نتایج پست ها برای عبارت :

پسر خالم یاسین

سلام من خیلی وقته که با مشکل فشار خون دستو پنجه نرم میکنم.
این یک ارث خانوادگیه که ما داریم. من هم از طرف خانواده مادری و هم از طرف خانواده پدری در خطر فشار خون بودم. چون دوتا از عموهام مشکل فشار خون داشتن.
از اون طرف خالم و یکی از داییام مشکل فشار خون دارن. پدربزرگ پدریم هم با بیماری فشار خون زندگی می‌کنه.
خلاصه که وضعیت ماام اینه دیگه چه میشه کرد.
ما توی خانوادمون هر هفته خونه یک نفر مهمونی میگیریم.
جمعه ها سمت خانواده پدری و پنجشنبه هاام خونه
با سلام
روزی دو سه بار به مرگ فکر میکنم و حالم بد میشه و یاد خالم اینا افتادم که رحمت خدا رفتند و الان یه نفر داره زمینشون رو میسازه. انگار اصلا تو این دنیا نبودن. این شده یه عامل بازدارنده برای من. تو نت خوندم که اگه به فبرستان سر بزنید و راه برید بهتر میشید. دیشب رفتم سر زدم ولی زیاد اثر نداشت و دوباره اون حالت برگشته.
یاعلی
چند شب پیش، با دختر خالم سوار کشتی صبا (همون اژدهای خودمون) شدم، از ترس تمام مدت چشمام رو بسته بودم و جیغ میزدم و دو دستی دختر خالم رو چسبیده بودم.
فردا شبش، دوباره سوار شدیم. قبل از حرکت، متصدی دستگاه اعلام کرد چون تو این دور،به جز شما دو نفر( من و دخترخالم)، همه پسرن میخوام تند تر از دورای دیگه برم و اگه می ترسید پیاده بشید، بعدشم اومد جلو و گفت خانوم شما دیشب خیلی ترسیدی، اگه میخواید دور بعد سوار بشید.
حقیقتش بهم برخورد و گفتم نه نمی ترسم و میش
جمعه مسابقات کنگفو سبک توآ نیمه آزاد بود پسر خالم یه سال ازم کوچیک تره مسابقه داشت
منم که قبلا میرفتم و دوتام مدال دارم(قصد پز دادن ندارم صرفا جهت اطلاع بود)یه کشوری و یه استانی 
اما درسم یکم ضعیف شد و ولش کردم
ازین بابت اکثرا باهاشون آشنا بودم
خلاصه رفتیم و پسر خالمو معرفی کردم بشون
و پسر خالم قهرمان شد
اما باید فینال می بودین جاتون خالی با دوستام و هم باشگاهیاش جم شدیم یه ضرب تشویق میکردیم من از بس عربده کشیدم پسر خالم که فیلمشو دید(ارشد باش
دختر خالم دیپلم فنی حرفه ای داره و پارسال به هزار و یک دلیل نشد که دانشجو بشه و پشت کنکوری شد.
از اول مهر با جدیت درس خوند و انواع و اقسام کلاس کنکور و آزمون آزمایشی شرکت کرد.
و حالا؟
تو دو قدمی کنکور،اعلام کردن که کنکور فنی حرفه ای حذف شده و پذیرش بر اساس سوابق تحصیلیه!
واقعا نمیدونم چی باید بگم تا بتونم یکم حالش رو خوب کنم.
                
خلاصه که تو این مملکت به هیچ چیزی نمیشه اعتماد کرد.
بخونیم که همین امسال شر کنکورو تموم کنیم،یهو دیدی خوابی
از بیرون اومدم ماسك موهامو گذاشتم منتظرم تایمش تموم شه برم دوش بگیرم.تازه رسیدم خونه.اومدم تو اتاقم در بستم كه صدای هیچكس نشنوم.خیلی ناراحت شدم امشب.خیلی زیاد.دلم به حال خودم سوخت كه باید همچین وضعیتی رو تحمل كنم.خیلی خسته ام از این وضعیت.ولی میدونم میگذره تموم میشه راحت میشم از همه این سختی ها.دختر خالم سالها قبل یه حرفی زد كه هنوز تو ذهنمه.اونشبی كه این حرف زد با خودم فكر كردم مگه میشه ادم همچین حسی داشته باشه؟ اصن امكان ندارهول
یکی از استادام دوستِ "فرزند "خالمه .حالا استاد یه درس احمقانه .بیخود !همش پسر خاله ام میگه استادتون فلان .استادتون بیسار .!هی میگه سر کلاس فلانی نروها .‌!اتفاقا دیروز با فلانی بودم .فلانی گفت .فلان!
خالم هم گفت اتفاقا استادتون دیروز اومد ناهار خونمون.آبگوشت داشتیم و اینا.!
امروز استاد محترم تو گروه پیام داده که هفته دیگه نیاید کلاس.میگم حتما خونه خاله صدیقه دعوته .
مامان یه جوری بهم چشم غره رفت که تا دو ساعت فقط گلهای قالی رو میشمرد
بسم الله
بالاخره بعد از کلی وقت برگشتم تهران.برگشتم و دوستامو دیدم و دیروز هم با مامان بابام اومدیم لواسون خونه ی خالم.باغِ بزرگ و باد خنک شب ها و بالکنِ خیلی بزرگ برایم یادآور حس های خوبِ از دست رفته است.دورهم جمع شدن های شلوغِ فامیل و بازی کردن تا دمِ صبح.ولی حالا صبح ها که بیدار میشوم کسی کنارم نخوابیده است.به آرامی رخت خواب خودم را جمع میکنم و پای لپ تاپ مینشینم و بعد یکم در حیاط میگردم و گیلاس میخورم و عصر میشود و بعد هم دوباره برمیگردیم ت
زنگ اخر درس فیزیک داشتیم و چون چیزی یاد نمیگرفتیم باید کلاس رو تعطیل میکردیم. چن نمونه میگم. مثلا یه بار یه جارو بزرگ اوردیم تو کلاس و اینقدر گرد وخاک بلند کردیم که معلم خودش نیومد. یه بار دیگه من گفتم همه فرار کنیم و همه در رفتیم. یه بار دیگه پسر خالم گفت بیا روی صندلی معلم پنس بزاریم و وقتی دبیر نشت یهو بلند شدو دعوا و دفترو تعطیلی. یه دوست دیگم یه کاری کرد که جواب نداد. اومدیم یه ترقه با سیم وصل کردیم که وقتی کبریت رو روشن کردیم تو نصفه راه خام
 
سلام من مهنار سروشی هستم . 25 سالمه. ساکن مشهد هستم.
چند وقت پیش دچار سردرد های بدی شدم. پیش هر دکتری که می رفتم متوجه اینکه مشکل من چیه نمی شدن. و نمی دونستن که چرا من سرم درد می کنه.
خونه مادر بزرگمم که بودم، با این سنم بهم می گفتن اینقد که گوشی دستت می گیری.
هر کدوم از دکتر ها یک ایده و تشخیص برای سردردای من داشتن. و بیشترشون مسکن پیشنهاد می کردن.
یکی از دکتر ها بهم گفتش که امکان این وجود داره که تومور داشته باشی. منم از شدت ترس اینکه نکنه من
آخرین پستی که گذاشتم ۷۳ روز مونده بود به کنکور
ولی الان فقط ۱۱ روز دیگه مونده
اتفاقاتی که توی این مدت افتاد تلخ و شیرین زیاد بود
فوت پدربزرگم
افسردگی و تهوع صبحگاهی بخاطر قرص LD 
۲ رقمی شدنم توی آزمون جامع
حس جدیدی که پارسال تجربه نکردم (البته فقط پشت کنکوریا این حسو تجربه میکنن)
و
دیگه واقعا خسته شدم میخوام واسه خودم باشم 
رفیقم که بهتون درموردش یبار گفتم (همون که پزشکی شیراز میخونه) برگشته میگه جات توی کلاسمون خیلی خالیه یه جوری بخون شیرا
من بچه‌ها رو خیلی دوست دارم.خیلی زود باهاشون جور میشم و حوصلشونو دارم.با این اوصاف دیروز خاله بزرگم با خانواده و ۴ تا نوه‌ش اومدن خونمون.منی که انقدر حوصله‌ی بچه دارم داشتم روانی میشدم.قشنگ آتیش انداخته بودن انگار تو خونه.با سرعت پراکنده میشدن و از در و دیوار بالا میرفتن.به شدت شیطون و حرف گوش نکنن.و ماماناشون که اصلا براشون اهمیت نداشت که بچه‌هاشون چیکار میکنن خالم و شوهر خالمم از این که ما سعی کردیم آرومشون کنیم و نذاشتیم قشنگ!گند بزنن ت
صبح که وارد جلسه شدم،تو خواب و بیداری صندلیم رو پیدا کردم چون شب قبلش، بی خوابی داشتم و ۴صبح خوابیدم.
قبل از آزمون،از یه نفر راجع به کلاس های کنکوری اینجا پرسیدم،یه جایی رو معرفی کرد گفت اساتیدش پروازی ان و هر کلاس حدود۸۰ نفرن:/
هیچی دیگه کلا از کلاس رفتن پشیمون شدم، چون من باید همش سوال بپرسم از استاد و خب مسلما تو یه کلاس۸۰ نفری همچین چیزی امکان نداره.باید بگردم یه آموزشگاه دیگه پیدا کنم.
سوالا رو تا حدی که بلد بودم جواب دادم و خواستم از جلسه
امسال به محض اینکه رسیدیم مشهد، خالم گفت نرم افزار رضوان رو نصب کنیم شاید مهمون غذای حضرت بشیم. همون شب اول یعنی یکشنبه، خودش تو نرم افزار ثبت نام کرد. فرداش که رفتیم حرم یه پیام براش اومد که شما دعوت شدین! باورمون نمیشد! تو پیام نوشته بود که هر فرد میتونه چهار همراه با خودش ببره. ما چهارده نفر بودیم و گفتیم اشکال نداره، اون پنج تا غذا رو همه با هم میخوریم. همون شب یعنی دوشنبه همگی تو این طرح از طریق نرم افزار و پیامک ثبت نام کردیم. به صبح سه شنبه
سلام.امشب اومدیم خونه دادا.اینجا می خوابیم که مواظب خونه و بزها باشیم.این خونه با آدم حرف میزنه.خاطره میگه از آدما.گاهی تولد و شادی به رخ میکشه و گاهی نبودن ‌ها رو به رخم میکشه.خاطرات ۲۱شهریور سال نود.خیلی روشن و واضح تو ذهنم میان.ترسناکه اینجا راستش همیشه ترسناک بود حیاط خیلی بزرگش و الان با حرفایی که زندایی گفته درمورد جن و اینا برا هممون ترسناک تر شده.پنجشنبه تولدم بود.۲۳ ساله شدم.الان ۲۳ سال و سه روزمه حدودا.خواهرم به خالم گفته بود ک
دیروز صبح خواب عجیبی دیدم. یعنی دوتا دیدم ک اولیشو بیخیال.ولی دومیش خواب دیدم رفته بودم مکه ! بله. اینقد عجیب ! بعد توی خواب داشتم فکرمیکردم ک من چی کار کردم چی خوندم ک این سفر نصیبم شد.یاد ی دعایی افتادم ک گفته بود اینو بخونی تا حج نرفتی نمیمیری بعد باخودم گفتم نه منکه نخوندم اینو پس چطور تونستم بیام مکه! در یک حالت خرذوقی خاصی بسرمیبردم ک نگو و نپرس. اونجا فکرنکنم ی چندنفردیگه ام بودن باهام. بعد من باهمون مانتوشلوار معمولی بودم نه لباس اهرام.
"وقتی به همه چیز و همه کس اهمیت می‌دهید، احساس می‌کنید که حق دارید همیشه در آرامش و شادی باشید و همه چیز باید دقیقا همان طوری باشد که شما دوست دارید. اما این یک بیماری است، و شما را زنده زنده خواهد بلعید. شما در این حالت، هر اتفاق ناخوشایندی را بی عدالتی می‌بینید؛ هر چالشی را یک شکست می‌دانید؛ هر ناراحتی را یک ناسزای شخصی تلقی می‌کنید؛ و هر مخالفتی را یک خیانت تصور می‌کنید. در جهنم کوچک خود که به اندازه‌ی فکرتان است، گیر می‌افتید؛ در حس حق
دانلود آهنگ ياسين ترکی بیا عوض کنDownload Music Yasin Torki Bia Avaz Kon
آهنگ ياسين ترکی بنام بیا عوض کن
من سپردم دل به تو اما وقتی که رفتی شد این دلم تنها
درگیر یه بازی ساده که تو دست تو افتاده زندگیم بودش که از چشم تو افتاده
ترانه . موزیک : آرش AP + تنظیم : ياسين ترکی

ادامه مطلب
+ یادداشت رمزی که دیروز به عنوان پیش نویس پست جدیدم نوشتم، هنوز کنار دستمه اما دستم به نوشتنش نمیره چون پر از خوشحالیه و من الان پر از غمم:(
شاید اتفاق خاصی نیفتاده باشه ولی من دیگه رمق ندارم:(((
+ نلیسادقت کردی تو 23 سالگی میری دانشگاه در حالی که دوستات تو 23 سالگی لیسانس میگیرن
23عدد عجیبیه.عددی که همیشه به جادویی بودنش ایمان داشتم.
و چه ترسناک که انقدر زود داره میاد
+ از ترحم بدم میاد من خودم این راهو انتخاب کردم پس ترحم ممنوع!
+ کنکو
دانلود آهنگ ياسين ترکی دختر خوبDownload Music Yasin Torki Dokhtare Khoob
آهنگ ياسين ترکی بنام دختر خوب
یه کم یواشتر ببند درو دختر خوب نرو
اشک رو گونمو ترس تو وجودمو ببین دخنرخوب نرو
ترانه . موزیک : ساسان سورانی + تنظیم : ياسين ترکی

ادامه مطلب
دانلود آهنگ ياسين ترکی بگیر و ببندDownload Music Yasin Torki Begiro Beband
آهنگ ياسين ترکی بنام بگیر و ببند
داره میمیره دلم بگیر و ببر هر چی که میخوایو
تو این بگیر و ببند بندته دلم نگو نمیایو نگو منو نمیخوای تو
ترانه . موزیک . تنظیم : ياسين ترکی

ادامه مطلب
دانلود آهنگ ياسين ترکی آخرین پاییزDownload Music Yasin Torki Akharin Paeez
آهنگ ياسين ترکی بنام آخرین پاییز
پاییز از این پنجره معلومه نزدیکمه با نم نم بارون
کجای دنیایی بدون من چی میشه باز تکلیف رویامون
ترانه : ترانه مکرم + تنظیم : ياسين ترکی

ادامه مطلب
چندروزی بود که داشت یکنواخت میرفت جلو. به دور از هیچگونه خبر جدید. دوروز هرچی انتظار کشیدم که زنگ بزنه، نزد. دیروز بعدازظهر زنگ زدم به گوشی خاله که با خالم حرف بزنم. یهو محمد جواب داد. قلبم هری ریخت پایین. گفتم سلام خوبی؟ گفت گوشی الان خاله جونت میاد. گفتم یه لحظه صبرکن خب، بذار باهات حرف بزنم، گفت ببخشید من کار دارم، باید برم. قلبم به درد اومد. اونقدر بغضم گرفته بود که نتونستم بیش از یک دقیقه حرف بزنم. از این طرز برخورد کردن
داستان قسمت آخر سریال فضیلت خانم
سریال فضیلت خانم و دخترانش fazilet Hanim ve Kizlari یکی از سریال های پربیننده 2017 کشور ترکیه و استار تی وی است که داستانی درام و عاشقانه دارد.
فضیلت خانم زنی میانسال است که دو دختر به نام خزان و اجه می باشد که هر کدام از این دخترها در زندگی خود دچار فراز و نشیب زیادی می شوند و فضیلت قصد دارد که اوضاع را بهبود بخشد. دختران او پس از اتفاقاتی سر از منزل اگه من ها در می آورند. عشق اجه و ياسين هم در اواسط سریال به بن بست می خورد و ا
خواص درمانی خواندن سوره های قرآن
 
 
 
در برخی از روایات برای هر یک از سوره های خواصی ذکر شده است که در ادامه بخشی از این خواص براتون ذکر میگردد.
رفع سرماخوردگی و زکام: خواندن سوره شرح
درمان تاری دید چشم: خواندن سوره انفطار
رفع آبریزش چشم: خواندن سوره عبس
درمان آب مروارید: خواندن سوره بینه
درمان بیماری کبد: خواندن سوره قصص
رفع بی خوابی: خواندن سوره انبیاء
به خواب نرفتن: خواندن سوره نبأ
بندآمدن ادرار: خواندن سوره شرح
عدم سقط جنین: خ
دانلود آهنگ ياسين ترکی بریز به همDownload Music Yasin Torki Beriz Beham
آهنگ ياسين ترکی بنام بریز به هم
بپیچ مث زوزه باد بگیر زندگیمو باز بذار آشوب بشه دلم بذارش قلبو زیر پات
این غرورو له کنش دلو به من بسپارش من همش درگیرتمو این غصه هارو کم کنش
ورژن اسلو

ادامه مطلب
کنایه رضا رفیع به اسم فرزند کانادایی مجری معروفارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:کنایه رضا رفیع به اسم فرزند کانادایی مجری معروف - فیدیاکنایه رضا رفیع به اسم فرزند کانادایی مجری معروف 08:34 نقص قانون و جولان دو تابعیتی ها در کشور . کنایه رضا رفیع به اسم فرزند کانادایی مجری معروفکنایه رضا رفیع به اسم فرزند کانادایی مجری معروف 12,925 کلاکت 10.9 هزاردنبال‌ کننده . کنایه رضا رفیع به اسم فرزند کانادایی مجری معروفکنایه رضا رفیع به رامبد ج
گاهی این بزرگتر های اطرافم را درک نمی کنم ، آن زمان که بچه بودم عروسکی داشتم که بی اندازه دوستش داشتم و همه جا با خودم می بردمش مثلا کلاس دوم سوم ، اما همه اش مورد تهاجم بزرگتر ها قرار می گرفتم که تو آخر دیگر بزرگ شده ای چرا عروسک به دست می گیری خجالت نمی کشی؟؟ و من عمیقا به فکر می رفتم که آیا واقعا بزرگ شده ام؟؟ و به خاطر همین همیشه با خودم فکر می کردم پس دیگر به سنی که الان دارم برسم بزرگ بزرگ می شوم .اما حقیقت این بود که من هنوز آن زمان بچه بودم
تا خوابیدم شد ساعت7صبحمامان اینا ساعت9صب بیدارشدن و درحال جمع کردن وسایلا بودن حالا منم خوابم میمومد و هرکدوم شون از ی طرف منو صدا میکردن ک بیدارشد دیر شد دایی همش زنگ میزنه بیدارک شدم اصلا حوصله نداشتم چشام از بیخوابی پف کرده بود ابجی حاظرشد سریع و بادایی شون ساعت11رفت ماهم تا حاطرشدیم شد ساعت یک و طبق معمول همیشه دیر میرسیم یه جا توی راه یادمون افتاد ک قلیون و نیاوردیم روزش اصلا حوصله نداشتم ک ب مامان کمک کنم توی ماشینم بابا همش میگفت و
" توی همه سال‌های این قرن جدید، حتی بعد از انقلاب، دولت مرکزی و فرهنگ
مرکزگرا چیزی بوده‌اند شبیه همان فرانسه و انگلیس و عثمانی. دعوا سر اختلاف
مذهبی نیست، هیچ وقت هم نبوده. همه‌مان چه به برادری و وحدت اسلامی و امت
واحده معتقد باشیم و چه به تساهل دینی مدرن، می‌دانیم که باید به چیزی که
دیگران به آن باور دارند، احترام بگذاریم، اما به چیزی که دیگران هستند، به
مدل زندگی‌شان، به ته‌لهجه‌ای که تهرانی نیست، به لباسی که بلوجین و
تی‌شرت نیست،
پاچه های شلوارش را بالا داد و با مظلومیت به من خیره شد:
-اینجا رو نگا!
جای سوختگی روی پاهایش دلم را کباب کرد.  ارام روی سوختگی اش دست کشیدم:
- چیشده؟
با ناراحتی پاچه ی شلوارش را دوباره پایین داد:
-جای تنبیه مامانمه!
با شنیدن این حرف عین برق گرفته ها نگاهش کردم. باورم نمیشد یک مادر انقدر قسی القلب باشد که با 
بچه اش همچین کاری بکند. اخم غلیظی کردم:
-راس میگی؟ واسه چی اینکارو کرد؟
سرش را بالا و پایین کرد:
-اوهوم. واسه اینکه بدون اجازه رفته بودم خونه ی
 
 
دانلود
 
اسم تو می بارد از نفس باران
نور رخت دارد جلوه ی بی پایان
 
بر دل خسته
می دهد اسمت
 
لذت عشقی مدام
بر روح بلندت سلام
 
سلام ای گوهر دریای نور
ای آیه ی زیبای عشق
ریحانه ی روح خدا
 
سلام ای دار و ندار علی
ای بود و نبود حسن
ای مادر ارباب ما
 
ذکر لب نوکرها
سیدتی لبیکِ
 
یا فاطمه اهرا
صلی الله علیکِ
 
مهر تو در دل ها آیه ی توحید است
جلوه ای از نورت صورت خورشید است
 
آیه به آیه
از دل قرآن
 
داده خدا این پیام
بر روح بلندت سلام
 
سلام ای کوثر و ت
سلام. 
خوبید؟
امروز می خواهم یکم درد و دل کنم. شایدم درد دل نیستا . از یک حس می خواهم بگم. البته از این حس ها که واسه ما دخترا زیاد هست . :)))))))))))))
من الان 33 سالمه هااا. اما هنوزم بعضی وقتها یکهویی از یکی خوشم میاد. اما خوبیش اینه تو دلم نگهش میدارم و به کسی هم نمیگم. 
من کلا هر سال یکبار از یکی خوشم میاد ، دو سه ماه بهش فکر میکنم و بعد دو سه ماه هم میفهمم یکی تو زندگیشه و بنده خدا اصلا به من فکر نمیکرده :))))))))))))))))))
بعد یک دو هفته طول میکشه تا فراموشش کنم
چند روز پیش به یکی از بچه ها پیام دادم چند تا سوال درباره درصد و اینا ازش بپرسم. بعد نشستیم دو تایی کلی خیالپردازی کردیم که من رتبم ال میشه و بل میشه و این حرفا. بعدشم به این نتیجه رسیدیم که این چند روز آخر خیلی مهمه و ما اگه مثل خر بخونیم قطعا میتونیم به اون رتبه های ال و بل برسیم. خب من که قاعدتا گفتم از فردا. که نمیدونم این فردا سه شنبه میشد یا چهارشنبه. دیروز رو که واقعا خیلی زحمت کشیدم. تا چهار بعداز ظهر تو چت و مسخره بازی و اینا بودم :) بعد رفتم
در یازدهمین دوره جشنواره بین المللی ریاضیات کانگورو
 پایه ششم دبستان :
 
علی بشارتشهریار جباریسید علی خراسانیکسری رحیمیسجاد بدریفرداد یزدانیپرهام دهقاناحسان شرفیرادین مناهیآرین صمدیمعین قندهاریآرین خدادادنژادمحمدسینا قربانیپرهام منیعیحسین حکیم پورمیکاییل افشارامیررضا پیروز آزادامیرحسین عامریانمحمدرضا پهلوان زادهامیر حسام زاهدی
 پایه پنجم دبستان :
 
محمد طاها مشفقمحمد غلام زادهياسين عبدیامیررضا علیجان پورعماد مقبو
سلام امیر هستم  24 ساله از ایران.من عاشق سکس خانوادگی بخصوص سکس با مامی هستم ولی امروز می خوام از اولین سکس خودم بگم.
اولین سکس من با یه زن 37 ساله بود .از دوستای مامانم بود اکثرا بعدی که کارش تمام میشد سر راهش میومد خونه ما یه سری هم به مامانم بزنه.من سیما جون صداش میزدم و همیشه دوست داشتم یه بار خودمو خودش تنها تو خونه باشیم اخه خیلی اهل شوخی بود بر خلاف مامان من که سعی می کرد سنگین باشه.این سیما حانوم ما دو تا بچه داشت یکی 9 ساله یکی دیگه هم 12سال
خبر از جسد مغروق!

فرزند ایشان نقل می کنند:
در ایام نوروز سال 1317 هــ.ش. مردی به نام کربلائی محمد سبزی فروش به خانه
ما مراجعه کرد و گفت پسر چهارده ساله ام دیروز صبح سوار بر روی باری از سبزی
که بر یابوئی حمل می شد، از محل سبزی کاریهای خارج شهر می آمده است.
هنگام
عصر یابو و بار سبزی آن به مقصد می رسند لیکن از بچه خبری نیست و هر چه جستجو
کرده ایم، از او اثری و خبری نیافتیم. به تقاضای وی، ماجرا را به عرض پدرم
رساندم، پس
 
دعای قبل و بعد از نوشتن دعا
دعاى پیش از دعا كردن حضرت على علیه السلام : ھر كس دوست مى دارد كه دعایش رد نشود پس بخواند پیش از دعایش این دعا را.
ماشاء اللّه توجھا الى اللّه ، ماشاء اللّه تعبداللّه ، ماشاء اللّه تلطفا للّه ، ماشاء اللّه تذللا للّه ، ماشاء اللّه استضارا باللّه استكانه للّه ،ماشاء اللّه تضرعا الى اللّه ، ماشاء اللّه استعانه با اللّه استعانه باللّه ، ماشاء اللّه لا حول و لاقوه الا باللّه العلى العظیم .
دعاى بعد از دعا كردن حضر
بی مقدمه می گویم، اگر می دانستم کار پروژه ای که دکتر فیروزی می گفت پیاده کردن دو ساعت و نیم وویس جلسه است و فعلا دو ساعتش 22 صفحه آچهار شده، واقعا قبول نمی کردم. این روز ها که تقریبا می توان گفت کمی شلوغ است. این روز ها مدام به این فکر می کنم که پختگی این است که روایط خانواگی، روابط عاطفی، مشکلات و مسائل اصلا نباید در استوری ها و پست ها و عکس های پروفایل نفوذ کنند که اگر اینطور باشد، انگار چیزی کم است. حانیه چند وقت پیش یک استوری گذاشته بود با این
سلام 
در دبیرستان کتابی داشتیم به نام بینش اسلامی.
در کتاب آمده بود که : گناه نکنید چون یا بر سر خودتان می آید یا بر سر نسلتان.
همه دست خود را پاک می دانند و هیچکس خود را گناهکار نمی داند و اینجاست که گناهکار معلوم نیست!
اگر بدانیم در گذشته چه کسی یا کسانی گناه کردند و تخم فساد ریختند چقدر خوب بود. معلوم نیست چه کسی یا کدام قومی در گذشته گناهان کبیره کرده ، که همینک نسل های ما باید تاوان بدهد. نام هایی را در کتب دینی همگی خوانده ایم و نیازی به ذکر
سلام 
در دبیرستان کتابی داشتیم به نام بینش اسلامی.
در کتاب آمده بود که : گناه نکنید چون یا بر سر خودتان می آید یا بر سر نسلتان.
همه دست خود را پاک می دانند و هیچکس خود را گناهکار نمی داند و اینجاست که گناهکار معلوم نیست!
اگر بدانیم در گذشته چه کسی یا کسانی گناه کردند و تخم فساد ریختند چقدر خوب بود. معلوم نیست چه کسی یا کدام قومی در گذشته گناهان کبیره کرده ، که همینک نسل های ما باید تاوان بدهد. نام هایی را در کتب دینی همگی خوانده ایم و نیازی به ذکر
هو الرحمن الرحیم 
به این فکر می کردم کهدر هواپیمایی نشسته ام و در اوج پرواگاه خلبان بگوید که ما در حال سقوط هستیم !به گیج شدن و ندانم کاری هایم ، به توسلم به هرکس که در ذهنم آیدبه ذکرهای آن لحظاتم ، به توبه هایی(غلط کردم) کهبا پشیمانی کامل گفته می شوند ، به یا حسین گفتن ها !
و . و . و . فکر می کنم !
به اینکه آرام و بیخیال سوار بر هواپیمایی شده ام که قرار است مرا سالمبه مقصد برساند اما ناگهان دراوج آسمان ، سقوط را ترجیح می دهد !فکر می کنم !به عجز
دعا و طلسم  فوری و مجرب رام كردن شوهر

طلسم رام كردن شوهر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
شَهِدَ
اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا
الْعِلْمِ قَائِما بِالْقِسْطِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ
إِنَّ
الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ أَنَا الْعَبْدُ
الضَّعِیفُ الْمُذْنِبُ الْعَاصِی الْمُحْتَاجُ الْحَقِیرُ أَشْهَدُ
لِمُنْعِمِی وَ
خَالِقِی وَ رَازِقِی وَ مُكْرِمِی كَمَ
متن تبریک ولادت امام موسی کاظم
متن تبریک ولادت امام موسی کاظم
در این مطلب مجموعه ای از جدیدترین و زیباترین متن ها و اس ام اس های تبریک ولادت امام موسی کاظم علیه السلام را جمع آوری کرده ایم ، برای مطالعه اس ام اس ، در ادامه با مجله پارسی سرا همراه باشید.
متن تبریک ولادت امام موسی کاظم
متن تولد امام موسی کاظم
مژده ای دل که شب میلاد کاظم آمده
فاطمه بر دیدن موسی بن جعفرآمده
کاظمین امشب چراغان از وجود کاظم است
خانه ی صادق چراغان از حضور کاظم است
در قرآن رفتار منکرین و کفار و معاندین در مقابل
حق، چنین بیان شده که آنها به پیامبران الهی پاسخهایی از این قبیل می دادند: تو هم
انسانی مثل ما هستی.
این مطلب در آیات بسیار آمده و کار معاندین و منکرین
آیات الهیه این بوده که برتری ها و ویژگی های پیامبر الهی را انکار کرده اند و همین
رفتار را در قبال جانشینان معصومش نیز داشته اند.
(10:ابراهیم)‏  - (154و 186:شعرا)-(15 : ياسين)‏- (24و 33 و
47: مومنون)
و.
اما این آیات : .انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر.»
برترین ش
توضیحات

دوستای عزیزم سلام
اگه شما هم جزء اون دسته از دواطلبایی هستین که سر جلسات امتحان استرس میگیرن و الانم تو فکر استرس کنکورن، خوندن این مطلب رو از دست ندین…
ما امروز قراره چند تا راهکار ساده رو بیان کنیم که میتونه در کاهش استرس بسیار موثر باشه.
پس تا آخر این مطلب با عینکی همراه باشین.
اول از همه بگم اگه میبینی برگ ریزونه، یعنی خزان داره همه جا اتفاق میوفته، نه فقط برای تو …
کنکورم همینه، یه امتحانه که فقط مختص تو نیست. جلسه ای که تو د
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب