نتایج پست ها برای عبارت :

کپه کپم خفه خفم پر کن ارام آخرین دفعم

دنیایم بزرگ شده و بسیار محدود انتظارم انقدر پایین آمده که حدی ندارد مثل سال گذشته پرشور نیستم مقل سال گذشته دلم پر امید نیست امیدم شده همان دانشگاه همان درسها همان هایی که فقط برایم مانده دوستانم دوستانی که هنوز رفیق رده هستند کسانی که از بودنشان حرف زدنشان آرامش میگیرم و کتابهایم وقتی بی قرارم و راهی بدای ارامش نیست پناهم میشوند و خدایی که کنار تگ تک لحظه هایم هست وقتی بی صبرم و فریاد میزنم چرا کسی میگوید ارام باش ارام یگیر چه بیقرار باشی
وقتی توی شلوغی خیابون وسظ همه ی صداهای جور و واجور لحظه ای به خود می آیی ؛خسته ای از بی کسی از شلوغی میخواهی ارام شوی میخواهی سکوت باشدپیش خودم میگم کاش نبودمحال و روز این روزام اینجوریهخلوت ترین روزهای وبلاگمه و کسی سرنمی زنهبرا همین به این جا پناه اوردمخیلی بی حال و انگیزه امدل و دماغ کار کردن ندارمکمک
ظرفها رو میشورم که فردایی که فقط و فقط مال خودم است وقتم بابتش نرود و صد البته خانه مرتب سرحالترم کند. نورها رو کم میکنم شجریان میگذارم. بوی کباب تابه ای ساعت ۱۲ شب میچسبد.
قرار است فردا و پس فردا بابت استعلاجی بمانم منزل و بچسبانمش به جمعه. خوب است با حال نزارم عاشق حال فردایم هستم.
آخرين ها همیشه یاد آدم میمونهآخرين باری كه عزیزت رو دیدیآخرين باری كه باهاش حرف زدی.آخرين جایی كه رفتینآخرين هاآدمی كه توو گذشته ش مونده باشه كه آخرين ها براش چیزی نمیذاره و توی همون گذشته خودش رو جا میذاره،یعنی یكی مثل من مترسك.خدا نكنه آخرين هات خوب نباشه،خدا نكنه آخرين بارها برات حسرت بذاره.از صبح یاد بابا هستم،همه چی مثل یه فیلم از جلوی چشمهام میگذره و من فقط نگاه میكنم.به یاد بابا.----------------------------سیاوش قمیشی غروب عکس آلبومترانه
تنهایی را با تمام وجود حس کردم و چون ارگ بمی که از زله تاریخ فرو ریخت، وقتی نه برادری برای خواستگاری همراهم باشد و نه خواهری، که دلگرمی دهد و نقش مادر نداشته را ایفا کند.راستش، دلم برای خودم می سوزد، امروز مثل هر روز دیگر دلم پر کشید، تا مقبره شهدای تپه، گفتم می روم و حرف می زنم، انها که کمکی از دستشان بر نمی اید، تنها به این بهانه که تا سبک شبک شوم و ارام ارام.نزدیکی های تپه چند دختر دلگیرتر از من، با حال غریب دیدم، که بر سنگ شهید سر گذاشته
در جامعه ای که منفعت شخصی و تصاحب همه چیز برای خود و به هر قیمتی ارزش میشود ،پایه های آن جامعه در حال ریزش است.و جامعه ای که ارزش آن در موثر بودن فرد برای جامعه و خدمت رسانی بیشتر به انسانهاست ،منفعت شخص در منفعت جامعه است و ارامش فرد در ارام بودن جامعه و خوشبختی نفر در خوسشبخت بودن همسایه اش .چنین جامعه ای رو به خداسترضا5/12
با تندی گفت"این هم سفارش پستی ات.دیروز رسیده و عمو تحویل گرفته?"با مهربانی گفتم"حالا چرا داد می زنی?"ارام گفت"داد نزدم و شمرده دوباره حرفهایش را تکرار کرد."نگاهی به پاکت دستش انداختم.ان را باز کرده بودند.در دل گفتم"بلکه من سر بریده سفارش داده ام.چرا تو و عمو بازش کرده اید?"ادامه سخن فایده ای نداشت.سر بریده هم نبود که نگران باز شدن و باز نشدن پاکت باشم اما سالهاست که شاهد پرخاش ادمها روی خودم هستم.از مدرسه و دانش اموز و اداره جاتی ها بگیر تا خانه و
چه دنیای خوب و قشنگی فصلها می چرخند 
فصل زیبای بهار , فصل پاییز قشنگ , 
کبککان می خوانند 
و نسیم از هر سو بوی ریحان و شقایق رو به هم آمیخته 
صبح زیبایی از نور شفق می تابد 
و غروبی دیگر  , شب به زیبایی و تاریکی خود خاموش است 
چه قشنگ است اینجا  , همه رنگ است دنیا 
همه جا ازادی  , همه جا جشن و سرور 
ابرها سایه ای از اتش خورشید قشنگ , بر زمین می پوشند 
اسمان ابی بود 
 , نور مهتابی از قرص ماه بود تابان 
و درختانی از هر نوع میوه  , ارام خوابیده 
 که تو باش
راه را روشن و واضح ساختی و جانشینانی اختیار کردی و نگهبانی پس از نگهبان و از زمانی تا زمانی دیگر و برای برپا داشتن دینت و حجتی بر بندگانت برای اینکه حق از جایگاهش برداشته نشود و باطل بر اهل حق پیروز نگردد.(فرازی از دعای ندبه)حواست هست و خیالم راحت است.حواست هست و من بدون نگرانی کتاب می خوانم و داستان می نویسم و با دوستانم می خندم.به گلدان ها اب می دهم و شب قبل از امدن پدر به خانه برای خستگی هایش چای دم می کنم.
وقتی حواست هست ته دلم ارام است.همه چی
 
 
همیشه گوش دادن به آهنگ های عاشقانه برای هر کسی مفید بوده و می تواند او را به یاد خاطرات گذشته ببرد و یا اینکه حال شخص را عوض کند.
بر همین ااساس سعی کردیم تا با معرفی یم سایت خوب که روزانه اهنگ های جدیدی بر روی ان قرار می گیرد، شما را نیز در شنیدن اهنگ های عاشقانه جدید تمامی خواننده های فارسی زبان سهیم کنیم.
اهنگ های عاشقانه معمولا مضمونی خاص دارند که شخص خواننده و یا شاعر در وصف عشق خود ان را می سراید و یا می خواند پس گوش دادن به چنین اه
رفیق خوب اونیه که در تمام لحظه های غم و شادی کنار تو باشه
حرفت رو بخونه قبل از اینکه خودت بخوای چیزی بگی
و حالت رو بهتر کنه فقط با بودن کنارت
روزتون مبارک قشنگای من :))
حنای عزیزم روزت مبارک عشقولم
ایمانی نمیدونم میخونی یا نه ولی روزت مبارک رفیق قشنگم
ماجده و یگاانه دوست داشتنیم روزتون مبارک
ارام و فائزه عزیزم روز شماهم مبارک ☺
مریم عزیزمم روز تو ویژه مبارک ☺
پریسا سادات گل ملینای عزیز روزتون مبارک
نیلو جان بهار جان روزتون مبارک
محمد جواد
آرام بند درب ورودی ساختمان

جک آرام بند و فنر کمپرسی درب

نصب تخصصی انواع ارام بند درب منازل و ایستگاه پله و مغازه و درب آتشنشانی
اگه معمولا درب منازل شما باز میماند و خطر سرقت منزل شمارا تهدید میکند و
یا درب منزل به شدت بهم میخورد و مانع اسایش شما است ویا در هوای سرد
زمستان درب فروشگاه شما باز میماند تنها با نصب این جک اسایش را به منزل
خود بیاورید
درب مغازه و درب سرویس پله درب توالت های عمومی,مطب دکتر و سایر موارد نیز موارد گسترده ای از استف
۵ عامل میتونه داشته باشهفیوز f۲۵فیوزهای جعبه تقسیم کالسکه ای اگر دارای یونیت فن باشد یونیت فن یا asuرله aسنسور تحریک فناگر فنها دور ارام کار کنند اما دور  تند هیچ کدام کار نکند بس نتیجه میگیریم هردو موتور فن سالم استسه عامل میتونه در این امر دخالت داشته باشه که فنها در دور تند کار نکنندفیوزf۵اگر دارای یونیت باشه یونیت یاasuرله بیاگر فنها در درجات غیر استاندارد نوسان داشته باشند میتونه اگر دارای یونیت باشه درجه اول از یونیت یا  دارایasu  باشد د
میدونید همیشه یه نگرانی هست
که نکنه .
در هر مسئله ای
این نکنه ارام و قرار نداره جز با یاد خدا که هر چی خودش صلاح بدونه
همون حرف همون دستور العمل ازتو حرکت .
واقعا حتما دلیلی داره که یه همچین جایی خدمت میکنم !
شاید این هم جزئی از روند تایید باشه
اما میتونم بگم تمام فکر ذکرم اصلا اینجا نیست .
کارمو خوب انجام میدم طوری که جای حرفی نمونه
این چند مدت چقدر اتفاقات پشت سر هم میفته
همین بعد از ظهر بود که به دوستم میگفتم که اصلا قابل مقایسه نیست
اگر
سلام
خیلی وقته که نیومدم اینجا  دلم بد جور هوای نوشتن و کرده اینقدر حرف برای نوشتن دارم که نگو  مرتضی رو پروفایلش پارسال زده بود زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت که عهد عهد غم است و زمان زمان سکوت  توی اون زمان خیلی باهاش حال میکردم ولی الان نننننننه
این چند روز اینقدر درگیر بودم که وقت نکردم ساک کتاب ها م باز کنم فقط ساک دستیم که پرونده ها و مدارک جاد و بود و باز کردم
تیر ماهم رسید ماهی پر از خاطره انگار برام نوشته شده اتفاقات عجیب و قشنگ
امروز صبح که پشت میز کارم نشستم و طبق معمول سایت رنگی رنگی رو باز کردم و شروع کردم خوندن 
مطالب ولی چند تا سایت هم باز کردم و رسیدم به تیتر خبری شهلا جاهد 
حرف های نگفته وکیل شهلا جاهد بعد از هشت سال اعدام وی 
کنجکاو شدم و بازش کردم .هیچ وقت کنجکاو زندگی شهلا جاهد نبودم شاید مختصری ازش خونده بودم در همین حد 
ولی امروز شروع کردم خوندم مصاحبه ها و .
یه حس کنجکاوی نهفته حس پایبندی به عشق هی کنجکاوترم میکرد . 
اخلاق .تعهد عشق .گناه
 
شهلا ف
انسان و فرشته دو ستایشگر خالق هستند و به ستایشگری معروف اند.ولی ایا جز انسان و فرشته ستایشگران دیگری هستند؟ایا ما انها را می بینیم؟می شناسیم؟حکایت زیر ایینه ای برای دیدن و شناختن اینان است:((یاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحر در کنار بیشه ای خفته.شوریده ای که در ان سفر همراه ما بود.نعره براورد و راه بیابان گرفت و یک نفس ارام نبافت.چون روز شدگفتم:((این چه حالت بود؟))گفت:((بلبلان را شنیدم که به نالش در امده بودند از درخت و کبکان در کو
انتخاب آرام بند مناسب وزن و مقاومت لولای درب

آرام
بند درب یک قطعه مکانیکی/هیدرولیکی  جهت بستن درب بصورت خودکار که قابل
نصب بر روی انواع درب های ساختمانی می باشد.
این وسیله در بازار به اسم (جک
هیدرولیکی درب) نیز شناخته می شود.
آرام بند هیدرولیکی در قدرت های متفاوت
برای درب های سبک و سنگین موجود می باشد که بسته به مقاومت درب و وزن لنگه
درب از جک های متنوع استفاده می گردد.
شرکت 
در زمینه آرام بند انواع آرام بند کره ای  و ژاپنی و ترکیه ای و تای
در زندگی پر از استرس امروزی داشتن ارامش نعمتی است که هر کسی به راحتی می تواند به ان دست پیدا کند. شما نیز با خواندن این مقاله می توانید با این روش ها اشنا شوید و شاید فرجی باشد برای رسیدن به ارام در زندگی شما. 
 
در دنیای پراضطراب امروز آرامش وراحتی خیال نعمتی است که بسیاری آرزوی آن را دارند اما برای رسیدن به آن تنها آرزو کافی نیست بلکه باید قدم پیش نهاد و کاری کرد. آنچه در پی می آید برخی تکنیکهای روانی شناختی است که ضمن کمک به رفع تشویش ونگرانی
۱. ساعت ده و نیم به وقت ایتالیا.
ساعت ۴ صبح به وقت محل دانشجویی و زندگی من.
ساعت از نیمه شب گذشته به وقت وطن.
ایتالیای قصه ها.ایتالیای دولازلو.ایتالیای اسپاگتی و پنیر و پیتزاایتالیای سینما پارادیزو و فیلمهای عاشقانه و بعضا زیادی عاشقانه
مردمی به نسبت گرم و ساده داره.
نیمی از مردم و خصوصا زنها شدیدا زیبا.نیمی از مردم زیبا اما بسیار ریزه میزه.خصوصا مردها.
ایتالیای پر از مجسمه ها و سوغاتی هایی که بدن مردانه هستحتی در موزه های
فرش های فانتزی
در دنیای امروز فقط هنر دست ن این مرز و بوم و خصوصیات فرش دستبافت نیست که به عنوان تنها گزینه ی روی میز مطرح میشود؛ بلکه سلیقه های مختلف میتوانند از انواع دیگر فرش ها مثل فرش‌ماشینی، گلیم‌فرش و صدالبته فرش های مدرن و فانتزی استفاده کنند.
نوعروسان شاید این روزها بیشتر مشتاق باشند از این نوع فرش ها به عنوان فرش جهیزیهی منازل خود استفاده کنند، چرا که شاید رنگ و لعاب فرش های فانتزی مدرن تر بوده و به سبک های اروپا
رسید نوروز ببین باران چها کرد
بُدش نعمت ولی خون دردلها کرد
به امیدی  سفر مردم   بهر سوی
فلک  ناگه  دراین  ایام  جفا کرد
پدر همراهِ  فرزند  بود  و همسر
اجل  آمد  عزیزانش   جدا  کرد
پدر دُردانهایش داشت  در دست
خروشان  سیل  خونابه  بپا  کرد
جدا کرد غنچه  دختر را زدامان
تن اش زخمی جگرهاراکباب کرد
به سینه داشت مادر شیر خواری
گل  پَرپَر فلک  از او جدا  کرد
سپهر بارید در چهار سوی کشور
خد
مثل گم شدن آن ذره ی نانو در وسعت کهکشان ،حس گمشدگی وسردرگمی دارم،میدانی اسفندماه هرسال داستان همین میشود که با حجم کثیری ازدلتنگی به بازارهای شهرمیروم واز میان هزاران ادمی که ازکنارم رد میشوند درجستجوی یک عدد اویِ من هستم،خیلی بی هدف از پشت شیشه های مغازه ها روسریها ولباسهای قشنگ قشنگ رو نگاه میکنم وبه ارامی سوی دیگر میروم،نمیدانم چی بخرم که دلت را باخودم ببرم وتو بازآیی،نمیدانم چه گلی رابرایت بخرم که با شمیمش راه خانه ام را بیابی،نمیدا
ساز ادبیات استان هیچ کوک نیست. گاه و بی گاه انقدر صدای خارج می زنذ، که ،آدم را یاد تفکرات خارجی نشینانی چون مخملباف و سروش می انذازد. متاسفانه بعد از قدرت گرفتن الف. ن، نشریه ای حیات پیدا کرد، که از همان ابتدا نوید تاریکی محض را در وادی فرهنگ  و ادب استان می داد. نشریه ای که حتی مقامات عالی استان را توان مقابله با آن را نداشتند. تفکرات دگراندیشانه مسئول این نشریه و جاه طلبی های او در نزد نگارنده این متن آدم را یاد کیف انگلیسی انداخت. با این تفاو
چند دقیقه قبل بود که از اتاق شنیدم برنامه تلویزیون داشت با مقدمه ای شروع میکرد
داشت اول صحبتاش میگفت که خب الان مدتی هست که ما شاهد بازار ارام و ثبات دار در ارز و دیگر اقلام روز مره و غیره .هستیم !
یه لحظه این نوع گفتن اینجوری برام متصور شد که انگار این حرف مثل صحبت های کسی هست که از رادیو بعد یه طوفان سهمگین داره میگه که مردم اروم اروم از خونه هاشون میتونن بیان بیرون ارامش نسبی حاکم هست اما بازم هر از گاهی یه باد و بارونی هم میخوره
با خودم گفت
گاهی تنها یک فوت ناقابل اضافی باعث ترکیدن بادکنک می‌شود. شاید بادکنک به یاد نیاورد که چند نفر و چگونه تا به اینجا بادش کرده‌اند؛ اما آنی را که آخرين فوت را کرده است هرگز فراموش نمی‌کند. نه او فراموش می‌کند و نه دیگران. 
هیچ‌کس به یاد نمی‌آورد چه کسی باعث خریدن یک هفت‌تیر شده‌، چه کسی باعث درآوردن خشاب شده، چه کسی شش فشنگ درون آن چپانده، چه کسی خشاب را جا زده، چه کسی چکش آتش را عقب رانده است. همه تنها اویی را می‌شناسند که پنج‌بار ماشه را ک
ببار باران اگربارش قرار است
ولی ارام ببار جان بیقرار است
ببار باران که رحمت درپی تو
تن زخمی بدانی  ناتوان  است
طبیبان بیخیال و نیست  دوای
چراچون سود وسودابرقراراست
ببارباران بدریا ریزغم ورنج
غم ورنج مدیران بدترآن است
ببارباران مزارعه خشک گردید
بهردشت چاهِ بی قانون بکاراست
ببارباران کشاوز اشک ریزان
زمین ش خشک بیحاصل کناراست
سپاهان ویژه بر ما یک نظرکن
که شرق ش بیرمق بینان وآبست
بسر چشمه  ببار زاینده  رود سَد
کبیر لنجان
احساس می‌کنم رو لبه‌ی مرز معصومیت وایسادم. گیر کردم بینِ چشمای بی‌نهایت معصوم پ( که واقعا بی‌نهایت معصومن. ۲ روزه فراموشم نمی‌شن چون فقط یه بار بهشون دقیق نگاه کردم و اینقدر مظلوم و ساده و بی‌گناه بودن که می خواستم گریه کنم) و خودش که وقتی می‌بینتم خشکش می‌زنه؛
و بچه‌های 《 ارکستری مآب》 که گل می‌زنن و پشت سرت می‌گن 《 دختره خوب چیزیه》.
اینه که انگار، این‌جا آخرين قلمرو بی‌گناهی جهانه. امروز داشتم به سارا می‌گفتم که اینا آخرين موج معص
چند نوشته آخر این دفتر پاره را خواندم و خنده‌ام گرفت. اصرارم بر تکرار گذشتن و میگذرد و زمان و این‌ها خنده دار است.
بگذارید به پای اینکه آخرين‌ها سوکند. گویی تکه‌ای از گوشت گوشه ناخنت را می‌کنند و می‌برند و تو می‌سوزی.
روز‌های آخر این دانشگاه!
امروز یک مرداد است :) تاریخی که در قلب من جای دارد نمیدانم برای اینکه یک روز خاص شود دقیقا چه اتفاقی باید بیفتد باید عاشق شد یا نمیدانم!
اما میدانم خاصی این روز برای من در زیباترین پارادوکس دنیا نهفته است!امروز من با یک گریه سرشار از زندگی خاص میشود:)❤همان روزی که زندگی را به بهانه ی گریه ای اغاز کردی :)گاهی وقتا خود را سرزنش میکنی و میگویی کاش پسر میشدم!اما نمیدانی که با دختر شدنت چه دنیایی را برای من بنا کردی:) 
شاعر نیستم که زیبا ترین شعر
اخرین جلسه هیپ هاپم در چالوس بود. استادم میخواست برای همایش بچه های تیم را انتخاب کند. همه عین سگ تمرین میکردیم که وارد تیم شویم. کنج سالن تنها میرقصیدم که مربی صدایم زد. مدیر باشگاه سمت راستش ایستاده بود. میدانستند رفتنی ام. استاد گفت مرا برای تیم میخواسته و حیف شد دارم میروم تهران. من گریه ام گرفت. بله به همین سادگی رقصیدن در تیم قهرمان کشور را از دست دادم! 
پروسه خداحافظی و عکس ها و پندهای مربی_شاگردی طول کشید. روزها کوتاه بود و از باشگاه که
View this post on Instagram
در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه شم روانه گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه ♩♬♫ آرام آرام آتش به دلم زدی بنشین که خوش آمدی رویای من ♩♬♫ این تو این جان من شوق چشمان من عاشق ها میکشی زیبای من ♩♬♫ در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه ♩♬♫ شم روانه گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه . ✳@naaziinmusic . . .#لایک_کن #ویدیو #عاشقانه_ها #عاشقانه #عاشقانه #موزیک #موزیک_جدید #دختر #زیبا #ویدیوگرافی #کلیپ_شاد #clip #clips #like4likes #view #عشقم #شهر #خ
می خواهم تنهایی بزرگی را به تو معرفی کنم که در ان تنهایی می توانی بهترین زندگی ها را داشته باشی.چون در این تنهایی بزرگ کسی هست که به عنوان بهترین یاور تو در همه جای زندگی ات خواهد بود.یعنی از ابتدا بوده است و الان هم هست و پس از این هم خواهد بود.او هست چه بتوانی با او دیداری داشته باشی و چه نتوانی.اما اگر بتوانی راه دوستی با او را بیاموزی هرگز احساس تنهایی نخواهی کرد.
این را هم بگویم این تنهایی نیست که ازاردهنده است بلکه این احساس تنهایی است که د
نهم فروردین ماه سال 1398، مراسم عروسی آخرين دختر مش حسین و زیبنده خانوم بود! مش حسین حالا 15 ساله که دیگه پیش ما نیست و همه ما به احترام همسرش و آخرين دختر خانواده، از گوشه کنار دنیا دور هم جمع شدیم تا این اتفاق را جشن بگیریم. همه چیز همانطور پیش رفت که باید! 
زمان مثل برق و باد گذشت و  شب آخر رسید، صبح روز بعد همه راه خودشون را میرن و ننه حالا بعد از عمری برای اولین بار تنهای تنها میشه، بدون مش حسین و بدون بچه ها! آخر شب وقتی دختر کوچیکه پتو را میکشی
یکی از خاطراتی که امروز اتفاقی یادم افتاد خاطره ی کااموزی بود
که هر وقت یادم میاد بهش میخندم و اونقدر ساده و با مزه ست که یه جوری تو یادم مونده
که من اونجایی که کاراموزی می گذروندم یه نفری بود به اسم اقا مجید که کار های سخت افزاری و فنی اچار و انبردست و اینطور چیز ها باز و بسته کردن دستگاه ها وظیفه ی اون بود که واقعا خیلی ادم با حالی بود همیشه خندان و یه تیکه اماده داشت که به ادم بندازه و تیکه کلام هایی با نمکی هم داشت
مثل مثلا من خوبم یا تو :)) هم
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- اقای
ترامپ بدرستی میگوید که ما به هرکس کمک کردیم به ما نارو زد- ضربالمثل معروف بشکند
این دست که نمک ندارد-؟؟ ایه دردرسوره بقره است کسانی دین منرا مسخره میکند من هم
انهارامسخره میکنم مدتها دراین فکربودم-که خداوند منان چگونه مسخره میکند؟؟ جمله
اقای ترامپ بدرستی انرا تفسیر کرد—قبلا درانگلستان ت مداران  ماند بازیگران تاتئر شکسپیر بودند- وسرنوشت
انها همان سه زن جادوگر هاملت پیشگوئی کرده بود درست از
سی آر ام بزرگترین سرمایه گذاری سازمان ها در دنیای امروز کسب و کارها

سی آر ام هزینه نیست، سرمایه‌گذاری است! طبق بررسی کارشناسان و بررسی های انجام شده crm میتواند سازمان ها را از مشکلاتی که شاید در آینده گرفتار آن شوند رهایی داده یا یک راه نجات باشد. زندگی وبقای عمرسازمان هابه مساله مهم مشتری مداری وابسته است. زیرا برای پیشی گرفتن از سایررقبا و افزایش سهم بازارازتولیدات یا فروش وعرضه خدمات نیاز به مشتری مداری مدرنیته احساس میشود. از آنجا
آرام بند 2 سرعته مخصوص قفل برقی درب حیاط


آرام بند 2 سرعته مخصوص قفل برقی درب حیاط

نصب آرام بند 2 سرعته مخصوص قفل برقی در حیاط
آیا آرام بند قبلی شما درب شما را می کوبد
و باعث صدای زیاد و خرابی قفل درب شما می شود
یکی از علت  های کوبیده شدن درب شما این است که آرام بند تک سرعته می باشد
برای برطرف کردن این مشکل ما به شما آرام بند 2 سرعته
king
کره را پیشنهاد می کنیم
آرامبند KING تحت لیسانس شرکت سوئیسی ASSA ABLOY می باشد
و به جرات می توان گفت بهترین آرام بند باز
امروز آخرين روزیه که توی خونه مجردیم هستم.
اگرچه خیلی از قرار دادم مونده، ولی احتمالا زنگ بزنم به صاحبخونه و تحویلش بدم.
مسیر زندگی من داره کم کم مشخص میشه. 
به خاطر پدر و مادرم می خوام برگردم شهرستان و اونجا دنبال رزق و روزی بگردم.
می خوام یکی از آخرين ماکارانی های این خونه رو امروز درست کنم.
مامان و خاله و دایی معمولا آخر هفته ها میرن دماوند،به با ما هم همیشه میگن که بیایید آخرين باری که رفتم خیلی خسته شدم علاوه بر اینکه شلوغه و نمیشه آدم بیکار باشه، آخر خسته و کوفته میرسی خونه و صبح شنبه باید بری سر کار و این خیلی سخته برام
این هفته هم گفتن بیایید و من دوباره گفتم نه، به شدت نیاز به تنهایی و خلوت دارم چیزی که اونجا امکان پذیر نیست و کلا هم جو بعد از فوت دایی برای من غمگینه
ولی از طرفی وقتی یاد آخرين دماوندی که دایی محمد
این
آخرين بار است که من در این وضعیت هستم. آخرين بار است که پشت میزم، کنار پنجره
نشسته‌ام و به مانیتور به این شکل خیره شده‌ام. آخرين بار است که اینچنین در ساعت
چهار و سی و چهار دقیقه عصر شانزدهم اردیبهشتی با یک ماگ پر از آب خنک در کنار دست
در حال تایپ کردن هستم و دمای هوا نوزده درجه است. آخرين بار است برگ‌ها حرکت می‌کنند
و من عمه تو نیستم. از امروز، از این لحظه تا زنده هستم، و حتی اگر نباشم همچنان عمه
تو شده‌ام و تو عزیز من هستی. دیگر نمی‌توانم
سالروز ازدواج حضرت علی ع و حضرت فاطمه س مبارک

نماهنگ آخرين بار 

با طول 1:25

و حجم 16 مگابایت

تقدیم به کودکان روستایی میهن

در بیان اعتراض کودک همسری

دانلود با لینک مستقیم

التماس دعا عمیق
انتظار فانتزی
کلمبوس شاید برای مخاطب عام ساخته نشده باشد. اما اگر از مخاطبین فیلم باشید قطعا فیلمی است که مدت ها در ذهن شما ماندگار میشود. کلمبوس اولین فیلم کوگونادا است. هلی لو ریچاردسون که او را قبلا در یک نقش فرعی در فیلم the edge of seventeen دیدیم، اینجا در نقش اصلی، درخشان و پر رنگ میبینیم. به اختمال زیاد در همان دقایق اول فیلم متوجه اتمسفر متفاوت فیلم میشوید. دقایق اولی که بجای کمی پر انرژی بودن و یکسری دیالوگ برای معرفی کاراکتر ها قبل از شروع روایت داستان خی
 
طبق جدیدترین خبر که شبکه The CW منتشر کرد، سریال 100 نفر با عنوان انگلیسی The 100 در فصل هفتم به پایان خواهد رسید. این سریال یکی از سریال های کنسل شده مانند اررو است که بعد از8 فصل کنسل شد، سوپرناتورال که بعد از 15 فصل کنسل شد.
ادامه مطلب
شاید بتونی به همه دروغ بگی اما به خودت نه! پس بهتره با خودت روراست باشی. 
تو اونقدر قوی نیستی که بتونی جلوی یک سری اتفاقات را بگیری پس بهتره چشماتو باز کنی و باورشون کنی. 
تو هم گند میزنی، مثل خیلی دیگه از آدمها پس بهتره به خودت سخت نگیری. 
پایان قصه یعنی مردن، اگه میخوای زنده باشی بهتره یک داستان جدید را شروع کنی یک داستان قشنگتر. 
------------------------------------------------
آخرين سنگر سکوت نیست، آخرين سنگر بلاگه :) 
پاچه های شلوارش را بالا داد و با مظلومیت به من خیره شد:
-اینجا رو نگا!
جای سوختگی روی پاهایش دلم را کباب کرد.  ارام روی سوختگی اش دست کشیدم:
- چیشده؟
با ناراحتی پاچه ی شلوارش را دوباره پایین داد:
-جای تنبیه مامانمه!
با شنیدن این حرف عین برق گرفته ها نگاهش کردم. باورم نمیشد یک مادر انقدر قسی القلب باشد که با 
بچه اش همچین کاری بکند. اخم غلیظی کردم:
-راس میگی؟ واسه چی اینکارو کرد؟
سرش را بالا و پایین کرد:
-اوهوم. واسه اینکه بدون اجازه رفته بودم خونه ی
آخرين ساعات آخرين کشیک طب اورژانس:۴:۴۰ : آقای هفتاد و چند ساله‌ای با سابقه‌ی تیموما (سرطان) و سابقه‌ی بیست ساله‌ی مشکلات قلبی را آوردند با اپیستاکسی (خونریزی بینی).۴:۴۵ : بیمار ویزیت شد. خونریزی متوقف شده. بیمار استیبل است.۴:۵۵ : بیمار شیرینگ شد. مایع دریافت کرد.۵:۱۰ : بیمار هنگام گذاشتن مش بینی زیر دستم ارست (ایست قلبی تنفسی) کرد. رزیدنت نبود (کجا بود؟ نمی‌دانم.) اتند نبود (کجا بود؟ خواب بود.) چه کسی توی بخش بود؟ فقط من بودم و یک پرستار. شروع کردم
786

خواص مهره مار

خواص مهره مار اصل:
خواص
ویژه مهره مار :
تسخیر قلوب – جلب مهر و محبت بسیار قوی – زبان بندی –
جذابیت – کارگشایی و گشایش امورات – عزیز شدن در میان مردم-افزایش رزق و روزی و بدست آوردن ثروت

۱– بارهای مغناطیسی که در مهره مار وجود دارند باعث ارامش اعصاب می
شود و استرس و عصبانیت را کاهش می دهند . که کسی تا به حال ان ها را تجربه
نکرده است . و هم چنین باعث بالا بردن اعتماد به نفس در فرد دارنده می شود
و هم چنین این موضوع در رابطه با اف
در آخرين حمله شیمیایی عراق به مناطق غیرنظامی ایران در جنگ تحمیلی، ۵۱ تن شهید و ۲۸۰۰ تن مصدوم شدند که بیشتر قربانیان را کودکان، ن و سالخوردگان تشکیل می‌دادند. حملات شیمیایی عراق به این روستا در روز بعد (۱۲ مرداد) نیز ۳۸ شهید و ۱۵۰ مصدوم برجای گذاشت.
ادامه مطلب
#نامه_به_اسبی_که_نیامد .
هر بار که آمده‌ای 
آخرين بار بوده است
و هر بار که رفته‌ای اولین بار
فردا تو را 
برای اولین بار خواهم دید
همان طور که دیروز
برای آخرين بار دیدمت
شاید امروز نیز صدایت 
که بارشِ شیرینِ توت
بر پرده‌ی کتانی‌ست
دهانم را آب بیندازد
ماه نیستی
تا در قاب نقره‌ای‌ات
هر بار که نو می‌شوی
حکایتی کهن باشد 
افتاده به جان من 
آغوش شعله‌وری هستی
که در چشم بر‌هم‌ زدنی
کُن‌فی می‌کنی مرا
و هر بار که رفتنم را
از پاگرد پلکان 
تماشا
امروز یكشنبه 12 خرداد 98 است و در استانه تعطیلی 14و15 خرداد و تعطیلی عید فطر 98 و یعنی باقی هفته تعطیله.قرقی پیدا شد.سه شنبه بردنش و شنبه بعدش پیداش كردن توو كن سولقون.بدون باطری و وسایل داشبورد.باطری خردیدیم عوارض شهرداری رو دادیم خلافی ها رو دادیم و پول جرثقیل تا پاركینگ سرستاری كنار بازار گل و ماشین رو گرفتیم،حدود 1.6 میلیونتومان خرجمون شد.10 روز بعدش جمعه صبح هم شیشه 206 رو شكوندن .كلافه بودیم و رفتیم واسه شیشه طرشت و قفل كاپوت.بعدش رفتیم
خدایا! آخرين باری که به ملاقات پدرم رفتم، چهارده معصوم را به نام خواندم و پدرم را به تو سپردم. و نمیدانستم آخرين بار است. دانسته بودم همه چیز در ید قدرت توست و به جای دست و پا زدن در راه حلهای زمینی، تسلیم اراده تو شدم. الان هم که به خیال خودم راهکارها، و به علم تو دست و پا زدنهایم ته کشیده، باز تو را میخوانم و خودم را به تو میسپارم. دانستم که تا تو نخواهی هیچ چیز به سرانجام نمیرسد. و اگر تو اراده کنی، هیچ چیز مانع تحقق اراده ات نخواهد بود. توان و ا
هر روز با صدای قوقولوی خروس و جیک جیک گنجشکان بیدار می شدم 
پدر بزرگم تمام حیواناتش را اسم می گذاشت و انها را با اسمشان صدا می کرد . اسم خروسش جعفر بود .پرده ای  گل دوزی شده که عکس چند عدد گل و گلدان  و ایه ای از قران که در بالای ان حلالی گلدوزی شده بود را کنار می زنم پنجره ی دولنگه ی چوبی که از شرق به سمت خورشید باز می شود  زنجیرش را بر میخ کوبیده دیوار اونگ می کنم 
افشانی سرخ رنگ  از طلوع خورشید هر روز از کوههای مشرق (کوه های بمرود )در  اطرافش رنگ
چند نفر که در جستجوی آرامش و رضایت درون بودند ،
نزد یک استاد رفتند و از او پرسیدند:
استاد شما همیشه یک لبخند روی لبت است و به نظر ما خیلی ارام و خشنود به نظر میرسی، لطفا به ما بگو که راز خشنودی شما چیست؟
استاد گفت: بسیار ساده !
من زمانی که دراز میکشم ، دراز میکشم.
زمانی که راه میروم ، راه میروم.
زمانی که غذا میخورم ، غذا میخورم.
ان چند نفر عصبانی شدند و فکر کردند که استاد آنها را جدی نگرفته است. به او گفتند که تمام این کارها را ما هم انجام !میدهی
پنشمبه شب رفتیم یک برنامه ویژه به صرف شام و آهنگ و استندآپ و فیلم سینمایی ما همه باهم هستیم
کل اینا ی پکیج بود در واقع
و حق انتخاب غذا داشتی بین جوجه و کوبیده
و حق انتخاب فیلم داشتی بین ما همه باهم هستیم و شبی که ماه کامل شد
استنداپ کمدین هم همشهری بود که پسرجان اینستا و تلگرامشو از طریق گوشی من پیگیری میکنه :دی
خیلی شب خوبی بود و حال داد
آخرين امتحان همسرجان هم بود و از نظر ما استراحت کرد
ولی از نظر خودش مجبورش کردیم تا دو نصف شب بشینه تو سینما :
همینطور که میدونید من سربازی هستم اونم توی جزیره سیری
روز شمار سربازی من داره به حرکت در میاد تا آخرين روز ها رو برای من تاریخی کنه.
پس وقتی از آخرين حضور توی جزیره سیری و پایان سربازیم برگردم ( ان شاء الله ) ، 40 نوشته رو که هر روز می نویسم براتون منتشر می کنم.
اتمام سربازی من یه شروع بسیار جالب خواهد داشت که اونو اگه زنده بودم براتون مطرح میکنم از یه فرصت بسیار جالب و مهم
سررسید ارگانایزر آرام

سررسید ارگانایزر 99
سررسید 99 / سررسید ارگانایزر 99
سررسید ارگانایزر 99 و سالنامه 99 قابل ارائه در روما
نوع سررسید99 : سررسید 99 – ارگانایزر
قطع سررسید 99 : سررسید ارگانایزر – 22 * 14
نوع کاغذ سررسید 99 : 70گرم کرم – سفید اندونزی
نوع جلد سررسید99 : چرم لاکچری
صحافی سررسید 99 : فنر
حک لوگو سررسید 99 : پلاک – حک لیزر
سررسید ارگانایزرسررسید ارگانایزر 99
ارگانایزر به نوعی از سررسید ها گفته می شود که محتوای داخلی آن معمولا با
دیگر سررسیدها
 
استفاده همزمان از چند اکانت اینستاگرام در یک گوشی اندروید
 
در نسخه جدید اینستاگرام این قابلیت اضافه شده است که شما بتوانید همزان چندین اکانت خود را فعال کنید بدون اینکه از دیگری خارج شوید وارد اکانت های دیگر خود شوید برای آموزش این کار با وب سایت برا تو همراه شوید …
 
ابتدا نیاز هست که آخرين نسخه از اینستاگرام را نصب کنید در صورتی که شما از آخرين نسخه برنامه استفاده نمی کنید میتوانید از لینک زیر آخرين نسخه از برنامه را دریافت
نرم افزار حسابداری پانیذ:
كنترل حساب های نقدی ، بانكی ، بدهكاران ، بستانكاران ، درآمدها ، هزینه ها و.ارائه گزارش های متنوع (صورت حساب ها ، موجودی ریالی و تعدادی انبار ، كاردكس كالا ، تراز كالا ، كاردكس اشخاص ، عملكرد كاربران و.)امور بانك و چك (نقدی ، وصولی ، چك ، حواله ، هزینه بانك ، برگشتی واسناد تضامنی .)معرفی و جستجوی طرف حساب ها و كالاها بر اساس نام یا كد(فارسی و لاتین)امكان گروه بندی بر اساس كد ، بدهكار ، بستانكار ، استان ها  و حروف الف
.
حسی شبیه دیر رسیدن به ایستگاهیک لحظه بعد رد شدن آخرين قطار 
  
                              امید صباغ نو                                                                                                                                                                        
  متن شب بخیرمتن شب بخیردر این مطلب مجموعه ای از جدیدترین و زیباترین متن ها و اس ام اس های جدید و ناب با موضوع شب بخیر را جمع آوری کرده ایم ، در ادامه با سایت تفریحی پارسی سرا همراه باشید.متن شب بخیرشعر شب بخیر کوتاهلالایی کن بخواب قشنگترین یارمنو از خواب غفلت کردی بیدارلالایی کن بخواب معنی عشقمالهی بمونی تو سرنوشتملالایی کن شبت به خیر عزیزمتمام عشقمو به پات می ریزمشعرهای شب بخیرشب بخیر ای سبب مستی و شیدائی منشده عشقِ تو یقین، علتِ رسوائی م
آخرين دختر» اثر نادیا مراد.
روایت زندگی دختر ایزدی‌ای که بعد از تصرف شدن روستای کوچو توسط داعش، مردان خانواده‌ش کشته میشن و ن توسط داعش به برده‌گی گرفته میشن. دختری که بارها و بارها مورد قرار میگیره و موظف میشه به اجبار مسلمان بشه. نادیا مراد در سال ۲۰۱۸ برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل میشه.
ترجیح میدم نظرات شخصیم رو درمورد این کتاب نگم. فقط اینکه سرگذشت بسیار دردناکیه
آخرين اخبار از تبدیل وضعیت حق‌التدریسی‌هاوزیر آموزش و پرورش گفت: تلاش داریم با کمک دولت و خیرین تا مهر ۹۸ بخش عمده‌ای از این خسارات جبران شود.وزیر آموزش و پرورش در بخش دیگری از سخنان خود در مورد جذب معلمان حق‌التدریسی، گفت: براساس مصوبه مجلس، دولت موظف است تا آئین نامه جذب را سریعاً تحویل دهد و پیش نویس این آئین نامه آماده شده است.وی افزود: هماهنگی‌های لازم با سازمان امور اداری و استخدامی کشور نیز انجام شده و با نظارت دو نماینده مجلس آماد
کاغذ دیواری برای پوشش دیوارهای خانه در دهه های گذشته خیلی مورد استفاده قرار نمی گرفت. دلیل متنوع نبودن انواع رنگ ها و طرح های کاغذ دیواری بود، اما در حال حاضر استفاده از تصاویر پس زمینه متنوع  یکی از دلایل افراد برای استفاده از آ ها برای پوشش دیوارها می باشد.
همانطور که حتی می توان گفت، این نوع  پوشش نسبت رنگ دارای تقاضای بیشتری نیز شده است. یکی دیگر از دلایل اینکه کاغذ دیواری دارای طرفداران بیشتری شده است ، نصب آسان و سریع است. علا
دانلود Divar 11.0.8 آخرين نسخه برنامه دیوار برای اندروید – خرید و فروش اجناس نو و دست دوم
معرفی نرم افزار دیوار : این دیوار جایی است که شما به راحتی می توانید آگهی های خود را به راحتی بر روی آن بچسبانید و یا دنبال آگهی برای کالا و یا خدمات مورد نظر خود بگردید. بله دیوار ! یک اپلیکیشن فوق العاده ایرانی که با آن می توانید اجناس و کالاهای نو و دست دوم خود را خرید و فروش کنید، خدمات و کسب و کار خود را معرفی کنید، آگهی های استخدام و کاریابی را مشاهده کن
وای بر #غیبت‌کنندگان 
✍از سوى خدا به موسى وحى شد: هر غیبت کننده اى که با توبه از دنیا برود، آخرين کسى است که به بهشت وارد مى شود .هر غیبت کننده اى که بر آن اصرار داشته باشد غیبت کردن عادت او شده باشد و با این حال از دنیا برود و توبه نکند، اوّلین کسى است که داخل دوزخ مى گردد.
وَ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى علیه السلام: مَنْ مَاتَ تَائِباً عَنِ الْغِیبَةِ فَهُوَ آخِرُ مَنْ یَدْخُلُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَاتَ مُصِرّاً عَلَیْهَا فَهُوَ أَو
وای بر #غیبت‌کنندگان 
✍از سوى خدا به موسى وحى شد: هر غیبت کننده اى که با توبه از دنیا برود، آخرين کسى است که به بهشت وارد مى شود .هر غیبت کننده اى که بر آن اصرار داشته باشد غیبت کردن عادت او شده باشد و با این حال از دنیا برود و توبه نکند، اوّلین کسى است که داخل دوزخ مى گردد.
وَ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى علیه السلام: مَنْ مَاتَ تَائِباً عَنِ الْغِیبَةِ فَهُوَ آخِرُ مَنْ یَدْخُلُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَاتَ مُصِرّاً عَلَیْهَا فَهُوَ أَو
گمان کردی نفهمیدم ؟ من همه چیز را می دانم . خونِ روی دیوار را دیدم . آخرين زوزه ی دردناکش را شنیدم و لرزیدم . تکان تکان خوردن مردمک های نمناکش را به خاطر سپردم ، من پنجه هایی که آخرين رمق را بر گلوگاه زمین ریختند و فشردند ، و فشردند ، و فشردند ؛ بر حنجره ی جهان حس کردم
و چشم های تو را ؛ ای محبوب ترین من !
و اشک هایت را . اشک هایت ؟ 
از آنها وام دار کدام ابر بودی ؟ کدام آسمان را بازیچه‌ی زنشِ آرام پلک هایت کردی که می باریدی و داشتی جهان را در بارانی غری
به نام کسی که میداند اخر قصه جریان چی چیست!
تیر پارسال من این نوشته را در "معرفی خود" در یکی از انجمن های داستان نویسی، در پروفایلم نوشتم:
در حال حاضر که سال 97ایم ساعت 4 و 7 دقیقه بعد از ظهر ،یکم تیر.یک کنکوری نچندان خوشبخت 98
بعدش رفتم و درسم را خواندم. یادم است داشتم شیمی جامع را میخواندم. یادم است.
حدودا یک سال و 12 روز بعد این نوشته را به پروفایلم افزودم:
حدودا یک سال و 12 روز بعد از نوشته شدن عبارت چند خط بالاتر "کنکوری نچندان خوشبخت". امروز 13 تیر 98
نشستم وسط اتاق و از بین سه گلدون کوچک مرجانی که خریده بودم، قشنگ ترینشون رو انتخاب کردم. گلدون سرامیکی رو آوردم جلو و گل رو با احتیاط از گلدونش در آوردم و گذاشتم تو گلدون سرامیکی. بعد با بیلچه خاک رو آروم آروم ریختم دورش. خوب نگاهش کردم و ازش خواهش کردم تا چند روز دیگه که قراره تو دست های تو آروم بگیره مراقب گل هاش باشه. به دوتا جوونه گل جدیدی که زده بود سلام کردم و ازشون تشکر کردم که ذوق حیات دارن، دست کشیدم روی سرشون و بهشون گفتم دووم بیارید، ه
یه چیزی که برام مونده خواب‌هامن. لذت عمیق تو خواب رو هنوز از دست ندادم. آخرين باری که کابوس دیدم یادم نمیاد و معمولا بدخواب نمی‌شم. ناخودآگاهم خلاقیت‌های زیادی نشون می‌ده در ساختن رویاهام که بی‌خلاقیتِ بیداریم رو میشوره میبره. 
از ساعت دو تا هشت شب کلاس زبان بودم و اگه سال بعد این موقع اونجایی که میخوام ،نباشم همتونو به توپ میبندم که خب درسته شما حتی یک سر سوزن مقصر نیستید اما خب نباید اولین آخرين تابستون هیفده سالگیم انقدر سخت بگذره تا آخرشم شکست بخورم:d)
به خدا اگه فهمیده باشید چی گفتم-__-
جهت کسب اطلاعات بیشتر درمورد آخرين رتبه قبولی حقوق با مشاوران مرکز تهران مشاوره تماس حاصل فرمایید.
تماس از سراسر کشور از طریق تلفن های ثابت 8 صبح تا 12 شبحتی ایام تعطیل29 20 70 70 – 021
یکی از توصیه های کارشناسان مزکز مشاوره انتخاب رشته کنکور تهران مشاوره این است که قبل از اقدام به انتخاب رشته کنکور سراسری از رتبه قبولی داوطلبان کنکور سال های گذشته مطلع شده و با در نظر گرفتن آن اقدام به انتخاب رشته نمایید. البته تنها توجه به این نکته در انتخاب رشت
سلام در این مطلب همراه باشید با عکس نوشته زیبا با نام نیروانا که معنی آن (تلفظ: nirvānā) (سنسکریت) آخرين مرحله سلوک در نزد ' بودا ' که مرحله ی محو شدن جنبه ی حیوانی وجود و رسیدن به کمال است - آخرين مرحله سلوک در نزد می باشد جملات تصویری و متن دار زیبا و جدید اسم نیروانا مناسب برای پروفایل و یا لوگو در تلگرام، انواع مختلف مدل ها و طرح های قشنگ مناسب برای پروفایل و یا لوگو در تلگرام را میتوانید با کیفیت عالی و بالا دانلود نمایید.
ادامه مطلب
بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب، افتادن به راه و رفتن، دور.
بعد اون مهمان های عزیز، همسر رفت
آخرين نفر هم داداش بود که رفت
حس کسی رو داشتم که توی قبر گذاشتندش و دارن او رو با خودش و حساب کتابش تنها می ذارن
غربت یه جورایی تمرین سکرات موته شاید.
توفیق اجباری به ترک تعلقات.
به نام دوست
علی شاه علی خیلی بچه گلی بود. میخواهم برگردم خاطراتم را با او مرور کنم و دو سه تاش را بنویسم.
یکی از خاطراتم با او آن روز بود که توی فرهنگسرای خاوران با هم نشسته بودیم و من کمتر از یک هفته بعدش باید میرفتم آموزشی سربازی و علی داشت یک سری توصیه بهم میکرد برای این که آموزشی بهم سخت نگذرد. متاسفانه چیز زیادی از حرف هایش یادم نمانده ولی این را یادم هست که گفت یک قفل کوچک بخر و با خودت ببر چون خیلی از کمدها قدیمی است و ممکن است سربازهای قبل
لیست قیمت سیم و کابل پاسارگاد
لیست قیمت سیم و کابل سیمکو
لیست قیمت سیم و کابل خراسان افشارنژاد
لیست قیمت سیم و کابل همدان
لیست قیمت سیم و کابل آرین ابهر
لیست قیمت سیم و کابل کمان
لیست قیمت محصولات سیم و کابل برتر
لیست قیمت شرکت نیرو کابل زاگرس
لیست قیمت سیم و کابل آمل
لیست قیمت شرکت کاویان سیم بیهق
لیست قیمت سیم و کابل البرز الکتریک نور
فروشگاه پرشین پیشرانه در راستای ارتقای سطح آگاهی همکاران محترم الکتریکی و سازندگان ساختمان که نیاز به سیم
با همه ی اندوه بیکرانی که دارم، باز به نظرم دنیا جای جالبیه. جالبه که هنوز میشه چشم بست و دست به دست خیال داد. میشه با صداهایی که توی ذهن ثبت کردی، نورهایی که به قلبت تابیده و تپش هایی که توی ماهیچه هات حفظ شده، دنیایی خلق کنی. پر از نور، شادی، آرامش و عشق. خیال، آخرين پناه من.
به انتهای ویوی پنجره نگاه میکردم. روی تپه ها حیوانی بود. نمیدانم گرگ بود یا میش. روشن تر شد. فهمیدم هم گرگ هست هم میش. گرگ ها داشتند میش ها را میخوردند. 
تا صبح برایت صبر کردم. تا صبح. صبرم سر آمد. خسته شدم. میدانی. دیگر حتی از خودم. تصمیم گرفتم سفر برنامه ریزی شده را طولانی تر کنم. آنقدر طولانی که کلا نباشم. مرا از یاد ببری. عاشق زن دیگری بشوی. و حتی فرزندانی از او داشته باشی.
در انتها دیگر نای نفس کشیدن برایم نمانده بود. آخرين اثر تراژدیک با تو بود
 
تاثیر رنگ بر فرش و سجاده فرش
 
رنگ های قابل دید انسان بین مادون قرمز و فرابنفشن است و رنگ ها به سه دسته اصلس گرم و سرد و خنثی دسته بندی می شوند
نمیتوان گفت کدام گروه را مردم بیشتر دوست دارند در واقع انتخاب رنگ کالام سلیقه ای و متناسب روحیه افراد است
بنابراین رنگ ها علاوه بر تاثیر روحیه ای بر انسان تاثیر بسزایی در انتخاب دکوراسیون بخصوص فرش و سجاده فرش دازند
انتخاب رنگ فرش بسته به شرایط مختلفی است از جمله: نوع زندگی و مکان زندگی ، وضعی
من با آغوشی پر از رویا و آرزو ، دنیای نابود شده ام را میسازم باز.
تمام آوار های رویاهایم که بر سرم فرو ریختند را کنار میزنم و باز از نو میسازمشان؛ حتی بهتر از قبل، زیبا و خواستنی تر از گذشته.
نبودنت سخت است خیلی سخت، ولی یادت آرامش است.
و این بار از ته قلبم آرزو میکنم اگر بدون من شاد و خوشبختی دیگر به دنیای بازسازی شده ام بازنگردی و در دنیای خوشبختیت همراه خانواده ات روزهایت را رویایی سپری کنی.
و در این میان، باز منی می ماند که با یادت رویا می
در زبان ترکی استانبولی،
وجه توانستن با پسوندهای abil/ebil درست می‌شود. با توجه به آخرين حرف
صدادار بن فعل، یکی از پسوندها  را انتخاب می‌کنیم. این وجه در هر زمانی
می‌تواند به کار رود اما معمولا در زمان حال ساده ساخته می‌شود.
حالت مثبت
برای ساختن وجه توانستن در حالت مثبت
ابتدا بن فعل را می‌نویسیم. بعد با توجه به آخرين حرف صدادار بن فعل، یکی
از پسوندهای توانستن را انتخاب می‌کنیم. اگر آخرين حرف صدادار بن a/ı/o/u
بود abil– و اگر e/i/ö/ü بود ebil– را می‌
شیر ن آبادانی قابل ستایش هستند. نی که در صحنه دفاع از شهرشان مقاوم بودند و در دوران محاصره یک ساله این شهر، دوشادوش مردان ماندند و ایستادگی کردند. شهیده فرهانیان در تمام مدت عمر گران بهایش با بیداری و هوشیاری ی و دینی زندگی کرد. لحظه‌ ای که پیکر شهیده را به بیمارستان می بردند و با آنکه ترکش به قلب شهیده اصابت کرده بود و تنی نیمه‌ جان داشت، سعی می کرد حجاب خودش را کامل حفظ کند. الان چادر وی به عنوان نماد زن مسلمان در موزه شهدای خیابا
سلام خدمت همه مخاطبین
داستان برای بار چهارم رفت روی بازنویسی ، این بار بار آخره و دیگه باز نویسی نمیشه تا یک نسخه اش در اختیار دوستان به صورت مجازی و رایگان قرار بگیره تا بازخورد های شما رو دریافت کنه
داستان توی اولین نوشتن خیلی غیرواقعی بود ولی الآن بهتر شده و واقعی تر و عینی تر شده
دهنم مزه‌ی استفراغ و خون گرفته. مثل اون روز که محکم زدی تو دهنم. مثل اون روز که از درد بالا می‌آوردم. مثل اون روز که دستات شونه‌هامو ت میداد و اسممو صدا میزد و من تو رو دور و سیاه می‌دیدم. دورتر و سیاه‌تر. نقطه و سیاهی مطلق.
امروزم با دیدن آخرين پستت مزه‌ی خون پیچید تو دهنم. بیا یه بار دیگه در جواب حرفام با عشق بکوب تو دهنم.
هاجر آدم نمیشه.
ترازو انواع مختلفی دارد که یکی از پرکاربرد ترین آن ها ترازوی نفرکش می باشد، این وسیله که ابزار دقیق اندازه گیری وزن است همیشه قادر به اعلام دقیق و صحیح وزن نخواهد بود چرا که وزن کردن بدن قوانین خاصی دارد و می توان گفت فقط در یک زمان می توانید از وزن دقیق خود مطلع شوید.  
زمان درست و غلط وزن کردن بدن اگر قبل از خواب وزن خود را اندازه گیری می کنید باید بگوییم این کار اشتباه است چرا که عددی که ترازوی دیجیتال به شما نشان می دهد با احتساب آخرين وعد
از چی بگم براتون؟
از عیدی که میگن آجیل توش تحریمه؟
از عیدی که میگن قراره آخرين فصل گیم آو ترونز بیاد؟
از عیدی که قراره کلی فیلم جذاب اکران بشه؟
از عیدی که تا حدود هفدهم تعطیلیه؟
از عیدی که هنوز هیچ خریدی براش نکردم؟
از چی بگم از چی نگم براتون
دوستان و همراهان گرامی می توانید فایل های صوتی اسرار حج را در زیر دانلود نمایید.
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرين نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
اسرار حج_قسمت 1

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما
روز آخر مدرسه ها امسال؛ یازده تیر ماه بغضم گرفت. تک تکشون رو بغل کردم. آخرين نفر پرنیا بود که گریه م گرفت وقت رفتنش.چهارشنبه 9 مرداد بود. داشتم لیست حضور غیاب پر میکردم یکباره کسی از پشت بغلم کرد. برگشتم دیدم الهام بود و کنارش تینا و پرنیا و حانیه و آتنا و مهرناز و بقیه. گفتن خانوم دیدین یک ماه نشده برگشتیم. دلم پر از نور شد با دیدنشون.
۵ ترم علوم پایه هم تموم شد:)فکر نمیکردم یه روزی این جمله رو بنویسم:)، برام خیلی دور بود ترم ۵! ترم اول که بودم، فکر میکردم به ترم ۵ که برسم قراره خیلی خفن، شاخ، عاقل و بالغ بشم! 
تو این ۵ ترم سعی کردم مهارت های مختلفی کسب کنم، با یه سری از ترس هام مقابله کنم و شجاعت بیشتری کسب کنم.
امیدوارم از فیزیوپات پزشکی شیرین تر بشه:)
پ.ن : شهریور علوم پایه دارم ^___^
به یک روز خوش احتیاج داشتم. نمی‌آمد! هر روز را می‌گذراندم به امید فردا و هر چه پیش‌تر می‌رفتم بار غم سنگین‌تر می‌شد و هر چه سنگین‌تر، بیشتر فرو می‌رفتم و اگر فرو بروی، دستانت به خوشی‌ها نمی‌رسد.
دیدم نمی‌شود! نمی‌آید. نبایست در آینده به دنبالش گشت پس بیا در گذشته پی‌اش برویم. از خودم پرسیدم که آخرين باری که خوش بودم کی بود؟
شبی را یادم آمد. بعد از امتحانی سخت، نیمی از آن شب را خوش‌حال و نیمی را در خود بودم. این جریان من را یاد نام آهنگی ا
ای کاش یه معیاری بود واسه این که استاد بفهمه این دانشجوی فلک زده چقد خودشو واسه این امتحان پاره کرده و چقدر بلده این سوال هارو حل کنه ولی الان مغزِ افلیجش کار نمیکنه.
کاش استادا میتونستن مغز دانشجو رو بخونن
اونوقت اینجوری گوه نمیخورد به امتحانی که انقدر بلدش بودم
تقریبا آخرين شانسم بود برای نمره درست درمون گرفتن  :(
هیچوقت گم شدی؟ ترسناک گم شدی؟ در پنج سالگی یکبار گم شده بودم. با مامان و خاله رفته بودیم بازار. مامان را از روی کفش‌هایش دنبال می‌کردم. یک لحظه متوجه شدم زنی که دنبالش می‌کردم فقط کفش‌های مامان را داشته. مامان نبود. مضطرب شدم. اوضاع را با خودم بررسی می‌کردم. شماره‌ی بابا را با خودم مرور کردم. نهایتش کسی را پیدا می‌کنم که به بابا زنگ بزند و بابا میاید دنبالم. فقط باید شانس بیارم کسی که به بابا زنگ می‌زند نباشد. مرا ند. مرا از مرز‌ها بی
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرين نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
دریافت
آخرين دین ، تنها راه نجات !
اینکه امروز آخرين روز امتحانات بود به خودیه خود یه اتفاق فراموش نشدنی محسوب میشد ولی.
امروز امتحان شیمی داشتم:) اول جلسه ی امتحان که نشسته بودم سرجام حواسم به توضیحات مراقب نبود و داشتم به پشت سریم با تعجب می گفتم که یوتیوب تو چینم فیلتره(واقعا نمی دونستم:) 
بعدم که امتحان شروع شد یه عالمه خوشحال شدم چون برگه ی چک نویسی که بهمون داده بودن خیلی بزرگ بود. از همون برگه هایی بود که تو ابتدایی برای امتحان املا می خریدیم. خلاصه اینکه خوش خوشک بالای
تو اتاق کامپیوتر مدرسه هستم و ساعت 12:03 و صدای ناقوس کلیسا و باد و پرنده ها از پنجره باز اتاق به گوش میرسه,هیچ دانش آموزی غیر از من اینجا نیست و تا الان تنها مدیر و ناظم و معلم روسی رو دیدم.همه امروز آخرين اردوی سال تحصیلی رو رفتن و کلاس ما قرار شد یک جشن کوچیک برای پایان سال بگیریم یه دوره همیه یه جورایی که از ساعت 13:00 شروع میشه و من از همه زود تر اومدم.فردا آخرين روزه و کارنامه هامون رو میدن
سال دیگه یه دانش آموز کلاس دهمی ام ,سال دیگه نه 6 ه
از ساختنهای الکی که یاد گرفتن به صورت دوره ای خراب شن خسته شدم دیگه
از تکرار ناملایمات
از صبر کردن
کاش بخوابیم و بیدار شیم ببینیم یه چیزایی عوض شده
خیلی وقت بود تو سرم بود دیگه اینجا هم ننویسم.هی خودم رو سینه خیز کشوندم
احساس میکنم امروز دیگه وقتشه
اگه تا دوهفته دیگه نیومدم ، برای همیشه میرم و اینجا رو هم تخته میکنم
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرين نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

مهربونی ای عشق
نازنینی ای عشق
آخرين تیکه ی این جورچینی ای عشق
 
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا این آخرين کشیکا رو هم بخیر بگذرونه!
له شدیم تو این ادمیت
فکرشو نمیکردم کشیکای جراحی انقدر سنگین باشه
یه موقع هست ادم خودشو برای یه چیز سخت اماده میکنه و میدونه که جلو پاش یه کار سخته
یه موقع دیگه هم به فکر این که زمین صافه پاشو که میذاره و یهو زیر پاش خالی میشه میفهمه چاله بود! بی هوا !
درود خدا بر او فرمود "سخت قبر است و سخت تر دستِ خالیِ در قبر"
آه من قلت ااد و طول الطریق .
فیلم سوفی و دیوانه رو دیدم و به این فکر کردم که آدم ها حق دارن از آخرين ها خبر داشته باشن. حق دارن که حداقل بتونن به چشمای کسی که خبر دارن قراره هیچ وقت نبیننش برای آخرين بار نگاه کنن یا حتی بغلش کنن.
یادمه یه نفر بهم گفته بود بازیگر خوبیم. خیلی خوب بلدم وانمود کنم آدما واسم مهم نیستن.بدم اومده بود از حرفش ولی راستش من بازیگر خوبیم. 
یه بازیگر که نقش اصلیش از الان شروع میشه.
 آغاز وانمود کردن.
+ ابتدای رقص با آهنگ های غمگین بود. باید روی ریتم حر
توی تاکسی نشسته بودم. ماشین شخصی ای بود که بین تاکسی های خط بود و مطمئن نبودم که جزو تاکسی ها هست یا نه. به مفهوم حفاظت از جان در برابر پول فکر کردم. آخرين نفر سوار شدم چون تنها ماشینی بود که مقصدش دانشگاه بود و دیر رسیدنم حتمی بود اگر سوار نمیشدم و استادی که نباید سر کلاسش دیر میرسیدم. یه پراید خسته با یه راننده ی خسته تر با لباس های شه و کثیف و وضعیت آشفته که هیچ پولی نداشت تا حتی بتونه پول خرد کنه و انگار با آخرين پولش سیگاری که توی دستش بو
تمام تنم درد میکندنه از بیماری نه از مشت و لگدنه از بغضنه از تلقین نگرش مثبت برای زندگی زیباترتمام تنم درد میکندتمام تنم کوفته استتمام تنم از انتظار کوفته شدهاز این انتظار هر روز صبح برای باز شدن بال هایمبال هایی ک سالهاست قصابی ساطور به دست قطعه قطعشان کردهو من میدانم که دوباره خواهند روییدو این انتظار آخرين دیوار نازک و شکننده بین من و مرگ است
صادقانه بگویم؛ خود من آخرين نماز جمعه‌ای که رفتم، پشت سر رهبر انقلاب در دانشگاه تهران بود: یک صبح خیلی زود با مترو رفتم تا در صف‌های اول باشم و رهبر را از نزدیک بتوانم ببینم؛ همان‌سالی بود که در مصر انقلاب شده بود!
ادامه مطلب
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرين نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.




 












متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و برو
آزاد شدم خوشحالم ننه.
ایشاالله آزادی همه.
سرانجام در نیمه های یک روز گرم تابستامی آخرين امتحان خــــــر رو دادم و تمام شد رفت:))
این ترم به خاطر فوت برادرم میان ترم ندادم کلا ولی بدون میان ترم همه رو پاس کردم تا اینجا فقط یه زبان تخصصی منو نگران کرده:(
اونم حله ان شاالله.
روانشناسی ۴۰۰ صفحه ای رو بدون نمره استاد ۱۶ شدم برگای رفقا ریخت:))
بقیه با ۸نمره میان ترم به زور ۱۵ شدن:))
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب