم می توان صدایش کرد.تو تنها کسی هستی که ؛ با پای شکسته هم می توان سراغش رفت.تو تنها خریداری هستی که ؛ اجناس شکسته را بهتر برمی دارد.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتي همه رفتند ، می ماند.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتي هم پشت کردند ، آغوش می گشاید.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتي همه تنهایت گذاشتند ، محرمت می شود.وتو تنها سلطانی هستی که ؛ دلش با بخشیدن آرام می گیرد ، نه با تن
 
یه بار از حاله خوبم بنویسم
بنویسم ک وقتي دیدمش ضربان قلبم رفت بالا
قلبم اومد دهنم
بنویسم ک برا اولین بار برا خندیدنایه ینفر ضعف کردم
تو اون تاریکی چشم تو چشم شدیم
فقط ک حیف ک تاریک بود 
شاید اینا نشانه های عاشق شدنه
هرچی باشه دوس دارم این لحظه هارو
این روزایه من حالروز یه دختر14 سالس ک ک وقتي بهش هم فک میکنم قلبم خودشو میکشه :)
پاورپوینت انواع درب
امروزه انسان‏‌ها دوست دارند در فضایی زندگی کنند که از نظر روحی احساس امنیت داشته باشند و نصب درب یکی از راه‏‌‌های بسیار مهم می‌باشد و در حقیقت درب به ساختاری گفته می‌شود که از صفحات چوبی یا فی که از ارتفاع متوسط افرادی که از آن عبور می‌کند بلندتر باشد و جایگاهی است که دو اتاق یا دو فضا را با یکدیگر متفاوت می‌سازد.امروزه وجود درب بیشتر برای بحث حریم خصوصی مطرح است و در شهرها دیگر خبری از حیوانات موذی نیست و یا حتی د
انگار زمان هر چه می گذرد تو تبدیل به یک رویا می شوی و نه یک خاطره. نه یک اتفاق واقعی. راستش را یخواهی چیزی جز این هم نباید می شد. آدم که نمی تواند تا ابد غصه ها را با خودش کِش بدهد. شاید بهتر همین باشد که در جایی غصه ای را گذاشت و بعد فکر کرد همانی که ول کرده رفته است، همانی که به یکباره رنگ باخته و عوض شده است، همانی که تمام حرف هایش دروغ بوده است، همان همان خود ِ او قهرمان داستان بوده. قهرمانی که در روزهای تاریک آدم سر و کله اش پیدا شده، رنگ زده به
هیچ راه فراری هم نداریداشتم با میم حرف میزدم و میخندیدم و برای تولدش برنامه میچیدم که گفت بره و برگرده
میدونی چی شد؟واسه رفتنش از جمله ای استفاده کرد که اون روز شوم من خودم استفاده کردم و رفتم و وقتي برگشتم دیگه یه چیزایی سر جاش نبود! و از همه مهمتر دیگه حالم خوب نبود
دارم بهتر میشم این روزا اما خوب نمیشم تا وقتي که کاری که میم گفت رو انجام بدم
برم و یه جورایی انتقامم رو بگیرم.اما به روش خودم.
همسر. همونی که کنارش انگشتتو ت میدادی بیدار میشد. این روزا اونقدر خسته‌س که یه ساعت تمام کنارش ناله زدم و بیدار نشد!!!
+ ولی من اگه خدا بودم مریضی نمی‌آفریدم!! . شایدم می‌آفریدم! ولی خب انصافا آدم وقتي سالمه خب خوشحاله که سالمه دیگه. وقتي هم مریضه به جون خودم قدر سلامتی رو نمیدونه!!! صرفا ناشکری میکنه و ناله میزنه!!
" فروغ فرخزاد "" رفتن "رفتن که بهانه نمیخواهد، یک چمدان میخواهد از دلخور یهای تلنبار شده و گاهی حتی دلخوشیها ی انکار شده. رفتن که بهانه نمیخواهد وقتي نخواهی بمانی، با چمدان که هیچ بی چمدان هم میروی! " ماندن "ماندن اما بهانه می خواهد، دستی گرم، نگاهی مهربان، دروغهای دوست داشتنی، دوستت دارم هایی که می شنوی اما باور نمی کنی، یک فنجان چای، بوی عود، یک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شیرین وقتي بخواهی بمانی، حتی اگر چمدانت پر از دلخوری باشد خالی
دانلود فیلم Satyameva Jayate 2018 دوبله فارسی با لینک مستقیم
دانلود رایگان دوبله فارسی فیلم حقیقت تنها پیروزی است 2018 با کیفیت عالی
کیفیت BluRay 1080p 720p دوبله فارسی
 
ژانر : اکشن | هیجان انگیز
محصول : 2018 هند
امتیاز: 10/5.7
زبان: دوبله فارسی
کیفیت: BluRay 1080p
کارگردان :Milap Zaveri
بازیگران : John Abraham, Manoj Bajpayee, Aisha Sharma
خلاصه داستان :مامور شیوانش وظیفه‌ای بر عهده گرفته است برای گرفتن مردی مرموز به نا ویر ، در حالی که هر دوی آنها علیه دشمن مشابهی هستند ، اما راه
سازش را برداشت و به طرف پنجره رفت . 
تا شروع به
نواختن موسیقی کرد ، کسی به پشتش زد . 
برگشت و دید سوزان با همان لبخند همیشگی اش
که پر از نشاط و امید بود ، او را نگاه می کند . 
خوشحال شد و او را بغل کرد و گفت
:
"تو
چجوری با دیگران ارتباط برقرار می کنی ؟"
البته این حرف را با زبان اشاره گفت . 
رزا گفت :
همان طور که با تو ارتباط برقرار می کنم . یعنی با زبان اشاره . 
اگر هم بلد نبودند
که از دفتر و خودکار استفاده می کنم .
سوزان خندید . سوزان صمیمی ترین دوست رزا ب
بذارین بگم چی از هرچیز دیگه ای میتونه گیج کننده تر باشه، گم کردن هدف!وقتي که کلاس پنجم بودم و مامانم منو برد و کلاس زبان ثبت نامم کرد فکر نمیکردم که داره بهم هدف میده، داره یکی از مسیر های مهم زندگیمو برام درست میکنه. اگه به غر غرای من گوش میکرد و ثبت نامم نمد الان من شاغل نبودم، الان احتمالا هیچی از زبان بارم نبود و فقط یه مسیر رو به روم داشتم و احتمالا حسابی ناامید بودم با وجود وضع الان مملکت.
وقتي مامانم دست منو گرفت و منو برد که ثبت نامم ک
بتن
سبک ماده ای است با ترکیبات جدید و فوق العاده سبک و مقاوم در برابر عوامل
طبیعی که مواد تشکیل دهنده ی آن شامل ورموکولیت ، پرلیت ، سنگ بازالت و
سیمان تیپ ۲ و . است. در این بتن همانند بتنهای عادی، از ماسه استفاده
نمی شود .
عدم
وجود ماسه باعث سبک و همگن شدن ساختار بتن گردیده و باعث می شود که مواد
تشکیل دهنده که تقریبا از یک خانواده می باشند و بهتر همديگر را جذب کنند
ساختمان این بتن متخلخل بوده واین مسئله پارامتر بسیار موثری است . چون
تخلخل
هنری فورد میگه سخت ترین کار دنیا فکر کردن استاما من میگم نه! سخت ترین کار دنیا بستن دهن مغز خود آدم است، وقتي که پر میشه از هرچی منفی و منفی بافی و همینطور واسه خودش میبافه و میبافه و وقتي بهش میگی "عزیزم! میشه دهنت رو ببندی؟"  مثل بچه های لوس صداش رو بالا میبره و بلندتر و بلندتر داد میزنه و پتک افکاری که نباید داشته باشی رو میکوبه روی سرت . اینقدر که صدای پتکش در سراسر وجودت طنین انداز میشه و اونجاست که دوست داری با نزدیک ترین وسیله ممکن این ر
میدونم واقعی نیست. میدونم شدنی نیست. میدونم وقتي با خدا شوخی میکنم اون صدای خنده فقط توو ذهن خودمه. میدونم گرفتن دستت توو خواب نشونی بر دوست داشتن من نیست. میدونم وقتي به گربه ی شل و یه چشم خرابه بغل مارکتی که همیشه وقتي میگی سایز کوچیک دستکش ظرفشویی میخوام، سایز بزرگشو میده، میگم "به خدا نمیخوام اذیتت کنم" نمیفهمه چی میگم.میدونم وقتي به گنجشکهای گرسنه تووی تراس گفتم فردا بیان قول میدم براشون برنج بذارم، نباید انتظار داشته باشم بیان.مید
آدما وقتي تخیل شون بیشتر از عقل و استدلال شون کار میکنه خطرناک میشن دست به جنگ می زنند، آدم می کشن، دروغ میگن، خودشون رو بالاتر از همه چی میبینن و از همه بدتر عاشق میشن.
پ ن 1 : نقد کوتاهی برای سرخپوست در دست تحریر است دیر یا زود.
پ ن 2 : آخرین پله از کتاب سلاخ خانه شماره پنج را میگذرانیم.
پ ن 3 : وقت آزاد زیاد و چالش 3 ساعت در روز زبان را به راه انداختم.
پ ن 4 : خبرهای خوب از کلاس میرسد گفته اند تا سه شنبه آینده قطعی می شود.
پ ن 5 : عجب سریالیست این بری، صد
وقتي دلم میگیره هیچشم بی دلیل نیست واقعا ثابت شده اس همیشه وقتي ناراحتم و وقتي تو اوج خوشحالیم قشنگ یه چیزی از وسط دو نصفم میکنه ! 
دیشب به زور خوابیدم که صبح زود بیدار بشم درس بخونم یهو وقتي داشتم صبحانه میخوردم خبر رسید که عمه ام اونی ک از همه مارو بیشتر دوس داره و جان و جهانش ماییم سکته مغزی کرده !!! دیشب ساعت 10 با مامانم حرف میزد 12سکته میکنه اخ خدا این انصاف نیست هنوز یسال نیست پدرم رفته انصاف نیست عمه ام علیل بشه خدا خودت کمکش کن میدونم که ف
خرید ارزان قطع نفس آیا خودكشی است یا آدم كشی؟
خرید و پرداخت امن مقالات پیرامون قطع نفس آیا خودكشی است یا آدم كشی؟
Welcome to our site to buy قطع نفس آیا خودكشی است یا آدم كشی؟
دانلود کاملا رایگان و قانونی قطع نفس آیا خودكشی است یا آدم كشی؟.
اطلاعات تخصصی بی نظیر درمورد قطع نفس آیا خودكشی است یا آدم كشی؟ را تنها می توانید از اینجا دریافت کنید.
برای دانلود قطع نفس آیا خودكشی است یا آدم كشی؟ ابتدا روی دکمه دانلود کلیک کنید.
دانلود مجانی قطع نفس آیا خو
نذر صدوچهارده هزار صلوات.
هی فکر میکنی به ته ذکر رسیدی، به شمارنده که نگاه میکنی میبینی کلی هنو ازش مونده!
تو معنویت هم اگه مثل معصومین نبودند گمان میکردیم به ته معنویت رسیدیم، ولی وقتي به اونا نگاه میکنیم میبینیم کلی عقبیم.
و خوب برخلاف شماره اندازها، کمالات اهل بیت قابل احصا نیستند پس همیشه این حالت وجود داره و نمیرسه وقتي که انسان احساس بی نیازی نسبت به انجام اعمال داشته باشه.
صوفی چه فکر میکنه نمیدونم؟!
مردی که به دنبال بلیط قطارش بود تا آن را از چنگال باد در آورد محکم به دختر جوان خورد و گلدان شیشه ای که هدیه مادربزرگ تازه فوت شده اش بود از دستش افتاد روی زمین و هزار تکه شد. دختر جوان که بر اثر برخورد تعادلش را از دست داده بود و نقش زمین شده بود به تکه های گلدان نگاه کرد و بی توجه به افرادی که دور و برش بودند مثل بچه ها شروع کرد به زار زدن.
مرد جوان شرمنده و ناراحت از بی توجهی اش کنار وی نشست و بلیطش که حالا باد آن را روی ریل ها گذاشته بود را فرامو
انجام هر کاری برای رسیدن به موفقیت، انگیزه میخواد. هرکس راه حلش متفاوته. یه سری برای پول. یه سری برای وجهه اجتماعی. یه سری بخاطر کمالگرا بودنشون. ولی وقتي من به تو فکر میکنم و اینکه وقتي بشنوی من توو اینکار موفق شدم لبخندی "افرین دختر"ای پیش خودت میگی فقط اونکار رو انجام شده بدون. بااینکه خبر کارهای من به تو نمیرسه. چون اهمیتی نداره. چون تو نمیپرسی اصلا. چون اهمیت نمیدی. حتی اگه من از مردن آدم بده ی تووی فیلم گریه کنم چون ته چهره اش مثل
از وقتي که یادم میاد آرزوم بود برم کلاس رقص و دیگه وقتي جایی میرم که همه میرقصن، نگم که من بلد نیستم و فقط بلد باشم دست بزنم :| 
امروز صبح اولین جلسه رو رفتم و میتونم بگم از بهترین تجربه های زندگیم بود. همش یه لبخند از ذوق روی لبم بود. مربیمون هم ماشالله انقدر خوشگل و خوش اخلاق و مهربونه و همه چی توی کلاسش خوبه که قشنگ حس میکردم سیندرلام که یهو تونستم همچین حس قشنگی رو وسط زندگیم تجربه کنم :)
چقدر چیزهایی خوبی توی دنیا وجود داره که ما هنوز تجربه ش
با صدای کلاغ که توی حیاط به دنبال جفتش می گشت از خواب بیدار شد. کمی همانطور روی تختش دراز کشید و به خوابی که دیده بود فکر کرد. خواب سیاوش را دیده بود. تقریبا هفته ای دو سه شب خواب او را می دید. خواب می دید که رو تخت یکدیگر را بغل کرده اند. همیشه وقتي این کار را می کردند چشمانش را می بست، ولی توی خواب هایش چشمانش را باز نگه می داشت تا صورت سیاوش را بیشتر ببیند. اینبار هم همین خواب را دیده بود. نمی دانست معنی این خواب چیست. آیا به خاطر دلتنگی هایش است ی
چرا پارچه پرده ای ارزان نخریم :
پارچه پرده ای در نگاه همه خانواده ها نقش مهمی دارد به طوریکه  برای خریدش به اتفاق همديگر به فروشگاهها مراجعه و خریداری می نمایند.پارچه هر چه تارو پود مناسبتر و بافت با کیفیتی داشته باشد یقینا برای خریدار ماندگاری بیشتری خواهد داشت .با توجه به وجود کارخانه هایی که فقط به فکر سودآوری بوده و منافع خریداران اهمیتی برایشان ندارد شرکتهای تولیدی داخلی  هستند که با وجود مشقتهای بسیار پارچه هایی تولید میکنند که با بر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب