نتایج پست ها برای عبارت :

پیشوار قاسم هنوزم زندس هرماه اول

عسل می بارد از لب ها، چه شیرین ست مردن ها
دعا می جوشد از خیمه، میان چادر زن ها
تنی تب کرده در خیمه، سری بی تن شده آن سو
و قاسم میل میدان کرد که مولایش تک و تن ها
خلاصه بی زره آمد شبیه حضرت حیدر
به بابای حسن رفته، چه شیرین ست رفتن ها
میان رفت و آمد ها کسی ورد زبانش من
و قاسم بر زمینش زد، امان از کبر دشمن ها
خود ازرق به میدان شد که من جنگ آورِ رزمم
ذبیح دست قاسم شد، اسیر آن همه فن ها
دم میدان علمدار و صدای آفرین قاسم
همه محو تماشایش، چه شیرین ست دیدن ها
تصویری از حاج قاسم سلیمانی با یکی از شهدای قنیطره را مشاهده کنید.

خبرنگار دفاعی امنیتی گروه ی باشگاه خبرنگاران جوان: تصویری از حاج قاسم سلیمانی با "جهاد مغنیه" یکی از شهدای قنیطره را مشاهده کنید.
منبع:باشگاه خبرنگاران جوان
معمولا شخصیت های محبوبم آدم های خیلی معروفی نبودن! مثلا نیکیتا! اون بهترین زنی است که دوستش دارم 
از استیج شناختمش و هنوزم شدیدا پیگیرشم و هنوزم خییییلی دوستش دارم
اصلا حرف که می زنه من عشق می کنم 
جدیدا که ربل رو هم به دنیا آورده دیگه علاقه مو دوبل کرده :)
الان یه مصاحبه جدید ازش دیدم
× شاید داره مثلا زندگی نزیسته من رو زندگی می کنه
دانلود اهنگ هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم همین دیشب بازم خوابتو دیدم (مهراد جم) کیفیت 320
دانلود اهنگ مهراد جم هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
دانلود هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
دانلود آهنگ مهراد جم شیک و پیک (هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم) | کیفیت . دانلود آهنگ جدید مهراد جم شیک و پیک ♫ دانلود اهنگ تورو دیده ردداده قلبم ♫ آهنگ دلم میخواد یه جای شیکو پیکو از مهراد جم به همراه تکست و بهترین .دانلود آهنگ مهراد جم به نام شیک و پیک - رز موزیک
خیلی وقته ننوشتم!
* امروز وقتی داشتم‌ همینطور استوی‌های فالویینگام رو می‌دیدم، تو یه استوری پرسیده بود که دوست داشتین چه شغلی داشته باشین و چه کاری انجام بدین؟ بدون در نظر گرفتن شرایط اقتصادیش و پولشو غیره
* خب من اولین چیزی که به ذهنم اومد، نویسندگی بود! و یادم اومد که چقد وقته که زیاد ننوشتم!
* دلم نوشتن دوباره رو خواست و اولین جایی که تو ذهنم برای نوشتن پیدا کردم اینجا بود:)
چقدر قبلا راحت و بدون دغدغه و پر از شور و شوق تو وبلاگم مینوشتم ت
یکی دو روز دیگه بر میگردم اونور .هم میرم پیش یلدا و مرگ باباشو تسلیت میگم.هم پرستو رو میبینم .هم چن تا کتاب درسی بلند میکنم میارم اینجا بخونم نمیدونم میتونم یا ن .نمیدونم میخوام یا ن .هیچی نمیدونم .دو روز پیش تولد دلارا بود و جوجه ی من یه سال بزرگ تر شد :)جوجهبدون که حتی اگه پدر و مادر روانیت گوشت به تنم نذارن حتی اگه تیکه تیکم کنن حتی اگه شبو روز نفرینم کنن :)بازم خواهرت پشتته :)همیشه اجیو داری .تا وقتی زندس حواسش بت هس .مهم نیس چن سالته 
 ﻋﺴﻞ ﺑﺎﻧﻮ
 
 ﺳﻴﺎوش ﻗﻤﻴﺸﻲ 6/8 سنگین        
 Dm                                                C                     Dm 
عسل بانو هنوزم پیش مائی         اگر چه دست تو تو دست من نیست
Dm                                                      C               Dm هنوزم با تو ام تا آخرین شعر         نگو وقتی واسه عاشق شدن نیست
Dm      C       Gm                        F       C               Gm  Dm
 حالا هر جا که هستی باورم کن                بدون با یاد تو تنها ترینم
Dm   C          Gm           
اینکارو نمی کنم ولی هرحس خوبی از هرچی بگیرم، دوست دارم گوشیو دست بگیرم و بگم اون حس مثل توه. مثلاً طعم بادمجون و گوجه سرخ شده یا خربزه مشهدی یا همین عطرِ خیار! همیشه از بچگی وقتی کسی کِرِم خیار می زد، یه عطری تو فضا می پیچید که دوست داشتم یقمو چاک بدم. یا خیارِ تازه. گاهی یک کیلو می خورم بعدش دیگه تا سِرُم نزنم معدم آروم نمی گیره. اصلاً عطرش منو می گیره. یکی که بخورم، باز می خوام. باز می خوام. چون خنکه. تازس. طعمش شاده و زندس. خیلی لازمش دارم. عشقمو
Fereshteh
#BabakMafi
اسم ترانه هام هر اسمی که بشه 
منظور من تویی منظور خواهشه
اسمت برای من چه خواستنی شده 
دلم کنار تو شکستنی شده
فرشته نبودی ولی واسه من بهترینی 
واسه اخلاقای بد و خاص من بهترینی
هنوزم مث تو توی زندگیم پا نذاشته 
کسی مثل تو مهرشو تو دلم جا نذاشته
واسه ی من بمون واسه ی من بخون 
تو هنوزم برای من مثل گذشته ها دیوونگی کن
واسه من فکر تنهایی نباش و باز کنار من 
بمون و زندگی کن زندگی کن
فرشته نبودی ولی واسه من بهترینی 
واسه اخلاقای بد و خاص من
اسامی سی وشش تن ازفرزندان ونوادگان ائمه واقع در کوه سفید که روی زیارت نامه نوشته شده بود
قاسم بن
امیرالمومنین.محمدوابراهیم وجعفر وعبدالله وسیدشرف الدین امام زین
العابدین.ومحمد وابراهیم ابن امام جعفرصادق.سلطان حاذق ابن امام محمد
باقر.زکریا ابنامام موسی کاظم.سلطان شاه فضل ابن علی بن موسی.زکریا وحسین
وعبدالله ونجم الدین ابن امام محمد تقی.عبداللع شعیب انباءعلی النقی 
اسمعیل ومحمد وحسین انباءامام حسن عسگری.سید شرف الدین ابن علی.قاسم بن
تموم شد یک سال پر هیاهو یک سال عجیب یک دوره ی جدید زندگیم یک سالش تموم شـد انگار هنوز دیروز بود که درگیر انتخاب رشته بودم انگار دیروز بود همه چی مثه برق گذشت اگه بخام از این یه سال بگم میگم که سخت بود اما شیرین اما جدید خیلی ماجراهای جدیدی رو با چشم خودم دیدم خیلی خیلی دیدم به همه چیز عوض شد بیشتر ترسیدم بیشتر خندیدم بیشتر حواسم رو به خودم به خودم به خودم و دنیام جمع کردم از ترس بگم ا از ترسـام که بیشتر شد امـا بعد یاد گرفتم
تموم شد یک سال پر هیاهو یک سال عجیب یک دوره ی جدید زندگیم یک سالش تموم شـد انگار هنوز دیروز بود که درگیر انتخاب رشته بودم انگار دیروز بود همه چی مثه برق گذشت اگه بخام از این یه سال بگم میگم که سخت بود اما شیرین اما جدید خیلی ماجراهای جدیدی رو با چشم خودم دیدم خیلی خیلی دیدم به همه چیز عوض شد بیشتر ترسیدم بیشتر خندیدم بیشتر حواسم رو به خودم به خودم به خودم و دنیام جمع کردم از ترس بگم ا از ترسـام که بیشتر شد امـا بعد یاد گرفتم
[In reply to My music]
Mehraad Jam
Shiko Pik
#MehraadJam
تورو دیده رد داده قلبم 
نباشی میمیرم حتماً
آخه یه جایی از قلبموُ زدی
که نزده بود هیچکی قبلاً
دلم می خواد یه جای شیک و پیکو 
تو باشی و تو باشی و من و یه موزیک هیتو
زبونم بگیره بخوام بگم می خوامت!
میمیرم من بی بی تو
هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
همین دیشب بازم خوابتو دیدم 
چشام قفلی زده بازم رو عکسات
نیاد روزی که چشماتو نبینم
هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
همین دیشب بازم خوابتو دیدم 
چشام قفلی زده بازم رو عکسات
بسم الله مهربون :)
واقعا خسته شدم از این چرخه ی درس و امتحان. بی صبرانه منتظرم ترم تموم شه و تعطیلات برسه. وارد سال چهارم شدم دیگه ولی هنوزم دارم فکر میکنم اگه من مهندسی میخوندم الان چی شده بود و کجای زندگی بودم!
امروز کلاس زبان دارم ولی نمیرم. شنبه یه امتحان سخت دارم که هنوزم کلی نخونده دارم، فرصت کلاس رفتن ندارم. جدیدا فرندز رو هم دانلود کردم، امروز قسمت اولش رو دیدم ولی خب یه جاهایی اصلا متوجه نمیشدم چی میگن :| باید چند بار گوشش بدم تا متوجه بش
امشب چشمامو رو همه چی بستم و فقط نشستم به روزای ازدست رفته ای که میشد به بهترین شکل با مشکات بگذرونم و نشد فکر کنم. فقط به این فکر کردم که من هنوزم چقد مشکاتو دوست دارم. فقط به فکر این بودم که ما بخاطر یه موضوع کوچولوی کوچولو که از همون اول میتونستیم حلش کنیم چقد دور و دورتر شدیم ازهم.آتیش گرفتم وقتی یچیزایی رو شنیدم. اصلا نمیدونم چرا این اتفاقا افتاد. همش از همونروز لعنتی شروع شد. البته حالاکه تموم شده ست.عادتمه، اینموقع هرسال نابود با
گاهی فکر  میکنم 
شاید  این آخر کاری خیلی بی حوصله شدم 
اما 
دوروبر من هیچ کی حالش خوب نیست 
زندگی هم برای هیچ کی خوشایند نیست
منم خوب نیستم
خدایا آدمات چقد بالا و پایین دارند
روزگار دلسرد کننده ای شده
وقتی بزرگترا  می خوان دنیای بزرگی  برای خودشان بسازند 
منم دنیای کوچک خودمو  دارم
ودلخوشی های خاص خودم
 که شاید هیچ ارزشی برای دیگران ندارند  
یاد گرفتم که به هیچ چی فکر نکنم 
اما بعضی وقتها یه چیزی مثل خوره وجود آدمو میخوره 
آخه عقل که این چی
زبان موسیقی چیزی به جز زبانی است که ترانه یا تصنیف به آن زبان سروده شده. برای همین است که وقتی عالیم قاسم‌اف آذربایجانی می‌خواند، اهمیتی ندارد که ترکی آذربایجانی را بدانی یا ندانی. آنچه تو را به آواز و آواز را به تو پیوند می‌زند، آن روح موسیقیایی جاری در آهنگ است. دنیای موسیقی زیاد پایبند به مرزهای جغرافیایی نیست. برای همین است که وقتی صحبت از موسیقی دستگاهی و مقامی می‌شود، بیشتر از اینکه درگیر تفاوت‌های موسیقی دستگاهی ایرانی با موسیقی م
چه دنیای کوچیک و عجیبیه! فکر نمیکردم دوسال از پست یکی مونده به اخرم گذشته باشه فکر نمیکردم بازم دوسال از زندگیمو حروم کرده باشم منی که هربار با خودم عهد میبندم. عزیزم شش سال زمان کمی نیست نمیدونم حسم بهت چیه به تویی که تاحالا یه بارم لمست نکردم به تویی که تو ذهنم بوی عطری یه بوی عطر تند که اصلا دوست ندارم، به تویی که سرتا پا تفاوتی با من به تویی که یه نقطه نظر مشترکم نداریم، نمیدونم چرا دوستت دارم نمیدونم چرا هربار میبخشمت نمیدونم چجوری یادم
سد معبر
سد معبر
کارگردان: محسن قرایی
تهیه کننده: بهمن کامیار

داستان فیلم

سد معبر» داستان مردی به نام  قاسم را روایت می‌کند که کارمند اداره سد معبر شهرداری است. قاسم به هر دری می‌زند تا وضعیت زندگی خود را بهبود ببخشد. در این راه با نرگس همسرش اختلافِ نظر دارد. .

1) دانلود با کیفیت 480
2) دانلود با کیفیت 720
3) دانلود با کیفیت 1080
4) دانلود با کیفیت HQ-1080
آهنگای لینکین پارک رو که گوش میکنم یاد گذشته و مخصوصا اون یه سال کوفتی میفتم که زندگی رو کوفت خودم و عزیزترین آدمای اطرافم کردم.
فکر میکردم که سر این انقد برام غمگینه که منو یاد اونموقع میندازه، ولی نه داره حرفایی رو میزنه که یه عمره دارم تو ذهنم فریادشون میزنم. سرکوبشون میکنم و کنارشون میزنم. ولی فقط ذره نمک لازمه که زخمش اونقد بسوزه که همه چی از جلو چشام بگذره. 
راستش میدونی از همه بیشتر چی ازارم میده؟ انتظار زیادم از خودم. 
این که میدونم ا
میدونم نرفتم از یادت هنوز
نیستیو تو گوشمه فریادت هنوز
من شکارچی نگاه سردتم 
همون شکاری که در نرفته از دامت هنوز
هنوزم هوایی میکنه منو هوای تو
هنوزم میبوسه رویای منو لبای تو
هنوزم حاضرم دنیا رو بگیرم من برات




با اینکه میدونم فرق نداره برای تو
Baraye to - G daal (FEAT) the don & ahu
دانلود فیلم خوب بد جلف
دانلود فیلم ایرانی خوب بد جلف با لینک مستقیم و کیفیت عالی (اچ دی)
شما عزیزان میتوانید فیلم خوب بد جلف را از رسانه مجاز تب مووی با سرعت بالا دریافت نمایید.
کارگردان : پیمان قاسم خانی
نویسنده : پیمان قاسم خانی
تهیه کننده : محسن چگینی , عبدالله اسکندری
ژانر : کمدی / اجتماعی
مدت زمان فیلم : ۱۰۷ دقیقه
نمونه کیفیت : کلیک کنید
بازیگران
: حمید فرخ نژاد , پژمان جمشیدی , سام درخشانی , ویشکا آسایش , مانی حقیقی
, نسیم ادبی , نیوشا ضیغمی , آز
شب واقعه
قاسم بن حسن در آن جمع نورانی حضور داشت و از گفت و شنودهای آن شب بین عمو و اصحابش بر خود می بالید و شور و التهاب سراسر وجودش را فرا گرفت. با خود نجوا کرد. آیا من هم مشمول این وصال خواهم شد؟ امکان دارد چون نابالغ هستم مقصود امام نباشم. ازجای برخاست و از میان صفوف خدادوستان و حق باوران گذشت زبانش به سختی او را یاری می داد. رو به ابا عبد الله علیه السلام کرده عرض کرد عموجانم آیا من هم در زمره کشته شدگان خواهم بود؟
 
همه چشم ها به طواف این قامت
فکر کنم اینکه یه وبلاگ زودبه‌زود آپدیت نشه نشونه‌ی خوبی باشه.
راستش وقتی گفتم این مطلب رو بنویسیم این‌طوری فکر می‌کردم. ولی خب شایدم دیگه از حد گذشته که یه وبلاگ آپدیت نمی‌شه. مثلا دیگه حتی حرف زدن هم حال آدم رو خوب نمی‌کنه.
بگذریم:
اومدم از خودم بنویسم و اینکه بگم یا زندگی افتاده روی روالش یا اینکه ما سر شدیم و دیگه دست‌اندازا رو نمی‌فهمیم. خلاصه اینکه درسته این روزا به ندرت فرصت خالی دارم اما انگار زندگی از حجم خشونتش قدری کم کرده.
ولی ر
یادمه اون موقع ها که خیلی دوسش داشتم بعضی وقتا باهاش تو ذهنمحرف میزدم.هنوزم پن شیش روز یه بار میزنم.در حد چند تا نگاه و کلمهاستاد عکاسی مون منو یادش میندازه گاهیلاغریش،موهای روی دستش،طرز گرفتن دوربین توی دستش و برآمدگیروی شلوارش
ساعت 4:24دقیقه ی صبح دوستم ک از torentoاستوری گذاشته و رنگ موی جذابش 
و منم روی تختم دراز کشیدم و دارم تک ب تک ستاره های روشن رو میخونم و 
دونه دونه خاموش میشن
زندگی هنوزم زیباست؟ نه؟
زیباست با همه اختلاف که نه با همه ی شکاف های طبقاتیش
نشستم توو تاریکی این اتاق
که دنیام بعد تو رنگی نشد
یه جوری به این خونه حس داشتی
که تا وقتی بودی کلنگی نشد
نشستم به حرفات فک می کنم 
به احساسی که ریشه هامو سوزوند 
به ساکی که از توو کمد کوچ کرد
به چتری که روو چوب لباسی نموند
نگو خاطراتی که دارم ازت
یه روز درد دوری رو کم می کنه
هنوزم به عکسات زل می زنم
هنوزم چشات اذیتم می کنه 
من عادت ندارم لباسی به جز
لباسی که دوس داشتیو تن کنم
فقط کافیه اسم تو برده شه 
که سیگارو برعکس روشن کنم
چقد بگذره تا تو یادم
منم می خوام ، می خوام داد بزنم بلکه صدام به یه جایی برسه
منم میخوام دیده بشم جذاب باشم یکی باشه 
هه حتی نوشتن این چیزا اینجا داره خردم میکنه، شاید دیره شاید عشق یه چیز بچگونس، شاید برا ۲۰ ساله هاس
شاید برا این حرفا دیگه بزرگ شدم اما من دلم خیلی چیزا میخواد که به موقعش نداشته مشون هنوزم ندارمشون
ما رو باش.
ما رو باش خیال می کردیم همیشه یکی رو داریم
یکی که به وقتِ گریه سر رو شونه هاش بذاریم
ما رو باش خیال می کردیم یکی به فکر ما هست
میون این همه وحشت؛‌توی این مردمون پست
ما که واسه تـو قــرصِ ماهـو می شکــستیـــم
ما رو بـاش چه ساده کی رو عاشق می دونستیـم
توی کوچـه بــاغِ دل واسه کـی شبـــا نشستیم
ما رو باش دل به کی بستیم؛ کی رو عاشق دونستیم
ما رو باش خیال می کردیم گلِ عشقی که شکفتی
راز شب هـــای بغــضمــو به قلبِ کسی نگفتی
ندونستم می گذری
 ۲۵ سالمه و هنوزم دلم میخواد تو دنیای ۱۸ سالگی باشم و همیشه ۱۸ سالم باشه. دلم نمیخواد وارد دنیای بزرگسالی بشم. آدم بزرگا بدن خیلی بد. دلم هم نمیخواد بچه باشم چون آدم بزرگا بهت دروغ میگن و تو نمیفهمی. آره همون ۱۸ سالگی خوبه.یه دختر ۱۸ ساله‌ که تو خیابون بلند قهقهه میزنهمن هنوز همون دخترم و برام مهم نیست کی چی میگه
دانلود سریال هیولا با کیفیت Full HD و لینک مستقیمدانلود
رایگان سریال هیولا ، دانلود کامل هیولا ،
دانلود سریال هیولا ، دانلود سریال هیولا با
کیفیت عالی
قسمت 14 (قسمت چهاردهم) اضافه شد
 
کارگردان: مهران مدیری | بازیگرها: مهران مدیری ، فرهاد اصلانی ، شبنم مقدمی ، گوهر خیراندیش ، شیلا خداداد ، محمد بحرانی
 
درباره فیلم:
  هیولا » جدیدترین ساخته مهران مدیری، به نویسندگی پیمان قاسم خانی» و
تهیه کنندگی سید مصطفی » است که بازیگرا
رو دوستت دارم رمز گذاشته بودیم مثلا جلو جمع وقتی نمیشد بگه دوسم داره میگفت هوا چقدر گرمه .از این دیوونه بازیایی که هرکی به یه شکل تو رابطه اش با کسی که دوسش داره ،داره .شاید وقتی باهم توی دانشگاه بودیم روزی صدبارگرمش میشد !!حتی خوب یادمه یه بار که برف میومدو باهاش قهر بودمو با فاصله از هم راه میرفتیم، وسطه خیابون داد زد گفت ای خدا خودت شاهدی میبینی کهچقدر گرمه هرکسی دورو برمون بود با یه نگاه متعجب چند ثانیه ای نگامون کردنو بعدم رفتن .فق
دانشجویان زیر هر چه سریعتر به امور فارغ التحصیلان مراجعه نمایند.
سید سجاد فقیه
عاطفه قاسم خانی
سیده زهرا میرسالاری
فرحنوش جهانگیری
عاطفه سلامات
سحر نواصری
گلشن احمدپور
عباس بالدی
نجمه حمیدزاده
سیده زینب پورفرجی
افروز درزی
فاطمه دلفی اهوازی
فرزاد چرخاب
محمد عمرانی
سودابه غلامیان
آتنا آتشی
سحر داودی
هیام نواصر
یادمه تو كتاب لذات فلسفه از قول ناپلئون بناپارت نوشته‌بود كه زنها دوست دارن تا ابد معشوقه باشن.
حتی دور این جمله خط كشیده بودم.
ما حتی دوست داریم آدمایی كه تو رابطه‌های قبلیمون بودن هم تا ابد دوسمون داشته باشن.
ما حتی رابطه های یك طرفه هم یه جورایی حفظ میكنیم كه به خودمون ثابت بشه هواخواه زیاد داریم منتها این ماییم كه طرفو نمیخوایم.
مثلا بعد از چند سال یاد فلان خاطر خواهمون میفتیم و یه مسیج بهش میدیم كه مطمئن بشیم هنوز فراموش نشدیم.
این مكال
1
رسما و کم کم داره امتحانامون تموم میشه و منم استرس این امتحانای باقی رو دارم اما هی ته دلم خودمو اروم میکنم و میگم میتونم
ادم به امیده که زندس
چن روز پیش یه دختره رو تو دانشکده بغلیم :.دی دیدم ظاهرا خیلی خوب و دوست داشتنی بود! البته از اون سبکایی بود ک من چندان خوشم نمیاد از اون جادر به سر های ارایش نسبتا غلیظ دار.
البته هی به خودم میگم تموم کن این بازی کثیفو: دی
جون ادم از فردای خودش بی خبره و ممکنه اون ادم فردای من باشه مثلا
خلاصه میخاس کنکو
بسم الله مهربون :)
 
1. یه نوع قرص میخورم، دونه ای 35 هزارتومن. دوازهم هرماه که میشه ( چون خوردن قرص رو از دوازدهم شروع کردم) شرمنده ی خونوادم میشم. البته ایرانیش هم هست که ده تاش میشه پنج هزارتومن! ولی دکتر برای من خارجیش رو نوشته، دوازدهم که میشه 30 تا میخرم دونه ای 35 تومن! چقدر هم به بدختی پیدا میشه. 
 
2. به خاک و خون کشیده شدم تا یه مانتویی پیدا کنم که دکمه داشته باشه، بلند باشه، آزاد باشه، جینگول پینگول نباشه و برای دانشگاه مناسب باشه! یعنی هر مغ
همیشه بعد خوندن پستای بقیه یادم میاد چیزی واسه نوشتن دارم :)) مثل همین پست :دی
اصولا برای شاد شدن و حس خوب داشتن حتی با چیزای کوچیک من فکر میکنم باید کودک درون آدم فعال باشه.مثلا من هنوزم اگه برم اسباب بازی فروشی اسباب بازی بخرم واقعا خیلی خوشحال میشم یا مثلا کارتون نگاه کردن رو به فیلم نگاه کردن رو ترجیح میدم.قربونش برم،بچه درونمو اجازه ندادم بزرگ شه ^_^
زمانی که بچه بودم عادت داشتم روی مرغ و خروس هایی که مامانم داشت اسم بذارم.یه خروس داشتم اسم
 
پیکت را بالا بگیر: بزن به سلامتی ارزوهایی که هیچ گاه لمس نکردی! بزن به سلامتی عشقی که طالعش باتو بودن نبود و هنوزم دوستش داری. لاویها - بهترین سایت عاشقانه | لاوی ها | رمان | چت روم | داستان | اس ام اس | عکس | آهنگ | کلیپ | کارت پستال | دانلود | لاو | Loveha.iR
فعل می‌بینه» در گۊیش‌های مختلف زبان گیلکی:
پیلارۊدبار: وینه
رشت: دینه
لاجؤن: اینه
کلأچئه: ینه
سیاکؤلؤرۊد: إینه
قاسم‌آباد: دینه
سختسر: وینه
آمل: وینه
ساری: وینده
مثال در جمله
آمل: اۊنتا تره وینه.
لاجؤن: اۊ تأ اینه.
کلأچئه: اۊن تره ینه.
رشت: اۊن ترا دینه.
(فارسی: اۊن تؤ رؤ می‌بینه)
انقد که ننوشتم، نوشتن یادم رفته انگاری. صفحه های خالی بعد از چند دقیقه همچنان خالی اند. پس از مدت ها به درس خواندن علاقه مند شدم، علاقه مند که نه ولی اکراهی هم در کار نیست. خستگی روحم به جسمم منتقل شده و به همین هم راضی ام. همین که ذهنم هی خودزنی نکند، دلم هی خودزنی نکند برایم کافیست.
نگفتم پدربزرگم فوت شد، پانسیون بوده ام و بعد از پانسیون روحیه ی بدی داشتم، حس ناامیدی، بی حوصلگی بر من غالب شده بود. خواهر دومی ام بعد از کلی وقت که از آزمون استخدا
بررسی کردن چاله‌های روی گیلاس، به قصد یافتن سوراخ ایجاد شده توسط کرم‌ها؛ برداشتن اشتباهیِ گیلاسی که گذاشته بودیش کنار و حدس می‌زدی کرم داشته باشه، برای بار هزارم؛ لم دادن زیر باد کولر در حالی که برگ‌ها اون بیرون دارن از باد گرم له له می‌زنن؛ حس کردن تفاوت دما موقع ورود و خروج به خونه؛ برنامه‌ریزی برای تک تک ثانیه‌های نوزده روز بعد، در حالی که می‌دونی خبری از باد کولر نیست و قراره زیر گرما جون بدین اما اون هنوزم به لپ‌های قرمزت بخنده؛ و
بالاخره مقاومتم شکسته شد و ماشین رو فروختم. این دومین ماشین زندگیم بود که با دستای خودم میفروختم! بدهی هایی که برای پول پیش خونه رشد کرده بودن و بزرگ شده بودن قرار بود با پول این ماشین صاف بشن. یلدا هر نیم ساعت تماس میگیره و میگه "ناراحت نباش، با وام ازدواج دوباره ماشین میخریم!" اما ما که ضامن نداریم! اگر داشتیم که با وام ازدواج قرض ها رو پس میدادیم و الان ماشین سرجاش بود. یادمه که از نوجوانی کار میکردم. حالا تو سی سالگی، پس انداز من از تمام دو
 نام کتاب : رفاقت به سبک تانک
نویسنده : داوود امیریانانتشارات : سوره مهرتوضیحات :این کتاب خاطرات رزمنده داوود امیریان وهم رزمانش است که به صورت طنز در قالب یک کتاب آمده است و دارای ۱۱۱» صفحه به همراه عکس های کاریکاتوری مرتبط به متن است و مناسب گروه سنی ( ج و د ) می باشد قطعه ای از کتاب :  تا به حال غصه دار نه دیده بودمش قرص روحیه بود اسمش قاسم بود و کارش خبر شهادت دادن به دوستان و اقوام بود این طور خبر شهادت برادر کسی را می داد سلام ابراهیم حالت
یه غلطی کردم . خودمم توش موندم:) نمیدونم چجوری جمعش کنم.
به یه نفر پیشنهاد دادم بیاد گروه فیزیوپات، بچه ها اول موافق بودن. هنوزم هستن. منتها دوستم موافق نیست:) . و قبلا هم به من گفته بود جایی که اون باشه من نیستم. با اون یکی هم رودرواسی دارم. چه کنم؟:))))
میدونم من نباید خودمو جلو مینداختم و حداقل من نباید پیشنهاد میدادم. ولی خب غلطیه که کردم:). نظرتون چیه؟
پ‌.ن : برای اون نفر پلن b هست گروه ما. بچه ها هم میدونن. قرار بود بره یه جای دیگه، ولی گویا از اون
فرهنگ و هنر | معرفی کامل فیلم سینمایی ایستگاه اتمسفر + نقد فیلم
توضیحات: «ایستگاه اتمسفر» نام فیلمی است محصول موسسه تصویر شهر سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران که در سال 1395 ساخته شده است و تا امروز تکلیف زمان اکران آن مشخص نیست!
«ایستگاه اتمسفر» توسط مهدی جعفری کارگردانی شده است و تهیه‌کننده آن علیرضا قاسم‌خان است.
در ادامه مطلب بخوانید .
پرتال جامع ترولیا | سرگرمی، طنز، کلیپ، دانلود، فونت، سلامت، عکس، آشپزی
امروز صبح فهمیدم همکلاسی قدیمیم بارداره، من هنوزم تو بهتم
هی به خودم میگم واقعا؟ کی انقدر بزرگ شدیم ما؟ وااای داره مامان میشه!!! چه ترسناک!
هی با ناباوری عکس سونوگرافیش رو نگاه میکنم و میگم مامان بنظرت راسته؟
مامانمم میخنده میگه آخه چرا باید دروغ باشه؟!
گرچه یه همکلاسیم بچه ی چند ساله داره اما من هنوز تو شوکم:|
چند روز پیش هم عکس بچه ی ۴ماهه ی دوستم رو دیدم، به اون یکی دوستم میگم: چه دل و جراتی داره، مامان شده:||
چقدر این اتفاق برام ترسناک و عجیب
اسامی دانشجویانی که گواهی نامه موقت آنان آماده تحویل می باشد.
فاطمه حیدری آل کثیر
مهرناز باستی
بنفشه عزیزی
فرخنده طیبی
مریم عسگری
سیدمحمد
علیرضا فلاح مقدم
محسن مینایی
سعید آرین نیا
عبدالرضا محمدیان
مسعود امام
عاطفه قاسم خانی
فاطمه صفی خانی
فرشید بهرامی حموله
همیشه از این می‌گفتم که برخلاف برخی از افراد عشقِ خاصی به رشته و شغلی ندارم. هنوزم شاید درمورد کلمه عشق، نظرم همون باشه! ولی خب الآن  بیشتر از هر وقتی می‌دونم که دلم چی می‌خواد بخونم کل عمرم: فلسفه.
FINALLY FOUND IT
البته در واقعیت روان‌شناسی می‌خونم! چون علاقه‌مندیِ شماره‌ی دوم منه و البته آینده‌ی شغلی بهتری داره نسبت به فلسفه. به هرحال دقت کنیم که یک فیلسوف آزاداندیش بدون استقلال مالی کلاس نداره :)))
یجور یِوَری و لمی نشستم صندلیِ عقب ماشین،هوا تاریکه،بیرون خلوت.یک دسته موی تاب خورده ی بلند ریخته روی صورتم. دور انگشتم میپیچمش.زل زدم به کفش هام. ی ماشین رد میشه انگار باند متحرکه  "مرددمم شهررر بگوووشیییددد".دلت خوشه ها خوابیم‌ خواب.چرا نیومد بابا.دور و دور  تر میشهبا ریتمش به زور ی حرکتی به خودم میدم "امشب سر هر کوچه خدا هست"هنوزم دلت خوشه.چند دقیقه بعد یکی دیگه.چیه جریانشون.
اینوقت شب چه حالی دارن ماشین های تک سرنشینِ باندیمردیم ا
سر ی چیزی ک خعلی مهم نیست بین قلب و عقلم گیر کردم. از ی طرفی میدونم با تمام وجودم دلم اونو میخاد و هر چیز دیگ ای بجز اونو بگیرم بازم راضی نخواهم بود، از یه طرف دیگ ای هم عقلم خعلی سفت میگه باید حواسم ب وضعیت بابا باشه. میدونم ک اگ یکم تلاش کنم ب راحتی گول میخوره و اون کارو انجام میده با وجود اینکه مامان و محمد کاملن مخالفن ولی خب. تهش هم بعد از اون خوشحالی عظیم ناراحت شرایطی ک ب وجود اوردم میشم.
هنوزم یادمه اون روزی ک سر سفره نشسته بودیم و فهمیدم
پارسال در فاصله دو ماه هر دوشون رو از دست دادم . یکیشون عید نوروز و یکیشون عید فطر . پدرِ مادرم که جانِ ما نوه ها بود و با رفتنش غم بزرگی رو برامون گذاشت . بعد از یکسال و پنج ماه ، خوابش رو دیدم  همزمان با اذان صبح . همین که خواست باهام حرف بزنه . مامان بیدارم کرد برای نماز صبح با گریه از خواب بیدار شدم . هنوزم که مینویسم اشکم روان است دلم برایش تنگ است . کاش بود ولی نیست .پست پایین که نوشتم . پارسال دو شب قبل از فوتش ، هممون خونه موسی
نمیدونم هنوز هم میتونه منو دوست داشته باشه و تحمل کنه یا نه. دلم برا خنده های دلبرونه ی سارا تنگ شده. برای خال شاه عباسی گوشه لباش. برای شیطونیاش. برای ذوق و علاقه اش. برای صداقت و پاکیش. برای منطقی بودنش. برای همه وجودش.با اینکه شیش ماه گذشته و با هم هیچ صحبتی نکردیم. ولی هنوزم وقتی فکر نداشتنش تو وجودم میفته چشام مثل همین الان پر اشک میشه و کیبور رو به زور میبینم.درست میگن که عشق هیچوقت کافی نیست. اگر اونقدر آدم مستقل و پولداری بودم خان
سیلهگرد و خاکبی آبیقحطی و گرانیجالبه! نباید همزمان همه اینارو با هم داشته باشیماما اینجا ایرانه!طبیعت وحشی، اقتصاد وحشی، آدما وحشی!البته خیلیا وحشی نیستن ولی هنوزم نامتمدننوقتی بلد نیستیم ده نفری یه کار جمعی انجام بدیم، چه برسه کنش دسته جمعیاقتصاد وحشی یعنی همونجا که هم تورم هست هم رکود!اینجا آدمای وحشی اختلاس میکنن، احتکار میکنن، ریش و قیچی دست خودشونه، گوش ملت رو میبرن!اینا سطوح عالی مملکت بودن، مردم عادی ام یاد گرفتنمیزنن، فحاشی
امروز با میم رفتیم تا زیتون. بار تحویل بگیریم.هنوزم وقتی ک هست منو یاد کاف میندازه . اخه بدجوری با اسمش کافو اذیت کردم قبل ماه رمضون. خیلی. جوری ک میخواست آتیشم بزنه. وقتیم بهش گفتم شبو خونشون رفته بودیم کم موند بمیره ولی خب حالا اونیکه مونده میمه. نه کاف.میم بد نیست. برای انجام هرکاری از جون مایه میزاره تا ما خسته نشیم. برای تحویل بارها گاهی باهاش میریم میشه خرخاکی ولی هیچی نمیگه. تازه هربار کلی خوردنی میخره هی بهش میگیم نمیخااد اقا جون میگه م
خوشحال و  خرسند نه از اینکه دیروز روز ِ بوسه بود و اصلا به من چه ؟، بلکه از اینکه دیگه شبها تنها نیستم که تا خود طلوع خیره بشم به پنجره تا آرامشی که فرار کرده از خونه‌ام  با اولین پرتو نور بریزه تو وجودم و بعد آروم چشمامو ببندم و بخوابم، خوشحال از اینکه دیگه خواب شب اومده تو تاریکی و روز شده زمانی برای تلاش بی وقفه » و خوشحال از اینکه داریم پا به پای هم کار می‌کنیم و پایان نامه رو پیش می‌بریم و  با شعار ِ تو دلم :" که من تا شهریور دفاع میکنم ! " خ
(:
یک سال پیش فارغ از این که چه اتفاقاتی افتاد و چقدر این سال کذایی به هممون سخت گذشت ولی چیزایی واسه هممون داشت که نمیشه راحت بیخیالش شد.
مهم ترینش این بود که به مرگ به شکل یه چیز عجیب غریب و دور نگاه نکنیم،نه مرگ درست نزدیک ماست توی هر نفسی که میکشیم ولی به قول شعبان علی باید جوری زندگی کنیم که وقتی مرگ اومد سراغمون هیچ حسرتی نداشته باشیم شاید هنوزم دلم براش تنگ بشه شاید هنوزم تو خیابون چشم های شبیه چشای اون دلم رو بلرزونه.درسته هنوز یه وقتایی
ساعت 4 صبحه، نیم ساعت پیش با گریه ی امید بیدار شدم. طبق هر شب، گشنه اش بود،شیرش رو خورد و خوابید.
ولی من دیگه خوابم نبرد.نشستم پای لپتاپ و مثل همه ی وقتایی که دلم میگیره برات تایپ میکنم.نامه هایی که هیچوقت ارسال نمیشن.
میدونم این فکرا غلطه ولی چی میشد اگه تو پدر پسرم بودی؟ دنیا به آخر می رسید یا از بزرگی خدا کم می شد؟
راستی بهت گفتم چرا اسمش رو گذاشتم امید؟ چون بعد تو، تنها امیدم برای زندگیه.
عجیبه ولی گاهی نگاهش مثل توعه، همونقدر شیطون و دلر
آقا پاسسسسسسسسالان از ذوق میمیرم.واقعا روانم بهم ریخته بود سر فشار عصبی پاس شدن یا نشدنش.حالا چیز جالب اینه که یه تعداد از پسرا یه نمونه سوال داشتن که خیلی از سوالای امتحان توش بوده و برای کسی نفرستاده بودن:)) بالاترین نمره کلاس۱۶ بوده که اینا بودن و جزو آدمایی بودن که نمراتشون همیشه داغونه و تاپ ترین بچه ها نهایتا ۱۴ شدن و زیبا نیست؟خواستم بگم هنوزم موجوداتی وجود دارن که فکر میکنن دانشگاه کنکوره و رقابتیه:))بیخیال حالا کی حال داره هزار تا صل
بچه که بودم خانوادم بهم میگفتن شلمان
مامان و آبجی هنوزم میگن
خیلی بهم برمیخورد وقتی اینو میگفتن ولی هرچی بیشتر خودمو میشناسم بیشتر به شلمان وجودم پی میبرم
این لاکپشت درونم که خیلی خوب و فعال و موفق کار میکنه ولی یهو می ایسته و خوابش میبره انگار! یهو انگار عقل و مغز و تصمیماتم خاموش میشن
دوباره با کلی زحمت چراغ عقلمو روشن میکنم ولی تو اوجش یهو شلمان بازی درمیارم.
+ من خودمم کارتونشو ندیدم ولی از بس تعریف کردن برام یه داستان و تصویر خیالی داشت
یکی از دلایلی که هنوز شروع به نوشتن سفرنامه چین نکردم اینه که هنوز عکسارو کامل ندارم!!!!!!! بله ندارم همش تو گوشی دوستمه و رز هم که تهران زندگی نمیکنه ولی هفته دیگه داره میاد امیدوارم ازش بتونم بگیرم
روزهایی که قراره از دیجی کالا سفارشم برسه خیلی خوشحالم مثل امروز همش منتظر جایزه ام هستم. حتی اگه یه چیز کوشولو باشه 
واقعا در آستانه قرن بیست و یکم انسان ها هنوزم میخوان با جنک مشکلاتشونو حل کنن هیچی به این انسان اضافه نشده همون احمق نئا
یه نقطه اشتراک بین من و تمام دوستام هست. اونم اینه که یه تغییر بزرگ میخایم! همه مون احساس یکنواختی میکنیم. حتی من فکر میکردم اگه ازدواج کنم اون تغییر حاصل میشه. ولی اون دوستام که ازدواج کردن هم همین حسو دارن!
می بینم که همه مون داریم میدویم؛ ولی به جایی نمیرسیم. اون تغییری که میخایم کجاست؟! یاد یه جمله افتادم که میگفت افردا ناموفق بی اهمیت ترین کارو به بهترین نحو انجام میدن!
میدویم ولی بی هدف! 
یکی از دوستام که از بیکاری نشسته بود و رفته بود تو گ
هنوزم بی اعتمادم. به همه بی اعتمادم. نمیتونم درداشون رو باور کنم، اتفاقات زندگیشونو باور کنم.
ولی سعی میکنم بهشون کمک کنم، توی کابوسام راهشون میدم و میذارم ذهنمو درگیر کنن. 
آخرشم به خودم میگم: نکنه میخواد جلب توجه کنه؟
میدونی ذهن من میخواد از اهمیت دادن فرار کنه. میگه که شاید دروغ باشه همه حرفاشون تا مجبور نباشه یه آدم دیگه رو هم تو اولویت هاش قرار بده اما در نهایت باز هم اون آدم وارد یه لیست بلند از آدما میشه؛ از آدمایی که حس میکنم بهشون کمک
 
شغل رویایی من تو نوجوونی رومه نگاری بود. عاشق اون فضای پر جنب و جوش تحریریه‌ها بودم که احتمالا تو فیلما دیده بودم. نزدیک مدرسه‌امون چندتا دفتر رومه بود که نمایندگی رومه‌های سراسری بودن. گاهی می‌رفتم از پشت درای بسته بهشون نگاه می ‌کردم. شاید انتظار داشتم مثل فیلما یکی بیاد بیرون و بگه خانم دوست دارین بیایید تو؟ اوه. شما خیلی استعداد دارید، اصلا بیایید همکار ما بشید. نشریه‌های حرفه‌ای اون زمان مثل رومه‌ی شرق و مجله‌ی شهر
عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده است؟ چرا لحظه باران نرسیده است؟ به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده است بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است، چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است، دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد زمان بر سر دوشش غم و اندوه ب
یه سخنرانی بود درباره تاریخ ائمه معصومین علیهم السلام که وقتی به امام زمان رسید گفت "مردم بعد از شهادت امام حسن عسگری منتظر فرزندش بودند که بهشون گفته میشه که اون امام در غیبت هستن و میگن برید آماده بشید تا ایشون بیان." فکرش برام غیر قابل تصور بود که دقیقا چه زمانی به مردم گفته شد برید آماده شید و الان چه قدر گذشته؛ با ادبیات ساده تر مثل اینکه به یکی بگی هر وقت زنگ بزنی میام دیدنت؛ ولی همین که از تو جدا میشه کلا فراموش میشی. یعنی این آماده شدن
نیگا نارنجیا رو، نیگا نارنجیا رو، به زبان حال با انسان سخن میگه! پادشاه فصل‌ها پاییز! اگه پاییز اینقدری که تو میگی خوبه، چرا همه رفته بودناشون رو میذارن واسه پاییز! پاییز همه‌ش شبه دیگه، نصف روز غروبه! پس کدوم رنگا قراره حال ما رو خوب کنن ما مرخص شیم بریم پی کارمون! لبت کجاست که خاک چشم به راه است؟! آدم به دلش چجوری حالی کنه که اشتباه شده اونم وقتی نشده! کنار دیوار تکیه داده خیره به روبرو! وردار یه نارنجی بزن رها کن این حرفا رو! بلند شو بریم تو
وقتهایی که کار نمیکنم از خودم متنفر میشم. امروز خیلی کم کار کردم. شش صفحه بیشتر نخوندم از کتاب با یه ذره زبان که املاشو کار کردم. با یه ذره فرانسوی. همین. حالم اصلا خوب نبود. نمیدونم چمه هنوزم خوب نیستم. خیلی نا امیدم از خودم. همش تقصیر گوشمه. هی میخوام غر نزنما مگه میشه. اعصابم خورده نه دستم به کار کردن میره نه از بیکاری خوشم میاد. تکلیفم چیه خودمم نمیدونم. نشستم برنامه چیدم بلکه فردا صبح زود بیدار شم باز شروع کنم به کار کردن. میشه یعنی خوب بشم دو
امشب شب خیلیییی بدی واسمه!خیلی بدشاید تنها کسی تو زندگیم که حاضرم براش بمیرم یا بیشتر از مردن واسش زندگی کنم نابود شد .از کنکور متنفرم.از کشورم.از زندگیم
ناراحتی اون منو داره می کشه!دلم همون خواهریه بچگیامونو میخواد:(همونی که کلی تخیل داشت و سرزنده بود .خواهر مو میخوام قبل از اونی که رویاهاش جلوی چشماش جون بده.میدونم بیشتر از کنکور واسه چی ناراحته .ولی نمیخوام بگم ، نمیخواد بهم بگه .ولی میدونم.و این اذیتم میکنم که چقدرررر این ب
میدانم چقدر سخت است زندگی برایت در این جامعه امروزی .
میدانم برای فرار چشمانت دست به هرکاری میزنی
میدانم که وقتی با خانواده داخل مغازه میروی یک راست سرت را در گوشی میکنی تا چشمت به هیچکس نیفتد و مردم نادان می گویند خیر سرش مذهبیه همش سرش تو گوشیه .




آنان نمیفهمند ولی من میدانم .
میدانم قلبت چه دردی می کشد وقتی مردان جامعه ات را میبینی که مردانگی از تن دریده و همه فقط نر شده اند .

برادرم چه عذابی میکشی وقتی نی با صدها رنگ و لعاب برایت
شازده کوچولوی عزیز،سلام!
شنیدم تصمیم داری به سیاره ی ما سفر کنی؛ نمیدونم سیاره ی تو هنوزم مثل گذشتست یا نه، اما حالِ سیاره ی ما خوب نیست.
عزیزکم نیا، بذار خاطرات خوبت بدونِ غبارِ غم بمونن.
ما اینجا درخت میبریم و برج میکاریم، اکسیژن میگیریم و دود پس میدیم، دریاچه می نوشیم و نمک قی میکنیم.
راستی نکنه دلت هوای دیدن روباره رو بکنه، که دیدن دوستِ قدیمی تو قفس باغ وحش خیلی دردناکه.
ما اینجا به جونِ هم افتادیم شازده جان. مسابقه میدیم،برای مرگ، برای
فردا روز جهانی هتروکرومیا س.
وقتی پنج سالم بود آرزو داشتم یه دختر داشته باشم که چشماش عین چشمای بابا باشه.بابا یه قصه برای چشماش داشت .میگفت چشم عسلیش مال یه سرباز جوان اس راییل یه میگفت وقتی بچه بوده چشمش سنگ میخوره و میبرنش اونجا برای درمان چون تو ایران نمیشد درمانش کرد بزرگتر که شدم دیدم فقط بابا نیس که چشماش انقدر جذاب و تا به تاس. کسای دیگه هم بودن توی فامیل.
من هنوزم آرزو دارم یه بچه با چشمای تابه تا داشته باشم 
روز این آدمای خیلییییی
-ببین نرفتی دنبالش وگرنه تو هم جزو برترین پژوهش بین المللی میشدی؟ تو ذهنت چی میگذره ؟
+نمیخواد تو بگی خودم به زندگی نامفهومم فکر میکنم تو نامفهوم ترش نکن ! تو ذهنم هیچی خدا رو شکر:) همین فقط کم مونده عاشق ام بشم خخ
###
یه بچه دیدم بیماری پروانه ای داشت بعد من هی اشک تو چشمام جلو همکارای مرد جمع میشد هی سرمو بالا میگرفتم فقط اشکام پایین نریزه . البته خداروشکر همکارای خوبی هستن :)
وقتی مامانشو بغل کرد با اون دستای کوچولوش فهمیدم هنوزم زندگی مفهوم د
شهید بهمن بهاروند ساتیاروند
فرزند: قاسمتاریخ تولد: 1327/12/10محل زندگی: شهر خرم آباد روستای ناصروند تحصیلات: دیپلم کارمند آموزش پرورشتاریخ شهادت: 1365/10/23محل شهادت: بم باران شهر خرم آباد گار شهید: گار شهدای ناصروند توابع خرم اباد
ادامه مطلب
امروز بعد از کلاس آناتومی خوابیده بودم و بیدار نمیشدم! انقدر خسته بودم که دلم میخواست یه روز کامل بخوابم.
تنها چیزی که میتونست منو از خواب بیدار کنه، شنیدن صدای دختر کوچولوی همسایه بود. اومد، کلی بازی کردم باهاش، فیلمشو گرفتم، لاک زدم به دست و پاهاش، آهنگ باز کردم رقصید و . . تا حد امکان سعی میکردم بخورمش^__^ ولی فشار که میومد به بدنش، فرار میکرد:( . هنوزم مزه ش زیر دندونامه:)) . سر تا پاشو بوسیدم و خوردم:) (زیاد اجازه نمیداد متاسفانه).
شبم رفتیم خ
 
نام سریال : هیولا
نام انگلیسی : Hayoula
نوع : سریال شبکه نمایش خانگی
تعداد قسمت : 17 قسمت
دسته بندی : سریال ایرانی نمایش خانگی
موضوع : کمدی و خانوادگی
محصول کشور : ایران
کارگردان : مهران مدیری
تهیه کننده : سید مصطفی
نویسنده : پیمان قاسم خانی
سال انتشار :1398
 فیلمودین
آخرین پستی که گذاشتم ۷۳ روز مونده بود به کنکور
ولی الان فقط ۱۱ روز دیگه مونده
اتفاقاتی که توی این مدت افتاد تلخ و شیرین زیاد بود
فوت پدربزرگم
افسردگی و تهوع صبحگاهی بخاطر قرص LD 
۲ رقمی شدنم توی آزمون جامع
حس جدیدی که پارسال تجربه نکردم (البته فقط پشت کنکوریا این حسو تجربه میکنن)
و
دیگه واقعا خسته شدم میخوام واسه خودم باشم 
رفیقم که بهتون درموردش یبار گفتم (همون که پزشکی شیراز میخونه) برگشته میگه جات توی کلاسمون خیلی خالیه یه جوری بخون شیرا
ترکیب تیم فوتبال ذوب آهن ایران در دیدار با الاتحاد عربستان در مرحله یک هشتم لیگ قهرمانان آسیا اعلام شد.


 
بخش ورزشی مجله خبری ورزشی اسپورت‌استار
 
به گزارش خبرگزاری فارس، ذوب آهن در این مسابقه که از ساعت 20:30 در امارات برگزار می شود به شرح زیر است:
محمد باقر صادقی، وحید محمد زاده، محمد نژاد مهدی، میلاد فخرالدینی، مسعود ابراهیم زاده، حمید بوحمدان، قاسم حدادی فر، رضا حبیب زاده، زبیر نیک نفس، دانیال اسماعیلی فر و حمید مطهری
 
انتهـــــــــــ
امروز در پاکت می نویسم:
سیزدهمین روز از سال ۹۸ هم شروع شده و فقط کمی به اندازه
۵ دقیقه به ساعت ۱ بعدازظهر باقی مانده.
ما همچنان در حال سپری کردن سیزده بدر به معمولی ترین شکل ممکن هستیم .
خانه پر شده از عطر ذکرهای زیرلب مادربزرگ!
مادر در حال تدارک خوراک گرم امروز و خواهر و پدرم در حال
تماشای لبخندهای مصنوعی و گاها تلخ رامبدجوان هستند.
بارش های شدید و کمی عجیب باران امسال، ما را از برنامه ریزی
های آنچنانی برای مراسم روز طبیعت تقریبا منصرف کرده .
این اتاق شاهد همه نوعِ منْ بوده!از منِ ابله با آرزو ها چرت و پرتی که امروز نسبت بهشون احساس بیگانگی و تنفر میکنم تا منِ گیج که تازه فهمیده نه اونی هست که خودش فکر میکرد و نه اونی که بقیه فکر میکردن و شاید هنوزم فکر میکنن!
هم شاهد کثافت کاریام بوده و هم شاهد اندک کارای به درد بخورم! هم منِ سحر خیز رو دیده و هم منِ تا لنگ ظهر خواب! 
این اتاق هم میتونه منِ جوگیری که تمام روز داشت کتابای چرت و پرت برایان تریسی رو میخوند و رویا بافی میکرد رو به یاد بیار
وقتی مجرد بودم ، پسرعمه م منو میخواست و من نمیخواستمش. بعد از چند سال و کلی برو بیا ، جواب منفی قاطعی دادیم و همین جواب ، کینه و کدورتی شد در دل عمه م از من و مامان خدابیامرزم. کینه ای که ترکشاش تو یک سال اخیر حتی به خواهر معصومم هم اصابت کرده. کدورت یه طرفه ای که انگار تموم شدنی نیست. من ۵ ساله دارم از عمه هام خون دل میخورم و هنوز سر پام. سر پام و یک ذره هم به قطع رَحِم فکر نمیکنم. من هنوزم میرم دست و روبوسی میکنم و در مقابل خنده های تصنعی پر از خشم
شهید لطفی نیاسر: من صدای خرد شدن استخوان‌های اسرائیل را می‌شنوم.
چیزی که از نگاهها مخفی ماند رسیدن فرزندان آخرامانی سلمان به پشت دیواره های قلعه فرزندان یهودا است. 
مهدی لطفی عزیز اولین شهید مبارزه رودرو با اسراییل است. کار ما دیگر از دفاع گذشته و وارد حمله شده ایم. او مدافع حرم نبود بلکه مهاجم به اسراییل بود. 
او عاشق متوسلیان بود و پشت دروازه های صهیون به شهادت رسید.
ما برای دفع حمله به سرزمین اهل بیت وارد جنگ شدیم ولی تا ستون خیمه اصلی ر
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

















شام غریبان هیئت قاسم ابن الحسن (ع) شهر سبز نیاسر سال ۱۳۷۳ به اتفاق شهید مهدی لطفی نیاسر
شهید راه نابودی اسرائیل
شهید مح
کلاس های آموزشی خانه کارگر راور::white_check_mark:کارگاه آموزشی خانواده سرکارخانم دشتی نیمه دوم هرماه :white_check_mark:کارگاه تکنولوژی فکرسرکارخانم عسکری نیمه دوم هر ماهکارگاه طب اسلامی استادبهشتی نیا (نیمه دوم هرماه) :white_check_mark:کارگاه آموزش نماز ویژه نونهالان (رایگان) پنجشنبه ها ساعت 11 صبح دفتر خانه کارگر راور:white_check_mark:کلاس آموزشی نقاشی سنین 5تا9سال سرکارخانم نخعی پناه عصرهای سه شنبه ساعت 5عصر دفترخانه کارگر راور:white_check_mark:کلاس آموزش مبانی کامپیوترسنی
وقتى اسم وبلاگ رو اینجورى انتخاب کردم دیگه از دیگران چه انتظاریه منو ببینن! من واقعیم منظورمه، نه مادر کسى یا دختر کسى ، منى که کلى احساس تلنبار شده ى تاریخ گذشته رو با خودم اینور اونور میکشم، منى که تمام تلاشمو میکنم خواسته هامو توى مشکلات همیشگى زندگى گم و گور کنم! منى که وقتى دلم میگیره به رگ زدن فکر میکنم بس که نا امیدم از بودن! منى که یه روزى عاشق شده بود ولى .
نمیدونم انتخابم اشتباه بود یا همه ى اون تلاشهایى که واسه تایید شدن میکردم، اون
دانلود فیلم دم سرخ ها با کیفیت 1080P
دانلود فیلم ایرانی دم سرخ ها
انتخابی کاربر
https://www.salamcinama.ir/download/PYBq/jKYqQ
کیفیت 1080hq
https://www.salamcinama.ir/downloadf/PYBq/1080hq/jKYqQ
کیفیت 1080p
https://www.salamcinama.ir/downloadf/PYBq/1080p/jKYqQ
کیفیت 720p
https://www.salamcinama.ir/downloadf/PYBq/720p/jKYqQ
کیفیت 480p
https://www.salamcinama.ir/downloadf/PYBq/480p/jKYqQ
نام فیلم : دم سرخ ها ژانر : کمدی
سال انتشار : ---
مدت زمان : --- دقیقهکارگردان : آرش معیریان بازیگران : جواد رضویان، بهنوش بختیاری، اندیشه فولادوند، رضا شفیعی جم، علی صادقی، رضا ناجی
جناب تدبیر و امید! هه. امید رو که تو جامعه کشتی تدبیری هم که ازت ندیدیم خواهشا" دیگه اون خنده ی مسخره رو نزن و بگو ما از نزدیک حواسمون ب مشکلات مردم هست! یکم جدی باش! منه جوون حالم از دولتت بهم میخوره میفهمی؟ توی دولت شما توی زمان ریاست جمهوری شما زندگی سخت شد و واسه خیلی ها غیر ممکن خیلی از جوون ها رو بی تدبیری شماها ب ناامیدی کشونده من هنوزم میگم که حالم از دولتت بهم میخوره.و اصلا ایمان ندارم ب اینکه بتونی چیزی رو درست کنی!
 
+ ما هر چی بخوا
چشم آلوده کجا،دیدن دلدار کجا؟
دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا؟
قصه ی عشق من و زلف تو دیدن دارد
نرگس مست کجا همدمیِ خار کجا
سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
ورنه عشق تو کجا این دل بیمار کجا؟
منتی بود نهادی که خریدی ما را؛
رو سیه برده کجا میل خریدار کجا؟
هرکسی را که پسندی بشود خادم تو
 خدمت شاه کجا نوکر سربار کجا؟
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا؟
مهر من گر که فتد در دل تو میفهمم؛
شهد دیدار کجا دوری دلدار کجا؟
به خدا چون دل زه
یه وقتی حلیم با گوشت بوقلمون بود و حاصلِ پختن تا له شدن و قوام اومدن گندم‌ها. یه وقتی کوبیده غذای اعیونی بود و با گوشت و دمبهء درجه یک، که هرجایی هم نبود. یه وقتی توت‌فرنگیا نه خیلی درشت بودن نه ریز، اما عین ادکلن‌های اصل، عطرشون تمام اتاقو می‌گرفت. وقتی همه‌چیز کم‌کم عوض شد، وقتب دیگه حلیم‌ها شدن با آرد و گوشتِ مرغ، وقتی خبر رسید کبابی‌ها زیاد شدن و گوشت‌ها گرون، و حالا دیگه گوشتِ خیلی چیزا رو می‌شه تو کوبیده پیدا کرد، وقتی توت‌فرنگیا
پیِ نشستنی به انتخابِ بختپائیده سایه‌ها به رهگذار و در هوای ما-که بسته‌ایم به مرگ چنان که بسته‌ایم به سایه‌هایمان-بال می‌گشاید این بازِ شوخ‌میان دو پرواز جا می‌کند اکنون به شانه‌امآری، خلافِ نوشته، قصه آغاز و پایان ندارد؛ برین خاکدان هر چه بینی کهنه‌ست‌(قاسم هاشمی‌نژاد) ‌پ.ن: 
- حالا که مرگمان را، مرگ مردم را انتظار می‌کشند، به قول گلسرخی باید که قلب ما، سرود و پرچم باشد». برای سیل نود‌وهشت چیزی نمی‌شود نوشت، ما چه می‌دانیم، ما
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



















سخنرانی جدید مقام معظم رهبری مدظله العالی و سرلشکر قاسم سلیمانی درباره احتمال #جنگ آمریکا با ایران و افشاگری ایشان
مصاحبه ای خواندم از فریدون گیلانی با  گئورگیو که دوباره آن تشویش ناشی از برهم ریختگی نظام فکری به سراغم آمد. گئورگیو شاعر مذهبی ست و دین و شعر را یکی می داند و در مورد آن با فریدون گیلانی بحث می کند و آخر مصاحبه تقریبا می زند زیر همه چیز و می رود. بین حرف هایش، واژه مدرن بیش از هرچیزی در ذهنم نقش بست. به فریدون گیلانی می گفت که تو مدرن فکر میکنی و با ادبیات مدرن با من بحث میکنی.
شاید حرف های فریدون گیلانی منطقی تر به نظر می رسید. اما هر آنچه گئورگی
عسل ویار الویه کرده، گذاشتم مرغ و تخم مرغ و سیب زمینیش بپزه، منم دراز کشیدم کنارش و دوتایى کارتون میبینیم.
همینجورى که چشمم به تلویزیونه مغزم روى دور تند داره میچرخه. با اینکه تقریبا یک ماهه مامانم براى همیشه رفت کرج اما هنوز هیچکدوممون به این وضع عادت نکردیم، امروز فکر میکردم وقتى ازدواج کردم و ازش جدا شدم اینقدر اذیت نشدم که حالا دارم میشم، اصلا انگار زندگى دور از مامانم رو بلد نیستم! صبح وقتى تنها میشم واقعا نمیدونم چیکار باید بکنم،یا ظه
قبل اینکه دوباره بخوام وبلاگ بسازم فکر نمیکردم واسم خوبیای دیگه ای جز حس شدن به بلاگر بودن رو داشته باشه.اما الان میبینم نه،میتونه خوبیای دیگه ای هم داشته باشه.مثلا:
میگن اگه تو هر جمعی باشی از اون جمع اثر میپذیری،حالا یا خودآگاه یا ناخودآگاه.
من مدت خیلی زیادی بود (هنوزم هست -_- ) که از کتاب خوندن فاصله گرفته بودم.حالا که توی یه جمع کتابخون اومدم (پروردگار کتاباتونو بیشتر کنه) میبینم چقدر ضایست دور و ورت همه کتابخون باشن اما خودت خیلی وقت
خیلی وقته انگاری نبودم اینجا، حتی یکم نگران بودم نشه برش گردوند.
توی توییتر بود. واقعیتش برام خیلی جالب بود. چون میشد هوایی زد. چیزهای بامزه نوشت. چیزهای بامزه خوند. دوست پیدا کرد. دوست واقعی که بری خونش و بیاد خونت. واسه دوستت زید جور کنی اونجا. اشنا شی. دعوا کنن پس تو هم بلاک انبلاک کنی. وقتی زید جدید زدی بیای اعلام کنی.  
ولی.
از یه جایی دیگه ناراحت و مضطرب بودم. اشنا زیاد شد. برای بعضی از توییتام بازخواست میشدم. خودسانسوری شروع شد. ولع دیده شدن
من همون بیچاره ایم که با 86 درصد زیست و با73 درصد شیمی قراره پشت کنکور بمونم
خدایا خیلی درد داره خیلی 
خیلی درد داره 
هیشکیو ندارم کنارم باشه 
همش باید درد بکشم و درد بکشم 
انقد درس خوندم نیمه نابینا شدم 
خداا چرا انقد نفس کشیدن درد داره؟ 
چرا انقد زندگی کردن درد داره؟ 
دو سال  بدترین دردارو به جون خریدم دو سال تا مغز استخون درد کشیدم 
هنوزم ادامه داره 
همش به خودم میگم محکم باش دختر محکم باشه دیگه چیزی نمونده 
ولی حقیقتش اینه که این دردا هیچ
کلا امروز خصوصا این ساعتا تو مود دپرس شدیدم :(اون از آهنگ مزخرف غمگینی که صب اومدنی، راننده تاکسی گذاشته بود و تا الانم داره تو مخم تکرار میشه، 
اونم از فیلمی اعصاب خرد کنب که با دوستان عزیز هم اتاقی توی سینما دیدیم و هنوزم حس بدی دادم.
و اینکه امشب آخرین شبیه که دیگه توی این خوابگاهم و این برام ناراحت کننده تره. خوابگاه کنار همه ی بدی هاش خوبی های خاص خودش رو داره، خصوصا اگه هم اتاقیای راه بیا و خوبی داشته باشی.
اینکه دیگه احتمال دیدن یکی از د
بسم الله الرحمن الرحیم./
بابا از خودت یاد گرفتم محبت به پدر رو ، از خودت یاد گرفتم عشق به همسر رو ، از تو یاد گرفتم بخشندگی رو ، تلاش رو ، شوخ طبعی در عین متانت رو . بابا فدای اون چشمای عسلیت بشم ! قربون خستگیات برم .
بابا جوونیت رو به پامون ریختی و حالا که چند تا خط کوچیک افتاده رو پیشونیت ، هنوزم حواست به تک تکمون هست . که کم نداشته باشیم ، که کم نیاریم . بابا شما خیلی بزرگی ! و من شاید خیلی دیر فهمیدم چقدر عاشقتم .
اما شما
بابا هنوز و تا همیش
دانلود قسمت سیزدهم 13 سریال هیولا Hayoola با کیفیت 1080p Full HD

قسمت سیزدهم ۱۳ سریال هیولا به کارگردانی مهران مدیری



کارگردان: مهران مدیری | ژانر: کمدی، خانوادگی | تاریخ انتشار قسمت سیزدهم: 7 مرداد 1398


تعداد قسمت ها: 15 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: یک ساعت | کیفیت: WEB-DL

نویسنده: پیمان قاسم‌خانی | حجم: متفاوت | تهیه‌کننده: مصطفی

خلاصه داستان:
با مرور افتخارات یک خانواده‌ی اصیل و شریف به زمان حال و زندگی یکی از
نوادگان آنها می‌رسیم. هوشنگ ش
راستش میدونی نشنوه 
ولی دیگه لذتی نداره نشنوه ولی میخوام بدجوری بزنمش زمین 
این حرکت رو هنوز کلمه ای که بتون حس غریب و عظیمش رو برسونه نساختن تنها کلمه ای که به ذهنم میره هم ردیف اون اغوا هست 
حرف هایی هست که با ما دفن خواهند شد :) 
چون به هر کی بگی به نظرم صد در صد قاطی میکنه چون نمیتونه کاری از دستش بیاد 
بذار تبصره ش رو هم بگم چرا داره یک راه داره که با ما دفن نشه 
و اون ایجاد شرایط و فهم و درک عمیقی هست که بشری که خطا کرده نمیتونه مهیا کنه 
بشر
دانلود سریال هیولا با لینک مستقیم
دانلود سریال هیولا
سریال هیولا جدیدترین ساخته مهران مدیری می باشد این سریال هم مثل سریال های قبلی آقای مدیری با موضوع کمدی (طنز) است. سرپرست فیلمنامه برعهده پیمان قاسم خانی. شما می توانید این سریال جذاب و دیدنی را از سایت پیشگام مووی بصورت کامل (تمام قسمت ها) دریافت و دانلود کنید.
قسمت اول تا سیزدهم اضافه شد
 
کارگردان : مهران مدیری
 
موضوع : کمدی
 
سال ساخت : 1397
 
سال پخش : 1398
 
محصول : ایران
 
دانلود قسمت چهاردهم 14 سریال هیولا Hayoola با کیفیت 1080p Full HD

قسمت چهاردهم ۱۴ سریال هیولا به کارگردانی مهران مدیری



کارگردان: مهران مدیری | ژانر: کمدی، خانوادگی | تاریخ انتشار قسمت چهاردهم: 14 مرداد 1398


تعداد قسمت ها: 15 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: یک ساعت | کیفیت: WEB-DL

نویسنده: پیمان قاسم‌خانی | حجم: متفاوت | تهیه‌کننده: مصطفی

خلاصه داستان:
با مرور افتخارات یک خانواده‌ی اصیل و شریف به زمان حال و زندگی یکی از
نوادگان آنها می‌رسیم. هوش
بنویسید و کاغذهارو پاره کنید بریزید دور ولی کسیو پر نکنید 
بعد ازین برگه های اگهی ک تو خونه تون میندارن و جمع کنین به کارتون میاد
نشستم درس بخونم یعنی تست بزنم واقعیتش اینه که تنها کاری ک نمیکنم همینه
مینویسم و مینویسم و مینویسم.
فکر میکنم و خاطرات گذشته میاد جلو چشمام و با اتفاقات اخیر جمع میشه سوالای تکراری یه دوستی گفته بود تو حرفای محمد افلاکی خیلی غرق نشو! باید بگم اگر تاثیر حرفاش تو این یکسال نبود و اگر اون پست خاصش نبود یا دق می
دانلود قسمت یازدهم 11 سریال هیولا Hayoola با کیفیت 1080p Full HD

قسمت یازدهم ۱۱ سریال هیولا به کارگردانی مهران مدیری

 

کارگردان: مهران مدیری | ژانر: اجتماعی، کمدی، خانوادگی | تاریخ انتشار قسمت یازدهم: 24 تیر 1398

تعداد قسمت ها: 15 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: یک ساعت | کیفیت: WEB-DL

نویسنده: پیمان قاسم‌خانی | حجم: متفاوت | تهیه‌کننده: مصطفی

خلاصه داستان:
با مرور افتخارات یک خانواده‌ی اصیل و شریف به زمان حال و زندگی یکی از
نوادگان آنها می‌رسیم.
مثه رودی مثه چشمه

آقاجون وفاتو عشقه

شما ساغرید وساقی

نظری بر من تشنه

--------

شما در ادب خدایید

قمر آل عبایید

تشنگی ظاهر امر

شما آبروی آبید

-------

عالمی به پات اسیر

واسه یک نگات میمیره

اونقدر کریمی آقا

ارمنی حاجت می گیره

-------

خاک کربلا هنوزم

مست ذکر یا اخاته

به خدا که تا قیامت

خجل دستات فراته .

                                              " ابر "
دانلود فیلم سینمایی نازلی Nazli با کیفیت فول اچ دی 1080p Full HD
فیلم نازلی به کارگردانی محمود معظمی با لینک مستقیم
دانلود فیلم نازلی
کارگردان: محمود معظمی | ژانر: خانوادگی، درام | سال تولید: 1394 | تاریخ انتشار: سال 1397
مدت زمان: 82 دقیقه | نوع: ویدئویی | مخاطب: خانواده | کیفیت ویدئو: WEB-DL
حجم: متفاوت | تهیه کننده: جمشید سهرابی زاده و محمد شهبازی
خلاصه داستان: داستانی از یک عشق، دیرینه و اتفاقات کهنه است که با برگشت نازلی به خانه باغ پدری اش، دوباره دستخو
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب