نتایج پست ها برای عبارت :

کد پیش باز بنال ای دل که من غم دارم امشب

امروز عصر رفتم باشگاه . خیلی عالی بود. ۱۴ کیلومتر . از بالا رفتن سن اين که گذشت زمانی که پسرهاي اطرافم سنشون بالاتر بود. الان اکثرا همه کم سن ترن. چه خوب شد صبر کردم هاهاها. امشب با ل مقاله رو فرستادیم واسه کری که ادیت کنه و خوشگل تر بشه. از فردا کار ک رو شروع می کنم تا تموم بشه. امشب احساس کنم خروارها خروار احساس به چه سرعتی امد بالا. واي چقدر اکوییلو رو دوست دارم . چقدر ارامش دارن اين دو تا. 
خیلی بهم ریختم امشب.خیلی.ولی خوبم الان.حالم بهتره.+گاهی وقتا یه حرفايی هرچقدر هم كه ساده باشه بدجور دل ادم میشكنه.خیلی دلم شكست امشب.اشك تو چشام جمع شد.ولی با وجود همه اينا یه خوبی كه وجود داشت اين وسط اين بودش كه دیگه مُرد واسه من.+امشب ارزو كردم واسه همیشه دور شم از اين شهر.اونقدر دور شم كه دست هیچكس بهم نرسه. 
سلام
گاهی وقتا آدم همه کس و همه چیز رو مقصر میدونه
جز خودشو
امشب میخوام بگم
از خودم گله دارم
از خودم ناراحتم.
زیادی به خودم بها دادم که نمیتونم جلوش رو بگیرم
خدايا خودِ من را در خودِمن زمین بزن
من به نگاهت نیاز دارم
فردا روز زیارتی امام رضاست.
کاش نبودم 
از امشب ماه بايد تیره باشه
بايد تاریک شه بايد بگیره
اونی که خیبر و میکند از جاش
یکی بايد که دستاشو بگیره
تموم درد زینب اينه امشب
نبايد حیدر زهرا بمیره
از امشب کربلا آغاز میشه
از امشب دختر مولا اسیره
اخه سخته یه دختر بعد باباش
تموم ارزوش اينه ،بمیره
پاشو مولا نبايد ،نه نبايد
کسی حیدر رو اينجوری ببینه
پاشو شمشیر ها رو تیز کردن
بلند شو تا دل زهرا نگیره
از امشب ماه بايد تیره باشه
نبايد حیدر زهرا بمیره
#حمید_رفائی
⛭ @hamidrefaeipoem
بعد از مدت‌ها امشب رفتم مسجد. عوض شده بود. علاوه بر امام جماعتی که به شکل بدی عوض شده، جو مسجد هم عوض شده بود. مجری امشب، گویا داشت برنامه‌ی جشنی رو مجری‌گری می‌کرد، بهجت و سرور در صداش موج می‌زد. یوم الله بیست و دوی بهمن و دهه‌ی فجر و پیروزی انقلاب رو هم تبریک و تهنیت گفت. امشب واقعا جاي تبریک گفتن بود؟ دو روز صبر کردن اينقدر سخته؟
 از دور نیمه نهايی مسابقات رمضان فوتسال جوانان شهرستان گرگان امشب از ساعت ۲۳:۳۰ در سالن امام خمینی گرگان فوتسالیست هاي پدیده غرب گرگان در برابر نوده ملک صف آرايی خواهند کرد.امیدواریم فرزندان روستا امشب برنده بازی و یکی از دو فینالیست اين مسابقات باشند. اغذیه میخوش با مدیریت مظلومی حامی فوتسالیست هاي جوان نودیجهنودیجه آنلاين
چقدر دلم میخواد حرف بزنم چقدر دلم میخواد بشینم تا صبح بنویسم و درد و دل کنم‌. ولی نمیدونم چجوری سر حرف دلم باز کنم. امشب یک چییزی فهمیدم که با بولد کردن خوبیاي طرف اونو خواه و ناخواه مجبور میکنین و بهش انرژی میدین که خودش هی بهتر و بهتر کنه. با توجه و محبت.
داشتم با یه دوستی حرف میزدم بهش گفتم همه ما بدیاي خودمون داریم حالا شما بدیاي من برات اهمیت نداره ولی یکیم هس که اونقدر اين بدیاي من براش غیرقابل تحمل که حالش ازم بهم میخوره! ینی همه جور ادمی
Ehaam
Taab o Tab
#Ehaam
امشب از دیدنمان 
همه انگشت به دهان می مانند
همه خوب حال مرا 
حالو احوال  مرا میدانند
گل نیلوفر من آتشی تازه بیا برپا کن
من که در تابو تبم تو بتابانو شبم زیبا کن
بیا در شهر دل من پادشاهی کن
اين توو اين دل من هر چه تو خواهی کن
اي امان اي امان اي امان از منو حالم
واي عجب ماهی
تو چه دلخواهی
تا ابد با من بگو همراهی
عاشقی باتو دردسر دارد
دل تورا امشب زیر سر دارد
به چه شبی بگو امشب مارا می طلبی
بگو همچون من در تابو تبی در تابو تبی
تاج سرم مگ
تقدیم به همسر عزیزم 

مرا در شعر هايم پیدا کن اي زن
و عشقت را بیا حاشا کن اي زن 
بیا در خلوتم تنها ی تنها 
کم امروز و فردا کن اي زن
بیا با من بزن بر طبل مستی 
بیا در من هی تو غوغا کن اي زن 
بکن عاشق ترین بدنام شهرم
نمی ترسم مرا رسوا کن اي زن 
بیا قافیه ی اشعار من باش
عشق را پشت هم معنا کن اي زن
برايت سورپرايز دارم امشب
بیا و تو کم بد تا کن اي زن

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
مردم شهر به گوشید .؟
امشب همه ی میکده را سیر بنوشید .
با مردم اين کوچه و آن کوچه بجوشید .

دیوانه و عاقل همگی جامه بپوشید .
در شادی اين کودک و آن پیر زمینگیر و فلان بسته به زنجیر و زن و مرد بکوشید .
امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال که بر باد فنا رفت .
نخور جان برادر به خدا حسرت دیروز عذاب است . مردم شهر به هوشید .؟
هر چه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست .
روی دیوار دل خود بنویسید خ
بیرون خوابیدیم تو حیاط چهارتايی.اون سه تا خواب رفتن و من از شدت نور زیاد ماه که امشب همه جا رو روشن کرده نتونستم بخوابم.اومدم داخل و الان یه باد خنکی میاد و دارم تو تاریکی عزیزِ جانِ فریدون رو گوش میکنم؛ دیده بر رهت دارم، در دل شب تارم، در غم تو بیمارم، تا دوباره برگردی، بر هر کرانه رفته اي، به یک بهانه رفته اي، دلم نشانه رفته اي، بجویمت ز بی نشان ها، دوباره پيش من بیا، ببین که میشود به پا، نواي شور و نغمه ها، ز کوه و دشت و آسمان ها.
شبها چه قدر ه
عصری هوا ابری و گرفته و فوق العاده گرم بود.میم هم نبود.کارامون رو کردیم و دخترها پیراهن صورتی و شلوارک مشکی پوشیدن و تل زدن به موهاشون و ست کردن با هم و رفتیم خونه دايی بچه ها.برگشتنی یه تلفن داشتم از همونا که بعدش دل آدم آشوب میشه.بايد به اين احساس بد بی توجه باشم تا خودش کم کم رفع بشه.نبايد بهش پروبال بدم.
فردا کلاس دارم و طبق معمول کارم مونده واسه امشب.اصن من از اون موقع که یادم میاد همیشه شب امتحانی و دیقه نودی بودم!چه تو دوران مدرسه و چه تو د
شب که رسیدم خونه بعد از تقریبا ۸ کیلومتر راه رفتن  اين قصه هرروزه اما امشب خیلی خسته شدم وقتی رسیدم شايد چون از شب قبلش چیزی نخورده بودم   اي خدا وقتی لوکاس هست چه خوبه چه قدر حس سبکی دارم . انقدر دوست دارم سبک باشم همیشه مثل پرنده. فقط مشکل اينه که من چیزی به جون ندارم و کلا بی انرژی می شم هیچی نخورم اما من عاشق اينم روزههاي ۳ روزه بگیرم  و۳ روز هیچی نخورم. فقط آب .ببینم  ايا می شه از الان که هست شب ۵ شنبه شروع کنم و یه شنبه روزه م رو ب
 
عاقا من عاشق شدم :))
عاشق شیرین زبونی هاي برادر زاده ام شدم :)))
روزی بیش از ۴ - ۵  ساعت فقط با من حرف میزنه و از من نظر میخواد :))
و هی مرتب میگه عمه از خاطرات خوبتون بگین :)
خاطرات تون خیلی جالب و قشنگه و البته  هیجانی :))) 
امشب (دیشب)  باباش بخاطر اينکه دلش تنگ شده بود واسش :)
 مرخصی گرفت اومد خونه ولی ( بزنم به تخته )بچمون به باباش گفت :
شما برین من امشب دوست دارم پيش عمو و عمه و بابا حاجی بمونم :)))
بقول پری بچه مون (بزنیم به تخته) بهش خدا رو شکر اين دو ر
دانلود بیت پاپ شاد شیشو هشت به همراه تکست پاپ شاد براي اجرا , که امیدوارم اين بیت پاپ شاد مورد استقبال شما هنرمندان قرار گیرد . از ویژگی هاي اين بیت پاپ می توان به :


به همراه تکست پاپ شاد
تنظیم در سبک الکترونیک
فضاي شاد و پر انرژی
سرعت ضرب بالا
لید هاي ملودیک


اشاره کرد . که می تواند زمینه مناسبی براي تکست هاي پاپ شما باشد .
همچنین یک تکست پاپ مناسب جهت اجرا بر روی اين بیت پاپ در اختیار شما
عزیزان قرار می گیرد , در ادامه با دانلود بیت پاپ با ما هم
یه شب مزخرف دیگه. چندتا حرف که باهاش میگه یه دختر نابود کرد بگید میخوام ببینم چیز دیگه مونده؟ من دیگه تموم شدم نمیتونم با کلمات بگم حالمو نمیتونم توصیف کنم چه حسی دارم نه مرگه نه آسايش نه خورد شدن یه حس گه که از آدمايی که با محبت باهاشون سر کردی بهت رسیده.امشب هیچ وقت یادم نمیره هیچ وقت.
امشب یکم دلم گرفت از  رنج نبودنش نمیدونم ته زندگی من چیه . حس میکنم عمرم رفته رفته داره کوتاه تر میشه. نمیدونم چرا حتی وقتايی هم که حواسم نیست ولی یهو بهم میشینه ک عمرم خیلی قراره کوتاه باشه.خیلی غمگینم. بدترین حالت ی آدم غمگین بروز ندادنشه. اينروزا اگر کسی بامن دورادور درارتباط باشه شايد خیلی از نظرش فرق کرده باشم. شايد بگوبخند تر شده باشم شايد میزان چرت و پرت گوییم زیادترشده باشه. توی خونه شايد اون بزله گوئه هنوز خودمم.اما یه گودی عمیقی زیر
اينجانه فاصله دورم می‌کند از درد،نه فرصتِ عمری که بیدادِ آدمی.!
فهمیدی منظورم چیست!؟
در تبعیدِ آدمی به اندوهِ آدمیسال‌هاستکه مرا به سرزمینِ ری فرستاده‌اندنزدیکِ کوهِ سیاه.
اينجامنفقطحق دارم باران را بشنومو گاهی با دیوار سخن بگویم.
منامشباينجافرار کرده‌ام به دامنه‌هاي دماوند.
سیدعلی صالحی 
امشب جشن عقدِ یکی از اقوامِ مادری بود،بعد از سالِ نودویک که عقد دختر دايیم بود، خاطرم نمیاد مجلس عقد دیگه اي از طرف خانواده مادریم رفته باشم.هرچی فکر میکنم چیزی خاطرم نمیاد قاعدتا من تو سن ازدواج بودم از اون سال به بعدولی خب سالها به سرعتِ برق و باد گذشتند و منم که هنوز یارِ گمشده رو پیدا نکردم
چیزی که امشب برام شوکه کننده بود دیدنِ آدم ها تو یه قالبِ دیگه بود!بچه هايی که اون موقع دبستانی و کوچولو بودن الان در شرف دانشجو شدن هستنیا بچه ه
غم مخور گر حاکمی می شود                                                 شکوه ز بی کفايتی دوران می شود
غم مخور خزانه خالی کرده است                                                  غم بخور مردمی بی خرد پرورده است
مردمان چشم بسته پاي بقچه رفته اند                                          بی خیال زعلم و عالم دوران رسته اند
مردمی که بهر ان دست می زنند                                            حق شکوه و ناله زخود پر می زنند
مردمان با دست زدندحناق گیرند                     
پنج روزه گوشیم خراب شده و دارم به دور از تکنولوژی و دوستهام زندگی میکنم. خوبه بعضی وقتها چند روز نباشید ببینید اون دوستهايی که هر روز توی مجازی باهاشون در ارتباطید دنبالتون میگردن یا نه! کی واقعیه و کی جاش توی همون فضاست فقطراستش اصلا برام سخت نیست ببوسم بذارمش کنار اما وقتی تصمیم خودم باشه نه جبر
گهگاهی با گوشی بابام یا مامانم میم رو میبینم فقط
خیلی چیزها تو سرمه که دوست داشتم بنویسمشون اما راستش با لپتاپ احساس امنیت توی وبلاگم ندارم
و حتی
خـــــدايا اين فخـــــر مرا بس ڪـہ 
خـدايی چون ٺو دارم؛ 
ٺو آن گونہ اي ڪہ من دوسٺ دارم؛ 
پس مـرا هم آن گونہ گـردان ڪہ ٺـو دوسٺ داری
امشب به درگاه خدا براتون دعامیکنم
تافرداتون پرامید،زندگیتون پویا
عشقتون خدا،حاجتتون روا
وشبتون پرازآرامش باشه
زیبايی  اين گلها
تقدیم به قلب مهربانتون 
شب زیباتون بخیر
#جشن_نامزدی
 
دلم شاده که شادی میزنه موج/   گلم مسرورم امشب
دگر غم از دلم امشب گند کوچ/گلم مسرورم امشب
میخوام یاری بگیرم همدمم شه/  گلم مسرورم امشب
شب نامزدیِ دو همدل وزوج/گلم مسرورم امشب
 
دلم پر شوره امشب/جهان پرنوره امشب
شب نامزدی دل مسروره امشب
 
خدا یارقشنگی قسمتم کرد/گلم مسرورم
امشب
یک همراز ویه همدل نعمتم کرد/،،،
کسی که برتر  از حوربهشت است/،،،
خدا اين حور جزاي همتم کرد/،،،
 
دلم پر شوره امشب/جهان پرنوره امشب
شب نامزدی دل مسروره امشب
 
ع
من متوجه زیبايی‌هاي جهان نمی‌شوم. احتمالا دلیل اصلی‌اش آن باشد که زیادی تا کنه واقعیت‌هاي وجودی زندگی پيش می‌روم. من از اين دست دوستداران فلسفه هم نیستم که در باب چگونگی حرکت جهان فلسفه ببافم و یا پیرو نظریات قدما شوم. مساله‌ی من، جهان، و زندگی بسیار بنیادی‌تر از آن است که بتوانم روی قله‌هاي زمثبت‌اندیشی و زیبا نگریستن به جهان و وقايع بايستم. مساله‌ی من مواجهه و کنار آمدن با انسان فانی و تنها است. مرگ و تنهايی دو مساله‌ی مهم و همیشگی م
کاش میموندی خانوم کوچولو کاش حالا که بعد ده سال اومدی میموندی کاش حالا که قلب کوچولوت تشکیل شده بود میموندی کاش حالا که اروم با پاهاي کوچولوت لگت میزدی میموندی کاش حالا که شده بودی همه ی دنیاي مامان بابات میموندی کاش بودی چشماي مامان وبابات که فکر میکردن همه دنیا تو چشماي تو جمع شده میدیدی کاش میموندی ولباس چین چین صورتیدا میپوشیدی ودلشونا میبردی کاش فقط 3ماه دیگه تحمل میکردی. بمیرم که امشب اخرین شب سه نفر بودنتونه بمیرم که امشب باهم نشس
سرم گذاشتم روی بالشت اشکم اومد پايین دلم خواست میتونستم و میشد به ژینو پیام بدم و بگم امشب واقعا از ته دل براي اولین بار احساس دلتنگی شدیدی نسبت بهت کردم،اونقدر که اشکم ریخت بعد اون تابستون لعنتی امشب اولین بار بود که بغض کردم بابت اينکه دیگه دوست نیستیم و ازت بدم میاد.
واقعا چی میشه که اين میشه؟دلم تنگ شده واسه خیلی چیزا خیلی چیزا هیچکس نمیتونه بفهمه چقدر اشک دلشون میخواد بریزن پايین از چشام،بچه شدم میبینین؟.من خیلی چیزا از دست دادم که هنو
دیشب غصه ها خندیدن!امشب گمشدمو پیدا کردم رفیقی که حراقل دو ساله نداشتیم همو خیلی خوشحال شدیم اونقدر ذوق !! خیلی چیزا تو فکرمه! خیلی حرفا، 
اصلا یادم رفته بود خوبی هم هست! میخاستم شبیه همه ی اونايی باشم که تنهام گذاشتن همه اونايی که بی دلیل بدجنس بودن و اونايی که الان داره مشخص میشه چی ان ولی امشب حسابی فکرام بلند داد میزنن! که همین جوری بمون ! حالا که یاد گرفتم زندگی کنم بین اين مردم میتونم مواظب خودم باشم.
هنوز تموم نشده
نبايد آفریدگار
خدا با خودتم 
با خود خود خودت 
۳۶ ساله امروز افتاده مرده 
درسته؟ 
منم دارم ۳۴ ساله میشم 
اون حاجی بوده 
حتتتتمی که زن و بچه هم داشته 
من حاجی نیستم هیچی نیستم زن و بچه هم ندارم 
من بمیرم فقط یه جا خالی میشه یه بیکار بیاد سر کار 
یعنی نفع هم داره مردنم 
من زنده بمونم جز مايه خنده و شوخی پسرها چی ام؟ جز اينکه پسره امروز میگه میخوام ازدواج کنم و من ته دلم میگم خوشششششششششش به حالت که می تونی تصمیم بگیری 
نه مثل من که امشب رفتم دم طلافروشی ها انگشت
جاي عروسک در بغل من تیله دارمدر مشت خود یک کاغذ پر حیله دارم دنیاي ِ زندانِ پر از رنجِ دیانتمن ازجنون رقاصیِ بامیله دارم باآن زنی که مرد شد گاهی غریبهگاهی هواي آن زن بی شیله دارم من آرزوی مشک اب و نان ساجیسرکش دوان در کوه ها با سیله دارم چون دخترانِ عاشق کوه _ايلیاتیحتما که من همخونیِ بابیله دارم روزی دوباره تن کنم گلدار یاسیشايد بفهمی که زنم من پیله دارم خ سعادتی_پامچال
چقدر یه شب می تونه سخت بگذره وقتی پيشم نباشی چه قدر. الهی فدات بشم امیدوارم خواب بخوابی و آروم باشی الهی فدات بشم عزیزم. .دوستت دارم زندگیم نمی تونم الان حال خودم را وصف کنم الهی قوربونت بشم فقط امیدوارم که امشب زودتر تموم بشه الهی قوربونت بشم نازنینم .دورت بگردم زندگیم سخت گذشته تا الان خوب بخوابی الهی قوربونت بشم نازنینم. .عاشقتمممممممممممممممممم عارفه من امیدوارم خوب و آروم خوابیده باشی خانمم،لاقعن اين تنها چیزی که الان می
از بیرون اومدم ماسك موهامو گذاشتم منتظرم تايمش تموم شه برم دوش بگیرم.تازه رسیدم خونه.اومدم تو اتاقم در بستم كه صداي هیچكس نشنوم.خیلی ناراحت شدم امشب.خیلی زیاد.دلم به حال خودم سوخت كه بايد همچین وضعیتی رو تحمل كنم.خیلی خسته ام از اين وضعیت.ولی میدونم میگذره تموم میشه راحت میشم از همه اين سختی ها.دختر خالم سالها قبل یه حرفی زد كه هنوز تو ذهنمه.اونشبی كه اين حرف زد با خودم فكر كردم مگه میشه ادم همچین حسی داشته باشه؟ اصن امكان ندارهول
× و بالاخره روز موعود رسید. اسباب کشی. اگر خدا بخواد امشب وسايلم رو میبرم جاي جدید. البته که هنوز توش پر از کارگره و جا هنوز مرتب نیست و ممکنه چند روزی رو توی یک آشفته بازار به سر ببرم، تنها دغدغه ی من اتاقیه که بايد دو تخته باشه و هنوز آماده نیست و کلی آدم براش دندون تیز کردن. کله ی صبح رفتیم اسمامونو چسبوندیم به درش ":)))) ولی خب دیگه خوابگاهه و قانون جنگلش.
×× روم نمیشه بگم ولی میگم، برام دعا کنید به انرژی مثبتش احتیاج دارم.
امشب سجاد یه ویدیوکلیپ از یکی از ترانه هاي ابراهیم منطفی واسم فرستاد، اينقد صداش غم داشت که یه لحظه دلم واسه غم تنگ شد. یاد بقیه ی آهنگاي رامی هم افتادم، خنیاگرِ جنوب. ظرفیتِ گوش کردنِ آهنگاشو ندارم تو اين ايام. کلاً کم پيش میاد آهنگ گوش کنم (وقتی خونه ام، وقتی تنها و یه جاي دور نیستم)، اينجوری هیچوقت خسته کننده نمیشه. 
داشتم میگفت، دلم واسه غم تنگ شده. واسه عصبانیت و ناامیدی نه! واسه یه نوع ناراحتی. عصبانیت و ناامیدی خیلی مزخرف و نخواستنی ان،
.
.
میدانـے
امشبــ چو دیگر شب ها باز هم دلمــ هواے عطرٺــ را ڪردهـ.
هر چہ برايش میگویمـــ ڪ اے دل تو لیاقٺــ آن صحنــ و سراے را ندارے.
نمیشنود. دل اسٺ دیگر منطق ندارد.
امشبــ دلمــ میخواسٺ روبہ روے گنبدٺ باشمــ.
لب ها را بدوزمــ و فقط چشمــ باشمــ.
امشبــ دلمــ حال و هواے مشہد دارد 
هـے میگوید ڪ منــ امام رضا دوسٺ دارمـ.
امشبــ دلمــ بیدارے میخواسٺ.
بیايم در صحن بنشینمـــ.
تڪیه زنم بر در و دیوار حرمٺ.
زائرانت را نگاهـ ڪنم.
پرچمتــ را ن
چند روز پيش دعوتنامه‌ی پیامکی و تلگرامی فرستادن براي افطاری امشب. تصمیم قاطع داشتم بر نرفتن و بنابراين جوابی ندادم. دیشب دیدم اين مدت از شش جهت! استرس زیادی بهم وارد شده و از طرفی دوست دارم دوستان رو ببینم. گفتم اگه تا ظهر فردا همه چیز خوب پيش رفت، با اينکه در مرام ما نیست! اما خودم پیام میدم بهشون میگم "اگر لیست را نبستید، من هم می‌آیم." امروز ساعتاي ده بود که خود دکتر زنگ زد، گفت امشب بیايد، من شما رو به نمايندگی از گروه خانم‌ها معرفی کردم بر
امشب چشمامو رو همه چی بستم و فقط نشستم به روزاي ازدست رفته اي که میشد به بهترین شکل با مشکات بگذرونم و نشد فکر کنم. فقط به اين فکر کردم که من هنوزم چقد مشکاتو دوست دارم. فقط به فکر اين بودم که ما بخاطر یه موضوع کوچولوی کوچولو که از همون اول میتونستیم حلش کنیم چقد دور و دورتر شدیم ازهم.آتیش گرفتم وقتی یچیزايی رو شنیدم. اصلا نمیدونم چرا اين اتفاقا افتاد. همش از همونروز لعنتی شروع شد. البته حالاکه تموم شده ست.عادتمه، اينموقع هرسال نابود با
اين پست با حس زیباي موسیقی خاتون عزیزم نوشته شده. همزمان پلی کنید و بذارید موسیقی به پست من، روح بِدَمه :)
امشب ماه گرفت. مثل سال‌هايی که دبیرستانی بودم و هرشب ساعت‌ها محو آسمون شب می‌شدم، رفتم که بین ستاره‌ها دنبالت بگردم.
شهر پر از نور و چراغ‌هاي اضافه بود. ندیدمت. دلم برات پر کشید. دنیا تنگ تر شد.
میدونی! وقتی دل آدمیزاد قد یه سر سوزن می‌شه، هیچ دو دوتايی، چهارتا نمی‌شه. بیا امشب رو تا صبح زیر طاق آسمون کنار هم بمونیم. مثلا عطرت بپیچه تو
تو حیاط بودیم که صداي داد و جیغ یه زن رو شنیدیم، سریع رفتیم تو کوچه تا ببینیم چه خبر شده، نمیدونم چجور بگم.فقط چیزايی که شنیدم رو می نویسم.
_ چطور تونستی علیرضا؟ منه احمقو بگو گفتم بعد یه هفته دارم میام الان منتظرمی. ولم کنید شما نمیدونید.من اينو با زن شوهر دار دیدمآخه نجس من بچه دارم، چطور تونستی؟ چند بار گفتم تو دوست دختر داری هی گفتی نه. من اين خونه زندگی رو با خون دل ساختم کثافت چطور تونستی؟ میخوام طبل بی آبروییت رو همه جا بکوبم تا
شايد فکر کنی دارم زیاده روی میکنم ولی بايد بگم مستی هرچند از دنیا جدام میکنه ولی به تو نزدیکم میکنه و من دوستش 
دارم امروز که زنگ زدی به شدت سر درد بودم چون تقریبا یک روز نخوابیده بودم با اين که روز قبلش قرص خواب خورده بودم
اگه گیج نبودم تمام تلاشمو میکردم که تلفنت قطع نشه چون خیلی منتظر بودم بهم زنگ بزنی و من صداي پر از انرژیتو بشنوم
صدايی که خون تو رگهامو جریان میده
دلم میخواد راحت باهات حرف برنم ولی شرم و حیا حتی تو مستی هم جلومو میگیره
میخو
 از هر کسی براي کمک بهم، داره واقعا باورم
میشه، قسمتم اينه به هدفم نرسم!! خدايا کمک کن!!! نوکرتم کمک کن!! خرتم
کمک کن! واقعا احساس میکنم دارم سکته میکنم!!
خدايا خودت کمک کن! هر
روز اوضاع داره قاراشمیش تر میشه! سخت تر میشه! اين همه رفتم تهراان دست از
پا دراز تر برگشتماگه قراره بقیه عمرم هم همین اوضاع بدبختی باشه، خیلی
ملو و اروم امشب تمومش کن راحت بشم!!!تمومش کن دمت!!!
خدايا مراقب ما که نبودی، مراقب خودت باش لااقل!
احمد آزاد


آهنگ بی نظیر زندون خیال
تو زندونه خیال تو دلم پوسید یه فکری کن
گلستونه امید من همه خشکید یه فکری کن
براي من یه فکری کن جدا ماندن
جدا گشتن براي تو چه آسونه
ولی من بی تو میمیرم به حال من یه فکری کن
براي من یه فکری کن هنوز بوی تورو داره
در و دیوار اين خونه هنوز عکسه توی طاقچه
میونه اون دوباره داره تو زندونه خیال تو
دلم پوسید یه فکری کن گلستونه امید من
همه خشکید یه فکری کن براي من یه فکری کن
ولی با من چرا اي آشناتر از همه با من
بدون دنیا بر
خدايا خودت میدونی چی میخوام.
نمیام هِی الکی همشو برات بازنویسی کنم.بیکار هم نیستم.خودت میدونی اين روزها چقدر گرفتارم.حتی یه مدته فرصت نکردم به آرزوهام فکر کنم.
آرزوهام تغییری نکرده ، همون قبلیان.همونا که هیچ وقت نشد.همونا که داره از یادم میره.
خدايا ، بعضی وقتا حس می کنم میتونی ولی کاری نمی کنی.ببخش رُک حرف میزنم.من اصولا آدم رُکی نیستم.اما امشب فرق میکنه.امشب شب آرزوهاست ، پس لطفا لَج نکن باهام.انصاف نیست.
سال ۹۸ نزدیکه.همون دم تحویل
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابیچه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابیبه چه دیر ماندی اي صبح که جان من برآمدبزه کردی و نکردند مؤذنان ثوابینفس خروس بگرفت که نوبتی بخواندهمه بلبلان بمردند و نماند جز غرابینفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارمکه به روی دوست ماند که برافکند نقابیسرم از خداي خواهد که به پايش اندر افتدکه در آب مرده بهتر که در آرزوی آبیدل من نه مرد آنست که با غمش برآیدمگسی کجا تواند که بیفکند عقابینه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاریتو به د
سلام 
اين روزا حسابی دارم از دست خودم حرص میخورم 
از اين که میخوام همه رو راضی نگه دارم و نتیجه اش میشه عذاب دیدن خودم 
چرا اينقدر نه گفتن سخته برام ؟ چرا اينقدر من تعارفی ام اخه 
فردا مهمون دارم و هیچ کاری نکردم 
خونمون به لطف پسر مثل میدون مین میمونه 
حالا هرشبم زودتر میخوابیدا 
امشب یک و نیم خوابیده 
کلا بساطی داریم !!
خدا فردا رو بخیر کنه با اين همه کار و
هوالرئوف الرحیم
اصلا نیاز نشد پيش دکتر بریم. خودش خوب شد.
امشب بعد دو سال رفتیم خونه ی اين یکی ها. خوب بود خیلی خوش گذشت.
در نهايت ولی فسقلک کاری کرد کارستون. شستیم و آب کشیدیم و رفت پی کارش. حالا یاسمین هی می گفت. گفتم:
"مگه تو نمی کنی ازین کارها؟"
هم خودش هم مامان باباش بدشون اومد. ولی دیگه تکرار نکرد. 
رضا میگه یادشون می ره. ولی من می گم نه!
بگذریم.
امشب شور بامیه خوردم. و مرباي لیمو ترش. م بود. هنوز مزه شون زیر زبونمه.
من کسی را همین امشب همین ساعت خوشحال کردم :)
همیشه میگفتمـ آدمـ وقتی میتونه کسی رو خوشحال کنه که خودش خوشحال باشهکسی میتونه یه نفر و آروم کنه که خودش آرامش داشته باشه
اونقدری دنبال خوشحالی و خوشبختی و دل آروم رفتمـ و نشد 
که الان با یه دل حسابی شکسته و یه ضعف بزرگ بهم میگن چقدر صبور و قوی تو ( اونی که منو توی ضعفمـ ندیده ) من بیمار نیستم من ٩٠ سال ندارم ولی اونقدرا پاي درد بیمارا و تنهايی ٩٠ ساله هايی که هر روز توی بیمارستان میبینم نشستمـ که بت
امشب پايیز فصل آخر سال است، اولین کتاب نسیم مرعشی رو خوندم. چقدر خوش‌خوان و جذاب و درست نوشته شده بود. از اون متن‌ها بود که خیلی دوست دارم ورژن مردونه/پسرونه‌ش رو بنویسم.در مورد مهاجرت خیلی توی تولیدات فرهنگی و هنری کم کار کردیم. در حالی که دغدغه بزرگی‌ه و نسل ما خیلی زیاد باهاش درگیره. کم نیستند دوستان و همکاران و هم‌کلاسی‌ها و آشناها و فامیل‌هامون که ذره ذره وجودشون رو برداشتن و رفتن و تبدیل شدن به کاراکترهاي مجازیِ پشت خطِ تماس‌هاي
اگرچه دست و دلی سخت ناتوان دارمتورا نمی دهم از دست، تا توان دارمسری به مستی نیلوفران صحرايیدلی به روشنی باغ ارغوان دارم»اگرچه مرده اي، اي عشق! نعش نامت راهنوز هم که هنوز است بر زبان دارمچراغ یاد تو را در کجا بیاویزمکز اين کبود نفس گیر در امان دارم؟میان سینه من آتشی است چون فانوساگرچه خواستم اين شعله را نهان دارمعبدالجبار کاکايی
دانلود آهنگ جدید مجید خراطها امشب چته
دانلود آهنگ مجید خراطها به نام امشب چته کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاين و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده امشب چته با صداي مجید خراطها از جوان ریمیکس
ترانه و موزیک: مجید خراطها, تنظیم: مجید الماسی
Download New Music Majid Kharatha – Emshab Chete

جدیدترین ساخته مجید خراطها در تاریخ ۹ مرداد منتشر شد.
ساخته جدید مجید خراطها، امشب چته نام گرفته است.
اين موزیک در سبک پاپ قرار دارد.
تنظیم حرفه اي اين موزیک به
کجا می‌روی؟
یک امشب را کمی بیشتر بمان!
"با چشم‌هايت حرف دارم"
می‌خواهم برايت از جاده‌هاي بی‌کس شب بگویم
از سوسوی تنهايی ماه در شب‌هاي بی‌ستاره
از کبودی چشم‌هاي دریا در شب‌هاي فراق موج
کجاي می‌روی؟
قدری بیشتر بمان!
می‌خواهم تا صبح برايت شاملو بخوانم!
یا نه، بمان تا برايت آیدا بخوانم در شب‌هاي بی‌ احمد
مفاتیح بخوانم ،فراز به فراز دعاي اجابت
بمان!
می‌خواهم برايت آواز بخوانم
چنگ بزنم
شايد هم تا سپیده یک نفس در شیپورها بدمم
بايد تمام مرد
من امشب یه مولکولم، تو سرزمین مولکول‌ها.
اينجا یه سالن بزرگ و طویل و شیکه. زندگی‌مون خوبه، امکانات رفاهی متناسبه. اما یه بلندگو اينجاست که هر شب اسم چند تا از مولکول‌ها رو اعلام می‌کنه تا برن به سمت سرنوشتشون.
سرنوشتشون از اون دو تا در آسانسوری* رد میشه. دو تا در: ترکیب، انرژی‌خواه؛ تجزیه، انرژی‌زا.
امشب من هم فراخوانده شدم. قراره کلید یکی از درها رو فشار بدم و وارد واکنش بشم.
اگه ترکیب رو انتخاب کنم، داخل اتاقک، علاوه بر انرژی فعال‌سازی،
. زیاد میخوابم بد میخوام اعصابم خورده! خوشم نمیاد اينجوری باشم اصلا. اه
 دارم
کتاب خودت باش دختر رو میخوندم. هنوز پنج فصلشو خوندم و احساس میکنم ک
خیلی روم تاثیر گذاشته.حس بهتری دارم نسبت ب خودم و اعتماد بنفسم بالاتر
رفته. انگار خودمو بیشتر دوس دارم.براي خودم احترام بیشتری قائلم. هرچند با
اون مورد خواب م مشکل دارم اون قضیه ش جداس
آرامشی که به خودم میدم کاملا موقتیه
اولش خیلی حالم خوب میشه ولی چند ساعت بعد دوباره همونم
23 روز گذشته اما هنوز انگار زیر بار اين نرفتم که پيش هم نیستیم.!
به هر بهانه ی کوچیک و نامربوطی بهم می‌ریزم.
با اينهمه، توی اين 23 روز فقط سه بار گریه کردم ها
ولی درونم آروم نیست.
مخصوصا از وقتی همسر هم دیگه دلتنگی هاش معلوم شد.
امشب اولین شب قدره
بجاي اين‌که 4 صفحه قرآن بخونم و با معبود خودم حرف بزنم و ارتباطم رو قوی کنم، تا قوی بشم،
دارم شکايت می‌کنم که چر
اطرافم خالیه خیلی خالی،امشب شنیدم یکی از نزدیکان تخصص رادیولوژی قبول شده،دانشگاهی که من دوست دارم اگه بشه عمومی رو اون‌جا بخونم.
خدايا صداي اين بنده کوچولوت رو می‌شنوی؟اون‌جا هم نشد نشد!نهايتا دوره‌ی بعدش رو اون‌جا قبول می‌شم ولی لطفا  رشته‌ی مورد علاقه‌م بشه.دیگه نمی‌خوام بشینم فکر بد کنم!اصلا چرا نبايد بشه؟!خیلی خب لورا تا اين‌جارو درس خوندی بقیه‌ش رو کم نیار.دقیقا همین چند روز مهمه کم‌ نیار و به کم قانع نشو.
یکم دیگه مونده :) به ا
بیست سالگی براي من سن خیلی مهمیه و همیشه برام مهم بوده که تا قبل از اتمام بیست سالگیم، من حسابی کیف کرده باشم و کاراي مفید کرده باشم و به معناي واقعی "زندگی" بکنم. و خب من اينجام و تقریبا پنج ماهی از بیست سالگیم گذشته و من اين اواخر زیاد از شرايط راضی نبودم.
بنابراين همونطور که چند روزه ذهنم درگیر شده، امشب یه لیست نوشتم از بیست کاری که تا قبل از تموم شدن بیست سالگیم بايد انجام بدم. البته ممکنه به مرور باز فعالیت هايی بهش اضافه بشه اما چون اولین
امشب به یک نویسنده "کمی" غبطه خوردم. مخصوصا وقتی گفت معمولا هفت- هشت تا کتاب را با هم پيش می‌برد. طول می‌کشد تا تمام شوند ولی، سالی یک کتاب دارد. کتاب که می گویم فیکشن و نان-فیکشن هايی هستند که بشود به‌خاطرشان جلسات نقد گذاشت یا شرکت کرد. قدرت تخیل و خلاقیتش تحسین برانگیز است. سوال کلیشه اي به ذهنم رسید که چه شد اصلا نویسنده شده؟ خیلی جدی گفت: هیچی بار خورد! چون کار دیگه اي بلد نبودم.» شايد علت موفقیتش هم همین است. حالا چون خلاف دیدگاه‌هاي امثا
دوستت دارم19:33
دوستت دارم 19:34
دوستت دارم19:35
دوستت دارم 19:36
دوستت دارم 19:37
دوستت دارم 19:38
دوستت دارم 19:39
دوستت دارم 19:40
دوستت دارم 19:41
دوستت دارم 19:42
دوستت دارم 19:43
دوستت دارم 19:44
دوستت دارم 19:45
دوستت دارم 19:46
دوستت دارم 19:47
دوستت دارم 19:48
دوستت دارم 19:49
دوستت دارم 19:50
دوستت دارم 19:51
دوستت دارم 19:52
دوستت دارم 19:53
دوستت دارم 19:54
دوستت دارم 19:55
دوستت دارم 19:56
دوستت دارم 19:57
دوستت دارم 19:58
دوستت دارم 19:59
دوستت دارم 20:00
 خییلی
خدايا؛تو تنها روزنه ی امیدی هستی که ؛ هیچگاه بسته نمی شود.تو تنها کسی هستی که ؛ با دهان بسته هم می توان صدايش کرد.تو تنها کسی هستی که ؛ با پاي شکسته هم می توان سراغش رفت.تو تنها خریداری هستی که ؛ اجناس شکسته را بهتر برمی دارد.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی همه رفتند ، می ماند.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی هم پشت کردند ، آغوش می گشايد.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی همه تنهايت گذاشتند ، محرمت می شود.وتو تنها سلطانی هستی که ؛ دلش با بخشیدن آرام می گیرد ، نه با تن
یادم نمی‌آد که قبلش داشتم برنامه می‌ریختم یا بعدش؛ نمی‌دونم کی ناامید شدم که اومدم و اين‌جا نوشتمش، ولی می‌دونم که دیگه هوا کم کم داره روشن می‌شه واسه من. امشب وقتی واسم نوشت بی‌شوخی چی از جون خودت می‌خواي؟» من بعد مدت‌ها دوباره فکر کردم که چی از جون خودم می‌خوام. مگه همه اين تلاش‌ها و دوییدن‌ها واسه اين نبود که وقتی می‌ايستم جلوی آینه، تصویر توی آینه از ته دل خوشحال باشه؟ مگه قرار نبود مسیر خودش لذت‌بخش باشه؟ حالا که جز ناراحتی و ا
سلام نرگسم!
سلام عزیزتر از جانم!
امشب تو پيش من نیستی. مادرت دوست داشت برود خانه ی مادربزرگ من و یک روزی را آنجا با عمه هاي من سر کند. دوره ی نامزدی بعد از اينکه مادرت را آورده بودم اهواز و چند روزی را اينجا گذراند، برگشتیم اردبیل و یک بار به دايی اش گفتم: اين دختر شما به پدر من می گوید: پدرجون! و به مادرم: مادرجون، اين مشکلی ندارد اما اينکه به عمه هاي من بگوید: عمه جون، اين را کجاي دلم بگذارم؟ دايی مادرت و مادربزرگت و مادربزرگ مادرت که همگی آنجا ب
چند روزیه دلم پر می‌کشه بیام پيشت رو صورت سنگی سردت دست بکشم و خاک رو از چهرت بشورم ولی نمی‌دونم چرا یه حسی عین کمربند منو بسته به اين شهر و نمی‌ذاره بیام اونجا ببینمت. کاش امشب تو بیاي. من پاهام تو اين صخره‌ها، سفت بسته شده.
بعله کارمون دراومد :) امشب اومده اينجا یه چمدونم آورده یکی دو تا پیرهنم تو کمد دیواری آویزون کرد. عملن بايد اين دسته حرها رو حالا اينجوری به زور تحمل کنیم. قربون خدا برم من دقیقن کجاي زندگی م قراره روی آرامش رو ببینم؟ پسر ۲۸ سال چوب تو ماتحتت باشه خیلیه ها. کولر خاموش کرده، صداي تلویزیونو کم کنین صداي بلند حرف نزنین. دو تا پتوی تمیز تمیز رو از تو بسته بندی درآورده ریده بهشون که یه نر قراره زیر و روش پتو بندازه. اين اگه فکر کرده من سرویس دهی اي قر
یه مارمولک کوچیک صورتی اينروزا تو حیاط میدیدم و چه بی رحمانه بامزست!حالا توله امشب اومده تو اتاقم و من تو دو راهی کشتن و پا گذاشتن رو احساسات حیوون دوستانم و بامزگی بی رحمانه او و یا نکشتن و همبازی شدن و همخواب شدن با ناز و کرشمه ی دلفریب او
"وقتی به همه چیز و همه کس اهمیت می‌دهید، احساس می‌کنید که حق دارید همیشه در آرامش و شادی باشید و همه چیز بايد دقیقا همان طوری باشد که شما دوست دارید. اما اين یک بیماری است، و شما را زنده زنده خواهد بلعید. شما در اين حالت، هر اتفاق ناخوشايندی را بی عدالتی می‌بینید؛ هر چالشی را یک شکست می‌دانید؛ هر ناراحتی را یک ناسزاي شخصی تلقی می‌کنید؛ و هر مخالفتی را یک خیانت تصور می‌کنید. در جهنم کوچک خود که به اندازه‌ی فکرتان است، گیر می‌افتید؛ در حس حق
هر روز که می‌گذره حس می‌کنم یک تیکه دیگه از خودم رو گم می‌کنم. مدام سعی می‌کنم همه چیز رو آروم نگه دارم. به دور از هر حاشیه‌اي. دلم نمی‌خواد دیده بشم. اگه حس کنم کسی راجع بهم حرف میزنه حالم بد میشه. وقتی فکر می‌کنم که چند هفته دیگه بايد برگردم دانشگاه و دوباره سرک کشیدن آدم‌ها توی زندگی هم‌دیگه بهم استرس بده حالم بد میشه. من متاسفانه آدمی نیستم که بگم برام مهم نیست. شايد براي همین همیشه سعی کردم توی سايه باشم. دلم نمی‌خواد مرکز توجه بشم. یا
ساعت هشت بیخیال حال دلم
 همینجوری ک وايسادی.یهو چشاتو ببندم
بگم
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم
با تموم بی قراریام دوست دارم
با تموم نفسام دوست دارم
با تموم من دوست دارم
دستمو بردارم از رو چشمات
بوسشون کنم
آروم زل بزنم بهت بگم
دارمت.
بسم‌اللهبعد از همه تلخی‌هاي ماه شعبان، شیرینی ماه‌رمضان، بهترین هدیه خدا بود، هست.اگر یادتان ماند و یادتان بود حقیر را در رمضان دعا کنید.پست بعدی بماندان‌شاءالله عید فطرپ.ن: یک توصیه از حاج اقا قرائتی، امشب دعاي وداع ماه رمضان را بخوانید.
عشقش داشت میخندید بهش بلند بلند قهقه میزد 
مرد از جاش بلند شد اروم گف بسه!
زن ادامه داد بلندتر و بیشتر خندید مرد سمتش اومد و فریاد زد ايوی بسه! 
مرد گلوی زنش فشرد گریه کرد و فریاد زد بسه! 
اونقدر فشار داد که از بی جان تو بغل مرد افتاد.
گریه‌ی مرد شدت گرفت سر زن توی سینه اش فشرد و محکم بغلش کرد و بین هق هق هاي مردانش مدام میگف "دوست دارم" "دوست دارم"."دوست دارم"
یکی از ویژگی هاي خوابگاهی بودن اينه که تنوع مواد غذايی تو خوابگاه کمهمثلا یه شب که صبحونه فردامو گرفتم دیدم شیر کاکائو داره داخل پکبیصبرانه منتظر بودم صبح بشه جاي صبحونه بخورمش :)))از ذوق خوابم نمیبرد به خدا :|شنبه و یکشنبه دو تا امتحان دارم سه واحدیو به شدتتتت استرس دارم :(یه چند تا توصیه بکنم شما رو خخخبچه هااااا شب امتحان کافئین نخوریدددد!!به هیچ وجه قهوه نسکافه و حتی چايی پررنگ نخورید!!علاوه بر اينکه خوابتون نمیپره،باعث میشه تپش قلب و است
نزدیک ۹ شب است. امروز هوا، همانند اکثر روزهاي قبل، خیلی دلنشین بود. اواخر زمستان و اوايل بهار تهران، به مراتب از هواي دلنشینِ رشت، دلنشین‌تر است. امروز، استثنائاً، راضی بودم. و اين براي من، بسیار ترسناک است. سال‌ها می‌گذرد از روزهايی که از خودم راضی بوده‌ام. نوشتن را تا حدودی از یاد برده‌ام. اين را وقتی فهمیدم، که اين آهنگ چارتار را شنیدم، و بعدش، از نوشتن لبریز بودم، از خاطره‌ی او، خاطره‌ی پاک او، لبریز بودم، اما انگار که سد بزرگی مانع ب
'Cause when you're fifteen and somebody tells you they love you
You're ing to believe them
And when you're fifteen feeling like there's nothing to figure out
Well, count to ten, take it in
This is life before you know who you're ing to be
Fifteen*
Taylor Swift
+ خب، آهنگ کمی تا حدی دارک و غم‌انگیزه، اما به مناسبت می‌خورد. =)
+ لازمه بگم تولدم مبارک؟
+ امروز با اختلاف بهترین تولد زندگی‌م بود. درسته که خیلیا یادشون نبود تولدمه. همونايی که من هر سال یادم بود و با عشق بهشون تبریک می‌گفتم، اما عیبی نداره. عوضش می‌دونم همون چند تا تبریکی که گرفتم واقعی و از ته
هعی کنکوریاي نود و هشت امشب از اين استرس کشنده خلاص میشید اگه تا قبلش خودتونو خلاص نکنید. من که کلا به . بود _ببخشید_ برام کلا مهم نبود الان راحتم خونواده از اين استرس درمیان و دست از پافشاری برمیدارن شايدم پا از دست فشاری برمیدارن.
دیگه حوصله ی هیچی رو ندارم .دوس دارم مامان بابام زودتر جدا شن.و دنیا به آسايش برسه.دوس دارم زودتر درسم تموم شه و من بتونم احساس آزادی کنم . دوس دارم یکی رو داشته باشم که حوصله ی منُ داشته باشه . فقط یکی.فقط همون یدونه رو میخوام. دوس دارم به کامک بگم یه نازپروده ی لوسِ گریه اوی آب دماغیه و مادرش گند زده با تربیتش.و بهش بگم ازین ضعیف بودنش متنفرم. و اونم بدش بیاد و ناراحت شه و بیشتر به قول خودش احساس خشم و نفرت کنه .
امشب و در همین لحظه عمیقا دلم میخواد دوستی رو داشتم که راحت و بدون فکر میرفتم تو صفحه چتش و مینوشتم.از هرچی که تو ذهنم میاد.متن آهنگايی که گوش میدم رو تیکه تیکه بنویسم براش و خیالم راحت باشه صبح که میبینه لبخند میزنه با دیدن اون همه پیام.
شب شده
و اما ماه من
همچنان در میان ابر هاست.
عزیزکم
از همان جا سلام مرا به تمام شب زنده داران برسان
بهشان بگو الان ساعت عاشقی است
بگو که به ساعت بنگرند تا بدانند کسی بهشان فکر می کند
کسی که چون خودشان تنهاست
و امشب را
به بیداری گذرانده
کسی که دلتنگ دوستانش است
واقعی
و 
مجازی
کسی که فکر میکند هرشب
اشک میریزد زیر پتو
و آن کس
منم
من

!
چند سال پيش بود؟شش؟هفت؟
گمونم شش سال.
شب بود.با دوتا از دوستام توی اتوبوس بودیم .با کاروان رفته بودیم مشهد.توی راه برگشت یه رستوران بین راهی نگه داشته بودن.همونموقع بهمون گفتن که شام امشب با خودتونه.غممون گرفت.وسط اين بیابون جز اين رستوران درب و داغون و مارکت کوچیک بغلش که چیزی نیست.پیاده شدیم نماز خوندیم و نشستیم پشت میزاى رستوران.گرسنه بودیم.تصمیم گرفتیم بندری سفارش بدیم.ساندویچ ها رو کاغذ پیچ شده تحویل گرفتیم و برگشتیم تو اتوبوس جا
امشب ددلاين آخرین پروژه‌ی اين ترمه و فردا قراره برم دانشگاه که استاد منو ذبح کنه به دلیل غیبت طولانی و بی‌خبرم. البته که استاد خیلی مهربون‌تر از اين حرفاس، ولی خودم نسبت به اين که اين چند روز نرفتم دانشگاه اصلا حس خوبی ندارم.
پروژه‌هه اين جوریه که تقریبا ۶ سری داده به ما دادن(مربوط به تمرین‌هاي طی ترم) بعد الان گفتن براي یکی از داده‌ها یه مدل مناسب پيشنهاد بدید و استدلال کنید چرا مناسبه و نتیجه رو هم تحلیل کنید و با تمرینی که قبلا انجام دا
امشب دمامون هفت درجه است و خب اون کدوم عقده ايه که میخواد در بالکن رو تا صبح باز بزاره؟
احسنت،نامبرده
از اونجايی که از اول تابستون تا الان من یک روز هم تو گرماي یخچال آب کن تهران خونه نبودم،قندیل بستن رو حق مسلم خودم میدونم:دی)
بله هوا سرده اينقدر که ظهر بايد با سوییشت و بافت و اينا میرفتی بیرون تازه ظهر که آفتاب وسط آسمونه:/
شعله دارم می‌کشم در تب، نمی‌فهمی چرا؟
آب دارم می‌روم هر شب، نمی‌فهمی چرا؟
اهل آه و ناله کردن نیستم، جان من است
اينکه هر دم می‌رسد بر لب، نمی‌فهمی چرا؟
آنچه من پاي به دست آوردن چشمت زدم
قید دینم بود لامذهب، نمی‌فهمی چرا؟
بارها دل کندی و من بارها جان کنده‌ام
بارها تکرار شد مطلب، نمی‌فهمی چرا؟
بین مردم مثل من پیدا نخواهد شد، نگرد!
یک ندارد جز خودش مضرب، نمی‌فهمی چرا؟
بارها گفتم دل دیوانه، گرد عشق، نه!
نیش خواهی‌خورد از اين عقرب، نمی‌فهمی
+ میلاد امام مهربونی‌ها، امام رضا(علیه‌السلام) مبارک!
 امیدوارم دلتون به لطف رضا همیشه راضی و شاد باشه :)
++ شب عیده، امشب یه نفر کنار پنجره فولاد رضا نشسته، یه نفر شیفت و گرفتار کار، یه نفر تو خونه‌اش تخت خوابیده یه نفر هم از اين پهلو به اون پهلو میشه و خوابش نمی‌بره، اما اين وسط یه عده چشم انتظارن، یه عده تو بیمارستان‌ها مریض دارن و دل نگرانن، یه عده هم رو تخت بیمارستان از دور زمزمه میکنن "السلام علیک یا علی‌ بن موسی الرضا المرتضی" !
دعا کنی
شعر یادت نره شروع شد بیا ببین چی شده اين سری
سری جدید مسابقه شعر یادت نره شبکه منوتو
(من و تو) از سوم آذر ماه 96 هر جمعه ساعت ده شب پخش میشود که میتوانید با
کیفیت عالی بصورت رايگان و لینک مستقیم دانلود کنید.
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام خوبین؟
امشب شروع میشه شعر یادت نره خیلی هیجان دارم ببینم.
از لینک پايین نگاه کنید و دانلودش کنید.
لطفا نظر هم برام بزارید ببینم خوشتون اومده یا نه.

دانلود مسابقه شعر یادت نره قس
الهــی . . .
إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ
أَعْلَمْتُ أَهلَهــَا أَنِّی أُحِبُّڪَ
خدايا
اگر در آتشم افڪنی
بہ دوزخیان خواهم گفت :
ڪہ تو را دوست دارم
 #فرازی_از_مناجات_شعبانیہ
پ ن:
آن شاالله خدا هم ما ها رو دوست داشته باشه
با اين که خیلی گناهکاریم
الهی امید به عفو تو دارمخیلیییی
۱. جشن روز پرستار دعوت بودم.
۲. بین آدم‌هاي حاضر در سالنی با ظرفیت سیصد نفر که فقط یک میز ده نفره‌ش خالی بود، می‌تونم به جرأت بگم تک بودم! مثل من دیگه نبود اونجا! منحصربه‌فردِ منحصربه‌فرد!
۳. من اينجا، در حضور شما شاهدان محترم، به اهرام ثلاثه و خدايان مصر، علی‌الخصوص آمنهوتپ سوم قسم می‌خورم که هیچ‌گاه و تحت هیچ شرايطی به یک نفر از خاندان جلیل‌القدر پزشکی و وابستگان، 'بعله' نخواهم گفت، مگر اينکه شق‌القمر یا کاری در رتبه‌ی شق‌القمر کند! (ج
هر شب اين ساحل انبوه از شن
موجی از خاطره اي دور را می نگرد
موج برخاسته از یک لبخند
موج برخاسته از یک چشمان !
یا که همچون امشب
موج برخاسته از رنگ کلام
و صداي نفسی در دل دور
می دواند باد ، شن ها را پی مهتاب
می دواند موج ، غم ها را به سمت ساحل
می دواند عشق من را به سوی یک خیال از یار
چه روان می باری
در دل اين دریا
صاحب اين وبلاگ دو روز دیگر پا به عرصه ی گیتی مینهد!!
بله دیگ!!
 
زاد روز ولادتمون مقارنه داره با جواباي کنکور
 
من که رفتم دانشگاه و تموم شد!!ولی اخه چرا من روز تولدم بايد یاد استرساي
پارسال بیوفتم؟؟هیچی!!فقط یه کنکور زده ی خسته ام که میخواهد 
هیچ وقت به کنکور فکر نکند!!
 
آری آری!!
 
زیاد میخوابم.ايضا زیاد میخورم!!ايضا فیلم نیز هم!!!
اضافه میکنم!در واقع وجدانم اضافه میکند!!البته من یه مامان و بابايه درون دارم که گاهی نبودشونو جبران میکنه و بدین صو
وقتی اين روزها اوضاع مملکت را می‌بینم یاد "قلعه" بازی کردن خودم می‌افتم، یاد صداي روی مُخ آن مردک وراج که پشت سر هم می‌گفت:" سرورم آذوقه کم است ؛ سرورم مردم گرسنه هستند ؛ سرورم رعايا دست به شورش زده‌اند؛ سرورم از انبار ی شده است، سرورم." البته چندباری هم به خاطر دارم که گفت "سرورم مردم راضی هستند؛ سرورم مردم بسیار شما را دوست دارند، سرورم." و از اين دست حرف‌هاي تخیلی که فقط مختص بازی هستند!امشب هر چقدر به مغزم فشار اوردم نتوانستم جملاتی
احساس میکنم یک جايی زانو به بغل نزدیک فن هواپیما نشستم. صداي کولر، صداي پنکه، صداي لپ تاپم. خسته ی روز هستم اما خوابیدنم در اين لحظه مثل چشم بستن آدمی است که میداند یک جاي خانه آتش گرفته. حالا شايد هم خوابیدم! اما به میم گفتم میترسم صبح ببینم از حجم محاسبات و داغی سیستم لپ تاپم به میز چسبیده!! اين ترس امشب من است. ترس روزهايم همان چیزی است  که تو جلسه با معاون پژوهشی گفتم‌. اين که بعد چهار سال شبیه آن چیزی شده ام که میخواستم باشم‌. و وقتی گفتم تو
اهنگ مریم چرا با ناز متن کیفیت بالا 320 و لینک مستقیم : مریم چرا با ناز و با افسون و لبخندی به جانم شعله افکندی مرا دیوانه کردی امشب چه با ناله غم از هر دیده می بارد دلم در سینه می نالد مرا دیوانه کردی مرا دیوانه .
اهنگ مریم چرا با ناز متن کیفیت بالا 320 و لینک مستقیم 
مریم چرا با ناز و با افسون و لبخندی
به جانم شعله افکندی مرا دیوانه کردی
امشب چه با ناله
غم از هر دیده می بارد
دلم در سینه می نالد
مرا دیوانه کردی مرا دیوانه کردی
رفتی مرا تنها به دست غم
امشب گودباي پارتی داریم.
دوتا از همکلاسی هاي ارشد میان خونم.
منم برخلاف مهمون هاي قبلی که ماکارانی درست می کردم، می خوام از اين دو دوست مهربان با الویه پذیرايی کنم.
آخه اينا دفعه اول و آخرشونه که میان اينجا.
در خونه رو که باز کردم، رفیقان جان با یک عدد کیک بزرگ اومدن داخل.
و بالاخره شیرینی پايان سربازی رو خوردیم.
امشب رفته بودم یکم چیز میز بخرم، یه دختره با یه ماشین شاسی بلند که نمیدونم چی بود با یه پسره که فک کنم پژو داشت کورس گذاشته بودن، اونم تو خیابون و محل عبور مرور مردم، دختره کم مونده بود من و چند نفر دیگه رو کتلت کنه .اينقد سرعتش زیاد بود که وقتی زد رو ترمز کم مونده بود چپ کنه، نمیدونم اين عقده ايیا کی آدم میشن :/
براي اولین بار تو طول زندگیم یه اتفاق خفن و غیر منتظره افتاد!
بووممم. بالاخره موفق شدم تابستون رو بترم 
البته تردن نه به اون معنا که هر روز گردش و مسافرت و مهمونی باشم، نه. همین که دارم از روزام استفاده میکنم و کارايی که دوست دارم رو میکنم خوشحالم میکنه که مثل تابستون سالاي پيش الکی وقتمو هدر نمیدم.
و خب اين بخاطر دوستاي خوبیه که دارم، که خواسته و ناخواسته بهم انگیزه میدن
پول کثیف، حلال مشکلات، چرک کف دست، عامل اصلی اخلاق، دشمن و خیلی القاب دیگر که برايش وضع کردیم درسته بدون پول نمی شه زندگی کرد نمی شه همیشه خوش اخلاق بود نمی شه عشق رو ابراز کرد نمی شه درست درمون زندگی کرد و پيشرفت کرد اما همه چیزمون پول نیست همه اعتبارمون پول نیست.
دوستی داشتم کمی متفاوت بود براي هر کاری گماشته داشت براي تمام کارهاي شخصی اش اما گربه ها هم براي رضاي خدا مجانی موش نمی گیرند پولی تو جیب اذناب می کرد و به قول خودش
تو را به جاي همه نی که نشناخته‌ام دوست می‌دارمتو را به جاي همه روزگارانی که نمی‌زیسته‌ام دوست می‌دارمبراي خاطر عطر گسترده بیکران و براي خاطر عطر نان گرمبراي خاطر برفی که آب می‌شود، براي خاطر نخستین گلبراي خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی‌رماندشانتو را براي خاطر دوست داشتن دوست می‌دارمتو را به جاي همه نی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم.جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خویشتن را بس اندک می‌بینم.بی تو جز گستره بی کرانه نمی‌بین
دانلود اهنگ اي واي دارم چی میبینم دوتا چشه رنگی میبینم
دانلود آهنگ اي واي دارم چی میبینم از شادمهر

دانلوداهنگ اي واي دارم چی میبینم دوتا چشم رنگی میبینم
اي واي دارم چی میبینم دوتا چش رنگی میبینم صورت قشنگی میبینم

دانلود آهنگ اي واي دارم چی میبینم از شادمهر عقیلی
آهنگ اي واي دارم چی میبینم دوتا چش رنگی میبینم
اهنگ واي دارم چی میبینم صورت قشنگی میبینم
متن اهنگ پيشش نمیشینم
هیچ کس تا کنون نتوانسته از مرده‌اي علت مرگش را بپرسد،
پس مردم اين خرافات را از کجا می آوردند که میگویند:
تنهايی کسی را نمی‌کُشَد [؟!] ۰
__________________________
امشب تو دلتنگ ترین حالت ممکنم ام
__________________________
03:18
------
کاش فردا زندگیم تمومشه
امید و انگیزه اي ندارم واسه ادامش
------
#دلتنگی   #عشق 
#تنهايی.   #بی‌قراری
#بی‌هدف.  #بی‌انگیزه
#بی امید.   #دوری
#شب
-------
ساعت 03:22
-------
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نه‌اي جان من خطا اينجاست
 
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید
تبارک الله از اين فتنه‌ها که در سر ماست
 
در اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
 
دلم ز پرده برون شد کجايی اي مطرب
بنال هان که از اين پرده کار ما به نواست
 
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
 
نخفته‌ام ز خیالی که می‌پزد دل من
خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست
 
چنین که صومعه آلوده شد ز خون
شب بخیر دوستانه
شب بخیر شعر
شب بخیر عارفانه
شب بخیر رسمی
پیامک شب بخیر زیبا
شب بخیر عشقم
شب بخیر عاشقانه کوتاه
اس ام اس شب بخیر خنده دار

نمايندگی پیامک صوتی


آرزوهاي من براي امشب شما رویاهايی پر از عشق، صلح، آرامش و افکار مثبت است.


-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

امیدوارم خیلی دیر نشده باشد که به شما بگویم شب خوبی است و بیشتر از هر چیز در اين دنیا دوستت دارم

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

آیا اين را می شنو
شب بخیر دوستانه
شب بخیر شعر
شب بخیر عارفانه
شب بخیر رسمی
پیامک شب بخیر زیبا
شب بخیر عشقم
شب بخیر عاشقانه کوتاه
اس ام اس شب بخیر خنده دار

نمايندگی پیامک صوتی


آرزوهاي من براي امشب شما رویاهايی پر از عشق، صلح، آرامش و افکار مثبت است.


-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

امیدوارم خیلی دیر نشده باشد که به شما بگویم شب خوبی است و بیشتر از هر چیز در اين دنیا دوستت دارم

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

آیا اين را می شنو
انگار هوا به شدت گرم شده من زیر کولر ابی پر سرو صدا  دارم همش فیلماي بورس و میبینم و سهام هارو تحلیل میکنم نمیدونم چم شده ولی خیلی دوس دارم اين کارو ولی خب لذت بخش ترش اينه که رو اراده خودم وايستادم ودارم کار میکنم اصلا چرا باز من همش دارم راجب کار حرف میزنم میخواستم تعریف کنم اين روزامو بگم که لابه لاي هر کندل صعودی یا نزولی تو روند هاي سهم هاي گوگل و کوکا و ايران خودرو ووووو دارم خوشبختیامو با حضرت عشق میبینم انگار اين فکر دست از سرم برنمی
چرا روی داشته هام تمرکز نکنم؟چرا به اين فکر نکنم که اوضاع خوبه؟ اونقدر ها هم بد نیست؟ اوکی فشار هست سختی هست. اما من الان دارم زبون دوم رو یاد میگیرم دارم کار مفیدی تو دانشگاه میکنم و دارم براي ی کشور دیگه اقدام میکنم. اينا همیشه آرزوهاي من بودن. پس چرا خوشحال نیستم؟ شايد چون ی به قول المانیا خوک درونی دارم که دوس دارم مدام سرزنشم کنه و نداشته هام رو ببینه. مدام وايستاده اون بالا و به اشتباهام نگاه کنه. ی روش خوبی تو کتاب سیلی واقعیت بود که میگف
نتیجه کنکور بی نام چه میشود؟
 آیا بی نام پس از دیدن نتیجه خود
از خوشحالی در هوا میپرد 
یا که از ناراحتی هدفون به گوش
بر تخت خود مینشیند و زار زار میگریستد !
بررسی اين خبر  در اخبار ساعت 22:30 امشب
میگن امشب رتبه برتری ها رو
اعلام میکنن و خوده سازمان سنجش
به نفرات اول زنگ میزنه
با بچه ها به شوخی تو کافی شاپ
میگفتیم گوشی هاتون رو خاموش نکنین
حسینی باي امشب حتما زنگ میزنه
مصاحبه میکنه باهاتون
به مامان میگم استرس دارم
شروع میکنه غر زدن اين مدل :
است
سلام
نزدیک یک سال است که دیگه دستم به نوشتن هاي همیشگی ام نمیره
نوشته هايی که خواننده رو برآشفته کنه و تحسینم کنه
دارم بی تعارف مینویسم
سردرد ها داره نگرانم میکنه
شبها دوست دارم نفس هاي عمیق بکشم وبه مسائل عمیق تر فکر کنم
به آینده
به گذشته
به خودم و به زندگیم
راستش ايتجوری نمیشه
فردا بايد زیارت شهداي گمنام برم
زیارت لازمم
خدا من خیلی بهت نیاز دارم
سارا دو روز بود سوالی نپرسیده بود و دیگه نگران شده بودم!
امروز پی ام داد و اسپیک هاي همدیگه رو تصحیح کردیم و بهم گفت لهجه م بانمکه! (خودش مشهدیه و رشته ش زیسته)
احتمالا منظورش لهجه ی گیلکی توی فارسی بوده :))
دفعه ی پيش بهش گفته بودم لغات کمی استفاده می کنه، اين بار سعی کرده بود جملات بیشتری بگه.
تقریبا هم سطحیم، اما نکاتی که به هم میگیم گاهی به درد بخوره.
چهارشنبه رشت بودم، شهر کتاب رفتم و تخفیف 25 درصدی داشت. با اينکه قصد قبلی نداشتم اما دو تا کتاب
بابا موسم گل رو گوش میده با صداي خانوم پوران و با خواننده همخوانی میکنه. من دارم قرمه سبزی و زرشک پلو درست میکنم؛ میگه خسته نکن خودتو. غذا از بیرون میگیریم؛ گفتم درست میکنم فردا که سرکارم بخوری بدونی خیلی دوستت دارم. گفت میدونم دوستم داری بیا چاي بخوریم؛ چاي دم کردم با گل محمدی و بهارنارنج و هل و زعفران و دارچین. چاي خوردن رو با تو دوست دارم که بهترین رضاي دنیاي منی.
سلام
امروز سردردم بهتر شده
چند ساعتی با دوستم بیرون بودم
راستشو بخوايد لذتی نمی برم منتهی چون حواسم رو پرت میکنه دوس دارم
نمیدونم شايدم اشتباهه
در درون و تفکر خودم دارم تغییرات و تفکراتی حس میکنم 
چیزهايی که باعث پيشرفتم میشه
به دعاي تک تک شماهايی که شابد اين مطالبم رو میخونی نیاز دارم
زندگیم عجیب به یک اتفاق خوب نیاز دارد
کاش میشد برم مشهد
بیخیال
میخوابم
خدا نگاهم میکنی؟؟
شب بخیر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب