نتایج پست ها برای عبارت :

کد پیشواز شب گذشتو تب گذشتو عمر رفته بر نگشت معین

شعر پيشواز محرم  تسلیت  پيشواز محرم مداحی ماه محرم , اس ام اس تسلیت محرم , شعر محرم , اشعار پيشواز ماه محرم , شعر و ترانه , اشعار محرم , نوحه پيشواز ماه محرم
نوحه پيشواز محرم
مـردم بسـاط گـریـه و مـاتـم بیـاوریـدوقتش شده که بیرق و پرچم بیاوریدمــردم کتـیبه هـای حـسـینیـّه نـزد کیـسـت؟باز این چه شورش است که.عالم» بیاوریدخواهید از خدا که در این شصت روز عمردر بـیـن روضــه هــا نـکـنــد کـم بـیـاوریـد
ادامه مطلب
کد اهنگ پيشواز محمد نجم تو دنیامی
کد آهنگ پيشواز محمد نجم هیشکی نمیدونه
کد اهنگ پيشواز همراه اول محمد نجم تو دنیامی
کد اهنگ.پيشواز همراه اول محمد نجم خواب محال

کد پيشواز محمد نجم تو دنیامی
کد پيشواز همراه اول تو دنیامی از محمد نجم
کد پيشواز همراه اول محمد نجم تو تو دنیامی
کد پيشواز همراه اول محمد نجم تنهام گذاشتی
بعد از یه مدتی دیدم تو مدرسه نماز جماعت برگزار میشه منم گفتم بزار شرکت کنم که برم خونه انقد میلمبونم که در حال م .باز زورم میاد بخونم!.آینده نگری به این میگن!
مشاور دینی مدرسه هم معمولن پیش نماز بود.در نتیجه ارادت خاصی پس از مشاهده من بهم پیدا کرد!.ولی نیتمو نمی دونست که همون ناهار خوردن بی دغدغه بود!
یه مدتی گذشتو منم هی میرفتم که دیدم یه برگه چسبوندن به دیوار که ینی اسمتونو بنویسین!
روشم یه همچین چیزی نوشته بود "میدونم نمی خوای ریا ک
کد اهنگ پيشواز مهراب همراه اول بانو

کد آهنگ پيشواز همراه اول مهراب خسته صدا

کد آهنگ پيشواز مهراب همراه اول

کد پيشواز همراه اول مهراب بانو


کد پيشواز همراه اول مهراب خسته صدا

کد آهنگ پيشواز همراه اول مهراب کاسه خون

کد پيشواز همراه اول مهراب سرباز

کد پيشواز همراه اول مهراب زیر تیغ
کسی جز من نمی داند قرارِ رفته یعنی چهز بغض آسمان جویید که  سارِ رفته یعنیچهزمین تشنه به خون من، کجا می دانداین کرکسبرای عزت شیران شکار رفته یعنیچهشبیه صاحب مصرم که چوپانی مرا پسزدزلیخا خوب می داند وقارِ رفته یعنیچهمن از جنس طلا بودم ولی در بازی قسمتتمام  زرگران دیدند عیارِ  رفته یعنیچهقطار عاشقی می رفت به شهری آنوردریافقط جا مانده می داند قطارِ رفته یعنیچهبدان آزادی خفاش به از بند و قفس در باغکجا یک سِهره می داند بهارِ رفته یعنیچهچنان
ده روز بعد از اولین روز تابستان
دختر تیر ماه دل سنگی شد
کار دله شکستن قلبم کار دلم یه عمر دلتنگی شد
عقرب چشمهاتو میدیدم اغلب زخمهامو میبینی
عاشقت بودمو بهت ساده گفتم اما چرا نفهمیدی
هر نگاش پر از یه رنگی بود روزهای اولی که دوستم داشت
رنگ آبی به آسمونم داد ستاره تو دله شبم میکاشت
که طعم لباش طعم رویا بود
بوسه هاش قلبمو ت میداد
مرده بودم نگاه پر مهرش زندگی رو بهم نشون میداد
امپراتور دلبری بودو من یه سرباز رونده از دربار
گفتم عاشق شدم بهم خند
---------------------------------------------------------------------------------------- دانلود آهنگ جدید معين کنار تو 1. تک ترانه - دانلود آهنگ جدیدNotification دانلود آهنگ جدید اس پی لش به نام خودم خواستم دانلود آهنگ جدید احسان تهرانچی به نام .دانلود آهنگ جدید | دانلود موزیک ویدیو دانلود آهنگ جدید معين بنام تو که تمام دنیامی دانلود آهنگ جدید معين بنام تو که تمام دنیامی دانلود آهنگ جدید و شنیدنی از معين بنام تو که . 2. برترینها021 برترین سایت تفریحی , سرگرمی و عکسبرچسب ها. برتر
دانلود همه آهنگ های سریال از یادها رفته به صورت یکجا
دانلود تمام تیتراژهای سریال از یادها رفته شامل: آهنگ ابتدایی بی کلام ، آهنگ پایانی و میانی با صدای حجت اشرف زاده و موزیک های میانی این سریال با صدای رضا یزدانی به صورت یکجا و در همین پست به همراه متن شعر آهنگ ها
دانلود آهنگ | متن آهنگ | موزیک باران
+ چرا می‌خواهید با فیلم‌هایتان مردم را آزار دهید؟
- برونو دومون: چون مردم در راه و روش‌های خود خیلی معين شده‌اند و به خواب رفته‌اند. آن‌ها باید بیدار شوند. آن‌چه من انتظار دارم، انتظارِم از یک فیلم، یک کتاب، یک نقاشی یا هر اثر هنری دیگر این است که بیدارکننده باشد. شما نمی‌توانید بگویید انسان هستید مگر این که مدام به خود یادآوری کنید که کارهای زیادی هست که باید به عنوانِ یک انسان انجام دهید. شما باید‌ بیدار باشید.
۱سرچشمه بی نهایت عشق ، توییآغاز صفا، بدایت عشق ، توییجبریل به پابوس تو آمد ، زهرا !ای سوره کوثر ! آیت عشق ، تویی۲ معبود به صد کرشمه پرداخت تو رابا آب و گل بهشتی ات ساخت تو راای درد و دریغ هیچکس جز حیدرچون "  سوره قدر"، قدر نشناخت تو را۳ تا ام ابیهای پیمبر رفتهاز مصحف عشق ، نور کوثر رفتهتلخی غمش آمده امشب ، دیگرشیرینی زندگی حیدر ، رفته
https://www.instagram.com/p/BfMc23zBtCY/?taken-by=s.hhabibpour
 
به جهنم که نیستی! مگر مغول ها یک قرن ِ تمام حمله نکردند؟ مگر نگذشت!؟ نبودن ِ تو هم می گذرد! به هیچ کجای جهان هم بر نمی خورد؛ فقط یک تکه از دل ِ من کنده می شود و از دست می رود! فدای سرت، مگر نه!؟ به جهنم که نیستی، کافه گودو هست، فرانسه با شیر، تابلوهای ساموئل بکت، ماشین تحریر شکسته و خرابِ آن گوشه هستند؛ می شود بنشینم پشت یکی از میزها و شعری خط خطی کنم بر کاغذی! به جهنم که هرگز این نوشته را نمی خوانی! ژوزف تورناتوره و جیم جارموش اصلا همه ی فیلم هایشان
آهنگ میدونی قلبم اروم نداره از هایده و معين
دانلودآهنگ مهتاب با صدای معين
دانلود آهنگ مهتاب از معين با کیفیت 320
دانلود آهنگ جدید میدونی قلبم آروم نداره

مهتاب معين 320
ریمیکس به دیدن من بیا
به دیدن من بیا مهتاب در اومد هایده ویکی صدا
اهنگ میدونی قلبم اروم نداره ریمیکس
شبیه کشتی در گل نشسته آرامم به دست موج بلایت به میل خود رامم من آن کسم که خودم را نمی شناسم هم و بی تو پاک شد از ذهن عالمی نامم برایم ارزشی افزون تر از خودم داری به جان خریدمت ای تلخی سرانجامم اگر که رفته ای از یاد دوست یعنی مرگ به خاک سرد غریبی فرو شد اندامم ز رنگ موی سیاه تو شب پدید آمد که مثل هم شده اوقات صبح و هر شامم دریغ هر چه سرم رفته از دل خود رفت زمانه خون دل تنگ ریخت در جامم تنم سلامت و روحم هزار تکه شده ز , زهر تلخ است
سلام خدمت دوستان گل
من ۲۱ سالمه، امسال سال آخر پرستاری ام، تقریبا یک سال پیش یکی از همکلاسی هام که ازم یک سال بزرگتره و موقعیت خوبی داره، بهم ابراز علاقه کرد و رسما خواست که به خواستگاری بیان. منم چون پارسال کمی دو دل بودم جواب منفی بهشون ندادم و جواب مثبت هم ندادم گفتم فعلا نمیتونم چیزی بگم . 
رفته رفته بهشون علاقه مند شدم، پسر به روز و باکلاسیه، خیلی هم متین و آقاست و تو این یک سال که شماره منو داره حتی یک بار هم نشده مزاحمت ایجاد کنه یا پیامی
مریم دختری بود که هیچ موقع به عشق فکر نمیکرد زیرا عشق راچیزی بیهوده می دانست. ولی به گل رز خیلی علاقه داشت و میدانست کههرتعداد شاخه گل رز به چه معنی است.اما هیچ وقت فکر نمیکرد که با همین گل های رز روزی عاشق کسی بشه.تا این که روزی پسری به اسم آرش که مریم را عاشقانه دوست  داشتو  از علاقه مریم به گل رز با خبر بود.عشق خود را به او با تعداد گل هایی که به مریم میداد ابراز میکرد.ماه اول به او روزی تنها یک شاخه رز(به معنی یک احساس عاشقانه برای تو)داد.م
روغن ار کارتل توسط پمپ روغن (اویل پمپ)کشیده شده وبه کانال های ثابت میل لنگ(یاتاقان های ثابت)منتقل میگرددوبه سر تاسر یاتاقان ها انتقال پیدا کرده وسپس به فیلتر روغن رفته و تصفیه میشود.سپس از طریق کانال متحرک و کانال اصلی به سمت میل سوپاپ رفته و پس از چرب کاری میل سوپاپ به روی سر سیلندر میرود و باعث چرب و روان کاری اسبک های سوپاپ می گردد و سپس از طریق مجراهای بازگشت سرسیلندر به درون کارتل بر میگردد.
خواهرم میگه امروز خواب بودم، بیدار که شدم دیدم بره‌ی ناقلا هم کنارم خوابه. رفتم تو آشپزخونه دیدم ظرفا رو شسته، سه تا تخم‌مرغ بدون روغن! واسه خودش پخته، دو تاشو خورده و یه دونه‌ی باقی‌مونده رو گذاشته تو یخچال، بعد هم اومده کنار من خوابیده!
کلا همیشه بچه‌ی عجیبی هست، حالا امروز عجیب‌تر هم بوده :) یک مورد هم قبلا از این کارا کرده. نصف شب بی‌خواب شده، بلند شده رفته تو آشپزخونه واسه خودش لوبیا گرم کرده، سفره پهن کرده، بعد به دلیل نبودن نون، لوب
خیلی ها هستند، توی زندگی آدم ها می آیند و می روند. ذوب میشوند و حل، و دریغ از ذره ای که دیده شوند. تمام بودن و عظمت و بزرگی آنها، خلاصه می شود در پشتِ خاطراتی که بعدها هر بغض کال را به اشک می رساند و عطر خیس گونه های تبدار را، در خلوتِ شبانه های تار، به التماسِ بارانی آسمان آشنا می کند. و در میان این همه رفته هایی که رفته اند، هنوز مانده عطر تو ، توی خانه، توی کوچه، توی تمام روزگارِ من.گاهی می اندیشم، گرچه رفته ای اما هنوز که هنوز است، هست تر ا
-رفته بودیم تبریز این چند روز تعطیلی رو 
میخواستم بنویسم، زیاد ، ولی مگه همین سه تا کلمه بس نیست؟ "رفته بودم تبریز" . 
- شاید اگه مردم کلیبر برن دیگه حوصله شمال رو نداشته باشن. بهشته . بهشت واقعی. 
- تبریز قشنگ تر از تصورم بود . مگه میشه قشنگ نباشه؟ 
- تهران و تلخکامی من مانده است کاش، تبریز دیگری و شکر ریز دیگری
و امروز قرمز و زرد و آبی و سفید و سیاه رو با هم قاطی کردم :) 
و روی بوم ۷۰×۵۰ شروع کردم :) 
سه تار عزیزم کمی دیگه صبر کن این دختر زیادی خسته است و گرمشه و.
حال ندارم
بوی تینر هم دماغمو پر کرده چون دقیقا حوله ی آغشته به تینر جلومه! 
خسسسسسسسسسته ام 
شوهر خواهرهای محترم یه تعارف نزدن که بالاسر برادر بمونن! بعد زنگ میزنم به مامان فاطمه می بینم مامان علی و شوهرش بعد بیمارستان رفتن خونه ی اونا! 
بابا که از ظهر بالاسرش بوده تا ۶ بعد نماز یعنی نزدیک نه دو
ساختمون دوتا کوچه اون‌طرف‌تر خیلی سریع بالا رفته و نمای سنگ‌شده‌اش از توی بالکن مشخصه؛ مثل هر برنامۀ دیگه‌ای بخش‌بخش پیش رفته و به نتیجه رسیده. نمی‌دونم شاید سازندگان این ساختمون هم دارن کم‌کم فراموش می‌کنن که چه ذوقی برای اجرایی شدن این برنامه داشتن؛ مثل من که تو روزمرگی فراموش می‌کنم دارم بخش‌بخش برنامه‌هام رو جلو می‌برم و نمی‌تونم از بیرون ماجرا بهش نگاه کنم و مثل قدیم ذوق کنم. گاهی دعاهام رو فراموش می‌کنم و حواسم نیست که هر بو
هو الرحمن الرحیم"بگذارید بعد از مرگم بدانند کههمانطور که اساتید بزرگمان می گفتند نوکر محال است صاحبش را نبیندمن نیز صاحبم را ، محبوبم را دیدار کردم اما افسوس که تا این لحظه که این وصیت را می نویسم دیدار مجدد او نصیبم نگشتبدانید که امام زمانمان حی و حاضر است و او پشتیبان همه شیعیان می باشداز یاد او غافل نگردیددیگر در این مورد گریه مجالم نمی دهد بیشتر بنویسمو تا این زمان دیدار او را برای هیچکس نگفتم مبادا که ریا شود و فقط که دیگر می گویم که از
کتابی که دارم می‌خونم مثل خودمه. داستان یه خطی داره: مرده به نامزدش که دوسش داشته نامه مینویسه اما رفته رفته به خاطر محیطی که درش هست و فاصله احساسش عوض میشه و دردی که به جونش نشسته باعث میشه علاقه ای وجود نداشته باشه و نامه هاش از عاشقانه بودن در میاد و به یه متن سنگین و فلسفی در باب معنای زندگی تبدیل میشه. ولی یه جوری شاخ و برگش داده که نمیفهمم. یه داستان دیگه ی کتاب یه جوری شخضیت ها رو میپیچونه به هم که من نمیفهمم این آدمه یا اون حیوونه‌س که
دانلود آهنگ معين (  با من بمون که شادی بباره توی خونه )
♫♫ Download Ahang  ♫♫
دانلود آهنگ با من بمون با صدای معين از سایت
♫♫ مای تهران موزیک ♫♫

آهنگ معين با من بمون که میتوانید با دوستان خود به اشتراک بزارید؛ ممنون
همچنین میتوانید برای درج نظرات خود مربوط به با من بمون در پایین صفحه نظر خود را ارسال فرمایید.
آهنگ با من بمون رو میتونید از سایت مای تهران موزیک با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ بصورت رایگان دانلود کنید

ادامه مطلب
امروز به دعوت بابا اهالی خانواده یعنی زن و بچه و دامادین رو دعوت کردن ارم شیشلیک خورون
اینقدر خوردم که جا نداشتم داشتم میمردم 
بعد از ناهار هم رفتیم با حمید آبمیوه خوردیم!
شب هم با مامان  فالل و حمید رفتم پاژ چندتا چیز میزی خریدیم شام خوردیم برگشتیم. بابا رفته بودن خونه عمه جون امیررضا و فاطمه و سینا هم رفته بودن باغ یکی از فامیلای سینا
پ.ن: من هیچ انگیزه و آرزویی ندارم برای ادامه زندگی به جز خانواده م.
هرچه قدر انگیزه کمتری پیدا میکنم وابستگی
بیرون خوابیدیم تو حیاط چهارتایی.اون سه تا خواب رفتن و من از شدت نور زیاد ماه که امشب همه جا رو روشن کرده نتونستم بخوابم.اومدم داخل و الان یه باد خنکی میاد و دارم تو تاریکی عزیزِ جانِ فریدون رو گوش میکنم؛ دیده بر رهت دارم، در دل شب تارم، در غم تو بیمارم، تا دوباره برگردی، بر هر کرانه رفته ای، به یک بهانه رفته ای، دلم نشانه رفته ای، بجویمت ز بی نشان ها، دوباره پیش من بیا، ببین که میشود به پا، نوای شور و نغمه ها، ز کوه و دشت و آسمان ها.
شبها چه قدر ه
اگر میدانستی برای این قالی رنگ رنگ چه گلهای زیبایی بر سر دار رفتند تا خانه ات زیباتر شود خلع نعلیک میکردی و هر قدمت را ورود به جنت میپنداشتی؛ به سلام آمنین چه نیمه شبها که در سکوت جبهه هایش نقش "محرابی" میزدند و اللهم ارزقنا شهادت میخواندند برای زیباتر شدن "گلفرنگ" سرخ فردای عملیات چه "افشان" ها بافتند با شاخه هایشان شمشادها؛ وقتی زنجیر هیئتی حسین (ع) شدند در شور آخر شب ارونداین نقش "تلفیقی" زیبا که میبینی اثر هنر دست و دل سرو قامتانی ست که ه
به نام خدای جهان مبین                                                                          خداوند خورشید و ماه نگین 
خدای غنی و خدای علیم 
                          خدای کریم و شفیع  مبین 
به نام خدای خزان و زمین 
                          که دارنده مور جان  قرین 
خدای حمید و خدای مجید 
                           که ملک  زمین سما و امین 
خداوند احسان و فرزانگی 
                           ز جود کرم فخر مجد برین 
خدای رحیم و خدای عظیم 
                           خدای متین و
من او سی دی یا همچین چیزی دارم. مثلا وسواس دارم که کنش های اجتماعی ام _ اوه شت_ خوب از آب درنیایند. منظورم این است که من درد مقبولیت دارم. دلم میخواست میتوانستم همه چیز را به یکی از اندام هایم دایورت کنم اما نمیتوانم. نمیتوانم چون نمیشود. چون حرف مردم برایم مهم است. چون نمیتواند نباشد. این حرف ها که هی به این و آن میگویم خودت باش و به حرف مردم اهمیت نده ، شعارند. خودم مثل سگ تویشان مانده ام. خودم مثل سگ به حرف دیگران اهمیت میدهم. خودم، خودم نیستم. و
درد از بندِ انگشتانم شروع و به کمر منتهی میشود.
بعد از ظهر کمی زیاده روی کردم شاید اما ارزشش را داشت.
چیزی شبیه به پتک را برداشتم و افتادم به جانِ دیواری که قرار بود تخریب شود،کاری سنگین و زمخت که زیادی برای من و دخترانه هایم سخت بود،اما راهی برای تخلیه ی خشمم سراغ نداشتم،با اصرار پتک را گرفتم و مشغول شدم،رفته رفته سختی جای خود را ب لذتی وصف نشدنی داد.
در حین کار کردن صدای مشاجرشان به گوش میرسید_البته شاید بهتر است بگویم سخنرانی غرایی به راه ا
این روزا خیلی آشفته م آشفته و پریشون،از چهرم میباره غم رخنه کرده تو سلول سلولم تو وجودم تصور کنین کلی از وقتی که زیر چشمام چاله ایجاد شده بود میگذره و خوب شده بودم بازم برگشت. من دوسِت دارم درسته که این مِهر به این سادگیا ولم نمیکنه و بیشتر از این حرفا دمار از روزگارم در میاره اما مطمئنم این غما اگر نکُشَتَم آدمم میکنه ارزش آدما اندازه تایمیه که بهشون فکر میکنی خیلی با ارزشی‌،با ارزش بودن جذابه نه؟تو چی میفهمی از اینا =)چند بار بهتون گفتم به
+ حس میکنم دیوار زندگیم کج رفته بالا.حس میکنم هرکاری کنم دیوار زندگیم همچنان کج میره بالاحس بدیه- چرا فکر میکنی دیوار زندگیت کج رفته بالا و نمیشه درستش کرد؟شاید تو داری کج میبینیش؟شاید اونقدرها هم کج نیستشاید اصلا کج نیست+نمیدونممثل یه مهندس شکست خورده شدم که حس میکنه ساختمانی که ساخته کجه مهندسی که به بن بست خورده.- ولی یه مهندس خوب با احساساتش خونه نمیسازه و تصمیم نمیگیره . میشینه حساب کتاب میکنه ببینه کجا رو اشتباه کرده و تلاش
هوالرئوف الرحیم.
28م میشد 100 روزگی فسقلک. یادم رفت تا 31 م. 
صبح پاشدم کیک پختم. بعد خاله تولدیا اومدن و تولد بازی و کیک و پیتزا خوری. تمام شد رفتن.
بعد که رضا اومد جشن گرفتیم.
صبح زنگ زده بودم به رضا گفته بودم که یادمون رفته و اون گفته بود عیب نداره امروز میگیریم.
بعد کیک و چای آوردم و عکس گرفتیم و یهو رضا کادو بهش یه دستبند مدل مال یاس هدیه داد.
انقدر به چشمم قشنگ اومد کارش که نگو. چون بدون هماهنگی و از ذوق خودش رفته بود این کارو انجام داده بود.

صبح ع
اگر دندان های جلوی فک شما از بین رفته
باشد. احتمالاً تا حد زیادی بر اعتماد به نفس شما تأثیر می گذارد، شما را از لبخند
زدن، صحبت کردن یا خندیدن متوقف می کند. در سطح شخصی و حرفه ای محدودیت هایی ایجاد
می کند. دیگر از جای خالی دندان از دست رفته خجالت نکشید. امروز با ما تماس
بگیرید تا در مورد کاشت دندان، روشی بسیار هیجان انگیز و واقعاً مدرن برای جایگزینی
دندان از دست رفته انتخاب کنید.

ادامه مطلب
مملکت چشه مگه؟؟؟؟
زن ها که رفتن ورزشگاه
کنسرت هم که برگزار میشه
تو پیاده روها هم که دیوار نکشیدن 
مگه همینا رو نمیخواستید؟؟؟
نکنه از دولت کدخداپرست و مجلس لیست امیدی که خودتون تکرار کردین انتظار کاروکرامت و ارزونی هم دارین؟؟؟؟
چه زود یادتون رفت اون بزن و برقص های انتخاباتی رو 
شما ها بزن و برقص و ولنگاری خواستین نه حل مشکلات اقتصادی رو
یادتون رفته برای و لیست امید و برجام یقه پاره می کردین؟؟ 
یادتون رفته می گفتین با تا 1400
حال
درک معنای کلی همه عناصر مورد نیاز برای بخش‌بندی HTML با تفصیل بیشتر حائز اهمیت است. این مسئله‌ای است که وقتی تجربه بیشتری در توسعه وب یافتید، رفتهرفته با آن بیشتر آشنا می‌شوید. در ادامه تعاریف اصلی عناصر مورد استفاده برای بخش‌بندی HTML را که باید درک کنید ارائه کرده‌ایم:.کمیته علمی کامپیوتر و فناوری اطلاعات آموزشکده فنی ابن حسام
بسم‌الله.
سلام!
+
حدود یک ماهِ پیش ایمیلی از طرف بنیاد آمد.
ثبت‌نام کردم.
و واقعاً توقعی نداشتم از شرکت در برنامه‌.
یک‌شنبه ساعت ۱۰ صبح پیامک بنیاد آمد که تشریف بیاور و کارت‌ت را تحویل بگیر!
(این بار، از آن دفعاتی بود که لذت یک چیز این قدر می‌چسبید به جان‌م. کارت را با هیچ توصیه‌ و واسطه‌ای نگرفته بودم.)
+
چهارشنبه، ۱ خرداد رفتم حسینیه‌ی امام خمینی(ره).
زود رفته بودم و برای نشستن حق انتخاب نسبتاً گسترده‌ای داشتم؛ روی صندلی، کنار ستون و.
نش
میخنده میگه عاشقم نشدن،نشدن وقتی هم شدن گند زدم!
میگفت توی گپ دانشگاه داشتم صحبتهای بچه هارو میخوندم دیدم همون موقع یه pm دریافت کردم از طرف یکی از اقایون هم کلاسیم
سین کردم نوشته بود سلام شب تون بخیر میخواستم یه مطلبی فردا عرض کنم خدمتتون میتونید بیشتر دانشگاه بمونید؟
گفته بود باشه
رفته بود و پسره بهش ابراز علاقه کرده بود ک من از فیس تون خوشم میاد و تمام این مدت روتون قفل کرده بودم شرایط پیش نمیومد
نوبت اون شده که حرف بزنه و بدون مقدمه و هیچ
یکی از عامل هایی که باعث پیشرفت مشهد به عنوان
دومین کلان شهر ایران شده است، هتل های مشهد هستند. این هتل ها همواره در تلاشند
تا علاوه بر بالا بردن رضایت میهمانان خود، شهر را نیز به تعالی سوق دهند. در پی
رضایت حاصل شده از رزرو این هتل ها، حجم سفرها بالا می رود و در نتیجه قسمت های
مختلف شهر به تکاپو می افتند تا بتوانند نیاز مسافران را تامین سازند، پس شهر رفته
رفته برای حفظ بقا و کیفیت گردشگری به پیشرفت خود توامان در همه ی زمینه ها ادامه
می دهد.
تا یه ذره سر کلاس وقت پیدا میکنم برای استراحت ذهنم پرواز میکنه میره اون دور دورا نمیفهمم چی میشه که یهو میفهمم تایم استراحت تموم شده!در این حد حواس پرت =)
یه صداهای عجیب غریبی منو بیخیال همه چی کردن،وقتی دراز میکشم اینگار از کف پاهام کم کم بی حس میشه و رفته رفته خوابم میبره متوجه نمیشم تا کجای بدنم این کرخی پیش میره اما واقعا معرکه س!شاید به خاطر ایمی پرامین باشه نمیدونم.
خیلی کار دارما خیلی ولی هیچکار نمیکنم!!!قبلا اگر 50 درصد کارارو انجام میدا
16 سال بود که میشناختمش.
چندین سال با هم پشت یک میز و نیمکت می نشستیم. یار دبستانی ام بود.
همدیگر را یک مدت طولانی گم کردیم و وقتی دوباره دست هم را گرفتیم، سعی کردیم به هم کمک کنیم.
من یه کار برایش در شرکت خودمان پیدا کردم و او هم مرا به دنیای شگفت انگیزی که آرام آرام برای خودش می ساخت راه داد. راه پر از تلاش و کوشش برای ساختن آینده.
می دانستم که عاشق آمریکا بود. یعنی اینطور بگویم، آمریکا مدینه فاضله اش بود! و چون برادرش هم آنجا زندگی میکرد، دوست د
هر چه تلاش کردم نشد که خداحافظی کنم و بگم دیگه نمیام. نه به بچه‌ها گفتم، نه پرسنل. فقط مدیر و سرپرستار خبر دارن. نهمین و آخرین شیفتم تو مرکز توانبخشی بود. با بچه‌ها مشکل اساسی نداشتم، ولی با کادرش تقریبا چرا.
دیشب تو مرکز افطار_پارتی بود! اول افطار، بعد هم ارکستر و رقص و فلان!
یکی از بچه‌ها دستش خورد کاسه‌ی سوپ چپه شد رو گوشی من که به عنوان چراغ گذاشته بودم رو میز (چون تو حیاط بودیم). حالا انگار سرما خورده، صداش درنمیاد. گمیشان هم که رسیدیم، هم
خانه شبانه در تهران استاد معين
خانه
شبانه در تهران استاد معين یک واحد آپارتمان مبله 50 متری در محدوده
خیابان هاشمی می باشد. واحد دارای یک اتاق خواب و سالن نورگیر می باشد.
واحد در طبقه سوم ساختمان 4 طبقه قرار دارد. ساختمان از امکانات کامل نظیر
آسانسور ، پارکینگ ، آیفون تصویری و درب ریموت دار بهره مند است. نقشه
مهندسی و بی نقص ، نورپردازی خوب و موقعیت محلی مناسب از مزایای این واحد
هستند.
مشخصات کلی و برخی از امکانات خانه شبانه در تهران استاد م
افزایش حجم سینه ها توسط جراحی یکی از روش های درمان می باشد. در این روش از پروتز سینه جهت ایجاد یک سینه بزرگ تر و جایگزینی حجمی از سینه که در حین حاملگی یا کاهش وزن از بین رفته استفاده می گردد. از پروتز جهت بازسازی سینه ای که در حین سرطان و یا ضربه از بین رفته هم استفاده می گردد.
این عمل یکی از شایع ترین عمل های جراحی زیبایی مورد درخواست بانوان است که طی آن پروتزهای مصنوعی برای افزایش اندازه و بهبود شکل سینه ها مورد استفاده قرار می گیرد.پروتز‌
افزایش حجم سینه ها توسط جراحی یکی از روش های درمان می باشد. در این روش از پروتز سینه جهت ایجاد یک سینه بزرگ تر و جایگزینی حجمی از سینه که در حین حاملگی یا کاهش وزن از بین رفته استفاده می گردد. از پروتز جهت بازسازی سینه ای که در حین سرطان و یا ضربه از بین رفته هم استفاده می گردد.
این عمل یکی از شایع ترین عمل های جراحی زیبایی مورد درخواست بانوان است که طی آن پروتزهای مصنوعی برای افزایش اندازه و بهبود شکل سینه ها مورد استفاده قرار می گیرد.پروتز‌
بر مُلک عدد خدای اعداد یک است


بر
مُلک عدد خدای اعداد یک است
رخسار
علی به بزم ایجاد تک است
دانی
که طعام بی نمک خوش نبُود
یعنی
که خدای بی علی بی نمک است
با جان خریده ایم
بلای حسین را
از کف نمیدهیم عطای
حسین را
سوگند بر حسین به
هستی نمیدهیم
پیراهن سیاه عزای
حسین را
مگو از عمد ما لا یعقلونیم
دچار جیم و نون و واو
و نونیم
مده پندی که در سر جا
نگیرد
که ما در آخر خط
جنونیم
هر یار که دم زِ یار
زد یار نشد
هر دل که سرای عشق
دلدار نشد
هر ماه که در وفا چو
عباس نگ
افزایش حجم سینه ها توسط جراحی یکی از روش های درمان می باشد. در این روش از پروتز سینه جهت ایجاد یک سینه بزرگ تر و جایگزینی حجمی از سینه که در حین حاملگی یا کاهش وزن از بین رفته استفاده می گردد. از پروتز جهت بازسازی سینه ای که در حین سرطان و یا ضربه از بین رفته هم استفاده می گردد.
این عمل یکی از شایع ترین عمل های جراحی زیبایی مورد درخواست بانوان است که طی آن پروتزهای مصنوعی برای افزایش اندازه و بهبود شکل سینه ها مورد استفاده قرار می گیرد.پروتز‌
غم مخور گر حاکمی می شود                                                 شکوه ز بی کفایتی دوران می شود
غم مخور خزانه خالی کرده است                                                  غم بخور مردمی بی خرد پرورده است
مردمان چشم بسته پای بقچه رفته اند                                          بی خیال زعلم و عالم دوران رسته اند
مردمی که بهر ان دست می زنند                                            حق شکوه و ناله زخود پر می زنند
مردمان با دست زدندحناق گیرند                     
یکِ خردادِ یک هزارُ سیصدُ نودُ هشت
پیش بینی یه روز به خاک رفته
برای جلسه ی استاد یه بخش اعظم کار انجام ندادم !! پر واضح است که استاد باز گند میزنه به سرتاپامون .
برای کلاس ساعت 8 صبحمون دوتا مقااله نیاز داشتیم که اونم آماده نکردیم !! باز سرکلاس  باید متوسل شیم به آیه الکرسی که استاد گیر نَدِ !!
جلد 1،2،3 بر جاده های آبی سرخ تموم کردم . یه تناقص عجیبی در کتاب دیده میشه !! میرمهنا زرت و زرت تو کتاب ی میکنه بعد آق نادر اصرار دار بگه اون دری
فرش دستباف مدرن در دکوراسیون منزل 
زمانی که قصد نغییر دکور منزل خود را داشته باشید با جستجویی در گوگل متوجه خواهید شد که دیگر زمان دکوراسیون های کلاسیک به پایان رسیده و بیشتر طراحی های منازل به سمت سبک مدرن پیش رفته است از سوی دیگر در این گونه دکورها استفاده از فرش های کلاسیک لچک و ترنج دار قطعا از زیبایی کار میکاهد. رفته رفته باید بپذیریم که باید در سبک فرش های مورد استفاده تغییر نگرشی رخ دهد و از سبک های کلاسیک به سمت سبک های مدرن پیش رویم ک
سایت های گردشگری رفته رفته تخصصی تر شده و هر کدام در عین
خدمات گردشگر کلی که ارائه می دهند به طور تخصصی روی یکی از شاخه های توریسم تمرکز
می کنند. وب سایت های رزرو هتل یکی از این موارد هستند که با کار تخصصی بر روی هتل
ها به معرفی آن ها، خدماتی که ارائه  می
دهند، دسترسی ها و تمام مواردی که در مورد یک هتل می تواند برای مسافران مهم باشد
می پردازند. این کمک شایانی به افراد جویای هتل می کند و نیاز نیست هنگام ورود به
سایت سردرگم به دنبال قسمت رزرو هتل ب
آریان سیستم رو در درب های تولیدی خود همواره از استیل های نگیر یا stainlessاستفاده می کند.استیل های موجود در بازار به چند گونه تقسیم می شود:
استیل های بگیر که با کد 430 در بازار موجود هستند و معمولا در هوای مرطوب سریعا دچار زنگ زدگی یا زنگ آب می شوند.
استیل های بگیر با کد 201 که استیل های نگیر به اصطلاح چینی هستند.در این نوع استیل ها درصد نیکل استفاده شده به 2 رسیده و باعث می شود تا پس از مدتی استیل در هوای مرطوب دچار زنگ زدگی می شود.
استیل های نگیر با کد
سلام.
دیروز با پاییز رفته بودم خونه دوستش بهار.(وبشون مشترکه)
زینب و زهرا هم بودن.
مثلا رفته بودیم کمک واسه مهمونی امروز که با دوستای دبیرستانشون گرفتن.
فقط ظرفارو شستیم و نشستیم به حرف و خنده.خخخ:)))
نوشمک آورد بخوریم در نگاه اول یکی شون سرمه ای بود و بقیه مشکی.0_0
از وسط که جداشون کرد چند تاشون سبز لجنی و چندتاشون زرشکی بودن.:))))))))))
هرکی می خورد کلی فکر میکرد که ببینه مزه چی میده.:)))
حوصله مون داشت سر میرفت که زهرا گفت خرک شیم از رو هم بپری
وقتی پای فستیوال‌های بزرگ سینمایی به میان می‌آید باید بدانید که اولین فستیوال سینمایی جهان فسیتوال سینمایی ونیز بود که در سال 1932 توسط یک تاجر ثروتمند ایتالیایی به نام جوزپه وولپی و در پاسخ به افزایش محبوبیت فیلم‌های آمریکایی در کشور خود تاسیس شد.رفته رفته فستیوال‌های دیگری در سراسر جهان شکل گرفته که هدف آن‌ها شناساندن و ارج نهادن به فیلم‌هایی بود که در خارج از هالیوود دیده نمی‌شدند، همان هدفی که وولپی در ابتدای تاسیس فستیوال ونیز دا
یادمه رفته بودیم تهران ، تو بازار گشت میزدیم که یه پاساژ بود که یه دکان داشت و تو تابلو اون دکان نوشته بود:
ساندویچ - فتوکپی - بستنی - لباس - گل و غیره . . . - وسایل زایمان
این آخریه منو کشته بود ، بابام ازش عکس گرفته بود ولی گوشیشو گشتم پیدا نکردم ، فکر کنم پاک شده باشه.
اسم‌ها روی هوا ساخته نمی‌شوند و پشتوانه مفهومی دارند و طبعا بهتر است که از عنوان‌های استفاده کنیم که مفهوم دقیق‌تری را از آن دستگاه/مجموعه به مخاطب منتقل می‌کنند.
وقتی ما مثلا به جای کلمه نیروی انتظامی، همواره از کلمه Police استفاده می‌کنیم، باید هم شاهد این باشیم که بخشی از جامعه نسبت به عملکرد نیروی انتظامی دچار کج فهمی شود و نیروی انتظامی را در حد ارشاد کردن تنزل دهد.

انتظامی: انتظامی . [ اِ ت ِ] (ص نسبی ) منسوب به انتظام . (فرهنگ فارسی معين
بیداد رفت لاله بر باد رفته را
یا رب خزان چه بود بهار شکفته را


هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید
نو کرد داغ ماتم یاران رفته را


جز در صفای اشک دلم وا نمی شود
باران به دامن است هوای گرفته را


وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود
آخر محاق نیست که ماه دو هفته را


برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب
آورده ام به دیده گهرهای سفته را


ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین
بیدار کردی آن گل در خاک خفته را


گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست
تب موم سازد آهن و پولاد تفته
صبح زود بیدار بشم که چی بشه؟که آب دماغم آویزون بشه؟از گرسنگی حس مریضی بهم دست دادهولی چیزی نمیخورم چون فهرمانانه میخام دوباره بخابم+ از بابت چهار پنج ساعت لپ تاپ نشینی دیروز هم یکم دستام به چاک رفتهنمیدونم چرا هرچی استاندارد کار میکنم فرق نمیکنهالبته حقمه چون قول داده بودم روزی فقط دو ساعت کار کنم
حتماً دربارۀ عدل عمر ابن خطاب شنیده اید.»
ریاض، انگار یهو مطلب مهمی برای گفتن یادش اومده باشه، با خوشحالی گفت: می گن عمر ابن خطاب داشته توی یه کوچه راه می رفته که الاغی از اون کوچه رد می شه و پاش می ره توی یه چاله و می لنگه. عمر گریه می کنه و می گه خدا توی اون دنیا از من سؤال می کنه چرا در زمان تو حیوونی پاش توی یه چاله رفته و چرا اون راه چاله داشته و .»
گفتم: خدا از عمر ابن خطاب می پرسه که چرا در زمان تو پای یه حیوون توی چاله رفته، اما نمی پرسه چ
سلام
خیلی وقته که نیومدم اینجا  دلم بد جور هوای نوشتن و کرده اینقدر حرف برای نوشتن دارم که نگو  مرتضی رو پروفایلش پارسال زده بود زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت که عهد عهد غم است و زمان زمان سکوت  توی اون زمان خیلی باهاش حال میکردم ولی الان نننننننه
این چند روز اینقدر درگیر بودم که وقت نکردم ساک کتاب ها م باز کنم فقط ساک دستیم که پرونده ها و مدارک جاد و بود و باز کردم
تیر ماهم رسید ماهی پر از خاطره انگار برام نوشته شده اتفاقات عجیب و قشنگ
اهنگ ای خدای عالم چگونه باورم شد آن که روزگاری پناه و یاورم شد با کیفیت عالی دانلود اهنگ رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته ام آهنگ بسیار زیبای رفته با صدای خانم الهه
اهنگ ای خدای عالم چگونه باورم شد
اهنگ ای خدای عالم چگونه باورم شد 
ای که رفته با خود دلی شکسته بردی
اینچنین به طوفان تن مرا سپردی
ای که مهر باطل زدی به دفتر من
بعد تو نیامد چه ها که بر سر من
بعد تو نیامد چه ها که بر سر من
ای خدای عالم چگونه باورم بود
آن که روزگاری پناه و یاورم من
پادکست موسیقی متن گپ دایو
بررسی موسیقی متن فیلم بابل
پادکست فارسی موسیقی متن گپ‌دایو در قسمت سی‌ام این مجموعه پادکست‌ به سراغ
موسیقی فیلم بابل به عنوان یکی از فیلم‌های تأثیرگذار تاریخ سینما رفته
است.
فیلم های تارانتینو
پادکست گپ‌دایو در قسمت سی‌ و یکم سراغ یکی از کارگردانان تأثیرگذار تاریخ
سینما رفته و به بررسی فیلم های کوئنتین تارانتینو پرداخته.

سبک آهنگ سازی کیتارو
پادکست فارسی گپ‌دایو در قسمت بیست و نهم رویکرد تازه‌ای در ساخت
در دیده اشک و بر لبم لبخند بوده.
چون در کنار جام زهرم قند بوده.
زندانی عشق تو بوده جسم و جانم.
دیوانه با دیوانه ای همبند بوده.
بی تو تمام ماه های سالم ای عشق.
اسفند یا اسفند یا اسفند بوده.
جسمم اگرچه آب شد چون #برف اسفند.
روحم ولی محکم تر از الوند بوده.
سوزانده ام در پيشواز مقدم تو.
در شهر هر چه عنبر و اسپند بوده.
اینروزها نای تپیدن هم ندارد.
قلبی که بی اندازه قدرتمند بوده.
حالم شبیه حال یک بیمار قلبی ست.
که سالها در حسرت پیوند بو
"وقتی به همه چیز و همه کس اهمیت می‌دهید، احساس می‌کنید که حق دارید همیشه در آرامش و شادی باشید و همه چیز باید دقیقا همان طوری باشد که شما دوست دارید. اما این یک بیماری است، و شما را زنده زنده خواهد بلعید. شما در این حالت، هر اتفاق ناخوشایندی را بی عدالتی می‌بینید؛ هر چالشی را یک شکست می‌دانید؛ هر ناراحتی را یک ناسزای شخصی تلقی می‌کنید؛ و هر مخالفتی را یک خیانت تصور می‌کنید. در جهنم کوچک خود که به اندازه‌ی فکرتان است، گیر می‌افتید؛ در حس حق
بسم الله
دوست دارم فیلم ایرانی ببینم. آنقدر فیلم غیرایرانی دیدم که یادم رفته چطور باید به چشم‌هایت خیره شوم. این خارجی‌های دو دقیقه‌ای که نمی‌فهمند دو ساعت و نیم دست دست کردن برای یک چشم در چشم شدنِ طولانی، چه زحمتی دارد. راستش را بخواهید این را حتی فیلم‌های ایرانی هم نمی‌دانند. آنقدر از بدجنسی‌ها و خیانت‌ها و طلاق‌ها و بدبختی‌ها فیلم ساخته‌اند که یادشان رفته هنوز هم می‌شود دل بست و بازش نکرد. دوست دارم فیلم خودم را بسازم. فیلم اضطراب
 من یک عکس دارم که از آسمان پر از ستاره است.هر عکسی را ببینم نمی تواند جای عکس خودم را برایم پر کند. او حیوانی است که من را هم تبدیل به حیوان کرده است. با او کوه ها را رفته ام و در بالا دست به بدنش تنم را مالیده ام.با او روی خشک و تر جهان ماده با دست یا با پا حرکت کرده ام.حیوانی که بدرفتاری من با او مفهوم کین و دشمنی ندارد.تن هر دوی ما از موهای زبر و سیاه پوشیده شده است. این روش ما برای مسخره کردن شماست.  
ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم ، بگذار بگویند غیر منطقی هستیم یا ضد اجتماعی ، اما به این می‌ارزد که خودمان باشیم. تا زمانی که رفتار ما و تصمیم‌های ما به کسی آسیبی نمی‌زند ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم. چقدر زندگی‌ها ، که با این توضیح خواستن‌ها و تلاش‌های بیهوده برای قانع کردن دیگران بر باد رفته‌اند
#اریک_فروم
جوان زحمت کش ودلسوزی که درعمل همه عزیزان اورا می شناسند چه قبل از مرگ وچه بعد ازمرگ همه اورا به بخوبی ونیکی تحسین می نمودند.مردی ک درخیر وصلاح اقوام بشدت همکاری میکرد.جوان دلسوزی ک خودم به وضوح دیدم ک درهیچ کاری کوتاهی نمیکرد حتی کارهای منزل وکمک به همسر وفرزندانش دهقانی ک برای همه ثابت شده بود ک ناگاه بر اثر یک سهل انگاری دعوت حق را لبیک گفت .ما هم از طرف خود وسایر اقوام وبستگان این اتفاق ناخواسته را به خانواده مرحوم ودوستداشتنی تسلیت می گ
وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ما بودیم ، هنوز جعبه قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به خوبی در خاطرم مانده.
قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمیرسید ولی هر وقت که مادرم با تلفن حرف میزد می ایستادم و گوش میکردم و لذت میبردم.
بعد از مدتی کشف کردم که موجودی عجیب در این جعبه جادویی زندگی می کند که همه چیز را می داند. اسم این موجود اطلاعات لطفآ بود ، و به همه سوالها پاسخ می داد. ساعت درست را می دانست و شما
دیدن انسان های فقیر همیشه آزارم می ده.اگه همه ی انسان ها به فکر آدم های فقیر بودند دیگه هیچ فقیری توی جامعه نبود.
دیشب وقتی رفته بودم بیرون پسر بچه ی کوچکی رو که حدود 6 یا 7 ساله بود (شاید هم کم تر.) با یک پسر بچه ی دیگه که حدس می زنم حدود یک یا دو سال ازش بزرگ تر بود در حالی که پشت به یک پیتزا فروشی بزرگ و روی جدول کنار خیابون نشسته بودند دیدم.بعد از گذشت حدود 15 دقیقه هردوشون بلند شدند و در حالی که سعی می کردند یک گاری بزرگ رو هل می دادند از اون جا رفت
ازتو چیزی به یادگاری بردنبا دو خورشید در دل اما دلسرد!چند سال است که تو را ندیدنتو را در پیاده‌روها گشتندر توهم مه‌آلود یک روز بارانیشکل دیگرانی که می‌آیند و می‌روندنزدیک‌تر می‌آیند!دیوانه‌وار از پیشم رد  می‌شوندو دیگر تو نیستی!در این خراج پاییزی افسوس!چه کسی می‌تواند جای ما را گرفته باشد!؟چگونه می‌توانم برگردم  به خانهاز بدرقه‌ی قطاری که رفته استچگونه می‌توانم برگردمو راه خانه را گم نکنمچگونه می‌توانم آیا، اما نمی‌توانم!نمی‌د
مخفی کردن IP در برابر هکرها :در صورتی که تنها سررشته ای از هک و امنیت را داشته باشید میدانید که بسیاری از هکرها برای نفوذ به سیستم قربانی از IP او استفاده میکنند. با استفاده از این ترفند میتوانید کاری کنید که IP شما برای همیشه دور از دسترس این افراد باشد و به نوعی به طور کامل IP خودتان رو از دسترس دیگران مخفی نگه دارید. برای این کار:1- ابتدا از منوی Start به Run رفته و در محیط Run عبارت MMC را تایپ نمایید.2- در محیط جدید ، از منوی File به قسمت Add/Re Snap-in بروید.3-
دیشب تا  چهار صبح به خاطر ناله ننه ام برای گردن و قلب و نمی دونم چی دردش نخوابیدماز بس گفت یا ابوالفضل یا حسین(ع) و.فکر کنم اونام نخوابیدن!
تا چشممو گذاشتم رو هم دیدم یکی داره گریه می کنهتو چته روله؟ دلش درد می کنه.مامانم رفته دکتر بعد هر چی به الینا گفته بیا ببرمت توام سرما خوردی بلند نشدهتا مامانم در حیاط رو بسته و رفته.خانم یادش افتاده مریضه و زد زیر گریههی عر عر عر.می گم چرا نرفتی؟میگه خواب بودمگیج بودم
می گم تو تا الان سرما خورده بو
جای خالی دندان های از دست رفته زیاد قشنگ نیست و نیاز به درمانی برای زیبایی دارد.
ایمپلنت یک درمان زیبایی و عمومی برای جایگزین کردن دندان های از دست رفته است.
ایمپلنت در واقع یک پیچ از جنس تیتانیوم است که باید در استخوان فک قرار بگیرد. این پیج باید با استخوان فک پیوند بخورد. به همین دلیل است که از جنس تیتانیوم می باشد.
اباتمنت نیز یک قطعه است. این قطعه روی فیکسچر نصب می شود و سپس تاج دندان روی آن متصل می گردد.
برای جوش خوردن ایمپلنت به مدت سه ماه ز
روزی چند بار تصمیم می‌گیرم آن صفحه‌ی کپک زده‌ی متروک مانده‌ی بی‌مصرف را برای همیشه ببندم و تمامش کنم اما یک چیزی مرا به آن‌جا وصل کرده است. یک چیزی به جز تو. گفته بودم اگر مانده‌ام فقط به خاطر تو مانده‌ام، دروغ نگفتم؛ اما چیزی که نمی‌گذارد آن صفحه را ببندم، حتا اگر تو هم دیگر آن‌جا نباشی آن عدد مزخرف بالای صفحه است. ۶۵۵ پست ناقابل. ۶۵۵ عکس در شش سال که خدا می‌داند هر کدامشان چقدر وقتم را گرفته. امروز رفته بودم آن قدیمی‌ها را نگاه می‌کرد
‏مامانه توی فروشگاه به بچش گفت چیپس و پفک نمیخرم برات







پسره چیپسو باز کرد گفت حالا مجبوری بخری
دهه نودیا واقعا گودزیلان
 
معلم به دانش آموزاش میگه : بچه ها شما دلتون پاکه دعاکنید بارون بیاد .





یکیشون پا میشه

میگه : ما اگه دلمون پاک بود تا حالا شما صد دفعه رفته بودی زیر تریلی
از فروردین که خیری ندیدیم
نه آن که رفته بود برگشت 
نه آن که بود وفا کرد 
بهار بود جانم ولی رنگ خزان داشت.
حالا اردیبهشت آمده.
کاش حداقل اردیبهشت کمی منصف باشد 
سفر کرده‌ای را باز گرداند 
عاشقی را به معشوق برساند 
مرگ نباشد، تولد باشد 
از فروردین که گذشتیم 
کاش اردیبهشت 
اردیبعشق شود.!
( رفیق بی کَلک )
مادرِ من  مادرِ من
ای همه یِ باورِ من
یادم میاد اون قدیما
زمستونا ، تابستونا
وقتی شب از راه میرسید
تاریکی از پنجره ها
سَر میکشید به خونه ها
بغض تو گلوم پیله میکرد
غم تو دلم گولّه میشد
اونوقت تو بودی از پسِ
غصه ها در میومدی
زمستونایِ سرد سرد
پشت در خونه یِ گرم
برف تو کوچه قُلّه میشد
آتشِ غصه هایِ من 
خاموش میشد با خنده هات
گرمی و آرامشِ آن
اطاقِ سردم تو بودی
شادابی و سرخیِ این
چهره یِ زردم تو بودی
رو راست بگم مادرِ من
دوایِ دردم تو
وقتی از بلند های زمانی که داشتی پرت زمین میشی،متوجه میشی تازه خیلی هم بد نیست و تو رو به موندگار کردن در جایی که انتخاب کردی وادار میکنه بعد میبینی قشنگه زشت نیست.اینکه ما هر بار با همدیگه چقدر بی راهه میریم و بر میگردیم و هی به خودمون میگیم الان نه بزار باشه بعدمیتونه چیزی باشه که هر بار خواستیم به خود بودنمون نزدیک تر باشیم یا بشیم اما نه اینکار رو نکردیم و یه قدم به عقب و جایی که بودیم میریم و خوب سرجامون میشینیم.خواستم به خودم نهیب بزنم ک
تازه برگشته بود از گلستان، می‌گفت چرا نمی‌رید؟ کلی آدم اونجا معطل کمکه. برید لرستان، برید خوزستان. نصف مملکت رفته زیر آب. این همه روستا به خاطر سیل خراب شده، این همه آدم بدبخت شدند. کلی کار هست برای انجام دادن. بعد به من نگاه کرد و گفت؛ چرا نمی‌ری؟ حالت خیلی خوب می‌شه. تو زیادی توی آسمون سیر می‌کنی، برو و بدبختی‌های واقعی رو ببین. برو حلال اهمر. چرا نمی‌ری؟
گفت که زله‌ی بم که شده بود، همسن و سال ما بوده. یه کم بزرگ‌تر، یه کم کوچیکتر. گفت ک
امشب رفته بودم یکم چیز میز بخرم، یه دختره با یه ماشین شاسی بلند که نمیدونم چی بود با یه پسره که فک کنم پژو داشت کورس گذاشته بودن، اونم تو خیابون و محل عبور مرور مردم، دختره کم مونده بود من و چند نفر دیگه رو کتلت کنه .اینقد سرعتش زیاد بود که وقتی زد رو ترمز کم مونده بود چپ کنه، نمیدونم این عقده اییا کی آدم میشن :/
  
  
اون روز داداشم میخواست انحراف بینیشو عمل کنه و ماشینو با خودش نبرده بود و منم گفتم فرداش با ماشین میرم سرکار.
صبح روو این حساب ساعت گوشیمو طوری تنظیم کردم که دیرتر بیدار بشم.
صبح متوجه آلارم نشده بودم و وقتی بیدار شدم دیدم دیرم شده.
از طرفی یکی از همکارا کارتشو تازه گرفته بود گفت وقت میکنی کارت منم ببری پِرس کنی که کارت اونم دست من بود و بهش گفته بودم قبل از 8 میرسم و کارتت رو میزنم.
خونه هم کسی نبود و رفته بودن بیمارستان پیش داداشم. یه لحظ
امشب یکم دلم گرفت از  رنج نبودنش نمیدونم ته زندگی من چیه . حس میکنم عمرم رفته رفته داره کوتاه تر میشه. نمیدونم چرا حتی وقتایی هم که حواسم نیست ولی یهو بهم میشینه ک عمرم خیلی قراره کوتاه باشه.خیلی غمگینم. بدترین حالت ی آدم غمگین بروز ندادنشه. اینروزا اگر کسی بامن دورادور درارتباط باشه شاید خیلی از نظرش فرق کرده باشم. شاید بگوبخند تر شده باشم شاید میزان چرت و پرت گوییم زیادترشده باشه. توی خونه شاید اون بزله گوئه هنوز خودمم.اما یه گودی عمیقی زیر
مقایسه انواع کانکس : کانکس ها را می توان بر اساس مشخصات فنی که بر اساس آن ساخته شده است  دسته بندی کنیم. همین مشخصات فنی که در ساخت کانکس لحاظ می گردد میتواند در قیمت کانکس تاثیر گذار باشد. ما در زیر مشخصات فنی را برای مقایسه کانکس لیست کرده ایم.
 

مقایسه انواع کانکس و دانسیته عایق
کانکس ها با مصالح مختلفی ساخته می گردند. عمده ترین مصالح مورد استفاده در کانکس شامل تیرآهن، پروفیل ، ورق فی دیوارپوش PVC یا MDF، عایق دیوارها ، (مثل پلاستوفوم )و کفپو
تا اینجا صفحه پنجاه که خوانده ام
وه که چه های و هویی است که نوجوان باشی و آزادی خواه و تعالی طلب.یک روح باشی پیچیده شده در یک جسدیک راه بی نظیر برای ادامه زندگی
درخت نشینی است آن طوری که نویسنده ترسیم کرده است.یادم رفته بود .یاد یادم رفته بود بچه بودم  و با سپیدارهای مدرسه بابام اینها چه نجواها داشتمدوستان دراز و سبز و صمیمی ای که این آزادی را داشتند که سر به آسمان سائیده و از آن بالاها خبر بیاورند
خیلی خوب است.یک عصیان دوازده ساله ی
من از تو بی خبرم؛
این همه انتظار آورده من است برای تو
یا تو برای من؟
تو از من بی خبری؛
این همه پیر شدن را من بیشتر رفته ام
یا تو.
ما از انتظار بی خبریم؛
انتظار فعل است یا زمان؟
با ما می گذرد
با ما می ماند
هرچند برای کسی مهم نیست
اما با ما خواهد مرد؟
امروز خونه‌ام و تنها. میم یه دوره آموزشی رفته و من که فکر می‌کردم امروز می‌تونم با ح بتشم الان تنهام. خیلی خوش نمی‌گذره اما بد هم نمی‌گذره.
چرا اینا رو می‌نویسم؟ برای اینکه بگم جدایی از ح به هیچ جام نیست. واقعا هم که نیست اون یه سرگرمی بود فقط.اما از اون روزی می‌ترسم که عشقش بزنه بالا و ذهن من رو هم مبتلا کنه. همیشه همین‌جا گیر می‌کنم باید ذکری چیزی دست و پا کنم
دیروز یکی از دوستام فوت شد 
سالم سالم بود مثل من قرار بود شنبه براش فیزیک توضیح بدم
تصادف کرده
یکی بهش زده در رفته 
حس بدی دارم 
همش اشکا میخواد بیاد پایین
اگه من بمیرم اینقدر غریبانس 
میشه اگه یه جوری فهمیدید من مردم ناراحت نشید 
میشه فقط بگید دختر خوبی بود
کدومشون از من ناراحتید؟؟
حتی. یه ذره؟؟
بهم بگید؟؟
بعضی وقتا که میبینم اونایی که یکم بهشون وابسته میشم
با یکی دیگه صحبت میکنن و میخندن و خوشن، ناراحت میشم
.
یادم میره :(
یکم که فکر میکنم یادم میاد که یادم رفته من فقط سگشونم هاپ:(
یادم که میاد ،خوشحال میشم از اینکه اونا خوشحالن هاپ :)
هاپ هاپ:)
و من باز می‌گردم به تو. هزاران بار اگر از تو بدوم تا هزار هزار کیلومتر آن طرف‌تر، یک‌هو حال زار خودم را پیدا می‌کنم که مرا نشانده روی زانوان محکمت. بی‌خود نبود که از قدم‌ها و پاهات شروع به مُردن کردی. تو می‌دانی، من چه دانم؟ مرا گویی : که رایی؟ من چه دانم.
و همه‌اش درباره‌ی داستانِ سمبلیکِ اخته‌گیست. درباره‌ی loss، رنج، مرگ.
پشتت را می‌کنی به همه نازیبایی‌های روان و روح من این بار، می‌روی. این بار تو می‌روی. هربار رفته‌ام تا تو دیگر نروی.
خیلی از زمانی که کسی باهام این‌طوری حرف زده بود، می‌گذشت. طوری که انگار من همین‌قدر خوب و خواستنی‌ام. داشتم تسلیمش می‌شدم.
پرسید خوبی؟» گفتم دل‌شوره دارم.». زنگ زد. صدا قطع و وصل می‌شد و کلماتشو نمی‌فهمیدم. صدای لب‌خندشو ولی می‌شنیدم روی کلماتش. دلم خواست صدبار دیگه از اول بهش بگم صدات خیلی خوبه.»
پرسیده بود you mean ne ne?» گفته بودم هوم». خندیده بود.
برغو خاموش کردم و دراز کشیدم روی تخت. سرشو انداخته بود توی دوربین سلفی گوشیش و از فرف
خیلِ کارها سرم می ریزد و فکر میکنم در این دنیای بی سر و ته کدامش را بکنم که برسم به جایی.بعد یادم می افتد که نمیدانم میخواهم به کجا برسم.که سعادت چیست.که سعادت را در روزهایم گم کرده ام.مثل تو که یک بار در خیابان دیدمت و حالا هر شب میروم که پیدایت کنم.ولی رفته ای.همای بام سعادت به دام ما افتد؟
سلام
چند روز پیش رفته بودم یه نمایشگاه کتاب کوچیک تو شهرمون اونجا یه کتاب خریدم به اسم " از شنبه" و از طریق این کتاب با سایتی آشنا شدم که نویسنده ی این کتاب سایت رو راه اندازی کردهـ
به نظرم سایت خوبیه و چند تا کلیپ رایگان و ویس می تونید تو این سایت مشاهده کنید و گوش کنید.
https://www.bishtarazyek.com/
اسم سایتش بیشتر از یک نفر هست.
گاهی خیلی دوست داشتم دانای کل باشم نه منِ راوی.
می‌دیدم و می‌شنیدم که چه شده اند و چه گذشته است بر آنانی که روزگاری بودند و اکنون دورند.
یا می‌دیدم و می‌فهمیدم که اگر آن مسیر دیگر را رفته بودم، الان کجا بودم و اینجا و اکنونم، کجا و چگونه بود؟
و یا . . . 
دانستگی هم خوب است و هم بد.
هم شیرین است و هم تلخ.
بعضی دانستن‌ها را دوست دارم.
من هیچ کدوم از پدربزرگ هام رو ندیدم. پدرِ پدرم که 9 سالگی بابام از دنیا رفته بود و بابام خیلی سختی و دردسر کشیده بود تا بزرگ بشه. البته مادربزرگم خیلی شیرزن بوده و این رو از حرف های مردمی که اون رو دیده بودند، می گم. مثل یک مرد از دو دختر و یک پسرش حمایت کرده بود و اون ها رو بزرگ کرده بود. مادرِ پدرم هم یک سال پیش از تولد من از دنیا رفته بود. خدا رحمتشون کنه!
پدرِ مادرم یک حکیم بوده که ظاهرا کارش خیلی درست بوده و از شهرستان می اومدند دنبالش و برای در
#قلم:
در دهان قلم
مشتی از دردها تلمبار است
که برگ های بر باد رفته ی
دفتر عمر مردی را
قلم می زنند
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_سپکو
@ZanaKORDistani63
سپرای میخانه
کانال شعرهای سپکو(سپید کوتاه) سعید فلاحی(زانا کوردستانی)
https://t.me/sepkomikhaneh
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
http://mikhanehkolop3.blogfa.com
یک روزهایی می آیندکه از گفتنِ «خسته شدم » هم خسته می شویم!یاد میگیریم که هیچکس در این دنیانمی تواند برای خستگی ما کاری کند .هیچ کس نمی تواند برای معشوقه ی از دست رفته ی مان،شناسنامه ی المثنی گم شده یمان توی سفرحقوق دو ماه عقب افتاده مان استاد بداخلاقی که دو ترم متوالی حالمان را می گیرددندان های خراب عصب کشی نشدهکاظم سعیدزاده
 
زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت. شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد .در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید:چی‌ شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟!شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته.؟!ز
حالا که رفته ای
حالا که رفته ایپرنده ای آمده استدر حوالی همین باغ روبروهیچ نمی خواهد،فقط می گوید: کو کو.
*****
اگر تو نبودیاین کوچهبا کدام بهانه بیدار می‌شدو این شببا کدام قصه می‌خوابید؟
*****
حالا که آمده ایباز هم به گیلاس آباد می رویمبه آن باغبان بگو نگران نباشدما گیلاس ها را نمی چینیمما فقط با گیلاس ها حرف می زنیم!
*****
با هرچه عشقنام تو را می توان نوشتبا هر چه رودراه تو را می توان سرودبیم از حصار نیستکه هر قفل کهنه رابا دست های روشن توم
( بوی پدر )
پدرم
شبا دیر میومد
همه در خواب بودیم
جز مادر
صبحِ که بیدار میشدم 
تـویِ اون هوای سرد
رفته بودش پدرم
 رخـتِ خـوابِش خالیَ بود
میخـَزیـدَم آروم
سـوی رخـتِ خـوابِ گرم بابا
اون مُتـکا و پَتـو 
بوی بابارو میداد
کاش بودی بابا
حبیب رضائی رازلیقی
تقدیم به تمام پدران که هستند و پدرانی
که آسمانی شدند
روز پدر مبارک
ندونستم مو قدرش در کنارم
ولی حالا که رفته بی قرارم
نخندیدم دمی بر روی ماهش
چه سود اکنون به خاکش اشکبارم
ندید از من خوشی من هم پس از او
ندیدم روی خوش از روزگارم
شدم تنها به غربت ها فراموش
خدا رحمی بکن بر حال زارم
پشیمونم ولی هیهات دیر است
حلالم کن که من هم رهسپارم
                                                                   "لاادری"
روز اولی که وارد حرم شدم همه‌جا رو همین مدلی می‌دیدم چون اشکم بند نمی‌اومد چون تموم نمی‌شد و تموم ترسایی که تو ذهنم نگه داشته بودم هجوم آورده بودن و نمی‌تونستم آروم باشم.
ساعت‌ها بود هیچی نخورده بودم و با این حال کلی تو حرم راه رفته بودم و آروم نمی‌شدم و حالم بد بود.دست آخر تو صحن جامع نشستم.
خانمی که کنارم نشسته بود و حالم رو دید زد رو شونه‌م و با لهجه‌ی قشنگ یزدیش گفت دخترجون چیزی به اذون نمونده. موقع اذون که شد دو رکعت نماز بخون و منم دع
در خانه‌ی مادربزرگم، یک خانه‌ی قدیمی در یکی از محله‌های قدیمی یک شهر کوچک قدیمی، زمستان است. شب است. نیمه‌شب است. بیرون باران می‌بارد. از همان باران‌ها که گلی توی در دنیای تو ساعت چند است بهشان می‌گفت بارش. نور زرد رنگ یک آباژور قدیمی، دیوارهای کهنه‌ی ترک برداشته، قالیچه‌ی دستباف قدیمی، بخاری گازی که شعله‌هایش نارنجی می‌سوزد، کتری چدنی ته سوز و قهوه جوش مسی روی بخاری، یک تلوزیون ناسیونال قدیمی خاموش و خاک گرفته گوشه‌ی اتاق، یک چمدان
پروتز سینه چیست و از چه موادی ساخته می‌شود؟
افزایش حجم سینه ها توسط جراحی یکی از روش های درمان می باشد. در این روش از پروتز سینه جهت ایجاد یک سینه بزرگ تر و جایگزینی حجمی از سینه که در حین حاملگی یا کاهش وزن از بین رفته استفاده می گردد. از پروتز جهت بازسازی سینه ای که در حین سرطان و یا ضربه از بین رفته هم استفاده می گردد.
این عمل یکی از شایع ترین عمل های جراحی زیبایی مورد درخواست بانوان است که طی آن پروتزهای مصنوعی برای افزایش اندازه و بهبود شکل
خودمان را به خانه یکی از فامیل ها به نام مشهدی فتاح رستمی رساندیم.
 
زنِ خانه، تا ما را دید، به سینه کوبید. تندی به پيشواز آمد و بچه ها را از کولمان پایین آورد. همان جا، دم در خانه، نزدیک بود از هوش برویم. توی خانه، دست و صورت و پاها را شستیم. خانه پر از آواره ها بود. زن فامیل، سریع دسته های نان کُردی را روی سفره چید و کاسه ای ماست وسط سفره گذاشت. بچه ها به طرف نان و ماست هجوم بردند .
 فرنگیس، ص 132
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب