نتایج پست ها برای عبارت :

چند کلمه شش حرفی که آخرش ن باشد

اوهوم.کلمه ای است که این روزا رایجه بین دختر و پسر ها و حتی سالخورده های زندگیمون.داریم مث آب خوردن ازش استفاده می‌کنیم تو مراوده هامون.چیز عجیبی نیست شاید اکثرا معنی بله را بده اما کاش وقتی داریم تو دنیای شیشه ای و مجازیمون ازش استفاده می‌کنیمحداقل وُیسشو بدیم یا که اصلا بدونیم در مقابل کی داریم ازش استفاده می‌کنیم.چون معنایش لذت زندگی و نفرت روزگار رو توام بهت میده. حالا این کلمه شده تیکه کلام من، نه به خاطر اینکه منم میخوام ساده بگم و ر
دلم برای دخترکوچولوی همسایه یه ذره شده! چند روزه یا مهمون داریم و یا من کار دارم:/ درنتیجه نمیتونم برم بیارمش. صداش همش تو گوشمه. بچم نمیتونه جمله بسازه هنوز*__*  کلمه به کلمه منظورشو میرسونه و خیلیی باحال و شیرین کلمه ها رو ادا میکنه. هر دفعه که میارمش خونه، یه چند کلمه به دایره لغاتش اضافه شده. 
فعلا با دیدن فیلماش سر میکنم و از دیدنشون انرژی میگیرم.
این نی نی ها چه ها نمیکنن با دل آدم:) . هر حرکتشون یه دلبری محسوب میشه. 
این یادداشت یک دلیل طولانی دارد: اعتقاد به انفجار، به عصیان، به بدی و ناهمواری آدمیزاد، به حقانیت عطش، حقانیت شر، به حماقت و امید من*، به عشق تو، بله، به‌هرحال کلمه‌ی عشق، کلمه‌یی که از آن می‌ترسم و متنفرم، عشقی که در توست، که در من است، و بی هیچ باوری، و پر از باور، می‌توان آن را گفت، نوشت، این همان ویرانه‌یی ست، که از آبادترین آبادیِ ساختِ آدمیزاد، خواستنی‌تر و خرم‌تر است. دیگر چه بنویسم؟ دو کلمه، چند کلمه، یک نفس، یک بو، صدایی از رهای
دلدار تویی و دلگیر منم . عجیب نیست که هر وقت که نمی دانم باز چم شده است , اینجا روی بهانه هایم اثر انگشت تو کشف می شود گفتنش آسان نیست , اصلا حرفي که در مورد تو باشد را نمی توان گفت , یک پا رازی . که باید از هر نوشته , یک کلمه در مورد تو را برداشت آنها را کنار هم گذاشت تا شاید ردت آشکار شود گنج من . #الهام_
نیاز به یک کلمه دارم
کلمه ای که مرا از روی زمین بردارد.
من مثلِ ساعتی مریضم
و به دقت درد می کشم
سکوت تانکی ست که بر زمین فکرهایم می چرخدو
علامت می گذارد
از روی همین علامت ها دکتر
نقشه ی جغرافیایی روحم را روی میز می کشد
و با تاثر دست بر علامت ها می گذارد:
ــ چه چاله های عمیقی!
خندیدن در خانه ای که می سوخت ـ شهرام شیدایی     
.                                                                                                                                       
پ.ن: فکر ک
عرض کنم حضور با سعادت شما، هاشم خان دماوندی ِ چارشونه و لوطی که ذکر خیر شخصیتش در سریال زیبا و با اصالت "شهرزاد" را قبلا هم اینجاگفته  ام وقتی معشوق قدیمی اش "قرص قمر "را از دست داد و در سکوت و پنهانی عزادارش بود به شهرزاد گفت: "عروس! عشق مثل جنگ می مونه ، اولش آسونه ، آخرش سخت ِ و فراموش کردنش محال ".  خواستم بنویسم که مسئله ی  دست و پنجه نرم کردن با محالات در واقع همخوابگی با مرگ است . آدمیزاد آبستن رنج می شود از آن و تا فارغ نشود از این بار ، در می
چند روزه میخوام بیام و از "Colloid" بگم.یادم میاد کم سن و سال تر که بودم زنگ شیمی دبیر برای اولین بار کلمه" suspension"به زبون آورد!یه کلمه که هیچ وقت تا به اون روز نشنیده بودمش،دوستش داشتم و فکر میکردم اونطور که باید نمیتونن درست تلفظش کنن!حس خوب من از اون زمان تا به الان هنوز نسبت به این کلمه باقی مونده.سوسپانسیون!این کلمه اولین و اخرین کلمه ای که دوست داشتم نبود و نیست.
بعد خوندن اجباریِ شیمی با کلوئید آشنا شدم،پلیمر هم کلمه جالبیه!
از این رو دوست دا
بهاءالدین خرمشاهی:درباره فناوری چند کلمه توضیح بدهم: در اینکه این کلمه با تشدید یا تخفیف نون تلفظ شود، بحثی نیست و اکنون تلفظ با تشدید بیشتر شنیده می شود؛ ولی اگر یک روز تشدیدش حذف شد، سخت نگیریم. دوم اینکه این کلمه را روی هم بنویسیم، سوم: این کلمه از فن و پسوند آوری ساخته شده است؛ و پسوند آوری وقتی مرکب نویسی شود، مد یا کلاه آن می افتد. چهارم و مهم تر از همه اینکه آوری را بن و ماده آوردن / آوریدن نگیریم و ندانیم؛ بلکه این پسوند از وری است: ناماو
یه پسر جوون و پدر تقریبا پیری یه خوونه قدیمی دارن، اینا میوه میفروشن جلو خونشون، فروششونم بد نیست امشب با مرده حرف میزدم ملکت چقد میارزه، میگه متری ۵۰ تومنم بخوان نمیدمش! آخرش گفت دو تومن میخواستنش ولی ندادم، منم دیگه چیزی نگفتم اما واقعا اینا دیگه کین ؟؟؟خونه کلنگی و داغون، خودت و پسرت تا صب بیدار باشی که میوه هاتو نزنه (۲۴ ساعته بازه) آخرش که چی؟ این واقعا زندگیه؟دو تومن بگیر، با ۱۴۰۰ یه آپارتمان خووب بخر، ۱۰۰ تومن بده یه ماشین بنداز
قبل ترها، خیلی بیشتر توی دنیای خودم بودم و کمتر حرف می زدم.
نوشتن برام خیلی راحت تر بود تا رو به رو صحبت کردن و دلیلشم این بود که می خواستم اونچه در ذهن دارم رو منتقل کنم.
شاید برای یک نامه چند خطی، چند ساعت وقت می ذاشتم، یا برای یه پست توی وبلاگ شخصی. اما آخرش می شد همون چیزی که توی ذهنم بود. دست کم این بود که بارها بهش فکر کرده بودم تا اونچه دقیقا توی ذهنم هست رو بنویسم.
یکی از باحالی های زندگی این بود که جای نوشتن یه متن، چندتا کلمه پیدا کنی و گف
اطلاعات عمومی شگفت انگیز
"کلمه ی almost" بلندترین کلمه در زبان انگلیسی، از نظر الفبایی است "و rhythm" بلندترین کلمه با حروف بی صدا محسوب میشود.
دو کلمه در زبان انگلیسی وجود دارد که تمام 5 حرف صدادار را شامل میشوند :facetiousوabstemious
6 زبان رسمی ملل متحد شامل :انگلیسی، فرانسوی، عربی، روسی، و اسپانیایی است.


ادامه مطلب
دور هم نشستیم و داریم از قدیم حرف می‌زنیم، از بچگی‌مون. می‌گم من به‌شکل عجیبی برای بزرگ شدن عجله داشتم، برای مدرسه رفتن، برای هجده‌سالگی به بعد و جالب اینه که الآن هم اصلاً دلم نمی‌خواد به گذشته برگردم و هنوز هم برای آینده یه‌کَمَکی شوق‌وذوق دارم؛ تنها دلتنگی‌ام برای عزیزانی هستش که از دست‌شون دادم.
ناشناخته‌ها به‌خاطر ناشناخته بودن‌شون جذابن و به‌نظرم همینه که من رو به آینده علاقه‌مند می‌کنه. خب مطمئناً زندگی من طوری نیست که هر
Widget کلمه ای هست که از ترکیب دو کلمه Window و Gadget ایجاد شده است.یعنی یه اپلیکیشن یا ابزار کوچیک که میتونه داخل صفحه وب نصب و اجرا بشه. داخل صفحات گوشیتون شاید دیده باشین اینو. مثلا میشه یه تقویم یا دفتر یادداشت کوچیک رو روی صفحه تون بیارید یا اپ پخش موسیقی و. .
به من گفت: و تو در فلان جا، زیبا، رعنا، دلخواه و دلکش بودی همیشه وقتی می خواهد چیزی را توصیف کند با کلمات کوتاهِ بین ‌ویرگول دار این کار را می کند . به نظر من می تواند هایکو نویس خوبی باشد،  این را چون ذوق مرگ تعریفش از خودم هستم نمی گویم . ذوق مرگی از من گذشته ‌. این طور وقت ها وقتی تشکر و خواهش می کنم می گفتم ، سریع می گفت : اینها تعریف نیست ، توصیف است . و من توصیف کردنش را دوست دارم مثلا در این مثال ،آن درکی که از کلمه ی دلکش دارد آن برداشتی که
تابستون پارسال بود، رفتم تعیین سطح زبان.
آنقدر دانشجوها رنگ و وارنگ و باز بودن که سر درد گرفته بودم.
گفتم پامو توی این موسسه نمی ذارم حتی اگه فقط همین یه دونه باشه.
گذشت و گذشت تا حدودای دی ماه.
بعد اون واقعه تلخ، برای تغییر روحیه و تجربه یک فضای جدید، دل رو زدم به دریا و ترم اول رو ثبت نام کردم.
و امروز ترم سه تموم شد.
فقط مونده دو ترم دیگه. 
البته برنامه های من فعلا استپ شده و احتمالا چند مدت دیگه برم برای ترم های بعد.
ولی امشب فهمیدم من اون آدم ق
با جنگ کلمات و صداها هم تغییر کرد. جنگ. آخ. این کلمه دیگه همیشه کنار ماست! میگی  مامان»، و این یک کلمه دیگه است،  می گی  خونه»،  این هم یک کلمه دیگه ست،  متفاوت با گذشته یه چیزایی هم به معنی این کلمات اضافه شد.  عشق بیشتر، ترس بیشتر. 
هر چقدر که دوست داشتم آسمان و دریا و عظمتشان را به تماشا بنشینم، باز هم یک سنگ ریزه زیر میکروسکوپ مرا بیشتر مجذوب خود می کند. بزرگ کوچک می شود. 
پی نوشت 1:نقد و حرفي براش ندارم 
پی نوشت 2: این کتاب منو مجبور کرد س
دختره اسم پروفایلش جوجو بود!دو ساعت باهاش فک زدم.آخرش ازش پرسیدم چن سالته؟میگه ۴۹ سالمه! ‌ ‌خب لامصب جوجو چیه؟!تو الان یه شتـرمرغ بالغـی :)))))))))))))))))))) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
به تو از دور سلام . به سلیمانِ جهان از طرف مور سلام !
+ میلاد امام حسین(علیه‌السلام) و اعیاد شعبانیه مبارک :)
++ آهنگ خوب شاد نداشتم همون قبلی‌ها رو گوش کنید خلاصه :)
+++ آخرش یه روز حالمون تو چند کلمه خلاصه میشه : پای پیاده ، کربلا ، بین‌الحرمین ، شب ، نم‌نم بارون
چرا باید موقعی که دارم خوب نگاه به عمل میکنم دکتره بهم بگه شما دانشجوی پزشکی هستین؟:|
که تا آخرش حالم خراب باشه .؟ 
اسم پزشکی رو چرا میاری
آخر روز جالبه گفتم خدا کنه سوار یه اتوبوس بشم که  یه جای دور بره و فقط دور باشه!
 دقیقا همون اتوبوس که سوار شدم  مسیرش با مسیر من 40 کیلومتر  و فکر کنم بیشتر فاصله داشت که آخرش مجبور شدم بگم آقا منو پیدا کن :/
مریض به همکارمون میگه این بچه کیه ؟  همکارمون میگه این دانشجو هست خانم میگه عهه من فکر کردم بچه یکی
شاید بار اولی باشد که دلم یار می‌خواهد، فقط بدین خاطر که حرف بزنم و حرف بزنم و حرف بزنم. بی‌منت. بی‌نگرانی. بی‌لاپوشانی. بدون آنکه گمان کنی آخرش مجبوری چندبرابر پشیمان شوی از تک تک کلماتی که گفته‌ای. راستی گفته بودم که تا حالا با کسی حرف‌های معمولی نزده‌ام، مگر آنکه بعدش کرور کرور پشیمان شده‌ام؟
معلم علوم اجتماعی چهار سال دبیرستانم را خیلی دوست داشتم. خانم جعفری محبوب نبود. خیلی از هم مدرسه ای هایم او را به سخت گیری می شناختند اما من جور دیگری دوستش داشتم. او هم مرا دوست داشت. آن سال ها برخلاف الان برونگرا و اهل گپ و گفت و خنده و شوخی بودم. همین می شد که احتمالا تا از چیزی ناراحت می شدم همه می فهمیدند. روزهای سوم دبیرستان بود که در حیاط مدرسه به مریم گفتم که به پوچی رسیدم. مریم خندید. من هم الان به آن روز و آن حرف می خندم. چه می دانستم پوچی
گیک ( Geek)  اصطلاحی هست که برای متخصص یا علاقه‌مند رایانه بکار می رود . کلمه گیک ( geek ) در گذشته نوعی توهین محسوب می‌شد و به معنی دیوانه یا احمق بود،اما به مرور زمان و بعد از انقلاب دیجیتال، تغییر معنا داد .
گیک‌ها کارها را انجام می‌دهند چون از آن‌ها لذت می‌برند؛ یا در آن‌ها مجالی برای ارزیابی قابلیت‌هایشان می‌بینند. مشوق اولیه آنان پول یا شهرت نیست. گیک‌ها معمولاً تمرکز بر موضوعی را مهم‌تر از نیاز به پذیرش اجتماعی می‌بینند. به همین دلیل،
کلمه‌ها توی سرم رژه می‌رن. بی‌نظم، بی‌هدف، بی‌فرمانده. چشمام رو که می‌بندم صداشون رو می‌شنوم، چشمام رو که باز می‌کنم صداشون رو می‌شنوم. هیچ آهنگی، شعری، دکلمه‌ای، حرفي، سکوتی نمی‌تونه آروم‌شون کنه؛ اما تا زمانی که این کلمه‌ها، جمله‌های سؤالی رو نسازن یه نیمچه آرامشی دارم. 
من توی خواب و بیداری، توی تمام لحظات خنده و گریه، توی تک‌تک ثانیه‌هایی که با درس و کار و یللی‌تللی سرم رو گرم می‌کنم، توی عکس‌هایی که می‌بینم، توی حرف‌هایی
عصر ده دقیقه توی سالن دویدم. جا برای 90 کالری خوراکی باز کردم.
الان هم رفتم هرچی توی یخچال داشتیم را خالی کردم توی دیگه، که بشود سوپ.
راستش سوپ هم جز چیزهایی هست که خوشحالم می کند.
فرقی هم نمی کند تابستان باشد یا زمستان. در هر حالتی با خوردنش، انگار که معجون نیروزایی را خورده باشم، انرژی مضاعف می گیرم.
قبل ها فکر می کردم بقیه ی آدم ها هم مثل من سوپ دوست دارند.
بعد فهمیدم خارجی ها این را پیش غذا می خورند، آقایان چون سیرشان نمی کند بهش به دیده تحقیر
گردو» در گویش‌های مختلف زبان گیلکی:
تۊیه‌دروار: هۊز 
شامرزا: خۊز
طالقان: جؤز
پیلارۊدبار: وؤز/ یۊز
گیلان ؤ مازندران: آغۊز/ اغۊز
اشکور ؤ سیاکؤلؤرۊد: گردکان/ گؤرکان/ گرکن
تصویر زیر میکس نظر حسن‌دوست و چئونگ درباره ریشهٔ کلمه آغۊز است.
با توجه به کلمه هخامنشی اپگۊد» که  چئونگ ثبت کرده است، صورت‌های دارای واج ز» در زبان‌های جنوبغربی ایرانی از جمله فارسی دخیلند.
همچنین در زبان گیلکی غۊز هوردن {=شانه‌ها را بالا دادن} از همین ریشه وجود دارد.
دیروز موس موس ح رو کردم، امروز دوباره بلاکم کرد. خیلی خرم و این خریت حالم رو بد کرده. روز با گندی شروع شد اما نباید همینجور ادامه پیدا کنه.
پاشو دختر دنیا به آخرش که نرسیده که؟ گند زدی مثل هزاران بار دیگه و خب پا میشی.
درس بگیر همین.
پا شو برو حموم و بعد قهوه و کتاب و زندگی. هیچ وقت دیر نیست.
دارم تمام سعی‌م رو میکنم که حتی اسمش رو هم سرچ نکنم و افسار افکار و احساسات‌م رو ندم دستش. به هرحال همیشه باید برای بدترین چیزها آماده بود.انتظارِ کشنده‌ای‌یه رو دارم تجربه میکنم.میدونم آخرش هم چیزی میشه که تو میخوای اما کمکم کن. خیلی.
گذاشتن کامنت در اول چندین خط به صورت همزمان
ابتدا یک فایل متنی را در برنامه vim  باز نماییددر ابتدای محدوده  ctrl+v  را بزنید و سپس محدوده را مشخص نمایید و سپس دکمه  Shift+I را بزنید تا به حالت insert mode بروید -در حالت insert mode کاراکتر # را در ابتدای محدوده تایپ کنیدو سپس ESC را بزنید-هم اکنون کل محدوده تبدیل به کامنت شده است
نکته: با کاراکتر e به انتهای کلمه خواهید رفت
نکته: با de کلمه جاری را پاک خواهید کرد
داستان کوتاه چیست؟ داستان کوتاه حجم خیلی کمی نسبت به رمان دارد در داستان کوتاه نویسنده نباید به حاشیه پردازی کند. داستان کوتاه شامل  داستانک داستان بلند و داستان نیمه بلند است.  بحث  ما، داستان کوتاه است. داستان کوتاه معمولاً بین ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷  و ۸ صفحه است. داستان کوتاه ممکن است هزار کلمه دو هزار کلمه یا پنج هزار کلمه داشته باشد. داستان  کوتاه تنها یک شخصیت قهرمان دارد. یک شخصیت در تمامی حوادث حضور دارد. زندگی یک فرد یا نهایتا سه شخصیت
معنی کلمه ترول ( troll )
 
ترول ( troll ) چیست ؟
ترول ( troll ) کیست ؟
 
ترول (به انگلیسی: Troll) معنی رایج آن اوباش اینترنتی می باشد و در فرهنگ اینترنتی به افرادی گفته می‌شود که با رفتار مخرب در فضای اینترنت به دنبال جلب نظر کاربران، ایجاد تشنج و بیان مطالب محرک و توهین‌آمیز هستند.
ترول ( troll ) یا همان اوباش اینترنتی فردی است که در اتاق‌های گفتگو، تالارها، وب نوشتها یا تارنماهای کاربر-محور پیام‌هایی ارسال می‌کند که حاوی مطالب ناراحت‌کننده یا جنجال‌بران
اصولا ۱۶ تا ۱۸ سالگی اوج شکل‌گیری عقاید و شخصیته.منم که اون موقع جوگیر کتاب‌های شریعتی بودم و افکارم دور و ور همون کتابا میچرخید.خیلی هم عشق بحث و کل‌کل بودم که "ببین،اون چیزی که فکر میکنی اونطور نیست،اینطوره"،ذهنم بسته اما کمی روزنه داشت برای تنفس.سر همین کل‌کل‌ها بود که وارد بحثی از فرگشت شدم.اولین بار بود که کلمه فرگشت رو میشنیدم و کلا برام غریبه بود.با یکی که سر همین  موضوع بحث میکردم (الان که فکر میکنم میبینم من که اولین بار بود حتی کل
اصولا ۱۶ تا ۱۸ سالگی اوج شکل‌گیری عقاید و شخصیته.منم که اون موقع جوگیر کتاب‌های شریعتی بودم و افکارم دور و ور همون کتابا میچرخید.خیلی هم عشق بحث و کل‌کل بودم که "ببین،اون چیزی که فکر میکنی اونطور نیست،اینطوره"،ذهنم بسته اما کمی روزنه داشت برای تنفس.سر همین کل‌کل‌ها بود که وارد بحثی از فرگشت شدم.اولین بار بود که کلمه فرگشت رو میشنیدم و کلا برام غریبه بود.با یکی که سر همین  موضوع بحث میکردم (الان که فکر میکنم میبینم من که اولین بار بود حتی کل
قرار بود دو هفته پیش داستان‌هایم را برای استاد بفرستم. تا امروز و الان، یک کلمه هم ننوشتم. آن قبلی‌ها را هم، ویرایش نکرده‌ام. 
آن قدیم‌ترها بیشتر و به‌تر می‌نوشتم. راحت‌تر و روان‌تر و دل‌نشین‌تر.
شاید این سال‌ها، هفت سال خشک‌سالی است. کاش این بار آبادانی در پیش باشد، باشد که طراوت و تازگی و شکوفایی نوشتن، دوباره بازگردد به این سرزمین.
گاها برای گفتن حرف دلت نمیخواد از کلمات بزرگو جملات فلسفی استفاده کنی گفتن یه کلمه ساده براش کافیه حالا اگه بخوای اون کلمه ساده رو معنی کنی یه دنیاس واسه همین مهتاب ساده میگم دوســــــــــت دارم»ممنون واسه همه خوبیات23 دی 93
- شده تا حالا با کسی برخورد کنین که به دلتون بشینه؟
+ آره ولی به دلشون ننشستم.
- یعنی چی؟
+یعنی قبلن یه نفر به دلشون نشسته بود.
- آدم نمی‌دونه با شما چه جوری حرف بزنه!
+چرا؟ من که حرف عجیب غریبی نزدم. گاهی آدم دلش می‌خواد با یه نفر دو کلمه حرف بزنه
- خب؟
+اونوقت اگه اون نخواد دو کلمه حرف اینو بشنوه چی میشه؟
- خب میره سراغ یه نفر دیگه!
+ اگه نشد؟
- اونقد می‌گرده تا پیدا کنه.
+راه‌های دیگه‌م هست.
- مثلن؟
+مثلن از خودش می‌پرسه من چرا باید یه نفرو احتیاج دا
بارانهای موسمی بهاری همراه با رعد وبرق
احتمالا این کلمه پهلوی میباشد و با ق صحیحتر است تا غ
در مناطق شرق اصفهان(جرقویه،بن رود،کوهپایه، شهرضا)
و در استان چهارمحال و بختیاری ( شهرکرد ، بروجن ، گندمان ) نیز این
کلمه به معنای باران های فصلی و بویژه بهاری و پائیزی استعمال میشود
چون در قدیم کشاورزان روز و تاریخ بارش باران ها را به طور دقیق می
دانستند به طوری که پیش بینی اکثر پیرمردها درباره زمان بارش درست در می
آمد
طبق نظر ریش سفیدان این با
بسم الله
 
می‌گفتند:دعوایی پیش آمد. پسری پادرمیانی کرد. پسری زد. پسری مُرد. دوست پولدارِ همان پسرِ صواب کرده‌ی کباب شده، بهش گفت تو قتل را گردن بگیر من نجاتت می‌دهم. دیه را می‌دهم آزادت می‌کنم. گردن گرفت. بخاطر دوستش! پشت میله‌ها افتاد. قصاص. حرف خانواده‌ی پسر کشته شده یک کلمه‌ی چهار حرفي بود. قصاص. و لاغیر. پسر از قسمِ دروغینی که برای به گردن گرفتن قتل بود توبه کرد. دوستش دیه را می‌داد و آزادش می‌کرد؟ پسر در زندان حافظ قرآن شد. پسر اعدام شد.
خیلی وقت بودازدیدارهای فیزیکی پرهیزمیکردم.حوصله فیس وافاده های جنس مونث رانداشتم.اصلاباجنس مونث نیازعاطفی من حل نمیشدبلکه بیشترمشکل معده پیدامیکردم.گاهی وقت هاجنس مونث اونقدرروی معده من اثرمنفی میگذاشت که دلم میخواست تاابدالدهرقرص خواب بخورم ومعتادبه خواب بشوم.
اینکه معتادبه خواب بودم دلیل های بیشتری داشت دارایی گنجینه لغات من درحدیک بچه کلاس اولی بود.اگربه من میگفتندجاه طلب نمیفهمیدم یعنی چه یااگربجای کلمه سلمانی ازکلمه آرایشگاه
با پسرخاله کل انداخته بودم سر بازی! میگفت من و پسردایی همه رو میبریم. گفتم اگه من و پسردایی باهم تیم بشیم از تو و پسردایی قوی تر میشیم. گفت ما حتی از تو و داداشت هم میبریم! گفتم من بهت رحم کردم که اسم داداشمو نیاوردم! حالا که خودت خواستی پس مسابقه میدیم ببینیم کیا قوی ترن!
فکر میکنید چی شد؟
آخرش من و پسرخاله باهم گروه شدیم و از داداش و پسردایی بردیم! =))
ساعت ١١:٣٠ زنگ زد بهم و یه ربع صحبت کردیم. بهش گفتم بیدارى این موقع؟ گفت آآآره گفتم آخه معمولا زود میخوابیدى صداى ماشین میومد، گفتم پشت فرمونى؟
گفت آره، آبادان بودم و دارم میرم خونه، تولد مامان بزرگ بود.
کلى صحبت کردیم، حتى از وقتى که اومده بودن تهران بیشتر!
آخرش پرسیدم چقد دیگه میرسى خونه؟ گفت رسیدم
زنگ زده بود که پشت فرمون خوابش نبره
#بابا
یکی از خوبی های اپلیکیشن های شبکه های اجتماعی داخلی اینه که اعضای فعال نمونه های خارجی دیگه اینجا نیستن. ( خیلی دوست داشتم بجای کلمه فعال ازیه کلمه درخور استفاده کنم. ولی سعی کردم خویشتن دار باشم! ) اول اینکه تند تند پیام میدن. مجبوری جواب بدی. وگرنه ناراحت میشن و میگن چرا ج ن؟! دوم اینکه تو گروه ها هم پیام میدن. که هیچی به اطلاعات آدم اضافه نمیکنه؛ من که اصلا نمیخوندم. بعدش دوباره ناراحت میشن که چقدر بی احساس و بی لیاقتین! این همه پیام فرستادم. و
کاشکی وقتی دارم چراغ خاموش، مخفیانه، بدون ترس و واهمه، بدون اندیشیدن به عواقبش، و حتی بدون ذره ای انگیزه مرزهای غم و اندوهگین بودن رو رد میکنم یکی باشه مث پدافند مرزهای یه کشور منو هم سرنگون کنه.خوب میشد. نه؟!کاش مرزهای غم حصاربندی، دیواری، یا حتی خطی داشتن که بگن نیا، وارد نشو، که اگه اینکارو کنی نابود میشی.چرا داخل جزیره ی غم اخطار معنایی نداره چرا خودشون ما رو میکشونن اون تو و آخرش حبس ابد بهمون میخوره.کاشکی حبس ابد می‌خورد نه حرص ابد.کا
روزها مثل فشنگ از اسلحه خارج و سپری میشن.اومدم عسلویه و الان حدود ۷ روز هست که سر کار هستم.همون کار قبلیه البته یه خورده چالش های عجیب تر.در کل بدک پیش نمیره.از خیلی از مشکلات هم از نظر مکانی فاصله گرفتم ولی از نظر ذهنی نه.!
الان یه پام توی بازرسی هست و یه پام توی دفتر فنی!!!دارم به هر دو واحد کمک میکنم.
ته دلم ناراحت نیست.حس میکنم آخرش آینده منو به طرف روشناییش میکشه.خبری نیستا!!!همینجوری الکی حس میکنم.
اصلا دوست دارم حس کنم.فضولی؟؟؟!!!!
همه تلاشت رو میکنی که اونی که یک زمانی عاشقش بودی و عاشقت بود(بخونید میمرد برات)رو فراموش کنی،بعد یک شب به خوابت میاد و صبح وقتی بیدار میشی یه غم خیلی بزرگ،یه حسرت عمیق رو با همه وجودت احساس میکنی و اون خواب لعنتی همه تلاشت رو به باد میده.
من عشقی رو تجربه کردم که دعا میکنم هیچکس اونو تجربه نکنه،اگه قراره آخرش نرسیدن باشه.
خیلی سخته،خیلی
بسم الله
برایش می‌نویسم
mi amas vin kaj vi amas min
می‌خندد
ترجمه می‌کند 
می عمه س وین (و این) کاج . وی عمه س مین
می‌گوید مین آخرش را نفهمیده

و من
و منی که دیگر نمی‌توانم روی پا بند شوم. می‌خندم. بلند. خیلی بلند. اینکه می‌خندم خیلی خوب است. اینکه خیلی بلند می‌خندم خیلی خیلی خوب است. اما قشنگ‌تر از همه‌‌ی این‌ها، همان حرفي است که بارها گفته‌ام. بعضی آدم‌ها فقط باید بخندند. این آدم‌ها وقتی می‌خندند تو هم خوشحالی. آدم‌قشنگ‌ها همین شکلی‌اند. :)
راستی
وقتی که طوطی از قار زدن و جیغ زدن افتاد، باید اموزش سخنگویی را شروع کرد.(هر زمان که شما رفتید کنار قفس نشستید و طوطی حالت وحشیگری نداشت)
وقتی طوطی خواب آلود و یا در حال چرت زدن هست یا مشغول بازی، بهتره تمرین رو به زمانی موکول کنید که طوطی تمرکز کافی رو داره.
 
روزی ۶الی ۷ بار حداقل باید با طوطی کار کنید. در تایم های ۱۰-۱۵ دقیقه ای و هر کلمه را باید ۲۰ الی ۳۰ بار تکرار کنید و بین هر کلمه یک مکث ۳-۴ ثانیه ایی انجام دهید.
برای تمرین های اول ۱-۲ کلمه ساد
واقعا چرا من تا الان این کتاب رو نخونده بودم؟ خب شاید خودم بدونم چرا
برای اینکه در زمان و مکان درست این کتاب در اختیارم قرار گرفته، کلمه به کلمه ش رو میتونم کاملا بفهمم و حس کنم و لذت ببرم از اینکه میدونم چی به چیه، خیلی خوشحالم که دارم میخونمش، تعداد صفحات زیادی نداره صد صفحه شاید ولی عجب اعجازی در این صفحات هست و من 54 صفحه ش رو خوندم امروز.
چقدر دوست داشتنی هستید شما کاترین پاندر
و باید یه تشکر و قدردانی بسیار ویژه داشته باشم از گیتی خوشدل عز
این حالت رو که وقتی پر از حرفي ولی وقتی پای گفتن یا نوشتنشون میاد دقیقه ها خیره می شی نه کلمه ای برای گفتن پیدا میکنی و نه نوشتن، درک نمی کنم.کمی فکر.
کمی تکان خوردن لبها
تعدادی خطوط عجیب روی کاغذ
و در نهایت رها کردن همه چیز و لبخند زدن
و بر میگردی به واقعیت
اما اینبار تمام آن حرفهای نگفته به سنگینی سابق نیستند.
نه گفته ای شان و نه نوشته ای اما احساس رهایی از آنها کاملا حس می شوند.
چقدر عجیب.
کمی سکوت،
و رهایی.
دستت را روی کیبورد بگذار به ستاره ها که نمی رسد لاقل کلمه ها را لمس کن، این نورهای پوچ دروغین را. با خود چه کرده ای؟ که تفنگ ها هم به سویت شلیک نمی کنند. که در هیچ جای جهان جایی نداری و هیچ شعری تنت را آباد نمی کند. گفتم گلوله و سلام کردی. گفتم شعر و ترسیدی. آه انسان هزاره ی سوم. بیا این هم امید دیگر چه می خواهی. گم شده ات هیچ جا نیست در اعماق هیچ دریایی و بر بلندای هیچ کوهی پیدایش نخواهی کرد. بوسه برای تو شروع نیست پایان این جستجو است. تو فکر می کنی ک
 از شکست نترسید. شما بارها شکست خوردید حتی اگه یادتون نباشه : اولین باری که سعی کردید راه برید افتادید مگه نه؟ اولین باری که سعی کردید شنا کنید داشتید غرق می شدید مگه نه؟ اولین باری که سعی کردید توپ رو گل کنید به خارج رفت مگه نه؟ نگران تعداد دفعات شکستتون نباشید، نگران تعداد دفعاتی باشید که می تونستید سعی کنید ولی نکردید.
_____________________________________________
تو ذهنتون شکست چه معنی ای داره؟ چی رو شکست تلقی می کنید؟
من میگم شکست یعنی ناامید شدن، یعنی دست
شبکه ی پویا رو نگاه می کنم، یه ه داره خودش رو معرفی می کنه به بچه ها. همینطور که حرکت میکنه میگه مرسی که با من میاید چون من اگه شنا نکنم غرق میشم:/
آخرش میگه من همه چیز میخورم،یهو میاد سمت دوربین وبا صدای خبیث میگه حواستون باشه نخورمتون:| 
خو من با این قد و هیکلم زهرم ترکید، بچه ی بینوا چجور اینو نگاه کنه خو؟+میدونستید هواپیما ها هم سرما میخورن؟ اگه نمی دونستید شبکه پویا رو نگاه کنید تا بدونید:/
اسم‌ها روی هوا ساخته نمی‌شوند و پشتوانه مفهومی دارند و طبعا بهتر است که از عنوان‌های استفاده کنیم که مفهوم دقیق‌تری را از آن دستگاه/مجموعه به مخاطب منتقل می‌کنند.
وقتی ما مثلا به جای کلمه نیروی انتظامی، همواره از کلمه Police استفاده می‌کنیم، باید هم شاهد این باشیم که بخشی از جامعه نسبت به عملکرد نیروی انتظامی دچار کج فهمی شود و نیروی انتظامی را در حد ارشاد کردن تنزل دهد.

انتظامی: انتظامی . [ اِ ت ِ] (ص نسبی ) منسوب به انتظام . (فرهنگ فارسی معین
فکر می‌کنم حداقل یک نفر باید بهم تسلیت می‌گفت، بابت بیکار شدنم. در وصف نمی‌گنجد احساس من از چهارشنبه تا الان. برای بقیه‌شم کلمه پیدا نمیشه، می‌تونم چند ساعت در موردش حرف بزنم، ولی مطمئنا آخرش هم نمی‌تونم ذهنیاتمو منتقل کنم. پس تسلیت به خودم و تمام. (لطفا در این مورد صحبت نکنیم.)
اگه بپرسید خب از اون روز تا حالا چیکار کردی میگم فیلم دیدم. واقعیت اینه که یه احساسی همیشه درون من هست که فیلم دیدن وقت تلف کردن و صرفا یه تفریحه. حاضرم وقتمو ذره ذر
گلوتن پروتئینی است که در گندم، جو و چاودار یافت می‌شود. این ماده باعث کش آمدن خمیر و ترد شدن بافت فراورده نهایی می‌گردد. ریشه کلمه گلوتن کلمه لاتینی گلوتن» به معنای چسب» می‌باشد. گلوتن ترکیبی پروتئینی است که از غذاهای فرآوری شده از گندم و سایر غلات مرتبط به آن از جمله چاودار و جو بدست می‌آید. 
گلوتن ترکیبی از دو گلیکوپروتئین گلیادین gliadin و گلوتلین glutelin می‌باشد که متصل با نشاسته در اندوسپرم ( بافت تغذیه‌ای اطراف جوانه ) غلات علوفه‌ای حض
بسم الله الرحمن الرحیم
نکته:
در آیات کریمه ی قرآن حکیم ک دقت می کنیم می بینیم در 115 جایگاه و موطن، کلمه ی بسم » آمده و در چهار جایگاه و موطن، کلمه ی باسم ». در 115 جایگاه، بدون الف » و در چهار جایگاه، با الف ».
نکته:
در آیات حکیم قرآن مجید، در آن 115 موطن و جایگاه، بسم الله » است و در آن چهار موطن و جایگاه، بسم ربّ ».
پس اسم الله » را مفهوم و تجلّی و ظهوری است و اسم ربّ » را مفهوم و تجلّی و ظهوری دیگر.
آنجا ظهور و تجلّی در مقام الوهیّت است و ای
بودن توی یه اتاق متوسط رو به بزرگ با حدود 32 عدد بچه ی شیطون خوش میگذره یا نوعی شکنجه س‌؟
امروز منی که خاله نمیشم خاله ی همون سی و دوتا وروجک بلا بودم :d فقط دقت داشته باشید چه خاله ی خل و چلی رو گذاشته بودن مراقب اونا باشه.
یه جا من که خودمو روی صندلی های کوچیک بچه ها جا کرده بودم و داشتم به دختری که تازه اومده بود داخل نقاشی میدادم تا رنگ بزنه، یه دختر دیگه اومده بود پشت میزم و مدام یه جمله میگفت که به معنای واقعی یه کلمه شم نفهمیدم.
گفتمش:چی؟؟؟ ت
فقط برقصید.
امروز به طرز وحشتناکی ناامید بودم بعد تصمیم گرفتم کمک مادرم کنم یکم حالم بهتر شد ولی آخرش مثل تمام شب هایی که توی خوابگاه دلتنگی و حال بد من رو میکشوند وسط سالن ورزشی و اهنگی کوردی میزاشتم و با تمام وجودم می رقصیدم می رقصیدم می رقصیدم تا آدم جدیدی متولد می شد زهرایی آرام انسانی که تمام درد ها و غصه هایش با تمام حرکاتش ریخته بود و من بودم یک دختر نورانی.
امشبم رقصیدم بعد آرام گرفتم نمازم رو خواندم و بعد دعا کردم حالا حالم خوبه و وقتش
بسم الله الرحمن الرحیم

{ یسئلونک عن الرّوح قل الرّوحُ مِن أمرِ ربّی }
روح از امر رب است.
{ کذلک الله یخلُقُ ما یشاءُ إذا قضیَ أمراً فإنّما یقول له کن فیکون }
هرگاه امری را ب پایان برساند، همینکه ب او بگوید باش، می شود.

روح از امر رب است.
مربوط ب مرحله ی ربوبیت است.
وجه ربّ خداوندگار است.
در آیات قرآن حرفي از مخلوق بودن روح نیست. آن روح مجردی ک از امر رب است.
پس روح، از امر است و هرگاه ربّ اراده کند، ب یک قول و گفتار و سخن، ب آن کینونیّت می بخشد.
___________
صوت: URL
خلاصه جلسه شانزدهم: علت غیر تحقق غیرمستقیم بیماری:۱-ابتلا به جهت منزلت(پیش‌تر گفته شده) ۲- گناه ۳-اجل

شاید بشود بیماری را براساس این سه علت به سه دسته تقیسم کرد:۱-بیماری ابتلا ۲-بیماری گناه ۳-بیماری اجل
به بیماری اجل بیماری سام میگویند. 
بیماری ها از نظر جنس به دوسته تقسیم می‌کنند: ۱- سام(درمان و دارور در آن موثر  نیست و منجر به مرگ می‌شود)    ۲- بیماری غیر سام(درمان و دارور در آن موثر  است و منجر به مرگ نمی‌شود)
در بیماری سام و غیر سام هر
میدانی خدایت کریمِ کریم هاست ولی نا امید میشوی
گیر میکنی 
و بدبختی از این جا شروع میشود
همین که با خودت دیگر روراست نباشی
زانوی غم بغل داری و کارت شده فقط که
کلمه ی نا امیدی را در ذهنت هجی کنه
ای ذات!
تو که میدانی خدایت عجیب خداییست عآشق پیشه!
شیوه ی او بگیر و منشین 
همه ی اول و آخر همه چیز همین است که اول بدانی خدایت کریم تــــرین است و دوم ؛با این این کلمه،امیدوار شوی از هر ناامیدی
که نا امیدی توطئه است از آدم هایی که خود را دل سوز نشان میدهند و
وقتی خیلی خیلی خیلی تنها میشم از آدما، وقتی احساس می‌کنم توی نقش خوب گوش دادن انقدری فرو رفتم که حرف زدن رو فراموش کردم و هیچ کس هم نخواسته یادم بیاره، وقتی می‌بینم هیچکی نیست، وقتی می‌بینم حتی اگر کسی هم باشه دیگه دلم نمی‌خواد آرامشش رو با ابرهام خاکستری کنم، رغبت نمی‌کنم حرف بزنم. وقتی انقدر کلمه ها و جمله هام روی هم تلنبار شدن که دیگه فقط میشه دورشون ریخت. یا وقتی توی سکوت گوش‌هام بیشتر از همیشه سوت می‌کشه یاد اینجا میوفتم.چند سال پ
در مورد این عکس صفحه‌ها می‌تونم سیاه کنم و بنویسم ولی ترسِ خونده شدن از جانب کسی که نباید، نمیذاره بنویسم. بغض‌م رو قورت می‌دم و فقط نگاه می‌کنم و لبخند می‌زنم. حتی حتی چشم‌هام پر از اشک می‌شه ولی اجازه نمی‌دم سربخوره بیاد پایین. نمی‌فهمم این همه خودسانسوری و انکار برای چیه آخرش که یه روز سقوط می‌کنم…
گوشه‌ای از مجموعه‌ی لعنتی‌ترین‌های روزگار!» :)
گیج بود و شاید من گیج بودم و سردرگم.
 اون تکلیفش با باورهایش مشخص بود.شاید این من بودم که لا به لای حرف ها و باورهایش دنبال یک نقطه میگشتم که بگویم ببین
اما هرچی پرسیدم و گفت آخرش یک حرف داشت: چهارچوب
چهارچوب هایی که نگفت و نفهمیدم.ایکاش حداقل میگفت چهارچوب یعنی
خسته اماز دست خودماز گیجی اممن که دیگه حوصله ندارمامیدوارم یکی دیگه باورها و چهارچوب هایش را درک کند
یک غمی روی دلم هست، خدا میداند
که چه‌‌ها می‌رود از ذهن و چه‌ها می‌ماند
زخم‌هاییست که در آینه‌ام پیدا نیست
می‌چکد درد، ولی خاطره‌ها می‌ماند
راه‌مان از هم اگر دور و جدا نیست، چرا
هرچه من می‌دوم این فاصله‌ها می‌ماند؟ 
می‌دهی وعده‌ی آسانی بعد از سختی
آخرش می‌روم و این گله‌ها می‌ماند
چه برایم به جا گذاشته‌ای؟ همه‌ی آنچه هست دور و برم
این تمام غنیمتم از توست: نامه‌هایت، امید مختصرم
همه را از برم، قلم به قلم، واژه‌های تو آسمان من است
گفته‌ای از گذشته‌ها بگذر من ولی با تو باز همسفرم
می‌کشم بر تنی که می‌لرزد، یک به یک این حروف روشن را
چه حقیرند پیش این خورشید، همه ابرهای روی سرم
واژه هایت مرا بغل شده‌ و در دلم لحظه لحظه حل شده‌ و
قطره قطره مرا عسل شده‌اند، در گلوگاه بغض‌های ترم
این که تکثیر می‌شود در من، سرطان طلایی کلم
زیر پست یه پیج با نویسنده ش بحثم شد 
اسم پیج chera raha khonbas هست .
در آخر متهم شدم به توجیه خیانت ، و فمینیست بودن 
خب اگه میدونستم ادامه رمان این پیج تهش منجر میشه ب اینکه نویسنده زن دوم بشه عمرا اگه میخوندم 
خدایا هیچ وقت من را در چنین شرایط قرار نده 
البته مطابق گفته های نویسنده مجبور به ازدواج دوم شده ولی باز دلبریش برای شوهرش و عشقش برام قابل هضم نبود کلا اعصابم خرد شد 
آخرش بلاکش کردم 
و اینکه ناراحتم تو جامعه ای زندگی می کنم که زن دو
یکی از اساسی ترین مشخصه های هر زیان برنامه نویسی مجموعه انواع داده است که پشتیبانی می کند. زبان دارت انواع زیر را پشتیبانی می کند:
اعداد
رشته ها
بولین
لیست ها
مپ ها
اعداد
نوع عددی در دارت برای نمایش ثابت های عددی استفاده می شود. این نوع خود به دو زیر نوع تقسیم می شود

نوع صحیح: این نوع برای نمایش اعداد بدون بخش اعشاری استفاده می شود. مثلا عدد ۱۰ کلمه ی کلیدی int معرف این نوع در دارت است.
نوع اعشاری: این نوه برای نمایش اعداد با بخش اعشاری استفاده می
دلم می‌خواد بنویسم، از همه چیز.از این که دوس دارم رانندگی یاد بگیرم، از این که امروز سر مراسم بله‌برون حمید، یه تکه از گوشت مرغ رو داشتم می‌جویدم و هی می‌جویدم و هی می‌خواستم قورت بدم و نمی‌شد و صبا کنارم نشسته بود و جفتمون نشسته بودیم به در درون گریستن، که در این موقعیت خطیر باید چه کنیم، آخرش بعد از یه ربع تلاش، بالاخره رها شدم ازش. از این که با صبا Mary Poppins Returns رو دیدم و در کمال حیرتم خسته‌کننده بود، از این که تازه الان دیدم ساعت ۱:۵۰ است
بزرگواری و بزرگی از تو نیرو می‌گیرد. هرچند در گوشه‌هایی و به منظر جهان نیستی، لیکن ناگریز جهان از تو پر است، و جهانیان گرچه از تو بی‌خبرند، از تو پرند. عاشقی و عشق از تو به خود مجهّز است. عاشقی از توست که عاشق است، محبوب من
آوازه‌ی توست در هر سو، ای بلندترین آواز خاموشی! ای ناخوانده‌ترین کلام و ای کلمه از تو ملبّس. کلمه تویی که در جهان پاشیده. کلام تویی و نام تویی در هنگامه‌ی وصل، و در بی‌رحم‌ترین هجرانی‌ها، آن هنگام که هجرانی به شوق وصل
لباس های کاموایی را که دیگر برای بچه هایش کوچک شده بودند را میداد میشکافتیم تا از کاموایش برای بالش و چیزهای دیگر استفاده کند. به ازای مقداری که میشکافتیم 25 تومن میداد. آن زمان 25 تومان پول یک بستنی قیفی بود. همان بستنی قیفی هایی که سفید و صورتی بودند و فقط یک تکه نایلون کوچک رویش را پوشانده بود و در یخچال نگهداری میکردند. خانه ی عمه تهران بود، از 14 سالگی که ازدواج کرده بود رفته بود تهران. تهران برای من در خانه ی عمه خلاصه میشد. تهران برای من بوی
حالا ما نه با این کار داریم که چرا کی روزه می‌گیره یا نه، نه می‌ذاریم کسی ازمون بپرسه چرا روزه می‌گیری یا نه؛ چون غالباً نه ما درست دربارۀ این مسائل صحبت می‌کنیم، نه کسی، و کلاً هم قصد توجیه خودمون یا کسی رو نداریم؛ ولی وجداناً چرا وقتی در جواب به روزه‌ای؟» می‌گیم آره»، چُنین متعجب می‌شید؟ خب اگه می‌خوای جواب مد نظر خودت رو بشنوی چرا اصلاً می‌پرسی؟
و به همین صفحۀ مضحک تاپ‌بلاگ نودوشیش قسم هرکی بیاد اینجا بحث عقیدتی راه بندازه چُنان
عمروبن حریث گوید قول خدای تعلی را وماننددرخت پاکی که ریشهاش بر جا  وشاحه اش سر باسمان کشیده 24 سوره14   از امام صادق ع  پرسیدم حصرت فرمود رسول خدا ص  اصل وریشه ان درخت است وامیرالمومنین ع  فرع وتنه ان و امهامان از نسل انها شاخه های ان وعلم امامان ومیوه ان وشیعیان مومن ایشان برگهای انست ایا در اندرخت چیز زیاد دیگری هست عرصکردم نه بخدا که مومنی متولد شود برگی در اندرخت پیدا میشود وچون مومنی میمیرد برگی از ان درخت میافتد شرح در این سوره مبارکه خد
ساختار داخلی فایل inittab
فایلی که تنظیم میکند، پردازش ها در کدام Run Level و در چه حالتی اجرا شوند
فرمت داخلی فایل Inittab به شکل زیر است:
ID : RunLevel : Action : ProcessID : نام دلخواه، می بایست بیشتر از یک کاراکتر باشد.Run Level : پردازش در چه حالتی باشد، اگر خالی بماند به منزله همه Run Level ها می باشد.Action: Respown:درصورت توقف مجدداً خودکار start  شودwait: اجرابشود اما درصورتی که پردازش تمام نشده باشد فعالیتی صورت نگیردonce: فقط یکبار پردازش اجرا بشودinitDefault: کلمه رزرو شده
حالتCtrl+Alt+Del
بیتومن یا قیر چیست ؟



واژه قیر
کلمه قیر در زبان سانسکریت با لفظ بیتومین ( Bitumen ) گفته و استفاده شده است .
این کلمه در زبان لاتین و در زبان عمومی انگلیسی نیز با لفظ ( Bitumen ) شناخته میشود .
در لحجه آمریکایی زبان انگلیسی آن را به ( Asphalt ) میشناسند .
در زبان فارسی نیز کلمه قیر به معنای قطران ذغال سنگ میباشد .

من پسری بودم که برای خوشحالی و شادی هام دلیل نمیخواستم، من برای خنده هام نیاز به هیچ جوک و حرف و صحنه ی  خنده داری نداشتم.
تمام اون زمان هایی رو یادم میاد که وقتی دلم خنده های حال خوب کنی میخواست یهو میزدم زیر خنده، اونقدی از ته دل بود که همه شوکه میشدن میخواستن بدونن چِم شده،
فکر میکردن اتفاقی افتاده، اما فارغ از اینکه من برای خندیدن های بی محابا م نیاز به فلسفه و منطق و حادثه نداشتم.
همه ی اون روزهایی رو یادم میاد که هی میگفتن مگه دیوونه ای؟
در زندگی روزمره خیلی موقعیتها و خیلی مسائل وجود دارد که ما با بعضی
از آنها موافق و با برخی دیگر مخالفیم . در مکالمات زبان انگلیسی نیز چنین است.
یکی از مواردی که خیلی به چشم می خورد موافقت کردن (agreeing) و مخالفت کردن (disagreeing) افراد با نظرات
یکدیگر است.


یکی از رایج ترین کلمه ای که افراد برای موافقت کردن با نظر یکدیگر
استفاده می کنند کلمه yes می باشد و از طرفی دیگر رایج ترین کلمه ای
برای مخالفت کردن استفاده می شود کلمه no می باشد. ولی در
اینجا می خواهیم
یادمه اون موقع ها که خیلی دوسش داشتم بعضی وقتا باهاش تو ذهنمحرف میزدم.هنوزم پن شیش روز یه بار میزنم.در حد چند تا نگاه و کلمهاستاد عکاسی مون منو یادش میندازه گاهیلاغریش،موهای روی دستش،طرز گرفتن دوربین توی دستش و برآمدگیروی شلوارش
❶ چهارشنبه 5 تیرماه، تهران، از خواب‌گاه تا انجمن
روز قبل‌ش را با شینگانگ چِن گذراندیم. در این دو هفته هربار خواستم بنشینم و مفصل از آن روزِ عجیب‌وغریب بنویسم، نشده. علی‌الحساب، اگر مشتاق‌ید، این متن کوتاه که برای روزنامه‌شریف نوشتم را نگاهی بیندازید تا بعدن مفصل از آن روز حرف بزنم. اما.
چهارشنبه، 4 صبح از خواب بیدار شدم. روز آخر اقامت‌م در تهران بود. باید سوال‌های امتحانی را طرح می‌کردم و برای یکی از مدرسه‌های یزد می‌فرستادم. ساعت
اکثر مدیران سایت ها این دغدغه را دارند که سایت ما با کلمه کلیدی مد نظر ما در چه صفحه ای از گوگل قرار دارد
امروز می خواهم شما را با نرم افزارGoogle Monitor آشنا کنم سایت های بسیاری هستند که کلمات کلیدی شما را چک می کنند اما با فارسی تطابق ندارند یا اینکه نتیجه نهایی درستی ندارند
برای شروع جستجوی کلمه کلیدی ابتده نرم افزار Google Monitor را نصب نمایید از منوی project گزینه add url را انتخاب و آدرس سایت خود را اضافه نمایید سپس از گزینه Keywords کلمه کلیدی سایت خود را و
آقا من که نگفتم کنکوریمگفتم؟ شما از کجا می دونید؟دیشب پنجره های اتاق رو توری زدم و بعد خوابیدم اما تا صبح هر یک ساعت یه بار بیدار میشدمآخرش ساعت هفت بیدار شدم و تا یازده و نیم صبحانه خوردیم و جمع کردیم و شستیم بعدش رفتم حموم و اومدم بیرون و  یه ربع درگیر موهام بودم و بعد غذا خوردم و نماز خوندم و حاضر شدم و بابام بردم سر جلسه :)) رفتم سوار سرویس شدم و کنار یه دختر تپل و سبزه نشستم . طبق معمول حرف زدم باهاش من همیشه دو کلمه اول رو می گم و بعد ملت اد
نفت مایعی غلیظ و افروختنی است. در حالت طبیعی به صورت مایع بوده و رنگ آن قهوه ای مایل به سیاه است و در برابر نور انعکاسی ؛ رنگ سبز به خصوصی از خود نشان می دهد. نفت خام بوی تندی دارد و در لایه های بالایی بخش هایی از پوسته ی کره ی زمین یافت می شود.
ریشه ی واژه ی نفت از واژه ی اوستایی «نافتا» است و در برخی منابع قدیمی به صورت نفط نیز آمده است. کلمه ی نفت در زبان انگلیسی پترولیوم نامیده می شود و از دو کلمه ی پترو (لغت یونانی کلمه ی سنگ) و اولئوم (روغ
URL کاربر پسند سئو
هنگامی که یک کلمه کلیدی را برای یک صفحه انتخاب کرده و محتوای مربوط به آن را می نویسید،از نکات زیر برای ایجاد یک URL کاربر پسند و سئو شده استفاده کنید تا یک permalink بهینه سازی شده تا قبل از انتشار محتوای خود ایجاد کنید.
یک URL به خوبی ساختار یافته بر اساس کلمات کلیدی هنگام اشتراک گذاری در رسانه های اجتماعی بهتر است و در صفحات نتایج موتور جستجو حرفه ای تر به نظر می رسد همچنین توانایی بهبود رتبه بندی صفحه ی شما را نیز دارد.
بنابراین ه
توی تالار عمومی کتابخونه نشسته بودم و نمی‌دونم داشتم برای یادگیری کدوم کلمه از کدوم منبع، روند جدیدم رو می‌رفتم که این جمله به ذهنم رسید و توی نُت گوشی‌ام نوشتمش: یادگیری کلمات سخت توی زبان‌های خارجی یه نمی‌تونمی توی خودش داره که چون می‌دونی به تونستم تبدیل می‌شه، شیرینه.
حالا دارم فکر می‌کنم این یادگیری کلمات جدید، ساختن عبارات و حتی مفاهیم جدید هرقدر هم برای من جالب و مهم و ارزشمند باشه، گاهی آزاردهنده است. آزارش اونجایی بهم می‌رسه
سال اول دانشگاه واقعا سال سختی بود برام! نمی‌دونید چی گذشت بهم پس فقط یه گرا بدم! من از اول ترم یک تا آخرش اول یه ۱۵ کیلو وزن اضافه کردم و بعد یه ۱۰ کیلو کم کردم. بی‌ثباتی روحی و فیزیکی رو از این دریابید!
یه سری چیزا شدیدا یادآور اون ایامن برام. وقتی اون چیزا برام اتفاق میفتن، یاد اون سال میفتم و یه بویی حس می‌کنم(واقعا به معنی لغوی: بو)
فک کنم نورونای مغزم آچمز شدن =)))
از بین همه‌ی این‌چیزا یکیشون صدای محمدعلیزاده‌س تو آهنگ عشقم این روزاست. او
دنیا مثل یه ساندویچی میمونه که دادن میگن 1 ساعت وقت داری بخوریش. خوردی که هیچی نوش جونت اما اگه تو این یک ساعته نخوریش ازت میگیریمش میندازیمش دور حالا هر بهانه ای هم میخوای داشته باشی داشته باش. این که سیری این که استرس داری این که دندونت درد می کنه به ما ربطی نداره ما فقط اون یک ساعت رو میشناسیم بعد اون ازت میگیرنش هیچ کلکی هم این وسط وجود نداره بتونی یک ساعت رو بکنی یک ساعت و یک دقیقه.
دقیقا به ما یه عمر محدود دادن و باید ازش استفاده کنیم این ک
دانلود صوت جلسه  ششم
خلاصه جلسه ششم:
همه چیز در ذهن انسان انسان در مخیل انسان است.
طب صنعتی جدید، زاییده طب یونانی ست. نگاه کردند که گردو بخاطر چه ماده‌ای مغز را تقویت می‌کند و آن را بصورت صنعتی استخراج کردند.
معایب این طب صنعتی جدید این است که عوارض بسیار دارد.
کلسیم به تنهایی ضرر دارد و عوارض دارد. استخوان را تفویت میکند اما به مغز و  شش و به دستگاه عصبی آسیب می‌زند.
ماده‌ای بنام تانَنْ» جلوی آسیب به معده را میگیرد.
سلو جلوی آسیب روده به
۱.خب دوباره رفتم تو سایت و دیدم و متوجه شدم که الف نشدمخب بازم خدا رو شکر به جز شما به کس دیگه ای نگفته بودم خخخخخدا لعنت کنه کسیو که سیستم گلستان رو راه اندازی کرد -_-مزخرف تر ازین سیستم نداریم واقعا!!به هر حال یکمی پوکر شدم چون این ترم به معنای واقعی کلمه خودمو پا.ره کردم(با عرض عذرخواهی)و درس خوندم. اگه پاتولوژی عوضی یکم زحمت میداد به خودش و اون سه برگه ای که واسش جواب نوشته بودمو میخوند یکمی نمره ام بیشتر میشد و.هعی ولش بابا آخرش که همه یه مد
مردی مسن با پیراهن سفید و ریش‌های زده شده و موهایی که اکثراً سفید بودند، کنارم نشست. روزنامه‌ای را در دست چپش که انگشتر عقیقی هم داشت گرفته بود. تلفنش زنگ خورد و با معذرت خواهی از من گوشی را جواب داد! نفهمیدم که معذرت خواهی‌اش برایِ چی بود چون ما وسط هیچ بحثی نبودیم. و حتی یه کلمه‌هم باهم حرف نزده بودیم! با این حال گفتم: خواهش می‌کنم. کسی که پشت تلفن بود داشت یک ریز حرف می‌زد. اینو از سکوت‌هایِ طولانیِ این ور خط فهمیدم. مرد مسن داشت توضیح می‌
دیدید میگن فحش هرچی رکیک تر دوستی صمیمی تر؟ من این مدلی نیستم اصلا! یعنی وقتهایی ک قرار باشه حرف بد بزنم خودم بیشتر از همه اذیت میشم و واقعا حالم بد میشه!!!مثلا با شقایق ک دیگه میگیم ما هیــــــــــــــچ رودروایسی ای با هم نداریم اصلا تو زبونم نمیچرخه حتی از کلمات کنایه ای استفاده کنم!!!مثلا با زهرا نهایتا تو اوج خنده و اینا بیشور تهشِ!!! مثلا پارسال ک گ**ه نخور 2 بار یهو بش گفتم بعدش واقعا ی جوری شده بودم:/ بیشتر از 2-3 بار پشت سر هم بهش بگم شفته !مع
برای تایپ سریع تر علاوه بر یادگیری اصول تایپ کردن ، بهتره ترفندهایی که باعث سرعت بخشیدن به تایپ شما میشه رو هم یاد بگیرید . با استفاده از این ترفندها دیگه نیازی نیست دست به موس بشید.
پاک کردن یک کلمه
با استفاده از کلیدهای ترکیبی Ctrl + Backsapce به جای پاک کردن تک‌تک حروف یک کلمه، می‌توانید کلمات را پاک کنید. این کار سرعت شما را در حذف کلمه‌های اشتباه افزایش می‌دهد.
انتقال چشمک‌زن به ابتدای کلمه قبل یا بعد
انتقال دادن چشمک‌زن به صورت دستی، زمان
دهم محرّم که عاشوراى حسینى یعنى روز شهادت حضرت امام سیّد الشهداء ابى عبداللَّه الحسین و اصحاب و انصارش علیهم السلام در سرزمین کربلاست، در آغاز مصادف با روز بیست و یکم مهرماه باستانى بوده است.
کلمه 991
از 1001کلمه جلد هفت
علامه حسن زاده آملی
یه سوپه خوشمزه درست کردم تو خوابگاه که نگو و نپرس!!
خیلی راحت درست میشه!!
سوپ جو و قارچ الیت رو درست کردم تو یه قابلمه بعدش
 تو یه قابلمه ی دیگه نودالیت سبزیجات درست کردم.
بعدش این نودالیت که آماده شد
 ریختمش تو سوپ!!!بعدش جعفری تازه رو خورد کردم ریختم
 توشو یه مزه ی عاااالی داد بهش!!لیموی تازه هم ریختم آخرش
برای کنار غذا یه خورده جعفری رو خورد کردم و با
 پیاز خلالی و آبلیمو مخلوط کردم!!
امتحان کنین!!
دو کلمه که باهام حرف میزنن فکر میکنن منو شناختن نمیدونن فلانی سه سال بامن هم اتاقیه ولی منو نمیشناسه سه سال همه احساسم برا یکیه ولی بازم منو نمیشناسه
نمیدونم مشکل از منه که اینقدر سخت و دیر شناخته میشم یا مشکل از بقیه که فکر میکنن با نگاه اول و دو تا پست منو شناختن
طی یک اقدام ناگهانی پا می‌شیم می‌ریم بیرون که مثلا یکم یادمون بره فردا/پس‌فردا نتایج رو می‌خوان بزنن،ولی دوباره مثل الان می‌رسم خونه و می‌شینم سر تخت و قلبم تند می‌زنه خیلی تند.داشتیم فکر می‌کردیم چه‌قدر خوب می‌شد اگر می‌تونستیم چندین سال آینده‌مون رو با هم باشیم،چه‌قدر تصورشم دوست‌ داشتنی بود ولی کی می‌دونه؟!
چه‌قدر از آخرین باری که دوتایی بیرون رفته بودیم گذشته بود.هرچه‌قدر بیشتر می‌گذره می‌بینم تصمیمای ۱۶-۱۷ سالگی‌مون چه
راستش میدونی نشنوه 
ولی دیگه لذتی نداره نشنوه ولی میخوام بدجوری بزنمش زمین 
این حرکت رو هنوز کلمه ای که بتون حس غریب و عظیمش رو برسونه نساختن تنها کلمه ای که به ذهنم میره هم ردیف اون اغوا هست 
حرف هایی هست که با ما دفن خواهند شد :) 
چون به هر کی بگی به نظرم صد در صد قاطی میکنه چون نمیتونه کاری از دستش بیاد 
بذار تبصره ش رو هم بگم چرا داره یک راه داره که با ما دفن نشه 
و اون ایجاد شرایط و فهم و درک عمیقی هست که بشری که خطا کرده نمیتونه مهیا کنه 
بشر
با واژه ای به نام ِ student of life آشنا شدم .واژه ای که قلبمو آروم میکنه چون من عاشقِ یادگرفتنم .میتونم بگم لحظاتِ عمیقی که حس ِ  لذت اعماق وجودمو پُر کرد وقتایی بود که داشتم چیزی یادمیگرفتم .سر کلاسا ،موقعِ درس خوندن،کتاب خوندن ،پادکست گوش دادن ،با مریضا و ادمای مختلف حرف زدن و بودن کنارِ خودم.و این واژه میتونه یادم بندازه که جهتم باید به چه سمت باشه.
.
امشب شب سومه .شب سومی که آرومم .که دستِ سیاهِ افسرده‌گی از گلوم برداشته شده .ذهنم آرومه .قدمام مح
1. فونت سری B یه سری اشکالات داره که به‌نظر من مهم‌ترینش اینه که حروف ة، ك و ی رو به‌صورت ۀ، ک و ی نشون می‌ده. خب تا وقتی که فونت متن رو عوض نکنیم یا متن رو توی یه فضای دیگه کپی نکنیم هیچ مشکلی دیده نمی‌شه، اما اگه فونت همون متن رو به سری IR تغییر بدیم، خیلی چیزا به هم می‌خوره.
در حال حاضر فونت سری IR استانداردترین فونت فارسیه؛ می‌تونید از اینجا دانلود کنید.
2. خودم همیشه دوست داشتم کلید میانبرهای word رو یه جا لیست کنم. گفتم بیام اینجا بنویسم شاید
بسم الله الرحمن الرحیمدوست دوستی دشمنی دشمن نفرت عشق بی طرفیاین ها رابطه یک انسان با هر چیزی است ولی چه رابطه ای؟ یک طرفه دو طرفه زود گذر و دائمی .  این ارتباط ها در زندگی تجربه میشوند ولی ایا برایتان  دوستی یا دشمنی دائمی اتفاق افتاده است که هر ثانیه به فکر ان باشید؟اگر به این حس دست  پیدا کرده اید می بینید که هر ثانیه به فکر او هستید و نمی دانم که نابود کردن این رابطه ایجاد شده از ذهن و دل چه کیفیتی دارد؟سخت است یا آسان؟به نظرم هم سخت است و هم
کاش بودی.این را هر ساعت،اگر که از گره های فکری ام رها شوم توی دلم میگویم.
مثلا اینجا بودی و میبردم نشانت میدادم که کمربندی جدید شهر را طوری ساخته اند که وقتی ماشین از سرپایینیِ میان کوه ها به طرف شهر حرکت میکند،دیگر نمی توانم جلوه‌ی روشن شهر را ببینم و غرق رویا شوم.قبلا دیدن چراغ های همیشه روشن شهرم یکی از معدود کارهای دوست داشتنی زندگی ام بود؛شاید اصلا به همین خاطر بود که نمیتوانستم خودم را از جغرافیای اینجا رها کنم.هر کجا که می رفتم آخرش با
ترکی.
هر چقدر از شیرینیه این زبان بگم کمه،شب تا صبح از حلاوتش بگم،قطره ای از دریا گفتم.
ترکی،شهریار رو داره،شهریاری که وقتی میخونیش،مست میشی،انگار دری از بهشت به روت باز میشه.
شهریاری که عشق رو برات معنا می کنه. حیدر بابای شهریار، حقیقتِ دنیا رو بهت میگه.
            حیدربابا،دونیا یالان دونیادی/سلیماننان،نوح دان قالان دونیادی
_حیدر بابا،دنیا همه افسون و دروغ و افسانه است/کشتیِ عمر نوح و سلمیان روانه شد( این دنیا،از نوح و سلیمان،باقی مونده
میبینی از تو یادم رفت بنویسم؟ میبینی یادم رفت بنویسم كه چقدر كیف كردم از حرف هاُ رفتارهایِ دفعه یِ اخریِ خودم؟ راستش انقدر از اون روز از خودم راضی شدم كه دیه هیچوخت دلم نمیخواد ازش حرفي بزنم من اون روز ضربه یِ نهاییُ زدم تو اوج خداحافظی كردم نذاشتم یك كلمه حرف بزنه همه حرف هایی كه تو تمامِ این مدت رو دلم سنگینی كرده بودُ بهش زدم یك كلمه اضافه تر حرف نزدم یك كلمه كمتر حرف نزدم به ناحق حرف نزدم گذشتشُ اوردم جلویِ چشمشُ گفتم ببین این تو بودی پس ا
php زبانیه که خیلی راحت نصب میشه خیلی راحت هم میشه یادش گرفت امروز خواستم یه رویه برای برنامه نویس وب شدن با php بنویسم که بدونید چ مسیری رو برید براتون بهتره؛

اول از همه چون php فقط روی یه سرور کار میکنه یه شبیه ساز سرور نصب می کنید مثل xampp
دوم از همه سینتکس php رو باید بدونید در یک جمله بگم php کدیه که بین این علامت روبرو قرار می گیره <? php?>
سوم از همه اینه که مفاهیم اولیه اش مثل متغیر و دستورات شرطی و حلفه رو یاد بگیرید.
چهارم از همه کار با دیتابیس ر
میگن زندگی قویترین چیز عالمه، حتی وقتی نمیخوایش، به مسیر خودش ادامه میدهراست میگن
من
هر شب
هرشب 
هر شب
آرزو میکنم هرگز صبح نشه، فردا نشه
آرزو میکنم زمان تو همین لحظه متوقف شه و تا ابد همین حالا بمونه
و نکته اینجاست که همین لحظه، گند ترین لحظه ایه که تا الان وجود داشته، و البته بهترین لحظه ای که در مقایسه با آینده وجود خواهد داشت.
برای تولدم یه پست پیشنویس کردم که تو این دو هفته وقت داشتم، دلشو نداشتم کاملش کنم. خط آخرش این بود که من بیست و چها
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.





















مو کُر نورآباد ایکَشُم غیرَت  من پسر نورآبادم و غیرت دارم(ایکشم غیرت :بشتر این عبارت معنی طرفداری از یک نفر تو دعوا ر
هر چه مصیبت داریم از همین دو جمله است
سبکسری میکنیم و سهل انگاری،
به آن دو کلمه ای که میدانیم عمل نمیکنیم
همین
پ.ن: حواسم به منم هست؟ نه خیلی (عطف به همان جمله اول)
لعنت به این ذهن قالب زده برنامه ای، عزیز من برنامه نمیخواد اگر روزی باید برای خودت وقتی بگذاری بگذار چه یک ساعت چه ده ساعت
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب