نتایج پست ها برای عبارت :

پاورقی زندگی

خرید ارزان پاورپوینت با موضوع کیفیت زندگي کاری در دنیای امروز
پکیج مقالات پاورپوینت با موضوع کیفیت زندگي کاری در دنیای امروز را از ما دریافت کنید.
با راه اندازی این وبسایت شما خواهید توانست به مقاله پاورپوینت با موضوع کیفیت زندگي کاری در دنیای امروز دسترسی پیدا کنید.
ترجمه مورد تایید و بدون اشتباه درمورد پاورپوینت با موضوع کیفیت زندگي کاری در دنیای امروز را از اینجا خریداری نمایید.
To improve the quality of your article, refer to پاورپوینت با موضوع کیفیت زن
تعداد صفحات : 828
خلاصه رمان :  
اگر تمایل به خوندن این رمان دارید،جلد اول رو از همین سایت می تونید دانلود کنید وبخونید با همین اسم "پاورقي زندگي" جلد اول رو حتما بخونید چون نصف داستان توی جلد اول اتفاق می افته .در جلد اول خوندید که پسری در اثر تصادف بینایی خود را از دست می دهد بعد از گذشت دو سال خانواده اش تصمیم می گیرند برای او همسری انتخاب کنند.
داستان به سمتی کشیده می شود که دختری به اسم مریم سر راه او قرار می گیرد و باقی ماجرا.
در جل
4خرداد 98هر روز توی زندگيم اتفاقاتی میفته كه من قبلا" خوابشو دیدم.یه دوره های پرفشار كه بیشتر میشه و بعضی وقتها لحظه لحظه شو خواب دیدم.انگار توی یه دوره دیگه توی زندگيم همه اینها رخ داده،حتی بعد از اون لحظه رو یادم میاد كه چی میشد.فشار كار شركت و كار بیرون و بورس و بچه ها روی من زیاده و گوشیم كه زنگ میخوره میترسم.ترسامروز سه شنبه 4 خرداد است و من مثل 16 سال گذشته اومدم شركتامسال هم مثل باد گذشت،مثل ماهها و سالهای پیش.خدا،چرا اینجوریه؟ شب و
بیشتر مشکلات و بگومگوهایی و حتّی سوءتفاهم‌هایی که در زندگي مشترک و مخصوصاً در شروع زندگي بین زن و شوهر رخ می‌دهد قبل از آنکه محصول بی تجربگی باشد، محصول نادانی و ندانستن ابتدایی‌ترین مسائل در نحوه برخورد با همسرمان است.بله درست است خوب زندگي کردن بیشتر از آنکه به تجربه نیاز داشته باشد به آموزش و یادگیری نیاز دارد.امیرالمؤمنین‌علی(علیه‌السلام)لایَسْتَغتَنِی الْعاقِلُ عَنِ المُشاوَرَةِ»(1)انسان عاقل خود را بی نیاز از م نمی‌بیند
ما عصبانی می‌شویم و ما دلخور می‌شویم و طبیعتاً در ادامه هم شروع می‌کنیم به جواب پس دادن و پرخواشگری کردن و در ادامه هم تغییر تحول چندانی رخ نمی‌دهد و هر چند هفته یکبار همین وضعیت تکرار می‌شود.ما عصبانی نمی‌شویم و خودمان را کنترل و مدارا می‌کنیم و در ادامه و مرور زمان هم شاهد اتفاقات و تغییر تحوّلات خوبی در زندگي می‌شویم.دوراندیشی و آینده‌نگری مخصوصاً در زندگي مشترک نه تنها باعث می‌شود که ما بتوانیم از باتلاق بگومگو و جواب پس دادن‌های
مشکل اصلی زندگي ما بلد نبودن زندگي کردن و همسرداری است و بدتر از آن هم این است که دوست داریم بدون اصلاح خودمان و بدون اینکه برای بهتر شدن زندگي زحمتی بکشین به نتیجه برسیم و به خاطر همین دنبال هر رمّال و دعانویسی که بتواند برای تغییر و تحوّل همسرمان کاری بکند می‌رویم.واقعیت از این قرار است که در بیشتر موراد مشکل از خودمان است و در بعضی از مواردی هم که مشکل از ما نیست، این دعاها و این طلسم‌هایی که دعانویس‌ها برای ما می‌پیچند کاری می‌کند که م
بخشی از تحقیق در مورد جانوران
اگر میخواهید تحقیق در مورد جانوران عجله کنید و از سایت ما ارزان بخرید.
همه مقالات پیرامون تحقیق در مورد جانوران به فروش می رسند.
سایتی باشکوه در زمینه فروش مقالات پیرامون تحقیق در مورد جانوران راه اندازی شد.
دانلود تحقیق در مورد جانوران برای موبایل با لینک مستقیم.
دارایی خود را صرف خرید کتاب های گران قیمت ننمایید. مجموعه نظریات در کتب مختلف پیرامون تحقیق در مورد جانوران را به صورت یکجا دریافت نمایید.
تحقیق د
بنابراین موضوع ایثار اهمیت فراوانی دارد،
این اهمیت تا بدانجاست كه در بسیاری ازجوامع اسلامی، به عنوان یك امر دینی در سازمان
بخشیدن به جوامع و دفاع ازجامعه زندگي جمعی نقش بسیاری داشته است. هدف از ارائه این
مقاله شناساندن جایگاه ایثار و فضلیت آن در اسلام، و همچنین تصریح آن جهت بالا بردن
روحیه ایثار و ایثارگری در افراد و جامعه است.

با نوای کاروان
زندگي جاری است
در باور باد،در زمزم رود
پشت گریه ی سنگ
پای آن شاخه ی چوبی نگاه!
زندگي نم نم باران در روز،نم نم باران در شب
زندگي شوق دو چندان دارد
زندگي باور یک اشک در چهره ی من
زندگي خاطر یک گمشده در ساز آکاردئون
زندگي گاه به گاه تنهایی
زندگي شوق به پرواز پرستو هاست.
شاعر : عیسی کیانی
در این پست از طیف رنگ‌های آبی گفتم و دوستان درخواست کردند که درمورد نام آبی‌ها توضیح دهم‌.


این تصویر نام آبی‌هایی‌ست که من تا‌کنون می‌شناسم و با آن‌ها کار کردم!
قول نمی‌دهم و ادعایی هم ندارم که آبی دیگری کشف نشود اما تا جایی که از ترکیب رنگ‌ها سر درمی‌آورم، به احتمال ۹۹ درصد، فعلا همین آبی‌ها وجود دارند که ساختنی نیستند و اگر آبی دیگری به جز این‌ها پیدا شد به احتمال قریب به یقین، بر اساس ترکیب شدن با دیگر رنگ‌ها به‌وجود آمده است، هر
رسوم جالب عروسی کشورها
 
جشن ازدواج یا عروسی مراسمی سنتی یا آیینی است که طی آن آغاز یک ازدواج و زندگي مشترک یک زن و مرد جشن گرفته می‌شود. این مراسم در کشورها و فرهنگ‌ها، ادیان و مذاهب، گروه‌های قومی و حتی طبقات اجتماعی گوناگون، به صورت های گوناگون برپا می شود. مراسم جشن عروسی از مبحث کارکردی ازدواج جدا بوده و بخش قانونی و کارکردی ازدواج در کشورهای گوناگون، معمولاً در دفاتر قانونی انجام می‌ شود.
مراسم ازدواج و مراسمی است که در آن
تعداد صفحات : 775
خلاصه رمان :  
گاهی قسم می خوری به خاطر مردمت از جون مایه بزاری و گاهی توسط همین مردم قضاوت می شی ،قضاوتی که درد داره و کمر خم می کنه از مردانی که داغ های زیادی تو سینه دارن به خاطر همین قسم ،قسمی که زندگي رو زیر و رو خواهد کرد و بی رحمانه به اخرین داشته هات چنگ خواهد زد
این قصه، قصه دو مرده که زندگيشون گره خورده به گروهی که خلاف هاشون رگ غیرت مردان شهر و شادابی جوونه های سرزمین رو هدف گرفته 
دومرد با دودیدگاه متفاوت که
هم اینک، همینجا زندگي کن! 
زندگي کردن در امید، زندگي کردن در آینده است
و این خود به تعویق انداختن زندگي به معنای واقعیست. 
این نه راه زندگي کردن، که راه خودکشی است.
هیچ احتیاجی به امید نیست و هیچ احتیاجی به احساس ناامیدی هم نیست. 
هم اینک، همینجا زندگي کن. 
زندگي به طرز فوق العاده ای لذت بخش است. 
همینجا دارد می بارد و تو جای دیگری را می نگری.
اشو 
الماسهای آگاهی
توضیح پیرامون علوم انسانی
ترجمه مورد تایید و بدون اشتباه درمورد مقاله با عنوان خانواده یک نهاد اجتماعی را از اینجا خریداری نمایید.
Do you intend to download مقاله با عنوان خانواده یک نهاد اجتماعی file here?
دانلود اختصاصی مقاله با عنوان خانواده یک نهاد اجتماعی از سایت ما با لینک مستقیم.
خرید مقاله با عنوان خانواده یک نهاد اجتماعی با ارزان ترین قیمت و درگاه پرداخت معتبر در سایت ما.
همه مقالات پیرامون مقاله با عنوان خانواده یک نهاد اجتماعی به فروش می رسن
از سر لج بازی افتادم به جان زندگي
زندگي هرگز نکردم، در زمان زندگي
دل به دستت دادم و حالا خودم فهمیده ام
دل شکستن می شود گاهی زبان زندگي
من که خود کوهی ز گل های پریشان بوده ام
خود پریشانم کنون در بوستان زندگي
هر کسی از بوستان دل گلی بر چید و رفت
خار ها مانده برای باغبان زندگي
گاه می گیرد زمان، چیزی برای امتحان
وای اگر که عشق باشد امتحان زندگي
تو اگر چه باز می گردی ولی رفتی زیاد
چون فراموشیست تنها ارمغان زندگي
نوش دارویی که بعد از مرگ می ایی، عزیز
بعضی وقت‌ها در میان همه دردسرها و مشکلات زندگي و بعد از فراهم شدن یک ساعت استراحت وقتی همه چیز برای نشستن و حرف زدن با همسرمان آماده است و حتّی فرصتی است برای جبران تمام ناراحتی‌ها و کدورت‌هایی که با آن روبرو بودیم، یک بوی بد دهان و یا بوی عرق بدن به راحتی می‌تواند آرامش همسرمان را خراب کند و به راحتی می‌تواند ذهنیتی منفی از ما برای او به جا بگذارد.مرتب بودن و خوشبو بودن بدون اینکه بخواهیم سخنی گفته باشیم، همیشه می‌تواند علّتی باشد برای ا
دوستان ازین تفکرا نداشته باشین که وای چه خوب.
نخیر.
بهترین شریک زندگي، شریک زندگي ای هست که یه آدم بالغ باشه.
نه خیلی پیر درون داشته باشه، نه خیلی کودک درونش فعال باشه. یه balance از هر دو رو داشته باشه.
به شخصه، با یه شریک زندگي بالغ راحت تر زندگي و تا میکنم تا کسی که عین پیرمردا میشینه همه رو امر و نهی میکنه و به این و اون میپره و هی گیر میده خودتو درست کن و اصلاح شو و.
آدم بالغ هست، که زندگي باهاش لذت بخشه. نه کسی که ریسک های کودکانه و گاهی حتی احمق
زندگي درک همین اکنون استزندگي شوق رسیدن به همانفردایی است، که نخواهد آمدتو نه در دیروزی، و نه در فرداییظرف امروز، پر از بودن توستشاید این خنده که امروز، دریغش کردیآخرین فرصت همراهی با، امید استزندگي یاد غریبی است که در سینه خاکبه جا می ماند زندگي، سبزترین آیه، در اندیشه برگزندگي، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رودزندگي، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذرزندگي، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگزندگي، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشقزندگي،
مفهوم ازدواج
 
ازدواج عبارت از فرایند علاقمندی، كشش جسمی، جنسی، روانی و به دنبال آن فراهم سازی شرایط اقتصادی ، اجتماعی، علمی، شغلی، خانوادگی، شخصی دو جنس مخالف ( زن ومرد یا دختر و پسر) در جهت ایجاد یك زندگي مشترك توأم با تفاهم، محبت، پویایی، زایندگی، و هدفمند كه در راس آن بیشترین تأثیرات را مذهب و اعتقاد و دین دو طرف دارد.
شکل تفکیک شده ازدواج
 
بنابراین در شكل تفكیك شده، ازدواج جنسی مطلق، مخصوص بهایم است ازدواج روانی مخصوص عشاق است و
زندگي سلااااااااامعنوان اولین مطلبم را زندگي سلام گذاشتم تا به تو دوست خوبم نوید بدهم که میشود هر لحظه به زندگي سلامی دوباره داد و غرق در سلامتی و خوشبختی بود اگر یاد بگیریم از هرآنچه خداوند رحمان در اختیارمان قرار داده درست استفاده کنیم و همسو باشیم با طبیعت وجودی خودمان و بیرون از خودمان؛ در واقع کافیست آداب صحیح استفاده از هر آنچه هست را بیاموزیم و به کار ببندیم، آنگاه شاهد بارش معجزه های بزرگ الهی در زندگي مان خواهیم بود.
این تنها گمانِ من بود که زندگي ما، نه زندگي من و تو از جایی به هم گره خورده یا گره می خورد و یا اصلا دوراهی نیست و ما، نه من و تو مسافران یک جاده ایم ولی حقیقتِ مانند همیشه تلخ غیر از این بود و این جاده که شاید روزی به هم متصل بود؛ حال دیگر به دوراهی مبدل شده که روز به روز بیشتر از هم فاصله میگیرد.
داستان زندگي ما، نه داستانِ زندگي من و تو برای مدت طولانی آنقدر شبیه هم بود که گمان کردم این داستان، داستانی مشترک است اما.
اختیار هیچ چیزی از دنیا و آخرت نیست که در دست محمّد و ال محمد(صلی‌الله‌علیه‌و‌اله) نباشد و هیچ راه وصالی هم نیست برای کسی که به دنبال غیر محمّد و ال محمّد(صلی‌الله‌علیه‌و‌اله) باشدامام صادق(علیهم‌السلام)إِجْعَلُونا مَخْلوقینَ وَ قُولُوا فینا ما شِئْتُم؛ فَلَنْ تَبْلُغُوا»(1)ما را آفریدۀ خدا بشمارآورید وهرچه می‌خواهید درباره ما بگویید، با این‌حال باز به مقام ما نخواهید رسید»پاورقي1-بصائرالدرجات، ص۲۴۱- بحارالانوار، ج۲۵، ص۲۷۹
انسان‌های دارای نفس ضعیف‌تر‌ هر چند با صفا و معنوی هم که باشند با سرعت بالاتری تحت تاثیر نفس‌های قوی‌تر اشرار و فاسقان قرار می‌گیرند و در صورت احتیاط نکردن در انتخاب همنشین صادق و سالم به راحتی سرمایه معنوی و صفای باطن آنان تحت شعاع قرار خواهد گرفت.امام‌صادق(علیه‌السلام)لا یَنبَغی لِلمَرءِ المُسلِمِ أَن یُواخیَ الفاجِرَ و َلاَ الاحمَقَ و َلاَ الکَذَّابَ»(1)سزاوار نیست که مسلمان با بدکار و احمق و دروغگو رفاقت کند»پاورقي1-کافی(ط-الا
به یک جای اززندگي که رسیدی می فهمی،رنج را نباید امتداد داد.!به یک جای از زندگي که رسیدی می فهمی،آدمها در زندگي زود پشیمان می شوند!گاهی از گفته هایشان …!گاهی از نگفته هایشان …! گاهی از گفتن، نگفتنی هایشان …!وگاهی هم از نگفتن ، گفتنی هایشان …!!!به یک جای از زندگي که رسیدی می فهمی ،بهترین درسها را در زمان سختی آموختی.!ودانستی صبوربودن، ایمان است،و خویشتن داری عبادت،و حتی خندیدن نیایش!!!به یک جای از زندگي که رسیدی می فهمی،برای رفتن وقت هست ،بای
 حرکت برای سربازهای شطرنج حکم مرگ و زندگي رو داره یا حذف میشن یا در آخر وزیر 
اما با تمام شباهت های شطرنج  تفاوتش با زندگي در اینه که 
 بعد از کیش و مات شدن داشته هات هم میشه زندگي رو ادامه داد و حتی دوباره سرپا ایستاد 
برای همینه که بعد از مات شدن هم کسی نمیتونه  شاه رو بیرون کنه 
جاگذاری در زندگي = چون هنوز شاه ِ خودشهِ
شاید به خاطر اینکه در زندگي ملموس نیست قابل باور نباشه ولی هر حرکتی در چی شدن ما تاثیر داره 
پس :
سرباز ها = انتخاب ها
شاه = و
من در تمام عمر، شیفته سادگی بوده ام. هرچند از خانه های پر زرق و برق بدم نمی آید، ولی زندگي های ساده و به قول فرنگی ها مینیمال را بیشتر می پسندم. حس میکنم زندگي های امروزی بیش از اینکه باعث راحتی ما بشود، تکلف ما را افزون کرده است، حوصله مان را سربرده است.
ادامه مطلب
من:شیافت رو توصیه میکنماون:هر دومون باید استفاده کنیم.اصلا زندگي خودش شیافتهچدت میگه ولیزندگي شیافت نیست.ما زندگي رو مثل یه توالت سیار در زمان میبینیمواسه همینم در هر برهه از زمان وقتی به گذشته نگاه میکنیم میبینیمتنها دستاورد عملی مون این بوده که ریدیم.
 
جستجوی برای یك تعمیرگاه مجاز تعمیر و نگهداری مطمئن برای خانه یا دفتر شما می‌تواند كار دشواری باشد. تكسان سرویس نمایندگی مجاز تعمیر لباسشویی سامسونگ یك شركت است كه به طور خاص برای خانه‌ها و مشتریان تجاری كوچك تمركز دارد. تكسان سرویس دارای سرویسكاران حرفه‌ای، مجرب و كارآمد است خدمات رسانی و رضایت مشتری را سرلوحه قوانین شركت قرارداده است.
استفاده از خشك كن ها زندگي را آسان‌تر می‌كنند! راه بهتری از آویزان كردن هر روزه‌
ٔنائومی عزیز در غیاب آبی‌ها نوشته:
کاش آدما می‌تونستن به‌عنوان اکسسوری، شاخ گوزن و خال‌خالی زرافه و یال شیر و دم گربه و بال اژدها به خودشون اضافه کنن. انتخاب من برای زمستون قطعا یال شیر بود، برای تابستون شاخ گوزن از نوع پهن و بزرگ و سایه‌دار.
و من به آن، دو مورد دیگر را برای استفاده در تمامی ایام آرزو می‌کنم:
لاک لاکپشت و بال چلچله‌ی قطبی1
شما هم آرزوهای حیوانی‌تان را در قسمت نظرات به این فهرست اضافه کنید.
1 -  this bird had journeyed c. 91,000 km (57,000 mi), th
#filesell_pps_div1{margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;}


تحقیق جنسیت و نابرابری جنسیتی در 22 صفحه (دسته بندی : مقالات حقوقی)

                  تحقیق جنسیت و نابرابری جنسیتی تحقیق فوق در 22صفحه تنظیم شده است. جنسیت و نابرابری جنسیتی یكی از مشخصه های جهانی كه ما در آن زندگي می كنیم، سهم عمیقا نابرابر ن و مردا
خیلی از بگومگوها و مشکلاتی که بین ما و همسرمان شکل می‌گیرد، ریشه در اختلاف نظرات بسیار کوچک و بی اهمیّت دارد.مثلاً بحث بر سر این مسأله که در چه ساعتی برای خرید از منزل خارج شویم و یا در چه روزی بهتر است به مسافرت برویم و امثال آن.واقعیت این است که انسان عاقل در این مسائل خودش را ناراحت و ذهنش را درگیر نمی‌کند و مدارا می‌کند و یا حتّی این را هم باید در نظر داشته باشیم که ممکن است همسرمان متوّجه مسأله‌ای شده باشد که ما متوجّه آن نبودیم و یا نگا
خب این کاملاً واضحه که متن در زبانی که حالت نوشتاری‌اش از راست به چپه باید راست‌نویس باشه و برعکسش، برعکس. حالا این توضیح واضحات برای چی بود؟ برای اینکه این قضیه رو باید برای خط جداکنندۀ پانوشت هم در نظر بگیریم؛ یعنی اگه متن پانوشت از چپ به راسته، خط هم از چپ به راست باشه و اگه برعکسه، برعکس. گاهی پانوشت‌ها هر دو حالت رو دارن که باتوجه به شیوه‌نامه‌ها باید جهت خط رو تعیین کرد. تا جایی که عقل من قد می‌ده یکی از این حالت‌ها پیش می‌آد:
1. یا دس
هر روز که میگذره، تاریکی این فکر که بخش زیبای زندگي من تموم شده بیشتر قلبم رو فرا میگیره. بزرگترین خوشی من در زندگي محاصره شدن توسط افرادی که دوست داشتم بود. وقتیکه مهاجرت کردم هم من در زندگي اون ها کمرنگ میشدم و هم اونها در زندگي من. و همگی ما با زندگي به اصلاح جدید خودمون کنار میومدیم و جلو می رفتیم اما همیشه احساس میکردیم یک چیزی سر جاش نیست و هر از گاهی زیر پامون خالی میشد. علاوه بر این فاصله که خودش به تنهایی خود بار دوری رو به دوش میکشه،
در امروزیم و غصه فردا داغدارمان کرده که نکند فلان شود نکند بهمان شود
در امروزیم و افسوس گذشته رنجورمان که چه شد چه بود
لحظه لحظه روز های عمرمان در درگیری است درگیری که نمیدانم کی قرار است تمام شود ملالی نیست
اما باید دانست از زندگي چه چیز را میخواهی  زندگي را یا لحظه  را یا ارامش را یا همه چیزو
تا بیایم این و به جمع برسیم 40 سالگی و گذروندیم
حالا در این سن در این فکرم که زندگي بستر است بستری برای عبور    عم تمام زندگي هارا نگاه میکنم دست اند
دوران سنی حدود 17 تا 25 سالگی بهترین دوران زندگي یا طلایی ترین دوران هست که آدمی میتونه مسیرش رو مشخص کنه.
سال ب سال که ب سنم اضافه میشه فراز و نشیب های زندگي شخصیم هم زیاد میشه که الحمدلله بخیر گذشت.
هر سال ک از عمرم میگذره دیدم به دنیا واقع بینانه تر میشه.
آن شاالله بتونم بهترین دوران رو برای زندگي متاهلی و شریک زندگيم رقم زده باشم و رقم بزنم.
الحمدلله بهترین هدیه تولد امسالم رو از خدا گرفتم.
ب امید دیدنش.
#قابل توجه شریک زندگيم: هدف و تلاش
زندگي ،فرصتی برای خلق رویاها و لذت بردن از مشاهده ی رویاها و اندیشه هاستبرای این مهم کلی امکانات و توانایی ها در اختیار ما قرار گرفته اما ما انسانها به جای انکه از آن ابزار در جهت خلق اندیشه ها استفاده کنیم ،به خود ابزار چسبیده و فرصت زندگي خود را به هدر میدهیم.انجام کارهای تکراری که بصورت عادت درآمده و صرف بیهودگیهای میشود که زندگي ما را نابود میکند.لحظه لحظه های زندگي را صرف ساختن افکار منفی،بازیهای ذهن ،قضاوتهاحسادتهاکینه ها .خور
اگر خوب دقت کنید، می‌بینید که زنده بودن و زندگي کردن یک موهبت شگفت‌انگیز است. اما اگر بیشتر دقت کنید، می‌بینید که این جمله تناقض دارد. من از ابتدا با زنده بودنم معنا شده‌ام، و در نتیجه نمی‌توان زندگي کردن را چیزی جز اجبار دانست. بهره بردن از یک موهبت در جایی معنا می‌دهد که خلاف آن هم ممکن باشد، حال آنکه من نمی‌توانم منی را تصور کنم که زندگي نکند و بیاندیشم که در آن‌صورت آیا موهبتی نصیبم شده است یا خیر؟ به‌گمانم این موضوع برای دچار اشتباه
امروزه افزایش وزن و چاقی یکی از مشکلاتی است که مردم اکثر نقاط ایران و جهان با آن روبرو هستند. این موضوع، به علت تغییر روش زندگي، از زندگي پویا به سمت زندگي ماشینی، و همچنین رژیم غذایی نامناسب و پر کالری، به یکی از معضلات اجتماعی تبدیل شده است. ماساژ لاغری ، یکی از روش هایی است که به وسیله آن می توان به تناسب اندام رسید.
ادامه مطلب
هیچوقت، به زندگي هیچکس غبطه نخور.
تو نمیدونی اون چه سختی هایی رو توی زندگي از سر گذرونده
نمیدونی چه شبایی رو با اشک به صبح رسونده
نمیدونی چه لحظاتی رو ترسیده، یا چه سالهایی رو تنها مونده
شاید اون عادت نداره از رنج هاش برای کسی بگه
شاید اگه تو جای اون بودی، اونه مه رنج و غصه رو طاقت نمی آوردی.
هیچوقت ظاهر زندگي دیگران رو با باطن زندگي خودت مقایسه نکن.

وقتی دوستی رو که فک میکردم از خوشبخت ترین آدمای کره زمینه بعد از چندسال تو خیابون دیدم، چنا
هر کسی عاشق نشد دیوانه نبست !!!
هر که دیوانه نشد پروانه نیست .♥
در پی عشق تو دل دیوانه شد .
شمع گشتی و دلم پروانه شد♡
از لهیب عشق تو افروختم♥
عشق را به سادگی نفروختم.
ناگهان .
           ناگهان .
ناگهان در بی کسی ها گم شدم .
رفتی . رفتی و افسانه ی مردم شدم♥
♥♥♥
تاکی چشم انتظاری ؟؟؟
تاکی ؟؟؟
بس که چشم را به راهت دوختم  سوختم.
اصلا تا  به کی دیدار چشمت در خیال ؟
زندگي با آرزوهای محال♡ 
اما حیف زندگي را باختم 
زندگي را به هیچ باختم.
# اکرم  رشنو
داستان عجیب زندگي یک زن بی دست و پا یک زن که از بدو تولد بدون داشتن دست و پا متولد شده کارهایی خارق العاده انجام می دهد.
به گزارش چفچفک، امی بروکس 37 ساله اهل شهر پیتسبرگ در ایالت پنسیلوانیای آمریکاست و اجازه نمی دهد نقص مادرزادی بر روند کارهای روزمره در زندگي اش تاثیر بگذارد. او قادر به آشپزی، نوشتن، رانندگی و حتی خیاطی است!
وی می گوید: پزشکان در ابتدا از اینکه من بتوانم به زندگي خود ادامه دهم دچار تردید بودند اما پدر و مادرم حرف آنان را قبول ن
ترس از زندگي باهامه.خیلی زیاد.خیلی چیزا عوض شده و من دارم هضمشون میکنم تو خودم.دارم حلشون میکنم.من دیگه نه آدم قبلم نه یه آدم جدید.اساس بی هویتی میکنم.احساس میکنم در سه سال گذشته اصلا وجود نداشتم و نمیخوام دنبال خاطره ای بگردم.دلم به هیچی چیزی دیگه نمیتونه خوش باشه.حالم نامساعدشده.راستش دارم فکر میکنم چجوری زندگي کردم این مدت رو؟به امید کی؟وچرا گذاشتم با یه امید که اصلا اسمش امید نیست زندگي کنم؟احساس حماقت برای یک انسان گندترین اساس میتونه
زندگي هیچ‌کس خالی از فراز و نشیب نیست. مطمئنا در خلال روزهایی که زندگي به کام شما بوده است، طعم تلخ اتفاقات مأیوس‌کننده را هم چشیده‌اید. اما آیا هنگام مواجهه با سختی‌ها، نیمه‌ی پر لیوان را می‌بینید یا دائما به نیمه‌ی خالی لیوان توجه می‌کنید؟ با جواب دادن به این سؤال مشخص می‌شود چقدر در زندگي روزمره‌تان خوشبین یا بدبین هستید. اگر در جواب، شجاعانه اعتراف کردید که بخش قابل توجهی از نگرش‌تان در زندگي به زهر بدبینی آلوده است، حتما نیاز دا
دارن اذان میگن چی دعا کنیم؟هوووم!اینکه خدا کمک کنه.کمک کمک کمکچیزی ک خیلی خیلی بیشتراز هر چیز دیگه ای ازش توقع دارم.نمیدونم چرا روز ب روز بدبخت تر میشیم. چرا .این حسرت های زندگي آخر منو میکشه. ای کاش میشد زندگي رو بهتر میکردیم. جهنمیه برا خودش.بریم بکپیم.دلتنگانه.
امروز خیلی ها کنکور دادن 
منم پارسال این موقع کنکور دادم 
و ذهنی که الان دارم خیلی فرق میکنه با ذهنی و تصوری که از زندگي پارسال داشتم 
فقط میخوام بگم زندگي اصلا اونطوری نیست ک ادم قبل کنکور تصور میکنه بعد کنکور که وارد ی زندگي واقعی میشی همچی خیلی متفاوت میشه 
کنکور برا خودتون گول نکنید 
من الان اون رشته ای که بهش علاقه دارم رو نمیخونم ولی واقعا آرامش رو تو لحظه ب لحظه زندگيم حس میکنم 
واین همه استرس و دوندگی بخاطر اینکه ادم احساس ارامش داشت
شنیده ها حاکی از اونه که همه فک میکنن من از مرز ازدواج گذشتم و در واقع خیلی وقته که رد کردم.دلم به حال خودم میسوزه از اینکه اینجا تو چنبن فرهنگی بزرگ شدم .آخه ببخشید ها قرار نیست هر .از اون ور اومد باهاش وصلت کرد که.به جهنم که هم خونه داره هم ماشین هم شغل پر درامد !!!دیوانه شدم از دست این زندگي. دم خدا گرم که تنهایی رو برا خودش پسندید.اقا ایهاالمردم!! منو به حال خودم بزاریدشما ول کنید من زندگي میکنم .یه خورده به کار خودتون رسیدگی کنید به خدا اون دن
من  فهمیدم مردهایی وجود دارن که مذهبی نیستن ولی با زنهای مذهبی ازدواج میکنن تا خیالشون راحت باشه زنشون با مردی در ارتباط نیست و بعدخودشون…
یع عده مردهای مذهبی هم هستن که با زنهای غیر مذهبی ازدواج میکنن چون میگن میخوان با کسی زندگي کنن که باهاش حال کنن  ولی احترامی برای زنشون قائل نیستن و با زنهای مذهبی دیگران دوست دارن صحبت کنن درددل کنن بهشون کمک کنن
یه سریها هستن هردو طرف مذهبی نیستن یک سریها هم هر دو طرف مذهبی هستن که بهترین نوع ازدواجه
اگر دغدغه‌ی این روز‌ای شما، خرید مبل جدید برای دکوراسیون خانه‌تان است، بهتون پیشنهاد می‌کنم که زیاد هیجان‌زده نشید و عجله نکنید تا بعدا از خریدتان پشیمان نشوید. به جای اینکه به دنبال جواب سوال”از کجا مبل خوب بخریم” باشید، بهتر است ابتدا در مورد ویژگی‌های مبل خوب اطلاعات کاملی بدست آورید. پس اول در مورد نوع مبلمانی که می‌خواهید بخرید، کاملا فکر کنید و سپس به دنبال فروشگاه‌های مبلمان باشید. خوشبختانه امروزه امکان خرید آنلاین مبل وچود
بیست و دو سال از فوت پدر گذشته است.من بیست و دو سال غم و شادی را بدون او گذرانده ام.امروز در لابلای کارهای خانه شرشر اشک می ریختم.غم انگیز بود که گذشت سالها دردم را تسکین نداده و هر وقت به بن بست زندگي میرسم به یادش اشک می ریزم."اگر پدر زنده بود"ها برایم ردیف می شود و زندگي زهرم میشود.اندرزگوی درون پند می دهد که حالا که زنده نیست در حال و با داشته ها زندگي کن.سخنش را نمی فهمم و باز باران اشک است که می بارد و تمامی ندارد.با خود می گویم"این اخرین بار ا
آه ، آدم دلش كه پر باشد ، دوست دارد به كوچه ها بزندبرود از خودش فرار كند ، به همه چیز پشت پا بزنددوست دارد به مرگ فكر كند ، زندگي را حجاب میدانددوست دارد كه بی حجاب شود ، حرف را با خود خدا بزندتوی مغزت مدام میشنوی ، منطقی فكر كن ضعیف نباشمرد باید به درد تكیه كند ، بیخودی خوب نیست جا بزنددل به دریا زدی و طوفان شد،به غرور نهنگ ها برخوردموج منفی گرفت دریا را ، كه سرش را به صخره ها بزندفكر كن سفره ماهی پیری ، كه تنش خسته از پذیرایی استبا چه انگیزه از
بهترین من.امروز برای تو مینویسم.برای تو که دنیای من بودی.هستی.خواهی بود. هم نفس لحظه های عاشقی.مرا دریاب آنگاه که در غمگین ترین اوقات زندگي هستم.مرا دریاب.آنگاه که نگاه رقت انگیز زندگي به عشقمان چشم دوخته است و آنگاه که کفتار های بی سر و پا درحال پوزخند زدن به حالمان هستند. این تویی که حال مرا خوب میکنی. این منم که عاشق تو شدم.این زندگي همان زندگي است که انتظارش را داشتیم
پ.ن:خداروشکر واسه عشقمون. واسه بهم رسیدنمون. .❤❤❤❤❤
من در میان کسانی هستم که با ذات من مخالف اند؛ و بدون آنکه تغییری اساسی در خودم ایجاد کنم به سختی می توانم خودم را با آنان وفق دهم. یک انسان آزاد تا زمانی می تواند در میان جاهلان زندگي کند که بتواند از علایق آنان اجتناب کند. یک انسان آزاد صادقانه زندگي می کند، نه فریب کارانه. فقط انسانهای آزاد برای یکدیگر مفیدند و می توانند دوستی ای واقعی را شکل دهند.
زندگي من؟الهی قوربونت بشم؟ الان که دارم این پست را تایپ میکنم ساعت 4:16 دقیقه صب نمیدونی خانمم چقدر الان عالیم دورت بگردم زندگيم؟ وقتی پیشم هستی اروممممم و وقتی واسع چن ساعت نیسی نا اروممممم به شدت الهی قوربونت بشم نازنینم خواب های قشنگی ببینی. .شبت بخیر زندگي من عاشقتمممممممممممممممممم خانممعشق بی همتای من؟ بهزادت دیونته و این بار هزارم قطعا دارم میگم از گفتنش خسته نمیشم الهی قوربونت بشم نازنینم تا فردا عاشقتمممممممممممممم
فلش کارت الفبای زندگي» مجموعه‌ای است از خاطرات گلچین شده با موضوع سبک زندگي شهدا در خانواده. این مجموعه شامل 30 خاطره از شهدای والامقام است که به همراه تصاویری زیبا و اشعاری پیرامون شهدا و دفاع مقدس، به مخاطبان تقدیم می‌گردد. در این مجموعه موضوعات اصلی سبک زندگي مانند ازدواج، تربیت فرزند، همسرداری، اقتصاد در خانواده و احترام به والدین مورد توجه قرار گرفته و برای هر موضوع 6 خاطره از شهدا به عنوان الگوی زندگي، ارائه شده است. استفاده از قالب
از جمله روحیه بانوان و بیشتر خانم‌ها جزئی‌نگری و ریزبین شدن در مسائل است و از طرفی هم شدیداً نسبت به دیده شدن و مورد توجّه قرار گرفتن بازخورد خوبی نشان می‌دهند و به صرف یک توجّه و یک قدردانی به راحتی می‌توانند ناراحتی‌ها و خاطراتی که برایشان ناخوشایند بود را فراموش کنند.مرد خانه و یک شوهر موفّق همیشه باید حواسش باشد و همیشه باید در نظر داشته باشد که به تنهایی و با یک تشکر و قدردانی ساده پیام دیده شدن و مورد توجّه قرار گرفتن را به همسرش منت
اعتقادات جدید بهنام:
من جدیدا به این نتیجه رسیدم که Work Hard, be Honest, Believe in God and Enjoy Your Life، تو الان چقدر از زندگي لذت میبری؟ تو که تازه الان در وضعیت نسبتا بهتری نسبت به دیگر هم سن و سال­های خودت هستی. حال ببین بقیه مردم چی کار میکنند.
من که الان به زندگي گذشته خودم نگاه میکنم میبینم که توی تمام مراحل زندگي در اضطراب و دلهره چیزهایی که برای اون میجنگیدم بودم در حالی که دوستانی دارم که در مقایسه با من هیچ چیز ندارند ولی خیلی خیلی بیشتر از من از زندگي ل
میگه تهش اونی که باید برنده باشه عشق و کشف و اتفاقه نه تعهد و دلسوزی و وظیفه.
فکر می‌کنم همین تفکر ما رو بگا داده. زندگي رمانس، کشف و عشق و اتفاق در مقابل زندگي عقلانی تعهد و دلسوزی و وظیفه.
هنوز بلد نشدم خودم رو موظف کنم اما باید که بشه. باید زندگي معقول رو انتخاب کنم و همت کنم اونجور باشم تا بتونم از این رمانس کثافتی که وجودم رو پر کرده دور بشم. چاره‌ای نیست باید معقول بود، و الا تهِ تهش باید انگشت حسرت بگزی و خب کی این حسرت رو انتخاب می‌کنه؟ د
در مدرسه، به بچه هامون
هنوز زندگي کردن را یاد نداده
هنوز عادی ترین مفاهیمی مثل اهمیت دادن به دیگران را یاد نداده
.
دنیایی از اطلاعات را به سمت او سرازیر می کنیم
 
و نهایتا موجودی خودخواه و بی اخلاق را پرت می کنیم تو دانشگاه یا جامعه
خب اینجوره که من بند خوابم. خواب پناه منه، فرارم از دنیای ملال‌انگیز. منتها این حالی نیست که می‌خوام. می‌خوام بدوام، با تمام توان و بی‌وقفه و خواب مثل استراحتگاهیه که زود به زود تو راه هست، بد نیست منتها جوری شده که نگاهم دنبالشه، امیدوام تا به این استراحتگاه برسم و راستش هنوز نگاهم ایدئولوژیکه و دوست ندارم چنین زندگي‌ای رو که به خواب پناه می‌برم، دلم تکاپو می‌خواد اما مری دست بردار تکاپو کجا بود آخه؟ نمی‌دونم زندگي چیه احساس می‌کنم د
در روشنای خاموشی : داستان بعضی زندگي ها آنقدر زیباست که ختم در یک کتاب نمی شود
 
در روشنای خاموشی : فاطمه اکبری، نشر آهنگ قلم، مروج
معرفی:
خیلی از زندگي ها دچار مشکل می شود چون زن و مرد و یا بچه ها مشکلی دارند که همه شیرینی ها را مبدل به تلخی می کند. دلیلش هم بد زندگي کردن ماست.در روشنای خاموشی داستان زیبا و پر روح یک زندگي است که هم شیرین بوده، هم موفق و هم پر از زیبایی.حتماً حتماً بخوانید. نکات بسیار زیادی را خواهید آموخت.
بریده کتاب:
مادرم شوکت،
چه دنیای خوب و قشنگی فصلها می چرخند 
فصل زیبای بهار , فصل پاییز قشنگ , 
کبککان می خوانند 
و نسیم از هر سو بوی ریحان و شقایق رو به هم آمیخته 
صبح زیبایی از نور شفق می تابد 
و غروبی دیگر  , شب به زیبایی و تاریکی خود خاموش است 
چه قشنگ است اینجا  , همه رنگ است دنیا 
همه جا ازادی  , همه جا جشن و سرور 
ابرها سایه ای از اتش خورشید قشنگ , بر زمین می پوشند 
اسمان ابی بود 
 , نور مهتابی از قرص ماه بود تابان 
و درختانی از هر نوع میوه  , ارام خوابیده 
 که تو باش
عاشق روزایی هستم که برف گوله گوله میباره. این روزا بخاطر سال نو میلادی کارتنای با تم کریسمس که توش از برفه نشون میده و من مست میشم. برفم که میباره پرده ها رو میزنم کنار که لحظه به لحظه تماشاش کنم. ظهر برگشتنی برف تموم شد. بچه ها رفتن آهن ربا بخرن که بعدش هوس کردن برف بازی کنن. سه تایی بازی میکردن و من تو ماشین بودم و مست صدای خنده و شادی جوجه ها. چیزی که میدیدم کل زندگي من بود سریع گوشیمو برداشتم و فیلم گرفتم از کل زندگيم. این فیلم شده شارژر من. الا
بعد دو هفته موندن کنار خانواده، این دو سه روز رو که به خاطر یه سری کارهای اداری برگشتم تهران، خیلی بهم سخت می گذره.
انگار نه انگار که دو سال توی این خونه و پنج سال توی این شهر زندگي کردم.
عده ای می گن به خاطر پول بیشتر و زندگي بهتر توی همون تهران بمون.
اما من می گم تمام دنیا به دوری از خانواده نمی ارزه.
نمیدونم.
بسم الله النور
این سلاممم از جنس خوشحالی خبری است که به تازگی شنیدم و آن خبر داشتن فرزند از رفیقی که خیلی فرزند دوست دارد
که من را هم بینهایت خوشحال کرد
خب باید بگویم از این دو ماه و دوازده روزی که گذشت از خانه جدید و شهر جدید و زندگي جدید.
در پست های بعد از اول خدمتتان میگویم
هدفت از زندگيت چیه ؟
هدفت از زندگي چه چیز هایی نیست؟
آیا در این لحظه از زندگي خوشحالی؟
مطمئنا هدف از زندگي اینه که به بهترین نسخه از خودت تبدیل بشی.
حالا شما در کدوم مرحله این فرآیند هستید؟
#هدف #زندگي_بهتر #خوشحالی #بهترین_نسخه #فرآیند_فکر #برنامه_ریزی_کسب_و_کار #برندینگ_خلاق #برندینک_چکاد #مریم _حسن_نژاد_انارکی #دانش_نگاران_چکاد
بعضی اوقات زندگي ادم اونقدر خوب میشه که اصن باورت نمیشه که انقدر خوبه ^.^ 
خدایا .
به نامت که جان را در بدنم قرار داد 
به نامت که عشق را در وجودم نهاد
به نامت که قدرت داد تا اسمت را به زبان آورم
به نامت که بخشیدم به زندگي کردن  
به نامت ، به نام تو ، به نام خالقم ، به نام الله ، به نام تو .
زندگي به من آموخت که هیچ چیز از هیچکس بعید نیست .
و تو ، معبودم ، به من آموختی که غیر ممکن غیر ممکن نیست .
 
این نوشته ادامه دارد . :) 
گاهی میان توقعات ما از زندگي و حقایق و واقعیات موجود در زندگي، فاصله می افتد. فاصله هایی کوتاه یا بلند.وجود یا عدم وجود این فواصل دلایل گوناگونی دارد: خانواده، تحصیل، جامعه، شرایط اقتصادی و . و خودمان.که البته مهم ترین و تاثیرگذارترین دلیل ایجاد یا از بین بردن این فاصله ها، خودمان هستیم.توقع غلط داشتن یا درست استفاده نکردن از شرایط یا نبود فضای مناسب یا در هر دلیل دیگر، رد پایی از خودمان و تصمیم ها و کارهایمان وجود دارد.پ ن اول: کم کاری و سست
خانه های بزرگ اما خانواده های کوچک داریم،
مدرک تحصیلی بالااما درک پایینی داریم، 
بی هیچ ملاحظه ای روزها را میگذرانیم اما دلمان 
عمر نوح میخواهد
کم میخندیم وزود عصبانی میشویم،
کم مطالعه میکنیم اما همه چیز را میدانیم،
زیاد دروغ میگوییماما همه از دروغ متنفریم،  زندگي ساختن
 را یاد گرفته ایم اما زندگي کردن را نه!
ساختمانهای بلند داریماما طبعمان کوتاه است، 
بیشتر خرج میکنیم اما کمتر داریم، 
بیشتر میخریم اماکمتر لذت میبریم! 
فضای بیرون را فت
احتمالا هر آدمی در قسمتی از زندگي‌اش به مسائلی بر می‌خورد که می‌توان آن‌ها را "مشکلات واقعی" نامید. مشکل واقعی، مشکلی‌ست که تمام دغدغه‌های چند ساعت، چند روز و چند ماه قبلت را به شکل مسائلی پیش پا افتاده و حتی مسخره پیش چشمت می‌آورد. مشکل واقعی، دغدغه‌های دیگران را هم پیش چشم تو مضحکه‌آمیز جلوه می‌دهد و شکافی عمیق بین تو و انسان‌های آسوده دیگر می‌کشد.
مشکل واقعی، یک مشکل ذهنی نیست که با نصیحت یا حرف زدن یا تغییر نگرش یا هر راه‌حل‌های
خسته شدم. بی‌هیچ طومار بدبختی‌ای. بی هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای، بی هیچ توضیح اضافه و پاورقي.
نمی‌دانم چه تعداد یا چه دلیل‌هایی برای خسته شدن، مقبول است.  می‌دانم دلم می‌خواست تمام دنیا، حداقل در ضدایده‌آل‌ترین حالت، شبیه یک واحد از یک آپارتمان معمولی می‌شد و الان درِ یکی از تراس‌هایش  را باز می‌کردم، چند قدم جلو می‌رفتم و برای فقط چند لحظه در هوایی دیگر نفس  می‌کشیدم.
نمی‌دانم از داشتن، از نداشتن، از چیزی بین داشتن و نداشتن می‌شود پ
من فکر می کنم دین برای یاد گرفتنِ چطور زندگي کردن» اومده. اگه پوشش تعریف شدۀ یه دین برای زندگي عادی نیست، چطور اون دین جوابگوی سایر مسائل زندگي عادی باشه؟ کسی که می خواد یه زندگي عادی داشته باشه، چطور دیندار باشه؟ به نظر من این خیلی عالیه که شما می خواید خدا رو به مردم معرفی کنید؛ اما، اگه امروز جایی برای دین توی زندگي مردم وجود داشت، شما مجبور نبودید به من مسلمون خدا رو معرفی کنید! این برای اینه که توی وضعیت فعلی باز هم هیچ کس بیشتر از یه مس
میدانی به اطمینان صد در صد رسیده ام که من یک شبح در زندگي اطرافیانم هستم چرا که بود و نبود من هیچ فرقی ندارد وقتی بست فرند سیزده چهارده ساله ام روز تولدم بپرسد تولدت کی بود باید گل گرفت در این زندگي را
به عنوان یک تصمیم بزرگ دیگر نباید انتظار داشته باشی روز تولدت روز مهمی در زندگيت باشد چرا که هربار فقط غم و اندوه ناشی از تنها ماندن برایت به ارمغان دارد
تمام
در کوچه پس کوچه‌های ذهن ول می‌گردم و دنبال یک نشانه‌ام که شوق و میلی برای زندگي در دستانم بگذارد. خسته‌ام، خیلی خسته، دلم هیجان و آدرنالین و جوانی می‌خواد‌. هنوز با خودم و سنم و محدودیتم کنار نیامده‌ام. خسته‌ام از این اوضاع و سردرگمم و افسردگیم بیش از آنکه هورمونی باشد ناشی از بی‌هدفی و بی‌انگیزگی‌ست.
راستی من از زندگي چه می‌خواهم؟ شاید هنوز امیدوارم که شق القمری کنم و این عذابم می‌دهد. راضی نمی‌شوم و این پرفکشنالیسم خود اشتباه زندگ
همیشه فکر میکردم وقتی بزرگ شدم مشکلات همه رو حل میکنم ومیشم قهرمان زندگي بقیه وهمه به من افتخار میکنن وبرای خودم برو بیایی داشتم توی ذهنم .حالا که بزرگ شدم و۲۷ساله شدم با کوله باری از مشکلات رو به رو شدم از ریز ودرشت بعضیارو حل میکنم وبعضیا رو فراموش. شدم دقیقا همون کسی ک دوران بچگی در ذهنم پرورانده بودم تک تک مشکلات دیگران روگوش میکنم وقابل حل ها رو حل وبقیه رو یه جوری براشون جا میندازم سخته اینجور زندگي کردن نه تنها قهرمان نشدم بلکه واقعاب
تجربه‌ی عجیبی رو دارم زندگي می‌کنم.  نه می‌تونم یه دل سیر خمیازه بکشم، نه با خیال راحت و هر اندازه که می‌خوام قدم بردارم! نه می‌تونم غلت بزنم و نه می‌تونم بدون درد سرفه کنم یا حتا موهام رو شونه بزنم. دست اندازا و چاله‌های توی خیابون رو می‌فهمم! مثلن از خونه تا مطب ۷ مدل دست انداز داشت. اولی رو با درد عجیبی گذروندم و برای دومی یاد گرفتم با دستم گردنم رو محکم نگه دارم! از این که فعل هارو مجبورم از نو بچینم و برای هر حرکت از قبل فکر کنم انرژی کم
بسم اللّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیْم
مشـورت بدون دخـالت
 
تصمیم گیری در زندگي مشترک باید به گونه ای باشد که سود و زیان هر دو نفر در نظر گرفته شود بنابراین باید با همفکری و رضایت طرفین باشد
اهمیت تصمیم گیری در زندگي مشترک
اگر تصمیم گیری در زندگي مشترک در مورد مسائل خرد و روزمره زندگي و یا در مورد مسائل اضطراری و خاصی که ناگهان با آن مواجه می شویم باشد می توان به نحوی از کنار آن گذشت و پیامدهای آن را پذیرفت اما زمانی که پای مسائل کلان و اساسی در زندگ
- چرا منو دید می‌زنی؟- چون دوستت دارم.- چی می‌خوای؟- نمی‌دونم.- می‌خوای منو ببوسی؟- نه- می‌خوای با من بخوابی و عشق‌بازی کنی؟- نه- می‌خوای با من سفر کنی؟- نه- پس چی می‌خوای؟- هیچی- هیچی؟- هیچی.این‌ها دیالوگ‌های فیلمی بود از کیشلوفسکی به نام "فیلمی کوتاه درباره عشق". این‌ها توصیف چند سال زندگي من است. زندگي در دوست داشتن کسی برای هیچ. من دوست داشتن برای هیچ را خوب می‌فهمم. من نمی‌دانم» گفتن در جواب سوال: از من چی می‌خوای؟» را خوب می‌دانم. من
روایته که عصر بیدر مایر (Biedermeier) به فاصله ی ۳۴ ساله کنگره ی وین و انقلاب بورژوازی گفته میشه. این دوره به خاطر تصاویر عامه پسند کارل اشپیتزوگ  و آدریان لودویگ ریشتر از زندگي روستایی ها حالتی رمانتیک داشته و به دوران زندگي خانوادگی و آرامش، رفاه بورژوازی و اعتدال ی معروفه. در واقع عصر بیدرمایر از نگاه آلمان ها آخرین عصر پیش از صنعتی سازیه. عصری مقدس که هنوز آلودگی و جمعیت، زندگي انسان رو تهدید نکرده و فقر و بی خانمانی پدیدار نشده.
 ا
یه دوست لازم دارم. دختر باشه. بیست و شیش هفت ساله. ترجیحا پولدار باشه، نبود هم نبود حالا. مجرد باشه و تنها زندگي کنه، یا فوقش ش مثلا. دختر باخدا و پاکی هم باشه. 
آهان، مشکلی هم نداشته باشه که من این سه سال باقی‌مونده رو برم پیشش زندگي کنم. 
قدیمیا یه چیزی حالی‌شون بوده که گفتن دوری و دوستی. 
هرگز درباره بدبختی هایت صحبت نکن و به آنها توجه نکن، اگر توجه کنی به آنها خوراک داده ای، توجه خوراک ذهن است، به هرچه که توجه کنی قوی تر میگردد.هرگز با توجه کردن به بدبختی ها به آنها خوراک نرسان. به یاد بسپار, توجه واقعا خوراک و تغذیه است.به چیزهای منفی توجه نکن.به رنجهایت توجه نکن و درباره اش سخن نگو.آنها را بزرگ نکن , این کار بسیار مخرب و نابود کننده است.به رنجهایت بی توجه باش و با این کار آنها خواهند مرد.بیشتر به شادی متمایل شو, تمام توجه ات را
وقتی ننه زنده بود پیری غم‌انگیزی داشت. از این پیرهایی که بچه هایشان را سر و سامان داده‌اند، نوه هایشان قد و نیم‌قد زندگي روالی دارند و همسرشان چند سالی‌ست فوت کرده. روز ها بیدار می‌شوند و اهمّ کارشان پختن ناهار و شام بی‌ادویه و نمکی ست که ته ته‌ش دوغ بی مزه‌ای همراهش شده است. ننه سال‌ها منتظر مرگ بود. خودش نمی‌دانست اما صبح را شب می‌کرد و شب را صبح تا بمیرد. دغدغه‌اش کسی بود که در این انتظار همراهش باشد. نوبتی زندگي‌اش را با دو پسرش و ما
شب جای دلتنگیهای ساده ولی زیاد من را ندارد نمیدانم یا دلتنگیهایم مثل من بزرگ شده یا شب گنجایش ندارط سخته اینجور زندگي کردن خدایا مرا به دعاهای کمیل پنح شنبه های مسجد دانشگاه ببخش یااصلابه خاطر روضه های جان سوز آذری ببخش یا اصلا به خاطر این جمله اگر خسته جانی بگو "یا حسین"دلتنگم برای این زندگي ساده 
 
پ ن:اینو چن وقت پیش نوشته بودم شاید اون موقع دلم بارانی بوده
این روزها در تلاطم زمان گم شده ام و انگار گامی ناپایدار بر روانه ی احساسات میکشانم !
نمیدانم واقعا چگونه در حجم عظیمی از لحظات گم شده ام ؛ اصلا گم شده ام یا حل شده ام ؟
دلتنگی را حس میکنم ! دلتنگی را اینروز ها خوب میبینم ! مثل لکه های سیاه روی شیشه که به راحتی دیده میشوند .
آخر دلتنگ شده ام برای خودم ، برای توانمندی های ذهن خودم و برای خلاقیت های خودم .
کودک که بودم خلاقیت را نمیدانستم ولی بسیار خلاقانه زندگي میکردم اما این روز های عجیب با اینکه
مبادا چند ساعت دیرتر به زندگي کردن فکر کنیدباید تاختباید زد به سیم آخرباید دل به دریا زدباید کرد آن کاری را که بایدباید خواست تا بشودهیچ چیز در این زندگي ؛آنقدر سخت نیست که هیچ وقت حل نشودهیچ چیز آنقدر تلخ نیست که رَد نشودهیچ چیز آنقدر بد نیست که خوب نشود#صابر_ابر
ذات رفتن دلهره آوره است؛ مضاف برآن مقصدت هم معلوم نباشد. صبح برمیخیزی بی هیچ برنامه ای، شب خودت را درحال میابی که مشغول کوله بستن هستی، برای رفتن، برای جاری شدن. سر به سنگ زدن هایم بیشتر شده است، مقصدهایم نامعلوم تر. فردا را نمیدانم چشم هایم چه منظره ای میبیند شاید یک دشت شاید یک مه شاید هم یک دره. هر روز در رفتن زندگي کردن اما کار من نیست من نمیتوانم هر روز جاری شوم. برای جاری شدن باید بین مبدا و مقصد اختلاف پتانسیل برقرار باشد پس س هم جزئی
پریشب با اهل خانه به مهمونی رفتیم برای افطار؛و بعد از آن هم برای صرف بستنی به پارک؛حس و حال خیلی خوبی بود ، خیلی وقت بود که اینجوری با شادی خانواده م شاد نشده بودم .قبل از هرچیز از خدا میخواهم که شادی و نشاط را از هیچ خانه ای دریغ نکند و بعد .
در مسیر برگشت به خانه در تمام مدت که در جاده در حال حرکت بودیم چشم دوخته بودم به ماشینی که جلوتر از ما بود؛چون تمام امید و زندگي من توی اون ماشین بود و این اولین باری بود که به خاطر داشته های زندگيم به خودم
 

مؤلف: نورالدین مقصودی

ناشر: دانشگاه پیام نور

نوبت چاپ: ششم

سال نشر: 1376

تعداد صفحه: 201
 

کلیله و دمنه
نثری مصنوع دارد و بازنگری وشرح آن نیازمند دقت و حوصله ویژه است. چون متن
اصلی کتاب از زمره متون کهن  است‌، بدیهی است که بدون توضیح و شرح نکات و
مشکلات ،متن برای دانشجویان از رسایی و روانی لازم برخوردار نخواهد بود.
نثر شارح در شرح نکات و مشکلات، رسا و روان است . قواعد ویرایش و نگارش نیز
در بخش توضیحات رعایت شده است.
اثر حاضر ایرادات‌
☁️
زندگي متحیر کننده و شگفت انگیزه ، 
و همینطور مهیب و عظیم و ترسناک
و بعدش باز تورو حیرت‌زده می‌کنه ! 
و درفاصله‌ی بین شگفت‌انگیز بودن و ترسناک بودنش ،
زندگي خیلی معمولیه و جریانِ عادیِ خودش رو داره  
موقعی که برات روی خوب و شگفت‌انگیزش رو نشون میده ،
 تا میتونی هرلحظه رو با دمی به درون بکش و ازش استفاده کن ،
 به‌وقتِ ترسناک بودنش قوی باش و طاقت بیار ، 
و وقتی باز روالِ عادی‌ و نرمالش رو به‌دست اورد آروم باش و حالا وقتِ بازدمه  
و ه
ی پیچ بزرگ تو زندگي اونجایی عه که آدم به خودش میاد میبینه دیگه چیزی براش مهم نیست. این که خیلی ها چطور رفتار میکنن؟ چقدر میتونم تغییرشون بدم و این که بیش تر از همیشه فکر میکنی لحظه هایی که میرن دیگه هرگز بر نمیگردن. اون وقت دیگه فرقی نمیکنه تا اینجای عمرتو باهاش چیکار کردی دوس داری هر چی سربع تر هرچی هست رو رها کنی که میبینی این همه بند بهت داغونت کرده. خود خواه تر میشی و میگی زندگي باید همونی بشه برای من که می خوام. دیگه حال غصه خوردن نداری و به
بسم الله الرحمن الرحیم
سعی کردم بپذیرم همه چیز رو و خوشبختی رو بسازم
همه چیز داشت خوب پیش میرفت حالم عالی بود
اما انگار امتحان ها تمومی نداره و حس خوشبختی دوامی نداره.
اشکالی نداره این دنیا پایان داره ولی زندگي انسان نه
میدونین ترسم از اینه که به خاطر این نیتی ها زندگي ابدیم تحت الشعاع قرار بگیره
+ازاینکه قصه های سرگذشت رو کامل نکردم عذر میخوام اصلا مرور خاطرات برام جذاب نیست
زندگي یعنی جنگیدن؛ دقیقا به همین اندازه بی‌رحم و خشن و به همین اندازه سخت و غیرقابل پیش‌بینی.معمولا وقتی در شرایط سختی قرار می‌گیریم، البته نه به صورت لحظه‌ای بلکه در مقطع و مدت زمانی قابل ملاحظه مثلا خدمت سربازی یا دوران تحصیل یا خوابگاه، مشکلات مالی و بیماری و. این حرف که اگر این هم تمام می‌شد راحت می‌شدیم» زیاد شنیده می‌شود؛ اما غافلیم که راحت شدنی در کار نیست، تنها شاید وقتی راحت شویم که بمیریم، به غیر از مردن راحت شدن دیگری در ای
در تعریف عشق، گاهی به تعاریف متفاوت و متناقضی می رسیم.
مثلا در داستان "سال بلوا"، عشقی که روایت میشه، (که به زعم بعضی خواننده ها، یک عاشقانه ی لطیف و عجیب و شورانگیزه!) به نظر من، روایتِ رنج یک دختری ئه که بابت نادانی خودش و اطرافیانش داره عذاب می کشه.حتی عاشق شدنش هم، ناشی از همون ناآگاهی و خفقان بود و وارد نمیشم به لحظه های رخوت باری که از وصف حس و حالش داشت.
بریم سراغ تعریف دیگه ای از عشق.
این یکی به دختربچه ی ناآگاه ایرانی که در خفقان چند دهه
می نویسم  یاد و میخوانم ترا باد نامت را به قاصدکها می سپارد قاصدکها در پرواز شادمانه شان ، نامت رابه گلها هدیه میکنندگلها شکفته میشوند  و عطرت به مشامم می رسدچه دارد یادتکه این گونه مدهوش میکند عالمی رامی  نخورده مستت میشومو حضورت را می طلبمکه بی حضورتزندگي رنگی ندارد وعشق آهنگیجایت همیشه سبز است در خیالم.
زندگي سخت بود؛ سخت‌تر شد. رنگش طوسی بود؛ نوک‌مدادی شد. اما آدم باید میان مرداب هم برای خودش نیلوفر پیدا کند. مثلا یکی از نیلوفرهای زندگي من این است که آدم‌ها را در ذهنم با جملاتی از قبیل فلانی که در ریاضی نفهم است» و او که قشنگ می‌خندد» و فلانی که صدایش خوب است» به یاد نمی‌آورم. به‌جایش با خودم می‌گویم استعدادش در ریاضی یواش است»، خنده‌هایش بوی سیب گلاب می‌دهد» و در گلویش انگار سهره نشسته». این‌جور نگاه کردن به آدم‌ها قشنگ‌تر نی
زندگي آنقدر هم که فکر می کردیم طولانی نبود ، تا چشم بر هم زدیم وارد دنیای جدیدی شدیم عصری بظاهر مدرنیته !تفکرات نو ، عقاید نو ، و حتی دوست داشتن های نو ،پا به پای علم طرز فکرِبرخی از انسان ها هم پیشرفت کرد و باورهایشان بروز شد .هر یک از این افراد نسبت به زندگي تعریف خاص خودش را هم داردیکی روزی چند دل می شکند یکی برای تنوع چندین قربانی بجا می گذارد و دیگری هم شاید پایبندِ احساسِ کسی شده که خیانتروزمرگی اش محسوب می شود ،اینجا دیگر نمیتوان گ
خلاصه فایل لیبرالیسم
Knowledge about لیبرالیسم that increases your information.
آیا دنبال خلاصه فایل لیبرالیسم میگردید؟
You can download the file لیبرالیسم securely and easily from this site.
آیا در این پیج از وبسایت لیست مقالات پیرامون لیبرالیسم وجود دارد تا آن ها را مطالعه نمایم؟
Attention! To buy لیبرالیسم you need your second bank card.
لینک دانلود لیبرالیسم
نگران پیدا کردن مطلب درمورد لیبرالیسم نباشید. کافیست روی خرید کلیک کنید.
اگر میخواهید لیبرالیسم را بخرید بروی دکمه خرید فایل کلیک کنید.
هدف م
نام کتاب: عالم عجیب ارواح
نویسنده: سید حسن ابطحی
نوبت و تاریخ چاپ: اول ، ۱۳۷۱
ناشر : نشر حاذق - قم 
تعداد صفحات: ۲۴۰ صفحه وزیری.
عکس : ندارد
شابک: ندارد
** تاریخ ورود به کتابخانه‌ی شخصی: یکشنبه ۹۷/۱۰/۲۳ با تشکر از آقای صحرایی
* تاریخ مطالعه‌ : مطالعه‌ی اول از یکشنبه ۹۷/۱۲/۱۲ (۲۱:۵۴) تا شنبه ۹۸/۰۲/۲۸ (۲۰:۱۱) 

* معرفی و بررسی:
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
این کتاب در مورد روح و شناختن روح می‌باشد و نویسنده برای اینکار به مطالبی از کتاب‌های ر
سلام!!!!!!
آن یو سا !!!!(کره ای)!!!:)))))
یه چند وقتیه دارم روی یه سری تغییرات درونیه خودم کار میکنم!!!
مثلا کلاس نقاشی میرم.راستش واقعا دوسش دارم.تو دوران مدرسه اینجور کلاسا تو خونه ی ما غدقن بود!!
در واقع تو خونه ی ما درس مهم ترین فاکتور زندگي محسوب میشه و از نون شب واجب تره!!!متاسفانه یا خوشبختانه؟؟؟
به نظر من متاسفانه!
آخه بابا چقد درس؟یه خورده هم زندگي کنی جای دوری نمیره
یا مثلا نجوم و ستاره شناسی که بهش علاقه دارمخانواده مخالفت میکنن که بچ
اومدن خونتون. از روز قبلش توی فکرم بود که چه کار‌هایی با هم می‌کنیم. ولی نکردیم. همه چیز خیلی پاک و زیبا بود. صبح یه صبحانه ساده، کلی حرف زدن و بازی با دارت. بعد از ظهرش پیتزا و بازم بازی با دارت. همه این پنهان‌کاری ها زیبا‌یی‌های خودش رو داره.
بهت گفتم که دلم می‌خواست که چیکار کنم باهات. بهم گفتی قلبت نامنظم می‌زنه. دوستت دارم چیزی بود که گفتم و میمیرم برات جیزی که تو گفتی.
I have you now. But still.I will never really have you.
تو رفتی پیش یه مشاور و بهت گفته
به محض تولد یافتن انسان تمام توجه ها به سمت او جلب میشود .او بزرگتر میشود و تا مدتها در این اندیشه است که همه ی توجه ها به سمت اوست .پس رفتارها و گفته ها و اندیشه های خود را بگونه ای انجام میدهد که این توجه ها را جلب کرده به توجه کنندگان بیشتری برسد.سپس بعد از میانسالی در میابد که بهتر است توجه دیگران را کنار بگذارد و برای خود زندگي کند ،کم کم به بلوغ اندیشه میرسد و تلاش میکند اندیشه ها و رفتارهای خاص خود را به ظهور برساندبزرگتر که میشود در میاب
مشاورهٔ تربیتی
احترام به بزرگترها و والدین را چگونه در فرزندانمان نهادینه کنیم؟پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به پرسش یک مادر دغدغه‌مندپرسش:پسر هفت‌ساله‌ای دارم که در کل پسر خوبی است، ولی گاهی رفتارهایی دارد که برایم عجیب و سؤال‌برانگیز است. از جمله اینکه:۱. گاهی پسرم سر بزرگترها داد می‌زند و به آنها بی‌احترامی می‌کند. ۲. گاهی به پدربزرگ و مادربزرگش سلام نمی‌کند. ۳. گاهی جواب من را که مادرش هستم، پس می‌دهد و به قول معروف تو روی من درمی‌
پیرمرد» زمانی به نزدیکانش می گفت پستویی دارد پر از زاییده های خیال و کند و کاو در زندگي.پستوی او به پستوی  خانه ی خمّار می ماند که هر چه از آن پیاله بردارند تمام نمی شود. او به دریا وصل است و از همان است که سبو پر می کند بهر مشتاقان. او تمامی ندارد. مانند منظره ی نقاشی است از طبیعتی که  تمام فصل ها را در دل خود دارد و تنها یک تصویر نیست: او تمام ِ زندگي ست.
از نیما یوشیج می گویم. گاهگاهی از او می خوانم و باید برای خودم  بنویسم پیچ و خم کار او از چشم
نهج البلاغه عالیترین کتاب شرح و تفسیر قرآن کریم❗️
( قسمت سوم)
به نظر شما دلیلش چه بوده که ما نتوانسته ایم به قرآن عمل کنیم؟! فکر میکنم دشمنان خیلی خوب فهمیدند چکار کنند که مسلمانان بهترین دستوالعمل زندگي را داشته باشند و بدترین زندگي را طی کنند؛ قرآن داشته باشند و بیچاره باشند! دشمنان خوب فهمیدند. 
ادامه مطلب
زندگي کردن با معیارهای حال حاضر جامعه و بقیه‌ی آدم‌ها خیلی سخت باید باشه. تصور کن برای این که مورد قبولشون قرار بگیری مجبوری انقدر استرس بکشی تا بهترین دانشگاه قبول بشی! مجبوری شغلی داشته باشی که از نظر اون‌ها مناسبه! مجبوری عمل جراحی کنی که به نظرشون زیبا به نظر برسی! رژیم‌های سخت بگیری که اندامت رو بپسندن! مجبوری با زن یا مردی زندگي کنی که از نظر بقیه مناسبه و یا سبک زندگي رو دنبال کنی که جامعه ازت میخواد! شاید متوجهش نشده باشی پس گاهی یه
گاهی وقتا حس میکنی تنهاترین تنهایی ، حتی با وجود نفسای گرمی که دور و برت هستند؛یه مادر مهربون و فداکار،یه پدر دلسوز و آرام کننده، برادرای عزیزتر از جان ، و بالاخره همسر و فرزندی که با اومدنشون به زندگي رونق و صفا بخشیدناما.نه ، فکر می کنم این زندگي دیگه اما نداره ، جز اینکه گاهی وقتا یادمون میره که همه ی ما توی این زندگي حقی داریم، گاهی وقتا فراموش می کنیم که این فقط ما نیستیم که محتاج محبت دیگران هستیم ، بقیه هم به محبت ما احتیاج دارند.ای کا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب