نتایج پست ها برای عبارت :

چه طور میاد بشکنی دلمو تو بی رحم

 متن آهنگ هوروش باند تو مرا دیوانه کردی
رفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره این دل واست هر بار تو مرا دیوانه کردیکاشکی نداشتم تورو از اولشم نبودی تو کاشکی که پیدات نمیشد بد دلمو شدی تو نموندی تورفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره این دل واست هر بار تو مرا دیوانه کردیماهی برکه برقص کام دنیام شده تلخ بيخیال هرچی غصه اس دل به دریا بون همه خاطره رو میبرم غرق کنم به چه درد میخوره دریا با کی خلوت کنم.کاشکی نداشتم تورو از اولشم ن
مجتبي. غمگین و بي تابمرتضی. میره به محرابزینب‌ش. میشه هراسونگریه کن. حضرت ِ اربابحالا وقت اذونهباید خونه نمونهدیگه خسته شدهآهغم دوری زهراشده قاتل مولاچشاش بسته شدهمیگه ای دنیا من میرم.محنت. شده کارتدست من رو بستی امادستِ. علی یارتیا علی. یا علی مولایاعلی. یا علی مولا::پر زدی. از بر دخترزار و غم.گین شدم آخرحاجتت. دیگه روا شدرفته ای. در بر مادرچی بود آخه گناهتخدا پشت و پناهتشکستی دلموآهببين اشک چشاموهمه درد و غماموشکستی دلموزی
صحبت کردیم به انتخابِ خودم 
با‌مخالفت مامان و اعتراض ِ بابا واسه سرخود بودنم.
اشتباه کردم؟!
نمیدونم میخوام یطوری تمومش کنم. 
اشتباهه میدونم ، شاید همین اشتباه همینطور پیش بره!
از اول هم تصمیمم این بود .
هانیه گفت همینطور پیش بری همچیو میگه به مامانم. نمیدونم‌چقدر میتونم خودمو راضی کنم
اگه خودم راضی کنم دلمو
خداهم دیگه نگاه نمیکنه و فقط ازش میخوام‌لحظات اخر باشه.
متن آهنگ رضا صادقی به تو مدیونم


متن آهنگ رضا صادقی بنام به تو مدیونم

واسه این که از تو دورم ، به تو مدیونمواسه کشتن غرورم ، به تو مدیونمتو که حرمتو شکستی ، پای عهدت ننشستیگرچه بازم تو نیازم ، لحظه هامو بد می بازم ، به تو مدیونم

واسه ی چشای خیسم ، به تو مدیونماین که از غم می نویسم ، به تو مدیونماین که بي جونم و سردم ، این که بي روحم و زردمپی آرامشی که بردی و من پیش می گردم ، به تو مدیونمبه تو مدیونم ، به تو مدیونم

به تو مدیونم ، غرورمو شکستی عین ش
عشوه بي اندازه داری♬♫ معلومه که تو تازه کاری با ما سرِ ناسازگاری داری♬♫ بيخیال ما شو برو دست بردار پاشو برو نه نمیخوام دیگه تو روآهنگ جدید سامی بيگی کارت ندارم♬♫ کاری به کارت ندارم کاری به کارت ندارم میگی دل نداری آره ندارم♬♫ حوصله یِ دردسری که مياد و نمیره ندارم کاری به کارت ندارم♬♫ میگی دل نداری آره ندارم حوصله یِ دردسری که مياد و نمیره ندارم♬♫
دانلود آهنگ سهیل رحمانی دست خودم نیست
دلمو از سرِ راه نیوردم بدم دستِ تو چجوری باور کنم ا
سلام
شب تولد امام رضاست
اما دل من ناآروم ترینه
تنهای تنها
امشب رفتم هیات و توی مراسم مولودی برای دل غم زده خودم گریه کردم
ولی باز دلم داغونه
انگار با هر باد دلم ت میخوره
دلتنگی گاهی نفس رو توی سینم حبس میکنه
هنوز با آهنگ های قدیمی و یا غمگین بي هوا دل من می پاشه از هم.
رفتم داروخانه-!
امروز رفتیم واسه فروش و بد نبود
خیلی کلافه ام
خیلی دلم میخواد مسیری و دری برام باز بشه
سرده.حال دلمو میگمسرد و تاریکه
خیلی دیرهچرا خواب نمیرم.
بيخیال
یکی دو روز دیگه بر میگردم اونور .هم میرم پیش یلدا و مرگ باباشو تسلیت میگم.هم پرستو رو میبينم .هم چن تا کتاب درسی بلند میکنم میارم اینجا بخونم نمیدونم میتونم یا ن .نمیدونم میخوام یا ن .هیچی نمیدونم .دو روز پیش تولد دلارا بود و جوجه ی من یه سال بزرگ تر شد :)جوجهبدون که حتی اگه پدر و مادر روانیت گوشت به تنم نذارن حتی اگه تیکه تیکم کنن حتی اگه شبو روز نفرینم کنن :)بازم خواهرت پشتته :)همیشه اجیو داری .تا وقتی زندس حواسش بت هس .مهم نیس چن سالته 
یادمه وقتی پسرم نوزاد بود دعوایی کردم و خیلی دلم میخواست با پسرم درباره اش صحبت کنم تا سبک بشم. ولی میدونستم این کار روحی هست و گذاشتن بار به این سنگینی که خودم تحملش رو ندارم، رو شونه های ظریف اون طفل لطیف اشتباه جبران ناپذیری هست. خلاصه با اینکه میدونستم تو نوزادی متوجه حرف های من هم نخواهد شد، کار درست رو انجام دادم و از همون روزهای اول مشکلات رو به عشق کوچکم منتقل نکردم.
چندی پیش متوجه شدم برنا حتی اگه به ظاهر مشغول کاری هست، تک تک کل
دانلود آهنگ جدید حمید هیراد به نام خوشم مياد
Download New Music Hamid Hiraad – Khosham Miad
حمید هیراد خوشم مياد
یار نمیدونی کوچه باغای دلم چه حالی دره دل تو هر شب مست و غزل خونه سر به سرم میذارهنمک نمک داره چقدر اداتون کشته منو شیرین زبونیاتون نمک نمک میریزه از صداتون کشته منو شیرین زبونیاتونخوشم مياد این دلمو بزنی به نامت تا ته این قصه میدونی همش میخوامت
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آهنگ با کیفیت 320
حمید هیراد خوشم مياد دانلود آهنگ دان
بعضی وقت ها نباید خوشحال باشینباید خیالت راحت باشدباید دلت بشکندباید با خودت مواجه شویو درست و غلط را در غیر حال خوب خودت بشناسیباید بدانی دلت سنگ است تا بشکني تا خوشحال نباشی، خوشحال کنیباید بدانی شکستن بد نیست، باید شکست تا فهمید لگدمال شدن سخت تر است و بسیار سخت ترباید خود را در خود جستجو کرد تا سختی وجودت را بشکنيو برای شکستن این؛باید بفهمی سنگ چیستباید با خودت هر بار آشنا شویآخر خود آن آشنایی است که هر از گاهی با خویش بيگانگی میکند گم
احساس میکنم بازدهیم کمه ، صبحا خیلی سختمه زود بيدار شم و امروز صبح برای اینکه بيدار بمونم و خوابم نگیره وسط درس مجبور شدم همش دست و صورت و پامو آب بزنم ولی نمیذارم این روندم متوقف بشه بالاخره بعد چند بار استارت زدن یه جا موتورم روشن میشه و مغزم دست از لجبازی برمیداره ، یه نفری میدونه که از من لجباز تر تو دنیا نیست و من حتی لجباز تر از خودمم .
دوشنبه ها و پنجشنبه ها میرم پیاده روی ولی به نظرم کافی نیست از طرفی دوست ندارم برم باشگاه چون اطرافیانم
دیروز چهارمین سالگرد برجام بود ولی متاسفانه از دستم در رفت این مناسبت و الان متوجه شدم و نشد یه مقدار قشنگ دلمو با شیخ پرزیدنت صاف کنم.
البته یکی از دلایل اینکه من فراموش کردم این بود که این آفتاب تابان که قرار بود دنیارو عاشق کار کردن با ما کنه نهایتا همون دنیارو کرد تو پاچه ما و نتیجتا این وضع که می بينید!
حتی همون شناسنامه دارهای روشن فکری که زبان دنیا رو بلد هستن هم رویی برای تعریف از برجام ندارن بس که این بچه قند و عنــسله!
بنازم به تدبير
چند شب پیش تا خود صبح کابوس دیدم حالم بد بود صبحش . ساعت 12 ظهر بابام زنگ زد گفتم سلام خوبي ؟؟؟ 
گفت نه .
گفتم چی شده ؟؟؟ و همه چیزو برام گفت و دیگه نتونست حرف بزنه گریش گرفت قطع کرد .
زنگ زدم مادرم کامل برام گفت . خودم و مادرم پشت گوشی زار زار گریه کردیم . بعد از قطع کردن من 1 روز تمام اشک ریختم برای داداشم .
نمیتونم بگم چی شده ولی دوستای عزیزم ازتون میخوام برای برادر 2 دعا کنید و انرژی مثبت بفرستید .
من آدمی نیستم که اعتقادات مذهبي داشته باشم ولی به
به تاریخ 5 روز مانده به قلب تابستان،با کلی مشقت و سختی خودمو راضی کردم وسایلمو جمع کنم،ساکمو بستم ولی با حوصله و آروم، خیلی آروم، اونقدی که انگار دلم نمیخواست بستن این ساک تموم شه و اونو بردارم و از در بزنم بيرون.نمیدونم.نمیدونم چرا منی که برای رفتن از این شهر غریبو تنها پر پر میزد حالا دلم میخواست بمونم به هر قیمتی شده.اما لعنت به هر چی جبر زمان و مکانِ.که آخرش تو رو محدود به جغرافیای اجبار میکنه.یه حس تناقض وحشتناکی از خوشحالی و غم درونمو پ
با عرض تاسف برای کسانی که دلمو شکستن.از بعضی ها واقعا انتظار نداشتم که اینطوری برخورد کنن.بعضیا یه جوری رفتار میکنن انگار مثلا من دارم  بهشون پز میدم.چرا؟واقعا از من همچی چیزی دیدین؟از من چی دیدین که این حرفا رو میزنین؟چرا کاری میکنین که خوش حالیم تبدیل بشه به غم و عصبانیت و تنفر؟؟؟بله.مثل اینکه بعضیا اونجوری که تظاهر میکنن نیستن :/و مثل همیشه از کسانی بيشتر از همه عاشقشونیم ضربه میخوریم :(آهای بعضیای بي معرفت.کاری نکنین که ازتون متنفر
دانلود آهنگ جدید حمید هیراد بنام خوشم مياد با بالاترین کیفیت
Download New Music Hamid Hiraad – Khosham Miad
ترانه و آهنگ: حمید هیراد , تنظیم: امیر میلاد نیکزاد میکس و مسترینگ: رضا پارساییان 
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
متن آهنگ جدید حمید هیراد بنام خوشم مياد :
نظر بازی نکن با دلم بازی نکن راضی نمیشم تو طنازی نکن هی با دلم بازی نکن راضی نمیشمنازتو کم کن که شدم شیفته آمده در دامنم آویخته نگاه مارا به هم آمیخته جام شرابي به دلم ریختهخوشم مياد
تا حالا شده یكی بهتون بگه زندگیمو به پات میریزم ؟ یا گفته دنیا رو مال تو میكنم؟ چه قدر حس قشنگیه كه یكی دنیا رو عرض چند ثانیه مال تو كنه فرزادم دنیا رو مال من كرد بعد یه روز بي خبری و حرف نزدن فرداش كه بهم زنگ زد دنیا رو مال من كرد توی اون لحظه خوشبخت ترین موجودی بودم كه نفس میكشید خدایا شكرت . شكرت كه دعاهامو مستجاب كردی شكرت كه دلمو شاد كردی بعد شنیدن صدای فرزادم دیگه نتونستم خودمو كنترل كنم زندگیم داشت بعد یه روز باهام حرف میزد دیگه چی شیرین
استوری هاشُ چك میكنم حالم بد میشه بدم مياد هی بيش از پیش بهم ثابت میشه كه عاشق بوده شكستِ عشقی خورده دِ خب لعنتی یه نگاه به منم بنداز منم ادمم احساس دارم دوستت دارم چرا منُ نمیبينی؟ چرا منُ میبينیُ به رویِ خودت نمیاری؟ میدونی قدرتت در برابرِ قلبِ من در حدیه كه اگه بهم شماره ندی شكستِ عشقی محسوب میشه؟
استوری هاشُچك میكنم حالم بد میشه بدم مياد هی بيش از پیش بهم ثابت میشه كه عاشق بوده شكستِ عشقی خورده دِ خب لعنتی یه نگاه به منم بنداز منم ادمم احساس دارم دوستت دارم چرا منُ نمیبينی؟ چرا منُ میبينیُ به رویِ خودت نمیاری؟ میدونی قدرتت در برابرِ قلبِ من در حدیه كه اگه بهم شماره ندی شكستِ عشقی محسوب میشه؟
پرهیز: بادمجان گوجه عدس سیب زمینی گوشت گوساله تندی شوری ترشی تلخی قارچ فلفل دلمه ای 
 
 
قبل حجامت: دوازده ساعت قبلش لبنیات و کرفس خورده نشه(تا دوازده ساعت بعد) تخم مرغ هم اکیدا از ۲۴ ساعت قبل خورده نشه تا دوازده ساعت بعد 
شام بادمجون گوجه است 
ماست موسیر خریدم دارم می خورم 
مامان یه سیب کوچیک آورد گذاشت برام (دستش درد نکنه میگه طب اسلامی گفته برای وسواس خوبه) 
فردا صبحم 
گفتم غروب برم حجامت 
آخه یکشنبه شب که دکتر بودم گفت الان برو حجامت از او
1. اصرار کردم. اما پدر پشیزی منو حساب نکرد و بدونِ من به استقبالِ شهیدای شهرمون رفت. مادر هر چند وقت یه بار اتوماتیک‌وار بي‌صدا اشک می‌ریزه. حالا که فکر می‌کنم اون وجهه‌ی غُرغُرو بودنشو می‌خوام. توی فکر غرقم این دو روز.
2. پریروز فیلمِ Jurassic World . Fallen Kingdom رو دانلود کردم، به عنوانِ آخرین فیلمِ تابستونی. با جمعِ برادرها فیلم رو دیدیم. فیلم تمام شد که یکیشون بي‌مقدمه گفت: اولِ مهر بهت خوش‌ بگذره خلاصه. پشت بندش، شیطانی لبخند زد. اون یکی گفت: مهند
وقتی یکی ناراحتم میکنه فکر می‌کنید اونی که میره عذرخواهی کنه کیه؟
من!
خیلی ببخشید که دلمو شکستی، معذرت میخوام که ناراحت شدم :| اصلا سپاس به خاطر هرچه که کردی! 
بعد جالب اونجاست که طرف جوری با غرور و چشم نازک شده برخورد میکنه که انگار اگه میخواد ببخشه همش از سر لطف و کرمشه و خیلی بزرگواره که میخواد جوابمو بده:/
خدایا شعورمونو بالا ببر
آمین یا رب العالمین 
بالاخره بعد دوساعت گریه كردن و با سه تا ادم مختلف حرف زدن تونستم به خودم بيام الان دیگه بهش فك نمیكنم اولش كه با زهرا حرف زدم خیلی خودمو كنترل كردم ولی نشد بعدش فائزه زنگ بيست دیقه هم لا اون گریه كردم بعدش شفق پی ام داد ی ی ساعتم با اون حرف زدم گریه كردم گفت كه مياد پیشم گفتم نه نیاد  خیلی باهام حرف زد از خواب بيدارش كردم ولی چون حالم بد بود هیچی نگفت خیلی اروم شدم الان ارومم حالمم خوبه بریم كه به زندگیمون ادامه بدین اصن گور بابای همچی
و باز قصه ای دیگه از دلم 
که نه میتونم بهش بگم  باشه !
و نه بهش بگم بي خیال شو !
چند روز پیش کسی به من گفت مگه تو دلم داری ؟
از دلتنگیهاش میگفت 
میگفت شده تا حالا زار زار گریه کنی  و یا . . . . .
به گمانم او راست میگفت چرا که
هیچ وقت نذاشته بودم چشم خیسمو ببينه چه برسه به اشک 
که قطره قطره دلمو سوراخ سوراخ کرده .
آدم باید دل بزرگی داشته باشه تا برای  خواسته های دل کسی که دوسش داره ارزش قائل بشه و .
با اینکه از هم دوریم و هیچ خبری از همدیگه نداریم ولی
دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی به نام سنگدل
Meysam Ebrahimi - Sangdel
تنظیم : مسعود جهانی ؛ ترانه سرا : مهدی دارابي ؛ گیتار : کیان دارات
+ متن ترانه سنگدل از میثم ابراهیمی
این حالی که دارم تو ساختی واسم / این کاره نبودم تو دادی یادم
که عاشقت باشم دلمو ببازم / بيشتر از جونم تورو میخواستم

ادامه مطلب
صدای غرش رعد و آوای خوش باران حواسش را پرت می کند. عینک را از روی چشمان دریایی اش بر میدارد و از پشت میز بلند می شود.
دو دل است که پشت پنجره به تماشا بنشیند یا به تراس برود و لمسش کند؟
تصمیمش را می گیرد،حقِ این باران نه با تماشا ادا می شود نه با لمس.حقِ این باران تنها با یکی شدن ، ادا می شود.
سرسری لباسی می پوشد و شالی بر سر میندازد و دوان دوان به سمت آسانسور می رود.
بالاخره انتظار به پایان رسید، با ذوق به سمت خیابان پرواز می کند.
دستانش را باز می ک
خیلی زود گذشت وبم یه ساله شده البته توی تیر یه ساله شده خودمم یادم نبود
هیچ کس نیست باهاش حرف بزنم ، همینجوری مینویسم ارزش خوندن نداره ، سرو تهم نداره فقط می خوام هرچی مياد تو مخم رو خالی کنم.
اونقدر دلم گرفته و پربغضم که دارم خفه میشم یه سیل اشک پشت چشام جمع شده یهو می خوان سر ریز بشن ولی جلوشو میگیرم ، اگه الان جام خوب بود های های گریه میکردم ، از این حال بد هارو خیلی وقتا تجربه میکنم ،راستش خجالتم نمیکشم و  با این سنم میشینم قلپ قلپ اشک میریز
آمدمممممم
جانم به قربانمممممم
ولی حالا چراااا

بعد صد سال و اندی بازگشتم به وطنم بيان
درگیر روزمرگیه شدیدی بودم که با فوت دخترعموم شکسته شد.
روزها رو شب میکردم و شب ها را روز
تا اینکه یک خبر ناگوار به من نهیبي زد.
باعث شد از خودم دائما سوال کنم که چرا واقعا زنده ام.
چرابرای چی خلق شدمباید کجا برمچیکار کنم
الان 3 روزه که دیگ نیست و من همون شب اول کلی گریه کردم
دقیقا شب کنکوربله من دوباره کنکور دادم.رشته ریاضی
شب کنکور دیدم
دانلود آهنگ از روزی که رفتی داغونم عشقم
 
از روزی که رفتی داغونم عشقم
حالو روزم خوش نیست دلگیرم عشقم
دلمو شکستی رفتی از پیشم
خسته ام از این دنیا خسته ام من
یه دلشکسته از این عشقتم من
یه روح سرگردان از عشقتم من
به اون خدایی که قسمم دادی از این جدایی پشیمونم عشقم
از این دوریت پشیمونم من عشقم
در حقت بد کردم از پیشت رفتم
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
امروز زنگ زدم پادگان بله بفرمایید ؟سلام میتونم با آقای بوالفارس حرف بزنم ؟ نخیر نمیتونین چرا؟ نیستن كجان ؟ همین الان دارن باهاتون حرف میزنن دیگهههه  اول مكث كردم تا حرفای طرفو حلاجی كنمبعد یواش یواش خنده و بعدشم فرزاااااادم گفتنام از اون ورم جانییییم مهتابيم ها خوده خوده لوسش بود قربوووونش برم كه اونجا هم داره سر به سرم میزارهچه قدر خندیده بودیماون دیگهههه مختص ما دوتاست فرزادم با اون دیگه گفتنش گوشی رو داد دستم دوست دارم عروسكمامروز مث
نه نگو نه دیگه به من که میگیره قلب من با تو آروم میشم♬♫ من دلمو میدم به تو باشه پیش قلب تو تا بمونی پیشم تو همونی که تا ازت یه حرفی مياد وسط دل من می ه♬♫ واسه بودنت کنار من اگه جونم بدم به خدا می ارزه دست خودم نیست تو رو میبينم ببين دل تو دلم نیست♬♫ گشتم این دنیا رو مثل تو هم نیستآهنگ این خود عشقه حسین توکلی
آهنگ دیگه توی دنیا به چی اعتباره
آهنگ دوتایی حسین توکلی
آهنگ امید آمری و مهدی مقدم برگرد
آهنگ فرزین کاتب دیوونه میشم
آهنگ هونیاک مرسی ک
 
دانلود آهنگ جدید حمید هیراد به نام ای وای
Download New Music Hamid Hiraad – Ey Vaay
حمید هیراد ای وای
یه چال روی گونه دو ابروی کمونت دلمو میکشونه روز وصالمونه آره روز وصالمونه عشقی که بينمونه آره مال هردومونه میگذره این زمونه عشقه فقط میمونه عشقه فقط میمونه
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آهنگ با کیفیت 128
ای وای حمید هیراد دانلود آهنگ دانلود آهنگ ای وای دانلود آهنگ ایرانی دانلود آهنگ جدید دانلود آهنگ شاد متن آهنگ ای وای حمید هیراددانلود
واقعا چه وضعشه.
میای درس بخونی هزار جور فکر مياد تو سرت.
از فلان استاد و فکرش راجع به تو مياد تا فلان آهنگ و اون عن آقا که حکم شیطون و دربون جهنم داره که یه سره کارش وسوسه کردنه.
کثافت حرومزاده.
خاک بر سرت.
دلم برا زنت میسوزه.
نچ نچ نچ
یک نیروی عجیب و خستگی ناپذیری در من حلول کرده ک نه تموم میشه و نه درست میشه.حس نفرت ب این زندگیحس درموندگی.حس اتیصال. بيخود ک نیست ک دلم از هر آرزوی محققی چشم بسته و دارم اونقدر ب آدم گوشه گیری تبدیل میشم ک برای جواب دادن ب یک پیام معمولی هم اونقدر فکرمیکنم و کج و راست میشم ک آخم درمياد.برام در این برهه از زمان سخت ترین کار طاقت اوردنه.در عین خوشبختی های کوچیکی ک هست اونقد اسیر بدبختی های بزرگ ترش هستم ک میل آنچنانی برای اون چیزا نمیمونه.بيش
درسته که همهء از خواب بيدار شدنام با گیج و منگى شروع میشن، اما گاهى صبح ها که بيدار میشدم، حافظه ام ریست شده بود، از سنگین رنگین بودن مادر یهو جرقه اى تو مغزم میزد مبنى بر اینکه نکنه دیشب همدیگه رو ناراحت کردیم؟! چند دقیقه بعد جلوى آینه دستشویى یقین پیدا کرده بودم که آره، دیشب چیزى شده، اما چى؟ یادم نمیومد! میرفتم بيرون، از مادر میپرسیدم "میدونم الان باید با هم قهر باشیم، ولى چرا؟!" و همین خنگول بودنم باعث خنده و آشتى میشد.
کم کم متوجه شدم اسمش
بعضی‌هام خیلی عجیبن. یه خانمی هست که هر چند هفته یک بار مياد درمانگاه. خیلی وقته دنبال کارای طلاقشه، وقتی هم مياد سفره‌ی دلشو واسه‌ی ما باز می‌کنه. اما همممیشه با شوهرش مياد دکتر. امروز گفت که همین امروز حکم طلاقشون اومده. فکر کنین رفتن دادگاه حکم طلاق رو گرفتن و به‌جای اینکه برن دفتر طلاق، شوهرش گفته بيا یه دکتر هم ببرمت، بعد میریم طلاق می‌گیریم
پیرو چله نشینی آمیرزا، منم سعی کردم یه چله برای خودم پیدا کنم که بلکه کمی خودمو اصلاح کنم
بدین منظور، بنظرم واجبترین چله برای من، عصبانی نشدن از دست علیه.
مثلا وقتی که همین الان خونه رو جارو زدم، و مياد همه ی آردسوخاری ها رو از تو کابينت پخشِ کفِ آشپزخونه میکنه.
یا وقتی دارم با کامپیوتر کارمیکنم و یهو مياد دکمه ی پاور رو میزنه یا کیبورد رو از جاش میکَنه و میبره.
یا وقتی دارم آشپزی میکنم و مياد به اجاق گاز آویزون میشه.
در همه ی این اوقات، بای
بعضی وقتا که میبينم اونایی که یکم بهشون وابسته میشم
با یکی دیگه صحبت میکنن و میخندن و خوشن، ناراحت میشم
.
یادم میره :(
یکم که فکر میکنم یادم مياد که یادم رفته من فقط سگشونم هاپ:(
یادم که مياد ،خوشحال میشم از اینکه اونا خوشحالن هاپ :)
هاپ هاپ:)
گاهی آدم نمی‌داند باید به کسی که نیست وفادار بماند یا نه؛
اگر عهد‌های قدیم را بشکني چه فرقی با او داری؟
اگر پای قول و قرار‌ها بمانی، اصلا می‌شود یک طرفه پای قول و قرار‌ها ماند؟
فکر می‌کنم از یک جایی به بعد ما به آدم ِ رفته وفادار نیستیم، بلکه به خودمان وفادار می‌مانیم؛
رو‌به‌رو شدن با این حقیقت که آن‌ حرف‌ها همه‌اش باد هوا بوده، که شاید بيشترشان دروغ بوده، کار هر کسی نیست.
از یک جایی به بعد ما اصلا نمی‌دانیم چرا و به چه کسی وفادار ماند
من و ایمان تنها کسانی توی خوابگاه هستیم که معتقدیم روزهای خوبي در راه است! همیشه به هم میگوییم یک روز خوب مياد
حالا هم که من خانه ام و ایمان خوابگاه بهش زنگ زدم و بي مقدمه گفتم ایمان یک روز خوب مياد!
آن روز خوب که آمد؛ می نشینم و به تمام گذشته ام نگاه میکنم و از انتهای دلم آه میکشم و میگویم این روز خوب میتوانست زودتر بياید.
بعد دست نوه هایم را میگیرم و میبرم شان پارک.
شاید باید اینهمه سال رو تجربه میکردم تا یه جایی تو مسیر زندگی بهت برخورد میکردم.
تو
تو برای من آغاز همه راه های نرفته بودی و پایان روزهایی که آرزو های من نبود.
دارم به تو فکر میکنم. به نگاهی که گاهی مرحم زخم های دلم بود و انگیزه ایی بود برای ادامه دادن
از نگاهی که گاهی سرزنش گرانه بود و ته دلمو خالی میکرد و منو از همیشه تنها تر.
تو منو دیدی. بهم نگاه کردی و دستامو گرفتی و منو به زندگی با خودت دعوت کردی. 
تو خواستی منو وارد چهارچوب قوانین خاص خو
دانلود آهنگ جدید حمید هیراد به نام خوشم مياد
Hamid Hiraad - Khosham Miad
ترانه و موزیک : حمید هیراد ؛ تنظیم : امیر میلاد نیکزاد
+ متن ترانه خوشم مياد از حمید هیراد
نظر بازی نکن با دلم بازی نکن / راضی نمیشم تو طنازی نکن
هی با دلم بازی نکن / راضی نمیشم

ادامه مطلب
یکی از تصمیمات مهم زندگیم قطع ارتباط با آدم های سطح پایینه مثلا همین دوستم مها !
وقتی که گفت به من پراید نمياد ,اصلا عمرا پشت پراید بشینم ,کلاس نداره, با احساساتی که خدشه دار شده بود با خنده بهش گفتم اره به تو پراید نمياد ,وانت بار یا نیسان آبي مياد(خیلی چاقه)

از وقت نشناسیش هم بسیار ناراحتم اینکه من حاضر میشم میام دم خونشون ولی میبينم هنوز حاضر نشده و باید پشت در منتظر بمونم از خودم میپرسم چرا باید این دوستی ادامه بدم?
عمر این دوستی هم داره سر م
حرفی که از دهن دراومد قشنگ عین تیره میشینه رو قلب و دیگه نمیشه کاریش کرد اما خداروشکر من اولش که تیر بخورم داغون میشم اما حداکثر در بدترین حالت سر یه ماه یادم میره بين ما و سال یکی هامون سه نفرمون از یک ورودی ان که به شدت رقابتی هستن جو درس خوندن دوستانمونو یه کم استرس آلود کردن.
یکی از سال یکی هامون خیلی مدلش با من فرق داره و هی بينمون کانتکت پیش مياد هی سعی می کنم رد کنم ولی باز یه حرف جدید پیش مياد، فهمیدم که منظوری نداره اما یه کم نیش دار
توی آزمایشگاه ایستاده بودیم تا نوبتمون بشه واسه دیدن نمونه ی زیر میکروسکوپ. صدایی پشت سرم گفت: انقدر بدم مياد از این آدمااا. برگشتم و دیدم داره به من نگاه میکنه. بهش گفتم از کدوم آدما؟ گفت شما قدبلندا که حق ما رو خوردین. بار اول نبود که این حرف رو میشنیدم. بهش گفتم از آدمایی که سرماخوردن و بيحالن چی؟ خندید گفت نه از اونا خوشم مياد. اون یکی گفت وقتی مریض میشی چقد مظلوم میشی. زود برو خونه حالت بده.
نمونه رو دیدم. ازش عکس گرفتم. کوله م رو گذاشتم ر
 
ببين اسکندر، من زیادی ناامیدم از زندگی‌ای که داشتم. هفتاد سال، تو خودت اصلا مگه چقدر عمر میکنی؟ من زیادی خستم واسه یه همچین شروعی. اصلا فکرشو که میکنم، میبينم حتی ترسناکه. ترسناک نیست ؟ متولد شدن خیلی ترسناکه. بي خبر از همه جا، چشم وا میکنی تو یه دنیای ناشناخته بين یه عالمه آدمای گنده که قیافه‌های مسخره برات درمیارن و برای اینکه ساکتشون کنی مجبوری بخندی و با قیافه‌ت بگی آره خوشم اومد تا ولت کنن تا با جغجغه‌ت تنها باشی و برن پی بحث های آدم
دانلود آهنگ جدید فرهام تسخیر
دانلود آهنگ فرهام به نام تسخیر کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده تسخیر با صدای فرهام از جوان ریمیکس
ترانه و موزیک : آمین,تنظیم : ایمان تیموریان
Download New Music Farham – Taskhir
 
فرهام عزیز آهنگ جدید خود را در تاریخ ۱۴ مرداد منتشر کرد.
ساخته جدید فرهام، تسخیر نام گرفته است.
ترانه و موزیک این اثر از آمین عزیز می باشد.
همچنین ایمان تیموریان وظیفه تنظیم موزیک را به عهده دار
*مکالمه تلفنی من و همسرم موقع شروع بارون:
_الو نلی،عزیزم نری زیر بارون.
+عه،مگه بارون مياد؟پس قطع کن برم.
_واااای نه.تورو خدا لباس گرم بپوش.
+چی؟؟؟؟؟؟یعنی میگی تو این هوای خوب من سویشرت بپوشم؟عمرا.
_باشه پس اگه جرات داری مریض شو:|
*مکالمه تلفنی من و همسرم چند دقیقه قبل:
_نلی برو خونه دیگه،بسه.
+(در حالی که خیسِ خیسم) اه باشه.چرا صدات انقدر بد مياد؟
_نلی؟نگو که گوشیتو بردی زیر بارون.
+ اتفاقا بردم،چطور مگه؟
_خب دیوونه آب رفته تو باند گوشیت واسه همین ص
پر از خشم، دلهره و نگرانی ام.
از ثبات مزخرفی ک این اقتصاد کوفتی مملکت نداره عصبانی ام. از اینکه هی دارم میبينم چیزایی ک بهش دل بسته بودم داره دود میشه میره هوا ناراحت و خشمگینم. لعنت به همه شون!
از اینکه هس میکنم دست کم گرفته میشم و اون قدری ک اهمیت میدم بهم اهمیت داده نمیشه بدم مياد و ناراحت و غمگینم.
برای رفیقی ک حالش بد بوده و هی خبرای مختلف تایید نشده ای ازش بهم میرسه نگرانم.
و اینکه فردا اعلام نتایجه. لعنت بهشون. قلبم داره مياد تو دهنم.
آشفته
نیم ساعتی میشه که رسیدم خونه. داشتم آماده میشدم که پیش بابا بخوابم تا اینکه زن بابا بالاخره اومد و منم بابا رو بوسیدم و زود اومدم خونه.
اگه از حال بابا بپرسین میگم بهترن. بهتر یعنی اینکه بدتر نشدن و تو همون وضعیتشون استیبل شدن. بدتر از اغما یعنی مرگ. پس بابا بدتر نشدن و و بدتر نشدنشون یعنی اینکه بهترن. این نگاه من به حال باباس. پس الحمدلله.
امشب عقد محمد و عطیه بود و قسمت نشد که من اونجا باشم. تقدیر این بود که اون لحظات بالاسر بابا باشم و به بابای
یه خواهر دارم مثل خداس که اصلش اینه: "صدبار اگر توبه شکستی باز آ" اصل خواهرم ولی اینه: "توبه نشکستی هم، نشکستی؛ باز آ" گاهی اصلاً لازم نیست باز بيام. خودش مياد.دیگه چی می تونم بگم درباره کسی که هیچی از وسایلم بهش نمی دم ولی مياد اصرار می کنه مثلاً: "اینو ببين، تازه خریدم. استفاده کن. اینو بپوش ببين اگر بهت مياد، گاهی بپوشش تنوع شه" خو من لباسامو به خدا هم نمی دم بپوشه! ولی خواهرم همه چیشو بهم می ده.خلاصه. یه همچین آدمی. که وقتی پیشم نیست هم برام هدیه
قسمت هشتم فصل دومِ 13 Reasons why جسیکا و الیویا دارن با هم حرف می‌زنن که الیویا می‌گه اگه هانا‌ می‌اومد و همه چیو بهم می‌گفت شاید همه چیز یه جور دیگه پیش می‌رفت. جسیکا جواب می‌ده که شاید واسش سخت بوده و با نگه‌داشتن همهٔ اون حرفا تو خودش می‌خواسته از خودش محافظت کنه و این نشون دهندهٔ شجاعتشه. اما مامان هانا می‌گه که نگه‌داشتن درد نشون‌دهندهٔ شجاعت نیست. این حس‌کردن و مواجه‌شدن باهاشه که جسارت می‌خواد.
اما می‌دونید چیه؟ درسته که مواجه‌شد
هفت سال پیش آقای ب از یکی از دوستاش میخواد که براش یه وام 20 میلیونی بگیره و قول میده خودش اقساطش رو پرداخت کنه و در ازای اون وام یه چک 20 میلیونی هم به دوستش میده. آقای ب نمیتونه اقساط رو پرداخت کنه و اون دوست شروع میکنه به پرداخت اقساط. بعد یه مدت یه پولی دست آقای ب مياد و مياد به دوستش میگه بيا شریکی یه کاری رو راه بندازیم. - دوستش همچنان در حال پرداخت اقساط آقای ب بوده-  خلاصه شریک میشن و یه کاری رو راه میندازن و آقای ب یه چک 60 میلیونی میده دست کس
آدمی در اغوش شک رشد میکند بزرگ میشود پیر میشود و میمیرد .
روزی که فهمیدم شک جز جدا نشدنی زندگیه و نمی تونم همیشه در یقین باشم خیال کردم این دونستن میتونه حالمو بهتر کنه .که کرد .اعتراف میکنم که حالمو بهتر کرد .دیگه یه لنگ پا در هوا مدتها صبر نمی کردم تا یقین پیدا کنم بابت هر چیزی تا بتونم ادامه بدم .تونستم در هاله ای از شک ادامه بدم و تلاس کنم و رشد کنم و شکست بخورم .
ولی وقتی دیدم این شک در یک جایی دیگه هم هست نتونستم تحمل کنم .شک به خودم .شک به توان
دو سه هفته ست یه باشگاه جدید میرم، صاحب باشگاه آدم دست و دلبازیه، یه مرده هر روز مياد بطرای پلاستیکیو‌ جم میکنه و میبره معمولا یه پسر ۸ ۹ ساله هم باهاش مياد، از اون آدمای بدبختن ک هیچی ندارن، نکته بدترش اینه که امروز با یه پسر دو سه ساله اومده بود، آخه تو که نه پولی داری نه کاری داری نه هیچی داری از همه بدتر معتادم هستی چرا باید بچه داشته باشی :/فقر و بدبختی ازشون میباره اما حداقل دو تا بچه کوچیک داره، اون بچه ها چه آینده ایی دارن، دلم واسه پسر
ساعت 02:50 شبه.
من هنوز بيدارم
و خوابم نمیبره
چشمام خیلی خستس و خودمم خیلی خوابم مياد
اما فکرم خیلی درگیره
مغزم نمیذاره بخوابم
هزارتا تب تو مغزم باز شده ، به هزارتا چیز باس فک کنه، واس همین هنگ کرده
و کلا دیگه نه میتونه فکر کنه نه بخوابه
نمیدونم چجور ذهنمو آزاد کنم
حس جنسی منسیم هم رفته چن وقته
کلا خیلی بي‌حسم
روزا هم منگم
همه صداها انگار بم شدن
نمیتونم رو هیچی تمرکز کنم
رو هیچی
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
کاش شب تموم شه سریع
~~~~~~~~~~~
گاهی یه چیز تو ذهنم بم میگه ک
 صاحب باشگاه آدم دست و دلبازیه، یه
مرده هر روز مياد بطرای پلاستیکیو‌ جم میکنه و میبره معمولا یه پسر ۸ ۹
ساله هم باهاش مياد، از اون آدمای بدبختن ک هیچی ندارن، نکته بدترش اینه که
امروز با یه پسر دو سه ساله اومده بود، آخه تو که نه پولی داری نه کاری
داری نه هیچی داری از همه بدتر معتادم هستی چرا باید بچه داشته باشی :/
فقر
و بدبختی ازشون میباره اما حداقل دو تا بچه کوچیک داره، اون بچه ها چه
آینده ایی دارن، دلم واسه پسربچه ۲ ساله کباب شد واقعا، زندگ
اِدی: من می خوام برم پیش خواهرم، اونجا یه شیرینی فروشی بزنم. برای روز تولدت یه کیک بزرگ می فرستم.
جک: من از کیک تولد بدم مياد.
اِدی: چی؟ بدت مياد؟ چرا؟
جک: می دونی ، اینایی که میگی ، به روحیه ات نمی خوره. تو دوباره میری سراغ ی چون تو یه ی.
اِدی: آدما عوض می شن جک 
جک: روز ها عوض میشن، ماه ها عوض میشن ، فصل ها عوض میشن، ولی آدما هرگز عوض نمیشن.
ادی: چرا عوض می شن، خود تو هم عوض میشی. می دونی می خوام رو کیک تولدت چی بنویسم ؟ جک موزلی. هه آره برات می فر
ریا نباشه به هرچی فکر میکنم بعد مدت کمی جوابش مياد جلو چشام خیلیم واضح و شفاف
فکر میکردم چطور آدما یهو ازین رو به اون رو میشن؟؟؟ چطور یهو اعتقادات و افکارشون ناگهان تغییر میکنه؟؟
خیلی ساده اس کم کم هیچ کی یهو عوض نمیشه و هرکیم عوض نشده معنیش این نیست که اگه شرایط براش مهیا بشه هم همونی که هست میمونه!
سرزنش نکنید کسیو حتی تو دلتون اگه سرزنش کردین مطمئن باشین تا زنده این سرتون مياد
و مهمتر از همه چیز و همه کس فقط خداست
آدم نباید به خودش مغر
هر روز دوازده و نیم ظهر، من از اتاقم بيرون میام تا یه چایی بردارممرغمون که تازه تخم کرده از لونه ش در مياد و قدقد میکنه
مادرم که غذای ناهار رو بار گذاشته، از آشپزخونه در مياد و میره تا به کمرش کمی استراحت بده
و خواهرزاده م که تازه از خواب پاشده از دست به آب درمياد و با چشای پف کرده و دهنی که وا نمیشه میگه سالام.

موجودات خونه ی ما اهداف متفاوتی رو دنبال میکنن و روزها به همین ترتیب داره می گذره.
شما چه خبر؟
+تو سطحی‌یی.تو سطحی‌یی. نمی تونی. نمی تونی.الان نشستی و به خیال خودت داری فکر میکنی، اما نمی تونی. 
÷چرا میتونم. اونقدر بهش فکر می کنم تا بتونم.
+کِی اون وقت؟ تا شنبه میخوای دست دست کنی؟ نمیشه که. معلوم نیست.
÷میشینم کتابای مورد علاقه‌مو دور می کنم؛ میشینم رو کاغذ ویژگی هاشو مینویسم.از دل شخصیت هام شخصیت خودمو در میارم.
+هی کتاب. کتاب. اره خب. کتاب نسبتا زیاد خوندی. ولی چه فایده وقتی نشستی قلم بزنی. عرق بریزی. اون همه ایده ی در نطفه مرده. اون ه
Amir Tataloo
Khaar
#AmirTataloo
میدونی خار که میگین چیز بدی نیس
کارش محافظت از گل اما بازم خاره
میفهمی خار
تنها دعام اینه که بمونی برام
با حرفاتو صدات روحو نوازش میکنی
چشات دنیامه هر صبح تو همه دنیامو بازش میکنی
با خنده هام عشق میکنی
دلمو با خنده خامش میکنی
تو تنها دلخوشیم بودی
همیشه جون بهم میدن لبات
من فقط با تو زندگی نمیکنم
زندگی میدم برات زندگی میدم برات
دل من خون و داغونه برات
تو میدونی 
همه چیزو از تو این چشای خستم میخونی
بدنم روح نداره وقتی تو نیستی
روز اول که اومد حیاطمون، کوچیک و ناز بود، از آدما می ترسید و فرار می کرد. کم کم بهش نزدیک شدیم و نازش کردیم و غذا دادیم،الان دیگه یه عضو از خونوادمون شده. گربه ی نازم رو میگم:)
شنیده بودیم گربه بي وفاست بخاطر همین فکر نمی کردیم پیشمون بمونه و اسم خاصی براش انتخاب نکردیم و اسمش شد"پیشی".
الان؟ هر وقت دلمون براش تنگ میشه کافیه سرمون رو از در ببریم بيرون و بگیم "پیشی؟ پیشی؟" تا خودش رو برسونه دم در و برامون ناز کنه.
روزایی که سرگرم درس و کاریم و خودم
روزای بعد امتحان رو دوست دارم، به چند دلیل. یکی این که فی النفسه "روز بعد امتحان" شیرینه بدون هیچ افزودنی! دوم این که تو دوره امتحانات، خونه به فاجعه آمیزترین حالت خودش میرسه و همش اینو به خودم میگم "تحمل کن ارکیده، ۲ روز دیگه تموم میشه، همه جا رو میسابيم!" و بعد امتحانات، دلم حال مياد! همه جا برق میافته. سوم این که وقت بایگانی جزوات و کتاب های درسیه‌‌، و کیفش از وصف خارجه :)) مورد آخرم این که، تابستونه. خدای من! تابستون شیرین و گرم و کلافه کننده!
اولش شبيه خواب ترسناک میمونه که منتظری بيدارشی و همچی تموم شه و خوشال باشی که فقط یه خواب بود بعد کم کم که باورت میشه چه اتفاقی افتاده همجور فکری مياد سراغت تا تورو بازنده ترین ادم دنیا نشون بده که همچیشو باخته و سعی میکنی یا درستش کنی با جا دادن یه ادم دیگه تو زندگیت و شروع دوباره یا به مازوخیسم ترین حالت ممکن سعی کنی خودتو بيشتر عذاب بدی  بعدش معمولن فکرت که میرفت سمت اون شخصی که نباید میرفت اعصابت بهم میریخت از همون افکار ولی دیگه بهم نر
شبا که میخوایم بخوابيم، حاجعلیاقا بعد ازین که یه ساعت رو کله و دست و پای من میپره و از هفت ناحیه ناقصم میکنه، میره پیش باباش و مث جوجه ها سرشو زیر دستای بابا فرو میکنه که یعنی کمرمو ماساژ بده تا خوابم ببره! اگه هم باباش خواب باشه انقد اعتراض میکنه تا بيدار بشه (والا رضاخان هم با اون همه زورگویی نمیتونست اینجوری وسط خواب و بيداری از باباش ماساژ بگیره!)
پنج دقیقه که ماساژ گرفت دوباره مياد میپره رو سر و فرق من!
دوباره میره پیش باباش
دوباره مياد.
و
تموم شد یک سال پر هیاهو یک سال عجیب یک دوره ی جدید زندگیم یک سالش تموم شـد انگار هنوز دیروز بود که درگیر انتخاب رشته بودم انگار دیروز بود همه چی مثه برق گذشت اگه بخام از این یه سال بگم میگم که سخت بود اما شیرین اما جدید خیلی ماجراهای جدیدی رو با چشم خودم دیدم خیلی خیلی دیدم به همه چیز عوض شد بيشتر ترسیدم بيشتر خندیدم بيشتر حواسم رو به خودم به خودم به خودم و دنیام جمع کردم از ترس بگم ا از ترسـام که بيشتر شد امـا بعد یاد گرفتم
تموم شد یک سال پر هیاهو یک سال عجیب یک دوره ی جدید زندگیم یک سالش تموم شـد انگار هنوز دیروز بود که درگیر انتخاب رشته بودم انگار دیروز بود همه چی مثه برق گذشت اگه بخام از این یه سال بگم میگم که سخت بود اما شیرین اما جدید خیلی ماجراهای جدیدی رو با چشم خودم دیدم خیلی خیلی دیدم به همه چیز عوض شد بيشتر ترسیدم بيشتر خندیدم بيشتر حواسم رو به خودم به خودم به خودم و دنیام جمع کردم از ترس بگم ا از ترسـام که بيشتر شد امـا بعد یاد گرفتم
.دلم میخواد کتاب بخونم ولی هی عقب
میندازم.چرا؟؟؟به دو دلیلدلیل اول کاملا منطقیه دلم نمیخواد الان که
موتور درس خوندنم روشنه خاموشش کنم و وقت تلف کنم.دلیل دوم اینه که
تابستون بگذره یا حداقل برسیم به اواخر شهریور و بعد برم سراغ کتابا.چون
حس خوبي نسبت به شهریور و فصل های پاییز و زمستون دارم.باید ریشه یابي
کنم ببينم این علاقه از کجام مياد دقیقاااا.
دو سری پست هم میخوام
شروع کنم براتون ولی فعلا وقت نمیشه.اولیش پست های قرار های عاشقونه
وبلاگ "نوشته‌های سنجاق قفلی" حاوی مطالب ادبي و دل نوشته های نویسنده آن است و نویسنده فعال‌اش وبلاگ خود را چنین معرفی کرده است:
"اینجا مکانیه برای ثبت اون اطلاعاتی که از مغز بيرون مياد. احساساتی که از قلب مياد.داستان هایی که از قوه تخیل مياد و نوشته‌هایی که از کیبورد مياد!تا باشه برای کسانی که با مغز دریافت می‌کنن. با قلب احساس می‌کنن.با قوه تخیل تصور می‌کنن و با مانیتور رایانه می‌بينن!"
علاوه بر نشر محتوای ادبي و مطالب آموزنده کوتاه، ن
نبات خونه مون تمام شده. شیشه های عطرمون دارن به انتها میرسن. غذاهامون دلشون برای عطر و رنگ زرشک و زعفرونتون تنگ شده. 
خودمونم.
خودمونم دلمون.
دلمون.
دلمون.
دلمون براتون تنگ شده.
و امان از دلمون.
بيچاره ایم و تنها چاره ای که برامون باقیمونده شمایین. راهی دیارتون میشیم ، و لو بقدر دو روز و نیم سفر. 

+ چهارشنبه ظهر. انشاالله
+ فردا امتحان دارم. میگن امتحان سختیه. و من اصلا تموم فکر و ذکرم شده زیارت آقامون. حین درس خوندن دلم ناخودآگاه میره باب ا
نگاه مکعبي یا شش جهتی یک اصطلاحه؛ یعنی آدم هر عملی رو میخواد انجام بده، از چند جهت بهش نگاه کنه.
ما آدما معمولا از همون یک جهتی که اول به ذهنمون مياد کاری رو انجام میدیم یا نمیدیم، ولی در نگاه مکعبي سعی میکنیم از چند زاویه ی دیگه هم به قضیه نگاه کنیم.
مثلا دوست دارم فلان چیز رو به دوستم بگم،
نگاه مکعبي میگه:
اثراتش رو هم بررسی کن، اگه بگی، اثراتش و عواقبشش چیه؟ 
شاد میکنه یا ناراحت؟ 
یا مثلا رفتار یکی ناراحتم میکنه‌، تو ذهنم اول میگم: 
قطع راب
نامزد کرد و وقت حلقه دست کردن و این ادا و اصولا من نبودم.کجا بودم؟
رفته بودم دنبال شوهر، ماشین نداشت و آوردمش خونه مامانم
بهتر که نبودم ، بيشتر شبيه مهمون ب نظر میرسیدم اینطوری !!
از همه شون هم خوشم نمياد مخصوصا مامانش و داداشش و آبجیش :)))) سر مهریه بدجور ازشون بدم اومد.
شوهر وقت برگشت به خونه گفت دلم میخواد برا تو و دخترمون طلا بخرم گفتم باز دیدی یکی برا زنش طلا خرید جو گیر شدی؟؟؟؟
آخه کسی ک تا حالا برا زنش یه شاخه گل نخریده طلا مياد بخره؟!!:))))
ول
عصری هوا ابری و گرفته و فوق العاده گرم بود.میم هم نبود.کارامون رو کردیم و دخترها پیراهن صورتی و شلوارک مشکی پوشیدن و تل زدن به موهاشون و ست کردن با هم و رفتیم خونه دایی بچه ها.برگشتنی یه تلفن داشتم از همونا که بعدش دل آدم آشوب میشه.باید به این احساس بد بي توجه باشم تا خودش کم کم رفع بشه.نباید بهش پروبال بدم.
فردا کلاس دارم و طبق معمول کارم مونده واسه امشب.اصن من از اون موقع که یادم مياد همیشه شب امتحانی و دیقه نودی بودم!چه تو دوران مدرسه و چه تو د
صبح دوشنبه مثل همه صبحای دیگه بود. بعد صبحانه داشتیم آماده میشدیم که بریم سر کار تا اینکه گوشیم زنگ خورد. زن بابا بود. گفت داریم باباتو با آمبولانس میبریم بيمارستان و قطع کرد. نفهمیدم چی شد که دلم ریخت و صورتم پر اشک شد. نفهمیدم چی شد که نیمه جون شدم. نفهمیدم مصطفی چطور منو رسوند پیش بابا.
زن بابا بود و بابای بيجونم که مثل یه تیکه گوشت افتاده بود رو تخت و من و دنیایی که رو سرم آوار شد. طول کشید تا یه کم به خودم بيام. تا اشکامو تموم کنم. تا همسرم آر
دایه های مهربون تر از مادری که دارن نابودم میکنم:)حرف زد و حرف زد و حرف زدهر چی که حس میکرد باید بگه رو گفت  ،قشنگ نبود خانواده رو یک نفری جبران کرد ، فقط خانواده شاید یک مقدار رعایتم رو میکردم اما رعایت نکرد، سکوت کردم ،وقتی کسی حرف تو رو نمیفهمه توجیه کردنش چه سودی داره؟؟همچنان سکوت کردم تا زمانی که گفت: تو تو  درس موفق نمیشی، برو دنبال علاقه ات ، یک حرفه ، مثل همه دخترای جوان، سال بعد  برمیگردی دوباره همین جا ، به من خواهی گفت حق با تو بود
می‌خواستم یه چیز دیگه بنویسم. یه فیلم خفن می‌خواستم معرفی کنم بهتون، اما هرچی حس و حال داشتم از تنم رفت. 
یکی از چیزایی که همیشه ازش خوشحال بودم و خدا رو شکر می‌کردم به خاطرش این بود که دندونام چندین ساله که مشکلی نداشتن. شیش هفت سال پیش، همه تابستون رو توی دندون‌پزشکی سر کردم و همه مشکلاتو حل کردیم تموم شد رفت. 
امروز پا شدیم بریم مدرسه ثبت‌نام کنیم و از اون طرف هم رفتیم دندون‌پزشکی. یه دندون اضافی داره در مياد. دندون عقلم نیست، داره بالای
توی فیلم ملک سلیمان نبي یه لحظه ای هست که به پیامبر خبر میدن که تو محل حکومت شون شورش شده. درحالیکه پیامبر و یارانشون در دورترین نقطه هستن. یه کشتی میسازن و باد اون کشتی رو با سرعت به اونجا میرسونه. و درست در حال میرسن اونجا که شورشیا خیلی جلو اومدن و مردم دارن ناامید میشن ولی همچنان دارن مبارزه میکنن. شاید دیگه به مرحله اضطرار رسیدن. تو اون لحظه وقتی کشتی میرسه واکنش مردم خیلی قشنگ بود. لبخند رضایت رو صورتشون نشست و انگار خیالشون به کل راحت شد.
از داستانایی که شخصیت اصلیشون خیلی تخس و تا حد زیادی انزوا طلبه و از اکثر ادما یه ایرادایی میگیره و بدش مياد شدیدا خوشم مياد :)
مردی به نام اوه ، ناطور دشت :)
هردوشون شخصیت اصلیشون دقیقا همینطوریه :))
جذاب جذاب جذاب :)
هرچند به نظرم وجود بعضی فصلاش بيخود بود :| یعنی کش داده بود خیلی الکی :|
بعد یهو رفت یک نیویورک تایمز شد :) نمیدونم :) کتابای جذاب تر از مردی به نام اوه هم خوندم ولی نمیشه بگم بد بود که :)
اوه بامزه بود :) یه پیرمرد تنهای منزوی متنفر و منتق
 همچو مجنون کو سگی را می‌نواختبوسه‌اش می‌داد و پیشش می‌گداختگرد او می‌گشت خاضع در طوافهم جلاب شکرش می‌داد صافبوالفضولی گفت ای مجنون خاماین چه شیدست این که می‌آری مدامپوز سگ دایم پلیدی می‌خورد خود را بلب می‌استردعیبهای سگ بسی او بر شمردعیب‌دان از غیب‌دان بویی نبردگفت مجنون تو همه نقشی و تناندر آ و بنگرش از چشم منکین طلسم بستهٔ مولیست اینپاسبان کوچهٔ لیلیست اینهمنشین بين و دل و جان و شناختکو کجا بگزید و مسکن‌گاه ساختاو سگ فرخ‌
اول کلام واجبه که بگم.
خیلی سرد بود. :| منِ جنوبي جنبه‌ی اون همه سردی تو زل تابستون رو نداشتم. برا همینه که آب‌ریزش بينی و عطسه‌های پی‌درپی چند روزیه بهم دهن‌کجی می‌کنن.
دوم این‌که با توجه به صحبت‌های چارلی توی یکی از پستاش، ترغیب به عکاسی با سبکی شدم که جزوِ یکی از فانتزی‌های دست‌نیافتنیم بود. هرچند که. من از اون دسته‌ از آدمام که عکاسی رو دوست دارم اما تبحر خاصی در موردش ندارم. ولی با کمی لجاجت انجامش دادم.
۱. یک بار تصمیم گرفتم از بين
ینی دلم داره میترکه میخوام فقط زار بزنم -__- لپ تاپم ال سی دیش داغون شده شده مثه تلویزیونای پنجاه سال پیش که وسط یه تیکه سفید میومد :(((پولم خودم ندارم یواشکی بدم درستش کنن قضیه ختم بخیر بشه میترسمم به بابام بگم جنجال شه :((آخه واقعا چقد آدم میتونه بدبخت باشه :((بدم مياد از این زندگی :(
کارگاه تربيت جنسی کودک میریم
یه خانم خیلی مسن هم هست مياد 
حرف می‎زدیم یکی گفت حاج خانوم شما که بچه کوچیک ندارید چرا میاید؟
گفت نوه که دارم! یه روز نوه‎م کنارم بود براش سوال پیش اومد باید بدونم چکار کنم!
.
› یعنی میبينمش انرژی میگیرم :))
واقعا از این همه زندگی کردن خستم. نمیدونم چه مرگمه. یعنی میدونم ولی نمیدونم چرا کوپن صبرم اینقد زود تموم میشه . چرا تو این زندگی نکبتی همه هروز هروز هروز هرساعت مثل سگ و گربه و شغال باید ب جون هم بپرن و باز مثل همیشه ی این روزها آرزوی مرگ آنی کنم.نمیدونم این زندگی چی بود خدا نصیب من کرد. کمتر نت میام. کمتر اینستا میرم. حالم خوب نیست. اصلا. ابدا. به هیچ وجه. امروز تو حموم باز رفتم زیر دوش ولی نشد که باز عقلم مثل اون روز ب فکرای خوبي برسه و نتیجه مع
اومد
الان که دارم مینویسم استخونای صورتم درد میکنه .
خراب بود حتی خیلی خراب تر از چیزیکه فکرشو میکردم
از اون موقه تا الان دارم گریه میکنم . فکر کنم تا یه سال دیگه این وضع ادامه داره
از اون موقه تا الان نخندیدم  و فکر نکنم به هیچ دلیلی تا سال دیگه هم بخندم
(البته اینجوری شبيه کسی میشم که خیلی ازش بدم مياد ولی چیکار کنم ؟  حالم داغونه)
هرجور فکر میکنم  هیچ اتفاق خوشحال کننده ای ممکن نیست بيوفته . اما نا راحتت کنندهه هاهیچ وقت تموم نمیشن
خودمو تو ا
+ با بچه‌ی فضول باید چه کار کرد؟ بچه‌ای که مياد خونه‌تون و در تمام کابينت‌ها رو باز می‌کنه، همه‌ی کشوها رو چک می‌کنه، همه‌ی سوراخ‌سنبه‌ها رو می‌گرده و هرچی دلش بخواد برمی‌داره؟ دقیقا هر دفعه که مياد زیر تمام مبل‌ها رو مخصوصا چک می‌کنه! حتی مورد بوده از زیر مبل، یه بسته چی‌پفی که خودمون خبر نداشتیم اونجاست پیدا کرده :| خوراکی باشه می‌خوره، سرگرمی باشه برمی‌داره بازی می‌کنه (مثلا توپ یا دفتر قلم و ماژیک و اینا) و یا چیزی مثل بادکنک ر
_ گاهی انقدر دلت گرفته که دوست داری یه مشت سنگ برداری و بزنی شیشه احساست را بشکني.اصلا دنبال چی میگردی تو این قاب خالی، خب سنگ را بردار بزن خودتو خورد کن، تو که همش دنبال خودت اینجا می گردی؟
میدونی اگر آدمش بودی الان باید کجا بودی و حالا اینجایی؟؟؟
_ که چی؟ خسته ام چیه باز دارم راه را اشتباه میرم؟ با خودم بودم، بازم تو اومدی؟
چی که چی؟ من نرفته بودم که بيام، این تویی که یادت میره منو ببينی!
راستش را بخوایی دارم یقین پیدا می کنم  که نمیدونی، خ
بعد ازظهر بود، علی یهو قاطی کرد، قاطی کردنش نشونه ی اینه که یا گشنشه، یا خوابش مياد، یا هردو (یعنی خوابش مياد ولی از گشنگی خوابش نمیبره، که دراینصورت دیگه هفت تیر کش میشه!)
رفتم کنار اجاق گاز که براش غذا بکشم، یهو حس کردم یه سوزن رفت تو انگشت بغلی شست پام.
ولی دیدم انگار سوزشش بيش از یه سوزن معمولیه، زیر پامو نگاه کردم دیدم یه زنبور انگار زیر چرخ کامیون هیجده چرخ له شده و داره دست و پا میزنه و أشهدشو میخونه!
زنبوره رو کشتم و انگشت پامو تو دست گر
دعا کنید برام ! 
یکی نیست بگه نونت نبود ، آبت نبود ، فشرده کردن برنامه هات چی بود :))) 
شنبه امتحان نسخه نویسی دارم ، حالا این وسط روتین های اینترنی ک شامل و راند و کشیک میشه هم هست .
۲۴ ام امتحان صلاحیت بالینی دارم ! باز این وسط هاش کشیک ها و راندها ! بعد تنها هم هستم ! همه ی دوستهام از شرکت تو امتحان دارن انصراف میدن و من همچنان پررو پررو میخوام امتحان بدم :)) 
باز عین آهو رفتم از استاد راهنمام وقت گرفتم ک نمونه هامم جمع کنم تو این مدت:))) 
فردا دوستم
همیشه تا یادم مياد اتفاقات مهم زندگیم با مهمونی همراهه.نه اینکه بخاطر من برگزار بشه،یهویی اون روزا دل فامیلمون واسه هم تنگ میشهتو مهمونی یا حالم تخمیه یا تخمام داره میلرزه باید جوری هم وانمود کنم که بعدن خواستم دروغ بگم دست و بالم باز باشه 
یکی از قشنگ‌ترین قسمت‌های تکنولوژی اینجاست که شما صبح ایمیل‌تون رو باز می‌کنید و از اون سر دنیا مورد خطاب اساتیدی قرار می‌گیرین که به پروژتون کمک می‌کنن، در حالیکه خودتون تو آشپزخونه ایستادید که شیر رو اجاق سر نره و خواهرزاده‌ی دو و نیم ساله‌تون با مگس‌کش شما رو نزنه.
انقدر حرف مياد تو سرم که بنویسم ولی یادم میره و حال ندارم .اصن حوصله ندارم حال ندارم به این نتیجه رسیدم از هیچی لذت نمیبرم و هیچی خوشحالم نمیکنه به یه پوچی رسیدم :/ حتی وقتی با ع هم باز حرف میزنم سبک نمیشمچه مرگم شده نمیدونم :/ 
یه توصیه هم بکنم به جوونایی که تازه وارد رابطه شدن. اونم اینه که هنر گوش دادن رو یاد بگیرین. از حرف زدن خیلی مهم‌تره و البته یادگرفتنش هم سخت‌تر. خیلی وقتا طرف مقابل مياد حرف بزنه که خالی بشه نه حرف بزنه که بعدش موعظه بشنوه :)) دکتر عمو سولا واقعی مهمه ها
دلتنگی بدترین دردیه که وقتی به جون آدم میوفته هیچ درمونی نداره لعنتی مث خوره از سر انگشتات و هوس تایپ کردن براش شروع میشه مياد جلو مياد تو دستات و هی هجوم میاره سمت شمارش که دقیقه نود عقلت یقش و میگیره می ره تو پاهات و ذوق میشه برا رفتن پیشش که ارادت دستور ایست میده دلتنگی وول میخوره تو صدات و میشه هزارتا حرفی که زده میشه و مهم نیس که حضور فیزیکی داره و میشنوه الان یا نه فقط مهمه که اون تو قلب تو همیشه حاضر حاضر حاضرهتا اینجا همه چی خوبه میخو
امشب و در همین لحظه عمیقا دلم میخواد دوستی رو داشتم که راحت و بدون فکر میرفتم تو صفحه چتش و مینوشتم.از هرچی که تو ذهنم مياد.متن آهنگایی که گوش میدم رو تیکه تیکه بنویسم براش و خیالم راحت باشه صبح که میبينه لبخند میزنه با دیدن اون همه پیام.
یه وقتایی سرتو گرم یه کار می کنی و هر چقدر که می تونی درگیر اون کار میشی تا از شر فکرهای بي خودی که تو سرت مياد خلاص شی
بعد از اون لحظات شاد و لذت بخش، انقدر خسته و کوفته میشی که بجز فکر کردن عملاً نمی تونی کار دیگه ای انجام بدی.شکنجه بدتر از این؟!
+اثرات جانبي کمک در اثاث کشی  
پسرا  ایرانی همه
دنبال دختر سفید و تپل و در صورت امکان قدبلند هستن.
از دخترای مظلوم خوششون نمياد
اگر بهشون نزدیک بشید مخصوصا اگر متاهل باشن فقط به کردنتون فکر میکنن.
ببين ینی یه جوری که خودت هم دهنت باز میمونه. اینقد توله سگ و گرگ هستن.
پ ن: بوی بستنی پاک مياد
هییی
قرار نیست وقتی طرف مقابلتون یه چیزی میگه که باب میلتون نیست هر چی از دهنتون در مياد بگید!!!
من دختر کم ظرفیتیم به خاطر همین وارد رابطه نمیشم و تعداد دوستام سالهاست تغییر نکرده !!
وپایه بيرون رفتنم یه نفره!!
متنفرم از ادمایی که قضاوت میکنن 
الان عصبانیم چون .
از همه چیت میزنی، از همه اصولت میگذری خودتو تا حد اون میاری پایین بعد بهت میگه من درحد تو نیستم بودن با تو اعتماد به نفسمو کم میکنه و بهت نمیرسم پس میرم چون اگه باشم حالم بده! قشنگه نه؟همه دلخوشیت بين حال بدش اینه که براش با همه فرق داری بعد مياد مستقیم بهت میگه بعد از اینهمه سال شدی یکی مثل بقیه! همه دلخوشیتو میگیره اون کور سوی امیدتو نابود میکنه و همه چی اوار میشه رو سرت.میره تنهات میذاره و هروقت دلش تنگ میشه مياد پیام میده صدات میکنه و ناله
سلام.امشب اومدیم خونه دادا.اینجا می خوابيم که مواظب خونه و بزها باشیم.این خونه با آدم حرف میزنه.خاطره میگه از آدما.گاهی تولد و شادی به رخ میکشه و گاهی نبودن ‌ها رو به رخم میکشه.خاطرات ۲۱شهریور سال نود.خیلی روشن و واضح تو ذهنم میان.ترسناکه اینجا راستش همیشه ترسناک بود حیاط خیلی بزرگش و الان با حرفایی که زندایی گفته درمورد جن و اینا برا هممون ترسناک تر شده.پنجشنبه تولدم بود.۲۳ ساله شدم.الان ۲۳ سال و سه روزمه حدودا.خواهرم به خالم گفته بود ک
بزار رو راست باشم، من به شکل عجیبي میدونستم! حس میکردم ! بهتر بگم مطمئن بودم که برای من خیلی راحت بدست مياد و جور میشه و من میتونم!و الان، دارم میبينم! دقیقا همون چیزی که فکرشو میکردم!میدونی؟ شاید بخاطر همینه که من خیلی ریلکسم از این بابت و هیچ نگرانی ندارماوپس! :)
اعصابم خورده هرچی کار انجام میدم خوب در نمياد و تموم نمیشه داره اون روی من بالا مياد .
هی منتظرم یه پیامی بده که دلم گرم بشه به یادش روزی صد بار پیاماشو چک میکنم البته نه وسط درسام ، 
اخه  خودش گفته بود که بهم پیام میده منم چشم به راه این روزنه کوچیک نشستم که یه پیام بياد و تو دلم پروانه ها پر پر بزنن ولی .
بسم الله الرحمن الرحیم 
کوزه ای که نباید بشکند.
با گام هایی آرام، وارد دکان کوزه گری شد. سرش را بلند و کرد و گفت یک کوزه می خواهم.
نوح کوزه ای به او فروخت.
مشتری غریبه هنوز از دکان خارج نشده بود که ترق.! صدای شکستن کوزه آمد.
مشتری عجیب و غریب نوح بازگشت و گفت: یک کوزه دیگر بده!
نوح کوزه ای دیگر به او داد و باز صدای خرد شدن سفال و شگفتی بيش تر نوح! با خود گفت یک بار حواسش نبود اما این بار چه؟
باز هم مرد غریبه کوزه ای دیگر گرفت و این بار جلوی خود نوح زد
بنویسید و کاغذهارو پاره کنید بریزید دور ولی کسیو پر نکنید 
بعد ازین برگه های اگهی ک تو خونه تون میندارن و جمع کنین به کارتون مياد
نشستم درس بخونم یعنی تست بزنم واقعیتش اینه که تنها کاری ک نمیکنم همینه
مینویسم و مینویسم و مینویسم.
فکر میکنم و خاطرات گذشته مياد جلو چشمام و با اتفاقات اخیر جمع میشه سوالای تکراری یه دوستی گفته بود تو حرفای محمد افلاکی خیلی غرق نشو! باید بگم اگر تاثیر حرفاش تو این یکسال نبود و اگر اون پست خاصش نبود یا دق می
سلام دوست دارم بنویسم
از حال و روزم بگم
ولی وقتی می بينم هیچ تغییری نکردم
وقتی می بينم هر روز یه مدلم و حالم دگرگونه
از خودم بدم مياد
دوست ندارم بنویسم و یه عده رو ناراحت کنم
یه عده رو به این فکر بندازم که با خودشون بگن این عفت اصن معلوم نیس باخودش چند چنده
برام دعا کنید حا دلم خوب بشه
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب