نتایج پست ها برای عبارت :

چطور کفشها رو تو جا کفشی بزاری

۱: زندگی عجب داستان پیچیده ای داره. عجب ناگفته ها و ناپیدا شده ها! هر روز یه ایده ی جدید، یه تیوری جدید می یاد و یا اینکه بوده و تو تازه پیداش می کنی! اینکه چطور شد که ما این شدیم، رفتارهای ما چطور شکل گرفت! ما به عنوان ادمیزاد، از کجا امدیم و چطور شد که از مرز بی نهایت بد تا مرز بینهایت خوب متنوع شدیم! اصلن مرز خوب و بد چطور شکل گرفت؟ مردم جامعه را می سازند یا جامعه مردم را؟ کدومش اول اگاهانه اتفاق افتاد.زندگی عجب داستان پیچیده ای دارد. کاظم سع
دیدین چطور کلی از زمستون گذشت،چطور این ترم تموم شد،دی که رفت یادم اومد چطور خودمو از کتاب خوندن عقب کشیده بودم،جز کتابای درسی دست به هیچ کتابی نزدم و راستش زیاد به خودم بابت امتحانا سختی ندادم هنوز نتیجه ی تنبلیام نیومده و نمیدونم چه کردم من هنوز امیددارم که اتفاق خوبی قراره بیوفته اما از تایمش اطلاعی ندارم،خیلی کارا انجام دادم،از دیدن ح.ه و آشنایی با م.آ و و ونوشتمشون ازم رمز نخواین من خجالت میکشم.
به زودی قراره استارت یه کتاب رو بزنم که حس
حدودا دو سال پیش بود که به لوزان آمدم. سوییس. تجربه زندگی در خارج از کشور داشتم اما در اروپا نه. چند ماهی شیفته نظم و انضباط آنان شدم. سعی کردم شبیه آنان منظم زندگی کنم. اما هر چه بیشتر جلو می روم دلم برای وطنم تنگ تر می شود. مردمان اینجا به شدت دنیازده و عاشق رفاه هستند. انگار هیچ بویی از آرزوهای دور و دراز و ساختن جامعه انسانی نبرده اند. اساتید و متفکران جامعه نظریه پردازی می کنند و شاید در زندگی مردم اثر بگذارند اما کلیت مردم تلاشی برای پیشرفت
تایپ این مطلب رو در حالی شروع میکنم که مطمئن نیستم چطور میخوام انجامش بدم، چطور قراره پیش بره و چطور میخواد تموم بشه!
هوم! خب، روش خیلی جالبی برای تولید محتوا نیست ولی بالاخره باید از یک گوشه ای شروع کرد دیگه!
ماجرا از این قراره که میخوام درباره ی موضوعی صحبت کنم که خیلی وقت هست که در پستهای مختلف، پاسخ به کامنتها و یا در بخش گفتگو، وعده ی پرداختن به اون رو داده بودم اما هربار به دلیل بزرگ بودن و گستردگی موضوع، به سمت نوشتنش نمی رفتم. تا الآن!
ا
تو حیاط بودیم که صدای داد و جیغ یه زن رو شنیدیم، سریع رفتیم تو کوچه تا ببینیم چه خبر شده، نمیدونم چجور بگم.فقط چیزایی که شنیدم رو می نویسم.
_ چطور تونستی علیرضا؟ منه احمقو بگو گفتم بعد یه هفته دارم میام الان منتظرمی. ولم کنید شما نمیدونید.من اینو با زن شوهر دار دیدمآخه نجس من بچه دارم، چطور تونستی؟ چند بار گفتم تو دوست دختر داری هی گفتی نه. من این خونه زندگی رو با خون دل ساختم کثافت چطور تونستی؟ میخوام طبل بی آبروییت رو همه جا بکوبم تا
احساس میکنم ما آدمها همیشه به نوشتن کارهای روزانه و ماهانه و سالانه مان نیازمندیم . به این نیازمندیم که بیاییم کارهای روز بعدمان را حداقل روی یک کاغذ باطله بنویسیم تا بدانیم فردا را قرار است چطور بگذرانیم .

بدون برنامه روز را شروع کردن ، مانند آن است که به یک شهر سفر کنیم و ندانیم قرار است کجا ها را ببینیم و در چه مکانی اقامت داشته باشیم ! و بیخیال عالم و آدم ، دست هایمان را پشتمان قفل کنیم ، بیخیال تر راه برویم و بگوییم :
 حالا می رویم ببینیم
مکانیسم های فریب و غفلت کم آورده اند. مکانیسم های آرامش بخشیدن گم و گور شده اند و هر دو طول عمر کارآمدی شان به ساعت رسیده! 
یادمه یک روز سر یه ماجرایی به مارال گفتم امکان نداره خدا فلان چیز شر رو بخواد بلافاصله گفت به وجوه پداگوژیکش توجه کن! حالا که با دنیای هولناکی مواجهم که پر از اتفاق است و هیچ چیز غیرممکن نیست یاد آن روز افتادم. خیلی حرف بدی ست اما حس انسان تنها شده در جهان را دارم. تولد رابینسون کروزوئه! بی خانمان شدن در جهانی که راه آسمانش
خیلی وقت می‌شود که مطلبی ننوشته‌ام. نه اینکه نوشتن را دوست نداشته باشم، نه، ولی همیشه اتفاقاتی خواسته یا نخواسته روی می‌دهند که نمی‌شود، که نمی‌توانی، که نمی‌خواهی؛ در هر صورت الان اینجا هستم.گذر زمان چیز عجیبی‌ست. چنان با سرعت و شدت روزگار سپری می‌شود که اصلا نمی‌دانی چه شد و چطور سپری شد اصلا.
حالا چطور به این نتیجه‌ی شگرف و لاینحل(!) بشریت رسیدم، از این‌جا ناشی می‌شود که در شب امتحان درسی به سر می‌برم که شاید به جرات بتوانم آن را سخ
ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن.

راستش را بخواهی عزیز دلم .گاهی بدجور از دست عکس هایت کفری میشوم .انقدر که دوست دارم بکوبمشان به دیوار و به لبخند وامانده ات که هیچ وقت از جایش تکان نمیخورد بدو بیراه نثار کنم ‌.چطور میتوانی به من زل بزنی و بخندی و پلک هم نزنی .چطور میتوانی گونه های خیسم را با خنده های آدمکشت به مسخره بگیری ؟؟؟واقعا چطور؟؟؟توی یکی از منفور ترین هایشان با آن کلاه لبه دار و دست هایی که همیشه به سینه میزنی به وسعت تاریخ لبخند ز
سالها پیش فیلمی از ضجه یک مادر در برابر دامادش منتشر شد که بسیار متأثرکننده بود. بر اساس این داستان واقعی،  نرگس آبیار تصمیم گرفت تا بگوید چطور عشق به نفرت تبدیل می شود؟ پاسخ به این پرسش همانقدر سخت است که اصل داستان باورنکردنی است! برای همین زمانی طولانی با جزئیات فراوان لازم است تا بفهمیم چطور کار به اینجا رسید! در آغاز فیلم عاشقانه است و هر چه می گذرد تلخی جان تماشاگر را می نوازد
ادامه مطلب
گاهی فکر می‌کنم آدمای با کلاس که رفتار چیپ و زننده ندارن، آدمایی که تو خونه هاشون دعوا نمی شه، خدا چجوری می ره رو اعصابشون یعنی با چی اذیتشون می کنه. اون مهره ی ضد حال زننده چطور وارد خانواده می شه یا اینکه خدا شرایطِ افتضاح و تشویشگرو چطور به خانواده نفوذ می ده.-خداخوشگله+جوووون -ما که تا خرخره خوردیم، دیگه بعد از خوندن پستِ من تصمیم نگیری اینیکیو هم یه چشمه برام بیای! جا ندارم به خودت
من فکر می کنم دین برای یاد گرفتنِ چطور زندگی کردن» اومده. اگه پوشش تعریف شدۀ یه دین برای زندگی عادی نیست، چطور اون دین جوابگوی سایر مسائل زندگی عادی باشه؟ کسی که می خواد یه زندگی عادی داشته باشه، چطور دیندار باشه؟ به نظر من این خیلی عالیه که شما می خواید خدا رو به مردم معرفی کنید؛ اما، اگه امروز جایی برای دین توی زندگی مردم وجود داشت، شما مجبور نبودید به من مسلمون خدا رو معرفی کنید! این برای اینه که توی وضعیت فعلی باز هم هیچ کس بیشتر از یه مس
ریا نباشه به هرچی فکر میکنم بعد مدت کمی جوابش میاد جلو چشام خیلیم واضح و شفاف
فکر میکردم چطور آدما یهو ازین رو به اون رو میشن؟؟؟ چطور یهو اعتقادات و افکارشون ناگهان تغییر میکنه؟؟
خیلی ساده اس کم کم هیچ کی یهو عوض نمیشه و هرکیم عوض نشده معنیش این نیست که اگه شرایط براش مهیا بشه هم همونی که هست میمونه!
سرزنش نکنید کسیو حتی تو دلتون اگه سرزنش کردین مطمئن باشین تا زنده این سرتون میاد
و مهمتر از همه چیز و همه کس فقط خداست
آدم نباید به خودش مغر
 
مشاوره شغلی مرکز روانشناسی مهر پاسخ می دهد : چطور کار دلخواهتان را پیدا کنید؟
مشاوران شغلی معتقدند کار شما در این دنیا در حد اعلای خود نمادی از هستی شماست. چیزی قدرتمند و نزدیک به مرکز وجودتان.اما شغل شما خود به خود فرصت انجام کار دلخواهتان را به شما نمی دهد.باید آن را مدیریت کنید. برای کسب مهارتهای لازم قدم بردارید و در کنار گسترش شغلتان داوطلبانه به کاری مشغول شوید که به کار آرمانی شما نزدیک تر است و به این صورت زندگی تان را به تعادل برسا
آموزش کامل بورس
اینجا شما یاد می‌گیرید چطور بهتر سرمایه‌گذاری کنید، چطور درست و به‌موقع تصمیم بگیرید و در نهایت چطور درآمد بیشتری از بورس کسب کنید. در مرکز آموزش مفید سبقت آزاد است! همین امروز شروع کنید.
چه چیز هایی در گام اول اموزش بورس بخوانیم :
میخواهم در بورس سرمایه گذاری کنم اما نمی دانم چه کار باید بکنم؟!چطور نزدیکترین کارگزاری بورس را به خود پیدا کنیم؟آیا بورس قمار است ؟ حکم شرعی بورس چیست ؟ (+ویدئو)سود و درآمد سرمایه گذاری در بورس چق
آدم با بعضیا بزرگ میشه ، چطور میتونه فراموششون کنه .؟اصلا اونایی که ما کنارشون بزرگ شدیم چطور میتونن ما و قدم هامونو فراموش کنن ؟؟وقتی دنیا اومدم یه فرشته ای در گوشم زمزمه کرد : دنیا خیلی بی رحمِ کوچــولو.منم گریه افتادم اما هرگز نمی دونستم به این بی رحمیِ.دختری به تنهایی ماه + به قول شاعرررر : میییدووونم که دنیااا خیلی بییی رحمههههه :))روی قلب هر دیوووونه ایش یه زخمهههه :)))
*این روزها از جمله روزهای تاریک زندگیم بود . روزهایی از سیاهی شب سیاه تر . تلخ تر از زهرمار . 
نمیدونم با خاطرات تلخ این روزها باید چطور کنار بیام . گفت منو ببخش و اشتباهی که مرتکبش شدم رو فراموش کن . چطور میشه فراموش کرد؟ چطور میشه نادیده گرفت. این تنها خط قرمز زندگی من بود که بهش خدشه وارد شده و حالا من هر لحظه حس میکنم هستن افرادی که از مرز زندگی من به راحتی داخل شن و این افکار جز منفورترین حس هاست . 
بی اعتماد بودن کار راحتی نیست . کلا خیلی زشت
یک زوج جوان برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا عازم کشوری اروپایی شدند. در آنجا پسر کوچکشان را در یک مدرسه ثبت نام کردند تا او هم ادامه تحصیلش را در سیستم آموزش این کشور تجربه کند.
روز اوّل که پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسید: پسرم تعریف کن ببینم امروز در مدرسه چی یاد گرفتی؟ 
پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سیگار کشیدن به ما گفتند، خانم معلّم برایمان یک کتاب قصّه خواند و یک کاردستی هم درست کردیم. 
پدر پرسید: ریاضی و علوم نخواندید؟ 
پسر گفت: نه.
دارم به این فکر میکنم چقدر همه چی به خودم بستگی داره.انگشت اشاره باید سمت خودم بگیریم ،نباید برای حال خوب و بدم سراغ بازجویی  از آدمهای دنیام باشم .این منم که انتخاب میکنم چطور روزا و زمانم طی بشه.این منم که انتخاب میکنم زمانم را چطور و با چه کسی صرف کنم.من میتونم هر روز کتب تخصصی رشته ام بخونم و اطلاعاتم را افزایش بدم و یه گام جلوتر برم از جایی که هستم.من میتونم کلی کتاب جدید  بخونم و ذهن و نگاهم را باز کنم نسبت به مسائل فراتر از حیطه درس و رشته
 وقتی فکر می کردم که مام وقتی فهمید چطور بخاطر حرف دیگران . بهرحال . اتفاقات زندگی همه بهانه اند برای ایجاد تغییر در زندگی ما. نه صرفا در اون زمینه در زمینه های دیگه حتی. جوتی دوستی بوده که تا الان من رو درک کرده. وقتی گفتم ۲=۳هفته . وقتی یادش امد قصه برادرش دیگه نکرد. دیروز زیر بارون شدید شهر مقاله ولادمیر امد. و مثبت بوده اما هنوز جواب نهایی نیست. بعد هم دارم مقاله جن رو زور می نویسم تموم کنم. اما تنم درد می یاد. چقدر شاد بودم اون ۱.۵ ماهی که حا
میخواستم گواهینامه بگیرم .میگفتن اگه بیسواد خودتو ثبت نام کنی خیلی راحت تر قبول میشی!رفتم آموزشگاه به مسئول ثبت نام گفتم بیسوادمیکم چپ چپ نگام کرد و گفت شوخی میکنین دیگه؟گفتم نه اصلا چطور مگه ؟گفت آخه با گواهی اشتغال به تحصیل اومدین برا ثبت نام :)))))
نمی‌دونم کنکور چطور پیش رفت اما بعد از تموم شدن، حس خوبی داشتم، احساس سبکی و البته با چاشنی غم. غم چون سوال‌ها خیلی راحت بود و اگر یه ذره بیشتر خونده بودم، بهتر پیش می‌رفت.اما مهم تموم شدنش بود، امیدوارم نتیجه خوبی داشته باشه.
مرسی از همتون با انرژی هاتون، بهم رسید
تحریم ظریف منو یاد یه انیمیشن قدیمی انداختیادتونه یه خمیر کرم رنگ بود تو برنامه کودک؟ (خمیره شکل آدم بود همه کاری هم میکرد، یه بارم جورابشو میخواست بدوزه، دوخت به دستش، بعد جورابه رو کشید تو لامپ، دوخت به لامپه) قسمت جورابه رو پیدا کردم. ازینجا دانلود کنید.یه بار خواست گندشو جبران کنه، رفت جارو برقی آورد، اول خودش داشت جارو میکشید، بعد جاروئه قاطی کرد از دستش در رفت هرچی تو صحنه بود اعم از قاب عکس و میز و صندلی رو خورد، آخر سرم خود خمیره رو خو
به نظر من جمله یک روح در دو جسم کلا غلطه
تا ۷ساعت پیش به این جمله معتقد بودم و حالا نیستم.
چطور میتونه کسی ادعا کنه که با همسر، دوست یا هر شخص دیگه ای روحی ست در دو بدن؟ مگه طرف مقابل خصوصیات، رفتار و علایق متفاوت نداره؟ مگه نه اینکه یه انسان مجزاست؟؟؟
نظر شما چیه؟؟مخالفید یا موافق؟؟ ‍
ادامه مطلب
برقراری تعادل میان وظایف و کارهای گوناگون در زندگی‌ آسان نیست. کار، درس، خرده‌کاری‌های هر روزه‌ی زندگی؛ درحالی‌که باید هوای دوستان و خانواده را هم داشته ‌باشید! به همه‌ی اینها زمانی را که نیاز دارید به خودتان برسید هم اضافه کنید. در چنین معرکه‌ای بی‌شک برنامه ریزی روزانه به شما کمک می‌کند. با برنامه ریزی، مدیریت و کنترل کارها آسان‌تر می‌شود، می‌توانید میان اهداف کوتاه‌مدت و بلند‌مدت تعادل برقرار و کارها
خیلی وقت ها دیگران می توانند خوب و صمیمی زندگی کنند اگر ما حرف اضافه نزنیم!
سه سال از زندگی زوج جوان میگذرد عمه میگوید: چطور قابلمه هایت اینقدر زود خش برداشته؟!
شوهر بعدا زنش را توبیخ می کند که چرا مادرت برایت جهیزیه جنس خوب نخریده؟!
یکی به شوهر می گوید: چطور اینهمه مدت با اخلاق تند همسرت ساخته ای؟!
شوهر پس از شنیدن این سوال زنش را تحمل نمی کند و کارش با او به دعوا و مرافعه می کشد.
به زن می گویند چقدر شوهرت شب ها دیر به خانه می آید؟!
زن پاپیچ شوهر
جرأت میخواد ؛ باید جربزه داشته باشی باید مرد باشی که تو گرما و سرما بهترین سالهای عمرت رو جای حروم کردن پای این دختر اون دختر ؛ قمار بازی تو قهوه خونه و غیره ؛ بزاري پای کار کردن و پسر بودن و طلاق بدی و مرد باشی ؛ همسر آینده ام کسی خواهد بود ان شاءالله که بفهمه درک کنه یه جوون قید چه چیزایی رو زده تا الان که بشه مرد زندگی یک زن !
انسان یعنی محدودیت، انسان یعنی ندانستن، در عوض انسان یعنی دارنده عقل
آدم ها در طول مسیر زندگیشون دو نوع هستند :
یک. اونهایی  که نمیدونند چطور مسله ای حل میشه
ولی میرن سراغ راه حل اون و پیشامد افتاده را حل میکنند 
دو . اونهایی که نمیدونند چطور مسله ای حل میشه
و نمیرند دنبال راه حل اون و امورات زندگیشون همونطوری میگذره و میگذره 
از من :)
در آینده برای دومی هم مشکل لاعلاج و وضعیت خیلی حادی  پیش نمیاد ( با توجه به موضوع)
ولی آینده ایده آلی هم در ا
دلم میخواست ازش دست بردارم.دلم میخواست بهش سر نزنم و چیزی از اون رو تو ذهنم جا ندم.اما یواشکی هم دلم میخواست که اینجا براش بنویسم و اون یواشکی بخونه اون تنها کسی بود که از همه دلنوشته های من خبر داشت از جسمم و از روحم خبر داشت.نمیدونم چطور با یه بدقولی تموم خواسته ها و زمین و زمان به هم گره خورد و چیزی از هم ت نخورد.دلم براش بی تابی میکنه بقدری که هر بار که میام بهش پیام بدم دلم میگه پیام بده و بعد عقلم بهم میگه مگه نگفته چیزی نگو و دیگه ایمیل
یکی  از روش های مفید در دیجیتال مارکتینگ، تولید محتوای خوب است. این محتواها به شما کمک می کند تا در نتایج جست و جو دیده شوید. اما قبل از شروع باید نکاتی را در نظر بگیرید.
استراتژی تولید محتوا
مثل استراتژی تولید محتوا که مشخص می کند چطور و چگونه می خواهید به اهداف خود دست پیدا کنید. بعد از تعیین استراتژی تان لازم است که تیم تولید محتوایتان را تشکیل دهید. 
تیم تولید محتوا
ترکیب این تیم خیلی بستگی به زیرساخت ها و اهداف شما دارد. ممکن است یک تیم یک
حالا داستان پیچیده تر شده
ماه مهر می آید
و این بار باید آب بابا را
خودم به بچه ها یاد بدهم
برای بچه ها شیرینی ِ خواندن
و برای من روضه
اشک شوق خواندن ِ  دانش آموزانم
بهانه ی خوبیست برای اشک ریختن در کلاس  برایت
نه؟
ماه مهر می آید
ماه ِ من
در میان این آب. بابا.
مِهر ِ تورا چطور یاد ِ بچه ها بدهم؟
عنوانِ متن اشاره داره به رضا، برادرم و نامزدش که توی این اوضاعِ دهشتناکِ اقتصادی، فردا قراره عقد کنند :)
دیروز کلِ پس‌اندازم (هرچند زیاد نبود) رو دادم به رضا تا واسه خرید حلقه پول کم نیاره. توی این شرایط هرچقدر هم بابام به رضا می‌ده، اون بیچاره کم میاره. بابا هم کم نمی‌ده ولی خرج و مخارج خیلی عجیب و غریب شده. تازه بابا باید علاوه بر پولِ عروسی و رهن خونه برای رضا، وسایل برقی جهیزیه رو هم بخره. به بابا می‌گم: چرا خودشون نمی‌خرن؟ هزینه این وسا
چهار سال پیش که خوابگاه آمدم پر از احساس‌های متناقض بودم، احساس هیجان و ترس و گنگی هیجان‌زده از سبک جدید زندگی و استقلالترس از آدم‌های جدید و تعامل، ترس از مشکلات و ناسازگاری‌ها
 من آنقدر خوش‌شانس بودم که چهارسال خوبی با آدم‌های فوق‌العاده‌ای داشتم. پر از تجربه‌های خوب بود، آنقدر که ناراحتی‌ها و تنهایی‌ها کمرنگ شود
خوابگاه تنهایی داشت اما پر بود از کشف و تجربه‌های جدیدی که لازم بود بگذرانم، خوابگاه یادم داد صبور باشم و با آدم‌ها
اگه به من بگن بعد از معدن سخت ترین کار چیه می گم دست شویی رفتن تو آپارتمان :/
شما تصور کن یه طرف اتاق خوبه یه طرفم حال و همه هم دقیقا نشستن :/ خوب گلاب به روتون چطور کارشو کنه خو.
تصور کن گلاب به روتون شماره دو داشته باشی خوب اونم صدا داره آبرو و حیثیت واسه آدم نمیمونه :/
یکی از روش هایی که شما می توانید با کمترین هزینه و وقت یک درامد جزئی داشته باشید , کسب درامد از فروش بک لینک می باشد که در این پست می خواهیم به شما صاحبین وبلاگ و سایت بگیم که از کجا باید شروع کنید و چطور به درامد برسید .
ادامه مطلب
می دانید گاهی می خواهم بنویسم اما نمی دانم از چه! و چطور!
شاید مثلا می توانستم از همسایه ای که عروسی داشتند و درست همان روزها همسایه روبرویشان عزادار شد، بنویسم!
از رفتارهای ناشایست این چند به ظاهر فامیلی که داریم و معلوم نیست چشان شده؟!
از مرد و زن مهربانی که امروز از پیرمرد دست فروش یک بسته دستمال کاغذی گرفتند و پیرمرد چند باری که پشت سرشان صدایشان کرد و گفت پول زیاد داده اند ،گفتند می دانیم. و پیرمردی که در نهایت خستگی پر از لبخند شد.
یا ا
قد بلندها چی بپوشن؟؟؟؟؟؟؟ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:قد بلندها چی بپوشن؟؟؟؟؟؟؟ - aparat.comقد بلندها چی بپوشن؟؟؟؟؟؟؟ 125 Farzaneh.yusefi.ir 67 دنبال‌ کننده . نکاتی برای افراد کوتاه قد : چطور قد بلند به نظر برسیم - مردماننکاتی برای افراد کوتاه قد : چطور قد بلند به نظر برسیم .خوب، من اینجا هستم که به شما کمک کنم که لباس اندازه خود را پیدا کرده و بلندقدتر بنظر برسید. . همه چیز برای قد بلند شدن ، تغذیه کدام خواب چقدر؟علت کوتاهی قد چیست و چگونه ب
سلام
تا حالا چقدر این کلمه رو شنیدین؟
معتاد اینترنتی کسی که ساعت های طلایی عمرش رو به صورت وسواس گونه پشت این صفحه چند رنگ سپری میکنه و نه گذر زمان باعث نگرانیش میشه و نه پوچ انگاری و بی هدفی میترسوندش !
دقایق پیش به این فکر میکردم که چقدر من به این وسیله ارتباطی وابسته شدم ،
راستی چطور میشه این بیماری رو درمان کرد یا حتی کمترش کرد ؟
7
خیلی اوضاع وخیم شده .خیلی.مشکلات اقتصادی من و ب یک طرف.از طرف دیگه هم مشکلات رابطه ایمون یک طرف
دیشب رو بین حالات قهر و آشتی گذروندیم
من خیلی حالم بده من اشتباه بزرگی کردم دارم میپاشم نمیدونم چطور خودمو جمع کنم.دارم باز به قمار کردن فکر میکنم
یه معامله کردم اگه تا اخر این ماه اوضاع درست نشه منم کارهای وحشتنکی خواهم کرد
تکنولوژی آموزش زبان انگلیسی را سریع تر خواهد کرد و ۷ راهکار سریع یادگیری زبان خارجی را مرور . اگر این امکان را دارید که در تقویت مکالمه‌ی خود بازخورد سریع بگیرید، عملکرد شما به شکل چشم‌گیری بهتر خواهد شد. . حالا از نتیجه‌ی این مطالعه چطور می‌توان در یادگیری زبان استفاده کرد؟ . فناوری، تهدیدی جدی برای سلطه‌‌‌ جهانی زبان انگلیسی است.برای یادگیری سریع زبان انگلیسی کارتون ببینید. . مثلا تصور کنید که شما به تکنولوژی علاقه د
چند وقت گذشته؟ حدود 6 ماه. یا دقیق تر بگم، 6ماه و 2 روز.
حالم؟ بد نیست. چطور گذشته؟ ای. راضیم؟ اووممم
این روزا ساکت تر شدم، آروم تر بیشتر وقتم رو کار میکنم، با خانواده کمتر صحبت میکنم، کلی علامت سوال و چرا توی ذهنم هست. گاهی شک میکنم.
ترسیدم، واسه همین کاری نمیکنم تا بگذره و ببینم چی میشه. میدونم راه حل این نیست اما خب نمیدونم چیکار کنم.
برم به بقیه کارا برسم که تازه اول صبحه
متن آهنگ جدید شاهین میری به نام وقت رفتن
ترانه و موزیک: ایمین, تنظیم: هومن آزما
Download New Music Shahin Miri – Vaghte Raftan
متن ترانه شاهین میری به نام وقت رفتنبا خودم گفتم برگردم تا برگردیهر کاری تونستم کردم تا برگردیروزای تلخمو تنهایی شب کردممن تا جایی که میتونستم صبر کردمتازه قلب من کنارت آروم گرفته بودوقت رفتنت تو خونه بارون گرفته بودتازه داشت دلم دوباره پا میگرفت که تورفتی و هنوز نمیدونم واقعا چطوراین همه سال رد شد اما من هنوز همون جوری میخوامت عمق عش
این حوالی یک نفر دارد مربای آلبالو می‌پزد. و من دلم برای مادرم تنگ شده. این حوالی یک نفر دارد از آب‌سردکن‌های کنار خیابان از دست‌های بزرگ پدرش آب می‌خورد. و من دلم برای پدرم تنگ شده. این حوالی یک نفر دارد تولدی را تبریک می‌گوید. و من دلم برای او تنگ شده.این حوالی یک نفر دو ساعت است که زل زده به سقف در جستجوی خطی برای نوشتن. و من دلم برای نوشتن تنگ شده. من دلم برای همه چیز تنگ شده. برای همه‌ی چیزهایی که حق داشتم کنارم باشند و نیستند.زویا پیرزاد
واقعا عجیبه! مرموزه چطور میشه که یک قوه در بازه زمانی مشخص در قبل و بعد اوجش دو دیدگاه متفاوت دو تصویر دو حس مختلف رو از یک فرد یا چیزی به انسان منتقل کنه، که دقیقا 180 درجه باهم فرق دارن اون لحظه چی میشه اون محدوده خیلی عجیبه.! و انسان این طور به دردسر بیفته که چرا عصبانی شدم چرا احساساتی شدم چرا. 
 قوه هایی که در قدرت انتخابت تاثیر میذاره 
واقعا عجیبه چشم همون چشم دانسته ها همون دانسته ها شناخت همون شناخت قبلی آدم همون آدم قبلی پس چرا؟ چی عوض
امدم خونه . شروع کردم به بازنویسی مقاله با ل. نفهمیدم کی و چطور هوا تاریک شد . نفهمیدم چند ساعته تو تاریکی مطلق تو اتاق دارم با کامی می نویسم. فقط عشق می تونه این کارو با ادم بکنه . اینکه این مقاله به این مرحله تقریبا قبولی رسیده خیلی روحم رو اروم تر کرده. چقدر دلم در اسمونهاست جلوی مغزم رو نمی تونم فعلا بگیرم. و راستش دوست دارم ازادش بذارم تا چه شود. 
دکتر دوایی می گفتن چهار تا نشونه وجود داره ک نشون می‌دن اوضاع متعادل نیست. و اگر دیده می‌شن جای پیگیری داره.
اشتهای کم یا زیاد 
خواب کم یا زیاد 
میل جنسی کم یا زیاد 
حال و حوصله ی دیگران . 
مطلب اول 
آیا بیماری تابع آگاهی نیست ؟! 
مطلب دوم 
جایگاه تعادل در زندگی کجاست ؟! 
مطلب سوم 
علم بشر چقدر با حقیقت فاصله داره ؟!
مطلب چهارم 
من خوبِ خوبم. شما چطور ؟! 


پ.ن: 
امّا تو باور نکن! 
سوال یکی از مخاطبان وب
سلام، من به یه نفر علاقمندم که فامیل هم هست، اگه نبود خودم یجوری بهش می گفتم، نمیدونم اونم به من حسی داره یا نه، چیکار کنم که بهم علاقه پیدا کنه و خودش پا پیش بذاره؟
وچون دوره تنها راه ارتباطی ما اینستاگرام هست
توروخدا راهکار بدید مرسی
وقتی آن شب از سرکار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می‌کرد، دست او را گرفتم و گفتم: باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به‌آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی در چشمانش را خوب می‌دیدم.
یک‌دفعه نفهمیدم چطور دهانم را باز کردم. اما باید به او می‌گفتم که در ذهنم چه می‌گذرد. من طلاق می‌خواستم. به آرامی موضوع را مطرح کردم. به نظر نمی‌رسید که از حرف‌هایم ناراحت شده باشد، فقط به‌نرمی پرسید: چرا؟
ادامه مطلب
صوتِ نوبت به نوبتِ قاریان قرآن
اشک های ریز ریزِ آسمان ;باران
 تلاش خادمان برای بازکردنِ چترهای پارچه ای حرم
همهمه ی زائران و خیس شدن به پهنای صورت
این همه را چطور به یاد آورد و دل تنگِ حرم نشد؟!
کاظمین تنها حرم ِِ امام هفتم نیست برایم
کاظمین خانه ی پدری است .
دلم برای حریمت تنگ شده پدر!
مرا بخواه.
#دلم_ میخاد بازم_ دِعبل و زلفارو_ بخونم
#حتی_ زنِِ رقاصه_ هم آخر_هدایت شد
آری_ غمِِ آقا _فقط مومن نماها_ بود
ساعت چند شب شده؟ 
بیقرارتر از من توی این شهر نیست بخدا. چطور سر کنم؟ نه سر نمیشه.نهبی تو به سر نمیشود
پیشم نیستی .تو گلوم گیر کرده نفسمو میگیره
جون داد زدن هم نیست
این شبا دلم مردن میخواد.وقتی اومدی صدام کن زنده بشم
نه
نه
طاقتم نیست. 
بیا بغلت کنم.  آروم بگیرم
بیاکه چشام و دلم و دنیام
تو چطوری هونم؟
فرموده اند:
المال و البنون زینة الحیاة الدنیا
خیلی جاهای قرآن مال و فرزند کنار هم اومده
میگفت مال و فرزند، یه ویژگی مشترک دارند، اونم اینه که هم بودنشون آدمو مشغول میکنه هم نبودنشون
مثلا همین علی کوچولو! تا وقتی که من نداشتمش، همش غور و غمگین بودم، مدام چشمم به بچه های مردم بود، پیش خودم میگفتم خدایا چی میشه یه دونه ازین بچه تپلوها به من بدی که لپاشون داره میچکه!
الانم که خدا یه فروند وروجک لپو بهم داده و از دست شیطونیاش از کار و زندگی افتادم،
کسب درآمد از بیت کوین با روش های ۱۰۰% واقعیشاید شما هم در فکر کسب درآمد عالی با بیت کوین هستید که الان در این صفحه هستید. بیت کوین چیست و چه کاربردی دارد؟ این سوال مهمی است که پاسخ آن را برای آشنایی با بیت کوین باید بدانید.بیت کوین یک ارز دیجیتال است که دارای یک شبکه برای پرداخت های مستقیم و بدون واسط است که هیچ شخصی در آن نمی تواند دخالت کند و مالکیت آن را بر عهده بگیرد.با بالا رفتن ناگهانی قیمت بیت کوین در سال 2016 سرو صدای زیادی به پا شد و همه نگ
بسم الله
همشهری داستان ویژه‌ی جام جهانی را برداشتم. ورقی زدم. یادم است که قبلا چند برگی از آن خوانده بودم. دوباره خواندم. همان روایت اول را. راستش اینکه عاشق فوتبال باشی هیچ ربطی به جنسیت ندارد. من می‌توانم یک کتاب از خاطره‌های قشنگم از فوتبال دیدنم بنویسم. می‌توانم یک سریالِ فوتبالی بسازم. و حتی رادیو شبی ویژه‌ی سر و کله‌ زدن‌های موقعِ تماشایِ فوتبال به گوش همه‌ی مردمِ جهان برسانم. بعضی سکانس‌های زندگی را نمی‌شود با هیچ کلمه‌ای توضیح
گرفته مه همه ی جاده را ـ مشخص نیستکه صاف می شود آیا هوا ؟ـ مشخص نیستچطور باید از این راه مه گرفته گذشتاز این مسیر که یک ردّ پا مشخص نیستو من چقدر در این مه به گریه محتاجمنمی شود که ببارم. چرا؟ مشخص نیستچه حسّ خوبِ غریبی ؛ به جستجوی خودتشبانه راه بیفتی . کجا؟ مشخص نیستو تا همیشه از این شهر مرده کوچ کنیو دورِ دور شوی . دور. تا . مشخص نیستدرست می روی آیا ؟ و یا . نمی دانیصحیح می رسی آیا ؟ و یا . مشخص نیست. کسی شبیه نسیم از کنار من رد شدغریبه بود
دوستی دارم که رازی دارد و این راز به طریقی بدون اینکه بخواهم به گوش من رسیده است و آن دوست از این موضوع بی خبر است. بعد هر از چندگاهی که با هم حرف می زنیم او از دوره ای از زندگیش حرف می زند که خیلی سخت بوده ولی ادامه نمی دهد که چرا و چطور و من هربار می دانم از چه حرف می زند و او نمی داند که من می دانم و من هر بار از این دانستن خودم و ندانستن او معذب می شوم.  این روزها سوال اخلاقیه من از خودم این است که باید به او بگویم همه چیز را می دانم یا بگذارم در هم
وقتی توفان تمام شد یادت نمی آید چگونه از آن گذشتی،چطور جان به در بردی.
اما یک چیز مسلم است.وقتی از توفان بیرون آمدی دیگر آنی نیستی که قدم به درون توفان گذاشت.
     کافکا در کرانه
________________________________________
این روزها هر چی به کنکور نزدیک تر میشم،فکر و خیال و محاسبات نتیجه ام اوج میگیرن و بیشتر میشن.
باید ازشون بگذرم،باید از امروز تا کنکور،حداقل هر روز،بهتر از دیروز باشم.
+برام خیلی دعا کنید، ذهنم خسته تر از همیشه است.
+راستی بخش "دنیای خیال"  به وب ا
مشاوران در زمینه روانشناسی شغلی می گویند ما کمتر از یک دقیقه فرصت داریم که توجه مخاطبان را به خود جلب کنیم و آنها را به چیزی که می خواهیم بگوییم علاقه مند کنیم.
روانشناسان حوزه مشاوره فردی شغلی معتقدند توانایی ارائه سخنرانی قوی مهارتی بسیار مهم برای افراد شاغل محسوب می شود زیرا هرکدام از ما در محیط کاری خود ممکن است روزی موظف به ارائه سخنرانی شویم به این صورت که ممکن است شرایطی پیش بیاید که مجبور شویم مطلبی را برای کسی توضیح دهیم و بخواهی
اگه از نظر تفکرات و باورها با خانواده‌ـتون متفاوت یا حتی در تضاد باشید بهشون میگید یا مخفی می‌کنید؟ اگه قرار باشه مطلع‌ـشون کنید چطور این‌ کار رو می‌کنید؟ نکته: تفکرات وما مربوط به دین و مذهب نیستند اگرچه اون هم جزءشون هست! همچنین خانواده‌ای با فکر بسته و خفقان‌طور نیستند اگرچه باورهای خودشون رو دارند و پای‌بندی هم هستند بهش!. پاسخ خود را کامنت کنید. یا اس‌ام‌اس بدید. یا تلگرام بگید. یاهرچی! فقط بگید :|
بچه ها. من واقعا دوست دارم در مورد زبان خوندن کمکتون کنم.
اما، واقعا کاری رو که خودم به سر انجام نرسوندم، نمی تونم راهنمایی در موردش داشته باشم.
اما بهتون این قول رو میدم که پاییز وقتی ازمونم رو دادم و نتیجه رضایتبخش بود، مو به مو با جزییات بهتون بگم.
تازه اولا که من زبانم "خیلی ضعیفه".
دوما ممکنه روش های من برای همه کاربردی نباشه.
سوما، بچه ها جوینده یابنده ست‌. اگه میخواین ریسرچر قوی ای باشین، اول از همه باید بدونین مشکلاتتون رو چطور با سرچ حل
از کجا شروع می کنیم به اهمیت دادن به آدما توی ابعاد شخصی زندگیمون؟‌
اصلا تعریف شخصی چیه؟ خب واضح اینه که شخصی و غیرشخصی واسه هر کسی یه بازه ای از کارا رو پوشش می ده. اما با این حال، با همون تعریف شخصی از شخصی! یعنی خودمون می دونیم چی واسه خودمون شخصی هست و چی نیست.
یه بار یه نفر گفت که ما به خاطر بقیه باید به ظاهرمون اهمیت بدیم! که حال بقیه بهتر شه با دیدنمون! و اونجا بود که کلا ذهنم hang که چطور ممکنه یکی اینجوری به ماجرا نگاه کنه؟
فک کنم که خشمی
دو تا از عزیزای دلم و زندگیم در حال و وضعیت نامساعد و ناگواری هستند. و قسمت ناراحت‌کننده‌ترش اینجاست که کیلومترها ازم دورن و بهشون دسترسی ندارم. 
میشه برای حال دلشون و گشایش مشکلاتشون دعا کنید. 
خیلی خیلی دلم گرفته.
چطور میشه که ما آدما حاضر میشیم به هر دلیل و توجیهی پا بذاریم رو گلوی لحظات و زندگی اطرافیان‌مون و نذاریم حتی یه نفس راحت بکشن.
:'(
                                                            به نام خدا
سلام دوستان عزیز.
امروز با شما هستیم با یک پست جدید.امیدوارم لذت ببرید.
امروز میخواهم بهتون اموزش بدم که چطور میشه ادیتور خودتونو تغیر بدهید.
هر ادیتور دارای ابزار و ویژگی هایی است که شما میتوانید از ان ها استفاده کنید.
برای دیدن اموزش به ادامه مطلب بروید.با سپاس.
لطفا در وبلاگ ما عضو شید و ما را دنبال کنید.
top games 1.
خیلی برام جالبه که من وبلاگ‌ها رو به سه شیوه دنبال می‌کنم و اگر وبلاگ‌های موجود در هر دسته وارد دستهٔ دیگه‌ای بشن جذابیتشون برام از دست می‌ره و حتی شاید دیگه نتونم بخونمشون.
دستهٔ اول تو همین فضای بیان (که خودش ممکنه به صورت مخفی یا عمومی باشه)
دستهٔ دوم با خبرخوان
و دستهٔ سوم رو خودم دستی می‌رم چک می‌کنم
شما چطوری وبلاگ می‌خونید؟
دیشب که از خونه مامان با عصبانیت تمام برگشتم و داشتم حساب میکردم گذاشتن دخترک پیش مامان چه فایده ای میتونه داشته باشه و هر چی فکر می کردم به نتیجه ای نمیرسیدم و از طرفی فکر میکردم چطور به شوهر بگم این قضیه رو وارد خونه شدم که دیدم رو تخته وایت برد دخترک با ماژیک یه متن برامون نوشته به این مضمون که من و دخترک گل های بغ زندگیش هستیم و دوستمون داره و دورمون میگرده و فلان و آره و اینا
عصبانیت رو دادم پس ذهنم و شادی کل قلب و ذهنم  رو پر کرد 
ایده ش قر
نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد.
بر اساس احکامشرعی، عوامل وجوب نماز آیات عبارت است از: کسوف خورشید و خسوف ماه، زله و هر حادثه غیرعادى که باعث ترس بیشتر مردم شود؛ مانند بادهاى سیاه یا سرخ و یا زرد که غیرعادى باشند، تاریکى شدید، فرو رفتن زمین و ریختن کوه، صیحه آسمانى و آتشى که گاهى در آسمان ظاهر مى‌‏شود.
چگونگی خواندن نماز آیات را برایتان آماده کردیم. نماز آیات را به چند شکل می‌توان خواند ؛
اول؛ نماز آیات دو رکعت است و در
مهربون باش آتنا. صبور باش آتنا. خشمت تا وقتی بلد نباشی که چطور ازش استفاده کنی، فقط نابودت می‌کنه. آدما مسئول اتفاقایی که واسه تو افتاده نیستن. آدما مسئول چیزهایی که تو می‌دونی نیستن. دیگه به نقطه‌ی امنی رسیدی که اگه سر دوراهیِ قوی‌بودن یا مهربون‌بودن قرار گرفتی؛ بهت می‌گم مهربون‌بودنو انتخاب کن. ساده‌ترین دلیلش اینه که همه‌چیز جز جنگیدن داره یادت می‌ره. داره یادت می‌ره چطوری می‌شه دوست داشت.
آتنا خودتو نجات بده. به سرمای هجده‌سالگی
ماجرا از یک جمله ساده شروع شد؛ آخه سعید چطور همچین اشتباهی کرد! 
اشتباه سعید مهم نبود، قضاوت و ملامت کردن سعید بود که مهم بود و همین کافی بود تا تقدیر من را درگیر ماجرایی کنه که در همون موقعیت قرار بگیرم و حالا سعید قصه من باشم. حالا میفهمیدم، حالا حق را به خودم نه به خودمان میدادم، حالا همه چیز درست بود! رازی که سالها در صندوقچه دلهامان پنهان کرده بودیم، رازی که در چشمان هم خوانده بودیم و میخواستیم تا ابد پنهانش کنیم هویدا شد. انگار ماجرا از
 از آبی که بیشتر سطح زمین را پوشانده تا قمری که به دور زمین می‌چرخد، چیز‌های عجیبی درباره سیاره‌مان وجود دارد که علم هنوز نتوانسته آن‌ها را حل کند.
این همه آب از کجا آمده؟
بزرگترین معما‌هایی از زمین که علم نتوانسته حل کند!
حدود ۷۰درصد از سطح زمین را آب پوشانده و به آن لقب سیاره آبی» داده است. اما این همه آب از کجا آمده است؟ چطور آب روی سیاره‌ی ما اینقدر فراوان است در حالی که در سایر سیاره‌های منظومه شمسی تقریبا وجود ندارد؟ بیشتر دانشمندا
یک ماه پیش که داشتم با مهیار برنامه این سفر را می چیدم هیچوقت فکر نمیکردم یه چنین حالی داشته باشم موقع سفر. آخر چند وقت روز پیش دیدم که انگار عاشق شده است حالم واقعا بد شد وقتی این موضوع رو فهمیدم شروع کردم به بحث کردن باهاش و او مدام تکرار میکرد که الان دیگر کاری از دست من بر نمیاید و برو پیش روانشناس و حل کن این وابستگیت به من را. این مقصود تمام جملاتش بود راست میگفت ما قرار بود کم کم از هم جدا شویم و الان این کم کم ها حدود یک سال شده است. آخر چط
کاروانی در زمین یونان بزدند و نعمت بی قیاس ببردند. بازرگانان گریه و زاری کردند و خدا و پیمبر شفیع آوردند و فایده ای نبود. 
چو پیروز شد تیره روان // چه غم دارد از گریه کاروان؟
لقمان حکیم اندر آن کاروان بود، یکی گفتش از کاروانیان مگر اینان را نصیحتی کنی و موعظه ای گویی تا طرفی از مال ما دست بدارند که دریغ باشد چندین نعمت که ضایع شود. گفت دریغ کلمه حکمت با ایشان گفتن.
آهنی را که موریانه بخورد// نتوان برد ازو بصیقل زنگ
با سیه دل چه سود گفتن وعظ؟// ن
تو سراشیبی سقوط بودم که دستمو گرفتی.
منو بردی به مهمونیه بهشت،به میزبانیه ماهه کاملت.
اما با این همه
سیر نمیشم از نگاه کردن به دستای تو.
که کارش بخشیدن و شفا دادنه.
این بغض به گلو نشسته و این اشک برای همیشه ی تو چشمای من خونه کرده.
چطور از آرزوی خواستنت کم کنم.وقتی هرروز دلتنگ ترم.
 
دلم سرگردون بین یه عالمه نگاه و خواستن و نخواستن هرلحظه هزار تیکه میشه.
تا بیام پیداش کنم و بند بزنم گم میشم بین صداهای عقلم.حالا جهنم رو ببین!
حق بده که به
 user agent string  به طور خلاصه رشته‌ای است که توسط مرورگر کاربر به کارساز(سرور) ارسال میشود و اطلاعات رایانه‌ی کاربر را مشخص میکند. این اطلاعات شامل سیستم‌عامل و نسخه‌ی آن، مرورگر و نسخه‌ی آن یا برای یک بات تنها نام و نسخه‌ی آن است.البته این رشته در قرارداد(پروتکل) های دیگر نیز استفاده میشود.
ادامه مطلب
پدر بی تو هوای حوصله ام ابری است
بی تو انگار آفتاب زندگی ما نمی تابد
بی تو هر صبح مثل یک غروب آدینه است
بی تو آرزوهایمان قد خمیده اند
و تو نیستی تا بدانی چطور تنهایی سخت است
تو نیستی تا بدانی اندوه و نبودن و نداشتن تو
برای ما بزرگ و سخت است
پدر براستی چقدر صبوری سخت است.و .
چقدر جایت خالی است
عکس پسر شهید مهدی لطفی
شهید راه نابودی اسرائیل
شهید محمد مهدی لطفی نیاسر
بررسی موسیقی متن سریال وست ورلد
تم اصلی موسیقی وست ورلد پیانو است که رامین جوادی به خوبی می‌داند چطور
برای این ساز آهنگ بسازد. دو جریان در موسیقی متن سریال مشهور است، یکی
موسیقی مربوط به وست ورلد و دیگری موسیقی اتاق‌های کنترل سرد و دنیای
واقعی. او با ترکیب سازهای زهی حالتی مرموز و خیالی به موسیقی داده است.
نقد و بررسی موسیقی متن فیلم های سینمایی
۳.مردی پیر و تنها در خانه‌ای در حومه‌ شهر زندگی می‌کرد. او هرگز خانه را برای مدت طولانی ترک نمی‌کرد. اواسط تابستان روز جمعه نامه‌رسان به خانه‌ی او آمد و پیرمرد را صدا کرد. اما هیچ جوابی نشنید. از پنجره داخل خانه را نگاه کرد و پیرمرد را غرق در خون دید. وقتی پلیس رسید، یک رومه‌ی سه‌شنبه، دو بطری شیر گرم و یک بطری شیر سرد پیدا کرد و روز بعد، قاتل دستگیر شد. پلیس چطور آنقدر سریع او را پیدا کرد؟
یه جایی خوندم نوشته بود:
‏نتیجه کنکور هر چی شد غصه نخورین‏دانشگاه تاپ باشه که میتونی پز سطح علمیشو بدی‏دانشگاه سطح پایین باشه میتونی از کیفیت دختر / پسرش لذت ببری‏پیام نور باشه میتونی کنارش کار کنی‏هیچ جا هم قبول نشی میری دنبال زندگی واقعی و زودتر به پول میرسی.
حالا من که خودم چند سال پیش کنکور دادم و رتبه ام هم در حدی هست که بتونم پشتیبان قلم چی‌ بشم :)))
ولی در کل هر چی شد غصه نخورید،بیاید پیش خودم بگید ببینم چه کردید که با همفکری هم یه خاک
خوب خوب خوب.
دوباره برگشتم عسلویه.چقدر این ۷ روز مرخصی زود گذشت.توی این مرخصی یه رابطه خیلی خوب رو از دست دادم ولی به نظرم خیلی هم بد نشد.من واقعا وقت داشتن یه رابطه عاطفی رو ندارم.اصلا مرخصیم هم خیلی کمه و نمیتونم زیاد به این چیزها فکر کنم.یه جورایی تمرکز کار کردن رو ازم گرفته بود ولی خوب در خیلی از مسائل زندگی پشتیبان و راهنمای خوبی بود و بهم قوت قلب و اعتماد به نفس میداد.با این وجود ضررهای یک رابطه برای من بیشتر از ضررهای تنها بودنه و من در ح
امیدورام بتونم سالم و سلیم الصدر بارت بیارم.
نه ولی من چطور می تونم!
منی که هیچ وقت تکلیفم روشن نبود از شدت کور چشمی و کور دلی.
امیدوارم خدا سلیم الصدر بارت بیاره و بعد به عشقی کام دلت رو بگشاید که عشق بالا دستش فقط عشق خودش باشه که به ائنم برسوندت با این عشق .
به عشق رسیدی درکش کنی ان شاءالله
عشق برات اتفاق بیافته ان شاءالله
اونقدر سلیم الصدر و دریا دل باشی که عشق بیاد سمتت و درکش کنی
و معشوق که عاشقت شده هم همینقدر و بلکه بیشتر سلیم الصدر و در
چیزی که این روزا در حوالی 21 سالگی ذهنم به خودش مشغول کرده پیشرفته 
تمام روز تو ذهنم اینکه چطور و به چه روشی میتونم پیشرفت کنم و بعد پذیرش برادرم در نروژبیشترین چیزی که  ذهنم به خودش مشغول کرده 
اپلای کردن بعد دوره ی کارشناسی هست که برای محقق شدنش بیشتر باید درس بخونم و معدلم ببر بالا و این رو میطلبه که طول ترم وقت 
وقت بیشتری بذارم و سعی کنم از همون اویل ترم اخر هفته ها رو اختصاص بدم به درس خوندن تا تلمبار نشه برای شب های امتحان 
و بعد  خوندن
 از آبی که بیشتر سطح زمین را پوشانده تا قمری که به دور زمین می‌چرخد، چیز‌های عجیبی درباره سیاره‌مان وجود دارد که علم هنوز نتوانسته آن‌ها را حل کند.
این همه آب از کجا آمده؟
بزرگترین معما‌هایی از زمین که علم نتوانسته حل کند!
حدود ۷۰درصد از سطح زمین را آب پوشانده و به آن لقب «سیاره آبی» داده است. اما این همه آب از کجا آمده است؟ چطور آب روی سیاره‌ی ما اینقدر فراوان است در حالی که در سایر سیاره‌های منظومه شمسی تقریبا وجود ن
"ژ" به کیف‌های سفری من می‌گه جادویی. یه کوله‌پشتی مشکی و یه کیف دستی قهوه‌ای به طول یه وجب، که دل هر دوشون هم دریاست. اولین‌باری که محتویات کوله‌ام رو دید گفت لعنت بهت چطور همه‌شو جا دادی توش، و دفعه‌ی بعد که کیف دستی‌ام رو باز کرد رو به "نون" گفت کیف‌های این جادویی‌ان، ببین چی رو چپونده تو این! امروز برای چندمین‌بار کیف‌های جادویی‌ام رو آماده کردم برای سفر. خیلی دلم می‌خواد ماجراجویانه‌طور بنویسم قراره بزنم به جاده و حافظا. ولی واقعی
چگونه افراد را از روی رفتارشان بشناسیم
توانایی
شناخت افراد یکی از ارزشمندترین مهارتهای تجارت است روزانه با افرادی که
ارتباط دارید پیامهایی را به شما انتقال می دهند و اگر بیاموزید در ذهن و
دید افراد چه هست بسیار در کار برای تان موثر خواهد بود ؛ پیام های کلامی ،
زبانی ، دیداری همان مواردی هستند که وقتی به جزئیات آن توجه می کنید
هرکدام حامل پیامی هستند اما چون افراد مختلف اند یک تکنیک برای همه یکسان
نیست.

انسان دو بعد دارد:
یکی
زمانی که عمل
دنیای ات همانند دنیای سایر جانداران، ویژگی های منحصر به فرد و عجیبی دارد که گاهی اوقات انسان را به فکر فرو می برد. یکی از این ویژگی های خاص و عجیب نحوه زندگی ات، این موجودات ظریف و ضعیف در قطب است که امروز باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد به آن بپردازد.
همه چیز درباره ات و خصوصیات آن‌ها!
ات را می توان از جمله، ریزترین و کوچک‌ترین مخلوقات خدا دانست که در سراسر گیتی پراکنده اند و به حیات خویش در این سرای گسترده الهی ادامه می‌دهند. بد
دنیای ات همانند دنیای سایر جانداران، ویژگی های منحصر به فرد و عجیبی دارد که گاهی اوقات انسان را به فکر فرو می برد. یکی از این ویژگی های خاص و عجیب نحوه زندگی ات، این موجودات ظریف و ضعیف در قطب است که امروز باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد به آن بپردازد.
همه چیز درباره ات و خصوصیات آن‌ها!
ات را می توان از جمله، ریزترین و کوچک‌ترین مخلوقات خدا دانست که در سراسر گیتی پراکنده اند و به حیات خویش در این سرای گسترده الهی ادامه می‌د
یکی از خصلت های بنیامین ناز کردن و لوس بودنش هست اونم بخاطر اینکه 
بچه آخر خانوادشونه، پیش پدر و مادرش خودشو لوس کرده گفته تو این شرایط نمی خوام برم ایران و می خوام با چنور بهم بزنم(اینا همش الکی گفته فقط خواسته واکنششون رو بسنجه)
اونا هم دعواش کردن گفتن زر نزن ، برو ایران با عروسمان برگرد (دقیقا تم حرف زدنشون عین منه برای همین بنیامین همیشه میگه تو چرا عین اینا صحبت می کنی خخخخخ)
بنده های خدا نمیدونن ترامپ چ سنگ بزرگی پای ما گذاشته و همینجوری
همیشه قبل اینکه فحش بدیم اگه به چندتا چیز فکر کنیم میبینیم اون فحش داریم به خودمون میدیم ینی چی؟ ینی اینکه من اگه به عشقم فحش بدم دارم به خودم فحش میدم یه مثال کوچولو میزنم (ببخشید) مثلا وقتی من بهش بگم "آشغال" خودم زیر سوال میرم چطور؟ من دارم با همین "آشغال " زندگی میکنم باهاش خوشی و بدی میگذرونم همسرمه . همین آشعال پدر بچه هامه خلاصه که هرچی توهین کنیم به خودمون کردیم.
یه مشاور میگف حتی با همسرتون جلو بقیه یا تو پارک بگو مگو نکنین بزارين تو خلو
+اینجایی؟
-همیشه همینجام:)
+بهم گفتن، بهت بگم چرا کم حرف شدی:/
البته میدونم چرا، اما خوب قبلا بیشتر حرف میزدی
-الان میخوای حرف بزنم؟
+اوهوم، راجع  چی؟
-اومممممممم، "بادکنک" خوبه؟
+بادکنک؟؟؟!!! گرفتی مارو؟
-نه جدی میگم:)
+مثلا میخوای چی بگی، چطور بادکنک باد کنیم؟؟؟
-نه، اگه نمیخوای نمیگم خوب:!
رو خودتو مسخره کن
-عجبا
+اصن شب بخیر، نخواستیم حرف بزنی
همون لال بمونی بهتره
-چشم:)
هرچی شما بگی
+معلومه
-اوهوم
سین سکوت محض
:) :(
واقعا بعضی وقت ها آدم با خودش فکر میکنه با این همه. که برای خودمون درست کردیم با ندانم کاری هایی که 
با دست خودمون انجام دادیم و کمر به نابودی فرصت ها و جایگاه هامون که لیاقت ش رو داشتیم زدیم و میزنیم. چطور میشه باز سرپاییم 
یا به طبع اینا  آینده ای که با محاسبات ما امیدی بهش نیست و امکان صحت و سلامت جانی و مالی و زندگی در اون صفر درصده چطور میشه باز مقاومت میکنیم و ادامه میدیم و امید دست گیری خدا رو داریم تو شرایطی که ذره ای روشنایی دیده نمیش
یاد بگیرید که چطور خودتان در خانه کمپوست درست کنید و یاد بگیرید که چرا استفاده از کمپوست (باغ سیاه) به نفع ماست.
یکی از تفکرات اشتباهی که در مورد کمپوست وجود دارد این است که درست کردن آن خیلی پیچیده است بوی بدی دارد و ریخت و پاش زیادی دارد.همه اینها در صورتی که روش کار شما غلط باشد حقیقت دارد.
ادامه مطلب
مامان‌بزرگم مرد. من نمی‌دونم چطور باید خودم رو خالی کنم. غمگینم. قلبم تندتند می‌زنه. بهت‌زده‌م. منتظرم صبح بشه که بریم بهشت زهرا همه گریه کنن؛ من هم شاید بتونم. نمی‌دونم باید با چشمام چی‌کار کنم. چون -صدالبته- نمی‌تونم گریه کنم.
ولی بیشتر از همه‌ی اینا دلم می‌خواد با یکی حرف بزنم. نمی‌دونم می‌خوام چی بگم. دلم می‌خواد یکی باهام حرف بزنه من سکوت کنم.
بابابزرگم که مرد، باید توی پزشکی قانونی می‌موند تا چندتا آزمایش روش بشه. نمی‌تونستیم هم
امروز محی اومد پیشم حرفایی که فاطمه یکی از دوستای قبلنم که از صافی رد نشد بهم نشون داد:))
سردرد شدم از چرتو پرتایی که راجبم گفته بود و سعی داشت ذهنیت بهترین دوستمو نسبت بهم خراب کنه و خودشو خوب جلوه بده
باورم نمیشد کسی که یکسال دائم پیگیر کارام بود و بهم میگفت تنها و بهترین دوستشم اینجور کاریو بکنه
میدونین من همیشه سعی کردم حقیقتو بگم حتی اگر برام بد بشه ولی خیلی از اونایی که باهامن اینقد ک من صادقم صادقو راستگو نیستن
حالا میفهمم چطور چند نفر
سلام ریچارد عزیز!
امروز سالگرد تولدت بود. صد و یکمین سالگردِ تولدت، اگر بخوایم دقیق باشیم. صد و یک سال از روزی که به این دنیا پا گذاشتی می‌گذره. امروز توی نوشته‌ها به عنوان فیزیکدانِ افسانه‌ای» ازت یاد می‌کنن. اگر بودی؛ می‌دیدی که چطور الکترودینامیکِ کوانتومی‌ای که توسعه‌ش دادی هنوز با قدرت پدیده‌های طبیعت رو توجیه می‌کنه. چطور بعد از اون سخنرانیِ تاریخیت؛ توجه‌ها به ابعاد کوچک معطوف شد و نانوتکنولوژی رونق گرفت. دیاگرام‌هایی که تو
بی شک اکسل یکی از پر کاربردترین نرم افزارهای مایکروسافت است که در زمینه های مختلف مخصوصا در زمانی که می خواهیم پردازی و بررسی هایی روی حجم زیادی از داده انجام دهیم بسیار مفید و کاربردی است. خیلی از مواقع می خواهیم داده هایی که در دست داریم را مرتب ، دسته بندی و در اصلاح فیلتر کنیم ، موضوع صحبت ما به بررسی فیلتر کردن ستون ها در اکسل و چگونگی مرتب سازی آنها اختصاص دارد.
با کمک فیلتر می توانید داده ها را محدود کنید ، قسمتی از آنها را پنهان کنید
سلام  به همگی
یه سوال کلی داشتم، چطور میشه تو شرایطی که بعضی رشته ها اشباع هستند یا بیکار دارند (کم یا زیاد)، ما بتونیم در اون ها موفق باشیم و کسب درآمد کنیم و خودی نشون بدیم؟ امکانش هست یا نه؟
مثلا تو فلان رشته میگن کار نیست و بیکار داره و تو بری نمیتونی کاری کنی و این داستان ها، مثلا یکی میگه باید زرنگ باشی و توضیح میده این زرنگ بودن دقیقا یعنی چی، و چه کارهایی باید کرد. یکی این مثال رو میگه شما مثال خودتون رو بگین، اطلااعات جانبی ای هم داری
گاهی پیش میاد که زمان یه امتحان مهم رو فراموش میکنید، یا آنقدر درس خوندن رو عقب میندازید که دیگه زمانی براتون نمیمونه، خیلیا هم که به اصلاح شب امتحانی هستن و آسمونم زمین بیاد فقط شب امتحان درس میخونن، اما چطور شب امتحانی درس بخونیم؟ 
بخش اول : ایجاد یک محیط مطالعه مناسب
 

1- یک مکان برای مطالعه پیدا کنید. 
دنبال یه محیط مناسب برای مطالعه باشید، طوری که حواس پرتی نداشته باشید و فقط روی درس تمرکز کنید.
 
2- تمام وسایل ضروری را کنار خودتان
بگذار ریز ریز خاطرات مان را اینجا بگذارم مثلا آن روزی که با اسنپ داشتم می رفتم حوزه هنری. توی راه مامان زنگ زد گفت: بابات نگرانه. خیالش رو یک جوری راحت کن. تعجب نکن. بعد گوشی را داد به تو. (تو نه شما!) صدایت پر از نگرانی بود. گفتی: خیلی مواظب باش ها. شوخی نگیر. این ها احتمالا دنبالت آمدند. گفتم: نه بابا جون. تنها نیستم. زود هم بر می گردم. گفتی: بهرحال من نگرانم. خیلی مواظب باش ننت. اینا آدمای عوضی ای هستن. من می شناسم شون. شب که برگشتم با هم خندیدی
امشب دیدمت. خودت این قرار رو گذاشتی. می‌خواستی اولش همه چیز ناشناس باشه اما مگه چند نفر تو دنیا وجود دارن که دوس داری» رو دوسداری» می‌نویسن؟ می‌دونستم خودتی. همدیگه رو جایی دیدیم که اولین بار دیده بودیم. تو کافه ای نشستیم که اولین بار نشسته بودیم. قبل از رو به رو شدن چند دقیقه از دور نگاهت کردم. سرگردون بودی. موهات بلندتر شده بود و سبیل گذاشته بودی. اما صحنه آشنا بود. خیلی آشنا.دقیقه های اول نمی‌تونستم تو چشمات نگاه کنم. هفت ماه. هفت ماه شده
دانلود آهنگ جدید باید بری از امیرعلی همراه متن آهنگ
 
 
متن آهنگ باید بری از امیرعلی
تو چطور تونستی اینجوری بشی لعنتی میخوام بگی آره باید بگی
وقتی حرفایی که میخوامو زدی بعد میتونی مثل آدم بری
اصلا باید بره اونکه یه روزه این همه تغییر کنه
نباید بیش از این احساسمو درگیر کنه
اصلا باید بره اونکه میبینه تو خودش منو تحقیر کنه
زودتر از این حرفها باید از تو دل میکندم
اما این دل دیوونه می گفت بمون
تو نفهمیدی منو هیچوقت همون بهتر که زود از زن
،نمی‌فهمن چون اگه می‌فهمیدن بعد چند وقت نشست و
برخاست حالی‌شون می‌شد من چقدر رو کلمات حساسم،من چقد حواسم جمعه تو پیامی
که بهم دادی فعلت چیه منو چی خطاب کردی چطور خواسته اتو گفتی ولی بروز
نمی‌دم مریم راست می‌گفت ناراحتیاتو بروز نده که بعدا پشیمون نشی من از هر
حرف و گله ای که نزدم بعدا احساس رضایت کردم، مریم، مریم رو کاش می شد برای
همیشه کنار خودم نگه دارم کنار بغلم کنار گوشام
بعد خیلی تخمی
ناراحت میشم، بعد کنار میام اما به اون هیچوقت
بابت مساله ای اضطراب داشتم و نمیتونستم روی درس متمرکز باشم.هر نیم ساعت یکبار بی هدف دست به موبایلم میبردم.بچه ها توی گروه کلاسی درحال بحث در مورد چند و چون جشن بودن.عکسهای خنده داری از ترم های اول تا همین ترم آخر رو میفرستادن تا برای کلیپ ازشون استفاده بشهدلم میخواست در جواب عکسهایی که میکول میفرستاد استیکر خنده بفرستم.دوست داشتم من هم جزئی از این بدو بدو میبودم.
مادرم گفت بدون گرفتن جشن چطور میخوای فکر کنی این هفت سال تموم شده و از فر
✍✍✍
زندگی کن مرا.

قلم که آوردم   و دواستکان کمرباریک  چای ؛ بیابنشین ، تا باهم ؛ خاطره بنویسیم.
تو  بگو ، تا من بنویسم ، تو   یادآوری کن  تا  من سیاهه کنم !
یادت هست ؛ 
وعده داشتیم با خِش خِش خسته ی خیابان های آذر ؛ با ؛ بی چتر زدن به کوچه های نمناکِ کنگ ؟
با بلعیدن  بی دریغِ بوی هیزم و آتش ، با   دویدن از میان آبگیرهای کوچکِ میان رود ؟
چطور یادت نیست؟ شوق گذاشتنِ اولین رَد ؛ روی برفهای دست نخورده ی تا  صبح باریده را ؟ 
خیره شدن به چشم های تو و
به نام دوست
علی شاه علی خیلی بچه گلی بود. میخواهم برگردم خاطراتم را با او مرور کنم و دو سه تاش را بنویسم.
یکی از خاطراتم با او آن روز بود که توی فرهنگسرای خاوران با هم نشسته بودیم و من کمتر از یک هفته بعدش باید میرفتم آموزشی سربازی و علی داشت یک سری توصیه بهم میکرد برای این که آموزشی بهم سخت نگذرد. متاسفانه چیز زیادی از حرف هایش یادم نمانده ولی این را یادم هست که گفت یک قفل کوچک بخر و با خودت ببر چون خیلی از کمدها قدیمی است و ممکن است سربازهای قبل
من هم طعم محبت را در زندگی نچشیده ام، برعکس مورد تحقیر و تعرض هم قرار گرفته ام. الآن سی و نه سالمه و احساسی به کسی ندارم، حتی دو بار به مرحله نامزدی هم رسیده ام اما هر دو بار آنها را بهم زدم چون هیچ احساسی به آنها نداشتم. به بهانه های الکی هر دو بار را بهم زدم.مشکل مهمتر من این است که گاهی اسم ام را فراموش می کنم و نمی دونم کی ام. دیگران را هم نمی شناسم و از ترس در اون لحظه دلم می خواد خودم را با چاقو بکشم. اولین بار در سال دوم ابتدایی این حس بمن دست
با سلام خدمت همکاران محترم
از این به بعد تصمیم داریم با مطالبی تحت عنوان اتاق آمادگی در خدمت همکاران باشیم این مطلب در راستای طرح سوالات و مشکلاتی که وقت گیر و دلهره آور و استرس زا برای همکاران می باشد ایجاد گردیده است شاید موضوع مطرح یک زمانی برای شما پیش آمده است و شما بعد از مدتها آن را برطرف کرده و حالا برای شما یک مشکل نیست بلکه یک تجربه می باشد  شعار ما در این وبلاگ
((از دانسته های خود در قبال انتقال به سایر همکاران دریغ نخواهم کرد))



----
رازثروتمندشدن تمام کارآفرینان ومتخصصان کسب وکارکشف شد.
آیا شماهم به دنبال این بوده ایکه بفهمید چطورشدیکی از اطرافیان شما گلیم خودش را سریع از آب کشید؟
آیا دوست داری بدونی چطور میشه توی عرض 5سال حتی باتنبلی محض به 1میلیاردو200میلیون تومان دست پیدا کرد؟
آیا دوست داری درآمد صفرخودت رو به روزانه یک میلیون افزایش بدهید؟
آیا دوست داری جوانی خودت روتلف کنی ودرآخرهیچی نداشته باشی؟
یااینکه تا عمرداری به جای اینکه برای خودت کارکنی برا دیگران کارکن
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب